بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجوی در این شرایط، چرا؟

بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجوی در این شرایط، چرا؟

بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجویعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و نهم اوت 2021:… مریم رجوی هیچ وقت حاضر نشده با یک خبرنگار مستقل مصاحبه داشته باشد چون از عواقب آن و جنایاتی که جوابی برای آنها نداشت به شدت بیم داشت و در این مورد گاردی بسته به خود گرفته بود و برای خود مصاحبه با یک خبرنگار به قول خود غیر خودی مرز سرخ بود اما همین مرز سرخ مریم رجوی هم به علت تحمیل شدن آن بر گرده پوسیده و شکسته فرقه حاضر به تن دادن اجباری به مصاحبه شد و خودش را جلو انداخت که شاید از فشار این وضعیت بر گرده فرقه بکاهد و خودی را نشان دهد، غافل از اینکه به دست خود تیری بر پیکر فرسوده تشکیلاتش فرود آورده و هر چه جلوتر برویم تاروپود آن بیشتر از هم می گسلد. بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجوی در این شرایط، چرا؟ 

بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجویباز شدن دروازه اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی و مصاحبه با مریم رجوی

بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجوی در این شرایط، چرا؟

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، 29.08.2021

بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجوی

بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجوی

عبدالکریم ابراهیمی

عبدالکریم ابراهیمی ، آلمان

بعد از شکایت عده ای از جدا شدگان فرقه رجوی از سران و رهبری آن در دادگاه های داخل کشور و ارجاع پرونده به دادگاه بین المللی لاهه و همایش حمایت خانواده های اسیران در چنگال رجوی از این ابتکار و نفرت آن ها از سران و رهبری فرقه رجوی به خاطر جنایات این شیاطین در حق مردم ایران و منطقه و اعضای اسیر در چنگال ایدئولوژی منحط رهبری این فرقه و نیز وضعیت خاورمیانه و شکست آمال و آرزوهای رجوی برای مردم خاورمیانه و بالطبع سرزمین و مردم ایران و شکست خفت بار ارباب رجوی یعنی آمریکا بعد از ربع قرن دخالت مستقیم و کشت و کشتار و نابودی و اخراج آن از کشور افغانستان، رهبری فرقه رجوی طناب دار تاوان جنایات بیشمارش را بر گردن خود حس می ‌کند، به همین دلیل ترس و وحشت سرتاپای رهبری و مسئولین جانی این فرقه را فرا گرفته است به صورتی که در مقابل دادخواهی از رهبری فرقه مدتی است که تمام تبلیغات رجوی به صحنه آوردن افراد خود به عنوان شاهد شکنجه و قتل در زندان های ایران روی آورده است که این نشان دهنده زبونی و ترس رجوی از شرایط پیش آمده در وضعیت خاورمیانه و جهان و نیز فشار و افشاگری جدا شده ها و خانواده اسیران این فرقه است.

کسی نسبت به شکنجه و اعدام بعد از انقلاب توسط جوخه های مرگ حاکمیت شک ندارد اما باید این واقعیت را در نظر داشت که چه کسی با جنایاتش و ترورهای خیابانی و مثله کردن مردم کوچه و بازار و نیز حمله به خاک میهن با دستور و پشتیبانی کشور خارجی و دشمن ایران که به قول فرقه و به صورت رسمی باعث کشتار ۵۵۰۰۰ تن از جوانان وطن شده اید سبب شد که حاکمیت دست به تقابل زده به شکنجه و اعدام رو بیاورد. البته هر گونه شکنجه و اعدام اعمال غیر انسانی هستند که نباید صورت پذیرد ولی باید واقعیت و وجدان معیار قضاوت قرار گیرید تا رسوا شود. رجوی بیش از آنی که هست و منفور مردم ایران بوده و خواهد بود و کسی برای این همه چرندیاتش و تبلیغات پوچش و به صحنه آوردن شاهد از درون خودش فریب نخواهد خورد. ضربالمثل معروف «به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دم ام» حال این مثل مصداق بارز رجوی است.

