اگر این اعتلااست، پس ارتجاع واضمحلال چیست ؟

اگر این اعتلااست، پس ارتجاع واضمحلال چیست ؟

Mojahedin_Khalq_Paris_Carnaval_Terrorists_2ایران قلم، ششم ژوئیه ۲۰۱۷:… اگر صحبت مرتجع ومرتجعین درکار باشد ، رهبری مجاهدین که از همان روزها درحال استحاله سازمان به فرقه شده ونزدیک چهار دهه براین خیانت خود اصرار ورزیده ومناسبات برده داری را درتشکیلات رواج دادند ، دراصل مرتجع ترین جریان ایرانی بوده و شما آیا درمبارزه با ارتجاع ، با رهبری خود مبارزه میکردید؟! اگر آری ، لطفا دستآوردهای خود … 

کارناوال مریم رجوی در ویلپنت پاریس بدون ایرانیظهورنیم بند امام زمان در پاریس/دکترعلیرضا نوری زاده

لینک به منبع

اگر این اعتلااست، پس  ارتجاع واضمحلال چیست ؟

” راز ماندگاری و اعتلای یک جنبش “ نوشته ایست که ظاهرا سرمقاله هم هست ودریکی از وبسایت های فرقه ی رجوی درج شده که در قسمت اول آن آمده است :

” سی‌وشش سال پس از سی خرداد۱۳۶۰، حقانیت مقاومت انقلابی بیش از هر زمان دیگر می‌درخشد، خط سرخی ازآنچه باید کرد، یعنی «مقاومت بهر قیمت» و خط سرخی ازآنچه از ایران و ایرانی باید به دور باشد، یعنی تسلیم و «تن دادن به حاکمیت پلید ولایت‌فقیه». ازنظر مرتجعین و فرصت‌طلبان سیاسی البته که این کار دیوانگی غیر حساب‌شده بود و هرگز نباید انجام می‌شد زیرا پشتوانه خارجی وجود نداشت و یا درافتادن با ارتجاع هار و بی‌رحم، قیمت سنگین می‌طلبید. پس باید به این نظام وحشی قرون‌وسطایی تن داد و در انتظار نشست؛ اما مجاهدین با سرفرازی تاریخی بر چنین تسلیم‌طلبی‌های جبونانه خط مردودیت کشیدند …”.

۳۰ خرداد ۱۳۶۰ یک تراژدی درتاریخ ایران بوده وهیچ افتخاری برای هیچکس از آن بر نمیخیزد!

این حرکت بغایت نابخردانه ، ضربات مهمی بر انقلاب نوپای ایران زد و موجب شادی وامیدواری دشمنان مردم و انقلاب شد!

اگر صحبت مرتجع ومرتجعین درکار باشد ، رهبری مجاهدین که از همان روزها درحال استحاله سازمان به فرقه شده ونزدیک چهار دهه براین خیانت خود اصرار ورزیده ومناسبات برده داری را درتشکیلات رواج دادند ، دراصل مرتجع ترین جریان ایرانی بوده و شما آیا درمبارزه با ارتجاع ، با رهبری خود مبارزه میکردید؟!

اگر آری ، لطفا دستآوردهای خود دراین عرصه ی نبرد بی امان !!! را توضیح دهید!

البته این ” پشتوانه ی خارجی ” داشتن را شما مطرح کرده اید و من تاکنون ندیده ام که چنین اتهامی بر باند رجوی وارد شده باشد که دل درگرو آن نداشته وازقضا، عکس قضیه درست تر است!!

اساسا مرتجع کسی است که مانع ترقی- ترقی بنفع اکثریت ۹۰درصدی مردم-  باشد وشما با عقد اخوت بستن – یا درست تر تن دادن به  مناسبات خفت بار چاکری وآقایی- با هارترین جناح امپریالیستی – که تمام کار وبارش مانع تراشی دربرابر ترقی واقعی این اکثریت مردم است –  درکنار مناسبات درون تشکیلاتی خود، خود را درچه نقطه ای میبینید؟ آیا بنظرتان نمی رسد که مرتجع اید؟!

چرا درک نمیکنید که طیفی ازارتجاع هستید و دوستان خارجی تان از طیف دیگر!

اگر شما انقلابی بودید- انقلابی بمعنی فرد یا جمعیتی که ازوضع موجود جهان ناراضی باشد- دیگر نمی توانستید با جان مک کین ها وجان بولتن ها وترکی الفیصل ها – که نمود بارز ضدانقلاب جهانی هستند – وارد همکاری شده وسلطه ی آنان را برجهان بپذیرید!!

نوشته ی مربوط به فرقه ی رجوی، چنین ادامه میدهد :

” … به‌وضوح مشخص است که در فقدان حضور این مقاومت سازمان‌یافته سراسری و این آلترناتیو ایدئولوژیک- سیاسی منسجم و دمکراتیک در برابر هیولای بنیادگرایی و وحشی‌گری، سرنوشت ایران، منطقه و جهان به کجا می‌انجامید؟ سلاح اصلی مجاهدین در این دوران پرشکوه، ایدئولوژی انقلابی آن‌ها بود….علیرغم خیانت و تسلیم طلبی‌ها و لغزخوانی‌های پوششی برای فرار از قیمت دادن در یک نبرد نابرابر و طولانی، تمامی قیمت را به‌تنهایی پرداختند ولی روزبه‌روز بر استحکام و صلابتشان افزوده شد …”.

ما درباره ی دموکراتیک بودن این جریان فرقه ای خوفناک ، حرف های زیادی زده ایم و دراین نوشته ی کوتاه ، بنای نقل مجدد آنها را نداریم. همین ادعای بالا را درتعارض با سخنان هرروزشان که منطقه وایران دربدترین موقعیت تاریخی خودش است ، دیده وسئوال میکنیم که درعدم وجود شما ، کارجهان به کجا میکشید ؟!

آیا بدتر ازاین میشد که به یمن دخالت سلطه ورزان جهانی شده وچرا؟

شما دراستناد به چه مدرکی ادعای داشتن نقش باین بزرگی را برای خود درتغییر جهان دارید؟!

حال آنکه ما ، اهمیت شما را درحد ترورها واعدام های دهه ی ۶۰ دیده وحالا هم وضع طوری ترتیب یافته که بود ونبودتان ، فرقی نمیکند!!

آیا این همان ” تغییر دوران” ی نیست که شما و روز برایش جشن وچراغانی میکنید ؟!

دیگر اینکه آیا هم پیالگی با نمایندگان بازنشسته ی سلطه گران وارتجاع منطقه ای را  کارانقلابی میدانید؟؟

کدام ایدئولوژی میتواند ادعا کند که ، همکاری با کسانی که با شدت تمام درصدد حفظ وضع موجود و ایجاد مانع در راه پیشرفت مردم زحمتکش جهان میباشند ، انقلابی است؟!

پس ضد انقلاب ها  کیستند وبه  چه کاری مشغولند؟!

