اگر ضربه ای درکار است، متوجه دوستان باند رجوی است بیشتر! (+هنوز تن زخمی رجوی گرم است)ا

اگر ضربه ای درکار است، متوجه دوستان باند رجوی است بیشتر! (+هنوز تن زخمی رجوی گرم است)ا

 اRajavi_Faisal_1نجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بست و نهم دسامبر 2016:… تکیه بر صدام و … ، استفاده ازحضور نیروهای آمریکائی درعراق برای انجام جاسوسی های متعدد، جمع کردن شیوخ در کمپ اشرف برای برهم زدن اوضاع عراق و …، درکارنامه ی شما می درخشد و حالا که ترکی الفیصل ( وزیر سابق اطلاعات عربستان ) را به پدر معنوی خود تبدیل کرده اید ، خودرا  مانند گذشته درموقعیت رطب … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشمریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

هنوز تن زخمی رجوی ها گرم است و درد را کمتر حس میکند!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی پنجشنبه ۹ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
به دید تعدادی ازتحلیلگران با فراست، آنچه که درحلب اتفاق افتاد یک نقطه ی عطف تاریخی در قرن 21 است وهنوز اذهان ساده ویا خودفریب، قادر به تحلیل آن نیستند!

من  البته که جزو این تحلیلگران با فراست نیستم .اما باوجود مستندات فراوان ، براحتی میتوانم ادعا کنم که بازپس گیری حلب نشان داد که نظام تک قطبی جهان با  ترک  وشکاف های سخت وغیر قابل ترمیمی مواجه شده است!

اما عوامل رجوی جان سختی نشان داده وبا زیر علامت سئوال دادن پیروزی تاریخی ارتش سوریه ومتحدانش درحلب، خود را به آن راه میزنند و آنطور که باید وشاید، درد این  زخم عمیق خود را که  هنوز تازه است ، درک نمیکنند!

درمیان قلم بدستان باندرجوی، مهرداد هرسینی ازجمله کسانی است که برای دلخوشی دادن به خود و اسرای رجوی و خشنود ساختن مریم رجوی ، بیشتر درصحنه حضور دارد ومن خواستم که نگاهی کوتاه به نوشته ی او بنام ” حلب قهرمان- دستان آغشته به خون خامنه‌ای ”  داشته باشم !

این مهره ی بشدت گوش بفرمان رجوی می نویسد :

” سرانجام پس از قریب دو سال بمب، ترور، کشتار به توبره بستن خانه به خانه و خیابان به خیابان، نیروی تروریستی قدس به یاری نیروی هوایی روسیه وارد حلب قهرمان و خون‌فشان شدند “.

ازاین بچه مرشد رجوی باید پرسید که حلب برای چه وبدست چه جریانها وبا کمک کدام کشورها اشغال شده بود که بازپس گرفته شدنش اینقدر پر هزینه شد؟

غیر از این است که سوریه گرفتار اجرای نقشه ی خاورمیانه ی بزرگ بود که براساس آن قرار است تمامی کشورهای درمسیر اسرائیل تجزیه شده و دماغ موی این سیستم اشغالگر برای تصرف اغلب سرزمین های خاورمیانه نباشند؟

آیا شما میخواستید این شهر به مام میهن اش که سوریه باشد نپیوندد و دولت صهیونیستی هرکاری که کرد بکند؟!

چرا به وجود منافع مشترک خود واسرائیل ، اشاره ی صاف وپوست کنده ای نمیکنید وبا بازی با کلمات و گشتن درحاشیه ها ، درصدد فریب خوانندگان خود هستید؟!

مهرداد رجوی الدوله مینویسد:

” … ابعاد جنایات رژیم خون‌ریز ولی‌فقیه را میلیون‌ها مردم در سراسر جهان بروی شبکه‌های تلویزیونی و یا از طریق شبکه‌های مجازی روزانه رصد می‌کردند. صحنه‌های دردآور کودکان ماتم زده، شوکه شده، با صورت‌های خونین و زخم‌های عمیق در زیر آوار ساختمان‌های بمباران‌شده، زنان باردار زخمی و شهروندان پیر سوری بهترین گواه بر ابعاد سبوعیت و جنایات یک حاکم خون‌ریز بنام بشار اسد با پشتیبانی دیکتاتور خون‌ریز دیگری بنام علی خامنه‌ای است “.

البته این نوع تصاویر ازرسانه های امپریالیستی – صهیونیستی که متاسفانه دنیای رسانه ای را درچنگال خونین خود دارند پخش شد و شما ها بعنوان زائده ی این رسانه ها مبادرت به بازپخش صدها باره ی آن کردید وابدا توجهی به عدم تایید اصالت این اسناد  توسط رسانه های طرف مقابل وحتی بیطرف نشدید!

رسانه های مسلط یاد شده و شما ها بعنوان دنبالچه های آنان، هنوز هم متهم هستید که در انتشار اخبار سوریه ، به جعل وتزویر پرداخته اید و بنفع آدم کشان حرفه ای تبلیغ میکنید!!

وایضا :

” مردم جهان و افکار عمومی به‌ویژه مدافعان حقوق بشر دیدند که چگونه سیاست مماشات با بی‌عملی و بی‌تفاوتی، به خون‌ریزی‌های خامنه‌ای و اسد «چک سفید» داد و چگونه در سایه «مذاکرات اتمی» زیر تمامی عهد و پیمان‌های خود و به‌ویژه «هارت پورت‌های» قلابی بر سر مرز سرخی بنام «استفاده از سلاح شیمایی» زد “.

واین چک سفید دراصل وابتدا وبرای ده ها بار برای تروریست های دشمن مردم سوریه وخاورمیانه ، داده شده بود وافکار عمومی  ومخصوصا بشریت مترقی با آگاهی ازاین موضوع ، ازبازپس گیری این شهر فلک زده ، استقبال کردند واتفاقا این حلب قهرمان ، درزمان انجام مذاکرات اتمی اشغال شده بود و بارها ثابت شده که این گروه های وابسته به اشغال گران جهانی ونوکران ودوستان منطقه ای آنها، ازسلاح های شیمیایی استفاده کردند و سلطه گران محبوب شما، بخاطر این کار ، کمک هایشان به تکفیری ها و شرکایشان را قطع نکردند!!

همچنین :

” … اوباما در یک کنفرانس خبری و در آخرین روزهای ریاست‌جمهور خود در کاخ سفید با اعتراف به سردرگمی حاکم بر سیاست خارجی ایالات‌متحده در زمینه سوریه، بی‌محابا گفت: «از خود می‌پرسم آیا ایالات‌متحده آمریکا برای پایان جنگ در سوریه به قدر کافی تلاش کرده است؟”.

جواب این رئیس جمهور درحال ترک کاخ سفید آمریکا یک ” نه ” بزرگ است!

چرا که او قادر بود با اشاره ی یک چشم وابرو، منابع مالی این گروه ها را قطع کند ومرتجعین منطقه را ازانجام جنایت هایشان منع کند که نکرد!

هرسینی نوشته است :

” … به‌هرحال آنچه در حلب قهرمان گذشت، بیانگر واقعیتی بنام «مقاومت» تا آخرین سنگر و تا آخرین آجر این شهر غم‌زده اما استوار، بود. قهرمانان ارتش آزاد سوریه دفاع جانانه‌ای از خانه و کاشانه خود و از تمامی ارزش‌های انسانی برای سوریه‌ای آزاد و بدون اسد کردند “.

اولا مهمترین حامی ارتش آزاد شما که ترکیه باشد، دیگر شمشیر برکناری اسد را غلاف کرده!

ثانیا هیچ دلیل ومدرکی برای اینکه ثابت کند مقاومت رزمندگان ضد مردمی سوریه بدون سپر انسانی – که همان مردم گروگان گرفته شده ی شرق حلب باشد- برای خانه وکاشانه ی مردم بوده وجود ندارد وبرعکس آنچه که روشن شد، اینها  مجبور به ترک خانه های مردم را که به سنگر تبدیل کرده بودند ، شدند و ارزش انسانی و … به کار این قصابان مردم نمی آمد!

ونیز:

” … همچنین یکبار دیگر این واقعیت که نفس حیات و بقاء مقاومت ایران است، برای رزمندگان دیگر کشورها و به‌ویژه ارتش آزادی در سوریه روشن گردید که همواره همان شعار ‘کس نخارد’ است و مابقی فرع و خارج از تمامی محاسبات معمول و چرتکه‌اندازی‌های امروزی بشمار می‌روند “.

آیا مقاومت ایران که همان فرقه ی رجویه باشد ، بدون تکیه بر قدرت های خارجی یا منطقه ای ، لحظه ای را تجربه کرده  ودرکی ازاستقلال مالی  و …دارد؟!

