ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد – قسمت دوم

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد – قسمت دوم

Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، سوم ژوئیه 2017:…  الان که دارم فکر میکنم کسانی یادم میاد که بر اثر بیماری از دست رفتن. نمونه اش هادی تعالی بود. اونقدر لفت دادن، لفت دادن، که دیگه از نقطه برگشت ناپذیر گذشته بود. بعد به حساب خودشون شروع کردن به جنگیدن. البته طرف به قول معروف سوراخ دعا رو گم کرده بود. بازی با جسم یک مریض رو اسمش رو میزاره جنگ. بعد تازه نوبت عراقی ها … 

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی شرایط اعضا در داخل فرقه رجوی در آلبانی

لینک به منبع

لینک به قسمت اول

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد – قسمت دوم

نوشته س. ه. جداشده در آلبانی

الان که دارم فکر میکنم کسانی یادم میاد که بر اثر بیماری از دست رفتن

نمونه اش هادی تعالی بود

اونقدر لفت دادن، لفت دادن، که دیگه از نقطه برگشت ناپذیر گذشته بود. بعد به حساب خودشون شروع کردن به جنگیدن. البته طرف به قول معروف سوراخ دعا رو گم کرده بود. بازی با جسم یک مریض رو اسمش رو میزاره جنگ. بعد تازه نوبت عراقی ها شد که کار شکنی کنند که البته دار و دسته رجوی همینو میخواستن.
که بعد بلندگو راه بیندازن که نمیگذارن مریض ما بره بیمارستان بستری بشه

در حالی که اگر جون آدمها براش مهم بود نمی گذاشت به این نقطه برسه

نمونه دیگرش مهدی فتحی. اونم همون شد که به باقی مریض های اشرف پیوست

این از مریض های اشرف و لیبرتی

راستی چطوری این تعداد زیاد مریض توی این تعداد کم آدم؟

جوابش ساده است. به خاطر شرایط ضد انسانی سیستم رجوی. از فشارهای جسمی تا فشارهای سیستماتیک روحی. اینا باعث بروز هزاران هزار مشکلات جسمی و روانی میشد

از نشستهای روزانه سرکوب روانی به اصطلاح “عملیات جاری” تا دیگ و غیره

دیگه از ماکزیمم فشارهای عصبی تا فشارهای جسمی توی هوای ۶۰ – ۷۰ درجه عراق

تنها چیزی که توی فرقه اهمیت نداشت و ندارد نفرات هستن. کی بود اگه جرات کنه بگه مثلا هوا گرمه و امروز من نمی تونم کار کنم.
به قول معروف طرف میشه شمر صحرای کربلا

این تازه شروع داستان بود. از بایکوت کردن طرف توسط یک سری بادمجون دور قاب چین گرفته تا گذاشتن مراقب و نشست های آنچنانی و فشارهای طاقت فرسای ضد انسانی عصبی روی فرد توسط سیستم رجوی

بعد یارو به صدای بلندگوهای دور اشرف میگفت شکنجه روانی.

تیتر مقاله اینه

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

کسی خود به خود از یاد نمیره، بلکه کاری میکنن که از یادها بره، چطوری؟

با انواع و اقسام روشهای مختلف. سیستم رجوی همش قمپز اینو در میکرد که وقتی نفرات کمیساریا و یونامی توی عراق ازتون سوال میکنن سر تماس با خانواده بگین که ارتباط داریم

کشک چی؟ دوغ چی؟ کدوم تماس؟ کدوم ارتباط؟

چند بار رفتم برای تماس با خانواده. از وضعیت موجود حالم بهم خورد. یکی نشسته کنارت یکی هم توی اتاق بغلی داره صدا رو ضبط میکنه.
چرا چون از نفرات آتو داشته باشه که بعد بوقتش بر علیه خودشون ازشون استفاده کنه. من که پشیمان شدم از تماس. هدفش هم جذب نیرو، کسب پول و کسب اطلاعات بود.

طرف از سال۵۸ توی سیستم بود حتی یک بار هم برای تماس نرفته بود، چون خاطرشان جمع نبود. فقط عده خاصی را برای ارتباط انتخاب می کردن.
شاید دوستان خواننده بگن چطور دلش اومده

به همون دلایلی که گفتم

بعدش هم بدون اطلاع ما از وضعیت موجود ایران فقط اخبار دروغ و دروغ و باز هم دروغ

کلا همه رو از دنیای حقیقی قطع رابطه دادن، فقط به یک دلیل واضح و مشخص؛ که هر بلایی بخوان بتونن سرش در بیارن. تازه این فقط مال اشرف و لیبرتی نیس. حتی توی آلبانی هم همینطوره. البته توی آلبانی زیاد به قول معروف تیغشون نمیبّره. بالاخره یه راه نفس باریکی هست که البته رجوی همونم میخواد قطع کنه و بند بیاره. چطوری؟

با دوباره متمرکز کردن نفرات تو یک مقر دور افتاده

فقط اینو میتونم بگم خدا بداد نفرات برسه. چون بیشتر دچار سختی و فشار میشن

فقط امیدوارم بتونن خودشون تصمیم گیری کنن و هر چه زودتر اون پایگاه جهنمی رو ترک کنن
به امید اون روز

س. ه. اسیر آزاد شده از فرقه رجوی

*** 

عیسی آزاده: هادی تعالی قطب الدین رجوی هم درگذشت

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30632

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد – قسمت اول 

Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، سی و یکم ژوئیه ۲۰۱۷:…  همه ماها توی فرقه اسیر بودیم، ولی بعضی ها به قول معروف حبس توی حبس بودن، طرف از سال ۵۸ توی جنگ ایران و عراق اسیر بود، بعد از اردوگاه اسیری صدام به اردوگاه اسیری رجوی اومد. اون تو، همه ما، اسیر چنگال ضحاکی بودیم که سیری ناپذیر بود. همه رو فقط واسه اینکه لیست پرکن باشن و خون بدن میخواست، نه چیز دیگه. کی فکر میکرد حرفای قلمبه سلمبه …

لینک به منبع

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد – قسمت اول

نوشته س. ه. جداشده در آلبانی

همه ماها توی فرقه اسیر بودیم، ولی بعضی ها به قول معروف حبس توی حبس بودن، طرف از سال ۵۸ توی جنگ ایران و عراق اسیر بود، بعد از اردوگاه اسیری صدام به اردوگاه اسیری رجوی اومد.

اون تو، همه ما، اسیر چنگال ضحاکی بودیم که سیری ناپذیر بود. همه رو فقط واسه اینکه لیست پرکن باشن و خون بدن میخواست، نه چیز دیگه. کی فکر میکرد حرفای قلمبه سلمبه رجوی نامرد همش باد هوا باشه. کاش اون موقع اطلاع رسانی میشد که ادما گول نخورن، اگر چه اطلاع رسانی هم می شد اما رجوی اجازه نمی داد به گوش کسی برسه.

اشرف و باقی مقررات که بعد هم لیبرتی بهش اضافه شد هیچی نبود جز اردوگاه کار اجباری، نه اطلاع رسانی، نه حتی یک خبر واقعی، وقتی اینطوری باشه معلومه که طرف با دست باز هر بلایی دلش بخواد سرشون میاره. چه میخواد ناقص شدن بچه ها باشه چه مثل علی اکبر عزیزی تکه تکه شدن باشه. طرف میخواد از هر چیزی سوءاستفاده کنه، حتی مریضی آدم ها، اسمش رو هم گذاشته بود جنگ. نفر سرطانی رو اونقدر لفت میدادن که دیگه سرطانش معرض بشه و به نقطه بی بازگشت برسه، بعد تازه بلندگوهای رجوی شروع میشد که ای داد ای بیداد مریض داریم نمیذارن بره دکتر.

درست مثل موضوع گونی شن واسه سنگرها، در حالی که بالای تمام سنگرها توی لیبرتی از زمان آمریکایی ها یک متر گونی شنی داشت. راستی اون گونی ها چی شد؟ همه خالی شد واسه درست کردن باغچه، بعد از اینکه موشک زدن به لیبرتی دوباره شروع شد پر کردن گونی شن؛ جون آدما اومد تو گونی یا نه؟ معلومه که اومد.

(از اینجا به بعد با مثلا سوال و جواب پیش میریم که سوال احتمالی خیلی از خوانندگان محترم هم هست)

پس چی شد که باز هم سنگرها بی گونی شن موند؟

هیچی شد دیوار واسه جدا کردن جنسیتی (دیوار کشیدن بین قسمت زنان و مردان)

البته همش دیوار جنسیتی نبود، دیوار کشی حتی از قد آدم هم بلندتر

فقط بین مقر زن ها با مرد ها نبود. پس واسه چی کشیدن؟

هیچی یوقت کسی نتونه دوستش رو ببینه.

طرف هر طور که دوست داشت استفاده میکرد.

یکی رو توی ۱۹ فروردین، یکی رو توی ۶ و ۷ مرداد یا ۱۰ شهریور در اشرف

یا موشک باران های لیبرتی عزیزایی مثل اکبر عزیزی تکه تکه شدن، خونش روی دست کیه در اصل

بله معلومه، دار و دسته رجوی بخونن، میگن عراقی ها زدن

میگم باشه عراقی ها زدن، ولی کی گرای لیبرتی رو داد که بزن اینجا؟ چرا اتوبوس کارگران عراقی رو میزنی بزن لیبرتی خودم برات بی دفاع کردم.

سوال :
ببخشید، رجوی لیبرتی رو بی دفاع کرد؟ درست شنیدم؟

جواب :
بله، درست شنیدید رجوی لیبرتی رو بی دفاع کرد.

سوال :
چطوری؟ اون که همش میگفت جون آدمها، بعد شما میگی خودش بی دفاع کرد؟

جواب :
هنوز سری اول برای لیبرتی حرکت نکرده بود که یک سری عکس توی نشست نشون دادن که دور تا دور تمام بنگالها تیوال بتونی بود برای حفاظت از جان آدمها
بعد رجوی شروع کرد که ای داد، ای بیداد، هوار، زندان سازی شده؛ اینطوری باشه نمیریم. خودش با زبان خودش گفت باید بردارید. بعد بماند که وقتی به هدف خودش رسید و لیبرتی را با موشک زدن گفت چرا تیوال ها رو بردید؟ آخرش بیانیه شورای رجوی رو نشون دادن. بهشون بفرمایید که خودتان گفتید که وردارین، زندانه. همچین دبه کرد که ماها دهنمون از تعجب باز موند وای به حال دیگران

به خاطر اینکه طولانی نشه و اینکه تمرکز خوانندگان عزیز از بین نرود لطفا ادامه مطلب را در قسمت بعدی بخوانید

س. ه. اسیر آزاد شده فرقه رجوی – آلبانی

(پایان)

***

کمپ تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجویخبر جدید: حصارکشی و زندان سازی جدید سازمان در حومه تیرانا!ا

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیپیامی به دوستان در زنجیرم در فرقه رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30569

چهار زبر، لب به سخن باز کن

forough_javidan_11بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم ژوئیه ۲۰۱۷:…  چهار زبر، لب به سخن باز کن، بگو که زرکش ها رو خود رجوی از جلوی پاش ورداشت. بگو چه عزیزانی که هر کدوم سرمایه ایران بودن به خاطر قدرت طلبی سیری ناپذیر یک نفر صورت به خاک سرد گذاشتن. تو بگو چه خونهایی ریخته شد. بعد که رجوی دید به قدرت نرسید، همه اونا رو خودش لگدمال کرد که همه اونا پشت همسر و زندگی مونده بودن. هیچ کس بدتر از خود رجوی … 

فروغ جاویدانعملیات فروغ جاویدان، آغاز افول فرقه رجوی

لینک به منبع

چهار زبر، لب به سخن باز کن

س. ه. جداشده در آلبانی

سالهای سال رجوی اشک تمساح ریخت واسه کسایی که پشت تنگه چهار زبردر ۱۵۰ کیلومتری کرمانشاه بکشتن داد.

یکی از دوستام که خودش توی چهار زبر بود تعریف میکرد و میگفت که رجوی توی نشست توجیحی عملیات جوری نفرات رو تهییج میکرد که انگار عملیات آب خوردن است. اما بعد از عملیات حرفش این بود که برای خودش بریده بود که هیچ کدام از نفرات زنده نمی مانند.

یکی نیس بگه آخه بیشرف این همه آدم رو بدون تعلیمات و بدون آمادگی و بدون نقشه و برنامه میخوای بفرستی جلوی گلوله، بعدش اینطوری تعریف میکنی؟ انگار نه انگار که خون آدمه که ریخته میشه. فقط واسه اینکه بقدرت برسی؟

دوستم میگفت، جوری که رجوی تعریف میکرد و باصطلاح برنامه ریزی کرده بود انگار رسیدن به تهران قطعی بود، ولی وقتی پشت چهار زبر رسیدیم، فهمیدم که نه بابا این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست. قبلش هم اهالی با ماشینهاشون راه رو سد کرده بودند و جلوی ما مقاومت می کردند که همین باعث شد به زمانبندی نرسیم. وقتی پشت چهار زبر رسیدیم یکی از دوستان گفت که به جهنم خوش اومدی، داداش اینجا ته ته ته خطه، از زمین و زمان گلوله میباره.

این همه به کشتن رفتن بعد رجوی گفت که همه پشت همسر و خانواده و زندگی مونده بودید که نتونستین از چهار زبر عبور کنین. یعنی اون همه آدم که تکه تکه شدن و تو حداقل طرح و برنامه هم نداشتی فقط پشت خانواده مونده بودن؟

چهار زبر، لب به سخن باز کن، بگو که زرکش ها رو خود رجوی از جلوی پاش ورداشت.

بگو چه عزیزانی که هر کدوم سرمایه ایران بودن به خاطر قدرت طلبی سیری ناپذیر یک نفر صورت به خاک سرد گذاشتن. تو بگو چه خونهایی ریخته شد. بعد که رجوی دید به قدرت نرسید، همه اونا رو خودش لگدمال کرد که همه اونا پشت همسر و زندگی مونده بودن. هیچ کس بدتر از خود رجوی نمیتونست اینطوری پا روی اون خونها بزاره.

آی مسعود رجوی، هر گوری هستی، ای کاش میتونستی حرف بزنی و خودت حقایق اصلی رو بگی

ممکنه خودت نتونی، ولی کسایی که اون روزها بودن حتما که یه روز لب باز میکنن. به امید اون روز

که از توی ظلمت شب در بیان. چشاشون باز شه. بتونن قفل از دهان هاشون باز کنن.

س. ه. اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

*** 

فروغ جاویدان مجاهددین خلق مسعود رجوی مریم رجویفروغ خاموش جاویدان

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقسالگرد عملیات “فروغ جاویدان”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30550

لیبرتی نامی که یادآور خیلی چیزهاست 

Women slaves Mojahedin Khalq Camp Libertyبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:… توی یک کتاب خونده بودم که دار و دسته هیتلر به اردوگاه مرگ آشویتس میگفتن “لیبرتی”. خیلی جالبه آقای جولیانی هم در صحبتهاش چندین بار از لیبرتی به عنوان اردوگاه کار اجباری استفاده کرد. دقیق نمیدونم که مطالعه شخص خود ایشون بوده یا نه، بهرحال بستگی داره از کدام زاویه نگاه کنی، دقیقا مثل تصاویر سه بعدی بستگی داره از کدام زاویه نگاه کنی … 

بردگان مجاهدین خلق فرقه رجوی در کمپ لیبرتی عراقمصاحبه با خانم مریم سنجابی به مناسبت روز جهانی زن

لینک به منبع

لیبرتی نامی که یادآور خیلی چیزهاست

مقاله ای از س. ه. جداشده در آلبانی

توی یک کتاب خونده بودم که دار و دسته هیتلر به اردوگاه مرگ آشویتس میگفتن “لیبرتی”

خیلی جالبه آقای جولیانی هم در صحبتهاش چندین بار از لیبرتی به عنوان اردوگاه کار اجباری استفاده کرد. دقیق نمیدونم که مطالعه شخص خود ایشون بوده یا نه، بهرحال بستگی داره از کدام زاویه نگاه کنی، دقیقا مثل تصاویر سه بعدی بستگی داره از کدام زاویه نگاه کنی

به تجربه لااقل من یکی، و البته همه اونایی که توی فرقه اسیر بودن یا الان هم هستن، میدونن که رجوی آب رو خودش نه گل آلود بلکه خون آلود میکنه که ماهی خودش رو بگیره

و اما زاویه دید درست.

با چند سوال و جواب پیش بریم که کمک کننده است فکر کنم

سوال : لیبرتی سنگستان بود که تبدیل به گلستان شد

جواب : بله درسته

سوال : چطوری

جواب : با لحظه لحظه جان کندن سلول به سلول جسم و روح نفرات

یه سری که کلا نورچشمی بودن، یه سری بادمجون دور قاب چین، فقط میمونه گوشت های دم گلوله (البته همون بادمجون دور قاب چین هاش هم گوشت دم گلوله بودن) همه بودن، رجوی حس کنه حتی کشته شدن رحمان و سیاوش که رفیق دیرین هم هستند براش ماهی بیشتر میاره شک نکن همون کاری رو میکنه که با حسین مدنی و الباقی کرد.

از بحثمون دور نشیم.

سنگستان شد گلستان، ولی پای هر کدام از درختاش جون کندن آدما بود

درست یادمه یه دفعه طرف گفت میخوایم لیبرتی بشه اشرف. توی دلم گفتم خدا رحم کنه.

اون موقع تمام حرف نفرات این بود این همه جون کندن توی اشرف چی شد که حالا نوبت لیبرتی است.

همون روزا بود که به اصطلاح پروژه زمین چمن لیبرتی استارت خورد.

اونم چه زمین چمنی، گفتن مسعود رجوی رهبر فرقه گفته باید اندازه زمین چمن اشرف باشه. خود زمین فوتبال که بد نیست مگه بده نه والله کی گفته بده
ولی چطوری ساخته شد

با بیل و کلنگی که خود نفرات درست کرده بودن، نه اینکه بیل و کلنگ نیاد توی لیبرتی، نه میومد خوبش هم میومد، منتهی کجا میرفت؟ مقر از ما بهترون. جایی میرفت که حتی علفهای سطح مقر خودشون رو هم از جاهای دیگه باید میومدند و میکندند.

حالا زمین چمن لیبرتی

دقیقا یادمه توی گرمای ۶۰ درجه عراق زیر آفتاب باید میرفتیم جون میکندیم که مسعود رجوی بعد پز بده. چند ماه شبانه روز با اون بیل و کلنگ و فرغون دست ساز خودمان الکی جون کندیم، دیگه داد امداد پزشکی در اومد که چه خبره این همه مشکلات اورتوپدی

از دیسک کمر و آرتروز گردن و زانو بگیرد تا بقیه

تمام نشست ها و محفل ها فقط یه بحث بود. زمین چمن طرف که خیلی هم به فوتبال علاقه داشت. میگفت غلط کردیم گفتیم زمین فوتبال. اونقدر این موضوع فضاحت بار بود که عراقی ها دلشون به حال ما سوخت، گفتن که شما ماشین آلات راه سازی کرایه کنید میذاریم بیاد توی اردوگاه

یکی از دوستام از قول کسی که توی اون نشست با مسئول اردوگاه میگذاشتن بره گفت که سرهنگ صادق که عراقی بود و از صبح تا شب بهش فحش میدادن گفته بود چرا این بلاها رو سر نفرات میارین

ای خدا به کی باید گفت؟

کار خدا رو ببین که سرهنگ صادق عراقی که اینقدر از او بد می گفتند دلش به حال ما بدبخت ها سوخت ولی دل رجوی به رحم نیامد.

ناگفته نماند که سرهنگ صادق هم خیلی ما رو اذیت کرد ولی نه به اندازه یک هزارم رجوی

تعداد زیادی آدم آش و لاش شدن. فقط به خاطر اینکه رجوی بخواد قمپز در کنه. زیر آفتاب جون میکندیم. کسی هم نمیتونست بگه نمیام یا نمیتونم. رجوی میگفت باید کلمه نه رو از توی فرهنگ لغت خودتون پاک کنین. ما به ازای اون فقط باید بله چشم باشه، البته منظورش اطاعت کورکورانه است.

همون که آقای جولیانی گفت رو باید گفت، اونم از زاویه درست، اردوگاه کار اجباری، فقط یه سوال میمونه

هیتلر اردوگاه آشویتس رو ساخت

اشرف و لیبرتی رو کی آشویتس کرد؟

شخص خود رجوی اشرف و لیبرتی رو برای وفادارترین نیروهاش تبدیل به آشویتس کرد و آنرا به عنوان گلستان برای دیگران خرج نمود

تازه گویا قراره توی آلبانی هم دوباره یکی دیگه راه اندازی بشه و از حالا اسمش را اشرف گذاشتن. یعنی می خوان اوجا رو هم بعد از لیبرتی دوباره اشرف کنن، یعنی یه اروگاه کار اجباری دیگه، خدا رحم کنه.

خدا نکنه این اتفاق بیفته وگرنه آزادی از اونجا دیگه کار کرام الکاتبینه

س. ه. اسیر آزاد شده فرقه رجوی

***

بیائید هم بر مرده ها وهم بر زنده های فرقه رجوی گریه کنیم .

علیرضا نوری زاده: خانم رجوی! چرا بچه های عضو را برای شرکت در کارناوال نیاوردید؟ ترسیدید؟ 

https://youtu.be/hLpUSEubkKA

چرائی عشق ورزیدن جنگ طلبان واشنگتن به مجاهدین خلق

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

شاهزاده رضا پهلویشاهزاده رضا پهلوی: مجاهدین خلق در زمان جنگ ایران و عراق با صدام حسین همکاری کردند این امر باعث میشود که شریک سیاسی مناسبی نباشند

مجاهدین خلق فرقه رجوی در امریکارضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

علامه حسینی مشاور مریم رجوی اعلام جدایی کردجدایی آقای علامه حسینی مشاور ارشد مریم رجوی از فرقه مجاهدین

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30458

در ۱۹ فروردین ۹۰ چه اتفاقی افتاد؟ (+ سفسطه تنها هنر رجوی)ا 

 Camp Ashraf 90بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما در آرامش بودیم که به ما ابلاغ شد که نیروهای عراقی را با تیر کمان و فلاخن بزنید. من که خودم برای دوستم سنگ آماده میکردم و او با فلاخن میزد خودم هم ناراحت بودم که اینها که حمله نکردند و آرام آنجا ایستاده اند این چه کاری است ما میکنیم؟ این چه دستوری است؟ با این کار و ادامه آن، ما باعث شدیم که نیروهای عراقی به ما … 

در پی درگیری های خشونت آمیز فدائیان فرقه رجوی، نماینده ایران اینترلینک خانم سینگلتون، از کمپ عراق جدید (سابقه اشرف) دیدار کرد

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

سفسطه تنها هنر رجوی

نوشته س. ه. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

فکر نکنم کلمه سفسطه نیاز به توضیح داشته باشه ولی در همین حد میگم که مسعود رجوی با حرافی، شب رو به عنوان روز طوری غالب میکنه که به قول معروف میخوای بری بیرون، عینک دودی میزنی

این پیش درآمد رو واسه این گفتم که سر موضوع اصلی خالی الذهن نباشید

سالهای سال مسعود رجوی اسم مقر اصلی اش در عراق رو گذاشته بود “قرارگاه اشرف”

راستی چرا؟

به یک دلیل واضح که به بیرون بقبولانه اینجا نفرات آرام و قرار دارند چون معنی کلمه قرارگاه همینه خودش می گفت). ولی در پادگان اشرف تنها چیزی که پیدا نمیشد یا دقیق تر بخوام بگم نمیگذاشتن که پیدا بشه آرام و قرار بود.

به قول شاعر

آن که یافت می نشود آنم آرزوست

حتی سر کوچکترین موضوعات بی مورد هم پاچه آدمها رو می گرفتن. مثلا چرا چند روزه موقع ناهار کنار فلانی می شینی؟ چرا موقع ناهار برای فلانی جا نگه داشتی؟ گزارش دادن که با فلانی داشتی حرف میزدی. تازه این شروع ماجرا بود.

بعد باید طرف میرفت حتی به دروغ مینوشت که بله من چندین بار واسه فلانی جا نگه داشتم و رابطه خاص دارم.

تازه اگر هم یکی جیگر داشت تقابل کنه، که شکر خدا من پای ثابت در تقابل داشتم، میگفتن برو خودت بنویس که با کی رابطه چفت داری. این شروع قضیه بود. تازه وقتی هم مینوشتی همیشه هم یه سری بادمجون دور قاب چین بودند که می گفتن بله تشکیلاته. آخرش هم طبق معمول به فحش و فحش کاری تمام میشد. بعد دیگه حالی برات نمی موند که حتی بخوای جواب سلام برادر خونی خودتو بدی. تازه این قبل از بحث های تکراری رجوی ها بود. اون وقت مریم رجوی شاکی بود که چرا عکس العمل زیاده؟ چرا آدما اعصاب شون خرابه و نمیشه با کسی حرف زد؟ انگار آدما دنبال بهانه اند و حوصله حتی یک شوخی ساده رو هم ندارند.

یه جوری خودشون رو میزدن به خریت که انگار ما نمیدونیم نفرات چرا اینقدر عصبی هستن؛ شاد بودی صدات میکردن چه خبر شده؛ توی خودت بودی هکذا، فرقی نمیکرد. بلاخره یه چیزی پیدا میکردن واسه گیر دادن چیزی که یاد داشتن بهانه بود

اینا همه یه طرف. وقتی هر کس توی خلوت خودش فکر میکرد که ای بابا پیر شدیم رفت، هیچی برامون نمونده، حتی یه خواب راحت. زود بخوابی یه حرف توشه، دیر بخوابی بازم همینطور

اون وقت رجوی یه جوری تبلیغات میکرد و می گفت “قرارگاه اشرف” که اگر کسی نمیدونست میگفت اون تو چه خبره

تنها جمله‌ای که رجوی میگفت این بود (که فکر کنم خودش هم حواسش نبود که نباید راستش رو بگه، چون یه عمر عادت کرده بود به دروغ گفتن و نیرنگ بازی)
میگفت: “قرارگاه بی قراران”، فقط اینو راست میگفت چون هیچ کس آرام و قرار نداشت. به لحاظ جسمی فعلا بماند، مگر بیگاری ها میذاشت؟ به لحاظ روانی هم آدما آرام و قرار نداشتن. بعد میگفت اینها جنگ روزانه است

اره جنگ اعصاب دائمی و مادام که کسی یه وقت فکر نکنه که ای بابا

اصلا یارو با فکر کردن آدم ها در تضاد بود

دقیقا نمیدونم اسم شاعر شعر زیر کیه

“دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم”

ولی اشرف و لیبرتی به هر مصیبتی بود گذشت رجوی میخواد باز دوباره همه رو یه جا جمع کنه با حصار و سیم خاردار و باز بیگاری ها. حتی همین آزادی نیم بند که هر کس میخواد بره توی شهر با ده تا بپا میره رو تحمل نداره

از خدا میخوام اونایی که هنوز توی چنگال فرقه اسیرن بتونن به خودشون بیان و شاید هم بشه براشون کاری کرد

به امید روزی که هیچ کس نباشه که توی زندان و چنگال فرقه باشه

س. ه. اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

*

شعری از “احمد شاملو” که زبان حال وضعیت اعضا در فرقه رجوی است.

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

روزگار غریبی است نازنین

و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن

روزگار غریبی است نازنین

آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

احمد شاملو

در ۱۹ فروردین ۹۰ چه اتفاقی افتاد؟

نوشته ز. ش. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

با کشته شدن دوستانم در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰به دست نیروهای عراقی، هنوز که هنوزه به یاد آن روزها که میفتم جز آه و حسرت و ناله و اینکه ای کاش این اتفاق نمیفتاد و سی و اندی از بیگناه ترین افراد و کم سن و سال ترین نفرات کشته نمیشدند، چیزی ندارم.

من نمیخواهم که این کار نیروهای عراقی را تایید کنم. اما فکر می کنم که باید گشت و دید که چرا این اتفاق افتاد. من خودم یکی از نفراتی بودم که آن روز در خط جلو قرار داشتم و شانس آوردم که زنده ماندم. میتوانم به شما بگویم علت این حادثه چه بود و اینکه تمام این مطالب واقعی است.

روز ۱۹ فروردین ۹۰ ما را به روبروی نیروهای عراقی بردند و مثل همیشه کارمان شعار دادن بود و نیروهای عراقی هم در جلو ما صف کشیده بودند و احتمال حمله بود، ولی فکر می کردیم بدون خونریزی باشد.

یک تپه کوچکی هم در جلوی ما قرار داشت که ما پشت آن بودیم و نفراتی هم در کنار ما بودند. از قبل با خودمان تیر کمان و فلاخن سنگ پرت کن همراه داشتیم و گلوله هایی هم که با سرب از باتری های کهنه درست کرده بودیم و واقعیت هم این است که بخاطر سنگینی آن مثل یک گلوله عمل میکرد.

ما در آرامش بودیم که به ما ابلاغ شد که نیروهای عراقی را با تیر کمان و فلاخن بزنید. من که خودم برای دوستم سنگ آماده میکردم و او با فلاخن میزد خودم هم ناراحت بودم که اینها که حمله نکردند و آرام آنجا ایستاده اند این چه کاری است ما میکنیم؟ این چه دستوری است؟ با این کار و ادامه آن، ما باعث شدیم که نیروهای عراقی به ما حمله کنند و آنها هم اول شروع به تیراندازی هوائی کردند. دیدند که ما ادامه میدهیم آنها هم شروع به زدن ما کردند.

این را میخواستم بگم که علت اصلی چیزی نبود جز فرمانی که به ما داده بودند که نیروهای عراقی را بزنیم. این در دنیا هم رایج است که نیروهای نظامی و پلیس را موقعی که تهدید کنی آنها هم از خود دفاع خواهند کرد و این کار ادامه داشت تا آمدن به خیابان اصلی.

در این قضایا من حتی یک مسئول بالا در کنار خود ندیدم که حضور داشته باشد و مقداری هم انگیزه به ما بدهد. این تناقض همه نفرات شده بود، حتی موقعی که آرامش هم حفظ شد. مسئولین در سنگرهایی که از قبل آماده شده بود و در جای امنی هم بود حضور فعال داشتند و از آنجا دستور میدادند. اکثر قربانیان دختران جوانی بودند که در میدان اصلی کشته شدند که به دستور شخص خود رجوی بوده که می گفت اینها جوان هستند و میتوانند در دنیا اثر خوبی بگذارد که مردم را تحت تاثیر قراردهند تا فرقه رجوی در دنیا بیشتر شناخته شود و مظلومیت آن معلوم گردد. برای رجوی خونخوار و قدرت طلب خون آدمها ارزشی نداشت بلکه میخواست با ریختن خون اینها اعتبار از دست رفته خود را به دست آورد. حتی میگفت باید شهید داد چون راه ما با خون باز میشود. درست میگفت راه به قدرت رسیدن رجوی با دادن خون جوانهای بیگناه باز میشد نه با خون مسئولین بالا.

اجساد این افراد را هم چند روزی نگه داشتند که خبرگزاریهای بیشتری آن را ببینند. حتی با اجساد قربانیان هم دنبال چه چیزهایی بود که حتی رجوی میگفت اجساد هم دارند با جسدهای بیروحشان مبارزه را ادامه میدهند و حتی مدتها گذشت که این اجساد را در اشرف به خاک بسپارنند

کتابهایی باید نوشت سر این حملات و پشت پرده آن. این خلاصه ای از این موضوع بود. فقط میخواستم بگویم از اول تا آخر و مقصر اصلی کسی نبود جز شخص رجوی خائن، که خون جوانان نازینی که مثل من فریب این فرقه را خورده بودند را به هدر داد.

مردم ما باید بدانند و فریب این دستگاه و تبلیغات دروغین این دستگاه را نخورند. علت این است که بهترین نفرات آنهائی هستند که در آن حملات و اتفاقات حضور داشتند و کمترین شکی هم نکنید که تمام حرفهایی که فرقه میزند از اول تا آخرش دروغی بیش نیست.

نفر جداشده از فرقه رجوی در تیرانا آلبانی ز. ش.

***

Ashraf camp Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) April 2011
https://youtu.be/2W17BX3t4GI

فاجعه کمپ اشرف نوزدهم فروردیایرج شکری: سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=7353

استراتژی که در عراق جا ماند 

حجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، نوزدهم اکتبر ۲۰۱۳: … علیرغم تمامی بی محلی های انجام شده در مقابل اقدامات مجاهدین و حامیان سیاسی شان بازهم مجاهدین بشکل زبونانه تلاش کردند اینبار توسط حامیان سیاسی شان بر روابط بین عراق و آمریکا تاثیر گذاشته تا بدین طریق هم عراق و هم آمریکا را زیر فشار قرار داده تا بر بحران نابودی تشکیلاتشان در عراق چیره شوند. در همین رابطه در تاریخ ۱۳/۰۷/۱۳۹۲ طبق خبری …

(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

استراتژی که در عراق جا ماند

حجت سیداسماعیلی،عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین:

برگزاری یازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری در بیست و چهارم خرداد ماه ۱۳۹۲ و انتخاب آقای روحانی به این سمت؛ حاکی از رای مردم به اعتدال و میانه روی و نفی هرگونه راه کارهای خشونت طلبانه برای حل و فصل مسائل سیاسی چه در عرصه داخلی و چه در پهنه مسائل خارجی بوده است.

بدین ترتیب مشخص بود که این انتخاب و پیشی گرفتن سیاست اعتدال و بوجود آمدن امید هایی برای حل مشکل قدیمی اتمی بین آمریکا و هم پیمانانشان با ایران به مذاق مجاهدین که نگاهی استراتژیک به خشونت و تروریسم دارند خوش نیاید.

بنابراین مجاهدینی که بعد از صدام حسین تمام تلاششان این است که خود را به هر قیمتی به آمریکا آویزان کنند طبیعی است که تمامی توان تشکیلاتی ، مالی ، امکاناتی و تبلیغاتی خود را صرف مخدوش کردن چهره دولت مردان ایرانی و سنگ اندازی در مسیر ایجاد هرگونه رابطه سیاسی و نهایتا حل و فصل مسالمت آمیز موضوع اتمی ایران با کشورهای غربی را در دستور کار خود قرار دهند.

البته در این میان نباید همسو شدن مجاهدین با سیاست کشورهایی همچون اسرائیل ، عربستان سعودی و . . . طرح و برنامه آنان در ایجاد اخلال در این روند را از قلم انداخت بویژه اعضای کنگره آمریکا که در صف اسرائیل و دیگر کسانی قرار دارند که مخالف حل و فصل مسالمت آمیز موضوع اتمی ایران هستند. بنحویکه بعد از سخنرانی آقای حسن روحانی در اجلاس سالانه ملل متحد و استقبال بی نظیر روسای دولت های شرکت کننده در این اجلاس و ملاقات های متعدد رئیس جمهور و وزیر امور خارجه ایران با سران و وزیران خارجه کشورهای مختلف باعث شد که نتانیوهو سراسیمه راهی واشینگتن شده و به دیدار اوباما بشتابد.

بنابراین دور جدید اقدامات مجاهدین را می توانیم فعالیت های سیاسی بشدت هدایت شده با سمت و سوی تحت تاثیر قرار دادن رابطه ایران با غرب بویژه درآستانه مذاکرات ژنو قلمداد کنیم که بشکل زیر مورد تجزیه و تحلبل قرار دهیم.

• در ارتباط با مسائل داخلی :

فعالیت های مجاهدین در سطح داخلی حول دو محور اعدام ها و زندانیان سیاسی و اعتراضات داخلی متمرکز است. هدف مجاهدین از تمرکز روی این دو موضوع این است که بگویند با انتخاب آقای روحانی هیچ تغییری در وضعیت داخل کشور و آزادیهای مردم بوجود نیامده و سرکوب و اعدام زندان کردن از یک سو و اعتراضات مردمی از سوی دیگر که مجاهدین آنرا پاسخ مثبت مردم به شعار “اعتراض و قیام، هر فرصت، هر زمان، هر مکان ” رجوی مصادره میکنند، همچنان ادامه دارد. تا چهره ای دیکتاتور از دولت جدید را در نگاه دولت های خارجی ترسیم کرده باشند.

• در سطح بین المللی

در سطح بین المللی اما ، مجاهدین تلاش کردند حادثه دهم شهریور قرارگاه اشرف را به دولت مالکی و البته تحت فرماندهی مستقیم ایران نسبت داده و محکومیت آنرا توسط سازمان های بین المللی و دولت ها بدست آورند و در این رابطه از هیچ کوششی فروگذار نکردند.

ولی آنچه که در این میان برای مجاهدین از اهمیت بیشتری برخورار بوده و هست موضوع ۷ نفری است که در حمله به اشرف به گروگان گرفته شده اند. بنحویکه مجاهدین تمام توان تبلیغاتی و رسانه ای خود را روی مفقود شدن هفت تن از ساکنین سابق اشرف معطوف کرده اند. اطلاعیه های یومیه شورای ملی مقاومت و گمانه زنی های بی وقفه، فراخوان مجاهدین در کشورهای مختلف، مکاتبات مریم رجوی و سخنرانی های حامیان اروپایی مجاهدین، مقالات و اظهارنظرها و جلب حمایت از برخی شخصیت های سیاسی و مذهبی و غیره همه و همه گواه این ادعاست.

و در اینجا این سوال مطرح میشود که براستی چرا ؟ و این حجم از نگرانی مجاهدین برای سرنوشت نامعلوم این ۷ گروگان از بابت چیست ؟

با توجه به سابقه امر و شناختی که از مجاهدین وجود دارد باید در جواب گفت : بلوای مجاهدین از گم شدن هفت عضو خود دقیقا نه بابت نگرانی از به خطر افتادن جان آنها که بر عکس، بخاطر ترس از زنده ماندن آنها و عواقب و هزینه ها و پیامدهای سیاسی ناشی از آن است که نکند مدتی بعد مصاحبه ای از آنها با صدای خودشان که جنایات مجاهدین را افشا میکنند از یک شبکه اجتماعی و یا از یک رسانه شنیده شود و این یعنی یک ضربه مهلک سیاسی دیگر به مجاهدین.

از سوی دیگر مسئله هسته ای ایران و دیدار هایی که بین مقامات ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس سازمان ملل متحد در نیویورک انجام گرفت نقطه عطفی در رابطه بین ایران و غرب بویژه آمریکا بوده و مجاهدین را بلحاظ سیاسی در بن بست مرگباری قرار داده است. بنحویکه از سرفصل انتخابات ریاست جمهوری در ایران تاکنون بدترین وضعیت سیاسی خود در آویختن به دامن غرب را سپری میکنند و طبیعتا در تلاش برای فائق آمدن بر این مشکل است که باصطلاح افشاگری اتمی اخیر مجاهدین شکل می گیرد.

نتیجه اینکه:

۱ – مجاهدین تلاش کردند عملیات قرارگاه اشرف را به دولت آقای مالکی نسبت دهند تا نشان دهند که دولت آقای عراق تحت نفوذ ایران است و این عملیات نیز توسط این دولت و تحت فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انجام گرفته است.

۲ -سعی کردند با دادن انواع و اقسام اخبار از محل زندانی شدن ۷ گروگان در بغداد و اینکه آنها بزودی به ایران منتقل خواهند شد موجی را در سطح بین المللی ایجاد کنند و دولت آقای مالکی را مسئول مستقیم عملیات اشرف قلمداد کنند و کار را تا آنجا پیش بردند که در اطلاعیه هایی اعلام کردند که مقاماتی از وزارت خارجه آمریکا نیز از محل نگهداری این گروگانها بازدید کرده اند که بعدا این خبر توسط وزارت خارجه آمریکا در بغداد تکذیب شد.

۳ – وجود ۷ گروگان فرصت تبلیغاتی خوبی را بدست مجاهدین داد. بنحویکه در تاریخ ۲۰/۰۷/۱۳۹۲ یک آگهی تبلیغی علیه دولت آقای مالکی در روزنامه واشینگتن تایمز به چاپ رسانده اند. تیتر این آگهی میگوید: “آقای اوباما، به مالکی بگویید بایستی قبل از آمدن به کاخ سفید ۷ گروگان اشرف را آزاد کند”. مجاهدین در این آگهی رئیس جمهوی آمریکا را به سکوت متهم کرده و اعلام داشته اند که “مورد حسابرسی قرار ندادن مالکی، چراغ سبزی برای جنایتهای دیگر است. اکنون زمان اقدام است، بایستی اصرار کنید مالکی این هفت گروگان را که توسط نیروهای عراقی در اشرف ربوده شده اند بلادرنگ آزاد کند”.

۴ – اعتصاب غذا از دیگر اقداماتی است که مجاهدین تلاش کرده اند با راه اندازی آن توجه جامعه جهانی را به موضوع ۷ گروگان جلب کنند.

امروز بیش از چهل روز از اعتصاب غذای مجاهدین در لیبرتی و ۶ کشور جهان میگذرد . مجاهدین اعلام کردند اعتصاب غذاکنندگان در لیبرتی، برلین، ژنو، لندن، اتاوا، و ملبورن -که برخی از آنها در شرایط بحرانی به سر می برند-خواهان آزادی فوری هفت گروگان و تأمین حفاظت برای ساکنان لیبرتی هستند.

۵ – کشته شدن ۵۲ تن در اشرف بهانه ای بود که مجاهدین بتوانند مجددا در کنار سایر خواسته هایشان استقرار کلاه آبی های ملل متحد در لیبرتی را مطرح کنند تا بتوانند برای مدت طولانی در لیبرتی بمانند. در این رابطه طرح چهار ماده ای مریم رجوی خطاب به ملل متحد و آمریکا که هم در تاریخ ۱۸ شهریور ۹۲ و به بهانه ” گرامیداشت شهیدان اشرف” و هم در تاریخ ۲۸ شهریور و در سخنرانی ژنو ؛ در راستای همین هدف بود.

۶ – با توجه به اینکه ایران در آستانه مذاکرات هسته‌ای با گروه ۱+۵ در ژنو قرار دارد ، مذاکراتی که به سطح وزرای امور خارجه طرفین ارتقا پیدا کرده و زمینه دیدار محمد جواد ظریف و جان کری، وزرای خارجه ایران و آمریکا را فراهم می‌کند، طبیعتا به مذاق مجاهدین خوش نمی آید. بنابراین “افشاگری اتمی” جدید مجاهدین اقدامی در راستای تاثیر گذاری بر مذاکرات ژنو بوده که با شکست مواجه گردید.

بنظر میرسد علیرغم جنجالی که مجاهدین حول این خبر به راه انداخته و به خورد خبرنگاران داده اند در عمل از استقبال چندانی روبرو نشد. بنحویکه رادیو فردا در تاریخ یازدهم اکتبر ۲۰۱۳ برابر با نوزدهم مهر ۹۲ اعلام کرد : ” . . . گزارش‌هایی که این سازمان (بعد از سال ۲۰۰۲) درباره برنامه اتمی ایران منتشر کرده ، کمتر مورد استناد سازمان‌های جهانی نظیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دولت‌های غربی قرار گرفته است، چنان‌چه این بار هم خبرگزاری رویترز به نقل از مارک فیتزپاتریک، کارشناس هسته‌ای، نوشت که ادعای مجاهدین خلق باورپذیر نیست.

همچنین درخواست تعدادی از سناتور های استیجاری مجاهدین از باراک اوباما برای توقف غنی سازی اورانیوم در ایران یک روز قبل از انجام مذاکرات ژنو از جمله تلاش های مذبوحانه دیگری است که مجاهدین در آستانه مذاکرات ژنو به آن دست زدند.

بنابراین باید گفت تا اینجای کار علیرغم فعالیت های گسترده مجاهدین چه در عرصه داخلی و چه در سطح بین المللی با هدف تخریب چهره دولت جدید و تاثیر گذاری بر روابط ایران با غرب بویژه در خصوص مذاکرات هسته ای و با علم کردن کشتار اشرف و ۷ گروگان با موفقیت چندانی روبرو نشده است . جالب توجه اینکه در تمامی موارد فوق تقریبا هیچ موضگیری رسمی از سوی دولت مردان آمریکایی به نفع مجاهدین در جریان موضوع کشتار اشرف صورت نگرفته است. و در جریان انتقال اعضای باقی مانده مجاهدین از اشرف به لیبرتی نیز وزارت خارجه آمریکا در تاریخ ۲۰/۰۷/۱۳۹۲ اعلام کرد: “از انتقال بازمانده‌های گروه مجاهدین به کمپ «لیبرتی» استقبال میکند”. و این بی تفاوتی آمریکا باعث به فغان آمدن رهبری مجاهدین شد.

همچنین انجمن دفاع از قربانیان تروریسم به نقل از اجلاس سنای امریکا، در پنجم اکتبر ۲۰۱۳ برابر با ۱۳/۰۷/۱۳۹۲ نوشت: “. . . وندی شرمن معاون وزیر امور خارجه آمریکا که در پاسخ به سوالات دو سناتور حامی مجاهدن سخن می گفت علنا اظهار داشت:”من از رهبری مجاهدین در کمپ و مستقر در پاریس می خواهم تا اجازه دهند این انتقال پیش برود زیرا تا زمانی که این انتقال محقق نشود امنیت و سلامت در خطر خواهد بود. ما هر کاری را که از دستمان بر آید انجام خواهیم داد تا این افراد در کمپ در امنیت به سر ببرند. “

نکته قابل توجه اینکه : اظهارت وندی شرمن صریحا اشاره به کارشکنی های رهبران مجاهدین داشت که در مسیر اخراج اعضاء این گروه صورت گرفته و مانع اجرای توافق نامه سازمان ملل و دولت عراق در این خصوص شده است.

همچنین در راستای بی تفاوتی غرب بویژه آمریکا به هیاهوی تبلیغاتی مجاهدین اطلاعیه شماره ۷۱ سازمان که در تاریخ ۱۰ مهر ۹۲ منتشر شد قابل تامل است. در این اطلاعیه که با عنوان ” پنجمین هفته اعتصاب غذای مجاهدان لیبرتی و ایرانیان در ۵ کشور جهان” متشر شده است آمده است:

” . . . آمریکا و ملل متحد تاکنون در قبال جنایت هولناک در اشرف، جان هفت گروگان اسیر در چنگال آدمکشان مالکی و درد و رنج اعتصابگران سکوت کرده و بی عملی پیشه کرده اند و هیچ واکنش جدی و متناسبی ابراز نکرده اند.

مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت، در روز ۳۰سپتامبر در مجمع پارلمانی شورای اروپا درباره گروگانهای اشرفی و جنایت علیه بشریت در اشرف گفت، «تماشا کردن و سکوت پیشه کردن، تأیید جنایت و تن دادن به اراده یک فاشیسم دینی خونریز است”.

علیرغم تمامی بی محلی های انجام شده در مقابل اقدامات مجاهدین و حامیان سیاسی شان بازهم مجاهدین بشکل زبونانه تلاش کردند اینبار توسط حامیان سیاسی شان بر روابط بین عراق و آمریکا تاثیر گذاشته تا بدین طریق هم عراق و هم آمریکا را زیر فشار قرار داده تا بر بحران نابودی تشکیلاتشان در عراق چیره شوند. در همین رابطه در تاریخ ۱۳/۰۷/۱۳۹۲ طبق خبری که در سایت مجاهدین درج شد ، ” سناتور مک کین بر تعهدات حفاظتی آمریکا به اشرفیها تأکید کرد و تهدید به قطع کمکهای آمریکا به عراق در صورت ادامه بدرفتاری با مجاهدین نمود.”

ولی روز یکشنبه مورخ ۲۱/۰۷/۱۳۹۲ و بعد از گذشت یک هفته از اظهارات لابی مجاهدین، سفیر امریکا در بغداد موضعگیری کرد تا با تنش زدایی و اعلام عمومی و تاکید بر سیاست خارجی دولت این کشور در تقابل با خطوط تبلیغاتی مراکز لابی گری مجاهدین و صهیونیست ها جلوی صدمات بیشتر به منافع امریکا را بگیرد.

استفان بیکرافت سفیر امریکا در عراق در مصاحبه با «المدی پرس» گفت: “ایالات متحده امریکا طبق توافقنامه ای که با دولت عراق امضا کرده است متقبل شده تا در همه زمینه ها بعنوان شریکی فعال در کنار عراق بماند”. وی گفت: ” سخنانی از این طرف و آن طرف پخش می شود با مضمون قطع کمک های امریکا به عراق بخاطر عدم موفقیت عراق در حفاظت کامل از برخی از اعضای مجاهدین خلق. ولی ما با تاکید به دولت عراق اطمینان میدهیم که ما به هیچ وجه همکاری خود با عراق را قطع نخواهیم کرد”. که مجاهدین تنها آن بخش از سخنان سفیر آمریکا در بغداد را ذکر کرده بود که در حمایت از مجاهدین تلقی میشد.

بنابراین در مسیر پر شتاب مذاکرات هسته ای و فعال شدن روابط ایران با غرب و بی کلاه ماندن سر مجاهدین حداقل تا مقطع فعلی طبیعی است مجاهدین بازهم با تمام توان تشکیلاتی و ظرفیت پشتیبانان منطقه ای و بین المللی شان اقدامات دیگری را در ادامه جنگ سیاسی و اطلاعاتی انجام دهند ولی آنچه که رهبری مجاهدین هنوز از درک آن عاجز است و یا خود را به نفهمی می زند تغییر شرایط و شروع یک دوران جدید بعد از یازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری در ایران و بسته شدن قرارگاه اشرف چه در ایران و چه در رابطه ایران با غرب و بویژه با آمریکاست. و این یک شکست تمام عیار ایدئولوژیک – تشکیلاتی و استراتژیکی برای این گروه محسوب میشود و آنچه که از آنان باقی مانده است یک جسم بی روح و البته متعفن که حاصل و ثمره بیش از سه دهه خیانت به آرمانهای مردم ایران و خودفروشی و مزدوری به بیگانگان است که تنها باید به قبرستان تاریخ سپرده شود.

Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

همچنین:

  •  Raouf_Faramarzi_ُSurvivor_MEK_Rajavi_Cult_Albania_Tiranaسایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۷:… اعضای اسیر در فرقه مجاهدین این پرسش را مطرح می کنند که چرا ما را  در حبس خانگی نگاه می‌دارید؟ زمانی رهبری مجاهدین خلق می گفت که دولت عراق اجازه نمی دهدما از کمپ اشرف و لیبرتی در عراق خارج

     علی پور احمد، انجمن نجات، مرکز گیلان، بیست و هشتم ژوئیه ۲۰۱۷:… در دیداری که با پسرخاله ام که ازسوئد به ایران رفت وآمد میکرد داشتم تعریف میکرد که مابعد اولین تماسم با ایشان ؛ گماشته های رجوی مدام با ایشان تماس میگرفتند و بدنبال اخاذی بودند وازقول من دروغ می بستند که بشدت محتاج وجوهی نقد برای اعزام به خارجه هستم و بط

     مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمایران قلم، تبریز، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۷:… این یکی را بیش ازهمه مدیون خانواده ها هستیم که با امکانات کم خود واراده ی فولادین وانگیزه ی محکم ، به مسعود ومریم تحمیل کردند تا بچه های پیر شده ی شان را دردرجه ی اول از اصابت تیرهایی که  بطور طبیعی و مدام درفضای عراق سرگردانند ، حفظ کنند وا

    forough_javidan_11بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم ژوئیه ۲۰۱۷:…  چهار زبر، لب به سخن باز کن، بگو که زرکش ها رو خود رجوی از جلوی پاش ورداشت. بگو چه عزیزانی که هر کدوم سرمایه ایران بودن به خاطر قدرت طلبی سیری ناپذیر یک نفر صورت به خاک سرد گذاشتن. تو بگو چه خونهایی ریخته شد. بعد که رجوی دید به قدرت

    Women slaves Mojahedin Khalq Camp Libertyبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:… توی یک کتاب خونده بودم که دار و دسته هیتلر به اردوگاه مرگ آشویتس میگفتن “لیبرتی”. خیلی جالبه آقای جولیانی هم در صحبتهاش چندین بار از لیبرتی به عنوان اردوگاه کار اجباری استفاده کرد. دقیق نمیدونم که مطا

    MEK_Rajavi_Cult_survivor_Albania_Iranمحمد سیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… رهبران فرقه های ایدئولوژیک برای تکوین و تکمیل ساختار یک فرقه نیاز به یک محیط ایزوله برای مغز شویی و کنترل نیرو دارند و نخستین گام برای ایزوله کردن فرد ، دور کردن او از  عشق و محبت خانواده  است . بدون تر

    Sahar_Family_Foundation_Against_MEK_Maryam_Rajaviبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و یکم ژوئیه ۲۰۱۷:… من نه محمدرضا روحانی هستم و نه عبدالکریم قصیم، من نه ایرج مصداقی هستم و نه اسماعیل یغمائی، من حتی شخصیت برجسته دینی و سیاسی علامه حسینی هم نیستم. من از نسل جوانی هستم که سالیان سال است در مکتب 

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  یکی از ترفندهای فرقه ای که در آلبانی علیه جداشدگان مستمراً به کار گرفته می شود تفرقه افکنی و ایجاد فضای بد بینی و بی اعتمادی است. درست است که یکی دو نفر از جداشدگان، تحت فشارهای اقتصادی و روانی فرقه، تسلیم شده و تن به خواسته های نامشروع مسئولین آن داده اند اما “جامعه جداشدگ

     esmail Mortezaee (Javad Khorasan)بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  اولین بار بود که برای نشست عمومی به قرارگاه باقرزاده رفته بودیم (جایی بود که رجوی ها بالای سن در مقابل جمعیت می نشستند و از یکدیگر تعریف و تمجید میکردند). رفتیم توی سالن یکی از قسمت ها واسه خوردن چای، تازه از راه رسیده بودیم، خسته و کوفته یه دفعه

    javad_Arabdargiمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، هفدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… جواد عرب اکنون به عنوان پوشش، در یک خیاطی کنار سیتی پارک کار میکند. این خیاطی نزدیک دفتر و مقر فرقه در آلبانی است از این رو به راحتی می رود ملاقات هایش را با سران فرقه انجام می دهد. بدیهی است که این خیاطی پوش کار جاسوسی او می باشد تا بگوید کا

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هفدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در خیلی از موارد میتونستند از علیل شدن افراد جلوگیری کنند. الان که دارم این مطلب رو می نویسم، به یاد یکی از دوستانم که الان هم در درون این تشکیلات مخوف هست افتادم. یادمه اون که وارد سازمان شده بود کمتر از بیست سال سن داشت و نوجوان بود. به لحاظ فیزیکی هیچ مشکلی ند

    villepinte_MEK_Rajavi_cult_Franceبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، شانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  طبق خبرهایی که از دوستانم در درون فرقه بدستم رسیده است، در چند روز گذشته دو نفر از فرماندهان این فرقه بدلیل شدت فشارها و محدودیتهای روزافزون و نبودن کوچکترین روزنه امید، مقر فرقه را ترک کردند و بدون اینکه حتی اط

     Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، شانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… چقدر هی اراجیف گفتید. سر داشتن هوادار و نیرو در داخل بقول یکی از دوستام که میگفت طرف توی دستشویی خونشون عکس رجوی رو میزنه صد بار هم از زاویه های مختلف عکس میگیره بعد چند بار هم شما دست کاریش میکنین اون وقت میشه ” فعالیت یگ

     Camp Ashraf 90بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما در آرامش بودیم که به ما ابلاغ شد که نیروهای عراقی را با تیر کمان و فلاخن بزنید. من که خودم برای دوستم سنگ آماده میکردم و او با فلاخن میزد خودم هم ناراحت بودم که اینها که حمله نکردند و آرام آنجا ایستاده اند این چه کاری است ما میکنیم؟ این چه دستوری است؟ با این کار

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… آقایان سیاوش سیفی و محمود ممبینی که هر دو از فاز سیاسی همراه تشکیلات سازمان بودند روز چهار شنبه ۲۱ تیر ماه ( ۱۲ ژوئیه ) از مقرهای فرقۀ رجوی در آلبانی فرار کرده و از این فرقه اعلام جدایی کردند …. روی پای خود و مستقل بودن سخت است اما برخلاف آنچه که سران فرقه می گویند تا به حال 

    Iranpour-MKO-MEK-Albania-march20171نیم نگاه، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  باز فرقه‌ی رو به نابودی رجوی‌ها در اقدامی مذبوحانه و نابخردانه و از سرِ ناچاری و تحت فشارِ ریزشِ بسیار نیروهای فریب‌خورده در خاک آلبانی، با انتشار بیانیه‌ای دروغین منسوب به عزیزِ رشید و زیبا و هنرمند و بهتر از جانمان محمد‌رضا ایران‌پور سعی در تخریبِ شخصیت خو

    Elona Gjebrea_Maryam Rajaviپیوند رهایی، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در کشور دموکراتیک شما ، هنوز این کمپ نشینان ، حق تماس با خانواده های خود وحق ملاقات  با آنها را ندارند ورهبری سازمان صراحتا گفته است که شما خانواده ها ، تنها بانفی دولت قانونی خود و قبول بی چون وچرای شعارهای ما ، میتوانید  که با عزیزان خود درآلبانی ملاقات داشته باشند!! یعنی  دا

    alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviسعید زمانی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در حیرت این بودیم که چه شده  نفر مهمی به این سطح یک دفعه از فرقه کشید بیرون دلیل این بود که این علامه که به سخن خودش فریب حرفهای زیبای آنها را خورده است واینکه از هر که میپرسیده دل از شکوه وشکایت از این رهبران خودکامه فرقه میزند واینک

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  دیگر همگان میدانند که موضوع در آلبانی چیست. موج ریزش روزافزون و روزانه نیرویی از این تشکیلات اهریمنی خواب خوش را از چشم فرقه و سران آن ربوده است. کما اینکه بمحض پایان مسخره گردهمایی کذئی اولین نیرو از این فرقه اعلام جدایی نمود و خارج شد. ولی واقعیت تلخ اینست که این فرقه آن