نوید

*** 

لاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30186

مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا 

Mohammad_Houssein_Sobhani_2017محمد حسین سبحانی، ایران قلم، اول ژوئیه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین می گفت و می گوید که دیگر قبل از سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه   فضاییی برای مبارزه مسالمت آمیز و سیاسی وجود نداشت و به همین دلیل در ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ در یک اطلاعیه سیاسی ، نظامی آغاز فعالیت مسلحانه خود را رسما اعلام کرد و در روز سی خرداد ۱۳۶۰  به آن عمل کرد  من می خواهم این بحث … 

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

محمد حسین سبحانی :

مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا 

چرا سازمان مجاهدین خلق به موقعیت کنونی رسیده است؟ 

آیا آنطور که مسعود رجوی بارها گفته است سی خرداد ۱۳۶۰ تردیدبردار نیست؟

ایران قلم  ـ ۳۰٫۰۶٫۲۰۱۷

https://youtu.be/_4ci8JsiR60

با سلام به بینندگان و دوستان گرامی

محمد حسین سبحانی مجاهدین خلق از تهران تا تیرانامن محمد حسین سبحانی هستم. امروز سی خرداد ۱۳۹۶ هست و یادآور یک روز تاریخی در وقایع سیاسی ایران به نام سی خرداد ۱۳۶۰ می باشد. روزی که سازمان مجاهدین خلق مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را آغاز کرد و جامعه ایران دچار خسارت های زیادی در حوزه های سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی شد. از این روز بود که چرخه ترور و اعدام آغاز شد و فزونی گرفت و شکاف های بسیار عمیق اجتماعی در جامعه را منجر شد و بدون تردید همه محققین و پژوهشگران عقیده دارند که این رویداد ، سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه ، موجب شد که جامعه ایران از پیشرفت های سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی عقب بماند، هر چند که ممکن است عده ای اعتقاد داشته باشند که سی خرداد ۱۳۶۰ یک ضرورت تاریخی بوده است و در وقوع آن نمی توان تردید کرد. در واقع این تفکر را مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق نمایندگی کرده و می کنند. مسعود رجوی اعتقاد دارد که سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه یک ضرورت تاریخی بوده است و این مبارزه نباید یک روز زودتر و نه یک روز دیرتر این مبارزه مسلحانه  آغاز می شده است. (  به نقل از جمع بندی یکساله مقاومت. مسعود رجوی. سال ۱۳۶۱)

محمد حسین سبحانی مجاهدین خلق از تهران تا تیرانا

محمد حسین سبحانی مجاهدین خلق از تهران تا تیرانا

آیا آنچه که مسعود رجوی می گوید درست است؟ اگر درست است، چرا سازمان مجاهدین خلق از تهران در ایران ، به تیرانا در آلبانی رسیده اند؟

مگر قرار نبود مجاهدین خلق در سی خرداد ۱۳۶۰ جمهوری اسلامی را با مبارزه مسلحانه سرنگون کنند؟ پس چرا نشد؟

آیا جمهوری اسلامی در هل دادن سازمان مجاهدین به سمت آغاز مبارزه مسلحانه نقش داشت؟ آیا جمهوری اسلامی نمی توانست این روند را به تاخیر بیندازد؟ سازمان مجاهدین خلق چطور؟

تا قبل از سی خرداد ۱۳۶۰ تقریبا می توان گفت تمام احزاب و سازمان های سیاسی روزنامه و نشریه اختصاصی داشتند، متینگ های سیاسی اجتماعی داشتند، هر چند که این آزادی ها قانونمند و نهادینه نشده بود، ولی وجود داشت. اما بعد از سی خرداد ۱۳۶۰ همه این آزادی ها به محاق فرو رفت و سازمان مجاهدین خلق خود مجبور شد، شاید نتوان گفت مجبور شد، باید بررسی کرد، ولی در هر صورت بعد از این مقطع یک روند وابستگی را طی کرد و با صدام حسین که در حال جنگ با مردم ایران بود پیوند سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک برقرار کرد.

در فیلم های ملاقات های مسعود رجوی با فرماندهان امنیتی و سرویس های اطلاعاتی صدام حسین که منتشر شده است، به روشنی مسعود رجوی می گوید که خون ما با خون اعضای حزب بعث و صدام حسین گره خورده و به لحاظ تاریخی در هم تنیده شده است.

آیا به واقع نمی شد جلوی وقوع سی خرداد ۱۳۶۰ را گرفت؟ روزی که هم اکنون نیز سازمان مجاهدین آن را گرامی می دارد و عرج  می گذارد، با اینکه سلاح ندارد و سلاح را از دست داده است و توسط ارتش آمریکا در پادگان اهدایی صدام حسین در عراق خلع سلاح شد ولی همچنان با شعار های خشونت طلبانه و مبارزه مسلحانه سر می دهد و به آن اعتقاد و باور دارد و با اینکه دیگر ارتش آزادی بخشی وجود ندارد، کماکان در شعار های  درونی و بیرونی اش خودش از ارتش آزادی بخش  نام می برد.

اما چرا من می خواهم به این بحث و نقد بپردازم؟  زیرا به نظر من سی خرداد ۱۳۶۰ یک روز تاریخی است و بدون تردید می توان گفت در میان چند روز تاریخی چند دهه گذشته مردم ایران جای دارد، و با روز های تاریخی مانند ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ، ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ، ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روزهای دیگر مقایسه کرد. بحث و بررسی و نقد سی خرداد ۱۳۶۰ از آن زاویه  اهمیت دارد که جامعه کنونی ایران نیاز دارد که  از آن روز و تجربه تلخ و غم انگیز درس و عبرت بگیرد تا امکان تکرار آن وجود نداشته باشد، چرا که ترور و خشونت در جامعه ، همه جوامع را در کلیه پهنه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی  به شدت به عقب می برد و متوقف می کند.

من به دلیل همین اهمیت است که قصد دارم بر اساس تجربیات  تشکیلاتی خودم در بیش از دو دهه همراهی و همکاری با سازمان مجاهدین خلق و حضور در عراق و همچنین بعد از آزادی از زندان های انفرادی  مجاهدین و زندان ابوغریب  به مدت ۱۵ سال در امور سازمان مجاهدین خلق و سایر فرقه های تروریستی تحقیق و پژوهش کردم و  اعتقاد دارم باید این تجربه ها را در اختیار عموم و دیگران قرار داد تا این تجربیات تلخ  تکرار نشود .

سازمان مجاهدین می گفت و می گوید که دیگر قبل از سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه   فضاییی برای مبارزه مسالمت آمیز و سیاسی وجود نداشت و به همین دلیل در ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ در یک اطلاعیه سیاسی ، نظامی آغاز فعالیت مسلحانه خود را رسما اعلام کرد و در روز سی خرداد ۱۳۶۰  به آن عمل کرد  من می خواهم این بحث و سایر مسائل مرتبط با آن را  در سلسله گفتارهایی مورد بحث و بررسی قرار بدهم زیرا اعتقاد دارم نقد ترور و خشونت جامعه  ما را در مقابل حرکت های تند و خشونت طلبانه واکسینه می کند ، چه در لباس اپوزیسیون و چه در لباس حکومت،  و  فکر می کنم این بحث ها لازم است و تاثیرات خودش را می گذارد،  بنابراین باید دنبال کرد  که:

چرا سازمان مجاهدین خلق به موقعیت کنونی رسیده است؟ آیا آنطور که مسعود رجوی بارها در نشست های شورای مرکزی مجاهدین گفته است سی خرداد ۱۳۶۰ تردیدبردار نیست؟ آیا در سال ۱۳۶۰ راه دیگری جز مبارزه مسلحانه وجود نداشت؟

آیا اساسا رهبری سازمان مجاهدین خلق بعد از آزادی از زندان های رژیم شاه ، توهم و سودای رهبری انقلاب ۱۳۵۷  را نداشت؟ آیا واقعا مجاهدین خلق از درون و با دل و قلب از اینکه انقلاب ۱۳۵۷ پیروز شد، خرسند بودند یا اینکه مایل بودند مبارزه به درازا بکشد و از مدار راهپیمایی و تظاهرات مسالمت آمیز به مبارزه مسلحانه و راه های خشونت امیز برای سرنگونی رژیم شاه بکشد؟

آیا آنچنان که مسعود رجوی مدعی است، رهبری انقلاب ۱۳۵۷ ربوده و  سرقت شده بود؟ چه کسی سرقت کرده بود؟ از چه کسی این رهبری سرقت شده بود؟

تاریخچه مجاهدین خلق ایران مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی

محمد حسین سبحانی مجاهدین خلق از تهران تا تیرانا

چرا سازمان مجاهدین خلق همکار و مزدور صدام حسین شد؟ چرا هم اکنون این سازمان  پادو سرویس های اطلاعاتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دشه است؟ این ناشی از چه بوده است؟

آیا اتخاذ استراتژی مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه آنها را به این سمت سوق نداده است؟ سهم ایدئولوژی این سازمان مجاهدین خلق در این انحراف چه بوده است؟ در این انحراف کدام سهم بیشتری داشته اند ؟

آیا هم اکنون سازمان مجاهدین در تیرانا ، آلبانی چه می کند؟ براساس اخبار و  اطلاعاتی که وجود دارد سازمان مجاهدین در حال بازسازی و آماده سازی تشکیلاتی خودش هست و و براساس همان توهم هایی که رهبری این سازمان دارد، منتظر فرصت برای آغاز مجدد خشونت و ترور می باشد. آیا آنها در آلبانی خود را برای مبارزه مسلحانه و به قول مسعود رجوی برای استراتژی قیام آماده می کنند؟

آیا آنچه که داعش در چند هفته قبل در عملیات تروریستی که  در دو نقطه تهران صورت داد به ما یادآوری و گوشزد نمی کند که باید مداوم ترور و خشونت را نقد کرد تا جامعه به ریشه های این حرکت های تروریستی پی ببرد؟

چرا  سازمان مجاهدین خلق  بعد از گذشت سی و شش سال  از سی خرداد ۱۳۶۰ روش های مسلحانه  خشونت طلبانه را ترک نمی کند؟

آیا مشی مسلحانه پیوند تنگاتنگ و مستقیم با ایدئولوژی این سازمان دارد؟

آیا واقعا سازمان مجاهدین خلق دارای یک ایدئولوژی التقاطی از مارکسیسم و اسلام هست؟

آیا اگر بنیانگزاران سازمان مجاهدین خلق زنده بودند و هم اکنون حضور داشتند و همچنان به مشی مبارزه مسلحانه اعتقاد داشتند، راهی را جز آنچه که مسعود رجوی پیموده است، آنها می پیمودند؟

آیا مجاهدین که بخش زیادی از مردم ایران و جوانان را در فاصله زمانی ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ توانستند جذب خود کنند، توانستند از این بنیه اجتماعی برای تغییرات مثبت و تقویت دمکراسی در جامعه ایران استفاده بکنند؟ چرا نتوانستند استفاده بکنند؟

چرا مجاهدین خلق به شرایطی رسیدند که نه تنها به دمکراسی در درون جامعه کمک کنند ، حتی خودشان در درون مناسبات تشکیلاتی خودشان زندان های انفرادی درست کردند و زندان سازی و زندان بانی راه انداختند؟

آیا اینکه هر ساله سازمان مجاهدین خلق سی خرداد ۱۳۶۰ را با هزینه های هنگفتی که از کشورهای عربی و اموال به یغما برده مردم عراق هزینه می کند، گرامی می دارد ، آیا برای مردم ایران فایده ای دارد؟

من تلاش می کنم در سلسله گفتارهایی به این بحث بپردازم که چرا سازمان مجاهدین خلق که قرار بود جمهوری اسلامی را سرنگون بکند، از تهران به تیرانا در آلبانی رسیده است و متعجبانه کماکان به مانند سی و شش سال گذشته رهبری سازمان مجاهدین بر مشی خشونت و ترور باور دارد و اصرار دارد که مرغ یک پا دارد و استراتژی مبارزه مسلحانه تردید بردار نیست. اگر اجازه بدهید تا اینجای بحث که به عنوان یک مقدمه مطرح بود ، را متوقف بکنیم و ادامه بحث را در قسمت آینده پی بگیریم.

*** 

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29988

فرقه رجوی مدعی است که فرقه داعش جای آنها را در ویلپنت پاریس تنگ کرده است 

MEK_ISIS_Terrorism_Rajavi_Cult_Documents_1ایران قلم، بیستم ژوئن ۲۰۱۷:… همان گونه که در ابتدا یادآوری کردیم مردم ایران ، برعکس تصور رهبری فرقه مجاهدین ، از گردهمایی   این فرقه  در اول یولی ۲۰۱۷ در ویلپنت پاریس بدون تردید بهره مند می شوند چون فرصتی فراهم می‌شود که هر چه بیشتر به ماهیت این گروه پی ببرند. اما از سوی دیگر  متأسفانه باید اعتراف کرد که  آن روی سکه نمایش پر زرق و برق رجوی ها در این خیمه شب بازی ها  در فرانسه واقعیت دردناک … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

لینک به منبع

ایران قلم : فرقه رجوی مدعی است که فرقه داعش جای آنها را در ویلپنت پاریس تنگ کرده است

تحریریه ایران قلم ـ ۱۹٫۰۶٫۲۰۱۷

https://youtu.be/bEKmtPsTZiU

فرقه رجوی  برای خروج از انزوای رسانه ای و تبلیغاتی و  گرامیداشت  سرآغاز “خشونت و ترور ” در  سی خرداد ۱۳۶۰ خیمه شب بازی سالیانه خود را در اول یولی ۲۰۱۷ در ویلپنت پاریس  برگزار می کند. این در حالی است که  رهبری فرقه مجاهدین خلق با بحران های عمیق تشکیلاتی ناشی  از فروپاشی اشرف و انتقال به کشور آلبانی  همچنان در  استیصال و بن بست است . اما مطمئنا از خیمه شب بازی امسال مجاهدین نیز  آبی برای رهبری این فرقه گرم  نخواهد شد، چرا که اتفاقا بر عکس، هرگاه که این باصطلاح گردهمایی ها  برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. چرا که  یک ایرانی نیز در میز سخنرانی  آنها حضور ندارد و قرار است که تنها مزدبگیران بازنشسته خارجی برای این خیمه شب بازی ” گرامیداشت ترور و خشونت ” اجاره شوند، آن هم از جانب فرقه مجاهدین که خود یک سازمان اجاره ای است که دست به دست می چرخد که  این هم یکی دیگر از نمونه های وطن فروشی و انحطاط سیاسی و اخلاقی فرقه رجوی است. این نشان می دهد که حامیان این فرقه رجوی عمدتا از میان جنگ طلب ها و نئوکان های امریکایی هستند  که هدفی جز حمله به ایران و تجزیه آن را در سر ندارند و برای رسیدن به هدف خود نیازمند مزدوران “وطنی” از قبیل رجوی هستند  .  رجوی خائن و وطن فروش با الگو برداری از حمله امریکا به عراق، همواره خواهان حمله نظامی امریکا و غرب به ایران شده و می شود و در این مسیر ضدمردمی و ضدمیهنی از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند. مزدوران جنگ طلب و اجیر شدگانی مانند”جولیانی” شهردار سابق نیویورک که از نومحافظه کاران و جنگ طلب های امریکایی است را با پول های هنگفت روانه می کند تا در میتینگ های تبلیغاتی فرقه رجوی نعره بزند که  “ایران را بمباران، بمباران، بمباران کنید!” . آیا این اوج افول و انحطاط و وطن فروشی در فرقه رجوی  نیست؟  بدون شک از یاد هیچ ایرانی خیانت های فرقه مجاهدین نخواهد رفت و روز داوری  و پاسخگویی رجوی  در برابر عدالت بزودی فرا خواهد رسید.

همان گونه که در ابتدا یادآوری کردیم مردم ایران ، برعکس تصور رهبری فرقه مجاهدین ، از گردهمایی   این فرقه  در اول یولی ۲۰۱۷ در ویلپنت پاریس بدون تردید بهره مند می شوند چون فرصتی فراهم می‌شود که هر چه بیشتر به ماهیت این گروه پی ببرند. اما از سوی دیگر  متأسفانه باید اعتراف کرد که  آن روی سکه نمایش پر زرق و برق رجوی ها در این خیمه شب بازی ها  در فرانسه واقعیت دردناک و شرم آوری نهفته است که در کمپ های این فرقه در آلبانی در جریان است.   باید توانمندی‌ها و نقطه قوت های این فرقه در آلبانی را نیز گفت تا بتوان ارزیابی دقیقی از صحنه و شرایط داشت و به همین دلیل این فرقه با سرعت در حال بازسازی خود در آلبانی می باشد و در این مسیر با فشار مضاعف به نیروهای تشکیلاتی و موانع جدی مالی و حقوقی بر سر راه جداشدگان روند جدایی از این فرقه را به تاخیر می اندازد. اما رجوی خود بهتر از هرکس می داند که راه گریزی برای او نیست و روند جدایی از فرقه مجاهدین  در آلبانی فزونی خواهد گرفت. بنابراین  خیمه شب بازی‌های سالیانه فرقه مجاهدین در ویلپنت پاریس در اول یولی ۲۰۱۷  ، نه  در وجه بیرونی و نه در وجه درونی  برای فرقه مجاهدین فایده ای نخواهد داشت و به همین دلیل در عجز و ناله های مریم رجوی در روزهای اخیر این  نکته  بیرون می زند که ” فرقه داعش ” جای “فرقه رجوی ” را در ویلپنت پاریس تنگ کرده است و مریم رجوی به دلیل همسویی و هم شکلی فرقه داعش با فرقه مجاهدین نمی داند چه کند و چه پاسخی به نیروهای تشکیلاتی خود در فرانسه و آلبانی بدهد، اگر چه رهبری  فرقه مجاهدین در دل از حضور داعش در صحنه های تروریستی  اظهار رضایت می کند. .

https://youtu.be/iWkSeTeVOZY

***

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)


حامیان تروریسم و جنایت همراه مریم رجوی مزدور فرقه منفور رجویلیست قیمتهای سخنرانان و مدعوین کرایه ای بزرگداشت تروریسم در پاریس به یورو

 همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29686

سی و شش سال بعد از سی خرداد ۱۳۶۰ ، مرغ رجوی همچنان یک پا دارد 

 ایران قلم، دوم ژوئن ۲۰۱۷:… شنیده شده است که مسعود رجوی بعد از سی و شش سال یاد فردوسی ، رستم و سهراب و سیاوش افتاده است تا با پخش گسترده عکس هایی از نمادهای ملت ایران در میان خیمه شب بازی خود در اول یولی ۲۰۱۷ در ویلپنت پاریس   ماهیت ضدایرانی خود را ماستمالی کند. اما مگر شدنی ست؟ مگر می توان لباس مزدوری و خشونت را از تن مجاهدین خلق در آورد؟ لباس مزدوری برای صدام حسین ، شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس … 

شکست یک اندیشه

لینک به منبع

سی و شش سال بعد از سی خرداد ۱۳۶۰ ، مرغ رجوی همچنان یک پا دارد

مریم رجوی و استخدام سیاهی لشگر؛ هم سخنران اجاره ای ، هم تماشاچی

https://youtu.be/SN6UfY9W0Ak

از سی خرداد سال  ۱۳۶۰ حدود سی و شش سال گذشته است. ۳۰ خرداد ۱۳۶۰  از این جهت شهرت دارد که سازمان مجاهدین خلق، این روز را به مثابه سر فصلی کیفی در بقاء نظامی خود در صحنه مبارزات مردم ایران قلمداد کرده و بر شمرده است. این سازمان که بخشی از آن در حومه اورسورواز از شهر پاریس و بخش دیگر ان در آلبانی مستقر هستند ، تلاش می کنند امسال نیز  با تمام قوا، یعنی استخدام تماشاچی و سخنران، برای جلب حمایت خارجی ، به طرز معنا داری پا به میدان بگذارند. مجاهدین خلق هر ساله  این روز ،  ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ ، را که  فرمان مبارزه مسلحانه  برای اعضاء و هوادارانش علیه قیام نوپای مردم ایران  صادر کردند، پاس می دارند  و ضمناً تلاش می کنند رسانه های غیر ایرانی  را با پول  به نفع موقعیت متزلزل خود به صحنه بیاورند.  همچنین فرقه مجاهدین به روال هر ساله خودش  باید امسال هم چند ده هزار به آمار شرکت کنندگان خود اضافه کند. باید دید امسال این رقم نجومی را می خواهد به خورد نیروهای خودش و افکار عمومی بدهد. به چند می رساند. البته فرقه رجوی هیچگاه توضیح نداده است که  این چه تالاری  است که  می تواند حداقل  صد هزار نفر !!؟ را در خود جای بدهد!! آیا این بار  در خیمه شب بازی خود حداقل یک سخنران ایرانی را در میز سخنران های خود جا می دهد؟ یا اینکه به مانند همیشه سخنران های اجاره ای را در این گردهمایی ها بکار می گیرد؟ آیا از انبوه شخصیت های مخالف جمهوری اسلامی یک نفر پیدا نمی شود که سازمان مجاهدین به وی اجازه سخنرانی بدهد؟ در میان اعضای ایرانی مستخدم خود در شورای ملی مقاومت چی ؟  شنیده شده است که مسعود رجوی بعد از سی و شش سال یاد فردوسی ، رستم و سهراب و سیاوش افتاده است تا با پخش گسترده عکس هایی از نمادهای ملت ایران در میان خیمه شب بازی خود در اول یولی ۲۰۱۷ در ویلپنت پاریس   ماهیت ضدایرانی خود را ماستمالی کند. اما مگر شدنی ست؟ مگر می توان لباس مزدوری و خشونت را از تن مجاهدین خلق در آورد؟ لباس مزدوری برای صدام حسین ، شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس ، جنگ طلب های آمریکایی و سرویس های امنیتی اسرائیل و عربستان به این سادگی از تن رجوی بیرون نخواهد آمد، چرا که همچنان اندیشه خشونت طلبانه و تروریستی در جای جای ذهن و قلب رجوی لانه کرده است. رجوی تصور کرده است با رساندن  خود از عراق به آلبانی ، اتوماتیک لباس خشونت از تن او در خواهد آمد ، ولی نمی داند که مردم ایران در ” چاه فراموشی ” نیفتاده اند.اما با همه خودداری های مزورانه و زیرکانه  رجوی ، از محتوی تبلیغات مجاهدین خلق  در آستانه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ روشن می شود که این فرقه همچنان می گوید مرغ یک پا دارد و تنها راه حل مبارزه ، مبارزه مسلحانه ، خشونت طلبانه و تروریستی می باشد.، اگر چه سلاح را از کف داده باشد، تا صاحب سلاح را حفظ کند. اما همچنان بانگ سر می دهد که مرغ یک پا دارد .

اگر اتفاقات و حوادث ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ را به یاد بیاوریم و آن روز را با رویدادها و تحولات امروز جامعه ایران و سایر کشورهای خاورمیانه و عربی، را در مقام مقایسه قرار دهیم، بدون تردید به نتایج حیرت انگیزی دست می یابیم و درستی و نادرستی  کارکرد سیاسی و تاریخی آن روز ، سی خرداد ۱۳۶۰ ، برایمان روشن تر خواهد شد. در اینجا برای آشنایی بیشتر و تنویر افکار عمومی به چند نکته مهم اشاره می گردد.

۱ـ سازمان مجاهدین که در سال ۱۳۴۴ به رهبری سه تن از جوانان مذهبی آن ایام تشکیل شد، پس از چند سال کار تئوریک و سیاسی، به خاطر فضایی که جنبش های رادیکال و حکومت های دیکتاتور در جهان دامن زده بودند و به خاطر این که از سایر گروه های اسلامی و مارکسیستی تندروی دهه ۴۰ و ۵۰ در ایران عقب نمانند، سریعاً دست به سلاح برده و تروریسم را به مثابه یگانه راه حل برای رسیدن به قدرت در جامعه ایران، انتخاب و به کار بردند.

۲ـ به دنبال ضربه نظامی که این سازمان توسط ساواک حکومت شاه دریافت کرد و اکثر رهبران و اعضای سازمان به زندان افتادند، پس از ۱۰ سال از تاسیس سازمان، انشعابی در آن اتفاق افتاد و از آن انشعاب سازمان مارکسیستی پیکار و مجاهدین رجوی، سر بر آوردند.

۳ـ سرانجام در بهمن ماه سال ۱۳۵۷، تتمه رهبران و اعضای مجاهدین خلق از زندان های رژیم شاه، توسط انقلابیون و مردم ایران آزاد شده و فوراً به تجدید قوا و سازماندهی در میان اقشار مختلف مردم و به ویژه در میان جوانان، پرداختند. آنها مدتها در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتند و بنا بر عدم دستیابی سریع به بخشی و یا همه قدرت، مشی و خطوط خود را عوض کرده و دفعتاً در مقابل جمهوری اسلامی، صف آرایی کردند.

۴ـ در جنگ و درگیری سازمان مجاهدین که در آن ایام از پایگاه و جایگاه بهتری نسبت به امروز برخوردار بودند و شاید همان قدرت کذایی، توهماتی در رهبران سازمان ایجاد کرده بود، آنان در مقابل حکومت جمهوری اسلامی و در تاریخ ۳۰ خردادماه سال ۱۳۶۰، قیام مسلحانه را اعلام و به کار بردند.

۵ـ در این هنگام که جمهوری اسلامی با تمام قوا و بیش از شش ماه با قوای بیگانه و صدام حسین، درگیر بود، توسط جنگ مسلحانه مجاهدین خلق، فرصت مناسبی به دست آورد تا فضای سیاسی کشور را بنا به بهانه ای که مجاهدین خلق به آنها داده بودند، به فضای نظامی و امنیتی بدل کند و خیل عظیم هوادان مجاهدین را یا در میادین نبرد نظامی قلع و قمع و یا به زندانها بیافکند.

۶ـ رهبران سازمان، پس از به عهده گرفتن مسئولیت چندین انفجار بزرگ علیه سران حکومت و النهایه با جدا کردن رییس جمهور جمهوری اسلامی آقای ابوالحسن بنی صدر از بدنه حکومت، پا به فرار گذاشته و زمینه را برای حذف فیزیکی هواداران خود توسط جمهوری اسلامی، هموار کردند.

۷ـ مجاهدین خلق در ادامه راه بی سرانجام مبارزه مسلحانه که آن نوع مبارزه خشونت آمیز تاثیر زیادی بر رادیکاله شدن فضای جامعه ایران و نهادینه شدن خشونت داشت، به نام مبارزه با جمهوری اسلامی، در مقابل سپاه و ارتش ایران صف آرایی کردند و این در حالی بود که نظامیان ایران در حال جنگ با دشمن خارجی بودند. در چنین حال و هوایی بود که صدام حسین دیکتاتور عراق، رهبران سازمان را به عراق دعوت کرده و آنان در سال ۱۳۶۵ از فرانسه به عراق رفتند تا در ادامه آنچه که به نام مبارزه علیه جمهوری اسلامی اعلام کرده بودند، این بار با به کشتن دادن اعضاء و هوداران خود و کشتن نظامیان ایرانی را که تنها به نفع موقعیت صدام حسین انجام می گرفت، جملگی را مبارزه برای آزادی مردم ایران بخوانند.

۸ـ سازمان مجاهدین در عراق باقی ماند و از جنگ مابین ایران و عراق استفاده کرد تا این که جنگ در سال ۱۳۶۷ به پایان رسید و رهبران سازمان در فرار به پیش و این که بدنه سازمان را به قربانگاه جدیدی بفرستند، عملیات موسوم به فروغ جاویدان را تدارک دیدند که در آن نیز هزاران ایرانی در دو طرف جنگ، به خاک و خون کشیده شدند.

۹ـ رهبری سازمان در ادامه راه که حال به عقب نشینی و فرو رفتن در باتلاق عراق محکوم شده بود، آخرین فرصت های نجات را لجوجانه پس زده و در فرار به پیش همچنان در عراق باقی ماند و دل را به جرقه جنگ مابین و ایران و عراق خوش کرد تا این که در سال ۱۳۸۲ صدام حسین نیز از دور بازی قدرت خارج شد و مجاهدین در این تاریخ بسیاری از اهرمهای مبارزه و مبارزه مسلحانه را از دست داده، ولی همچنان شعار مبارزه مسلحانه را سر دادند و تحت حمایت آمریکا، در عراق باقی ماندند.

۱۰ـ رهبران سازمان که در بن بستی لاعلاج و در عراق پس از صدام حسین گیر افتاده بودند، انتقام این همه اشتباه محاسبه و خیانت را باز هم در فرار به پیش، متوجه اعضاء و هوادان خود دانسته و مردان و زنان و کودکانشان را به بلا و بلایایی دچار کردند که آن همه مشقت و ریاضت و تحقیر، به ندرت در تاریخ ستم دیکتاتورها به یادگار مانده است.

آنان هم اکنون با اشتباهی که در ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ مرتکب آن شده و هیچگاه قیمت اعتراف به اشتباه را نیز نپرداختند، هم اکنون نه راه پیش و نه راه پس برایشان باقی مانده است و با وقاحت و بی شرمی تمام، همچنان ناچارند تنها و تنها به خاطر حفظ جان و غرور رهبران سازمان، راه رفته را همچنان به پیش بروند و آنچه که اشتباه و خیانت ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ شمرده می شود و همه جهانیان به جز اندکی لابی های جنگ طلب و زرادخانه ها و دلاربگیران، صحت و سقمش را قبول دارند.

اشتباه حرکات ماجراجویانه و خشونت طلبانه در جامعه ایران را جنبش ها و اعتراضات سالهای گذشته به وضوح ثابت کرده و محاسباتش را که توام با هزینه های سرسام آور بوده است، رد کرده اند. ولی همان گونه که گفته شد و متاسفانه باز هم شاهدش هستیم، رهبری سازمان تنها به خاطر غرور و نخوت و یا این که اعتراف به اشتباهش می تواند وی را از خر لنگان سازمانش به پایین بکشد، ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ را همچنان امری مشروع و موجه در تاریخ مبارزات ایران می نامد و در ادامه اش باز هم خواهان روند اوضاع به سیاق قبل هستند!

https://youtu.be/djvKsKT3kEg?list=PLi6CyO25v18eiVmGQa4K1x5I7aYhiBL1S

https://youtu.be/vuY6QRwt1Ow?list=PLi6CyO25v18crTqyB16GsupR9lqCJL6IV

***

لاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19427

مصاحبه ایران ستارگان با محمد حسین سبحانی در مورد آخرین وضعیت سازمان مجاهدین 

ایران ستارگان، سوئیس، بیست و چهارم ژوئن ۲۰۱۵:… این گردهمایی و به تعبیری خیمه شب بازی هر بار که برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. طبیعی است که حتی برای نیروهایی که تحت عنوان ” شورای ملی مقاومت” هم این پرسش پیش بیاید که چرا یک ایرانی در این خیمه شب بازی سخنرانی نمی کند؟ چرا حتی یکنفر از اپوزیسیون ایران در این گردهمایی ها وجود …

 وظیفه بررسی نقض حقوق بشر در فرقه های تروریستی با کیست؟

لینک به منبع

مصاحبه ایران ستارگان با محمد حسین سبحانی در مورد آخرین وضعیت سازمان مجاهدین

محمد حسین سبحانیپرسش: اگر اجازه بدهید ابتدا این پرسش را مطرح کنیم که شما و سایر دوستان جداشده در دو آکسیون مربوط به دادگاه مهدی ابریشمچی و همچنین آکسیون اعتراضی در پاریس در ۱۳ یونی شرکت داشتید . سازمان مجاهدین هم گردهمایی هر ساله خودرا در ویلپنت پاریس برگزار کرد، برداشت شما از نتایج آن چیست؟

محمد حسین سبحانی: با تشکر از شما، البته ما تلاش می کنیم که در هر فرصتی که برایمان وجود دارد ، در مورد ماهیت سازمان مجاهدین و افکار خشونت طلبانه و فرقه ای آن روشنگری کنیم و تنها هدفمان نیز عدم تجربه تلخ ما برای دیگران هست. فکر می کنم در این راه به اندازه ای که تلاش می شود ، نتیجه داده و موفق بوده ایم . این را از واکنش های رهبری سازمان مجاهدین نسبت بهاعضای جداشده می توان بطور کامل مشاهده کرد. حضور و فعالیت اعضای جداشده از مجاهدین خلق در نقد این سازمان ، ماهیت این گروه را بیشتر در افکار عمومی روشن کرده است.

اما در مورد بخش دوم سؤال شما باید عرض کنم که این گردهمایی و به تعبیری خیمه شب بازی هر بار که برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. طبیعی است که حتی برای نیروهایی که تحت عنوان ” شورای ملی مقاومت” هم این پرسش پیش بیاید که چرا یک ایرانی در این خیمه شب بازی سخنرانی نمی کند؟ چرا حتی یکنفر از اپوزیسیون ایران در این گردهمایی ها وجود ندارد؟ طبق گزارش خود سازمان مجاهدین لیست شرکت کنندگان و سخنرانان خارجی تا دلتان بخواهد هر سال دراز تر می شود، زیرا پول سازمان مجاهدین هم هر سال بیشتر می شود و بیشتر می تواند رسیدگی به این بازنشسته های جنگ طلب بکند. پولی که بدون تردید « پول خون» اعضای قربانی شده، جداشده و فعلی سازمان مجاهدین می‌باشد .این سخنرانان اجاره ای بدون تردید طرف حسابشان سازمان مجاهدین نیست بلکه سرویس اطلاعاتی اسرائیل و کارخانه های اسلحه سازی و بعضی کشورهای عربی و در صدر آن عربستان سعودی می باشد. یعنی سازمان مجاهدین و این بازنشسته های دولتی کشورهای مختلف را موساد به هم وصل می کند ، عربستان هم آنها را پشتیبانی مالی می کند و به قول معروف هر خارجی که در این برنامه مجاهدین شرکت می کند و فقط از یک طرف پول نمی گیرد بلکه به قول معروف هر کدام از چند طرف می گیرند. مسعود رجوی هم به خوبی دریافته است که با صرف هزینه‌های میلیون دلاری میتوان سیاست را خرید ، اما او باید از این توهم خارج شود که با ” پول خون ” شاید بتواند سیاستمدار بازنشسته و جنگ طلب و دلال های کارخانه های اسلحه سازی را بخرد، اما به هیچ وجه نمی تواند مشروعیت را هم بخرد. مسعود رجوی در حالیکه هنوز پاسخی برای مزدوری اش برای صدام حسین و اقامتش در عراق، کشوری که در حال جنگ با ایران بود، نداده است ، از سال ۲۰۰۳ و بعد از سقوط صدام حسین خود را وارد دور دیگری از آویزان شدن به بیگانگان کرده است و باید همه فعالیت‌های سازمان مجاهدین در یک دهه گذشته هم به مانند گذشته در راستای استراتژی آویزان شدن به بیگانگان تبیین کرد .از این نگاه مردم ایران از گردهمایی فرقه مجاهدین بدون تردید بهره مند می شوند چون فرصتی فراهم می‌شود که هر چه بیشتر به ماهیت این گروه پی ببرند.

پرسش: سرنوشت گروگان های رجوی در لیبرتی چه خواهد شد. آیا سازمان مجاهدین همچنان می‌خواهد در عراق بماند؟

محمد حسین سبحانی: متأسفانه باید اعتراف کرد که آن روی سکه نمایش پر زرق و برق رجوی در ویلپنت پاریس واقعیت دردناک و شرم آوری نهفته است، واقعیتی که در کمپ لیبرتی در جریان است.من فکر می‌کنم باید توانمندی‌ها و نقطه قوت های این فرقه را نیز گفت تا بتوان ارزیابی دقیقی از صحنه و شرایط داشت که این موضوع به سؤال شما هم بر می گردد. من فکر می‌کنم خیمه شب بازی‌های سالانه رجوی در ویلپنت پاریس ، اگر در وجه بیرونی برای مسعود رجوی فایده‌ای ندارد ولی به لحاظ مصرف داخلی و درون تشکیلاتی برای سازمان مجاهدین مفید واقع می‌شود. فرقه مجاهدین با نشان دادن فیلم‌ها و سخنرانی‌های افراد خارجی شرکت کننده در این خیمه شب بازی‌ها که هر کدام عناوین وزیر و وکیلو فلان مقام سابق را یدک می‌کشند و هر کدام هم نقش مجاهدتر از مجاهد را بازی می کنند، تأثیرات کافی بر روی تفکر و مغز افراد تخدیر شده ساکن در لیبرتی می گذارد. افرادی که در حصار فرقه مغزشویی شده‌اند و قدرت تجزیه و تحلیل چرایی حضور این سخنرانان اجاره ای را در گردهمایی های سازمان ندارند . مسعود رجوی برای این قربانیان که در حصار رسانه ای و اخبار و اطلاعات قرار دارند این‌گونه وانمود می‌کند که از چهار سوی عالم مورد پذیرش سیاسی قرار گرفته است و وانمود می‌کند که این گردهمایی‌ها جان قربانیان و ساکنان لیبرتی در عراق را حفظ خواهد کرد و خلاصه نوک پیکان مبارزه در عراق و در لمپ لیبرتی است . مسعود رجوی به دروغ این ذهنیت را می‌خواهد به اعضای گروگان گرفته شده تلقین کند که پیروزی نزدیک است و این افراد را متأسفانه چند صباحی به دنبال خود باز می کشد. اما اینکه سرنوشت گروگان های رجوی به کجا خواهد انجامید؟ من به آینده بسیار امیدوار هستم، بویژه با حضور خانواده‌های قهرمان این قربانیان در پشت دیوارهای لیبرتی. حضور خانواده‌ها در پشت دیوارهای کمپ لیبرتی تضمین رهایی قطعی اعضای قربانی سازمان از تور و طناب مسعود رجوی می باشد. چرا که این خانواده‌های تنها درخواست شان ملاقات با فرزندانشان هست تا در این چند دقیقه عشق و عاطفه را در آن‌ها زنده کنند. این همه آن چیزی است که مسعود رجوی از آن وحشت دارد و همه سحر و جادو خیمه شب بازی‌های ویلپنت و غیره مسعود رجوی را نقش بر آب می کند . به واقع باید گفت خانواده‌ها یک پادزهر بی بدیل برای قربانیان گرفتار در کمپ لیبرتی عراق می باشد. زجه و ناله‌های فرقه مجاهدین از حضور خانواده‌ها در پشت دیوار های لیبرتی و زدن اتهامات خنده‌دار مزدور و مامور سپاه قدس و غیره در حالیکه هر کدام اسم قربانی و عزیز خود را بر روی یک مقوا چسبانده اند، در همین راستاست. به همین دلیل هم مسعود رجوی و فرقه مجاهدین این افراد که در زیر حداکثر فشار در لیبرتی قرار دارند را بطور مضاعف در فشار قرار می‌دهند تا علیه خانواده‌های خود مطلب بنویسند و آن‌ها را مزدور قلمداد و به همسر و خانواده‌شان همانند دشمن نگاه کنند. اما همه این ترفند ها راه به جایی نخواهد برد، نشانه آن نیز اخبار چند هفته گذشته و جدایی تعدادی از افراد در کمپ لیبرتی و کشور آلبانی از سازمان مجاهدین خلق می‌باشد و مطمئنا این ریزش ها و جدایی‌ها فزونی خواهد گرفت . در مورد قسمت دوم سؤالتان مبنی بر اینکه سازمان می‌خواهد همچنان در عراق بماند؟ باید متاسفانه بگویم بله مسعود رجوی همچنان این سیاست را دنبال می‌کند که در عراق بماند یا خروج خود را از عراق به تأخیر بیندازد برای رسیدن به تصورات و توهم هایی که در ذهن خود دارد. پیش خود می‌گوید حداقل حضور در عراق این است که من برای طرف‌های حساب مثل اسرائیل و عربستان آن‌ها را به عنوان یک برگ روی میز می‌گذارم و حداقل پول خون و هزینه‌هایی که آن‌ها در عراق را دارند از طرف مقابل می گیرم. حال اگر خرج خودشان نمی‌شود ، ایرادی نیست مهم این است که مریم رجوی ظاهر برازنده داشته باشد. واقعیت‌ها نشان می‌دهد بر خلاف پیش‌بینی های نهادهای بین‌المللی ریل انتقال افراد از لیبرتی به کشور های ثالث از جمله آلبانی به کندی صورت می‌گیرد و موانع زیادی را سازمان مجاهدین ایجاد می‌کند که همه نشانه‌هایی هست از اینکه هنوز مسعود رجوی می‌خواهد در عراق بماند اما این نیز توهمی بیش نخواهد بود و دولت و مردم عراق به سازمان مجاهدین و رهبری آن به مثابه مزدوران صدام حسین نگاه می‌کنند و نمی‌توانند جایگاه یک گروه سیاسی برای آن‌ها قائل باشند.

ایران ستارگان: با تشکر که در این مصاحبه شرکت کردید.

محمد حسین سبحانی: من هم از جنابعالی سپاسگذار هستم.

کانون ایران ستارگان

۲۴٫۰۶٫۲۰۱۵

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت پایانی

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice
 ***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16773

آیا این همزمانی ، اتفاقی است؟ باور کنید مجاهدین خلق ” جاسوس ” نیستند

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۵:… در پایان ، بویژه برای آقای نتیانیاهو، لازم است یادآوری کنیم که درست است که مزدوری سازمان مجاهدین برای کشورهای بیگانه سابقه ای طولانی دارد و از این نظر صاحب تجربه و قابل اتکا هستند. به عبارتی آری ، آنها مزدور های گوش به فرمان و وظیفه شناسی هستند، اما ” جاسوس” نیستند، زیرا مجاهدین خلق حداقل های توان و پایگاه سیاسی ، اجتماعی …

لینک به منبع

آیا این همزمانی ، اتفاقی است؟

باور کنید مجاهدین خلق ” جاسوس ” نیستند

محمد حسین سبحانی ــ ۲۷ فوریه ۲۰۱۵ تقریبا بعد از سه دهه تهدید، تحریم و جنگ سرد بین ایران و آمریکا مسئولین ارشد دو کشور بیش از یکسال است که بر سر یک میز به گفتگو نشسته اند. در این مسیر مقامات دو کشور تابوهایی که از گفتگو و مذاکره برای دو طرف ساخته شده بود، در حال شکستن هستند، هر چند راه درازی برای حل همه مسائل پیش بینی می شود. با این حال کارشناسان اعتقاد دارند اگر اتفاق غیر منتظره ای رخ ندهد ، یک توافق همه جانبه بین ایران و آمریکا در مسائل هسته ای صورت خواهد گرفت. تقریبا هیچ کارشناس منصف سیاسی ایرانی و غیر ایرانی نیست که این توافق را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی نکند، حتی بسیاری اعتقاد دارند این توافق و باز شدن درب های بسته بر روی ایران راه را برای بهبود شرایط اقتصادی و حقوق بشر در ایران را مهیاتر می کند.

اما در حالیکه این روند و گفتگوهای دو کشور در حال پیشرفت می باشد و طرف های مذاکره کننده از نتایج اولیه مذاکات خشنود می باشند. تنها دولت اسرائیل ، کشور عربستان و فرقه مجاهدین خلق در مخالفت با آن اخلال و کارشکنی می کنند. در همین ارتباط آقای نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل قرار است برای مخالفت با این روند به آمریکا برود و در سوم مارس ۲۰۱۵ در کنگره آمریکا که تحت تسلط جمهوری خواهان می باشدعلیه سیاست های دمکرات ها و آقای اوباما سخنرانی کند.

با پیش بینی این موضوع خانم سوزان رایس مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در روز سه شنبه ، ۲۴ فوریه، گفته است که قبول دعوت رئیس کنگره آمریکا از سوی نخست وزیر اسرائیل برای سخنرانی در مجلسین آمریکا در حال حاضر ” برای تار و پود روابط دوجانبه اسرائیل و آمریکا مخرب” است.

این در حالی بوده است که جان بینر رییس مجلس نمایندگان آمریکا در گفتگو با رسانه ها تایید کرده است که نه تنها بدون هماهنگی با کاخ سفید از نخست وزیر اسرائیل برای ایراد سخنرانی در کنگره آمریکا دعوت کرده، بلکه به سفیر اسرائیل در واشینگتن هم تاکید کرده تا جایی که ممکن است کاخ سفید را از این امر بی‌خبر نگه دارد.

در همین گیر و دار برای اینکه آقای نتانیاهو خط جنگ طلبی اش را در کنگره آمریکا خوب پیش ببرد، در مقدمه به یک مانور تبلیغاتی و رسانه ای نیاز داشت که مامور اجرای آن نیز مشخص شد و بر عهده فرقه مجاهدین قرار گرفت . بنابراین همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا، ابزار خریداری شده توسط موساد ماموریت یافت در قالب ” شورای ملی مقاومت ” در واشنگتن جلسه ای را برگزار کند و با چند عکس گرفته شده در گوگل و قاطی کردن اطلاعات نادرست و درست با یکدیگر مدعی کشف جدیدی شود که حکومت ایران در حال ساختن بمب اتمی می باشد. آیا این همزمانی اتفاقی است؟

البته موضوع این مقاله چیز دیگری است، ولی پرسش از اعضای ” شورای ملی مقاومت ” می باشد که احتمالا می دانند چه نانی می خورند. خطاب به چند تا غیر مجاهدی باقی مانده در این شورای آلت دست ، عرض می کنم، آیا این همزمانی فیل هوا کردن نتانیاهو با رجوی اتفاقی است؟

به ادامه بحث بپردازیم.

می دانید که مطالب ارائه شده توسط نتانیاهو و رجوی نه تنها حتی مورد تایید کارشناسان مستقل قرار نگرفته است، بلکه موساد، سرویس اطلاعاتی اسرائیل نیز مطالبی از این دست که حکومت ایران بزودی بمب اتمی خواهد ساخت را رد کرده است. در این ارتباط گزارش یورونیوز را بخوانید:

” بر اساس گزارشهای سازمان اطلاعاتی اسراییل، موساد، اظهارات نخست وزیر اسراییل در مورد فاصله ایران تا دستیابی به بمب اتمی مطابق با واقعیت نبوده است.

اسناد موساد نشان می دهند که برخلاف سخنان نخست وزیر اسراییل در مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۱۲، ایران فاصله زیادی در دسترسی به بمب هسته ای داشته است. موضوعی که دولت نتانیاهو و شخص نخست وزیر از آن مطلع بوده اما خلاف آنرا در مجمع عمومی سازمان ملل و در برابر رهبران بسیاری از کشورهای عضو بیان کرده است. …

کارشناسان موساد تاکید می کنند که ایران الزاما فعالیت هسته ای نظامی برای دسترسی به بمب را دنبال نمیکند.”

http://persian.euronews.com/2015/02/24/leaked-documents-allege-israel-pm-and-mossad-differ-on-iran

جالب این است که بعد از افشای اسناد موساد و برآوردهای اطلاعاتی این سرویس از توانایی های اتمی ایران روزنامه هاآرتص نوشت :

” در پی افشای اطلاعات موساد، جان استوارت کمدین آمریکایی نتانیاهو را به تمسخر گرفت. این کمدین آمریکایی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل را برای گمراه کردن سازمان ملل در مورد پیشرفت برنامه تسلیحات هسته ای ایران به تمسخر گرفت.”

در پایان ، بویژه برای آقای نتیانیاهو، لازم است یادآوری کنیم که درست است که مزدوری سازمان مجاهدین برای کشورهای بیگانه سابقه ای طولانی دارد و از این نظر صاحب تجربه و قابل اتکا هستند. به عبارتی آری ، آنها مزدور های گوش به فرمان و وظیفه شناسی هستند، اما ” جاسوس” نیستند، زیرا مجاهدین خلق حداقل های توان و پایگاه سیاسی ، اجتماعی در داخل ایران را ندارند که حتی بتوانند “جاسوس ” باشند.

netanyahu-84076_754

***

همچنین:

مصاحبه با آقایان عیسی آزاده و محمد حسین سبحانی در حاشیه آکسیون سن میشل پاریس، دادگاه مهدی ابریشمچی

ایران قلم، سیزدهم می ۲۰۱۵:… من یک آرزو بیشتر ندارم ارزویم اینست که تمام آن افرادی که الان در لیبرتی اسیر فرقه رجوی هستند اینها بیایند به دنیای آزاد و اروپا و خودشان انتخاب کنند و بیایند به دنیای آزاد وصل شده و خودشان هر که خود می خواهند انتخاب کنند و خودشان آزادآنه؛ ولی واقعیت اینست

قسمت پنجم و آخر مصاحبه خانم سنجابی با آقای محمد حسین سبحانی

ندای حقیقت (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)ندای حقیقت، بیست و یکم مارس ۲۰۱۵:… به نظر من پایه بحث اینجاست که از بالا فرقه رجوی به استخدام موساد در آمده و هماهنگی های لازم شده است ، حال در پایین رجوی ها برای اینکه خودشان را هم کمی گنده و بزرگ جلوه دهند، به مستخدمین هدایت شده از طرف موساد به سمت مجاهد

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت پایانی

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۵:…  بله پاسخ این سوال را دادم که الان در آنجا بچه‌های ما را که فریب داده و به عراق بردند الان بین سی و پنج تا چهل ساله هستند و پدران و مادران آنها که افرادی مثل من هستند از سن پنجاه و پنج شروع شده و تا هشتاد ساله می رسد و شما این تصاویری که در این نوار صوتی ملاحظه می فر

پاسخ محمد حسین سبحانی به تهدیدات خشونت طلبانه مسعود رجوی در نوار صوتی ۱۱ آبان

ایران قلم، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۴:… رجوی با ایجاد رعب و وحشت و وصیت کردن قتل اعضای جداشده این پیام را به شنوندگان این پیام صوتی ، یعنی قربانیان لیبرتی ، منتقل می کند اگر به فکر جدا شدن از سازمان افتاده اید مواظب باشید سازمان و من با آنها چگونه رفتار خواهم کرد. البته این شگرد همیشگی رجوی در سرفصل های مشابه بوده است من 

وظیفه بررسی نقض حقوق بشر در فرقه های تروریستی با کیست؟

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  چرا نوشتم این فرقه ها چه بسا بسیار بیشتر از دولت ها و حکومت های مستبد و دیکتاتور، نقض کننده حقوق بشر میباشند؟ زیرا این فرقه ها نقش دروغین اپوزیسیون و ناجی مردم را هم بازی می کنند و خود را آلترناتیو “استبداد و ارتجاع “معرفی می کنند. رهبری این فرقه ها خود را ” سید الرج