اوغر بخیر آقای کریمی

اوغر بخیر آقای کریمی

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، پنجم اوت 2013: …  این که با چه زبانی باید آقای کریمی را متوجه این حقیقت کرد که موضوع سکت بودن مجاهدین مربوط به امروز و دیروز نیست و حداقل یک سبقه ده ساله دارد و اینکه مجاهدین منتقدین خود را وابسته به جمهوری اسلامی معرفی می کنند سبقه ای حداقل سه دهه ای دارد، به گمانم افاقه پذیر نیست. چون قبل از ما خود ایشان از سبقه این به اصطلاحات با خبر هستند. همچنانکه …

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)continued terror campain

لینک به منبع

معلوم نیست چرا امثال آقای کریمی همیشه از همان طرفی غش می کنند که به نتیجه مطلوب منتهی می شود.

گاهی اوقات برخی افراد که به هر حال زمانی وزن و اعتباری داشته، آنقدر از چیزی بد دفاع می کنند که مخاطبان خود را حتی نسبت به هوش و حواس معمولی آنها دچار شک و تردید می کند. این ها حتی غافلند از این که وقتی اینگونه شعور و فهم خود را حراج می کنند در آن صورت دیگر کسی حرف های یومیه آنها را نیز جدی نمی گیرد! و نمی دانند حتی آنهایی که با او همسو و همسنگر هستند در خفا قضاوت دیگری می کنند. رحمان کریمی به شهادت بسیاری نوشته های اش یکی از کسانی است که در مقایسه با آن وزن و اعتبار فرضی، بیشتر از همه خود را در معرض اینگونه قضاوت ها قرار می دهد. ایشان در مقاله اخیرشان درباره اتهامات دیرینه علیه مجاهدین نوشته اند:

” … بعد از سالها هواداری از مقاومت، یک مرتبه کشف می کنند که مجاهدین خلق سکت هستند و هر منتقدی را هم وابسته به وزارت اطلاعات رژیم معرفی می کنند.”

به این ترتیب ظاهرا امر بر خود ایشان هم مشتبه شده که اتهام سکت بودن مجاهدین مربوط به همین چند هفته اخیر است و این که مجاهدین منتقدین خود را به وزارت اطلاعات وصل می کنند مربوط به همین یکی دو ساعت پیش است. ظاهرا منظور ایشان در این نوشته بطور معمول آقایان مصداقی و کریم قصیم و روحانی و یغمایی است! و جالب اینجا است که در نوشته های این افراد حداقل تا این زمان کمترین اشاره ای به این دو موضوع نشده و به شهادت نوشته های شان مدعی نشده اند مجاهدین فرقه یا سکت هستند. خوب اینکه چطور می شود آقای رحمان کریمی چیزهای نبوده و ننوشته در مطالب این آقایان را کشف کرده و هم این کشف را مرتبط به همین چند هفته مورد نظر خود می کند، از آن نوع بلاهت هایی است که متاسفانه ایشان به آن تمارض می کنند.

این که با چه زبانی باید آقای کریمی را متوجه این حقیقت کرد که موضوع سکت بودن مجاهدین مربوط به امروز و دیروز نیست و حداقل یک سبقه ده ساله دارد و اینکه مجاهدین منتقدین خود را وابسته به جمهوری اسلامی معرفی می کنند سبقه ای حداقل سه دهه ای دارد، به گمانم افاقه پذیر نیست. چون قبل از ما خود ایشان از سبقه این به اصطلاحات با خبر هستند. همچنانکه به یادداشت چند دهه پیش خودشان اشاره می کنند و نتیجه گیری می کنند علیرغم نقد تیزشان به مسعود و مریم مجاهدین با سعه صدر با مطلب ایشان برخورد کرده اند. این که ایشان استدلال می کنند:

“یک منتقد واقعی و بی شیله پیله و غرض مرض اگر سیاسی باشد باید موقعیت زمانی را ارزیابی کند که کار من در نهایت به کیسه کی ریخته می شود؟ زیرا انتقاد در ملأ صورت می گیرد و رژیم چه بخواهیم و چه نخواهیم از آن بهره خواهد گرفت. “

کشف تازه ای نیست و منطق عاریه ای و نخ نما شده ای است که مجاهدین سالها است به استناد آن منتقدین خود را ترور شخصیتی و سیاسی می کنند. آقای کریمی در بخش دیگری نوشته اند:

“رژیم بی آبرو حاضر است بدترین فحش و ناسزاهای رکیک را تحمل کند اگر به نام انتقاد یک عیب و ایراد هم از خصم او گرفته شود.”

معلوم نیست چرا امثال آقای کریمی همیشه از همان طرفی غش می کنند که به نتیجه مطلوب منتهی می شود. این را بارها گفته اند که اگر حکومتی تا این اندازه خویشتن دار و ظرفیت داشته باشد که به بهای یک نیش کوچک زدن به خصم خود همه موجودیت و مشروعیت خودش را به تاراج بگذارد، خوب در این صورت چرا مجاهدین نمی توانند و نباید که برای رسوا کردن بیشتر رژیم از همان بدترین فحش و ناسزاها و اتهامات و افشاگری ها حالا چه ساختگی و چه واقعی برای تشدید این آبروریزی و افتضاح کردن رژیم استفاده کنند. رجوی قبلا به منتقدین خود می گفت شما برای اثبات حسن نیت در دشمنی و مرزبندی با جمهوری اسلامی هر چه می خواهید از مجاهدین انتقاد کنید اما بالاخره که باید یک لگد هم به رژیم بزنید. این حرف ما نیست فتوای صریح رجوی است. اگر آن را نفی می کنید، بحث دیگری است. خوب حالا این فتوای را بگذارید کنار ادعای هشتاد به بیست رهبری و همین کلمات قصار خودتان و بعد بفرمائید بالاخره تکلیف کسانی که بدترین فحش ها و ناسزاها را به رژیم می گویند و تنها یک عیب و ایراد هم از مجاهدین می گیرند، چیست؟

آقای کریمی مجاهدین با این ادعاهای محیرالعقول بزرگ و با اهمیت نمی شوند! آن بزرگی مورد نظر بر خلاف تصور شما حتی می تواند حتی از دل توطئه هشتاد به بیست برای جمهوری اسلامی رقم بخورد، تا برای مجاهدین. به این دلیل ساده که رژیم با همین ترفند ظرفیت خود را بر مجاهدین تحمیل می کند و در عمل ثابت می کنند تا چه اندازه در بازی های سیاسی قادر به مدیریت و افشای ماهیت ضددمکراتیک مجاهدین است.

همچنین:

از میان یادداشت ها علیه مصداقی

2013/08/03 by

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، سوم اوت ۲۰۱۳: … در میان نوشته ها و یادداشت هایی که طی یکی دو ماه اخیر علیه ایرج مصداقی نوشته شده در میان فحش و تهمت هایی که نثار مصداقی شده و می شود، گاه نویسندگان به نکاتی اشاره می کنند که برای خود آنها هم می تواند قابل […]

مجاهدین خلق تغییر پذیر یا تحمیل پذیر

2013/08/01 by

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، اول اوت ۲۰۱۳: … این نوع تغییرات در مجاهدین مسبوق به سابقه است و در اشکال و در سرفصل های متفاوت شاهد آن بوده ایم. بطور مثال می توان روی دو موضوع خلع سلاح مجاهدین و همچنین کنار گذاشتن مشی مسلحانه تامل ورزید که به نوعی هر دو از موضع […]

فرجام نیش و نوش های مجاهدین خلق به نیابتی

2013/07/31 by

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، سی و یکم ژوئیه ۲۰۱۳: … در چند سال اخیر و مشخصا از زمان شروع تخلیه اشرف؛ ریزش، سراپای سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت را فرا گرفته است. در این میان فعالان و حامیان منفرد سازمان نیز بتدریج با سازمان و شورا زاویه گرفته اند. واکنش رهبری سازمان در […]



Link to the full description of MKO Logo (pdf file)


(Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan Stevenson )


(Rajavi from Saddam to AIPAC)


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)