اگر نفوذی در تشکیلات شما نبوده، پس اسناد شما جعلی است!ا

اگر نفوذی در تشکیلات شما نبوده، پس اسناد شما جعلی است!ا

واحد سیف شالاتان مجاهدین خلق فرقه رجوی ایران افشاگرپیوند رهایی، ششم سپتامبر 2017:… ادعای وجود نفوذ در ارتش آزادیبخش رجوی ، اولین بار توسط خود رجوی مطرح شده و تاکنون ده ها وصدها سند ومدرک درمورد کسانی که دال بر نفوذی بودن کسانی که سازمان را ترک کرده اند، ازطرف باند رجوی منتشر شده واگر مرغی پخته بخاطر این کار خنده اش گرفته ، این خنده ازمعجزات اسناد شما بوده است! علاوه بر آن پس بفرمایید … 

سربازان اسیر در مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراق خاطرات زندان مخوف منافقین در دهه ۷۰/نفوذ وزارت اطلاعات تاقلب اشرف

لینک به منبع

اگر نفوذی در تشکیلات شما نبوده، پس اسناد شما جعلی است!

حمید تبریزی از ایران (مستعار) – 06/06/1396

درنوشته ای در رسانه های رجوی که امضای یک اسیر جنگی رها نشده بنام “واحد سیف “ را دارد ، آمده است :

” اما اینکه خبرگزاری رژیم در تیتر مقاله خودش نوشته «نفوذ وزارت اطلاعات تا قلب اشرف» حرفی کاملاً مضحک و خنده‌دار است که مرغ پخته را هم به خنده وامی‌دارد. سؤال اینجاست که این چه نفوذی تا قلب اشرف است که قوانین بین‌المللی را زیر پا بگذاری، به یک کشور دیگر تجاوز بکنی و در بلندی‌های مجاور اشرف با بیش از ۱۵۰۰ کشته متوقف بشوی تعدادی از نیروهایت نیز اسیر شوند بعد هم‌اسم آن را نفوذ وزارت اطلاعات تا قلب اشرف بگذاری؟! بالاخره قسم حضرت عباس تو را که میگویی این عملیات تدافعی بوده را باور کنیم یا پوشاندن لباس کردی به پاسدارانت و گسیل آن‌ها به ۷۰ کیلومتری داخل خاک عراق را “؟!

واحد سیف شالاتان مجاهدین خلق فرقه رجوی ایران افشاگر

ادعای وجود نفوذ در ارتش آزادیبخش رجوی ، اولین بار توسط خود رجوی مطرح شده و تاکنون ده ها وصدها سند ومدرک درمورد کسانی که دال بر نفوذی بودن کسانی که سازمان را ترک کرده اند، ازطرف باند رجوی منتشر شده واگر مرغی پخته بخاطر این کار خنده اش گرفته ، این خنده ازمعجزات اسناد شما بوده است! علاوه بر آن پس بفرمایید «پروژۀ رفع ابهام» در سال 73 به دستور رجوی برای چه بود که طی آن بیش از 500 نفر را از افراد تشکیلات حتی افراد قدیمی و معروف سازمان را دستگیر و ماهها به طرز وحشیانه ای شکنجه کردید تا اعتراف کنند که «نفوذی وزارت اطلاعات رژیم»!! هستند یعنی «نفوذی» رژیم پیدا کنید و «ابهام» از روی افراد برداشته شود و ثابت شود که نفوذی نیستند. بسیاری از این زندان و شکنجه شده های سال 73 در قرارگاه اشرف سازمان در عراق به اتهام نفوذی رژیم که بعدها از سازمان جدا شده و خاطرات دردناک زندان و شکنجه در اشرف را به طور مستند و با ذکر اسامی شکنجه گران و اماکن شکنجه و زندان و طرز رفتارهای زندان بانان رجوی با زندانیان زن و مرد و وضعیت وحشتناک سلولها به رشتۀ تحریر در آورده اند شاهد این مدعا است که از جملۀ آنها می توانید به کتاب «سراب آزادی» نوشتۀ خانم مریم سنجابی عضو شورای رهبری سازمان که خودش به همین اتهام در اشرف به دستور مستقیم رجوی زندانی و به طرز وحشیانه ای شکنجه شده است و به خاطرات آقای رضا گوران از اعضای جدا شدۀ سازمان که در اشرف به همین اتهام زندانی و شکنجه شده است در بیش از چهل شماره در سایت «پژواک ایران» مراجعه کنید.

