اعضای غیر سیاسی و سیاست آدم فروشی، محصول باتلاق اجتماعی فرقه رجوی است

اعضای غیر سیاسی و سیاست آدم فروشی، محصول باتلاق اجتماعی فرقه رجوی است

محصول باتلاق اجتماعی فرقه رجوی راه نو، آذربایجان غربی، چهارم می 2021:… در مناسبات بغایت ارتجاعی و عقب مانده مجاهدین نقش ها ثابت نیستند. هر عضو فرقه می تواند در نقش های متفاوتی ظاهر شود. آنها هم آدم فروش هستند و هم فروخته می شوند، هم زندانی هستند و هم زندانبان، هم «مجاهد» هستند و هم «مامور وزارت اطلاعات» هم «دشمن» هستند و هم «دوست». البته اینکه شما بیشتر در چه نقشی باقی بمانید بستگی به میزان انطباق شما با خط و خطوط، اصول و چارچوب های فرقه دارد. تا یکی از این مارک ها بر پیشانی شما چسبانده شود. اعضای غیر سیاسی و سیاست آدم فروشی، محصول باتلاق اجتماعی فرقه رجوی است 

آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنمآنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم

اعضای غیر سیاسی و سیاست آدم فروشی، محصول باتلاق اجتماعی فرقه رجوی است

اگر با تاریخ فرمانروایی رجوی در فرقه سیاسی – مذهبیِ «رهبرمحور» مجاهدین آشنایی داشته باشیم هیچیک از اعضای آن از فردایشان خبر ندارند، کسی نمی تواند و یا حق ندارد سیاست را پیش بینی کند. کسی نمی تواند با استفاده از منطق، عقلانیت، و حتی ایدئولوژی حدس بزند که رجوی چه سیاستی را در پیش دارد.

در تشکیلات فرقه ای مجاهدین کوچکترین بی‌احتیاطی کافی است تا زندگی یک نفر به خاطر یک جمله، یک تفسیر، یک تحلیل، یک نظر یا یک بی‌احتیاطی ساده در بیان عقیده‌اش نابود شود.

هنوز عمق این فاجعه در بیرون از مناسبات مجاهدین بدرستی درک نشده است.

باتلاق اجتماعی بشدت کنترل شده رجوی تحت عنوان «سازمان مجاهدین»، مهلک تر و ضدانسانی تر از آن است که به توصیف آید.

محصول باتلاق اجتماعی فرقه رجوی

شاید یکی از دلایل مغفول ماندن چنین رفتارهایی ؛ حمایت برخی کشورهای غربی – عربی بویژه آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی از مجاهدین که در تضاد منافع با ایران، حاشیه امنی برای تمامی جنایت های این گروه فراهم کرده و پروپاگاندای رسانه ای خود فرقه که میلیون ها دلار توسط حامیان شان هزینه می شود، باشد. 

در تشکیلات فرقه ای مجاهدین تنها یک راه برای پیش بینی سیاست و اینکه چه چیزی در حال رخ دادن است و چه چیزی درست است وجود دارد و آنهم گوش کردن به سخنرانی های رهبر فرقه است.

در طول زمان به تمامی اعضای فرقه جا انداخته می شود که رهبر فرقه در تمامی زمینه ها؛ سیاست، نظامت، ایدئولوژی، و . . . اشراف و تخصص فوق العاده ای دارد. و او تنها هدایت گر سازمان مجاهدین است.

بنابراین با گوش کردن به سخنرانی های رهبر فرقه است که اعضاء می توانند آینده‌ای نزدیک در سیاست های رجوی را پیش‌بینی کنند.

حضور در نشست های «رهبری» و متعاقبا گوش کردن چندین باره به نوار همان نشست ها بخشی از اجبارات تشکیلاتی محسوب می شود.

اقرار های اجباری به فهم خط و خطوط «رهبری» بخشی از پروسه انطباق اجتماعی فرد در درون سازمان محسوب شده که بصورت جمعی پیش برده می شود.