نکته جالبی که باید به آن اشاره کرد و اوج قهقرایی و فروپاشی و ترس فرقه رجوی را نشان می ‌دهد، تن دادن مریم رجوی به بازدید خبرنگار روزنامه انگلیسی از پادگان فرقه در آلبانی است هر چند که این خبرگزاری با تدبیر و خواسته مریم رجوی چنین برنامه ای را تهیه کرده و با خود عجوزه نیز مصاحبه داشته است اما این واقعیت را نشان می ‌دهد که اوج استیصال رهبری فرقه است که حصار به اصطلاح پولادین و مرز سرخ ورود خبرنگار در پادگان فرقه سوراخ شده است و چیزی که تا الان رجوی به آن مطلق به بهانه های واهی تن نمی داد، تن داده است. این خود گواهی بر نشستن و در حال غرق شدن کشتی رجوی در گل است و هر چه مریم رجوی در این مرداب بیشتر دست و پا بزند بیشتر فرو خواهد رفت و این سرنوشت محتوم این تروریست ها و جانیان است.

وقتی ورود خبرنگار به پادگان آلبانی و مصاحبه با مریم را شنیدم یاد پادگان اشرف در عراق افتادم وقتی که زیر چتر حمایتی صدام حسین قرار داشتیم و تا خرخره به تسلیحات اهدایی صدام حسین مجهز بودیم، فرقه برای اینکه خود را نشان بدهد و قدرت خود را به رخ بکشد یک ماه قبل آماده سازی یک مانور انجام می داد و بعد چند تا خبرنگار وارد اشرف می‌ کرد برای بازدید از آمادگی نظامی و تجهیزاتی که البته قبل از آن کلی کار توجیهی صورت می گرفت و روز موعود فقط تعداد نفراتی که خودشان انتخاب می کردند و مورد اعتماد بودند در معرض دید خبرنگار قرار می گرفت و بقیه را به بیگاری می فرستادند و تا وقتی که کار بازدید خبرنگاران تمام نمی شد نفرات را به مقر بر نمی گرداندند که مبادا یک ناراضی در این بین جنایات رجوی را افشا کند. یادم هست سال  ۱۳۷۲ من در رسته توپخانه بودم. قرار شد توپخانه را در سطح محورها برای بازدید خبرنگاران آماده کنیم البته نمی گفتند برای بازدید است و می گفتند برای چک آمادگی رزمی است، یک مانور است. روز موعود، عده ای از ما رسته توپخانه را سوار بر آیفا کردند و به سوله های مهمات بردند و مشغول کار نظافت گلوله های کاتیوشا شدیم، سابقه نداشت که چرا در چنین وضعیتی که آماده مانور هستیم نفرات اصلی توپخانه برای نظافت به اینجا آورده اند و کسی هم از بازدید خبرنگار خبری نداشت. ظهر هم غیر معمول نهار آوردند سر کار که این هم اولین بار بود که چنین می کردند و روال عادی این بود که نهار می رفتیم مقر و در سالن غذا خوری جمعی نهار می خوردیم، این وضعیت بر کنجکاوی من افزود و از فرمانده ام که یک خانم بود سؤال کردم که چرا نهار به مقر نمی رویم در جواب گفت، کارمان زیاد است تعهدی باید کار کنیم و شب به تعهد خود برسیم. این وضعیت ذهنم رو به خود مشغول کرده بود. شب وقتی مقر رفتیم، فرمانده توپخانه درب مقر ایستاده بود و دستور داد که سریعا برویم و کاتیوشاها و توپ‌ها را که حاضر به جنگ کرده بودیم به حالت حاضر به راه در آوریم و در مکان خودشان قرار دهیم. شب یکی از دوستان که اتفاقا فرمانده کاتوشیا بود گفت خبرنگار آمد بازدید و به همین دلیل از ترس، نفرات را از دسترس دور کردند و توصیه کرد این حرف پیش خودم بماند و به کسی نگویم.

خیمه شب بازی دوباره رجوی، فراخوان ثبت نام در مؤسسین پنجم

مریم رجوی هیچ وقت حاضر نشده با یک خبرنگار مستقل مصاحبه داشته باشد چون از عواقب آن و جنایاتی که جوابی برای آنها نداشت به شدت بیم داشت و در این مورد گاردی بسته به خود گرفته بود و برای خود مصاحبه با یک خبرنگار به قول خود غیر خودی مرز سرخ بود اما همین مرز سرخ مریم رجوی هم به علت تحمیل شدن آن بر گرده پوسیده و شکسته فرقه حاضر به تن دادن اجباری به مصاحبه شد و خودش را جلو انداخت که شاید از فشار این وضعیت بر گرده فرقه بکاهد و خودی را نشان دهد، غافل از اینکه به دست خود تیری بر پیکر فرسوده تشکیلاتش فرود آورده و هر چه جلوتر برویم تاروپود آن بیشتر از هم می گسلد.