اساسا مسئله ی نفوذ دراحزاب وجریانات ازقدیم الایام وجود داشته وشما اگر تاریخ را نخوانده اید ، به سراغ متشکل ترین حزبی که جهان بخود دیده ( حزب بلشویک روسیه ) بروید تا ببینید در کمیته ی مرکزی این حزب هم جاسوس تزار حضور داشته است!

بازهم اگر خواستید قبول نکنید ، باید ازارائه ی این اسناد اظهار شرمندگی کرده و بدانید که شعور مردم ، درسطح بالاتری ازاینها که رجوی ها می پندارند ، قرار دارد و گرفتار سخنانی پر ضد ونقیض وباری به هرجهت نمیشوند!

همینطور:

” همان موقع { اسیر شدن } خودمان هم تعجب می‌کردیم که مجاهدین چطور در شرایطی که خودشان در وضعیت ویژه و اضطراری بودند همه‌چیز در اختیار ما می‌گذاشتند، از انواع غذاها و نوشیدنی‌ها گرفته تا انواع امکانات خانگی از قبیل یخچال و فر گاز و سایر امکانات آشپزی. از امکانات رفاهی که شامل انواع وسایل بازی‌ها می‌شد تا زمین فوتبال و بسکت و والیبال و تا کتابخانه و ویدیو تلویزیون و سایر امکاناتی که در یک زندگی مرفه یا نسبتاً مرفه یافت می‌شد “.

بلی آنها ازهمین راه ها موفق به جذب کردن ساده لوحانی مثل ” واحد سیف ” کردند اما بعد چی؟

کلاس های شستشوی مغزی برای آنها دایر کردند، وادارشان کردند که جزئی ترین اسرار زندگی شان را درملا عام مطرح کرده و تف برویشان انداخته شود!

قبول کنند که تمام وجود مادی ومعنوی شان ملک طلق رجوی بوده وخود چیزی جز یک نام را صاحب نیستند!

این قبیل افراد را واداشتند که مانند برده ی بی جیره مواجبی ، برای رجوی کاخ ها بسازند و بدتر درعملیات خائنانه ی فروغ جاویدان شرکت کرده ، هموطنان خود را بکشند وخود نیز کشته شوند!

این تلویزیون ها وویدئو های دراختیار گذاشته شده ، مداربسته ودقیقا درخدمت تبلیغ کیش شخصیت رجوی بوده وشما هرگز اجازه نیافتید که اخبار واقعی راازآنها شنیده ویا موفق شوید بدانید که خانواده ی بلا دیده ی تان درچه وضعی است و …

درحالی که اسرای دست ارتش عراق ، اجازه ی مکاتبه با خانواده های خود داشتند ، شما ازاین حق بسیار ابتدائی هم محروم بودید تا درباتلاق خانواده ها که رجوی آنرا ” نجس ” اعلام کرده بود ، نیافتید!
بشما اجازه ی خروج از صفوف بردگان رجوی داده نشد ودرایام تبادل اسرا یا ازراه فریبکاری ویا از طریق شستشوی مغزی ، امکان استفاده از قدرت صلیب سرخ جهانی را ازدست تان گرفتند!
دروغ بزرگ دیگر:

” این برخوردها آن‌قدر ما را متعجب کرده بود که یک روز حین صحبت با یکی از مسئولین مجاهدین از وی پرسیدم که آیا واقعاً شما هم خودتان هر هفته این‌چنین غذاهایی می‌خورید که جواب داد واقعیت این است که نه. ..ولی رهبری به ما توصیه کرده که این‌ها میهمانان ما هستند و باید به آن‌ها رسیدگی ویژه داشته باشید “.

شما که اسیر بودید ونه مهمان ، درطول اقامت خود فهمیدید که مهمانان واقعی – مثلا دعوت شده برای دیدار پدر و …- چه بلایی برسرشان آمد وراه برگشتی پیدا نکردند و دست به خودکشی زده ویا سربه نیست شدند ویا حالا هم بعنوان مهمانانی که 20 سال است اجازه ی مرخص شدن نیافته و به مرز میانسالی رسیده و اکنون هم هم زنجیر شما در آلبانی شرف؟! حضور دارند !

آنها بشما دروغ گفتند وشما بزودی متوجه این دروغگویی بی شرمانه ی آنها شدید اما دیر شده بود ودیگر قدرت واراده ی لازم را برای رهائی ازاین جهنم بدست نیآوردید!!

دیگر اینکه :

“همگی ما علیرغم اینکه هنوز تصمیم به پیوستن به سازمان نگرفته بودیم بشدت از شنیدن چنین نکته‌ای غرق شگفتی و تعجب شدیم و همین مجموعه تنظیمات به‌خصوص مناسبات غیرقابل‌توصیف انسانی همراه باصفا و صمیمت مجاهدین باعث شد که به این فکر کنیم که در رابطه با دیدگاهمان در مورد مجاهدین می‌بایست تجدیدنظر کنیم…”.

آیا کسی را دیدید که تصمیم به نپیوستن به سازمان کرد وموفق شد براین تصمیم خودبماند؟

اگر آری ، ممکن است که اجازه یابید درمورد سرنوشت غمبار وفاجعه انگیز اینگونه انسان ها چند کلمه ای حرف بزنید ؟

ازحرف های این اسیر جنگی چنین برمیآید که درزمان سال های اول حضور او ، خانواده ها به دستور رجوی متلاشی شدند واو بخوبی این جنایت بزرگ اتفاق افتاده را مشاهده کرده وبنابراین بطور طبیعی میداند که صفا وصمیمیتی درکار نبود وسازمان این حرف ها را با وقاحت تمام بنام او نوشته است!

حمید تبریزی

*** 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

علی اکبر عندلیبی اسیر جنگی علی اکبر عندلیبی اعترافات اجباری کمپ مجاهدین خلق تیرانا آلبانی

واحد سیف مجاهدین خلق فرقه رجوی تیرانا آلبانیاسیر جنگی واحد سیف اعترافات اجباری کمپ مجاهدین خلق تیرانا آلبانی

مزدور عباس داوری رابط استخبارات صدام. وطن فروشی و ترور در مقابل دلار و دینار

https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

روز جهانی کارگر مجاهدین خلق فرقه رجوییادی از ۱۱۹۲ کارگری که به‌دست منافقین شهید شدند

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی دو دهه قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30620

تاریخ سازمان مجاهدین خلق، فرقه رجوی: دوره چهارم، ارتباطات آشکار خارجی سازمان 

ایران دیدبان، به نقل از دفتر مطالعات و پژوهشهای سیاسی، سی ام ژوئیه ۲۰۱۷:…  بعد از ارتحال امام، قدرت های غربی با جمع بندی طرح های ناکام قبلی، چشم امید به تحولات تدریجی در آینده دوختند و این سیاست با طرح براندازی نظامی مشترک رژیم صدام و سازمان، کاملاً متفاوت بود. از این رو فعالیت در جهت جلب توجه افکار عمومی و ایفای نقش متناسب با سیاست قدرت های غربی در اولویت سازمان قرار گرفت. در این مقطع که … 

مسعود رجوی دادگاه شاه ایران دیدبان: به مناسبت سالگرد اعدام حنیف نژاد. سند تازه از همکاری رجوی با ساواک در به دام انداختن حنیف نژاد

ابریشمچی مسعود رجوی قرارگاه صدام حسینشارلاتانیسم مجاهدین پایانی ندارد 

لینک به منبع

دورۀ چهارم ارتباطات آشکار خارجی سازمان

دفتر مطالعات و پژوهشهای سیاسی

دوره چهارم (از ۱۳۶۸ به بعد) : 

بعد از شکست عملیات فروغ (مرصاد)، سازمان نه به لحاظ نظامی و نه به لحاظ سیاسی توان انجام عملیات دیگری را نداشت . از این رو رحلت حضرت امام (ره) را به عنوان شرط اصلی برای انجام هرگونه عملیات مطرح می کرد . بعد از ارتحال امام نیز از نظر سازمان هفت شرط وجود داشت که با تحقق آنها شرایط عملیات در مرز فراهم می گردید. از جمله این شرایط اوضاع مساعد بین المللی عنوان گردید، که دیگر هیچگاه فراهم نشد.

بعد از ارتحال امام، قدرت های غربی با جمع بندی طرح های ناکام قبلی، چشم امید به تحولات تدریجی در آینده دوختند و این سیاست با طرح براندازی نظامی مشترک رژیم صدام و سازمان، کاملاً متفاوت بود. از این رو فعالیت در جهت جلب توجه افکار عمومی و ایفای نقش متناسب با سیاست قدرت های غربی در اولویت سازمان قرار گرفت.

در این مقطع که در واقع سازمان و شورا صرفاً به یک گروه فشار تبلیغاتی در دست قدرت های غربی و به ویژه آمریکا تبدیل شد، کماکان اینگونه اعلام و تظاهر می شد که سازمان این مقاصد را دنبال می کند : 

۱٫ متقاعد کردن افکار عمومی جهان مبنی بر آلترناتیو بودن سازمان 

۲٫ سلب مشروعیت از جمهوری اسلامی ایران 

۳٫ تلاش در جهت نفی نظریه رفرم پذیری نظام که مبنی بر میانه رو شدن جمهوری اسلامی در دیدگاه رسانه های غربی بود .

۴٫ جلب حمایت های بین المللی برای برخورد قهرآمیز با جمهوری اسلامی ایران .(۲)

اما در چارچوب مواجهه آمریکا و غرب با ایران، اقدامات سازمان فقط در حد نمایش تهدید و به قصد اعمال فشار برای وادار کردن جمهوری اسلامی به عقب نشینی، مفهوم و کاربرد می یافت. شورا و سازمان در این دوران رسماً و کاملاً به زائده تبلیغاتی و عامل جنگ روانی در موارد مورد نیاز آمریکا تبدیل شده بودند که دیگر حتی در مطبوعات غربی نیز کسی داعیه آلترناتیوی آنها را جدی نمی گرفت.

اعلام حمایت های غیر دولتی و یا فاقد تأثیر علمی در دولت ها از شورا یا سازمان، توسط اعضای پارلمان های اروپایی و آمریکا صورت می پذیرفت و عمدتاً کارکرد تبلیغی داشتند. که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد: 

• اعلام حمایت دهها تن از اعضای کنگره (………)  پارلمان اروپا .

• اعلام حمایت چندین تن از اعضای کنگره آمریکا .

• اعلام حمایت تعداد زیادی از نمایندگان پارلمان ایتالیا.

• نامه نمایندگان چند کشور به دبیر کل سازمان ملل متحد، جهت محکوم کردن جمهوری اسلامی و حمایت از شورای ملی مقاومت.

• درخواست اخراج جمهوری اسلامی ایران از سازمان ملل متحد، توسط نیل کیناک، رهبر حزب کار انگلستان.

• درخواست ۱۱۴ تن از نمایندگان پارلمان ۶۲۶ نفری اروپا، برای اخراج جمهوری اسلامی ایران از سازمان ملل متحد و به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت. 

• درخواست ۷ تن از نمایندگان مجلس عوام انگلستان برای به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت .(۳)

روند فعالیت سیاسی این دوره، حول جا انداختن شورا در سطح بین المللی دور می زد که این جریان پس از ارتحال امام خمینی (ره) به امید ایجاد بحران در ایران، از دید سیاستمداران غربی، به اوج رسید . حوادثی که پس از خرداد ۱۳۶۸ در پهنه سیاسی – اجتماعی جامعه ایران رخ داد، ناکامی سازمان و پوشش سیاسی آن، شورا را به دنبال داشت . 

جنگ خلیج فارس و شرایط و عوارض همراه با آن، عامل مؤثر مهمی در فعالیت های سیاسی شورا بود . بحرانی بودن منطقه، فعالیت های سازمان و شورا را کاملاً محدود می نمود، بنابراین وجود این وضع و مواضع ضد و نقیض جریان رجوی (سازمان یا شورا)، حمایت های راست و دروغ شخصیت های سیاسی غرب را از شورا و سازمان تنزل داد . 

پس از خاموش شدن جنگ خلیج فارس و ویرانی عراق، شورا نزدیکی به آمریکا و حمایت علنی آمریکا از سازمان و شورا را تنها راه ادامه حیات و حفظ امید به آینده برآورد کرد . تبریک رجوی به بیل کلینتون و پاسخ محبت آمیز رئیس جمهور آمریکا نشانه تحقق این خواست بود :

” آقای بیل کلینتون رئیس جمهور منتخب آمریکا 

با خوشوقتی بسیار از سوی مقاومت عادلانه مردم ایران برای صلح و آزادی که علیه دیکتاتوری تروریستی – مذهبی حاکم بر ایران مبارزه می کند، پیروزی شما را که بر حسب آرمان ها و اهداف اعلام شده تان یک پیروزی برای دموکراسی و حقوق بشر در دنیای امروی به شمار می رود، تبریک می گویم . از آنجا که طی مبارزات انتخاباتی مستمراً بر روی دمکراسی و حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا تأکید نموده اید، بسیار طبیعی است که امروز تمام نیروهای دموکراتیک و مدافعان و مبارزان حقوق بشر از پیروزی شما خرسند شده و در آن احساس اشتراک کنند . با بهترین آرزوها و با ایمان به آزادی میهن اسیرم . ”                                                                      

مسعود رجوی 

مسئول شورای ملی مقاومت ایران 

۱۳آبان۱۳۷۱(۴) 

پاسخ رئیس جمهور آمریکا : 

” مسعود رجوی 

شورای ملی مقاومت     ۲/دسامبر / ۱۹۹۲ 

مسعود عزیز ! 

سیاست خارجی ایالات متحده نمی تواند از اصول اخلاقی مورد اشتراک اکثر مردم آمریکا جدا باشد . ما نمی توانیم نحوه رفتار سایر دولت ها با مردم خودشان را نادیده بگیریم . دموکراسی ها طرف حساب های قابل اتکاتری در قیاس با دیکتاتوری ها هستند . آنها به حفاظت از محیط زیست و تبعیت از حقوق بین الملل علاقمندتر هستند، ما باید به اختصاص کمک بیشتر برای یاری دموکراتیک، به عنوان بخش مشروعی از بودجه امنیت ملی خود بنگریم . 

من به عنوان رئیس جمهور به مردم امپراطوری شوروی سابق کمک خواهم کرد تا از نظامی گرایی خارج شده و نهادهای آزاد سیاسی و اقتصادی بنا کنند .نهایتاً من از تشکیل یک سپاه دموکراسی برای اعزام هزاران داوطلب با استعداد آمریکایی به کشورهایی که نیاز به تخصص های حقوقی، مادی و سیاسی داشته باشند، حمایت می نمایم . 

از علاقه شما نسبت به طرح هایم برای اولویت دادن به مردم و به جلو راندن کشورمان قدردانی می کنم . در حالی که من و آل گور برای رویارو شدن با چالش هایی که پیش روی داریم اقدام می نماییم، از نظریات شما استقبال می کنیم . از نامه تبریک شما تشکر می کنم . 

اراتمند، بیل کلینتون(۵)

سازمان و شورا در رؤیای این چشم انداز به سر می بردند که با حمایت آمریکا توسط سایر دولت ها و افکار عمومی جهان به رسمیت شناخته شوند .

توافق نامه طالبان و رجوی : 

در تاریخ هفتم ژوئن ۱۹۹۸ / ۱۷ خرداد ۱۳۷۷ روزنامه عرب زبان ” الحیات ” خبر داد که عده ای از عناصر سازمان مجاهدین خلق، که برای انجام عملیات خرابکارانه به ایران اعزام گشته اند، از طریق مرز عراق و جمعی نیز از طریق مرز افغانستان وارد ایران شده اند . 

بنا به نوشته این روزنامه، طالبان و مجاهدین خلق، یک سال پیش از عملیات خرابکارانه تهران، توافقنامه ای برای هماهنگی و همکاری مادی و لجستیکی بر اساس خصومت ورزی با نظام جمهوری اسلامی امضا کردند . بر اساس این توافقنامه، طالبان به مجاهدین خلق اجازه می دهد که با سلاح های خود از طریق مرز افغانستان به درون ایران نفوذ کنند .(۶)

سیطره رجوی بر شورا و جدایی ها :

شورای ملی مقاومت که آلترناتیو بودن خویش را در مراحل اولیه مستلزم وحدت صوری و نزدیک شدن به دیگر گروه ها می دانست، پس از علامت هایی که از قدرت های غربی دریافت کرد، دیگر نیازی به این نزدیکی و هماوایی، حتی صوری، نمی دید . حسن ماسالی عضو جدا شده شورا می گوید : 

” مجاهدین که پایه های تشکیلاتی خود را در داخل کشور از دست داده بودند و در شکل گیری اتحاد ملی با سایر گروه ها نیز ناکام شده بودند، به قدرت های خارجی روی آوردند تا از این طریق به قدرت برسند . تماس آنها با قدرت های بزرگ این توهم را در آنها تقویت کرد که دیگر کار تمام شده است و نیازی به متحدین ایرانی ندارند، اما آمریکا و فرانسه ابتدا از آنها به عنوان عامل فشار علیه جمهوری اسلامی استفاده کردند و … “(۷)

منصور فرهنگ نماینده سابق شورا در آمریکا چنین گفته است : 

” حقیقت امر این است که شورای ملی مقاومت از بدو تأسیس حربه ای در اختیار مجاهدین بود و هیچ هویت مستقلی نداشت …. سازمان مجاهدین خلق تشکیلاتی لنینیستی (هر فرد را تابع بی چون و چرای مافوق قرار دادن) است … همان طوری که لنین خدای حزب کمونیست شوروی بود و انتقاد از او گناه کبیره و غیر قابل برگشت محسوب می شد، مسعود رجوی نیز خدای سازمان مجاهدین خلق است…” (۸)

هدف سازمان از آوردن گروه ها و افراد به داخل شورا، تفوق تشکیلاتی سازمان و شخص رجوی و مطرح شدن آلترناتیو سازمان بود . به تعبیر خانبابا تهرانی : 

” آنها از روز نخست، شورا یا جبهه متحد را به مفهوم اخص کلمه نمی خواستند، بلکه در پی تشکیلاتی به عنوان دنبالچه سازمان خود بودند، یعنی شرکت کنندگان در شورا نقش میهمان و اجاره نشین را داشتند که این تصور و برداشت دقیقاً کپی برداری از الگوی سازمان الفتح فلسطین است، منتها به صورت کاریکاتور .” (۹)

علی اصغر حاج سید جوادی از متحدان و حامیان سابق سازمان و شورا می گوید : 

” شورای ملی مقاومت ساخته و پرداخته آقای رجوی، عملی بر اساس شکست سیاسی و نظامی سازمان مجاهدین در مبارزه با آخوندها بود نه محصول احساس ضرورت در تداوم مبارزه و مقاومت در چارچوب نظام شورایی … رجوی و رفقای او در تشکیل شورای ملی مقاومت … نه تنها سهم بیشتر را در مدیریت و مسئولیت شورا نصیب خود کردند، بلکه در نیت و قصد نهایی خود هدفی جز تبدیل شورای ملی مقاومت به صورت ابزار و وسیله ای در خدمت سازمان مجاهدین خلق (بخوانید در انحصار قدرت رجوی) نداشتند .”(۱۰)

——————————————————–

۱٫ همان (فوق العاده) گزارش سمینار …، پیشین، ص ۱۱

۲٫ همان، ص ۱۲، نشریه شورا، ش ۴۹، ص ۵۱ – ۵۰

۳٫ تاریخ نامه و مناسبت تاریخی آن قابل توجه به نظر می رسد .

۴٫ نشریه مجاهد، ش ۲۹۴  

۵٫ الحیات، ژوئن ۱۹۹۸، نقل از ویژه نامه ایران آینده، خرداد ۷۷، ژوئن ۹۸، ص ۱۶

۶٫ فراز و فرود شورای …. ص ۱۸۰

۷٫ همان، ص ۱۶۷ – ۱۶۶

۸٫ شوکت، نگاهی از درون ….، ج ۲، ص ۵۲۹ – ۵۲۸

۹٫ فراز و فرود شورای … ص ۶۴ – ۶۲

(پایان)

*** 

… 

مزدور مریم رجوی و اربابان صهیونیست از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

تد پو: مجاهدین برای ما و سازمان سیا سنگ تمام گذاشته اند

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانحملات تروریستی داعش در تهران و سکوت مجاهدین خلق در فرانسه

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22354

عضو رهبری مجاهدین: امریکا مجددا عراق را اشغال کند! 

ایران دبدبان، سی ام نوامبر ۲۰۱۵:… مجاهدین عادت کرده اند لقمه را دور سرشان بچرخانند و در دهانشان بگذارند، اصولاً سرراست نیستند و ذاتاً دروغگو؛ تا خرخره گرفتار در منجلاب بدبختی و بحران هستند و محتاج آویزان شدن به کشوری که آنها را مثل صدام زیر بال و پر بگیرد، اما به طرف مقابل می گویند که برای نجات خودت بیا و ما را حمایت کن. انگار که بقیه اوضاع زار آنها را نمی‌بینند و منتظرند که دستور از جانب

اگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

مریم رجوی علی صفوی تروریسماسرائیل، عربستان و منافقین بزرگترین بازندگان توافق ایران و قدرت های جهانی

لینک به منبع

عضو رهبری مجاهدین از آمریکا خواست؛

آمریکا مجدد عراق را اشغال کند!

اول: فقط یک فرض می‌توان برای مقاله نوشتن اعضای اصلی مجاهدین با نام مستعار پیدا کرد، این که اقرار به اوضاع نابسامان و وضعیت بغرنجی که در آن گیر افتاده اند و لازمه برخی از تحلیل هاست و بایستی در جایی به آن اشاره شود، می تواند یک اعتراف رسمی و مستند از جانب مجاهدین به حساب آید و مورد استفاده قرار گیرد، لذا از آنجا که ممکن است رجوی فردا بخواهد حرف دیگری بزند به این زبان بسته‌ها اجازه نمی‌دهد با نام و نشان خودشان مطلب بنویسند، پس بهتر است در قالب یک فرد همه چیزدان و تحلیل گر سیاسی عجز و ناله سر دهند که فردای روزگار راحت بتوانند زیر همه چی بزنند و گاف‌های داده شده را ترمیم نمایند.

دوم:مجاهدین عادت کرده اند لقمه را دور سرشان بچرخانند و در دهانشان بگذارند، اصولاً سرراست نیستند و ذاتاً دروغگو؛ تا خرخره گرفتار در منجلاب بدبختی و بحران هستند و محتاج آویزان شدن به کشوری که آنها را مثل صدام زیر بال و پر بگیرد، اما به طرف مقابل می گویند که برای نجات خودت بیا و ما را حمایت کن. انگار که بقیه اوضاع زار آنها را نمی‌بینند و منتظرند که دستور از جانب رهبری عقیدتی صادر شود تا اجابت کنند!

سوم: آخرالامر اما مجبورند به اعتراف به درماندگی، اعتراف هم نکنند، هستند کسانی که زبان وارونه آنها را به زبان سره تبدیل کنند و نشان دهند که رجوی با قمپز درکردنهایش در این ۱۳ سال، فقط و فقط حس لجاجتش را ارضا کرد و البته تعدادی افراد مفلوک را قربانی کرد و نتیجه همان بود که از روز اول سرنگونی صدام همه به صدای بلند گفتند که کار مجاهدین تمام است و حالا خودشان درمانده تر از آنند که بتوانند آن را پنهان کنند.

چهارم : برای این همه نگاه کنید به مطلبی با عنوان «تروریسم در یازده سپتامبر ۲۰۰۱، نیویورک و پیامدها» به قلم «هادی محسنی» !

در بند آخراین نوشته، پس از سوز و گداز از خروج نظامیان آمریکایی از عراق که چترحفاظتی مجاهدین بودند چنین نوشته است:

«نتیجه اینکه جنگ! تروریستی امریکا بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ این پیامدها را داشت:

– تولید و تکثیر بنیادگرایی وحشی که در شرایط فعلی معروفترین اش “داعش” نام دارد که بخاطر همین اشتباهات دامن کشورهای امن را هم گرفته و ناامنی جهانی را دامن زده است.

” تونی بلر، نخست وزیر پیشین بریتانیا، با اذعان به تاثیر حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ در پیدایش گروه حکومت اسلامی (داعش)، نسبت به برخی از اشتباهات در جنگ عراق عذرخواهی کرده است.” ۱۳۹۴/۰۸/۰۴ – رادیو فردا

– آرامش و امنیت منطقه خاورمیانه بهم خورده و کشتار و هرج و مرج تمامی مردم منطقه را دربدر کرده است. »

در این دو مورد احتمالاً نویسنده ظاهراً از یاد برده است که رهبری مجاهدین، پس از آن که رفتن صدام را قطعی دیدند در صف کسانی که برای اشغال عراق سوت و هورا کشیدند قرار داشتند و در سیطره‌های عراق همراه و همپای سربازان آمریکایی مستقر شدند و برخلاف آن عملکرد، ریاکارانه برآمدن داعش را نتیجه حمله آمریکا به عراق و اشغال این کشورمی‌داند، در نتیجه گیری رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته و درخواست اشغال دوباره عراق را به عنوان استراتژی برون رفت مجاهدین از بحران مطرح می سازد، استراتژیی که با توجه به وضع فلاکت‌بار این گروه بسیارقابل فهم است و درخواست وارونه از آمریکا برای پرکردن خلاء عراق، مصداق بارز همان چرخاندن لقمه دور سر می‌باشد:

«بنابراین اگر سیاستی با بنیادگرایی به مماشات پرداخته و با معامله با آن خطی را پیش ببرد قطعا بر علیه خود و منطقه ای عمل خواهد کرد که این سیاست در آنجاها جاری گردد.بی جهت نیست که اغلب سیاستگذاران فعلی و سابق امریکا نوعی بن بست در سیاست منطقه ای و در مبارزه با داعش را به نمایش می گذارند که خیلی قابل توجه و درس آموز است.

رودی جولیانی که در زمان حادثه ۱۱ سپتامبر امریکا شهردار نیویورک بود در مصاحبه با تلویزیون فاکس نیوز ۲۶ آبان ۱۳۹۴ ـ ۱۷ نوامبر ۲۰۱۵ از جمله گفت: “اگرما نیروهای خود را از عراق و افغانستان بیرون نکشیده بودیم، داعش هرگز ظهور پیدا نمی کرد. داعش خلایی را پر میکند که دراثر سیاست خارجی ما ایجاد شد. داعش خلق شده توسط اوباماست”. »

اما از همه مهمتر اعتراف این عضو رهبری مجاهدین به برنده شدن ایران و اذعان به باختن مجاهدین در خلال تحولات ده سال اخیر منطقه است:

«خلاصه اینکه عملیات اشغال عراق” برد” برای رژیم بنیادگرای ایران, هرج و مرج در منطقه و صدمه بر مقاومت سازمانیافته مردم ایران بود. »

***

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgSyrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

***

همچنین:

آیا ابریشمچی، در تحلیل جنگ، رجوی را هدف گرفته است؟

ایران دیدبان، دهم اکتبر ۲۰۱۵:… پر واضح است که بیان چنین وضعیتی با اشاره به سیاستی که رجوی برگزید بسیار معنادار است، به گونه‌ای که بزرگترین ضربه به مجاهدین را جدایی بنی صدر و نتیجه بلافصل اقدام رجوی در همدستی با رژیم صدام می داند، باید توجه داشت که این همان بنی صدری است که مجاهدین با

کمپین حمایت از صلح برای ایران و سکوت ذلت بار مجاهدین

2014-09-16-USIran.jpgسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هجدهم اوت ۲۰۱۵:…  آنچه در خصوص کمپین حمایت از صلح برای ایران و سکوت رسانه‌ای معنی‌دار مجاهدین قابل ذکر است اینکه ؛ مبتکران این کمپ

چرخ و دندهای توافق وین و جیغ های بنفش مسعود رجوی

مسعود رجوی و فروغ جاویدان سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۵:… رجوی به شدت از توافق وین سرخورده شده است و به برخورد دوگانه غرب در خصوص وضعیت عراق و ایران اشاره می‌کند و این‌که چرا آمریکا بر سر تسلحیات عراق به این

مریم قجر و چانه زنی برای خلافت رجوی؛ مجاهدین بازیچه ترفند ناکارآمد جنگ‌طلبان

مریم رجوی داعش تروریسم سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم می ۲۰۱۵:…  اما مشکل این است رژیمی که رجوی خواهان براندازی آن است در حال حاضر با کمک‌های تسلیحاتی و مشاوره‌ نظامی به دولت عراق و گروه‌های مختلف شبه‌نظامی نقشی مهمی در توقف پیش

توافق لوزان و نعل وارونه زدن‌های رهبری مجاهدین (بسته شدن شکاف حیاتی فرقه رجوی)

توافق هسته ای مجاهدین خلق فرقه رجویسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هفتم آوریل ۲۰۱۵:… ضمن این‌که رفتار جدید مجاهدین با اطلاعیه سیزدهم فروردین ۹۴ این گروه نیز در تناقض است. اگر بواقع مجاهدین معتقدند که رژیم در این توافق نامه همه چیز را از دست داده و هیچ چیزی نگرفته است واقعا چرا خوشحال نیستند و از آن استقال نمی‌کنند؟ مگر نه این

بیانیه لوزان و تناقض‌گویی‌های مریم رجوی

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم آوریل ۲۰۱۵:…  اما آنچه که در خصوص این اطلاعیه و موضعگیری عجولانه و پر از تناقض رهبری مجاهدین می‌توان گفت این‌که آنان به کرات و در سرفصل‌های مختلف