بولتن های خبری نصب شده  بر تابلو اعلانات سالن های غذاخوری، پخش برنامه های تلویزیونی ضبط شده بهنگام وعده های غذایی و اطلاعیه ها و بیانیه های سازمان، تنها منبع برای اطلاع افراد از تغییر و تحولات بیرون از تشکیلات فرقه  محسوب می شود.

در این میان بحث «زمان پریشی» نیز یکی از مهمترین موضوعاتی است که تاکنون بدان پرداخته نشده است.

تناقض در آرمان‌شهر فرقه‌رجوی

یعنی تقدم و تأخر رخدادها در درون مناسبات مجاهدین بهم ریخته است. بنابراین هر عضو گرفتار نه تنها باید امروز مراقب باشد چه می‌گوید، بلکه باید مراقب باشد چیزی که امروز می‌گوید فردا برایش خطرناک نشود، حتی اگر امروز حرفش خطرناک نباشد. یعنی ممکن است حرفی که امروز باعث رشد تشکیلاتی او می شود فردا به دردسر بزرگی برایش تبدیل شود.

به همین دلیل کسانی که بهر نحوی دارای تخصص در حیطه های مختلف بودند بر خلاف جامعه، در تشکیلات در رده های پائین قرار داشته و همیشه در معرض انتقاد بودند. چنین افرادی در فرقه بنام «قطب» شناخته می شدند که حل شدگی کمتری به نسبت بقیه اعضا در مناسبات فرقه ای مجاهدین داشتند.

نمونه های اینچنینی در روابط و مناسبات مجاهدین فراوان است. مثلا کسانی که در فرقه در تلاوت قرآن مهارت داشتند بعدها این مهارت به یک مانع جدی در رشد تشکیلاتی این افراد تبدیل می شد.

چرا  که طبق قوانین فرقه تخصص های کلیدی بویژه در حوزه ایدئولوژی باید در حیطه رهبری فرقه باشد.

یعنی اینکه در یک « تشکیلاتِ رهبرمحورِ یونیفورمپوش »، به اعضاء چه ربطی دارد که او چه سیاستی را پیش گرفته و چگونه می خواهد آنرا پیش ببرد. هنر اعضای سازمان این است بعنوان چرخ و دنده و پیچ و مهره ی ابرازهایی که او می خواهد بسازد بکار آیند.

بنابراین در چنین دستگاهی تسلط برخی از اعضای فرقه به مباحث قرآنی و اشراف به معانی و تلاوت آن، اصلی ترین عامل عقب ماندگی تشکیلاتی چنین افرادی محسوب می شد.

اما ترسناک تر از همه این است که اگر  اعضای گرفتار در فرقه بخواهند خارج از چارچوب های مشخص شده در حوزه سیاست، نظامت، ایدئولوژی توسط رهبر فرقه حرفی زده و یا اظهار نظر کنند بعنوان فاکتی در عدم وفاداری اعضای فرقه به رهبر فرقه تفسیر می شود که تبعات خطرناکی برای آنان خواهد داشت.

از سوی دیگر از آن‌جا که در نظام  فرقه ای رهبرمحور مجاهدین ساکت بودن معنا ندارد و فرد دائم باید تبعیت و وفاداری خود را به «رهبری» اثبات کند، آدمفروشی وظیفه‌ای ناگزیر است.

این پدیده علاوه بر فرقه ها در جوامعی تک صدایی و کشورهایی که درگیر استبداد و دیکتاتوری و نظام های توتالیتر هستند نیز بشدت رواج دارد.

آدمفروشی و جاسوسی متقابل، همیشه بر فضای اجتماعی فرقه رجوی خیمه زده و یک اصل اساسی در ساختار تشکیلاتی آن محسوب می شود. سیاستی که در بستر اجتماعی خاص دورن فرقه مجاهدین توسط همه اعضای فرقه آموخته می شود و خصلتی درونی و ذهنی دارد.

البته آدم فروشی فقط تصویر ناچیز و بسیار دورافتاده‌ای از آن پوچی محضی است که مناسبات فرقه ای به جان اعضای این فرقه می اندازد که البته پیامدهای اجتماعی و روان‌شناختی این سیاست، نیز هولناک است و می تواند وضعیت های خطرناکی را در تشکیلات بوجود آورد. که نیاز به بررسی های جداگانه دارد.

جلسات تفتیش عقیده اجباری تحت عنوان «عملیات جاری» و تحقیر اعضاء در جمع پر از فاکت های آدم فروشی است. یعنی اعضاء در هر حال، هم در حال آدم فروشی برای اثبات خود به تشکیلات و رهبر فرقه هستند و هم در حال فروخته شدن توسط افراد دیگر با همین هدف می باشند.

در مناسبات بغایت ارتجاعی و عقب مانده مجاهدین نقش ها ثابت نیستند. هر عضو فرقه می تواند در نقش های متفاوتی ظاهر شود. آنها هم آدم فروش هستند و هم فروخته می شوند، هم زندانی هستند و هم زندانبان، هم «مجاهد» هستند و هم «مامور وزارت اطلاعات» هم «دشمن» هستند و هم «دوست». البته اینکه شما بیشتر در چه نقشی باقی بمانید بستگی به میزان انطباق شما با خط و خطوط، اصول و چارچوب های فرقه دارد. تا یکی از این مارک ها بر پیشانی شما چسبانده شود.

نتیجه اینکه هرکسی با خط و مشی و مانیفست رجوی در قالب «انقلاب ایدئولوژیک» که از نظر فرقه مبنای حفظ جایگاه هر فرد در تشکیلات مجاهدین محسوب می شد مخالفت بکند نابودی و مرگ یا رفتن در محاق اردوگاه و مرگ تدریجی در  انتظار او خواهد بود. همچنانکه رجوی با نزدیک ترین افراد و کسانی که حتی جان او را از مرگ نجات داده بودند کرد مثل علی زرکش، مهدی افتخاری و . . .

لینک به منبع

اعضای غیر سیاسی و سیاست آدم فروشی، محصول باتلاق اجتماعی فرقه رجوی است 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مریم-رجوی-تروریست-صدام-کارشناس-رسانه-ا/

مریم رجوی تروریست صدام را بجای کارشناس رسانه ای قالب کرد

مریم رجوی تروریست صدام را بجای کارشناس رسانه ای قالب کردراه نو، آذربایجان غربی، بیست و هفتم آوریل 2021:… احمد رهبر به همراه تعدادی دیگر از مسئولین سازمان تمامی آموزش های تخصصی خود را در نزد افسران تخصصی عراق گذرانده و در جنگ های مختلف تحت فرماندهی ارتش عراق بر علیه نیروهای ایرانی در جبهه های مختلف شرکت داشت. وی فرماندهی توپخانه و خمپاره ای ارتش سوم را بعهده داشت و در پشتیبانی آتش از نیروهای سازمان جنایات زیادی را در جبهه های جنگ بر علیه سربازان ایرانی آفرید. مریم رجوی تروریست صدام را بجای کارشناس رسانه ای قالب کرد 

گوهران بی‌بدیل انقلاب مریممجاهدین از دادگاه میترسند

مریم رجوی تروریست صدام را بجای کارشناس رسانه ای قالب کرد 

احمد رهبر تروریستی که در نقش «کارشناس رسانه»! با کت و شلوار و کراوات در نمایش ویدئویی مجاهدین ظاهر شد، ایرانیان را با گلوله های توپ و خمپاره می کشت.

در وصف جنایات این تروریست کت و شلوار پوش با نام احمد رهبر کافی است به شلیک خمپاره توسط تیم عملیاتی تحت آموزش وی در زمستان سال 1378 به پارکینگی در حوالی بزرگراه رسالت و یک شهرک مسکونی در شمال غرب تهران اشاره کرد که تعدادی از مردم و خانواده ها را شهید و مجروح ساخت.

احمد رهبر ، جانی مزدور بهمراه فرید کاسه چی، یکی دیگر از شکنجه گران معلوم الحال که بعنوان «کارشناس رسانه»! در نمایش ویدئویی مجاهدین تحت عنوان «رسانه های حکومتی» آورده شده بودند، تخصصی جز شکنجه گری، آدم کشی و شلیک توپ و خمپاره بر سر نظامیان و مردم ایران نداشتند.

مریم رجوی تروریست صدام را بجای کارشناس رسانه ای قالب کرد

احمد رهبر جنایتکار استخبارات صدام حسین یا کارشانس تلویزیونی مریم رجوی

احمد رهبر تروریست حرفه ای که آدم کشی را در مکتب رجوی گذرانده است حال بعنوان یک کارشناس رسانه! ایفای نقش می کند تا ارجیفی که بصورت نوشته های درشت روبروی چشمانش قرار داده شده را واو به واو نشخوار و سپس بیرون دهد .

باید گفت تنها تغییری که بعد از انتقال مجاهدین به آلبانی در اعضای تروریست این گروه دیده می شود درآوردن لباس فرم ارتش صدام و پوشیدن کت و شلوار و کراوات است. و گرنه خشونت طلبی و تروریسم تنها چیزی است با ذات مجاهدین در هم آمیخته و قابل استحاله نیست.

احمد رهبر در سالهای حضورش در قرارگاه اشرف آموزش های توپخانه ای را به همراه سایر افراد منتخب، در نزد افسران تخصصی عراقی گذارند. وی پشتیبانی آتش تعدادی از عملیات مجاهدین و نیروهای عراقی همراه آنان در مناطق مرزی بر علیه نیروهای ایرانی را بعهده داشته است.

وی از حیث شقاوت پیشگی و اجرای مو به موی فرامین، همیشه مورد لطف مسئولین بالای سازمان و مریم رجوی بوده است.

احمد رهبر را در مناسبات سازمان بعنوان «افسر توپخانه» می شناختند. وی یکی از مسئولین سازمان در «ارتش سوم» به فرماندهی رقیه عباسی در قرارگاه علوی (*) بود.

احمد رهبر در فاصله سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ مسئول آموزش خمپاره زنی به تیم های عملیاتی سازمان برای اعزام به داخل کشور بود.   

وی همچنین مسئول مشخص کردن مختصات شلیک در عملیات خمپاره زنی تیم های اعزامی ارتش سوم از خاک عراق به شهرهای کشور از جمله تهران جهت شلیک خمپاره به اهداف غیر نظامی بود.

احمد رهبر به همراه تعدادی دیگر از مسئولین سازمان تمامی آموزش های تخصصی خود را در نزد افسران تخصصی عراق گذرانده و در جنگ های مختلف تحت فرماندهی ارتش عراق بر علیه نیروهای ایرانی در جبهه های مختلف شرکت داشت. وی فرماندهی توپخانه و خمپاره ای ارتش سوم را بعهده داشت و در پشتیبانی آتش از نیروهای سازمان جنایات زیادی را در جبهه های جنگ بر علیه سربازان ایرانی آفرید.

در وصف جنایات این تروریست کت و شلوار پوش با نام احمد رهبر کافی است به شلیک خمپاره توسط تیم عملیاتی تحت آموزش وی در زمستان سال ۱۳۷۸ به پارکینگی در حوالی بزرگراه رسالت و یک شهرک مسکونی در شمال غرب تهران اشاره کرد که تعدادی از مردم و خانواده ها را شهید و مجروح ساخت.

شایان توجه اینکه مختصات اهداف در هر عملیات خمپاره زنی توسط «افسران توپخانه» ی هر قرارگاهی تعیین و با نظارت تخصصی افسران توپخانه ارتش عراق به تیم عمل کننده داده می شد.

لازم به توضیح است که مجاهدین در سالهای ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ به شیوه های ضد انسانی دیگری از تروریسم یعنی شلیک خمپاره با هدف مرعوب کردن مردم و امنیتی کردن جامعه روی آوردند.

در این رابطه می توان به موارد زیر اشاره کرد.

حمله با خمپاره به قصد تخریب ساختمان ریاست‌جمهوری در دوره سیدمحمد خاتمی در بهمن ۱۳۷۸، حمله خمپاره‌ای خیابان ولیعصر تهران در سال ۱۳۷۹که موجب مرگ ۲ نفر و مجروح شدن ۷ نفر شد، حمله خمپاره‌ای به دانشگاه شهید چمران اهواز، حمله خمپاره‌ای به ساختمان مسکونی در ایلام و حمله خمپاره‌ای به یک مجموعه مسکونی در تهران.

(*): قرارگاه علوی در جنب فیلق (سپاه) دوم عراق در شهر مقدادیه در استان دیالی قرار داشت. در واقع همان مخفیگاه زیرزمینی صدام حسین بود که به رجوی به پاس جنایاتش اهدا شد. مسعود رجوی در زمان جنگ کویت در این محل مخفی شده بود.

بعد از جنگ کویت این محل به بخشی از نیروهای سازمان یعنی موسوم به «ارتش سوم و یازدهم» بترتیب به فرماندهی رقیه عباسی و پروین صفایی اختصاص یافت.

مریم رجوی تروریست صدام را بجای کارشناس رسانه ای قالب کرد

باتلاق اجتماعی فرقه رجوی 

***

وطن فروشان کاسه لیس ، چکمه های خونین اربابشان را لیس میزنندمریم رجوی، مجاهدین خلق، دروغ میگویند، پول میگیرند و آفتابه امریکا را پر می کنند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی-زیر-آوار-مذاکرات-ایران-با-عربستان/

رجوی زیر آوار مذاکرات ایران با عربستان و امریکا

رجوی زیر آوار مذاکرات ایران با عربستان و امریکاراه نو، آذربایجان غربی، بیست و پنجم آوریل 2021:… در حال حاضر دو ضلع از مثلث شوم (آمریکا – اسرائیل و عربستان سعودی) در حال گفتگو با ایران هستند آمریکا در وین اتریبش در موضوع برجام با مذاکره غیر مستقیم و هیأت شش نفره عربستان سعودی در بغداد با گفتگوهای مستقیم. ترس مجاهدین از این است که: اگر سرویس اطلاعاتی هر دو کشور حمایت خود از این گروه ترویستی را قطع کنند آنها چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟ رجوی زیر آوار مذاکرات ایران با عربستان و امریکا 

رجوی زیر آوار مذاکرات ایران با عربستان و امریکاشکوه فرضی خیمه شب بازی مریم ، مدیون پول عربستان است

رجوی زیر آوار مذاکرات ایران با عربستان و امریکا

با مذاکرات ایران و آمریکا در وین و ایران و عربستان در بغداد، چه بر سر فرقه رجوی خواهد آمد؟

در حال حاضر دو ضلع از مثلث شوم (آمریکا – اسرائیل و عربستان سعودی) در حال گفتگو با ایران هستند آمریکا در وین اتریبش در موضوع برجام با مذاکره غیر مستقیم و هیأت شش نفره عربستان سعودی در بغداد با گفتگوهای مستقیم. ترس مجاهدین از این است که: اگر سرویس اطلاعاتی هر دو کشور حمایت خود از این گروه ترویستی را قطع کنند آنها چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟

رجوی زیر آوار مذاکرات ایران با عربستان و امریکا

رجوی زیر آوار مذاکرات ایران با عربستان و امریکا

روزنامه الاخبار چاپ بیروت: این ملاقات در حالی انجام شد که تمام پرونده ‌های مورد اختلاف، چه مربوط به روابط دوجانبه و چه پرونده‌ های منطقه ‌ای و در صدر آن یمن و لبنان، روی میز دو طرف قرار داشت. این جلسه بسیار مثبت بوده و از برخی انتظارات فراتر رفته است.

سران فاسد و بدنام مجاهدین هنوز از زیر آوار مذاکرات برجام در وین بیرون نیامده گفتگو میان برخی از مقامات ایرانی و  عربستان سعودی در بغداد خبرساز شد. علیرغم اینکه تعدادی از خبرگزاریهای بین المللی آنرا انعکاس داده و از پیشرفت آن خبر داده اند. سکوت سنگین رسانه ای مجاهدین نشان میدهد که سران این گروه تروریستی تا کجا قافیه را باخته و سردگمند.

اخیراً روزنامه بریتانیایی فایننشیال تایمز از گفتگوهای مستقیم میان مقامات ارشد ایران و عربستان برای از سرگیری روابط و مصالحه میان دو کشور خبر داد، فایننشیال تایمز همچنین متذکر شده که عراق برای میانجیگری میان دو کشور اقدام کرده است.

فایننشال تایمز به نقل از منابع خود می نویسد، مقامات عالی رتبه عربستان و ایران در حال مذاکره مستقیم با هدف برقراری روابط دیپلماتیک قطع شده از پنج سال پیش هستند.

به گفته این نشریه، این گفتگوها که در روز ۹ آوریل (بیستم فروردین) در بغداد و با وساطت مصطفی کاظمی نخست وزیر عراق انجام شد، اولین گفتگوی سیاسی مهم بین دو کشور از سال ۲۰۱۶ است.

از سوی دیگر آقای دکتر علائدین بروجردی عضو پنج دوره از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و رئیس سابق این کمیسیون در مجلس ایران در زمینه در تاریخ سی ام فروردین به خبرنگار اسپوتنیک در تهران گفته بود : «سیاست جمهوری اسلامی ایران کاملا شفاف و روشن است معتقدیم با همه کشورهای جهان با اولویت همسایگان و کشورهای اسلامی باید بهترین رابطه را داشته باشیم عربستان سعودی نیز از این قاعده خارج نیست . . . اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند در پایان دادن به این مشکلات نقشی را ایفا کند و علاقه مندی از طرف درگیر وجود داشته باشد با توجه به سیاست ثابت جمهوری اسلامی ایران از این شرایط استقبال خواهیم کرد هیچ منعی برای مذاکره با عربستان نداریم و این عربستان سعودی است که باید نسبت به وضعیت تاسف بار کنونی خود تصمیم‌گیری کند.»

به گزارش اسپوتنیک بتاریخ اول اردیبهشت خبرگزاری فرانسه در گزارشی به نقل از منابعی با تأیید دیدار طرف‌ های سعودی و ایرانی در بغداد، هدف از آن را تلاش برای بهبود روابط میان ریاض و تهران اعلام کرد.

طبق این گزارش، یک منبع دولتی عراق تأکید کرده است که ریاست هیأت سعودی را خالد بن علی الحمیدان رئیس اطلاعات سعودی و هیأت ایرانی را نمایندگانی از سوی علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران برعهده داشتند.

روزنامه الاخبار چاپ بیروت هم در این باره نوشت: این ملاقات در حالی انجام شد که تمام پرونده ‌های مورد اختلاف، چه مربوط به روابط دوجانبه و چه پرونده‌ های منطقه ‌ای و در صدر آن یمن و لبنان، روی میز دو طرف قرار داشت. به ادعای الاخبار هیأت سعودی شامل ۶ نفر، از جمله مشاور عالی رتبه امنیتی ولیعهد عربستان و به سرپرستی خالد بن‌ علی الحمیدان، رئیس سازمان اطلاعات عربستان سعودی بود.

در مورد هیأت ایرانی نیز قابل ذکر است که این هیأت ۵ نفره بود و ریاست آن را یک مقام عالی رتبه در ایران برعهده داشت و نمایندگان کلیه نهادهای ایرانی از جمله سپاه پاسداران و نیروی قدس در آن حضور داشتند.

اطلاعات الاخبار حاکی از آن است که این جلسه بسیار مثبت بوده و از برخی انتظارات فراتر رفته است. سعودی ‌ها و ایرانی ‌ها تصمیم گرفتند جلسه دوم را نیز در بغداد برگزار کنند. قرار بر این شد جلسه بعد هفته آینده باشد و در دستور کار بغداد و دو هیأت مذاکره ‌کننده قرار گرفت.

این در حالی است که گفتگوهای وین نیز در موضوع برجام بین آمریکا و ایران بطور غیر مستقیم در جریان است.

حال سوال اساسی اینجاست اگر این گفتگوها به ایجاد روابط جدیدی بین دو کشور ایران و عربستان سعودی بینجامد، چه اتفاقاتی خواهد افتاد.

مسلما برخی اتفاقات می تواند بشرح زیر باشد:

اولا:  قطع کمک سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی به گروههای تروریستی ضد ایرانی از جمله مجاهدین و «الاحوازیه» که مسلما در بحث روابط دو جانبه در دستور کار قرار خواهند گرفت.

گردهمایی سالانه مجاهدین، در شهر بورژه در حومه پاریس، در تیرماه ۱۳۹۵ که بیش از هر چیز دیگر تحت الشعاع حضور و سخنان ترکی الفیصل، رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی (استخبارات) قرار گرفته بود و بنوعی سورپرایز مریم رجوی برای شاخ و شانه کشیدن به مردم ایران به حساب می آمد، حال بهار رویایی سران فاسد و بدنام مجاهدین در حال خزان است. هرچند طی شش سال اخیر و از زمانی که از قلاب سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی آویزان شد هیچ غلطی نتوانست بکند.

در این رابطه سکوت رسانه ای این فرقه رجوی نیز معنادار است. فرقه ای که شب و روز در لابلای خبرها پرسه زده و هر خبر ضد ایرانی بویژه در رابطه مذاکرات هسته ای وین را با بزرگنمایی خاص سوژه رسانه ای خود می کند اکنون که ایران و عربستان سعودی در حال گفتگو در بغداد برای ایجاد روابط جدید هستند، همچنان خفقان گرفته است.

چرا که در صورت منتهی شدن این گفتگوها به یک قرارداد دوجانبه دیگر هیچ پشتیبانی اعم از مالی و لجستیکی و رسانی ای از سوی سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی از این گروه تروریستی در کار نخواهد بود.

چه بسا سرکرده تروریست این گروه که بهمراه برخی از مسئولین آنهم که به گفته برخی محافل خبری در کشور عربستان سعودی اقامت دارند نیز به ایران مسترد شوند.

دوما:  باید سایت های خبری ضد ایرانی و حمایت های رسانه ای از گروههای تروریستی ضد ایرانی تعطیل شوند، که اگر چنین اتفاقی بیفتد، باید کارمندان آنها مثل شبکه اینترنشنال بروند سر شغل قبلی شان یعنی شستن ظروف و . . .

سوما: این روند می تواند مشکلات تشکیلاتی زیادی برای اعضای سالمند و بیمار مجاهدین مستقر در آلبانی نیز بهمراه داشته باشد و آنان را بیش از پیش سرخورده کرده و منزوی کند. چرا که دیگر دوران  چشم دوختن به سیاست های ضد ایرانی جناح های جنگ طلب آمریکا، شیوخ عربستان و اسرائیل به ایجاد جنگ در ایران و قالب کردن آن به اعضای گرفتار تحت عنوان فریبکارانه «سرنگونی بدست مجاهدین!» کارآیی خود را از دست داده است.

نتیجه اینکه: در حال حاضر دو ضلع از مثلث شوم (آمریکا – اسرائیل و عربستان سعودی) در حال گفتگو با ایران هستند آمریکا در وین اتریبش در موضوع برجام با مذاکره غیر مستقیم و هیأت شش نفره عربستان سعودی در بغداد با گفتگوهای مستقیم. ترس مجاهدین از این است که: اگر سرویس اطلاعاتی هر دو کشور حمایت خود از این گروه ترویستی را قطع کنند آنها چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟

مسعود خدابنده در گفت‌وگو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی (قسمت دوم و پایانی)

رجوی زیر آوار مذاکرات ایران با عربستان و امریکا

باتلاق اجتماعی فرقه رجوی

***

پیام  مسعود رجوی ،  اخبار کانالهای تلویزیونی آمریکارجوی پول شیخ عربستان و دیکتاتور عراق را خرج ترور مردان و تجاوز به زنان ایرانی کرد

حمایت رجوی از عربستانشکست فشار حداکثری امریکا و اراجیف مریم رجوی

همچنین: