ایرج مصداقی و دکان زندان (از ابراز ندامت و همکاری با زندانبانان تا درد حقوق بشر و همکاری با رجوی)

ایرج مصداقی و دکان زندان (از ابراز ندامت و همکاری با زندانبانان تا درد حقوق بشر و همکاری با رجوی)

 

.

حامد صرافپور، بیست و هشتم ژانویه 2013: … این قضیه تا چند سال پیش هیچ آبی به لانه ایشان سرازیر نمی کرد. مشکل از جایی برای ایشان آغاز شد که گروه بسیاری از قدیمی ترین اعضای مجاهدین از رجوی جدا شده و به افشاگری پرداختند. از این نقطه آقای مصداقی دیگر نمی توانست براحتی در گوشه امن نشسته و هر دروغی را در جهت دفاع از رجوی سر هم نموده و به خورد مردم بدهد. به این ترتیب دکان ایشان به مرور از رونق می افتاد و این به نفع ایشان نبود. در این رابطه مقاله های زیادی توسط جداشدگان نوشته شد که در نقد عملکرد دوگانه آقای ایرج مصداقی بود ولاجرم عنان از کف ایشان ربود و آن چهره حقوق بشری و آرام و منطقی و سراسر استدلال ایشان را به طور کامل دگرگون ساخت. وی با نوشتن یک مقاله که در آن به طرز عجیبی به منتقدان خویش …


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)


(مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار)

حامد صرافپور، بیست و هشتم ژانویه 2013
لینک به منبع (صفحه فیسبوک آقای صرافپور)

دو روز قبل گفتگویی بود از ایرج مصداقی در تلویزیون «من و تو»، حول اعدامهای سال 67 و شرایط حاکم بر زندانها. این اولین بار نیست که ایرج مصداقی موضوع زندانیان سیاسی و اعدامها را پیش می کشد و در واقع الان 20 سال می شود که ایشان چندسال زندانی بودن خویش را مبدل به دکانی ساخته که حول آن کتاب بنویسد و تبلیغ کند و پول به جیب بزند (و در عین حال وجهه ای مبارز و حقوق بشری در بین مردم پیدا کند و به عنوان یک شخصیت مستقل! و غیرمجاهد! به دفاع از رجوی و فرقه ایشان بپردازد و شغل دومی برای خویش پیدا کند. کاری که معمولاً در صدای آمریکا و بی بی سی بدان اشتغال داشته است و رسانه های دیگر هم در این رابطه بی بهره نمانده اند)، هرچند ایشان همیشه تلاش کرده تا خود را منتقد مجاهدین نشان دهد و کاملاً مستقل عمل کند:

http://www.youtube.com/watch?v=ioLtaXSD-ek

در هر صورت طی این سالها هیچ کس توجهی به کاسبی ایشان نداشت و تنها زاویه ای که از وی دیده می شد یک چهره مبارز و حقوق بشری و سرشار از عشق به میهن و مردم بود. به زبان دیگر، تنها چهره ای که از ایشان دیده می شد یک شخصیت مستقل حقوق بشری مبارز بود، اما در زیر این نقاب، هم کاسبی می کرد و هم از سیاستهای مخرب رجوی دفاع می نمود بدون اینکه زیاد به دل بزند.

این قضیه تا چند سال پیش هیچ آبی به لانه ایشان سرازیر نمی کرد. مشکل از جایی برای ایشان آغاز شد که گروه بسیاری از قدیمی ترین اعضای مجاهدین از رجوی جدا شده و به افشاگری پرداختند. از این نقطه آقای مصداقی دیگر نمی توانست براحتی در گوشه امن نشسته و هر دروغی را در جهت دفاع از رجوی سر هم نموده و به خورد مردم بدهد. به این ترتیب دکان ایشان به مرور از رونق می افتاد و این به نفع ایشان نبود. در این رابطه مقاله های زیادی توسط جداشدگان نوشته شد که در نقد عملکرد دوگانه آقای ایرج مصداقی بود ولاجرم عنان از کف ایشان ربود و آن چهره حقوق بشری و آرام و منطقی و سراسر استدلال ایشان را به طور کامل دگرگون ساخت. وی با نوشتن یک مقاله که در آن به طرز عجیبی به منتقدان خویش (از جمله به نگارنده-حامد صرافپور) حمله کرده و همگی را منتسب به جمهوری اسلامی نموده بود، نشان داد که تفکراتش هیچ تفاوت ماهوی با دستگاه رجوی ندارد و تمامی نوشته ها و گفته هایش در این سالها به نوعی گردآوری شده از آرشیوهای مجاهدین بوده که خود فرقه در اختیار وی می گذاشته است و ایشان با استناد به همان مطالب آرشیو شده مجاهدین، به نوشتن کتاب و مقاله می پرداخته است. لینک زیر مقاله ای است که اینجانب در نقد گفتگوی ایشان (بخاطر حمایت از رجوی) در بی بی سی عنوان کرده بودم با عنوان «مجاهدین و آینده» و لینکهای بعدی مقاله هایی هستند که دیگر جداشدگان مثل آقای کرمی در مورد ایشان نوشته اند:

http://www.faryade-azadi.com/2Haupt/ayande%20rajavi.HTM

http://mohamadkarami.wordpress.com/2009/03/09/91/

http://mohamadkarami.wordpress.com/2012/11/25/%D8
%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%
AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8
%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B5%D8%A7%D9%81-
%DA%A9%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2/

و ایشان در یک مقاله (که در خبرنامه گویا و فیسبوک خودش انتشار یافت) به جای پاسخگو بودن به نوشته های جداشدگانی که با گوشت و پوست خود جنایتهای رجوی را لمس نموده بودند، به تهمت و افترا علیه اینجانب و آقایان محمد کرمی و پدرام میرپارسی و مسعود تقی پوریان روی آورد و دقیقاً همانند سران فرقه مجاهدین، ما را مورد ترور شخصیتی قرار داد تا بلکه هرچه بیشتر دل مسعود رجوی را در این بیزینس بدست آورد:

http://news.gooya.com/politics/archives/2012/10/149593.php

طبیعتاً پاسخی از جانب اینجانب به اینگونه حمله و هجوم ایشان داده شد که همچنان در سایتها موجود می باشد. هرچند هدف پاسخ شخصی به ایشان نبود چرا که همان روزهای اول فرار از اشرف به ایشان خاطر نشان کرده بودم اگر از مناسبات درونی مجاهدین آگاهی ندارد بهتر است سخن جداشدگان را هم بشنود و دست از حمایت رجوی خائن و جانی بردارد اما ایشان سکوت پیشه کردند. در نتیجه پاسخ من برای روشن شدن این موضوع در پیشگاه مردم ایران بود که بهتر بدانند چه کسانی در پس نقاب حقوق بشر (که امروزه دستاویزی برای غارت و اشغالگری شده است)، از جنایتکارترین و خیانتکارترین جریان سیاسی دفاع می کنند. مقاله «آقای مصداقی،‌ رجوی تو را رانده است! چرا به منتقدین خود افترا می بندی؟» پاسخی بود به ترفند و تهمت ایشان:

https://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13729

از این موضوع می گذرم و به نکاتی می پردازم که با توجه به مصاحبه آقای ایرج مصداقی در تلویزیون «من و تو» لازم به ذکر است:

1-مصداقی اینگونه می گوید:

(((اعدامهای سال 67 به این دلیل انجام گرفت که جنگ پایان یافته بود و جمهوری اسلامی نمی توانست پاسخگوی مطالباتی باشد که مردم در زمان جنگ پاسخ نگرفته بودند و بعد از جنگ ایران و عراق می تواند حالت انفجاری به خود بگیرد و مشکلات زیادی را دامن بزند و برای اینکه سرکوب صورت گیرد و نظام تثبیت شود نیاز به رعب وحشت است… و چون در زندانهای اعتصاباتی صورت گرفته بود از قبل می توانست این اعتصابات در جامعه هم موج ایجاد کند، و حرکتها و حمایتهایی را کسب کند. پس چه بهتر که در زندانها اعدام صورت گیرد و جو رعب و وحشت ایجاد شود.)))

این سخنان دقیقاً همان گفته هایی است که امروزه فرقه رجوی هم به شکلی آنرا عنوان می کند. طبیعی است که اعدامهای وسیعی صورت گرفته و موضوع جدیدی هم نیست و اینرا قبل از هرکسی آقای منتظری در همان زمان مورد بررسی قرار داده و حتا هیئتی جهت بررسی وضعیت زندانیان تشکیل نمودند و آنگونه که اسناد آن وجود دارد موجبات جلوگیری از بسیاری اعدامهای بعدی را فراهم کردند. البته رجوی برای سوء استفاده های شخصی و قدرت طلبانه خویش آمار اعدامها را چندین برابر کرده و آنرا بیش از 30 هزار اعدامی اعلام نمود چیزی که حتا خود مصداقی نیز بدان انتقاد داشت و گفت نبایستی در مسیر هدفی که داریم به دروغ متوسل شویم. این در حالی بود که آمارهای رسمی و موثق منتشر شده حاکی از حدود 4000 اعدامی بود. طبیعی است حتا یک اعدام ناعادلانه هم قابل توجیه نیست و بایستی مورد بررسی قرار گرفته و قضاوت شود کما اینکه بسیاری از مسئولین جمهوری اسلامی نیز طی این سالها مواضع مختلفی بر سر آن داشته و یا مورد سوآل قرار گرفته اند چه آقای منتظری که موضع ایشان مشخص بوده است و چه آقایان میرحسین موسوی و خاتمی و رفسنجانی و نمونه های مشابه که دیدگاههای خود را هم بیان داشته اند… اما آنچه که در مورد گفته های آقای مصداقی مد نظر است اینکه اگر چه گفته های ایشان شباهت زیادی به گفته های کنونی مجاهدین دارد اما همین مجاهدین قبلاً دیدگاه دیگری داشتند و گویا آقای مصداقی از آن خبر ندارند و یا شاید هم به دلایلی مثل آقای رجوی دچار فراموشی شده اند.

در تابستان 1367 اینجانب (حامد صرافپور) در اشرف حضور داشته و به خوبی بیاد دارم که در اوج برجسته شدن خبر اعدامهای سال 67 نشستهایی در این رابطه برگزار شد و گویا علت برگزاری آن تناقضاتی بود که افراد مسئول در این رابطه داشتند. من همان زمان در تیپ 910 به فرماندهی سرور بودم که ایشان نشستی جمعی برگزار نموده و در این رابطه خواستند نفرات تناقضات خود را بیان کنند. در این نشست یکی از فرماندهان تیپ (جمال ناطقی، که از سالهای پیش یکی از نیروهای معترض و منتقد است و سمت او هم گرفته شده و دیگر به او کارهای نیرویی سپرده نمی شود) از جای بلند شد و در همان نشست عمومی اعلام کرد علت این اعدامها عملیاتی است که ما انجام دادیم (منظور وی عملیات فروغ جاویدان بود)… اما خانم فاطمه رمضانی (یکی از فرماندهان تیپ که بعدها به خاطر تناقضاتی که داشت و به خاطر منتقد بودن از سمت خود خلع شد و برای کارهای ستادی فرستاده شد و از آن پس هیچ کار جدی به وی داده نشد) که از طرف مسعود و مریم رجوی توجیه شده بود شرح مفصلی داد در این مورد که علت اصلی اساساً عملیات فروغ جاویدان نبوده است و خمینی از ابتدا تصمیم داشت همه مجاهدین را نابود کند چون فهمیده بود هیچ کدام از مجاهدین از مواضع خود پایین نخواهند آمد ولو به ظاهر خود را پشیمان جلوه دهند و به همین خاطر دست به اعدام زد تا همه را از سر راه بردارد… و اینکه شما تصور می کنید بخاطر فروغ جاویدان بوده است کج فهمی است…

به این ترتیب گفته های امروز مصداقی که خمینی بخاطر ایجاد رعب و وحشت بین مردم و عدم پاسخگویی به مطالبات آنها دست به اعدام زده بوده است چیزی نیست جز دیدگاههای جدیدی که مجاهدین برای گریز از زیر بار مسئولیت خود در برپا شدن این اعدامها عنوان می کنند. این نکته را من امروز مطرح نمی کنم بلکه این موضعی بود که رجوی در آن سالها می گرفت و بسیاری از فرماندهان نیز در این رابطه متناقض بودند که نمونه آنرا ذکر کردم. حالا اینکه ایرج مصداقی به چه علت می خواهد این نکته را دور بزند جای سوآل دارد اما مسلماً چون ایشان در آن زمان به گفته خودش زندان بوده و تحلیلهای مسعود رجوی را نشنیده بوده و تنها به توجیهات امروز فرقه رجوی گوش داده است به ناچار چیز جدیدی برای گفتن ندارد جز همان مطالبی که مجاهدین در سالهای اخیر ذکر نموده اند تا خود را از بسیاری اتهامات و آنچه مقصر بوده اند برهانند.

2-مصداقی در ادامه چنین عنوان می کند:

(((بسیاری از کسانی که در زندان ها بسر می بردند سالها بود که در زندان بودند. بخشی هم سالها از پایان محکومیتشان گذشته بود…. من از سال 60 تا 70 در زندان گوهردشت بودم و در جریان کشتار 67 هم روزهای متوالی در راهروی مرگ که منتهی می شد به جایی که دار زده می شدند زندانی ها در اونجا بودم و تقریبا بیشتر از همه کسانی که زنده جان به در بردند شاهد کشتار در اونجا بودم… من شاهد بودم. من خودم می دیدم توی راهروی مرگ نشسته بودم… اگر کسی مطمئن بودند که آثار شکنجه روی بدنش هست در کشتار 67 اعدام می کردند… من در راهروی اعدام که نشسته بودم یک لنگ روی چشمم بسته بودند. از پشت اون لنگ همه چیز خوب پیدا بود. ظاهرش نشون نمی داد… به همین دلیله که وقتی که به گذشته فکر می کنم شاید یه لحظاتی ناراحت میشم یا منو می بره تو خودم. بعد قطعاً بیرون میام چون یاد اون صحنه ها می افتم. یاد اون شکوه می افتم. و حس می کنم چه آدم خوش شانسی بودم که با این افراد با این بچه ها در آخرین لحظات عمر همراه بودم…)))

مسلماً وی با مطرح کردن اینگونه نکات احساسی تلاش می کند زنده بودن و حضور خودش در فرنگ را سرپوش بگذارد. اما در ورای این گفتگوهای احساسی، ایشان همیشه از یک مرحله پرش می کند و شرح نمی دهد که اگر زندانبانان و حاکمانی که به قول خودش هرکسی را که آثار شکنجه روی بدن داشت و یا دوران محکومیت خود را تمام کرده بودند و یا حتا کسانی که به قول خودش اصلاً مجاهد نبودند و مدافع حاکمیت بودند را اعدام می کردند، چرا ایشان را اینطور ترگل و ورگل بعد از ده سال آزاد نموده و به خارج فرستاده اند؟

آقای مصداقی که دکان حقوق بشر و زندانی سیاسی برپا نموده و با آن بیزینس می کند هرگز نمی گوید که در آن ده سال توی زندانی که به فوریت دختران 14-15 ساله اعدام شده اند، ایشان نه تنها اعدام نشده اند بلکه حتا آثاری از شکنجه هم بر بدن نداشته و در عین حال «به طور مستمر» در راهروهای مرگ حضور داشته و شاهد همه اعدامها بوده است؟ آیا این ناشی از هوشیاری و نبوغ ایشان در دور زدن اعدام و شکنجه بوده یا به قول خودش شانس و اقبال به او روی آورده بوده است؟ چرا در این شکوه فراموش ناشدنی ایشان شانس نداشت که بخشی از همان جان باختگان دلاور و تسلیم ناپذیر باشد؟ چه رخدادی در این مدت بوقوع پیوست که از بین آنهمه مجاهد و غیرمجاهد ایشان بدون شکنجه و اعدام به خارج از کشور رسید؟ حالا مشابهت ایشان با شخص آقای مسعود رجوی در دوران زندان چه بوده است؟

همین چندماه قبل پرویز ثابتی افشا نمود که مسعود رجوی در زندان با ساواک همکاری داشته و بسیاری را لو داده است و برادرش نیز در همان زمان از کارمندان ساواک در خارج کشور بوده که بین دانشجویان و ایرانیان خارج از کشور تردد می کرده و اخبار آنان را به ساواک می داده است. اما همین مسعود خان رجوی چنان از دوران زندان خود سخن می گفت (و از کسانی چون مهدی ابریشمچی و عباس داوری می خواست که در مورد وی سخن بگویند و ایشان هم نامردی نکرده و از شکنجه های دهشتناکی که مسعود متحمل می شده سخن می گفتند) که گویی در جهان کسی چون او شکنجه نشده است! و برای بی ارزش کردن استقامت دیگر زندانیان سیاسی مجاهد که به هر علت موفق به آزادی شده و خود را به مجاهدین در عراق رسانیده بودند، بارها و بارها در نشستهای مختلف انقلاب اینگونه مطرح می نمود که:

«هرکس اعدام نشده و آزاد شده حتماً یک جایی بای داده و یا با رژیم همکاری داشته است». این چکیده انبوه سخنان رجوی خطاب به کسانی بود که در اشرف می خواستند از داستان زندانی بودن خود به نفع خویش بهره ببرند. او همچنین بارها و بارها از مریم قجر به عنوان کسی نام برد که هرچند هیچگاه زندانی نبوده است با اینحال بیش از هرکسی می تواند شکنجه ها و زندان را تحمل کند چون خالق انقلاب است! (بگذریم که وی تنها دو هفته در زندان فرانسه که رجوی آنرا به هتل تشبیه می کرد زندانی شد و از ترس بخاطر آزاد شدن دهها نفر را وادار به خود سوزی نمود) و به این ترتیب زندانیان سیاسی آزاد شده را تحقیر می نمود که دیگر جرأت نداشته باشند از دوران زندانی شدن خود چیزی بگویند.

مصداقی نمی داند که رجوی چگونه همانند او را با تمام دوران زندانی بودنشان به پشیزی حساب نمی کرد بخصوص کسی چون ایرج مصداقی که به گفته خودش نه شکنجه ای دیده و نه حکم اعدام چشیده و راحت هم بعد از آزادی به خارج از ایران منتقل شده تا کاسبی کند و خود را خوش شانس بداند که با آن قربانی شده های دستگاه خشونت و ترور و قدرت طلبی در لحظات پایانی عمر همراه بوده است (راست هم می گوید چون امروز از خون و رنج و شکنج آنها مشغول گذران امور و کاسبی است). و ای کاش تنها به این کاسبی بسنده می کرد و از کسی که خود عامل بسیاری از جنایتها و خیانتهاست حمایت نمی کرد. امروز دیگر وی نمی تواند بگوید چیزی نمی داند چون هزاران مقاله و سخنرانی و مصاحبه از صدها جداشده منتشر شده و می توانست هر چشم کوری را هم شفا دهد. هرچند کوردلان هرگز بینا نخواهند شد.

3-مصداقی به طور غیرمستقیم و با توجه به استدلالاتی که می آورد (در مورد صادر شدن حکم اعدام حتا در مورد کسانی که دوران محکومیت خود را تمام کرده بودند و یا در مبارزه مسلحانه شرکت نداشتند و یا حتا موافق خیلی از عملکردهای نظام بودند ووو)، تنها از طریق همکاری با زندانبانان در کارهای مختلف موفق شده از اعدام فرار کند و حتا شکنجه هم نشده باشد. اما در هیچکدام از مصاحبه ها و نوشته هایش این نکته دیده نمی شود و در همه جا از روی آن به طرز مبهمی فرار نموده است. نکته اینجاست که وی سالها با جمهوری اسلامی در زندانها همکاری داشته و به جای جبران آن، باز هم با کسی چون رجوی همکاری می کند که در پرونده اش به جز هزاران ترور کور و بی هدف که به اسم اعدام انقلابی انجام داد، دهها مورد کشتن اعضای منتقد و صدها مورد سرکوب و شکنجه منتقدان داخلی و ساخت و ساز زندانهای متعدد در قرارگاه اشرف نیز یافت می شود. این همان نقطه بشدت سیاه مصداقی است چرا که در آن زمان بخاطر فرار از شکنجه و اعدام با جمهوری اسلامی همکاری داشت ولی امروز آگاهانه و بخاطر دریافت امکانات مادی و شهرت با رجوی (که در استبداد و تبعیض و شکنجه و کشتار و ترور و تفکیک جنسیتی و تجاوز به زنان سرآمد می باشد و روی جمهوری اسلامی را هم سفید کرده است) همکاری می کند. و طنز قضیه اینجاست که ایشان چندی پیش مدعی بود که در زندان بین ایشان و توابین و کسانی که به نوعی با رژیم همکاری داشته اند هیچ گفتگویی صورت نگرفته است!. مشخص نیست منظورش از طرف مقابل چه کسی بوده در حالی که خودش در این نوع کار همکاری کامل با زندانبانان و جمهوری اسلامی داشته است:

http://zereshksundisawards.wordpress.com/2011/06/27/qa2/

بهتر است آقای مصداقی بعد از اینهمه کاسبی کردن بر سر حقوق بشر و زندانیان سیاسی مدتی هم وقت بگذارد و به ندای زنانی گوش دهد که عمر خود را در زندانهای اشرف سپری کرده و مورد تجاوز مسعود رجوی قرار گرفته اند، همان زنانی که لیست بیش از صد نفر که تخمدان و رحم آنها توسط رجوی بیرون کشیده شده انتشار یافته است… و کمی هم به فکر حقوق مردانی باشند که رجوی هست و نیست آنان را دزدیده و آنان را زندانی کرده و به نابودی کشانیده است. بهتر است ایشان کمی از آن حقوق بشر خود را هم خرج صدها خانواده ای کنند که سالهاست عزیزان خود را ندیده اند و رجوی همچنان این اجازه را به آنها نمی دهد. و مقداری از آن حقوق بشر نیز خرج کسانی کنند که طی ربع قرن اسارت در زندانهای رجوی همه چیز خود را شامل همسر و فرزند و دارایی و جسم و جان خود را از دست داده اند و امروز یا در لیبرتی اسیرند و یا در سراسر جهان سرگردان مانده اند. احتمالاً نام آنها هم بشر است و حقوقی داشته و دارند که پایمال شده است آنهم توسط کسی که ایشان دارد از وی و سیاستهای فرقه اش دفاع می کند. ایشان باید بداند که جداشدگان همانگونه که خیانتها و جنایتهای ضدبشری رجوی را افشا می کنند، اجازه نخواهند داد کسانی که سالها با خون و رنج و اسارت اعضای مجاهدین در فرنگ به بیزینس مشغول بوده اند، همچنان به خونخواری ادامه دهند و هزینه ای هم نپردازند.

حامد صرافپور
28 ژانویه 2013

———–

همچنین
https://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14062

رجوی و مجاهدین خلق (ایرج مصداقی) بجای پیچیدن به پر و پای خبرنگاران اجازه بدهند ما فرزندمان را ملاقات کنیم

.

… بنده محمد صفاری و همسرم رضوان، پدر و مادر بهزاد صفاری هستیم که در سال 2007 در مصاحبه ای با آقای مازیار بهاری اعلام نمودیم که مجاهدین خلق بجای اجازه ملاقات با فرزندمان سعی کرده است تا ما و دخترمان در کانادا را سرکیسه کند. امروز مطلع شدم که نمایندگان آقای رجوی در سایتهای مرتبطشان مدعی شده اند که این سخنان به نوعی “اعتراف اجباری” و تحت فشار نیروهای دولتی ایران بوده است. از شما استدعا دارم چند قلم زیر را از جانب بنده منتشر فرمایید. اولا: مدارک مرتبط با کلاهبرداری مجاهدین خلق، حسابهای بانکی داده شده آنها و رد پولشویی بعد از آن را همان زمان به کشورهای انگلستان و کانادا تسلیم کرده و پرونده آنها موجود است اگر چه طی این مدت شاهد اقدامی جدی از سوی هیچ یک از این دو کشور نشده ام. کپی مدارک ارسال پول به کانادا و رد انتقال آن از کانادا به انگلستان و حسابهای مجاهدین خلق موجود است …

محمد صفاری، اصفهان، نوزدهم دسامبر 2012
(ایران اینترلینک: با تشکر از آقای صفاری، دریافت شد)

بنده محمد صفاری و همسرم رضوان، پدر و مادر بهزاد صفاری هستیم که در سال 2007 در مصاحبه ای با آقای مازیار بهاری اعلام نمودیم که مجاهدین خلق بجای اجازه ملاقات با فرزندمان سعی کرده است تا ما و دخترمان در کانادا را سرکیسه کند.

امروز مطلع شدم که نمایندگان آقای رجوی در سایتهای مرتبطشان مدعی شده اند که این سخنان به نوعی “اعتراف اجباری” و تحت فشار نیروهای دولتی ایران بوده است

از شما استدعا دارم چند قلم زیر را از جانب بنده منتشر فرمایید

اولا: مدارک مرتبط با کلاهبرداری مجاهدین خلق، حسابهای بانکی داده شده آنها و رد پولشویی بعد از آن را همان زمان به کشورهای انگلستان و کانادا تسلیم کرده و پرونده آنها موجود است اگر چه طی این مدت شاهد اقدامی جدی از سوی هیچ یک از این دو کشور نشده ام. کپی مدارک ارسال پول به کانادا و رد انتقال آن از کانادا به انگلستان و حسابهای مجاهدین خلق موجود است.

ثانیا: بنده به چیزی اعتراف نکرده ام که بخواهد اجباری یا اختیاری باشد. خواسته آن روز من خواسته امروز من است و همانا دست برداشتن از کلاهبرداری و اجازه ملاقات با فرزندم در هر کجای جهان است

ثالثا: بنده بعنوان یک دندانپزشک بازنشسته نه ممنوع الخروج هستم و نه حقوق دولتی دارم که تحت فشار قرار گیرم و بنابر این حاضرم در صورتی که امکان ملاقات نیم ساعته با فرزندم فراهم گردد به هر کجای جهان که لازم است سفر کنم. آخرین خبری که از فرزندم دارم کمپ لیبرتی در عراق است که اگر مجاهدین خلق اجازه ملاقات بدهند همین فردا عازم می گردم

رابعا: سلام بنده را به آقای مازیار بهاری برسانید و بگویید که شرمنده ام اگر بخاطر مصاحبه ای که آن روز با بنده داشته اید مورد توهین و آزار و اذیت مجاهدین خلق قرار گرفته باشید. انشاالله اجرتان در تمامی امور خیری که دنبال می کنید با خدا. خانواده ما همچنان خود را مدیون محبت های شما میدانند.

مطلبی که آن زمان بصورت گفتاری و نوشتاری به آقای بهاری و دیگر منابع خبری گفتم همان است که امروز هم میگویم و همان است که تا زمان مرگ و یا دیدار با فرزندم، هر کدام که زودتر برسند، همچنان باقی است. آن روز (پنج سال پیش) گفتم و امروز تکرار می کنم که:

فرزندم در تماس با ما اعلام کرد که قصد جدا شدن از سازمان مجاهدین را دارد و برای گرفتن وکیل نیازمند مبلغ زیادی پول است. امید ما به جدا شدن فرزندمان از این سازمان باعت شد تا با مشکلات زیادی، فروش مغازه و قرض از بستگان، مبلغ ۶۰‬ میلیون تومان تهیه و از طریق دخترمان که در کانادا زندگی می‌کرد، برایش ارسال کردیم. بعد از ارسال پول، تماس بهزاد با ما قطع شد و پس از تحقیق متوجه شدیم که او پول را به درخواست مسئولان سازمان مجاهدین از ما طلب کرده است. ما رسما از این سازمان به جرم کلاهبرداری شکایت کرده‌ام و از طریق مجامع قانونی ایران و محاکم بین‌الملل تلاش می‌کنم تا حقم را پس بگیرم.

و آن روز گفتم و امروز هم میگویم:
اگر این سازمان مدعی حلال و حرام است، چگونه به خود اجازه می‌دهد با فریب هوادارانش و خانواده‌های آنان، از طریق کلاهبرداری منابع خود را تامین کند. من فرزندم بهزاد را به گونه‌ای تربیت نکردم که سر دیگران بویژه پدر و مادر خود کلاه بگذارد، من از رفتار او دل شکسته شدم اما پس از دیدار با برخی دوستان سابق بهزاد که قبلا در سازمان به اصطلاح مجاهدین بودند به این نکته پی بردم که آنان مانند یک فرقه هواداران خود را به اسارت ذهنی در می‌آورند.

———
لینک به مطلب ایرج مصداقی علیه مازیار بهاری و بی بی سی تحت عنوان “مازیار بهاری و “اعترافات اجباری”
http://www.irajmesdaghi.com/maghaleh-462.html

(فرقه آفتاب پرست، الجزیره، 2007)

———-

ترور شخصیت، تخریب ارزش ها! آموزه های پرویز ثابتی و حسین شریعتمداری ها- “بخش دوم”

2012-11-28

نامدار بینام، اخبار روز، بیست و هشتم نوامبر 2012: … یکی از وظایفی که بهر دلیل آقای مصداقی تاکنون از آن سرباز زده برخورد انتقادی به مناسبات غیر دمکراتیک درونی و اشتباهات فاحش سیاسی این سازمان می باشد. آقای مصداقی در مقابل همان کسانی که بخاطر اجرای فرامین اشتباه رهبری مجاهدین خلق و خوی جنایتکارانه رژیم اسلامی جان باختند وظیفه داشته است برخوردی انتقادی و مسئولانه به این سازمان بنماید. چگونه است که او فردی همچون وزیر فتحی را بخاطر یک تحلیل ارائه نشده مورد بی مهری و انواع توهینها قرار می گیرد اما در مقابل جنایات رهبرانی که نفس را برمنتقدین و جدا شدگان خود حرام می دانند نه تنها آقای مصداقی افشاگری نمی نماید بلکه برای آنها ارزش قائل است و دیگران را نیز با آنها قابل قیاس نمی داند. از کدام ارزشهای این سازمان باید سخن راند، از شعار رهبر خمینی و رئیس جمهور رجوی، از …
2012-11-21
جمعی از کمونیست های فرانکفورت، اخبار روز، بیست و یکم نوامبر 2012: … ایرج مصداقی مجاهد نیست(می¬گوید!) و تنها آنقدر مجاهد است، که نه تنها در پروژه‍ی “نه زیستن نه مرگ” هر جا که کار بر سر قیاس است، “مارکسیست¬ها” را در مقابل کلیت مجاهدین یک کیسه کند و آنچه در توان دارد، بکار گیرد، که آنها را به بخش بریده و تواب تاریخ در مقابل “مجاهد” و “مجاهدین استوار” بنمایش بگذارد، که اکنون نیز در مصاحبه با بی بی سی در نقش موکل (البته باز هم بیطرفانه!) تا آنجا پیش می¬رود، که شنونده و بسیاری از زندانیان را به یاد همان “توبه¬های تاکتیکی” مجاهدین در زندان¬های جمهوری اسلامی می¬اندازد، که مرز خود را با هر آنچه بوی اخلاق می¬دهد، روشن می¬نماید. زندان در زندانی که مجاهدین جا بجا با بایکوت¬ها و سیاست¬هایشان در زندان¬های جمهوری اسلامی بر دیگران اعمال می¬کرده¬اند کافی نبوده است، که …
نمود تا ماهیت تغییر در مجاهدین خلق ، تاملاتی با آقای ایرج مصداقی – صورت مسئله اصلی ما با مجاهدین خلق

2012-11-06
بهار ایرانی، ششم نوامبر 2012: … انگار ایشان به تعمد خود را از کل صورت مسئله و موضوع بحث پرت می کنند. انگار نه انگار اینکه مجاهدین سه دهه است بر طبل سرنگونی کوتاه مدت و میان مدت و دراز مدت کوبیده و هزاران نفر از خود و دیگران قربانی گرفته اند و آخر سر هم از سر مصلحت طلبی و یا ناگزیری و یا باور به این نتیجه رسیده اند که سرنگونی از این راه امکان پذیر نیست. جالب است بعد از سه دهه آن قلت و وعده مجاهدین تازه آقای مصداقی به این نتیجه رسیده باشند که نظام ها شرایط مبارزه را تعیین می کنند. اگر این نظام ها هستند که نوع مبارزه را تعیین می کنند، در این صورت باید توضیح بدهند شرایط امروز جمهوری اسلامی در مقایسه با سه دهه گذشته چه تغییری کرده که امروز مجاهدین به این نتیجه رسیده اند که مشی مبارزه با جمهوری اسلامی باید سیاسی باشد؟ …
2012-11-04
مجاهدین مونیتور، چهارم نوامبر 2012: … پیش از این مجاهدین مانیتور مطلبی در نقد فعالیت های مصداقی منتشر کرده بود و با ذکر مثال از میان اعضای اسبق و رده بالای مجاهدین به مصداقی توصیه کرده بودیم مسعود رجوی را بهتر بشناسد. البته مصداقی بدون هیچ توضیح و نظری بخش کوتاهی از مطلب را در مقاله ی خود منتشر کرده ولی اثری از تاثیر در او نیافتیم که گویا نرود میخ آهنین در سنگ. لذا پرداختن دوباره به این موضوع را ضروری نمی یابیم. مطلب مصداقی را می توان به دو بخش کلی و اصلی تقسیم کرد. بخش اول حمله ی وی به منتقدین مجاهدین است که با شدید ترین توهین و تهمت ها صورت می گیرد و تفاوتی با ادبیات و فرهنگ رایج در میان گروه رجوی ندارد. سو تیتر اول رنجنامه ی مصداقی! اینگونه آغاز می شود: …
آقای مصداقی،‌ رجوی (مجاهدین خلق) تو را رانده است! چرا به منتقدین خود افترا می بندی؟

2012-11-02
حامد صرافپور، فریاد آزادی، پاریس، دوم نوامبر 2012: … در بخش پایانی، آقای مصداقی که قرار بود به «خود مجاهدین» بپردازند، تمام انرژی خویش را معطوف به نقد شخص مجهولی به اسم «الف-پاییزی» نموده است. البته مصداقی همچنان جرأت ندارد و یا نمی خواهد که این وسط شخص مسعود رجوی و مریم قجر را هدف قرار دهد چرا که نمی خواهد خرقه ی «رهن گذاشته شده» را به باد فنا دهد. وی در مورد جمهوری اسلامی خوب بلد است که شخص رهبر را هدف حمله قرار داده و هرچه در جمهوری اسلامی گذشته است را مستقیم به سران جمهوری اسلامی نسبت دهد ولی به مجاهدین که می رسد نه تنها هدف رهبری نیست و احتمالاً گناه هم به گردن ایشان نیست، که حتا به طور مستقیم به مسئولین هم حمله نمی کند بلکه یک نام مجهول و مبهم را گیر آورده و روی آن سرمایه گذاری نموده است!. مصداقی خوب می داند که …
2012-10-31
سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)، سی و یکم اکتبر 2012: … در چند ماه و بویژه در چند هفته ی اخیر، ایرج مصداقی و تهیه کنندگان متن های عریض و طویلش با ارائه نوشته هائی همچون : «وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟» و «چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟» و «چشم‌ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد؛ پرسش‌هايی از سوی مخالفان ايران تريبونال»، فرهنگ همیشگی شان در ترور شخصیت فعالان سیاسی را به اوج تازه ای رسانده اند. بویژه آخرین نوشته ها نشانه ای از عمق سقوط اخلاقی او و جریان حامی اش دارد که به جای مقابله ی سیاسی، به ترور شخصیت روی آورده اند و حتی کمک های طبیعی و انسانی که باید هر فرد شرافتمندی در شرایط سخت در قبال دوستان و آشنایان و پناه آورندگان انجام دهند، را به رخ می کشند و عمق وقاحت خود را عیان می سازند …
نامه ای سرگشاده به انجمن کارزار ایران تریبونال برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در ایران

2012-10-27
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هفتم اکتبر 2012: … من به عنوان فردی که زمان پهلوی زندان سیاسی بودم .در رژیم جمهوری اسلامی به دلیل فعالیت با سازمان مجاهدین محکوم به اعدام شدم که سال 1360از زندان فرار کردم . در سازمان مجاهدین به دلیل مخالفت هایم با سیاست های فرقه ای آن بیش از 6 ماه زندان فرقه رجوی بودم که با اعمال شاقه شکنجه می شدم . شخص مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو به دلیل مخالفت با آنان که از این سازمان فرار کردم * حکم اعدام اعضاء جدا شده و مخالفین را صادر کرده اند . یک سوال از شما به عنوان مسول تیم سخنگویان رسمی کارزار ایران تربیونال در این دادگاه را دارم . با چه شاخص و صلاحیتی اعضاء تیم سخنگویان رسمی کارزار ایران تریبونال را برگزیده اید؟ تیز سخنم در رابطه با آقای ایرج مصداقی است . آیا فرد مذبور را می شناسید ؟ آیا پروسه زندان وی …
2012-10-19
مجاهدین مونیتور، نوزدهم اکتبر 2012: … نمونه دیگر از این دست افراد، قضیه علیرضا جعفرزاده (ایضا عضو ارشد ار بی در ایالات متحده ) است. علیرضا جعفرزاده با استفاده از رانتهای گروه های جنگ طلب به سمت مضحک “مشاور شبکه فاکس نیوز” (کیهان آمریکا!) ارتقا یافته بود و یکشبه هم بصورت درون گروهی سرنگون شد. گزارشات متعددی وجود دارد که نشان می دهد امروزه علیرضا جعفر زاده تحت برخورد بوده و بصورت عنصر مسئله دار درآمده است. در روزهای اخیر و متعاقب خروج نام گروه بدنام رجوی از لیست آمریکایی ها، مجاهدین سخنگوی جدیدی را به رسانه ها عرضه نمودند. منظور آقای ایرج مصداقی است. گروه رجوی تلاش زیادی کرده بود که برخی عناصر و اعضای اسبق خود را با فاصله از این گروه حفظ نماید تا بتوانند لابی گری به نفع رجوی را بدون سر و صدا …
چند کلام با آقای ایرج مصداقی در باب مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

2012-10-14
بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، چهاردهم اکتبر 2012: … یعنی به زعم ایشان به صرف اینکه مجاهدین بتوانند آن ترورها را به گردن دیگران بیندازند، به این معنی است که مواضع آن زمان آنها در قبال آمریکا همین موضعی است که امروز اتخاذ می کنند؟ بحث سر کارزار حقوقی مجاهدین و بیرون آمدن و نیامدن مجاهدین از لیست تروریستی نیست، بحث ما به شما به عنوان آقای مصداقی این است که شما اگر واقعا معیارتان برای نگاه به گذشته نفس حقیقت یابی و حقیقت جویی و درست نوشتن تاریخ گذشته است، آیا با چنین معیاری باز هم می توانید ادعا کنید مجاهدین ضدآمریکایی نبوده اند و در ترور مستشاران آمریکایی دست نداشته، در اشغال سفارت دخالت نداشته و آن ترانه های معروف ضدآمریکایی هم فقط دستاویز بوده است؛ و بدتر از آن شما علیرغم این تلاش ها برای جلب اعتماد مجاهدین …
2012-10-09
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، نهم اکتبر 2012: … سوال از آقای ایرج مصداقی و دیگر مصداقیان که این مردار فرقه رجوی را دارند تطهیر می کنند .چرا در این چند سال گذشته یک بار از خانواده های اسیران در عراق دیدن نکردند که خود از زبان آن خانواده ها خواسته هایشان را بشنوند و قدمی بردارند؟ این هم چهره واقعی ایرج مصداقی در جنایتی که شریک بوده الان تبدلیل به نان دانی وی شده و نان آغشته به خون می خورد.مطلب زیر چکیده ای نشستی است که شخص رجوی در رابطه زندان سال 1367 بحث می کرد ، از افرادی که نام برده ام پشت میگروفون آمده و به طور کامل کاری که کرده بودند را توضیح می دادند .و تماما پذیرفتند که دستشان به خون اعدام شده ها آلوده است .و رجوی آنها را عفوکرده است …
مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و آینده

2012-10-08
حامد صرافپور، فریاد آزادی، پاریس، هشتم اکتبر 2012: … متأسفانه ایشان (ایرج مصداقی) که بخاطر دلارهای رجوی و ادامه حیات خویش که نام فعال سیاسی و حقوق بشر را یدک می کشد، هر از چندگاهی با چند انتقاد آبکی خود را منتقد مجاهدین جا می زند. برای وی مهمترین چیز شهرت و حضور در رسانه های غربی برای مطرح شدن و فروش کتاب و بدست آوردن دلارهای بیشتر است و در این راستا جان و کرامت انسانهای دربندی که اسیر رجوی هستند مهم نیست وگرنه اینگونه واقعیتها و حقایق را واژگون و کتمان نمی ساخت. سه سال پیش برای ایشان یک ایمیل فرستاده بودم که ضمن شرح جنایتهای رجوی در اشرف، از او خواسته بودم هر سوآل و ابهامی دارد به من بگوید تا شرح دهم و او را از ناآگاهی و بی دانشی در مورد مناسبات مجاهدین بیرون بیاورم ولی …
2012-09-02
بهار ایرانی، دوم سپتامبر 2012: … تنها فاکتوری که در ظاهر امر مصداقی را با مجاهدین دارای زاویه می کند، این است که ایشان نه بطور مستقیم و شفاف از مجاهدین حمایت می کند و نه در سایت های سازمان قلم می زند. اما با هر موضوعی و در هر کجا که قلم می زند، به نوعی می شود سمپاتی و تمایلات او را به مجاهدین و لاجرم استراتژی مسلحانه در سایه آنها ردیابی کرد. آخرین مقاله ایشان در سایت خبرنامه گویا با عنوان دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران در خصوص برگزای اجلاس غیر متعهدها ضمن گمانه زنی درباره دلایل تعطیل کردن ادارات در زمان برگزاری اجلاس بطور مشخص روی موضوع احتمال اقدامات تروریستی در زمان برگزاری اجلاس و به عنوان دلیل عمده و محوری، تمرکز و تأکید دارد. هر چند او تلاش می کند این احتمال را …
روزگار غریبی است نازنین سازمان مجاهدین به چه روزی افتاده! چه کسانی می خواهند این مرده را تطهیر کنند!

2012-03-22
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و دوم مارس 2012: … به جدید ترین نمونه که آقای ایرج مصداقی در ناآگاهی تمام دست به تطهیر زده است اشاره می کنم . در تاریخ 24 اسفند 1390 آقای ایرج مصداقی در مقاله ای به عنوان ( چه کسی خامنه ای را در تیر ماه 60 ترور کرد ؟ شروع می کند با آسمان ریسمان بافتن ها می خواهد ثابت کند که ترور خامنه ای در سال 1360 کار سازمان مجاهدین نبوده بلکه کار گروه فرقان بوده . درست است به آدم مرده هر انگی را می شود نصبت داد ،روزگاری بود مسعود رجوی پدر مادی و معنوی داشت ، بانام صدام حسین تکریتی . رجوی با اتکا به وی فکر می کرد قدرتمند ترین است . با کلت اهدائی پدر که در نشست ها بکمر می بست در بالای سن شروع می کرد به رجز خواندن ، آن هم برای افرادی که از تمام دنیا بی خبر بودند و هستند . رجز خواندن های آن زمان …
2011-08-05
الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، پنجم اوت 2011: … تعداد دقیق اعدام شدگان و آمارهای تقلبی فرقه رجوی وشرکا درحالیکه منابع مستقل مدافع حقوق بشر تعداد اعدام شدگان را با قید کامل مشخصات 1770 نفراعلام کرده اند _وسازمان عفو بین الملل این تعداد را ” حدود 2000 نفر اعلام نموده است _ از آمار تقلبی _دروغ وغیرمستند فرقه تروریستی که بگذریم یکی از اعضای تواب و جداشده این گروه بنام ” ایرج مصداقی ” نیز که خود را از زندانیان دهه شصت اعلام می کند واز کنار علت اتهامش باشیادی می گذرد نیز آمارهای غیرمستند ودروغ درمورد این اعادم شدگان ارائه می دهد _ ایرج مصداقی سعی می کند با داستان سرایی های خنده دار چنین وانمود کند که دراین مورد اطلاع صحیح ودقیق دارد _ که البته ایشان …
آقای ایرج مصداقی باید جلاد را محکوم کرد نه قربانی را. ظالم را افشاکرد نه مظلوم را

2010-03-06
مجید روحی، وبلاگ روحی، ششم مارس 2010:… آقای ایرج مصداقی کتمان یا تلاش ، برای مخدوش کردن واقعیت چهارسال « زندان تیف » که چون داغ ننگی در کارنامه مسعود و مریم رجوی و آمریکا به طور مشترک ثبت شده ، کارساده ای نیست ، یا لااقل اکنون دیگر کار ساده ای نیست که جداشده ها ازبند رها شده و بعضا در کشورهای اروپائی و سایر کشورها به سرمی برند …
2008-04-10
منظر جاوید، ایران گلوبال، دهم آوریل 2008:… … در چارچوب سیاست و خط مشی جدید مجاهدین مدتی است که حسن داعی و ایرج مصداق اعضای مورد اعتماد دستگاه رهبری مجاهدین فعال شدند ایرج (مصداقی) چهره های مستقل اپوزیسون مثل نوری زاده ؛ فرشاد ابراهیمی و مسعود بهنود و دیگری یعنی حسن داعی در عرصه بین المللی فعال شدند نوشته هایی که بنام این دو نفر انشتار یافته را یک بار دیگر بخوانید این نوشته بصورت تیمی و از جانب افراد متخصص تهیه شده است صد ها منبع و ماخذ و نقل قول دارد و کسانی که در رشته علوم سیاسی تز دکترا نوشته اند می دانند که این کار یک نفر فعال سیاسی نیست …
کلامی چند در جواب به… – شما به شهادت نوشته ها و گفته هایتان در نگرانی گذشتن مردم ایران از مرز بین واقعیت و حقیقت به سر می برید

2008-01-07
محمد حسیبی، ششم ژانویه 2008:… نامه آقای ایرج مصداقی که در زیر ملاحظه می شود در جواب نامه کوتاهی است که نویسنده این نوشتار در رابطه با تلاشی که چندی پیش برای حمایت از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در کمپ تیف واقع در عراق آغاز کردم به ایشان نوشته بودم…
———-

 

|