„پایان“

لینک به منبع

بازدید خبرنگار ساندی تایمز از قلعه فرقه رجوی در این شرایط، چرا؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/گزارش-ساندی%e2%80%8cتایمز-از-مجاهدین/

گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین

گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدینابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، بیست و چهارم اوت 2021:… گزارشگر توضیح می دهد ناهار که مرغ و سالاد است توسط افرادی بسیار مسن سرو می شود. نظر او در چند جا اینست که روزگار مجاهدین خلق پایان یافته و آنان پا به سنین کهولت گذاشته اند و برای تهران دیگر تهدیدی جدی به حساب نمی آیند. در خصوص میتینگ های پر زرق و برق مجاهدین خلق که اخیراً به صورت آنلاین انجام می گیرد صحبت به میان می آید و حمایت برخی سیاستمداران سابق آمریکایی و اروپایی به رخ کشیده می شود. گزارشگر مجبور است اعلام نماید که آنان مواضع دولت های غربی را بیان نمی کنند و این دولت ها هرگز به دنبال سرنگونی رژیم تهران و حمایت از مجاهدین خلق نیستند. گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین 

خیریه مجاهدین خلق - ابراهیم خدابندهبه اصطلاح خیریه مجاهدین خلق ، نقض قوانین غیر سیاسی بودن کمیسیون خیریه انگلستان

گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین

نیاز مبرم فرقه رجوی برای تبلیغات و خروج از انزوا در مقطع کنونی

گزارش ویژه هفته نامه ساندی تایمز انگلستان از مقر مجاهدین خلق در آلبانی

ابراهیم خدابنده

مهندس ابراهیم خدابنده ، مدیرعامل انجمن نجات

مهندس ابراهیم خدابندهسه‌شنبه 2 شهریور 1400

لینک به گزارش ساندی تایمز 

https://www.thetimes.co.uk/article/peoples-mujahidin-mek-dissidents-seeking-regime-change-in-tehran-rch5w8knc 

ضربه همایش پنج روزه انجمن نجات – از 16 تا 20 مرداد 1400 – آنقدر برای سازمان مجاهدین خلق سنگین بود که از یک طرف این فرقه را وادار به سکوت مطلق در این مورد نمود و از طرف دیگر مجبور شد تا دروازه های مقر فرقه ای این سازمان را بعد از سالیان به روی خبرنگاران رسانه های منتخب و حامی خود باز نماید.

اخیراً گزارشگر و تصویر بردار هفته نامه ساندی تایمز انگلستان اجازه یافتند وارد اردوگاه فرقه ای مجاهدین خلق شده و گزارشی تبلیغی همراه با فیلم از آنان در سایت این هفته نامه به تاریخ یکشنبه 22 اوت 2021 درج نمایند.

گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین

گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین

اما در همین گزارش تماماً تبلیغی برای مجاهدین خلق که عمدتاً منعکس کننده نظرات آنان است نکاتی به ناچار درج شده که برای ناظران آگاه قابل تأمل می باشد، از جمله این که افراد بسیار کمی از خارج اردوگاه مجاهدین خلق توانسته اند وارد این اردوگاه شوند.
در این گزارش آمده است:

“از نظر طرفدارانش، این گروه، دولت در انتظار است و آماده می باشد تا در زمان فروپاشی نظام فعلی ایران، قدرت را به دست بگیرد. دیگران اما این سازمان را فرقه ای عجیب و منزوی می دانند که توسط یک متعصب رهبری می شود و هیچ شانسی برای جایگزینی تئوکراسی بی رحمی که از زمان سقوط شاه ایران در سال 1979 بر کشور حاکم است، ندارد.”

گزارشگر ابتدا به شرح دروازه ورودی اردوگاه مجاهدین خلق و میزان بالای بازرسی و کنترل می پردازد. گذرنامه او و ساک هایش به دقت بازرسی شده و از ورود خودرویش به داخل اردوگاه ممانعت به عمل می آید. تعداد و بزرگی پرچم ها و تصاویر در گوشه و کنار نظر وی را جلب می کند. به او گفته شده است که وی اولین ژورنالیست انگلیسی است که توانسته است وارد اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی شود. البته او سؤال نکرده است که چرا ورود خبرنگاران به این مقر اینقدر دشوار و محدود است. به یاد داریم که در گذشته چه برخوردی با خبرنگارانی که به این مقر مراجعه داشته اند، خصوصاً خبرنگار شبکه تلویزیونی کانال 4 انگلستان، شده است.

گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین

چرا ورود خبرنگاران به مقر مجاهدین اینقدر دشوار و محدود است!!!ا

تعداد تقریبی ساکنان اردوگاه 2800 نفر ذکر شده است. جالب است که گزارشگر مدعی است که این افراد آنقدر متعصب و به مریم رجوی وفادار و وابسته هستند که زندگی خانوادگی را کنار گذاشته و تجرد دائم را تا زمان پیروزی پذیرفته اند. گزارشگر اگر یک قدم جلوتر می رفت به فرقه ای بودن مناسبات مجاهدین خلق و نوع رابطه ای که پیروان این سازمان با رهبری دارند پی می برد.

اطلاعات به دست آمده حاکی است که این مقاله با توجه به دادگاه جاری در استکهلم و با پرداخت پول کلان (قبلاً هم در خصوص این نشریه و این تیم سابقه داشته است) تهیه شده اما جالب است که حتی وقتی مجاهدین خلق می خواهند با صرف هزینه تبلیغ کنند باز هم به نوعی ماهیتشان رو می شود. کاش این نشریه و این تیم گزارشگر حداقل برای آبروی خودشان هم که شده اشاره ای به حامی بیش از دو دهه این فرقه یعنی صدام حسین می کرد.

مریم رجوی سال ها بود که نه از مقر خود بیرون می آمد و نه کسی را به مقر خود راه می داد. ترسی که این روزها بر مجاهدین خلق و رهبری آن مستولی شده این است که احساس می کنند دارند از صحنه حذف می شوند. این ترس، خودش را به شکل سکوت در قبال همایش خانواده ها و همچنین بازکردن دروازه ی اردوگاه فرقه در آلبانی نشان می دهد.

مقاله در کل حائز اهمیت چندانی نیست اما قطعاً فرقه رجوی بخش هایی از آن را به صورت تبلیغی مورد استفاده قرار می دهد تا باز دیده شود و بلکه مجدداً پسندیده شود. اما جالب است که حتی وقتی می خواهند تبلیغ هم بکنند نمی توانند حداقل چند نکته در مورد فرقه ای بودن این سازمان در آن اضافه ننمایند!

ناظران معتقدند که اجازه ورود خبرنگار به داخل اردوگاه فرقه رجوی و خصوصاً مصاحبه اش با مریم رجوی صرفاً به خاطر دادگاه جاری در سوئد است که سازمان مجاهدین خلق نتوانسته است استفاده تبلیغی لازم را از آن به عمل آورد و ابتکار عمل را در آن به دست بگیرد.

گزارشگر مربوطه می گوید که شاهین قبادی 59 ساله با کت و شلوار در گرمای 40 درجه به استقبال او می رود. او اولین بار شاهین را 25 سال پیش همراه با حسین عابدینی در لندن ملاقات کرده است. هفته نامه ساندی تایمز که آشکارا طرفدار صهیونیزم است از نزدیک ترین رسانه ها به مجاهدین خلق به شمار می رود که در ضدیت با ایران و ایرانی طی این سالیان هرگز کوتاهی نکرده است. تنها فردی با سابقه دوستی 25 ساله که همه جوره امتحان خود را پس داده است اجازه ورود به اردوگاه فرقه ای مجاهدین خلق را پیدا می کند.

جالب است که قبادی اصرار دارد مسعود رجوی که هیچ رد و نشانی از وی وجود ندارد هنوز زنده است اما به دلایل امنیتی از انظار پنهان می باشد. سؤال گزارشگر که “آیا او در این اردوگاه است؟” بی پاسخ باقی می ماند و معما در ذهن وی همچنان باقی است. قطعاً برای این گزارشگر “دلایل امنیتی” در آلبانی برای مخفی شدن به اصطلاح رهبر مقاومت ایران مفهوم نیست.

سپس گزارشگر با سه نفر ملبس به کت و شلوار تیره و کراوات دیدار می کند. او با حمید 55 ساله که از 16 سالگی مدرسه را رها کرده و به مجاهدین خلق پیوسته است، رامین 64 ساله و سپس محمد محدثین 65 ساله مسئول روابط بین الملل مجاهدین خلق گفتگو می نماید. وی از سرنگون کردن جمهوری اسلامی می گوید و معمای ذهن گزارشگر اینست که این تعداد افراد مسن از یک اردوگاه در آلبانی چگونه می خواهند این کار را انجام دهند.

افراد مسن مجاهدین در آلبانی گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین

افراد مسن در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی

گزارشگر توضیح می دهد ناهار که مرغ و سالاد است توسط افرادی بسیار مسن سرو می شود. نظر او در چند جا اینست که روزگار مجاهدین خلق پایان یافته و آنان پا به سنین کهولت گذاشته اند و برای تهران دیگر تهدیدی جدی به حساب نمی آیند.

در خصوص میتینگ های پر زرق و برق مجاهدین خلق که اخیراً به صورت آنلاین انجام می گیرد صحبت به میان می آید و حمایت برخی سیاستمداران سابق آمریکایی و اروپایی به رخ کشیده می شود. گزارشگر مجبور است اعلام نماید که آنان مواضع دولت های غربی را بیان نمی کنند و این دولت ها هرگز به دنبال سرنگونی رژیم تهران و حمایت از مجاهدین خلق نیستند.

موضوع مالی و کمک های بی دریغ رژیم سعودی، دشمن آشکار ایران، مطرح می شود که قبادی آن را رد می کند. میزان هزینه های سرسام آور مجاهدین خلق معمای ذهن گزارشگر است. موضوع ارتش سایبری و مزرعه ترول مجاهدین خلق به میان می آید که آن هم انکار می گردد. البته اشاره ای به مسدود شدن صدها حساب کاربری مجاهدین خلق در آلبانی توسط شبکه های معتبر اجتماعی که انعکاس گسترده ای در رسانه های بین المللی داشته است نمی شود.

ارتش سایبری مجاهدین خلق گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین

ارتش سایبری فرقه رجوی در آلبانی

گزارشگر مربوطه مجبور است برای این که گزارش وی تماماً تبلیغی و یک جانبه به نظر نیاید به سراغ نجات یافتگان سازمان مجاهدین خلق در آلبانی نیز برود. او می نویسد:

“برای کسب اطلاعات بیشتر از منتقدان گروه، از کافه ای در تیرانا به مدیریت حسن حیرانی 42 ساله دیدن می کنم، یکی از چندین عضو سابق مجاهدین خلق (مقامات اردوگاه در مورد تعداد دقیق آن ها مبهم صحبت می کنند) است که مجاهدین خلق را ترک کرده و خانه خود را در پایتخت آلبانی برپا نموده اند. این “جداشده” خود شکایت می کند که جنگجویان مجاهدین خلق مجبورند تسلیم نشست های شبانه ی “انتقاد از خود” شوند و خصوصی ترین افکار جنسی خود را اعتراف نمایند. او می گوید: “اردوگاه یک زندان است.”

حسن حیرانی گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین

کافه ای در تیرانا به مدیریت حسن حیرانی

گزارش ادامه می دهد: “فرزین هاشمی، 62 ساله، رئیس “کمیته روابط خارجی” سازمان مجاهدین خلق، می گوید ادعاهای جلسات انتقاد از خود “دروغ محض” و بخشی از روایتی است که توسط رژیم ایران تبلیغ می شود تا علیه مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه منزوی سیاه نمایی کند. هاشمی می گوید حیرانی به عنوان عامل نفوذ رژیم از گروه اخراج شد. هاشمی می افزاید که کافه حیرانی توسط جبهه ای از جانب اطلاعات ایران تأمین می شود. حیرانی می گوید که توسط یک “NGO” در ایران تأمین مالی می گردد.”

وقتی فرزین هاشمی، یک مقام مسئول در سازمان مجاهدین خلق، وجود جلسات “عملیات جاری” و “غسل” را از اساس انکار کرده و ساخته و پرداخته رژیم ایران معرفی می کند که صدها و صدها نفر از جمله خود فرزین در این نشست ها طی سالیان سال شرکت کرده اند، معلوم است که این سازمان چقدر در مواضع خود صادق است و چگونه ریاکارانه همه چیز را به رژیم ایران مصادره می کند. واقعاً که مردم ایران برازنده ترین صفت را در خصوص این فرقه به کار می برند: “منافقین”.

گزارش تبلیغی مجاهدین خلق حاوی نکات دیگری هم هست. این گزارش عنوان می دارد:

“از دیگر منتقدان می توان به دیده بان حقوق بشر اشاره کرد که در سال 2005 گزارشی را منتشر نمود که مدعی بود مجاهدین خلق برخی از اعضایشان را برخلاف میل خود در اردوگاه سابق خود در عراق نگه داشته است. اما دیوید فیلیپس، سرهنگ پلیس نظامی ایالات متحده مسئول اردوگاه در سال 2004 – بعد از بازرسی های متعددی که انجام داد – در نامه ای به کنگره نوشت: “هیچ وقت … هیچ مدرک موثقی برای اثبات ادعاها پیدا نکردیم.”

لازم به ذکر است که دیدبان حقوق بشر گزارش خود را بر اساس شهادت تعداد زیادی از کسانی که پادگان اشرف در عراق و جنایت علیه بشریت، از جمله شکنجه های سیستماتیک و گسترده که بعضا منجر به مرگ شده است را شخصا تجربه یا مشاهده کرده اند، تنظیم گردیده است.

گزارشگر در مدت اقامت خود مصاحبه ای هم با مریم رجوی دارد که از عجایب این سالیان است. او همان توهمات گذشته را تکرار می کند و هر انتقادی را به توطئه رژیم ایران ربط می دهد و هیچ حرف جدیدی برای گفتن ندارد.
دروغ شاخدار مریم رجوی در آلبانی در این مصاحبه آنست که می گوید مقیم پاریس می باشد و شوهرش مسعود رجوی این سازمان را در اوایل دهه 80 میلادی در پاریس بنیانگذاری کرده است.

بعد از مطالعه ی گزارش مذکور، این سؤالات پیش می آید که:
اولاً چرا مجاهدین خلق اینقدر دروغ می گویند، آن هم در خصوص مطالبی که شاهدان عینی آن اعضای سابق سازمان هستند و بارها و بارها ماهیت ضدبشری فرقه رجوی را برملا کرده اند.

ثانیاً چرا مریم رجوی در این مقطع مایل به پذیرش خبرنگار در مقر فرقه ای خود و انجام مصاحبه شده است؟ آیا این موضوع ربطی به ترس از بسیج خانواده ها و مطرح شدن “جنایت علیه بشریت” توسط آنان و همچنین نادیده گرفته شدن در دادگاه استکهلم که رجوی برای آن کیسه های گشادی دوخته بود ندارد؟

ثالثا چرا سازمان مجاهدین خلق در چنان ورطه ای غوطه ور است که حتی گزارشات تبلیغی سراسر دروغش هم نمی تواند مشکلی از مشکلات بی شمارش را رفع نماید؟

ابراهیم خدابنده

لینک به منبع

گزارش ساندی‌تایمز از مجاهدین

***

مجاهدین خلق شاخص فسادمجاهدین خلق شاخص فساد

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/امید-بستن-به-امریکا-و-مجاهدین/

عاقبت امید بستن به آمریکا

عاقبت امید بستن به آمریکاعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و سوم اوت 2021:… رجوی که وحشیانه ترین و بیرحم ترین مناسبات انسانی در تشکیلات خود دارد و نه از آزادی و نه از انسانیت بویی نبرده است، مدعی آزادی در ایران است که برای اینجانب با عمری که ربع قرن در تشکیلات مخرب و ضد انسانی رجوی طی کرده ام یک عوام فریبی مفرط و یک جوک تاریخی است و فریب و روباه صفتی رهبری این فرقه بیشتر برایم برجسته می شود. باید به این رجوی گفت وضعیت افغانستان را دیدی!؟ اربابت چطور ذلیل و خوار پا به فرار گذاشت و کشور را به دست طالبان سپرد . عاقبت امید بستن به آمریکا 

عاقبت امید بستن به آمریکا مجاهدین خلقاتحاد علیه ایران هسته ای یا دور همی تشنگان به خون ملت ایران

عاقبت امید بستن به آمریکا

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، 22.08.2021

عاقبت آزادی و دمکراسی که آمریکا و غرب برای کشور افغانستان آوردند مایه شرمساری دنیای متمدن و قانونمدار امروزی است که در اوج پیشرفت بشری صورت گرفته است. غرب و در رأس آن آمریکا در اوج قدرت نظامی و سیاسی و اقتصادی خود چنان سرمست از باده شده بودند که غارت آشکار و با قدرت و زورِ ماشین جنگی و همزمان قدرت نرم فرهنگی برای کشورهای خاورمیانه نسخه دمکراسی و آزادی غربی پیچیدند و با حمله نظامی و دخالت در کشورها حق تعیین سرنوشت را از آنان سلب کرده و آزادی و دمکراسی اهدایی خود را جایگزین می کردند. کشورهای لیبی، عراق، افغانستان، سوریه، یمن و لبنان بارزترین کشورهایی هستند که غرب و آمریکا با ماشین جنگی و دخالت سیاسی، دمکراسی و آزادی را برای آن ها به ارمغان آورده است.

عاقبت امید بستن به آمریکا

عاقبت امید بستن به آمریکا

اگر آمریکا و غرب صداقت داشته باشند و برای حق دمکراسی و آزادی در این کشورها دخالت کرده و به این روز انداخته اند، آیا از وضعیت کنونی و بلایی که سر مردم و اقتصاد و فرهنگ آن ها آورده اند نباید خود تاوان این همه نابودی و‌ ویرانی و کشت و کشتار در این کشورها را بپردازند؟

آیا عدالت و قانون و انصاف حکم به چنین عملی نمی دهد؟

البته عدالت و وجدان و دمکراسی و آزادی برای آمریکا و غرب همان منطقی است که چنین سرنوشتی را تا کنون رقم زده است اما نوید برای کشورهای خاورمیانه و جهان سومی این است که دیگر شاخ و برگ آمریکا و غرب به زردی گرائیده و در فصل افول خود قرار دارند، زمستان آنان در راه است و قطعاً بهار سرنوشت ملت های مظلوم به خصوص مردم مظلوم کشورهای خاورمیانه خواهد رسید.

حال سخنم با کسانی است که به آمریکا چشم دوخته بودند و فرهنگ و دمکراسی و آزادی را از او برای کشور خود طلب می کردند. آیا افغانستان و طالبان درس عبرتی برای شماها نشد!؟ آیا رذالت و پلشتی و دروغگویی و پشت کردن به وعده توسط آمریکا برایتان ثابت نشده است!؟

آیا برای شما ثابت نشده است که هر جا اثری یا رد پایی از دخالت آمریکا دیده شده است آن نقطه و کانون به سیاه ترین شق متصور تبدیل شده و جز سیاهی و تباهی ارمغان دیگری نداشته است!؟

بگذریم که وطن فروش و مزدور و خیانتکار جربزه اذعان به اشتباه و مسیر اشتباهش را ندارد و در هر حال بر طبل وطن فروشی خود می دمد. این هم مصداق بارز این مثل ایرانی است  « آب که از سر بالا رفت چه یک وجب چه صد وجب».

عبدالکریم ابراهیمی آلمان

عبدالکریم ابراهیمی آلمان

کشورم ایران هم از این قاعده مستثناء  نیست و هستند افرادی که کعبه آمال و آرزوهای آنان آمریکا و وعده های آن است این عده به بهانه دمکراسی به چنین رویکردی وطن فروشانه و خائنانه روی آورده اند فقط هدفشان پول و زندگی مرفه بوده و درد قشر بی بضاعت جامعه را مطلقاً حس نمی کنند و نخواهند کرد. برای مردم کشورشان قحطی و تحریم و جنگ از آمریکا گدایی می ‌کنند و نسخه دمکراسی غربی برای ایران می پیچند که به دست آورد و ماحصل این دمکراسی در خاورمیانه اشاره شد.

