اولین زن عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین اعلام جدایی کرد

اولین زن عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین اعلام جدایی کرد

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، سیزدهم دسامبر 2015:… رجوی ومریم قجر عضدانلو برای خلاصی از اینکه دیگر کسی به اسم شواری رهبری اعلام جدائی نکند ، با یک عقب گرد 25 ساله مجددا همۀ زنان سازمان را به اسم شورای مرکزی اعلام کردند. اما جوهر این اعلام بیرونی شورای مرکزی خشک نشده بود که خانم فرشته خلج هدایتی با اعلام جدایی از این شورای مرکزی، بی هویتی و بدون ریشه بودن این شوی …

فرزانه خلج هدایتی مصاحبه فرشته خلج هدایتی: سکوت نکنیم

لینک به منبع

اولین زن عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین اعلام جدایی کرد

روز گذشته خانم فرشته خلج هدایتی طی اطلاعیه ای جدایی خودش را از فرقۀ رجوی اعلام کرد. وی اولین زنی است که بعد از اعلام شواری مرکزی از سازمان مجاهدین اعلام جدائی می کند . در گذشته قهرمانان دیگری مانند خانم ها بتول سلطانی ، زهرا میرباقری، نسرین ابراهیمی، مریم سنجابی، حمیرا محمد نژاد و زهرا معینی که بعضا عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین بودند از فرقه رجوی اعلام جدایی کرده بودند.

مسعودرجوی ومریم قجر عضدانلو برای خلاصی از اینکه دیگر کسی به اسم شواری رهبری اعلام جدائی نکند ، با یک عقب گرد 25 ساله مجددا همۀ زنان سازمان را به اسم شورای مرکزی اعلام کردند. اما جوهر این اعلام بیرونی شورای مرکزی خشک نشده بود که خانم فرشته خلج هدایتی با اعلام جدایی از این شورای مرکزی، بی هویتی و بدون ریشه بودن این شوی مسخره را جلوی چشم ایرانیان و جهانیان به نمایش گذاشت و در واقع با این اقدام خود رهگشای مسیری شد که به رهبری فرقه نشان داد که با تغیر نام و روش و توطئه نمی تواند جلوی ریزش واعلام جدایی ها را بگیرد.

رهائی خانم فرشته هدایتی را از قید و بند فرقه رجوی تبریک عرض می کنم و در این دنیای آزاد بهترین ها را برای ایشان آرزو می کنم.

ما اعضای جدا شده وظیفه داریم که صدای خاموش دوستان عزیزمان که در قید وبند فرقه رجوی هستند باشیم. به امید آن روز که تمامی دوستان رها شوند و به زندگی و اندیشه و فعالیت آزاد و رها دست یابند.

خانم فرشته هدایتی با بیانیه ای که در صفحه فیس بوک خود منتشر کرده به رساترین و ساده ترین زبان این واقعیتها را بیان کرده است. بیانیۀ خانم هدایتی به شرح زیر می باشد:

*سکوت نکنیم

فرشته خلج هدایتی

سکوت علامت رضایت نیست … و حالا باید به خاطر تمام آنهایی که زندگی شان را در تحقق یک آرمان ازدست داده اند، حرف زد .

من یک شاهد عینی هستم، شاهدی که از درون یک غار، رهایی یافته ام .

رهایی یافته از درون یک ماشین شستشوی مغزی! رها شده از دخمه ای که روح انسانها را در آن از پای می انداختند .

تا به کی باید صبر میکردم و به خاطر پرهیز از خوردن مارک و برچسبهای احتمالی به سکوت ادامه میدادم؟

من مدت سی سال از عمرم را به طور حرفه ای درتشکیلات رجوی گذرانده ام .

هرکس که بودم وهررده ای که داشتم اصلا مهم نیست، مهم این است که من سی سال شاهدعینی بودم .

تا امروز سکوت کرده بودم چرا که باور داشتم باید زمان شکستن سکوت فرا برسد حالا فکر میکنم زمان آن فرا رسیده است :

به خاطر تمام بیگناهانی که هنوز در لیبرتی هستند وهنوز نمیدانند که دنیای بیرون از این تشکیلات جهنمی، از اساس متفاوت از هر آن چیزی است که آنها میپندارند .

به خاطر عزیزانی که بطورخاص در دوسال اخیر، بیدلیل و بیگناه و فقط به خاطر قدرت طلبی رجوی جانشان را از دست داده اند .

به خاطر تمام سالهای ازدست رفته همه افراد جداشده ای که اکنون بخاطر برخوردهای غیر انسانی تشکیلات رجوی در آلبانی و برخی کشورهای اروپایی سرگردان شده اند .

به خاطر خیانت رجوی به تمام آرمانهایی که سالیان به عشق آنها جنگیدیم وخون دادیم وحال میفهمم که همه اشتباه و دروغ بوده است.

به خاطر همه مادرانی که تنها به خاطر بی خبری از فرزندانشان و در حسرت یک بوسه عزیزانشان چشم از این جهان بستند .

به خاطر همه تحقیرهای بی پایان و ناروایی که متحمل شدم و یا شاهد بودم .

به خاطر تنفر از میزان جنگ طلبی و آشوب طلبی رجوی که تنها بخاطر اینکه عمر خودش را طولانی کند صورت میگرفت.

به خاطر تنفر از تمام فرمالیسم و نمایشهای مضحک مریم رجوی که کوته بینانه به فکر فریب دادن دنیای غرب است و امکاناتی را که با نثار خون افراد سازمان جمع شده، خرج ظاهر و نمایشات خود میکند.

به خاطر ایمان به بی آیندگی این تشکیلات فرقه ای که تنها با زد وبندهای پشت صحنه سیاست، به حیات خفیف خود ادامه میدهد.

به خاطر انزجار مفرط از اینکه رجوی با نشست های شبانه روزی و تحمیل اجباری توهمات و موهامات ذهنی اش ،سالها چشم وگوش واحساس مرا به بازی گرفت .

و بخاطر یک دنیا حرف ناگفته از این سی سال که در سینه ام مانده است .

آری، از این پس حرف خواهم زد، هرجا که باشم و هر چقدر که زنده باشم .

ضمن انزجار از «فرقه منحوس و قرون وسطایی رجوی» ازهر نوع رابطه ای به اسم این تشکیلات جهنمی تبری میجویم .و هرکس نیز هرسوالی در این ارتباط داشته باشد پاسخگوخواهم بود .

فرشته خلج هدایتی

دسامبر 2015

https://www.facebook.com/fereshteh.khaladjehedayati?ref=ts&fref=ts*

***

Let’s stand up together and free our children from Rajavi and the MEK


https://youtu.be/Ij0AKRMPJAY


زهرا سادات میرباقریبمناسبت ۸ مارس (روز جهانی زن) و خشونت طلبی های مریم رجوی

Judit Neurink: Iranian resistance group MKO to move to Albania

ستارگان سپتامبر 2014حضور انجمن ستارگان در جلسات مختلف حقوق بشر در ژنو , شرکت خانم نسرین ابراهیمی در کنفرانس خشونت علیه زنان و آکسیون اعتراضی

ابولحسن بنی صدر زنان دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر

Anne Khodabandeh London Sep 2014Expert in cultic abuse and terrorism in the MEK speaks in London charity meeting

زنان ایران ملاقات انجمن زنان با خانم یولیا گلوکنر معاون حزب CDU در آلمان


همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22498

نامه به هیئت تحریریۀ رادیو فرانسه (عملیات انتحاری مجاهدین خلق)

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، هشتم دسامبر ۲۰۱۵:… می خواهم توضیح بدهم که در سال ۱۹۸۰ چه جریانی و گروهی عملیات انتحاری را مجددا در تاریخ راه انداخت، که هنوز هم مدافع عمل کرد خود می باشد و به آن افتخار هم می کند…..مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق در جنگ قدرت، برای بدست آوردن قدرت با آیة الله خمینی در سال ۱۹۸۱ وارد عملیات نظامی شد و روی به عملیات انتحاری …

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIبزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

لینک به منبع

نامه به هیئت تحریریۀ رادیو فرانسه

با سلام و احترام؛

در تاریخ ۵ دسامبر ۲۰۱۵ مقاله ای به قلم علیرضا مناف زاده با عنوان « عملیات انتحاری و کشتار بی گناهان » انتشار داده اید. می خواهم به اطلاعتان برسانم که اگر نویسنده مقدار بیشتری تحقیق می کرد می نوشت که عملیات انتحاری در عصر ما و در منطقۀ ما از سال ۱۹۸۱ در ایران توسط سازمان مجاهدین خلق ایران شروع شد. نویسنده به ریشۀ تاریخی این کار مربوط به قرنها پیش در شیعه و در ایران اشاره کرده ولی به اینکه در عصر ما و در منطقۀ ما چه کسانی یا گروه هایی عملیات انتحاری را مجددا راه اندازی کرده اند اشاره ای نمی کند، فقط می گوید اختراع شیعیان در ایران بود.

این رسم روزنامه نگاری و خبرنگاری نیست که این قدر مبهم و گنک به تحلیل و ریشه های یک موضوع پرداخته شود یا از یک گروه خاصی که بخشی از رهبری اش مقیم همین فرانسه می باشد حساب برده شود.

نویسندۀ شما چگونه در این مورد از حزب الله لبنان اسم برده ولی از سازمان مجاهدین که طبق اطلاعیه ها و کتابها و نوشته های رسمی خودش آن موقع که عملیات انتحاری را دو سال و اندی بعد از انقلاب ایران در ایران شروع کرد اصلا حزب اللهی در لبنان در کار نبود اگر هم اسمش بود هنوز تشکیلات و عملیاتی نداشت در حالیکه سازمان مجاهدین خلق ایران آن موقع بنا به اعلام خودشان بیش از ۱۹هزار عملیات در ایران داشته اند که ۹ مورد آن عملیات انتحاری بود. من با این قسمت از نوشتۀ نویسنده که شیعیان این کار را شروع کرده اند و اصلا مسلمان یا غیر مسلمان دست به چنین جنایتهایی زده و می زنند کاری ندارم.

فقط می خواهم توضیح بدهم که در سال ۱۹۸۰ چه جریانی و گروهی عملیات انتحاری را مجددا در تاریخ راه انداخت، که هنوز هم مدافع عمل کرد خود می باشد و به آن افتخار هم می کند ولی آقای علیرضا مناف زاده به عمد یا غیر عمد هیچ گونه اشاره ای به اشاعه دهندۀ عملیات انتحاری در سال ۱۹۸۱ نکرده است.

حتما نام سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی را شنیده اید. مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق در جنگ قدرت، برای بدست آوردن قدرت با آیة الله خمینی در سال ۱۹۸۱ وارد عملیات نظامی شد و روی به عملیات انتحاری آورد. از جمله ترورهای انتحاری که در سال ۱۹۸۱ توسط این سازمان انجام شد می توان به ترور امام جمعه شهرهای تبریز، کرمان، شیراز، یزد و کرمانشاه و یک استاندار و یک سرپرست زندان اوین و تنی چند از قضات دادگاههای انقلاب ، نمایندگان مجلس ، مقامات پایین رتبه دولتی درایران اشاره کرد. آقای مسعود رجوی در همان سال ها به فرانسه پناهنده شد، تعدادی از همان عملیات های انتحاری را از پاریس فرماندهی می کرد و نشریۀ «مجاهد» ارگان این سازمان تک به تک این عملیاتها را به صورت اطلاعیۀ ستاد فرماندهی داخل کشور نیروهای مجاهدین رسما و علنا بر عهده می گرفت.

وی سپس به همراه همسرش مریم قجر عضدانلو (رجوی) فرانسه را به قصد عراق ترک کرد.

در سال ۲۰۰۳ قبل از سقوط صدام حسین مجددا مریم رجوی به همراه بیش از ۲۰۰ تن از فرماندهان مجاهدین به فرانسه برگشت که در شمال پاریس در شهر اورسوراواز در همان قرارگاه سابقشان مستقر هستند. در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ پلیس فرانسه وقتی پی برد که سازمان مجاهدین به رهبری مریم قجر عضدانلو قصد یک سری عملیات های خرابکارانه در اروپا را دارند به ۱۹ پایگاه آنان در استان والدواز حمله کرد و ۱۶۵ نفر از افراد آنها را دستگیر نمود.

این اقدام در آن زمان در سی سال گذشته بزرگترین علمیات ضد تروریستی پلیس فرانسه بود. به دنبال این دستگیری ها فرماندهان سازمان مجاهدین در اروپا به اعضا و هواداران خود دستور داده بودند که عملیات مقدس خود سوزی راه اندازی کنند که در این رابطه ۱۰ نفر از جمله در خیابانهای پاریس خود را به آتش کشیدند که در این جریان دو زن کشته شد.

این خود سوزی ها هم یک نوع عملیات انتحاری است که فرد خودش را به آتش می کشد مخصوصا وقتی در خیابان و در ملآ عام صورت می گیرد یک اقدام خشونت طلبانه و ایجاد وحشت در میان مردم و نوعی تروریسم به شمار می رود که از همان موقع پروندۀ این اقدامات در دادگستری فرانسه موجود است و یکی از اتهامات رسمی قضائیۀ فرانسه علیه مریم رجوی بود.

برخلاف نوشتۀ آقای مناف زاده سازمان مجاهدین مطلقا از این شیوه دست نکشیده است بلکه زمینۀ آن در اروپا برای این فرقه مهیا نیست. اگر چنانچه موضوعی مانند ۱۷ ژوئن برای سران سازمان مجاهدین اتفاق بیفتد آنها خیلی شدیدتر عمل خواهند کرد. در ایدئولوژی این فرقه چیزی عوض نشده است. خانم مریم رجوی فقط شکل ظاهری آن را آراسته و از شعارها و کلمات مدرن و قابل پسند دنیای آزاد مخصوصا جامعۀ فرانسه استفاده می کند تا خودش را یک نیروی تغییر کرده نشان بدهد.

سازمان مجاهدین خلق یا به عبارت دقیق تر فرقه رجوی کارهای خشونت طلبانه خود را کنار نگذاشته است، بلکه درون فرقه خود برای آن افرادی که آن عمل ها را انجام داده اند همیشه لقب قهرمان میدهد. اگر سازمان مجاهدین که اکنون دیگر فرقه ای بیش نیست در حال حاضر اقدامی نمی کند فقط بخاطر شرایط سیاسی است. شما به تهاجم ۲ سال قبل این سازمان در مرکز پاریس به اعضای منتقد و مخالف خود نگاه کنید که چگونه می خواستند فرمان رهبر خودشان مسعود رجوی مبنی بر قتل جداشدگان این سازمان حتی در خیابانهای اروپا اجرا کنند. وی این فرمان و تهدید به قتل جداشدگان و مخالفین فرقه اش را سال گذشته نیز در یک پیام علنی که از رسانه های این فرقه پخش شد تکرار کرد. این را بخاطر داشته باشید که ایدئولوژی فرقه ها هیچ وقت عوض نمی شود. شما که در کشورتان و رسانه هایتان به داعشی ها » جهادیست » می گویید؛ حتی به اسم سازمان مجاهدین خلق نگاه کنید: کلمۀ « مجاهد » دقیقا عربی همان « جهادیست » می باشد.

سازمان مجاهدین خلق در عراق قبلا قرارگاه اشرف را داشت که بعد از سقوط صدام حسین بعد از چندین درگیری بسته شد. اما دومین قرارگاه بزرگ سازمان مجاهدین در اروپا در همین فرانسه در استان والداواز (شهر اورسوراواز) می باشد که تقریبا اکثر سران و فرماندهان و افراد مورد اعتماد مجاهدین که قبلا در عراق بودند در انجا مستقر هستند. در واقع سازمان مجاهدین بعد از بسته شدن قرارگاه اشرف نیروهای مهم خود را به قرارگاه اورسوراز انتقال داده است.

من خودم در گذشته نزدیک ۳۰ سال عضو سازمان مجاهدین بودم که پس از سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ از این سازمان فرار کرده ام و مخالف این سازمان هستم.

اینک به یک صفحه از نشریۀ « مجاهد » ارگان سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۹۸۴ نگاه کنید که چگونه تصویر و اسامی افرادی را که در سال ۱۹۸۱ تا آن موقع دست به عملیات انتحاری در ایران زده اند با توصیف آنها به عنوان « شهدای عملیات مقدس انتحاری » و « شهید مقدس » منتشر کرده و عملیات انتحاری را یک عملیات مقدس می شمارد.

عملیات انتحاری مجاهدین خلق تروریست

عکس تعدادی افراد سازمان مجاهدین که عملیات های انتحاری بعد از سال ۱۹۸۱ انجام داده اند ( یک شماره از نشریۀ مجاهد ارگان سازمان در سال ۱۹۸۴ )

لیست ترورهای انتحاری مجاهدین خلق فرقه رجوی

لیست دقیق تعدادی از عملیاتهای انتحاری سازمان مجاهدین در یک سایت ایرانی

*http://fa.rfi.fr/%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C

**https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B5%D8

**https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B4%D8%A7%D8%B4%DB%

***https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_
%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D

تعدادی از عملیات های انتحاری سازمان مجاهدین که انجام شده در این رابطه اگر اسناد و مدارک بیشتری برای آشنائی رادیو فرانسه انترنسیونال خواسته باشد در اختیار دارم.

***

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

Mojahedin Khalq Rajavi cult MEK New york 2015Annual Anti-Iran Terrorist Freak Show Is Back in Town! (Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22400

شگردهای کثیف فرقۀ رجوی برای تحت کنترل گرفتن جداشدگان در آلبانی

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، چهارم دسامبر ۲۰۱۵:… در چند هفته گذشته ۷ نفر خواستار جدایی کامل از فرقه رجوی شدند و کمک مالی فرقه را نخواسته اند و به کمیساریای پناهندگی مراجعه کرده اند که همان حقوق پناهندگی که شامل ۲۵۰ دلار می شود را دریافت کنند اما کمیساریا برگه ای را که فرد قبلا امضا کرده را مقابل افراد قرارمیدهد و مطرح می کند که شما پذیرفته اید که سازمان هزینه شما را حل و فصل می کند …

کمپ لیبرتی عراق به آلبانیحمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

لینک به منبع

شگردهای کثیف فرقۀ رجوی برای تحت کنترل گرفتن جداشدگان در آلبانی

در پی انتقال بیش از ۲۰۰ نفر که در مدت دو ماه گذشته از عراق به آلبانی صورت گرفت موج ریزش اعضای فرقه رجوی بار دیگر شدت گرفته است. رهبری سازمان مجاهدین ( فرقه رجوی) شگرد ها و شیوه های کثیفی را برای جلو گیری از ریزش نیروها در کمپ آلبانی در پیش گرفته تا به هر شکلی جلوی این ریزش را به طور مقطعی هم که شده بگیرد یا آن را به تأخیر بیدازند. برای نمونه در یک ماه گذشته بیش از ۱۰ نفر از این فرقه در آلبانی جدا شده اند و مسعود رجوی رهنمودهایی در این مورد به سرکردگان فرقه اش در آلبانی ازجمله فائزه محبت کار مسئول کل تشکیلات فرقه در آلبانی و ژیلا دیهیم، فرزانه میدانشاهی و اسماعیل مرتضائی (جواد خراسان) از مسئولان دیگر تشکیلات فرقه در آلبانی داده است.

بنا بر اخباری که جدیدا از تشکیلات فرقه رجوی در کمپ های تیرانا در آلبانی رسیده ، سران فرقه تلاش دارند با وعده و وعید های کاذب تا جایی که امکان دارد این روند ریزش و جدا شدن اعضا را حتی شده برای چند ماه به عقب بیندازند. این درحالی است که بعضی از این افراد جدا شده اعلام کرده اند با آنکه می خواهند دنبال زندگی شان بروند ولی باز هوادار هستند.

از تاکتیکها و شگرد های کثیفی که فرقه رجوی در این رابطه در آلبانی اجرا می کند عبارتند از:

وقتی که فردی اعلام جدائی می کند و می خواهد از سازمان خارج بشود، برگه ای در مقابل فرد قرارمیدهند که در آن از زبان و با امضای فرد قید شده که تمامی مسائل مالی من توسط سازمان مجاهدین حل و فصل می شود، که این مبلغ در حدود ۵۰۰ دلار می باشد. جدا از کلی تحقیر، به خاطر پولی که می پردازند شروط سختی هم برای این کار وضع می کنند از جمله اینکه فرد باید در تحت کنترل فرقه باشد و خارج از خط آنها حرکت نکند و حق هیچ گونه فعالیت سیاسی و نوشتن مقاله و افشاگری ندارد. این شرح حال و وضعیت افرادی است که می خواهند جدا بشوند ولی در زیر چتر فرقه در آپارتمان جدا شده ها در داخل شهر می باشند. اما اگر کسانی بخواهند ا ز چتر سازمان خارج شوند فرقه دیگر پولی به آنها نمی دهد و قاعدتا باید کمیساریای عالی پناهندگی هزینۀ زندگی این افراد را بپردازد.

جهت یاد آوری تا قبل از این امضا گرفتن ها، افرادی که کاملا می خواستند جدا بشوند و هزینه ای از فرقه دریافت نکنند کمیساریا ماهی ۲۵۰ دلار هزینه زندگی به آنان می پرداخت اما اکنون با این امضاهائی که گرفته است این راه را بر روی افرادی که می خواهند کاملا جدا شوند بسته است.

بدلیل فشارها و محدودیت های زیادی که سران فرقه به افراد جدا شده وارد می کنند بعضا خواستار جدایی کامل از فرقه رجوی می شوند که در چند هفته گذشته ۷ نفر خواستار جدایی کامل از فرقه رجوی شدند و کمک مالی فرقه را نخواسته اند و به کمیساریای پناهندگی مراجعه کرده اند که همان حقوق پناهندگی که شامل ۲۵۰ دلار می شود را دریافت کنند اما کمیساریا برگه ای را که فرد قبلا امضا کرده را مقابل افراد قرارمیدهد و مطرح می کند که شما پذیرفته اید که سازمان هزینه شما را حل و فصل می کند، بنابر این به شما چیزی تعلق نمی گیرد. در واقع این افراد که نه زبان می دانند و نه سرپناه و نه خورد و خوراک دارند با این شگرد کثیف فرقه رجوی در آلبانی مجبور می شوند همچنان در کنار تشکیلات فرقه بمانند. این افراد که می خواهند کامل جدا بشوند از شرایط بیرون و کمیساریا خبری ندارند و فرقه از این بی خبری و ناآگاهی افراد استفاده می کند و از آنها امضا می گیرد که متاسفانه بعدا در نتیجۀ این امضا با مشکل مواجه می شوند یعنی کمیساریا هم به داد آنها نمی رسد.

یکی دیگر از شگرد های کثیف فرقۀ رجوی در آلبانی این است که از افراد امضا گرفته که کار های حقوقی و مالی آنان را تماما خود سازمان پیگیری می کند. لذا وقتی افراد جدا می شوند کمیساریا تمامی این کاغذ های امضا شده را در پیش روی افراد جدا شده قرار می دهد. به همین دلیل نفرات وقتی به کمیساریا مراجعه می کنند هیچ جوابی نمی گیرند و سرگردانند.

در گذشته ساختمان افراد جدا شده و افراد تشکیلات در کنار هم بود و افراد باهم در ارتباط بودند. اما فرقه رجوی برای اینکه افراد تشکیلات با افراد جدا شده ارتباط نداشته باشند ساختمان مربوط به افراد تشکیلات را پس داد و ساختمانهای دیگری را بیشتر در حومۀ شهر تیرانا پایتخت آلبانی گرفت که دو ساختمان یا به اصطلاح پایگاه بزرگ آنها از شهر خیلی دور می باشند. فرقه افراد این ساختمان ها را به صورت گروهی با فرمانده مشخص در جاهای مختلف اسکان داده است تا آنان به طور کامل از دنیای بیرون قطع باشند. در محل زندگی این افراد تمامی پنجره ها با پرده های ضخیم یا رنگ آمیزی پوشیده است تا بیرون را نبینند یعنی عملا به نوعی زندانی یا در واقع بدتر از زندانی هستند که به هیچ وسیله ای یعنی نه تلفن و نه اینترنت دسترسی ندارند و از دنیای بیرون کاملا قطع هستند. این افراد فقط هفته ای یک بار با فرمانده خود اجازه دارند به مغازه های منطقه خود بروند و خرید هفته را انجام بدهند.

شگرد کثیف دیگری که شواری رهبری یا همان زنان شورای مرکزی دست ساز مریم قجر عضدانلو در آلبانی به فرماندهی فائزه محبت کار به کار می برد تا خانواده نفر جدا شده را متلاشی کند در نمونۀ زیر مشخص می شود:

چندی قبل یکی از اعضا که در آلبانی جدا شده است بدنبال این بوده که همسرش را از ایران به آلبانی نزد خودش بیاورد. در این رابطه کلی در خواست به کمیساریا و دولت آلبانی داده است تا بتواند برای همسرش ویزا بگیرد. وقتی که فرقه رجوی از موضوع مطلع شده است یکی از زنان شورای مرکزی ( شورای رهبری سابق) بارها با همسر آن فرد در ایران تماس گرفته و با فرهنگ مبتذل مریم قجری مدعی شده که وی ( زنی که تماس گرفته) نامزد شوهر ایشان است و الآن هم در کنارش خوابیده است. با این ترفند کثیف می خواهند خانواده جدا شده را متلاشی کنند و مانع از آمدن همسر آن فرد به آلبانی بشوند.

نکته ای که باید یادآوری کرد این است که توافقی مابین کمیساریای پناهندگی با سازمان مجاهدین امضا نشده است اما این یک توافق تلویحی است که کمیساریا از امضائی که نفرات به سران فرقه در آلبانی می دهند بعد از درخواست جدائی سوء استفاده می کند.

حالا هم فرقه برای زیرپا گذاشتن تعهد مالی خود زمینه سازی می کند بدینگونه که تا کنون به افراد جدا شده که زیر چتر فرقه هستند ماهانه ۶۵۰۰۰ لک (واحد پول آلبانی) (برابر با ۵۰۰ دلار) می دهد. اما چند ماه قبل سران فرقه در آلبانی نفرات جدا شده را جمع کرده و مطرح می کنند که از سال آینده ۴۵۰۰۰ لک ( ۳۴۵٫۸۳ دلار) می خواهند بدهند و شروع می کنند به امضا گرفتن از افراد در این مورد که چندین نفر امضا نکرده اند و نسبت به این مسأله اعتراض دارند.

***

همچنین:

پژوهش در رابطه با هویت , ساختار سازمان مجاهدین از آغاز تاسیس تا….قسمت سوم

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۵:… تشکیل گروه روستا درواقع انقلاب چین سر مشق این مسله بود که و باعث شد که این گروه تشکیل شود . تحقیق کنند که ایا روستا های ایران آن شرایط روستاهای چین را دارد که بخواهند حرکتی مانند مائو در ایران انجام بدهند . که در جمعبندی نهائی به این نتیجه رسید

گزارشی ازشرایط و وضعیت درونی سازمان در قبل و بعد از عملیات فروغ : قسمت آخر

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و دوم سپتامبر ۲۰۱۵:… قسمت دوم جنجالی بحث با رجوی مربوط به افرادی بود که در ارتش های شاه و جمهور اسلامی خدمت کرده بودند . اینها صرفا از بعد یک فرد نظامی با رجوی بحث می کردند ….. بحث به درازا کشید که انگشت روی خود شخص رجوی گذاشتند که شما که علم و علوم نظامی نداشتی چرا این نفرات را

آیا صداقت و پاکی در عمل هست یا در شعار دادن ؟!

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۵:… فرمانده هادی افشار…اما واقعیت این بود که تفکر شما همان تفکررجوی بود، درست بود که شما به تیف آمده بودید .اما دیدگاه وتفکر شما اساسا فرقی نکرده بود . خوب است الان یک بار عمل کرد های خودتان در تیف را مرور کنید. یک فرد دیگر را به جای سعید جمالی فرض ک

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:… نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