تکیه بر صدام و قبول اینکه یکی از ارتش های او باشید ، استفاده های وسیع تبلیغاتی از اطلاعات جاسوسی ارائه شده توسط اسرائیل و … ، استفاده ازحضور نیروهای آمریکائی درعراق برای انجام جاسوسی های متعدد، جمع کردن شیوخ در کمپ اشرف برای برهم زدن اوضاع عراق و …، درکارنامه ی شما می درخشد وحالا که ترکی الفیصل ( وزیر سابق اطلاعات عربستان ) را به پدر معنوی خود تبدیل کرده اید ، خودرا  مانند گذشته درموقعیت رطب خورده ای قرار داده اید که منع رطب نتوانید کرد!

به ارتش آزاد سوریه هم که توجه میکنیم ، متوجه میشویم که تماما تحت فرمان ترکیه است و میگذارد که ترکیه پشت اش را بخارد!!

با این توصیف، چه جای صحبت از استقلال و … است؟!

صابر

اگر ضربه ای درکار است، متوجه دوستان باند رجوی است بیشتر!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی پنجشنبه ۹ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
خبری با عنوان ” ضربه جدی به رژیم ایران و اسد در سازمان ملل متحد ” در رسانه های گروه رجویه منتشر شده که در قسمتی ازآن میخوانیم :

” ۱۰۵ عضو سازمان ملل‌متحد با تصویب قطعنامه‌یی زمینه تشکیل کمیته‌یی را فراهم کرده‌اند که قرار است شواهد جنایات جنگی و نقض حقوق‌بشر در جنگ سوریه را گردآوری کند. رژیم ایران، روسیه و چین به این قطعنامه رأی منفی داده‌اند “.

اگر قرار است که به این مسئله رسیدگی منصفانه ودقیق شود، حق به آنطرفی که  کشور وحق حاکمیت اش مورد تجاوز قرار گرفته ودرحال دفاع ازخود بود ، داده خواهد شد و بنابراین این گروه های سلفی جمع شده از82 کشورند که به سوریه حمله کرده وحتی از سلاح های شیمیایی هم استفاده کرده اند و کشورهای تجهیز کننده این گروه ها مجرم شناخته خواهند شد !

آیا اراده ای دراین سازمان ملل بی استخوان برای محاکمه ی سران آمریکا  که در ارتکاب این نوع جنایات در راس امور قرار دارند، وجود دارد؟

به گمانم هرگز!

البته منظور باند رجوی این است که مثلا دولت سوریه محاکمه خواهد شد که درجوابش باید گفت : زمان اینگونه محاکمات ، دوران پس از فروپاشی شوروی و یک قطبی شدن جهان بود  واین کارها دریوگسلاوی وعراق اتفاق افتاد، با سرعت زیاد سپری میشود!!

در بخش دیگر خبر آمده است:

” به موجب این قطعنامه، دبیرکل سازمان ملل‌متحد ۲۰ روز وقت دارد تا یک کمیته ویژه تشکیل دهد. این کمیته باید ‘بی‌طرف و مستقل’ عمل کرده و از تحقیقات برای پیگرد قضایی جنایات جنگی پشتیبانی کند. این کمیته ویژه، پرونده جنایات را برای ارائه به دادگاههای منطقه‌ای و بین‌المللی آماده می‌کند. با این کار، نخستین گام برداشته می‌شود تا این جنایات در دادگاهی بین‌المللی مطرح و رسیدگی شود “.

به صلاح اربابان ودوستان تروریست باند رجوی نیست که اینگونه کمیته که ” بی طرف ومستقل ” باشد ، تشکیل شود وگرنه هیچ کمیته ی مستقلی مدافعان حق استقلال وحاکمیت یک کشور را محکوم نمیکند و بجای آن، متجاوزان مورد تعقیب قرار میگیرند وچون قرار نیست که متجاوزان مورد تعقیب قرار بگیرند، رای چنین کمیته ای به لحاظ قانونی ومخصوصا توازن قوای موجود در سوریه ، محلی ازاعراب ندارد وملاحظه هم میکنید که آمریکا با این دست وآن دست کردن، حضوری در صلح سوریه پیدا نکرد وکنار گذاشته شد و اگر بخود نجنبد، تکلیف سوریه با همت رزمندگان خود ومتحدانش ، در جاهایی مانند قزاقستان و… بدون حضور آمریکا حل خواهد شد!!

سعید

*** 

العربیه شیخ نشین سعودی: تروریستهای ما مجاهدین خلق نماینده رجوی در العربیه سعودی: تروریست های توحید و جهاد از اعضای ما بودند

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27903

این لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید (+ فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم ما ایجاد نمیکند)ا

 مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۶:…  مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟! ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟! ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

مزدور رجوی تعداد دیگری را به کشتن دادهیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

این لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
البته درزبان ترکی آذربایجانی ما ، واژه ی ” فرقه ” بجای ” حزب” مورد استعمال است و این واژه حساسیت منفی ای دربین آنها ایجاد نمیکند.

درزبان فارسی اما، ” فرقه ” را مترادف ” سکت = جدا ازمردم – جدا ازمردم) آورده اند و در تاریخ معاصر به سازمان مجاهدین خلق سابق که به دلایل مختلف بدست مسعود رجوی جاه طلب به گروهی انحصار طلب ماکیاولیست وضدملی تبدیل شد ودرتابعیت از معنی ای که از ” سکت وسکتاریزم” شده بود ، نام فرقه ی رجوی برآن نهاده شد که از قضا این نام گذاری موثر افتاد و سخت حساسیت این باند مافیایی را برانگیخت و طوری شد که این جریان که جز گوش دادن به  سخنان قصار و مالیخولیایی معبود خود- مسعودرجوی- کاری ندارد، برآن شد که این صفت را به دیگران نسبت داده و از بار تبلیغاتی آن برعلیه خود بکاهد وهمان جریان ” آی دزد، آی دزد ” را دراذهان تداعی کند!

نوشته ی هادی مظفری ” فرقه گرایی و فاشیسم دو روی یک سکه ” تلاش ناموفقی دراین مورد است که طی آن میخوانیم :

” به عراق نظری بیندازید که از نکبتِ فرقه های برآمده از ظلم و جور و ستمِ فرقه گرایی حاکمان بر سرزمین ما روزی نیست که یکی به جرم سنی بودن و آن دیگری به گناه شیعی و ایزدی و …. به خاک و خون در نغلتند و به سوریه که حلبِ خونچکشانش از دستِ این فرقۀ جَلَب به چه مصیبت عظمایی دچار گشته و عجبا فرقه ای که دم از اسلام و مسلمانی می زند، وقتی که با تمامی هارت و پورتها و عربده کشی هایش می بیند که زورش نمی رسد، روسِ نامسلمان را نیز بر سر سفرۀ خونینی که گسترده، مهمان می کند، خاک و خزر در اختیارش قرار می دهد تا دمار از روزگارِ زن و مرد و پیر و جوان و کودک و شیرخواره درآرَد و ککش هم سر سوزنی نمی گزد “!

البته روشن است که این بچه مرشد رجوی، همگان را با عقل فرقوی خود مینگرد وفراموش میکند که همه ی مردم جهان میدانند که دردوران قبل از اشغال عراق بدست نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا ، خبری ازاین فرقه گرایی درعراق نبود و بنابراین چرا باید ایران جورحکومت آمریکا را که علت العلل  به رو آمدن تمامی این فرقه گرایی ها ست، بکشد؟!

اما صحبت دراینجاست که اگر قرار باشد جمهوری اسلامی فرقه باشد وباند رجوی هم، دررابطه با اینهمه انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار میکند وباند رجوی گریزان ازآن چه میتوان گفت؟!
ممکن است که رجویه هزاران ایراد بر نحوه ی اجرای این انتخابات بگیرد که ماهم با پاره ای ازاین ایرادات موافق باشیم ودرکنار موافقت با تعدادی ازاین معایب گرفته شده ، ازباند رجوی سئوال بخواهیم که شما هم ازاین نوع انتخابات برگزار کنید تا ازاتهام سکتاریزم برکنار باشید وچرا برگزار نمیکنید؟!

درادامه:

“…چگونه دلهای نازک نارنجی شان اینقدر به حال حضرت «زینب» به درد آمده که لشکری از مسلمان و نامسلمان به تحریک و تطمیع بسیج کرده اند تا آن کنند با مردمی بی پناه و بیگناه که شمر و یزید و معاویه و ابوسفیان نیز نکردند “.

صرفنظر از شکل حضور نظامی ایران درسوریه که به دعوت رسمی دولت قانونی آن وبرای کمک به بیرون راندن تروریست های بغایت بی رحم انجام گرفته وبدون لحاظ شعارهای متداول درجنگ ها و… ، آنچه مسلم است، تمام طرف های درگیر درقضیه بنفع منافع ملی یا گروهی خود درسوریه حضور دارند و سوریه از ایران دعوت نکرده که صرفا از حرم دفاع نماید که اتفاقا در پایتخت این کشور هم قرار دارد!
اینکه نیروهای ایران چه نفعی درکشتن مردم بی دفاع میتوانند داشته باشند، هیچ دلیلی ارائه نشده و چیزی به ذهن متبادر نمی شود!

البته میدان جنگ قوانین خاص خود را دارد که مثلا درمواردی تر و خشک باهم میسوزند و بنابراین ممکن است که تیری رها شده ازطرف نیروهای ایران، به تروریست هایی که مردم را سپر انسانی خود تبدیل کرده اند،  به مردم بخورد وآنها را بکشد!

دراین میان باید دنبال پدید آورندگان جنگ که همان عموسام و کشورها و گروه های مرتجع وابسته اش باشد ، بود وگناه این نوع قتل ها را به گردن آنان انداخت.

چرا که بدون حضور نیرومند نظام سلطه گر جهانی درسوریه ، احتیاجی به حضور نیروهای ایران نیست که  درمواردی شلیک هایشان مردم بیگناهی را هم به کشتن بدهد!

وجه دیگر نیت باند رجوی ازنوشتن این گونه نوشته ها، زخم عمیقی است که با آزاد شدن حلب که تجزیه ی سوریه را دور ازدسترس قرار داده ، بر پیکر نیمه جان این جریان سکتاریستی وضد ملی وارد شده است.

فرید

فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم بزرگ ما ایجاد نمیکند!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
از متن نوشته ی  منسوب به خانم فاطمه علیزاده که در مطبوعات رجویه منعکس شده ، چنین برمیآید که او یک اسیر این باند ضد ملی بوده و برادرش نامه ای خطاب باو منتشر کرده وانجمن نجات هم به حکم وظیفه ی ذاتی اش، اقدام به نشر نامه ی این برادر کرده است.

عنوان نوشته ی مورد بحث ” باز هم گدایی وزارت بدنام ” که در قسمتی درآن آمده است :

” مجددا مطلبی تحت عنوان نابرادری من در سایت انجمن نجاست رژیم خواندم… چرا به یک وطن فروش بی عرضه اینهمه آویزان شده اید و چرا یک مرتبه رگ دلسوزی و مرحمت ولطف شما برای من، قولنج کرده و از اینکه بقول شما در آلبانی سرگردان شده ام، دل نازکتان اینطوری سوخته و جزغاله شده است “؟!

واژه ی نابرادری ، واژه ی مانوسی برای ما خانواده های گرفتاراست ودرمورد صد نفر ازماها بکار رفته وبنظر می رسد که این نوع نامه هاتوسط یک فرد و به نیابت ازهمه نوشته میشود وچه بسا که کسی که امضایش پای این نامه ها گذاشته می شود، اطلاعی از نامه ی اعضای خانواده ی شان نداشته و جوابی هم ازطرف آنها درکار نبوده است!

دراین میان مهم نحوه ی برخورد رجوی ها با خانواده ها ومیزان کینه ای که ازآنها دارند، قابل تامل تربوده ومشاهده میشود که رهبران این باند و نویسنده یا نویسندگان این نوع جوابیه ؟؟!! ها از لمپنی ترین ادبیات ممکن درحق خانواده ها استفاده میکنند !!

درادامه :

” هان چرا ؟ و راستی چرا برای جوانان ایران که دسته دسته آنها را دار میزنید هیچ دلی نمیسوزانید؟ چرا برای کودکان بیگناه ایران که گل وجودشان به یمن حکومت کثیف شما نشکفته در خیابانها و کوچه ها پرپر میشود و حتی بدنیا نیامده حراج میشوند، دلی نمیسوزانید …” ؟

اگر منظور برادر فاطمه خانم است، شاید ایشان عاطفه ای نسبت به قاتلین وقاچاقچیان اعدام شده ندارد و دلی برای آنها نمی سوزاند!

اصلا ممکن است این برادر مورد لعن ونفرین قرار گرفته ، اهل مسائل اجتماعی نباشد واین بدان معنی نیست که او حق نامه نوشتن به خواهرش را نداشته باشد!

ما انسان های زیادی سراغ داریم که توجهی به مشکلات دیگران نداشته و بجای آن عواطف شدید خانوادگی دارند که قابل توهین وناسزا هم نیستند!

یا اصلا این برادر تحلیل متفاوت تری نسبت به تحلیل های باند رجوی دارد و مسائل را آنطور نمیبیند که رجوی ها میبینند وآیا دراین صورت اوباید در شنیع ترین شکل لجن آلوده شود؟!

دوباره میخوانیم :

” … اما من فاطمه علیزاده همانطور که گفتم در ۲۸ سال پیش برای فدیه کردن جان، زندگی، مال، مقام و همه چیز پا در راه آزادی و آرمان پاک و توحیدی رجوی گذاشتم. نه برای جاه و مقام و خلبانی! افتخار من از ابتدا تا به آخر، مجاهد بودن و مجاهد مردن است، همان که شما را تمام قامت میترساند و میلرزاند و همین بالاترین افتخار من است… و بودن در رکاب رهبری پاکم مسعود و مریم… “.

کدام اقدام باند رجوی درراستای آزادی است که این خانم باید درراه آن از جانش بگذرد؟

درکجای جهان وبرابر کدام جهان بینی انسان محور ، کارهای مسعود ومریم را که برهم زدن اساس خانواده ها، تشکیل حرمسرا برای یک نفر، محروم کردن اعضا ازابتدائی ترین حقوق انسانی، خیانت به منافع ملی با شرکت درجنگ عراق علیه ایران ، جاسوسی برای امپریالیزم وصهیونیزم جهانی ، قسمتی از آنست، پاک وتوحیدی به حساب میآید؟!

مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟!

ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟!

ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که اختیار خواب وخوراک شان هم در دست مریم ومامورین خاص اوست ، خود آزاد نیستند وانسان غیر آزاد وکسی که سررشته ی زندگی اش ابدا در دست خودش نیست، نمیتواند برای خلق و آزادی آن مجاهدت نماید!!

گروهی از اعضای خانواده های اسرای رجوی درآلبانی

*** 

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27619

دراین خیمه شب بازی جدید رجوی ها، چیز تازه ای مطرح نشده! ( + کبوتر با کبوتر + حمایت رجوی از القاعده در سوریه)ا 

 مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، چهارم دسامبر ۲۰۱۶:…  فرقه ی رجوی با جذب افراد استخوان داری مانند عباس داوری، ابریشم چی، خیاباتی ها و …، چه غلطی توانست بکند که با جذب علنی دختر خانمی بنام شبنم مددزاده که مبارزاتش  ظاهرا در شعر وشعار گویی خلاصه میشد ودرقفا طومارهای جعلی بنفع سازمان رجوی انتشار میداد، چه غلط تازه ای … 

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

دراین خیمه شب بازی جدید رجوی ها، چیز تازه ای مطرح نشده!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
لینک به منبع

برابر اعلام رسانه های باند رجوی، با ابتکار عمل کمیته فرانسوی دمکراسی برای ایران و با همکاری کمیته حقوق بشر در ایران ؟؟!!، یک کنفرانس بین المللی در پاریس برگزار شد.
 با وجود اینکه جریان این کنفرانس تکراری که روزجهانی مبارزه با خشونت علیه زنان را بهانه قرار داده بود، بطور مکرر از سیمای ضد آزادی رجویه پخش شد ودررسانه های اقماری آن به قلم فرسایی های مبسوطی  دراین مورد پرداخته، برای صدباره کاری، جریان این کنفرانس رسوا را اززبان راست ترین رسانه ها بازگو کرده ودررسانه های مختلف اش به رخ کشیده است!

نام خبر مربوطه که مورد توجه ما قرار دارد ” بازتاب گسترده کنفرانس بین المللی پاریس در رسانه های معتبرعربی و منطقه یی ” نام دارد که دربخشی ازآن آورده شده است:

” تلویزیون اسکای نیوز در گزارش دیگری از این کنفرانس گفت: در پاریس گردهمایی اپوزیسیون ایران برگزار شد و اقدامات قانونی و سیاسی مورد نظر برای محاکمه رژیم ایران در مقابل جنایتهایی که در ایران وسوریه مرتکب می شود مورد بحث قرار گرفت. در این گردهمایی مخالفین سوریه و سیاستمداران عرب و پارلمانترهای فرانسوی و اروپایی شرکت داشتند ” .

همین که مخالفین سوریه وکسانی که درخدمت اهداف دولت صهیونیستی دست دردست واپس گرایانه ترین نیروهای جهانی ومنطقه ای سرگرم ویران کردن وکشتار مردم سوریه اند تا ازدل این جنایات،  سوریه ودیگر کشورهای خاورمیانه تکه پاره شده و طرح جنایتکارانه ی خاورمیانه ی بزرگ محقق شود، دراین گردهم آیی شرکت داشتند، دلیل قاطعی ازماهیت این گردهم آئی بدست میدهد!

علاوه برآن، باند رجوی رسواترین بخش اپوزیسیون ایران است و تشبثات آن مورد نفرت قاطبه ی اهالی ایران قرار دارد!

دوباره:

” …اغلب کسانی که در این جمعیت شعار می دهند (جمعیت شعار اسقاط نظام را می دهند) زبان عربی را بلد نیستند ولی معنی این شعار را خوب می دانند. آنها بدین صورت تمایل شان برای تغییر رژیمی را نشان می دهند که ظلم های زیادی به آنها ازجمله همسایگانشان، کرده است”.

اینها چند نفر بودند واساسا ظرفیت سالن مورد استفاده چه میزان جمعیتی را میتوانست پذیرا باشد ودرمیان این حاضرین چند نفرشان ایرانی بودند تا مثلا ازطرف ملت ۸۰میلیونی اقامه ی دعوا کنند؟!

ضمنا معنی کلمه ی ” اسقاط ” را همه میدانند واحتیاجی به دانستن زبان عربی نیست واصلا آوردن این عبارت بی مفهوم وسفیهانه ، کاملا بیمورد بوده است!

 همچنین :

” مریم رجوی گفت: «همه باید بدانند که هرگونه راه حل برای پایان دادن به جنگ و از بین بردن کابوس داعش مشروط به متوقف کردن دخالت های رژیم ایران در منطقه و بخصوص در سوریه است. همکاری با آخوندها برای مقابله با داعش یک فاجعه است “.

ادعای این خانم درشباهت کامل با این شعر که میگوید ” گنه کرد دربلخ آهنگری/ به شوشتر زدن گردن مسگری ” دارد!

داعشی که نتیجه ی سیاست های آمریکا دردرجه ی اول واقدامات اسرائیل وافسران اطلاعاتی ارتش صدام و دولت های مرتجع منطقه و… دردرجات بعد بوده، چه ارتباطی با ایران وملایان آن دارد؟؟!!

درادامه:

” … پارلمانترها ومسئولین سابق غرب وعرب به شاهدین جوانی گوش دادند که از ایران آمده بودند، جوانانی که سالها به اتهام عقیده و مخالفت شان با رژیم در زندانهای ایران بودند یکی از این جوانان شبنم مدد زاده است که در دانشگاه دستگیر شده و پنج سال زندانی و شکنجه شده و رژیم ایران در مقابل چشمان او، برادرش را شکنجه کرده است”.

فرقه ی رجوی با جذب افراد استخوان داری مانند عباس داوری، ابریشم چی، خیاباتی ها و …، چه غلطی توانست بکند که با جذب علنی دختر خانمی بنام شبنم مددزاده که مبارزاتش  ظاهرا در شعر وشعار گویی خلاصه میشد ودرقفا طومارهای جعلی بنفع سازمان رجوی انتشار میداد، چه غلط تازه ای خواهد کرد؟!

دراین میان رسوایی باین خانم ماند که باوجود اتهام قضائی اش دایر بر وابستگی به مجاهدین همواره برآن گردن نمی گذاشت وبا انتشار نامه های غزل گونه وسیر درعلم پرندگان و آسمان وبطور کلی در عالم هوائی، خود را مدافع حقوق انسان های زمینی معرفی میکرد!

رسوائی دیگر برای سازمان رجویه بود که کارش بجایی رسیده که با علنی کردن این جوجه سیاسی های ایده آلیست، برطبل افتخار وپیروزی زده ونشان میدهد که چقدر دراستیصال قراردارد!

درست است که این خانم همشهری ما با روسری کمی بازتر ازمریم و ندیمه هایش حضور یافت و وابستگی اش را به سازمان قبول نکرده وخود را مدافع حقوق بشر ومخصوصا زنان مورد تجاوز قرار گرفته شده معرفی کرد، اما همه ی عاقلان میدانند که یک مدافع راستین حقوق بشر هرگز گذارش به همایش های مریم رجوی- بعنوان نماینده ی یک جریان فرقوی وضد حقوق بشر- نمی افتد!

بازهم :

” شبنم مدد زاده گفت: به اتهام عقیده ام مرا دستگیر کردند و سالها زیرشکنجه فیزیکی و روانی بودم و چهره واقعی رژیم را شناختم وتصمیم گرفتم که صدای زندانیان باشم “.

در این مورد باید گفت که با وجود اصرار دلسوزانی که میخواستند شبنم اززندان آزاد شود، این خانم هرگز وابستگی به باند رجوی را محکوم نکرد وبه همین اتهام نیز زندانی بود وبطور طبیعی وموافق عقل وعرف ، یک زندانی مبلغ یک گروه فرقوی خطرناک وخشونت طلب وآزادی کش، یک جنایتکار شناخته میشود ونه یک زندانی سیاسی عقیدتی!

اگر وابسته بودن به باند رجوی تبهکار، دارای بار عقیدتی قابل حمایت باشد، آنگاه هیتلر ها هم براحتی میتوانند ادعا کنند که به خواست عقیده ی شان اقدام کردند وقابل مذمت ومجازات نیستند!!
رسانه ی راستگرای دیگر مورد عباقه ی باند رجوی چنین گزارش میدهد:

” … تلویزیون اورینت در گزارش دیگری از این کنفرانس گفت: مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران همبستگی کاملش با مردم سوریه در پایداریش علیه رژیم اسد و رژیم ایران را اعلام کرد”.

اکثزیت مردم سوریه وهمینطور رژیم ایران از بشار اسد – بعنوان رئیس جمهور قانونی این کشور- حمایت میکنند و البته مریم رجوی هم  با آگاهی ازاین مسئله که راه جهنم نیز با حسن نیت سنگ فرش شده، این اختیار را دارد که ازاقلیت سلفی و دشمن اکثریت مردم سوریه دفاع کند !

صابر

— 

حمایت رجویه از ضدانقلاب سوریه ، ره به جایی نمی برد!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
لینک به منبع

این روزها از اخبار طلایی خاص باند رجوی درمورد جنگی که به مردم و دولت سوریه تحمیل شده ، اثر کمتری دیده میشود واین اخبار که به کام امپریالیزم ورجوی ها بود،  با پیشرفت ارتش سوریه ومتحدانش درداخل حلب، رفته رفته جای خودش را به ” مرثیه  خوانی ” داده است که نوشته ی محمد حسین توتونچیان با نام ” فریاد حلب خون چکان باشیم ” ازنمونه های بارز آنست!
این قلم بدست گروه رجویه می نویسد:

” دومین کشوری که اوباما در سینی طلائی تقدیم ملاها کرد “سوریه “بود “.

درکنار ارتش ونیروهای مردمی سوریه و قدرت مانور بالاتر روسیه، ایران سومین قدرت درگیر دراین جنگ تحمیل شده است وبنابراین سوریه ای که هنوز کنترلش کاملا دردست دولت وجریان خاصی نیست، نمیتواند به ” ملا ها ” تقدیم شده باشد!

ایران بحد کافی ثروتمند است وشکوه وجلال درخور شان خود را در استفاده ی بهینه ازامکانات خود بدست خواهد آورد واین بدست آوردن در زمان صلح وآرامش عملی تر است وسریع تر انجام میشود.
بعبارت دیگر ، ایران برای بهبود حال مردمش، به صلح وآرامش نیاز دارد تا جنگ ونزاع!

اما این جنگ تحمیلی به سوریه است که درب خانه ی ایران بعنوان متحد سوریه را بصدا درآورده و ایران گریزی ازآن نداشت واین مسئله که مردم سوریه سیستم حکومتی خود را خودشان باید تعیین کند وایران تابع رای مردم سوریه است، بارها از زبان مسئولین کشور برزبان آمده است!

دراین مورد تقصیر ایران این است که دریافته این جنگ  و ویرانی سوریه برای ایجاد خاورمیانه ی بزرگ است وایران هم درداخل این نقشه ی شوم قرار دارد و کاری عاقلانه تری جز جلوگیری از درد قبل ازدرمان نمیتواند بکند!

صریح تر اینکه، اگرایران  درسوریه نجنگد، درفردایی که زیاد دور نمیتواند باشد، باید درسرحدات خود واین بار با هزینه های سنگین بجنگد و در ضمن ، ایران کشوری نیست که قدرت ایجاد امپراطوری خارج از حدود قانونی خود داشته باشد وبنابراین به این کاسه لیس رجوی توصیه می شود که این خواهان ایجاد امپراطوری را درجاهای دیگر باید جستجو کند !

درادامه :

” … از صورت مسئله ” حلب ” چنین بر می‌‌آید که، رزمندگان شجاع مدافع این شهر عزم کرده اند که پوزه رژیم را در ” حلب ” به خاک بمالند .هم از این روست که رژیم با سو استفاده از فضای بین انتخاباتی آمریکا تلاش می‌‌کند تا با بکار گیری وحشیانه‌ترین راه‌ها و کشتار و بمباران بی‌ وقفه مردم شهر ” حلب ” قهرمان را به زانو در آورد ”

مردم شهر حلب ۶ سالی است که با اشغال شهر زیبا وتاریخی شان  به زانو درآمده اند واگر ازاین وضع خارج شوند قسمتی ازاین مصیبت عظما را که برآنان رفته، فراموش خواهند کرد.

مگر آنکه شما دروغ گویان بی شرم، عزم جزم کرده باشید که انواع گروه های تکفیری را بنام مردم حلب معرفی کنید!

هموطن رجوی زده ی من!

آیا صدور فرمان ترک این شهر به تکفیری ها و دیگر گروه های ضد مردمی و متشکل ازاهالی سراسر جهان ( انترناسیونالیست های آدم کش) کار سختی است که امریکا ودیگران باید صادر کنند تا بخواهند جنگی درحلب وجود نداشته باشد؟!

آیا شما با نعل وارونه زدن و معرفی این مجموعه ی ضد بشری بجای مردم حلب ، نشان نمی دهید که دشمن بی رحم مردم حلب هستید؟!

ونیز:

 ” … متاسفانه وجدان جهانی‌ در مورد ” حلب ” دوران یخبندان سنگین خود را سپری می‌‌کند . از این رو وظیفه ی هر انسان ازادخواهی این است که با هر آنچه در توان دارد برای شکستن دیوار سکوت جهانی‌ تلاش کند . باید وجدانهای خوابیده‌ای که با چشمان باز جنایت در” حلب “را نظاره گرند بیدار کرد…”.

وجدان جهان واقعی خواهان تخلیه ی حلب توسط تروریست هاست واین امر با اشاره ی یک چشم وابرو ازطرف آمریکا محقق میشود وبنظر می رسد که شما درتبعیت از قانون نظام سلطه وتابعیت ، یک درصد جهانخوار مرفه وبی درد را ، وجدان جهانی نامیده ونشان میدهید که عمله ی این یک درصدی ها بوده و بدین ترتیب دشمنی خود با مردم ایران و۹۹ درصد ازمردم جهان را نشان میدهید!!

سعید

— 

…کبوتر با کبوتر ، باز با باز!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
لینک به منبع

بازهم دم روباه است که بنفع روباه شهادت داده ویا بهتر، روباه ( صهیونیست ها) هستند که به  دادن شهادت بنفع دم شان ( باند رجویه ) وارد عمل شده اند!

جریان ازاین قرار است که رسانه های رجوی متن یک مصاحبه را که هم مصاحبه گر وهم مصاحبه کننده که نام شبه ایرانی داشته ویا اجدادی درمیان یهودیان ایران داشته اند واتفاقا هردو صهیونیست تشریف دارند، به چاپ برساند!

هدف از انتشار این مصاحبه که  ” زمان گشایش صحبت با اپوزیسیون ایران ” نام دارد، ضمن اینکه با این نگاه که جماعت ایرانی مثلا تنبل تشریف داشته و بدنبال  کشف ماهیت طرفین این مصاحبه نرفته و به سادگی تحت تاثیرش قرار خواهند گرفت، بوده، ازطرف دیگر اوج استیصال این فرقه ی منحط وجدا ازمردم را هم نشان می دهد!

دراین مصاحبه گفته شده :

” … کنگره آمریکا میتواند کارهای زیادی انجام دهد. بگذارد برایت بگویم که تأثیر کارهای کنگره چقدر زیاد است. تحریمهایی هست که پرزیدنت میتواند بردارد چرا که در حیطه قدرت اجرایی اوست. اما بیشتر تحریمهای بزرگ را نمیتواند و تا جایی که من میفهمم، او نمیتواند این قوانین که کنگره گذرانده را کنار بزند. لذاست که ما باید بازی جدیدی را شروع کنیم، اما اینبار نه با رژیم؛ حدس بزن با کی؟ تو خودت یک مبلغ آن بوده‌ای؛ با اپوزیسیون ایران، با مردم ایران. آنها شرکای ما هستند و نه رژیم ایران که به جلو حرکت میکند برای برقراری یک قدرت اتمی، موشکها و نیز سرکوب مردم خودش. این سیاست آمریکا نیست. این سیاست آمریکا نباید باشد “.

ونیز :

“…آمریکائیان باید بفهمند که تهدید داعش در مقابل ایران کمرنگ است. داعش ۵۰ الی ۶۰ هزار نفر آدم دیوانه هستند که در سوریه و عراق جولان میدهند. اما ایران اگر به سلاح اتمی مسلح شود فقط یک تهدید منطقه‌ای نیست بلکه یک تهدید مستقیم برای ما است. آنها پشتیبانان حزب‌الله هستند. حزب‌الله صدها آمریکایی را کشته است…”.

ودیگر حرف هایی که سخت به مذاق رجوی ها خوش آمده ودرعوض خواننده ی کم اطلاع با مشاهده ی شرح حال مختصری که من ذیلا از این خانم مصاحبه کننده و آن آقای مصاحبه شونده آورده ام به تفکر واداشته وآشنائی بیشتری با چهره ی کریه  گروه رجویه پیدا خواهد کرد.

لیزا دفتری ( مصاحبه کننده):

”  لیزا در یک خانواده ایرانی آمریکایی یهودی نسل دوم به دنیا آمد. او در نیوجرسی از شان و سیمین دفتری به دنیا آمد. پدر او پزشک و استاد دانشگاه و مادرش دارای مدرک زبان و حسابداری بود. والدین او ایرانیان یهودی هستند که در آمریکا با یکدیگر آشنا شدند و در ایران ازدواج کردند. او در حومه شهر نیویورک بزرگ شد. او به مدرسه یهودی رفت و دوره دبیرستان خود را در دبیرستان یهودی نیوجرسی به پایان رساند. او از دانشگاه راتجرز با مدرک زبان اسپانیایی، مطالعات خاورمیانه و خوانندگی فارغ التحصیل شد. او مدرک فوق لیسانس خود را در زمینه خبرنگاری از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دریافت کرد. .. لیزا یکی از طرفداران سرسخت اسرائیل و اعتقاد دارد که سرزمین اسراییل حق مسلمی برای ادامه حیات دارد… لیزا همکاری با سازمان پنتاگون در مورد جنبشهای دانشجویی ایران داشته است “.

ولید فارس ( مصاحبه شونده ):

” ولید فارس” ، استاد آمریکایی – لبنانی الاصل دانشگاه دفاع ملی آمریکا و پژوهشگر، وکیل و کارشناس «تروریسم جهانی» و «امور خاورمیانه» که طی سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ میلادی به عنوان کارشناس پدیده «تروریسم» در شبکه «ان ‌بی‌ سی» آمریکا و از سال ۲۰۰۷ میلادی به عنوان کارشناس غرب آسیا و پدیده تروریسم در شبکه «فاکس ‌نیوز» آمریکا مشغول کار بود، روز ۲۴ دسامبر سال ۱۹۵۷ در بیروت به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر پشت سر گذاشت…. در سال ۱۹۷۹ میلادی پس از انتشار اولین کتابش که در آن به قضیه نزاع هویت ها و تمدن ها در لبنان پرداخته بود، موفق شد، در مطبوعات عربی و فرامنطقه ای قلم بزند. در این سال ها وی در همایش ها و نشست ها و کنفرانس های منطقه ای و بین المللی بی شماری شرکت کرد و طی آنها به بحث و تبادل نظر درباره موضوعات و مسائل روز با اندیشمندان و اسلامگرایان بنیادگرای منطقه پرداخت.مستندات موجود تاکید می کند که فارس در این سال ها مسئولیت آموزش اعتقادی و فکری گروه های شبه نظامی لبنانی را برعهده داشت که جنگ و نبرد مسیحیان با مسلمانان و دروزی های لبنان را توجیه کرده و به شدت بر طرح افراطی جدایی مسیحیان لبنان از دیگر طوایف این کشور و تشکیل دولتی مستقل برای مسیحیان پافشاری می کرد…. فارِس در سال ۱۹۹۰ میلادی در سن ۵۸ سالگی و پس از آغاز جنگ داخلی لبنان و زمانی که متوجه شد، از سوی دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی سوریه به جرم دست داشتن در شعله ور شدن این جنگ دست داشته، از طریق سرزمین های اشغالی و با همکاری مقامات رژیم صهیونیستی به آمریکا فرار کرد تا در این کشور با تدریس در دانشگاه‌ هایی همچون فلوریدا و میامی مشغول و نگارش گزارش های مورد نیاز کنگره آمریکا، پارلمان اروپا و شورای امنیت سازمان ملل در موضوعات مرتبط با امنیت ملی، سازمان های جامعه مدنی، دموکراسی و نزاع های منطقه ای در غرب آسیا، سرپوشی موقت بر پیشینه جنایت بارش بگذارد… ولید فارس تنها با کمک مقامات صهیونیستی و سرزمین های اشغالی بود که توانست، از لبنان فرار کند. در حالی که گزارش ها تاکید می کند، وی نه تنها مدتی را در سرزمین های اشغالی سپری کرد، بلکه روابط نزدیکی نیز با سران این رژیم برقرار و چند بار نیز به فلسطین اشغالی سفر کرد و اطلاعات امنیتی و گزارش های اطلاعاتی محرمانه ای را در اختیار سران این رژیم قرار بوده بود. براساس این گزارش ها وی در سال ۱۹۹۶ میلادی طی پژوهشی که برای کابینه وقت رژیم صهیونیستی تحت عنوان «سیاست جایگزین اسرائیل در لبنان» به تشریح و تبیین بهترین راهبردها و کارآمدترین ابزارهای جایگزین برای تعامل با مقاومت حزب الله در جنوب لبنان و اداره این بخش از لبنان می پردازد. وی در این طرح دیدگاه ها و خط مشی های خود از مدیریت جنگ در جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی را تشریح و ترسیم می کند، دیدگاه ها و خط مشی های ارائه شده در طرح فارس چنان غیر انسانی و خشونت آمیز هستند که تاکنون به ذهن تندروترین صهیونیست ها نیز خطور نکرده است. .. ولید فارس همچنین با گروه صهیونیستی و افراط گرای موسوم به گروه «آکت» همکاری تنگاتنگی داشت، گروهی که فعالیت های ضد اسلامی اش و اقداماتش علیه مسلمانان بسیار مشهور است… وی همچنین در مصاحبه با یکی از کارگردانان صهیونیست شرکت، خواستار براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران حتی با استفاده از زور و خشونت می شود.

گفته شده، ولید فارس در مدت همکاری با جعجع در حزب القوات آموزش بیش از ۷۵ هزار شبه نظامی وابسته به نهادها و ارگان های مختلف نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و جریان های سیاسی و شبه نظامی، حتی مزدوران وابسته به شرکت های خصوصی نظامی و امنیتی را برعهده داشت…”.

*** 

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینبی بی سی: رامنی، جولیانی یا کاندیدای سوم: چه فرقی می کند؟

رودی جولیانی مجاهدین خلق مریم رجوی تروریسمرادیو امریکا: مصائب رودی جولیانی برای کاندیداتوری تصدی وزارت خارجه دولت آینده آمریکا

رودی جولیانی مواجب بگیر سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویرادیو فردا: ارتباط جولیانی با گروه‌های خارجی برای تصدی وزارت خارجه «مشکل‌ساز» است

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَعادل اعظمی: تو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

Nothing to celebrate – MEK leader Maryam Rajavi pretends forced move to Albania is a great victory

رودی جولیانی لابی تروریسم مجاهدین خلق و صدامNational Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21515

رجویها! فرار یک پسر و دختر نوجوان که احتیاج باین همه پرنویسی نداشت! 

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و یکم اکتبر ۲۰۱۵:…  آلت دست رجوی فرار بیش از یکهزار نفر از تشکیلات مخوف رجوی را ندیده اما پیوستن این دونفر به دنیای تاریک وسرد مناسبات رجوی را یک واقعه ی تاریخی به خورد اعضای خود میدهند واین مسئله بیش ازهمه ضعف این تشکل ضد ملی ومردمی باند رجوی را نشان میدهد!!  بازهم بوی این شراب ناب غیر زمینی مورد تعریف قرار نگرفته و احتمالا که تنها …

نوروز زندان رجایی شهرعکس مراسم نوروز در بند سیاسی زندان گوهر دشت (رجایی شهر) – وبلاگ کمپین آزادی صالح کهندل

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی بیرون کمپ لیبرتیکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

لینک به منبع

رجویها! فرار یک پسر و دختر نوجوان که احتیاج باین همه پرنویسی نداشت!

دو نوجوان اهل جلفای تبریز بنام های فرزاد مددزاده وپریا کهندل ( دایی ودختر خواهر ) مدتی است که کشور را ترک کرده ودر جلسه ی مربوط به “نفی؟! اعدام ” مریم رجوی شرکت نموده وحرف های احساساتی ودور ازمنطق وواقعیت زدند!

فرار ۲نفربا مشخصات فوق، ازکشوری که میلیون ها مهاجر تحصیلکرده وهزاران نخبه درخارج دارد، امری عادی وغیر قابل توجه است و حادثه ای درحد ریختن پر یک کنجشگ هم بشمار نمیرود!

برعکس، برجسته کردن این حادثه ی بغایت بی اهمییت است که غیر طبیعی مینماید ونشانگر موقعیت نزار شخص وجریانی است که آنرا بعنوان حادثه ی تاریخی ونمود رشد پایگاه اجتماعی خود درداخل کشور تلقی نموده و با استفاده ازآن، توفانی در آب یک فنجان براه میاندازد!

جریان مورد نظر سایت ایران افشاگری باند رجوی است که ” سرسخن خود را باین مسئله اختصاص داده وطی یک انشاء نویسی مبسوط، نام آنرا ” شلیک‌های دقیق و سنگین به قلب فاشیسم مذهبی ” نامیده است!

بدون توجه به یک صفحه مقدمه گونه ازاین انشاء نویسی، در قسمتی ازاین ” سرمقاله ی ایران افشاگری میخوانیم:

” …سخنان «پریا کهن‌دل» و «فرزاد مددزاده» در کنفرانس پاریس به مناسبت «روز جهانی علیه اعدام» (۱۸ مهر ۱۳۹۴) و در حضور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، از وقایعی است قابل‌تأمل. روشن شدن چراغی بود در تاریکی … آگاهی و شعور بود که خود را به نمایش می‌گذاشت و «انقلاب» بود که کارنامه ممتاز سالیان صبر و ظفرش را دریافت می‌کرد و… همه‌چیز درهم‌تنیده بود، معجونی پدیدار بود از آن جنس که «پدر» به «پریا» نشانی داده بود: «… من از شراب نابی نوشیده‌ام که تو حتی بوی آن را هم استنشاق نکرده‌ای…».

خیلی عجیب است!

آقایان وخانم های آلت دست رجوی فرار بیش از یکهزار نفر از تشکیلات مخوف رجوی را ندیده اما پیوستن این دونفر به دنیای تاریک وسرد مناسبات رجوی را یک واقعه ی تاریخی به خورد اعضای خود میدهند واین مسئله بیش ازهمه ضعف این تشکل ضد ملی ومردمی باند رجوی را نشان میدهد!!

بازهم بوی این شراب ناب غیر زمینی مورد تعریف قرار نگرفته و احتمالا که تنها درعالم خلسه و ازدست دادن آگاهی بشری به انسان های هیپنوتیز شده قابل درک است که البته با دنیای واقعی شباهتی ندارد!

ما سخنان این دختر وپسر فامیل و متاسفانه وابسته به یک خانواده ی آنرمال را چیزی جدا ازتلقینات سه دهه ای مسعود رجوی ندیده وهرگز تصور نمی کنیم که آنها کاشف یک تئوری مبارزاتی مدرن هستند و این تئوری ها؟! بر دانسته های تئوری بشری چیزی را خواهد افزود وبرعکس آنها راسخنان دائما دیکته شده وهیستیریکی ارزیابی میکنیم که بزودی فراموش خواهد شد : ” ازدل برنخاسته وبر دل نخواهد نشست ” و شبیه اشعار مداحان درباری به چیزی نخواهد ارزید!

آورده شده است:

زمانی که آن انتخاب فرخنده در مهرماه سال ۷۲ صورت پذیرفت، رهبر مقاومت آن را بالاترین سلاح استراتژیک ارتش آزادی‌بخش و بزرگ‌ترین شلیک به قلب ارتجاع زن‌ستیز آخوندی توصیف کرد، حالا ۲۲ سال پس‌ازآن انتخاب خجسته، گذر‌ایام، روز از پس روز، صحت آن ارزیابی و نتایج درخشان آن انتخاب تاریخی را در ابعاد سیاسی اجتماعی بیشتر بارز می‌سازد و نشان می‌دهد…” .

این انتخاب فرخنده همان طلاق های اجباری برای تمامی اعضای تشکیلات رجوی و دادن اختیارات نامحدود بود به مسعود خودشیفته وجوجه دیکتاتور، که همه ی ابعاد زندگی چند هزار نفر را دردست خود گرفته، همه ی انها رابه روبوتی تک کاره تبدیل نموده و امیال وآرزوهای حیوانی خود را برآورده کند ومعلوم نیست که این مسئله چرا باید شلیکی برقلب ارتجاع باشد؟!

یعنی تامین امکانات فراوان برای عیش ونوش وجاه طلبی مسعود رجوی ومحروم کردن بقیه ازابتدائی ترین حقوق انسانی، احتیاج باین همه مبارزه؟! داشت؟! وآیا شما مبارزه را دراین سطح حقیر میبینید؟!

این پروسه که شرحش رفت، یک گام بزرگ بسوی ارتجاع است و نمونه های تاریخی قابل استنادی ندارد وازاین بابت میتوان به رجوی بعنوان خالق یک پدیده ی نادر ، مدال داد وستایش اش کرد که سایت ایران افشاگر هم همین کار را انجام داده وجور همه را کشیده است!

وحید

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسموقتی زندانی سیاسی کشور، صالح کهندل باشد!

زندان ایرانجعل نامه توسط مجاهدین به نام سعید ماسوری

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17374

درد دلی با پریا کهن دل دختر صالح کهن دل از قربانیان فرقه مجاهدین

مصطفی آزاد، وبلاگ قاصدک، بیست و یکم مارس ۲۰۱۵:… بالاخره پدرت بهتر می داند بعد از اتمام دوران محکومیت بالاخره همانند دایی و خاله ات منظور فرزاد و شبنم مددزاده آزاد میشود یعنی امیدی به رهایی برایش متصور میتواند باشد . ولی آیا این امید برای مادر و خواهر بزرگ ات که قبلا در اشرف بودند و هم اکنون جزو ساکنین لیبرتی محسوب میشوند وجود دارد . به فرض مسئله دار بودن و شدن مگر می توانند …

لینک به منبع

درددلی با پریا کهن دل دختر صالح کهن دل از قربانیان فرقه مجاهدین

نامه دیگری از شما را در صفحه ای از فیسبوک ، چند روز پیش خواندم . با توجه به سن تان ابتدا بنظرم آمد سطح نگارش مربوط به شما نباشد که به احتمال زیاد هم همینطور باشد در اینصورت گماشته های گشتاپوی رجوی در اورسورواز با انتساب این نامه خواسته اند بنوعی آرامش درون خانواده شما را علی الخصوص بعد از آزادی فرزاد و شبنم مددزاده (دایی و خاله تان) بهم زده و با دغلکاری موجبات حساسیت نهادهای امنیتی را بیشتر کنند . ولی بهتر دانستم در هر صورت هم حرفهایی ناگفته را با شما زده باشم و هم فرصت افشاگری علیه مخوف ترین گروه تروریستی جهان را از دست نداده باشم و هم شما بعنوان نوجوانان این مرزوبوم بهتر به واقعیت های سیاسی سازمان مجاهدین اشراف پیدا بکنید . واقعیت این هست که ..

…روزی پدرو مادرت به همراه خواهر بزرگ ات قصد عزیمت و پیوستن به مجاهدین در اشرف را می کنند پدرت صاله کهندل دستگیر و به اتهام همکاری با گروهی تروریستی که دست به کشتن سربازان این مرزو بوم کرده و عملیات ترور و انفجار را دنبال می کند و نهایتا اتهام پیوستن به چنین گروهی شرور و جاسوس و وطن فروش به تحمل حبس محکوم میشود . نکته همینجاست :

الف/ بالاخره پدرت بهتر می داند بعد از اتمام دوران محکومیت بالاخره همانند دایی و خاله ات منظور فرزاد و شبنم مددزاده آزاد میشود یعنی امیدی به رهایی برایش متصور میتواند باشد . ولی آیا این امید برای مادر و خواهر بزرگ ات که قبلا در اشرف بودند و هم اکنون جزو ساکنین لیبرتی محسوب میشوند وجود دارد . به فرض مسئله دار بودن و شدن مگر می توانند براحتی از دست قوم ظالم رجوی خود را رها کنند . آیا تابحال جلساتی موسوم به ” دیگ ” را شنیده ای که میتواند از سطح ۳۰۰ نفر تا تعداد کل کمپ حدودا ۲۵۰۰ نفر و با هدف سرکوب وضعیت روحی روانی و جسمی فرد سوژه داوطلب جدایی از سازمان برگزار شود . آیا شنیده ای که چندین نفر فقط بخاطر دادو هوار و رعب و وحشت حاصل از فضای این جلسات در جا سکته کرده و مرده اند و یا الان جزو بیماران روانی ساکن کمپ لیبرتی و یا جزو جداشدگان فرقه رجوی بشمار می آیند ؟

ب ) آیا سازمان مجاهدین برایت گفته یا نوشته که مادرت به لحاظ روحی و حتی عینی پدرت را بلافاصله بعد از وروداش به پذیرش سازمان طلاق داده و هرهفته در جلساتی موسوم به ” غسل هفتگی” در فاکتهای خوانده اش با نام خاطراتی از نرینه وحشی خطاب می کند و بایستی بقول فهیمه اروانی هر موقع بیاد صالح کهندل افتاد بایستی استفراغ خشک شده را تصور نموده و از آن نفرت داشته و سعی بکند اور را بفراموشی بسپارد .

پ ) آیا مادرو خواهرت هرموقع دلشان خواست توانسته اند طی این سالها با تو تماس تلفنی داشته وجویای احوال تو باشند . آیا مادرت بهت گفته جزو همسران مسعود رجوی بشمار می آید و بایستی صد روی صد اورا دوست داشته و عاشق اش باشد و البته آرزو دارم جزو سواستفاده شدگان جنسی شخص مسعود رجوی همانند چندین نفری که این حکایت تلخ را تاکنون افشا نموده اند نباشد . بالفرض خدای ناکرده چنین اتفاقی زشت از سوی سردمدار فراری مجاهدین در خصوص مادرت اتفاق افتاده باشد نظرت نسبت به این جریان قرون وسطایی و ضد مردم و خدا چیست آیا آموزه های دینی ما این اجازه را به مسعود رجوی میدهد ناموس دیگرا را صاحب باشد و هر تصمیم ضد انسانی را درقبال آنان به اجرا در آورد و نهایتا برای نامید کردن آنها نسبت به در آوردن رحم آنها نیز با قساوت اقدام نماید .

ث ) آیا می دانی همان سالها که مادر و خواهرت به سازمان پیوستند و حتی پدرت چنین قصدی داشت . سازمان عالیترین همکاری های نظامی و اطلاعاتی را با شقی ترین سردمداران منطقه یعنی صدام حسین داشت . در هتل فلسطین بغداد کامیون کامیون دینار عراقی برای وطن فروشی به مسئولین استخبارات دریافت می کرد تا نتایج موشک باران و کشته شدن مردم ایران و سطح خسارات را از زبان عباس داوری و مهدی ابریشم چی بشنود . آیا می دانی فکر کردن به خانواده تحت عنوان بحث های “دوران” در تشکیلات سازمان گناه نابخشودنی بشمار می آید و جزو موضوعات مورد علاقه سپاه پاسداران تلقی می گردد و هرموقع هم در مناسبات و جلسات تشکیلاتی چنین مباحثی پیش آمد باید افرادی همانند مادر و خواهرت پشت میکروفون رفته و اظهار انزجار از تمام دلبستگان خود نموده و رکیک ترین فخش ها را نثار آنان کنند .

پس پریای عزیز که از نظر من شما هم در این حلقه قربانیان جزو سواستفاده شدگان فرقه رجوی بشمار می آیید اندکی تامل کنید و بین وطن ، شرف میهن ، عزت ایران سربلند و سرنوشت نامبارک پدر و مادر و خواهرت انتخابی درست را برگزیند . بلاشک اگر به میهن بیندیشید بلافاصله هدفمند بفکر روشنگری و نجات ابتدا مادر و خواهرت از چنگال گروه مجاهدین و سپس بفکر تجمیع دادن کانون خانواده می افتید و حتما هم انشالله چنین پتانسیلی دارید .

مصطفی آزاد – ۲۹-۱۰-۹۳

پریا کهن سال صالح کهن دل مجاهدین خلق فرقه رجویلینک به مطلب پریا کهن دل دختر صالح کهن دل در یکی از وبلاگهای فرعی مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

***

همچنین:

نگاهی به نامه دختر یکی از قربانیان فرقه رجوی

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سال ۲۰۱۳
لینک به منبع

چند روز پیش نامه عاطفی پریا کهندل ۱۵ ساله خطاب به پدرش ؛ صالح کهندل از زندانیان منتسب به گروه تروریستی مجاهدین را در سایتی متعلق به سازمان تروریستی مجاهدین مطالعه نمودم ، ابتدا باید اذعان نمایم ویرایش و تنظیم این نامه درحد و سطح یک دختر بچه ۱۵ ساله مطمعنا نیست ونمی تواند باشد وبا رجوع به سوابق محصولات تولیدی ، فرهنگی این سایت بنظر می رسد دوستان اورسوراوازی گروه رجوی زحمت تهیه و نگارش و جایگزینی آن با نام دیگری را پذیرفته اند!!؟ .

ولی درهر دو حال چون مولفه های انسانی همچون پریای عزیز و خود آقای صالح کهندل که بی شک یکی از قربانیان فرقه مجاهدین بشمار می رود ، دراین موضوع دخیل اند ، خواستم مطالبی را به آگاهی هم این خواهر کوچکم و هموطنانم برسانم .

پریای عزیز اشک مقدس و معصومانه تو که اینک در سنین کسب خود آگاهیهای انسانی و اجتماعی هستی و در آن قدم می گذاری بلاشک بایستی نه برروی کف پوش سالن ملاقات زندان که بایستی بر رودهای میهن بزرگ مان جاری شود یعنی تو به عین و فکرت ببینی و دریابی که رهبری جریان موسوم به مجاهدین چرا در سال های دفاع و جنگ تحمیلی علیه مردم ایران در کنار صدام حسین ایستاد چرا برای کشتن و کشته شدن سربازان ایرانی پول و هدایا از اربابش دریافت نمود . تو نوجوان این مرز و بومی . مطمئنا وضعیت پدرت آمیخته با سوءاستفاده های بد و زشت ضد میهنی است که رجوی آن را درست کرده و برنامه ریزی نموده تا امثال چنین افرادی را برای تامین اهداف کورش بکار بگمارد . تو با استفاده از سخنان اعضای باسابقه و جدا شده از سازمان که بعضی هایشان در داخل کشورند و بعضی ها هم اکنون در کشورهای اروپایی به زندگی سالم خودشان برگشته اند ؛ میتوانی عمق خیانت گروه رجوی به اعتماد صادقانه اعضای گرفتار در سازمان را دریابی . همه اینها هم روزی برای آمال و آرزوهای خود به این سازمان پیوستند ولی اکنون از شرم ! کج راهه رجوی را از خود دور میسازند تا راه رستگاری و شرف را بیابند .

پریا ؛ آوازهای تغییر هرانسانی جزء درمسیر تغییر خود واجتماع خود نمی تواند باشد . با توجه به هجمه ریزش های نیرویی از سازمان تروریستی رجوی طی ۸ سال اخیر وافشاگری های بسیار آگاهی بخش گاهاً رده های اعضای شورای رهبری مجاهدین می توانی رنگین کمان های بسیار زیبا از درک و بصیرت را برای خود بسازی ، فضایی نیک که درآن جایگاه زشت و ضد ملی موسوم به مجاهدین را به وضوح تماشا کنی . ببینی آنها که مدعی دفاع کذایی از مردم ایران بودند چگونه اعضای ناراضی خود را کشتند یا به زندان های صدام حسین سپردند , توهین و تحقیرشان نمودند و…….. . و حال اکنون ودراین روزها از چه اقدامات شینع و وقیحانه ای برای تهدید وارعاب اعضای گرفتار در کمپ ترانزیت جهت معانعت آنان از فرار فروگذاری نمی نمایند . رجوی اینک همگان را تهدید به افشای اخبار کذایی از مطالب ونوشته های نشست وجلساتی موسوم به غسل هفتگی می کنند که فی الواقع بیرون از چهارچوب بینش توحیدی است وصرفاً در یک تصفیه و پالایش فکری آنهم درگروه های فرقه گونه چنین سرکوب و تهدیدها رایج می باشد ،

پریا ، آیا شایسته نیست که آن دختر خوب و درد مند برای خودش برگی سفید درذهن اش ترسم وبرای مهین ودشمن او اندیشه کند؟

آموزه های ما بایستی هم از جنس تغییر و بروز آوری وعمق بخشیدن به نگاهمان از انسانیت باشد ولی حتماً می بایست این تغییر وکسب هر آمادگی به مسیری مرتبط بشود راه و مسیری که آرمانهای مردم اش را احترام گذارد، بردشمنان میهن اش خشمگین وبر سلحشورانش احسن بگوید . حال باید بگویم آیا براستی همان گروه مجاهدین که بدون اطلاع تو واز طرف تو چنین نامه ای را تنظیم و رسانه ای می کنند ، حاضر به صدور اجازه برای ملاقات تو ومادرت در کمپ ترانزیت می باشند ؟ می دانم جواب چیست ؟ نه … چون از نزدیک ۵ سال است حداقل ۱۰۰۰۰ نفر از مجموع کل خانواده هایی که عزیزانی درقرارگاه اشرف داشتند برای دیدار و خوش و بش با آنان به دفعات به همان محل مراجعه ولی سازمان با گستاخی و تا این لحظه از انجام این ملاقات های انسانی طفره رفته وهمه آن بستگان را دشمنان مجاهدین لقب داده است . مگر میشود پدر و مادر پیر و خواهر و برادر اعضای حاضر در قرارگاه رجوی مامور دولت ایران باشند ؟ !! پس بدان وهوشیار باش آن میله های مورب زندان برای پدرت را مسلماً رجوی جهت سوء استفاده های بیشتر از پدرت و متاسفانه برای همان پدرت ساخته است تا از منافع حقوق بشری !!! آن ارتزاق نماید.

***

همچنین:

نامه سرگشاده ۵۹ تن از رها شدگان و منتقدین سازمان مجاهدین خلق ایران به خانم هال لوت

فریاد آزادی، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۴: … خانم هال لوت , شکستن حصارهای فرقه ای و تشکیلاتی پایه و اساس و مقدمه رهایی و نجات و خروج اعضای گرفتار در عراق است , سازمان با این حصارها اجازه فکر کردن و تصمیم گرفتن را از آنان سلب کرده است ….سازمان مجاهدین خلق به دلیل کیش شخصیت

انتقال مجاهدین به رومانی و انفعال حامیان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

حامیان امریکایی ترویسم مجاهدین خلق فرقه رجویبهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۴: … واقعیت این است که اگر این حامیان به واقع درد حقوق بشر و نگران جان اعضای سازمان هستند حداقل تا اینجا می توانستند با تلاش های فردی و گروهی شمار زیادی از آنها را از عراق خارج و به کشورهای خود

پنجاه و سه امضا به آنتونیو گوترز: رهبران مجاهدین خانواده ها را از اسامی مجروحین کمپ لیبرتی مطلع کنند

پنجاه و سه امضا، وبلاگ کرمی، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۴: … همچنین ما از درخواست خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی مبنی بر سرعت بخشیدن به پروسۀ انتقال ساکنان این کمپ از جهنم عراق، که هر روز شاهد کشتار مردم بیگناه خود این کشور با اعمال تروریستی و درگیریهای فرقه ای داخلی است، به کشورهای ثالث بویژه

کشتن مسعود دلیلی آن روی سکه «رأفت رهبری»

نامه وارده، م. کرمی، وبلاگ باند رجوی، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۴:…  ما یعنی کسانی که در تشکیلات با هم رابطه «محفلی» داشتیم از این موضوع خبردار شده بودیم و حتی فرار او را در شهریور ۹۰ هم می دانستیم و با هم در این باره صحبت می کردیم. افرادی مثل علی ک و محمود ش و غیره. اما آنچه که بعد در مورد

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت های ۳۶ و ۳۷

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  نشست مهمی تحت عنوان ” شرم ” هشت ماه پس از آزادی مریم در اشرف ترتیب داده شد . این نشست هشت روز مانده به عید نوروز سال ۸۳ برگزار شد . موضوع نشست این بود ، چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند؟!! نشست شرم یکی از افتضاحات تاریخی سازمان بود که در

شستشوی مغزی یا کنترل ذهن

فرزاد ظروفچی، باشگاه علوم اجتماعی، به نقل از ویکیپدیا: شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:… درمان قربانیان زورگویی از تنوع چشمگیری برخوردار است، و به پیشینه خاص آنها، شرایطی که درگیر آن بوده‌اند، و فضای درخواست کمک بستگی دارد. با اینکه هیچ مطالعه سازمان یافته‌ای در این زمینه انجام نشده است، و

رجوی از”هلهله در شهادت سردار همدانی” تا “حمایت از سلمان رشدی”

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسممجاهدین دات کام، تهران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  انتشار خبر شهادت این امیر سرافراز با ابراز شادمانی برخی رسانه های منطقه ای وابسته به جریان تکفیری مثل العربیه نیز همراه بود. گروهک تروریستی منافقین نیز از لحظه انتشار خبر شهادت سردار همدانی در سوریه هلهله کنان اخبا