گروه ایرانی که بر ضد کشور و مردم خود از هیچ پلشتی و رذالت و جنایتی فروگذار نکرده، فرقه رجوی است که گوی سبقت را از تمامی خائنین و وطن فروشان ربوده است و در دشمنی با مردم ایران با دشمنان آنان همپیمان شده اند و بر ضد کشورشان مزدوری و خیانت می ‌کنند. رهبری این فرقه تشنه قدرت است و برای این آرزو به هر جنایت و کشت و کشتار و اعمال تروریستی دست زده است و از جانی ترین تروریست‌ها حمایت کرده و خود را زیر چتر آمریکا آویزان و از او برای ایران و به قدرت رسیدنش جنگ طلب می ‌کند، آنهم از نوع دمکراسی آمریکایی که در عراق، لیبی، افغانستان و سوریه شاهد هستیم.

رجوی که وحشیانه ترین و بیرحم ترین مناسبات انسانی در تشکیلات خود دارد و نه از آزادی و نه از انسانیت بویی نبرده است، مدعی آزادی در ایران است که برای اینجانب با عمری که ربع قرن در تشکیلات مخرب و ضد انسانی رجوی طی کرده ام یک عوام فریبی مفرط و یک جوک تاریخی است و فریب و روباه صفتی رهبری این فرقه بیشتر برایم برجسته می شود. باید به این رجوی گفت وضعیت افغانستان را دیدی!؟

اربابت چطور ذلیل و خوار پا به فرار گذاشت و کشور را به دست طالبان سپرد. البته دمکراسی غربی که در حکومت دست نشانده آمریکا در افغانستان وجود داشت داد مردم این کشور را در آورده بود و جنایات آمریکا در افغانستان به حدی رسید که مردم حاضر شدند بدون هیچ مقاومتی تن به طالبان ارتجاعی بدهند. البته رویکرد طالبان با گذشته متفاوت است و رویکردی مثبت از گذشته در او دیده می شود. باید به رجوی یادآوری کرد که عاقبت قدرت پوشالی اربابت آمریکا را در افغانستان دیدید!؟ آمریکا چه خیانتی در حق حکومت دست نشانده اش و حتی افرادی که در خدمت آمریکا کار می کردند، مرتکب شد!؟

آیا برای رجوی روشن نشد که دل بستن به آمریکا و مزدوری برای او در نهایت جوابش پشت کردن آمريكا به او و تسلیم شدن شان بدست سرنوشت خواهد بود؟

البته الان واضح است که در تشکیلات آلبانی با چه معضل و بحران نارضایتی و هرج و مرج گریبانگیر هستند و عاجز از حل این معضل، چون دیگر راه حلی برای غلبه بر آن ندارند. مریم رجوی که سکان این کشتی در گل نشسته را در غیاب مسعود رجوی در دست دارد فقط سعی و تلاش می ‌کند که اخبار وضعیت بحرانی درون تشکیلات به بیرون درز نکند و به هر صورتی شده وضعیت را در حالت پاسیو نگهدارد. اما غیر ممکن است که تغییرات در خاورمیانه بر ضد اهداف و آرزو و آمال رجوی این آتش زیر خاکستر تشکیلات را شعله ور نگرداند و تعادل شکسته کنونی تشکیلات این عجوزه(مریم رجوی) بهم نریزد و آوار سرش خراب نشود.

عدم موضع گیری رهبری این فرقه در قبال حوادث افغانستان مؤید همین وضعیت کنونی تشکیلات آلبانی است و ترس از شعله ور شدن این آتش زیر خاکستر و نیز وضعیت پس برنده برای حیات سیاسی این فرقه است که رهبری این فرقه در برابر تحولات اخیر و فرار آمریکا از افغانستان خفه خون گرفته است.

بگذار روز پشت کردن آمریکا به این فرقه و رهبری آن برسد آن وقت طعم شیرین تاوان خیانت رهبری فرقه در حق ملت ایران و افراد اسیر در بندش را بچشیم و رهایی دوستان در اسارتمان را ببینیم و رجوی و خانم اش و سران جنایت کارش در برابر دادگاهی عادلانه جوابگوی جنایاتشان باشند. به امید آن روز.

„پایان“

لینک به منبع

عاقبت امید بستن به آمریکا

*** ه

همچنین: