بازگشت به وطنم ایران – سه سال گذشت

بازگشت به وطنم ایران – سه سال گذشت

بخشعلی علیزاده بازگشت به وطنم ایران بخشعلی علیزاده، انجمن نجات، تهران، سیزدهم نوامبر 2021:… قبل از بازگشت تحت تاثیر آن جوسازی های رجوی بودم و می گفتم که سازمان می گوید هر کس که برگردد او را دستگیر کرده و شکنجه خواهند نمود و سپس اعدام خواهند کرد، یا خانواده ها از پذیرش فرزندان خود سر باز خواهند زده و خواهند گفت که چرا به رجوی خیانت کردی، یا اگر حکومت هم مرا نکُشَد فضا طوری خواهد شد که خودم با دست خودم اقدام به خودکشی خواهم کرد. راستش را بخواهید تا مدتی همین طرز تفکر در ذهنم بود زیرا تجربه نداشتم و هر چه می شنیدم از عوامل فرقه رجوی بود که اخبار را به شدت سانسور کرده و اجازه نمی دادند که وقایع را بدون تحریف بشنویم. بازگشت به وطنم ایران – سه سال گذشت 

نشریه انجمن نجات شماره 104، مهر و آبان 1400نشریه انجمن نجات شماره 104، مهر و آبان 1400 (فایل پی دی اف) 

برگرفته از نشریه 104 انجمن نجات:

چهار سال بعد از جدایی از فرقه رجوی و سه سال بعد از بازگشت به وطنم ایران

بخشعلی علیزاده         

اکنون که این متن را می نویسم سه سال از بازگشت من به میهن و به نزد خانواده و بستگان عزیزم می گذرد.

یادم می آید وقتی در تشکیلات سرکوبگر رجوی بودم هر گاه صحبت از بازگشت به ایران و دیدار خانواده می شد سردمداران تشکیلات مخوف رجوی آن چنان فضاسازی کرده و محیط را مسموم می کردند که گویی هر کس که به ایران بازگردد به جز خودکشی و مرگ و نیستی و بدبختی هیچ چیز دیگر در انتظارش نیست .

قبل از بازگشت تحت تاثیر آن جوسازی های رجوی بودم و می گفتم که سازمان می گوید هر کس که برگردد او را دستگیر کرده و شکنجه خواهند نمود و سپس اعدام خواهند کرد، یا خانواده ها از پذیرش فرزندان خود سر باز خواهند زده و خواهند گفت که چرا به رجوی خیانت کردی، یا اگر حکومت هم مرا نکُشَد فضا طوری خواهد شد که خودم با دست خودم اقدام به خودکشی خواهم کرد.

راستش را بخواهید تا مدتی همین طرز تفکر در ذهنم بود زیرا تجربه نداشتم و هر چه می شنیدم از عوامل فرقه رجوی بود که اخبار را به شدت سانسور کرده و اجازه نمی دادند که وقایع را بدون تحریف بشنویم.

اما بعد از بازگشت به میهن دیدم همه حرف های رجوی دروغ بودند، انتظار سهولت بیشتری در زندگی را داشتم ولی برعکس مشکلات زیادی جلوی راهم سبز می شدند و هر روز بر تعداد آنان نیز افزوده می شد، از این که هویت من در کشورم تأیید گردد تا مسائل استقرار و صنفی. طبعاً بعد از سال ها بی خبری خیلی عادی بود که تمام پرونده های من در مراجع قانونی متروکه شده و به تاریخ بپیوندند، مثل شناسنامه، گواهینامه رانندگی و سایر مسائل دیگر.

من باید برای احراز هویت تلاش می کردم و این لازمه وقت و انرژی بسیار بود که به یاری خانواده ام یکی یکی این مسائل حل شده و از آن ها عبور کرده و به حمدالله هویتم شناسایی و مدارکم تکمیل گشت. لذا توانستم شناسنامه، کارت ملی، گواهینامه و دیگر مسائل مورد نیازم را تهیه کرده و مثل هر شهروند دیگری به زندگی عادی خودم بازگردم. این ها زمانبر و دشوار بودند و مرا بعضاً به تنگ می آوردند و باعث می شدند تا فکر کنم نکاتی که در فرقه رجوی می گفتند درست است. اما در حقیقت نوع فکر من اشتباه بود، زیرا هر مسأله اداری مستلزم وقت و زمان بود تا حل گردد و هیچ ربطی به حرف هایی که در فرقه رجوی گفته می شد نداشت .

اما مهم ترین دستاورد من در زندگیم این که بعد از دو سال از بازگشتم به ایران به کمک خانواده ام موفق شدم شریک زندگیم را پیدا کرده و با هم زندگی مشترک قشنگی را شروع کنیم که حاصلش تاکنون یک فرزند دختر به نام “هِلما “می باشد.

بخشعلی علیزاده بازگشت به وطنم ایران

این بزرگترین دستاورد زندگی من بود که خیلی دیر به آن رسیدم ولی رسیدم. یعنی ازدواج و صاحب فرزند شدن. به کوری چشم سران فرقه رجوی که از شنیدن این خبر چیزی مثل سکته به آن ها دست داده بود و تلاش می کردند این خبر به درون تشکیلات راه پیدا نکند زیرا با تمام حرف هایی که آنان در گوش اعضای نگون بخت می خواندند متفاوت بود. تمام دروغ هایی که گفته بودند همگی نقش بر آب می شد. بله، شروع زندگی در خارج از مناسبات فرقه رجوی عین مرگ رجوی و افکار پلیدش است زیرا آنان به جز مرگ و نیستی دستاورد دیگری برای افراد در فرقه شان نداشته و ندارند. هر چه در تشکیلات رجوی هست برای رأس هرم می باشد. برای این که یک نفر زنده بماند و به زندگی لعنتی خودش ادامه دهد همه باید از زندگی خود دست شسته و تا آخرین نفس و آخرین قطره خون برای مسعود رجوی خائن جان بکنند.

در این سه سالی که به وطن بازگشتم روزی نبوده که خدا را شاکر نباشم و شکرگزاری نکرده باشم .

همانطور که در فوق عرض کردم مشکلات زندگی هست و نمی خواهم مُنکر آن ها باشم ولی کجا مشکلات زندگی نیست؟ خوشبختانه من این فرصت را داشتم تا قبل از بازگشت به وطن در کشورهای مختلف برای مدتی زندگی کنم در آن کشورها برایم ثابت شد که مشکلات همه جا هست و مشکلات زندگی، زبان و رنگ و ملیت نمی شناسد. فهمیدم که زندگی قیمت خودش را دارد و با مفت خوری نمی شود زندگی را به دست آورد. برای به دست آوردنِ روی خوش زندگی باید تلاش کرد و هزینه داد. زندگی در ایران هم دقیقاً مثل زندگی در آلمان، اتریش، مجارستان، صربستان، کوزوو، و آلبانی می باشد که من آن ها را تجربه کردم. این تجارب باعث شد که خیلی زود متوجه بشوم مشکلاتی که در ایران با آن ها مواجه می شوم متعلق به ایران و حکومت ایران نیست، در هر جایی که زندگی کنم باید قیمت آن را بپردازم و با مشکلات دست و پنجه نرم نمایم و برای حل آن ها باید قیمت داده و راه حل هایی را پیدا کنم.

اکنون با هر نگاه دخترم به زندگی علاقه ام بیشتر می شود و خداوند را هزاران بار شاکرم که فرصتی به من داد تا زندگی را با قشنگ ترین دختر دنیا که فرزندم می باشد و همسر عزیزم ادامه بدهم .

در همین فرصت نیز به تمام کسانی که در تشکیلات فرقه رجوی هنوز باقی مانده اند و تحت دروغ های آنان به زندگی نکبت بار خود ادامه می دهند عرض می نمایم که هرگز فکر نکنید که همه چیز تمام شده است، نه خیر، زندگی ادامه دارد، به شرطی که خودمان بخواهیم و اجازه ندهیم که دیگران برای ما تصمیم بگیرند که چه کار باید بکنیم .تمنا دارم یک بار و برای همیشه خودتان تصمیم بگیرید و تحت عناوین مختلفی که در تشکیلات در گوش آدم ها می خوانند خود را به زنجیر نکشید. خودتان برای خودتان تصمیم بگیرید و ندای آزادی سر بدهید .

لینک به منبع

بازگشت به وطنم ایران – سه سال گذشت

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تناقضات-مستمر-مریم-رجوی-و-بازگشایی-مدا/

تناقضات مستمر مریم رجوی و بازگشایی مدارس در ایران

تناقضات مستمر مریم رجویبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، تهران، اول اکتبر 2021:… به جای اینکه ابراز خوشحالی بکنند که فرزندان ایران زمین بعد از مدتها رکود و نخوت آموزشی وارد عرصه آموزش و پرورش این کشور می شوند، برعکس عمل نموده و خود را منتقد نشان میدهند. این پارادوکس و تناقض همواره در تمامی رویکردهای فرقه رجوی بوده و خواهد بود . اگر شما بگویید خدا هست آنها نه به یک دلیل بلکه به هزار دلیل خواهند آورد که خدایی نیست تا به زعم خود به شما ضربه زده باشند. آخر این دستور العمل روزانه مسعود رجوی به نیروهای وارفته خودش در تشکیلات وا رفته اش می باشد. تناقضات مستمر مریم رجوی 

حمله مجاهدین در انگلستان به مراکز رای گیری حمله مجاهدین در انگلستان به مراکز رای گیری 

تناقضات مستمر مریم رجوی و بازگشایی مدارس در ایران

انجمن نجات مرکز تهران پنج‌شنبه 8 مهر 1400

در پی اعلام گشایش مدارس در ایران، شاهد شعبده بازی و جیغ بنفش های رجوی و آل ابوسفیانی او هستیم.

هنوز چند روز از اعلام باز شدن مدارس نمی گذرد که می بینیم سران فرقه رجوی یکی پس از دیگری به صحنه آمده و در خصوص چرایی بازگشایی مدارس شکوه و شکایت سر داده و این عمل را زیر علامت سوال می برند!

اما باید بدانیم که یکی از هنرهای روز و صنایع دغل کاری رجوی پیدا کردن مسائل و موضوعاتی است که بتواند روی آنها مانور داده و به خیال خام خود مردم را مسئله دار کرده و بشوراند.

این موضوع به قدری بصورت جدی دنبال می شود که هر کاری در مسائل روز ایران انجام شود سران فتنه گر رجوی حرفی برای گفتن و شِگردی برای نفاق خود خواهند داشت.

مثل همین گشایش مدارس، به صحنه پیش رو نگاه کنیم تا واضح تر بشود کند و کاو نمود.

بعد از تقریبا دو سال تعطیلی مدارس که کسی در مدارس حضور فیزیکی نداشت و آموزش بصورت حضوری نبود و همه نظام آموزشی کشور روی آموزش مجازی سوار شده بود، تصمیم گرفته شد بعد از واکسیناسیون بخش اعظمی از مردم و بویژه کادر آموزش و پرورش و دانشجویان و جوانانی که امکان واکسن زدن دارند، مدارس و دانشگاهها بازگشایی شده و از رکودی که در نظام آموزشی کشور به دلیل “ویروس کرونا” بوجود آمده بود خارج شوند.

تناقضات مستمر مریم رجوی

فرقه رجوی تاب این پیروزی را نیاورد و به ناگهان با داد و فریاد دیوانه واری به صحنه آمده و معترض این موضوع شده است. حالا بماند که بهانه هایی که در این خصوص می آورند اندازه ده شاهی ارزش ندارد، زیرا اگر برعکس این موضوع می شد یعنی تعطیل ماندن مدارس، همین عناصر خود فروخته و بی وطن داد و فریاد بر می آوردند که چرا مدارس تعطیل مانده است، یا چرا حکومت از بازگشایی مدارس می ترسد؟ چرا همه جای دنیا مدارس باز شده ولی در ایران کماکان بسته مانده است؟!

بنابراین در این مورد مشخص اصلا بحث نیست و وارد شدن برای اثبات بیهودگی این بحث واقعا خطا می باشد. فقط قصد من نشان دادن یک فقره دیگر از نگاه منافقانه فرقه رجوی به مسائل روز ایران است که چگونه می خواهند در جامعه ایران تنش و استرس ایجاد کرده و به کارهای دشمنانه خود بپردازند .

به جای اینکه ابراز خوشحالی بکنند که فرزندان ایران زمین بعد از مدتها رکود و نخوت آموزشی وارد عرصه آموزش و پرورش این کشور می شوند، برعکس عمل نموده و خود را منتقد نشان میدهند. این پارادوکس و تناقض همواره در تمامی رویکردهای فرقه رجوی بوده و خواهد بود .

اگر شما بگویید خدا هست آنها نه به یک دلیل بلکه به هزار دلیل خواهند آورد که خدایی نیست تا به زعم خود به شما ضربه زده باشند. آخر این دستور العمل روزانه مسعود رجوی به نیروهای وارفته خودش در تشکیلات وا رفته اش می باشد.

در دیدگاه رجوی تضاد کار کردن با حاکمیت ایران نقطه شتاب به سمت پیروزی آنان قلمداد می شود و وحدت کار کردن با حکومت ایران را نقطه تسلیم و شکست خود میدانند .

به جای اینکه اثبات کنند شاخص آنان همان خلق قهرمانی است که از آن دَم میزنند، برعکس گویی شاخص آنان صرفا کنار زدن حکومت ایران و کسب قدرت است .

افشای تناقض گویی فرقه رجوی یکی از مهمترین کارهایی است که باید همواره و به صورت روزمره در دستور کار هر کسی باشد که مدعی مبارزه با فرقه گرایی بویژه مبارزه با فرقه مخرب رجوی است. سهل انگاری و ساده نگری در خصوص موضوعاتی که در سایت های فرقه رجوی بصورت روزانه منعکس میگردد و از جانب مزرعه ترول در آلبانی نشر پیدا می کند جایز نیست. تنها راه اصولی و درست افشای سیاست های منافقانه دشمنان بویژه فرقه تروریستی رجوی است.

بخشعلی علیزاده

بازگشت به وطنم ایران 

***

درس آزادی مریم رجوی بمناسبت اول مهردرس آزادی مریم رجوی بمناسبت اول مهر ؟! – اقدامی ندارد، بایگانی شود

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-آفتاب-پرست-های-سیاسی/

مجاهدین خلق آفتاب پرست های سیاسی

مجاهدین خلق آفتاب پرست های سیاسی بخشعلی علیزادهبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، تهران، هشتم می 2021:…  هم اکنون فرقه رجوی در صحنه سیاسی آمریکا و اروپا دارد خودش را دقیقا مثل این موجود، بویژه در صحنه سیاسی آمریکا بعد از انتخابات ریاست جمهوری، انطباق میدهد. زیرا فکر میکند که با تحولاتی که در آمریکا رخ داده باید ابتدا سرنوشت خودش را مشخص نماید تا خطری برای ادامه حیاتشان نباشد، و کارآیی خود را برای آمریکا از دست ندهد. این فرقه بشدت حیات خود را به موجودیت دو حزب آمریکا گره زده است. حال اگر دمکرات ها سر کار بیایند تلاش میکند با آنان منطبق شود و در مسیر خدمت به آنان گام بردارد تا حیات خود را تامین و تضمین نماید یا اگر جمهوری خواهان سر کار بیایند نیز به همین ترتیب منطبق می شود. مجاهدین خلق آفتاب پرست های سیاسی 

مجاهدین خلق آفتاب پرست های سیاسی بخشعلی علیزادهوطن پرستی مریم رجوی

مجاهدین خلق آفتاب پرست های سیاسی – تناقضات مستمر مریم رجوی

انجمن نجات مرکز تهران شنبه 18 اردیبهشت 1400

ابتدا نگاهی بیندازیم به تعریفی از “آفتاب پرست” . “آفتاب پرست” از جانوران منحصر به فرد با ظاهری جذاب است که به دنیای مرموز خزندگان تعلق داشته و در حقیقت باید گفت نوعی مارمولک محسوب می شود. یکی از ویژگی های مهم آفتاب پرست تغییر رنگ بدنش است. این خزنده می تواند پوست خود را به رنگ های صورتی، آبی، قرمز، نارنجی، سبز، سیاه، قهوه ای، زرد و فیروزه ای تغییر دهد که تا حد زیادی به نوع نژاد آن بستگی دارد. رنگین کمانی از رنگ های مختلف در طبیعت است که بسیار شگفت انگیز می باشد.

مجاهدین خلق آفتاب پرست های سیاسی بخشعلی علیزاده 

مجاهدین خلق آفتاب پرست های سیاسی

در همین جا بد نیست یادی کنیم از یک مقام سابق پنتاگون به نام “مایکل روبین Michael Rubin” که در خصوص مجاهدین خلق یا بهتر بگویم همان فرقه تروریستی رجوی که بهترین تعبیر و تعریف جهانی که تاکنون ارائه شده است را بیان نمود. وی گفت مجاهدین خلق ” آفتاب پرست های سیاسی” هستند.

در همین رابطه شبکه تلویزیونی “الجزیره Al Jazeera, Oct17, 2007” در پائیز سال 2007 مستندی نیم ساعته با عنوان “فرقه آفتاب پرست  Cult of the Chameleon” تولید کرد که ماهیت دوگانه سازمان مجاهدین خلق را با ارائه اسناد و مدارک و شواهد کافی بر ملا نمود.

همچنین فیلیپ جرالدی Philip Giraldi، افسر بازنشسته آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا CIA، در مصاحبه ای با بی بی سی در سالیان گذشته عنوان کرده بود که در تمامی طول خدمات اطلاعاتی و امنیتی اش سازمانی به ملونی سازمان مجاهدین خلق را تجربه نکرده بوده است.

بی بی سی در گزارشی اعلام کرد که سازمان مجاهدین خلق دارای سابقه انعطاف پذیری ایدئولوژیکی و تاکتیکی است. این سازمان از دهه 1970، شعارهای اسلام گرایانه را به سکولاریسم، سوسیالیسم را به سرمایه داری، حمایت از انقلاب اسلامی را به حمایت از ضد انقلاب، طرفداری از صدام حسین را به طرفداری از آمریكا، و اقدامات خشونت آمیز را به مشی مسالمت آمیز تغییر داده است.

جالب است که در فرهنگ سیاسی و اجتماعی خودمان در ایران به این آفتاب پرست ها “منافقین” میگویند. معنی کلمه منافق (منافقین جمع آن است) چیست؟ “منافق” واژه ای قرآنی است که از کلمه “نفق و نفاق” گرفته شده و در لغت به معنی خارج شدن یا تمام شدن یا انحراف است. در اصطلاح قرآنی کسی است که در باطن کافر و در ظاهر مسلمان می باشد.

يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ (آل عمران آية 167) – به زبان خود چیزی می‌گویند که در دلهایشان نیست.

بخشعلی علیزاده 

آقای بخشعلی علیزاده

این واژه را نخستین بار شهید مطهری در سال 1356 در نامه ای به آیت الله خمینی عنوان نمود و حتی در سالهای 1359 یا 1360 هم اگر اشتباه نکنم توسط بنی صدر بکار گرفته شد. البته بعدا او جذب جبهه غرب و مسعود رجوی شد و با هم به فرانسه فرار کردند.

از آن زمان این واژه در میان مردم ایران برای توصیف سازمان مجاهدین خلق باقی ماند و در فرهنگ سیاسی و اجتماعی جای گرفت. ولی خارجی ها با این لغت و فرهنگ آشنایی چندانی نداشتند و نمی شد برای آنان منافق را آنطور که مد نظر بود معنی و ترجمه کرد، مسئله مقداری غامض بود. برای آنها بیشتر کلمه تروریست معنی و مفهوم داشت.

به مرور زمان تناقضی بوجود آمده بود و آن اینکه بدلیل عدم اجرا کردن عملیات تروریستی در طی سالیان گذشته توسط سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی دیگر کلمه تروریست هم بواسطه تبلیغات فرقه رجوی کم رنگ شده بود، بویژه بعد از تهاجم آمریکا به عراق و سرنگونی دیکتاتور سابق عراق صدام حسین، زیرا مجاهدین خلق در این جنگ جزو نیروهای شکست خورده بوده و باید سلاحهایشان را تحویل ارتش آمریکا می دادند، بنابراین دیگر سلاحی وجود نداشت که بتوانند با آن عملیات تروریستی انجام داده و ایجاد رعب و وحشت نمایند .

اما وقتی آن مقام پنتاگون این عبارت را بکار برد یعنی ” آفتاب پرست های سیاسی”، تحولی در نحوه نگرش به این سازمان در اذهان آمریکائی ها و اروپائی ها ایجاد نمود.

آفتاب پرست جانوری است که در نقطه ای که خطری برایش ایجاد نشود روی نور آفتاب متمرکز می شود و بی حرکت و بدون هیچ واکنشی که بقیه را متوجه خود گرداند با محیط رنگ عوض میکند و همرنگ می شود، طوریکه گویی این یک موجود زنده نیست، بلکه یک سنگ رنگی است. این موجود ضمن تغذیه از نور آفتاب و انطباق رنگ خود با محیط، اگرشکاری هم گیرش بیفتد دریغ نکرده و سریع وارد عمل میگردد .


نمونه هایی از سرودهای ضد امریکایی مجاهدین خلق.
زمان تولید حد فاصل پیروزی انقلاب 1357 تا فرار رجوی به فرانسه پس از شکست کودتای سی خرداد 60:


هم اکنون فرقه رجوی در صحنه سیاسی آمریکا و اروپا دارد خودش را دقیقا مثل این موجود، بویژه در صحنه سیاسی آمریکا بعد از انتخابات ریاست جمهوری، انطباق میدهد. زیرا فکر میکند که با تحولاتی که در آمریکا رخ داده باید ابتدا سرنوشت خودش را مشخص نماید تا خطری برای ادامه حیاتشان نباشد، و کارآیی خود را برای آمریکا از دست ندهد. این فرقه بشدت حیات خود را به موجودیت دو حزب آمریکا گره زده است. حال اگر دمکرات ها سر کار بیایند تلاش میکند با آنان منطبق شود و در مسیر خدمت به آنان گام بردارد تا حیات خود را تامین و تضمین نماید یا اگر جمهوری خواهان سر کار بیایند نیز به همین ترتیب منطبق می شود.

این خصوصیت بارز فرقه رجوی بوده و هست و خواهد بود. یعنی متناسب با شرایط روز خودش را تنظیم کرده و ضمن ادامه دادن به حیات خفیف و خائنانه خود، تلاش میکند کارآیی خود را برای دشمنان ایران و ایرانی از دست ندهد.

این ویژگی در رابطه با تمامی کسانی که با فرقه رجوی به هر نوعی در ارتباط می باشند نیز صدق می کند. هر کسی که با رجوی و عناصرش در ارتباط باشد این خصوصیت بارز به او نیز منتقل می گردد.

مراقب آفتاب پرست های اطرافمان باشیم .

بخشعلی علیزاده

بازگشت به وطنم ایران 

***

اشک تمساح مریم رجوی مجاهدین خلق ایران برای قربانیان سیل در ایراناشک تمساح ریختن مریم قجر (رجوی، رهبر مجاهدین خلق) برای سیل زدگان کشورمان

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/بخشعلی-علیزاده-پرونده-مریم-رجوی/

بخشعلی علیزاده : پرونده مریم رجوی

بخشعلی علیزاده پرونده فرقه مریم رجویبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، نهم اکتبر 2019:… به جای این همه شارلاتانیسم و شیادی بیائید جواب بدهید که به چه حقی مانع دیدار خانواده ها با فرزندانشان می شوید؟ شما در چه جایگاهی قرار دارید که به هر کسی که دوست دارید توهین میکنید و  تهدید به مرگ می نمائید ؟ به چه حقی انتقادات افراد را با مارک مامور وزارت اطلاعات مخدوش میکنید و رد گم می نمائید؟ اگر کسی به شما اشکال بگیرد و انتقاد کند می شود مامور وزارت اطلاعات! به این میگویند شانتاژ، هوچی گری، حقه بازی، شعبده بازی توام با خیمه شب بازی! بخشعلی علیزاده : پرونده مریم رجوی

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

بخشعلی علیزاده : پرونده مریم رجوی

بازگشت به وطنم ایران 

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی 8 مهر 1398

فرافکنی مشمئز کننده رجوی (نعل وارونه زدن!)

بخشعلی علیزاده

بخشعلی علیزاده

سلام دوستان عزیز و مشتاقین سایت انجمن نجات. با آرزوهای بسیار خوب برای همه شما عزیزان، توجه تان را به مطلبی راجع به یکی از برنامه های مضحک  فرقه رجوی و اراجیفی که توسط این برنامه عنوان می گردد جلب میکنم.

مسخره بازار تلویزیون فلاکت بار فرقه رجوی موسوم به “سیمای آزادی” برنامه ای دارد تحت عنوان  “پرونده”! هدف از این برنامه و مجریان کوک شده آن، ماله کشی و ماست مالی جنایت های مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو در داخل تشکیلات و مناسبات رجوی و سپس بیرون تشکیلات یعنی در جامعه ایران و جامعه جهانی است. این برنامه دقیقا به جنایت های رجوی می پردازد و سپس سعی می کند تا آنها را بپوشاند (نعل وارونه زدن به معنی دقیق کلمه)!

بخشعلی علیزاده : پرونده مریم رجوی

این برنامه تهوع آور رجوی که یکی از نمونه های بارز لومپنیزم اجتماعی را به نمایش میگذارد، شباهت عجیبی به  شعبده بازی در سیرک ها دارد زیرا تلاش می نماید با سفیدنمایی کاذب، رجوی را از اتهاماتی که به وی وارد شده برهاند و از طرفی تلاش می کند تا با عبارت های سخیف و تشکیلاتی پسند فرقه، افراد و اشخاص افشاگر را به پای میز محاکمه بکشاند وآنها را با عبارت های رذیلانه و مشمئز کننده سیاه جلوه دهد و در قدم بعد توسط عناصر خود فروخته اش در صفحات مجازی به ارعاب و تهدید آنان به مرگ مبادرت ورزد.

در حاشیه باید عرض کنم که اگر این افراد افشاگر که در اوج وطن پرستی جنایت های رجوی را برملا میکنند ترس و هراس از مرگ داشتند این همه سال در بیابانهای عراق زیر بمب و موشک و تیر و تبر زندگی نمی کردند و باعث طولانی تر شدن عمر ننگین رجوی نمی گشتند، پس ما را از مرگ نترسانید، چیزی برای از دست دادن نداریم که نگرانش باشیم، و به آن جوجه فوکولی های خارجه نشین تان که هرگز رنگ خون را هم ندیده اند بگوئید تا خفقان بگیرند.

اخیرا در یکی از برنامه های  “پرونده” که  دیدم نکاتی نظرم را گرفت که خواستم با شما خوانندگان گرامی در میان بگذارم.

در ابتدا باید دید که هدف رجوی از این گونه تشبثات و هوچی گری ها در این قبیل برنامه ها چیست؟ خدمت شما عرض کنم که رجوی قصد دارد با این برنامه به اصطلاح افشاگرایانه خود چنین القاء نماید که مخالفین سازمان مجاهدین خلق در حال شیطان سازی علیه سازمان مجاهدین خلق هستند و هر چه میگویند دروغ است و حقیقت ندارد و افراد افشاگر را ماموران وزارت اطلاعات ایران معرفی کنند که هم آنان جا بزنند و چیزی نگویند و هم کسی به حرفهای آنان گوش ندهد!

در قسمتی از این برنامه مضحک گفته شده که من (بخشعلی علیزاده) یکی از کارهایم توجیه کشتار مجاهدین خلق در اشرف است (چون من در اغلب مقاله هایم مسئولیت این کشتارها را متوجه مسعود رجوی کرده ام که خیره سریهای او باعث کشته شدن فرزندان این مردم بوده است! یا کوشیده ام کشته شدن “صبا هفت برادران” در سال 90 در کمپ اشرف را به گردن رجوی بیندازم چون رجوی با براه انداختن قائله ای تلاش کرد تا مظلوم نمایی نماید و کشته های حمله به اشرف را به گردن دولت عراق بیندازد در حالیکه خیره سریهای او باعث کشتارها شده بود! و دیگر اینکه در یکی از نوشته هایم (معلوم نیست که کجا و در چه تاریخی؟! حداقل اسم منبع خبری و تاریخ و عکس مستند ارائه میداد. فقط میگوید در جای دیگری) نوشته ام که کانون های شورشی مجاهدین خلق که بشدت در ایران فعال هستند (توجه کنید، بشدت!)، و در همه جا گسترش پیدا کرده اند (همه جا!)، اکنون در حال گسترش هر چه بیشتر بوده و به مرزهای ایران و کشورهای همسایه رسیده اند!

لطفا جمله بندی را نگاه کنید: “در ایران بشدت فعال هستند و در همه جا گسترش پیدا کرده اند و اکنون در حال گسترش به مرزهای ایران هستند و حتی همسایه ها را نیز در نوردیده اند”! (مسخره بازی را ملاحظه می نمائید؟).

به نظرم همین میزان مکفی باشد تا خواننده محترم بفهمد که این مزخرف بافی ها که سر هم کرده اند ناشی از چیست. گیجی برکناری جان بولتون هنوز از راس هرم سازمان جمع نشده است، درست است؟! البته قابل فهم است و کشتی تمام پروژه های واهی و تبهکارانه فرقه رجوی به گل نشست.

باید به رجوی گفت که واقعا خیلی رو میخواهد که بخواهد با این شیوه ها خودش را از زیر بار مسئولیت جنایاتی که کرده است در ببرد! حتما جنایاتی دارد افشا می شود، حتما که در حال ارتکاب جرم است و می ترسد که محکوم شود، حتما که لکه های ننگی در کارنامه سیاهش دارد که برملا می شود، و النهایه اینکه حتما واقعیت هایی بر علیه وی وجود دارد که اینقدر دچار ترس و استیصال و سوزش و وحشت است! اگر ریگی به کفش نداشته باشد پس این همه دغدغه خاطر برای چیست؟ این همه سوز و گداز برای چیست؟ اگر واقعا ریگی به کفش ندارد این همه پریشان حالی و دروغ پردازی برای چیست؟ و هزار چرای دیگر!

اما دوستان با ایمان و ایقان خدمت شما عرض میکنم که هر چه در رابطه با سازمان مجاهدین خلق افشاگری میشود تماما صحت داشته و عین واقعیت است. وقتی گفته میشود که سازمان دروغگو است عین حقیقت است، وقتی گفته میشود که در رابطه با نیروهایش استثمارگر است حقیقت دارد، وقتی گفته میشود که در رابطه با خانواده ها در حال ارتکاب جرم است حقیقت دارد، وقتی گفته میشود در حال خیانت به کشور است و با دشمنان ایران و ایرانی همکاری و همسویی علیه عالی ترین منافع ملی کشور دارد انکار ناپذیر است، وقتی گفته میشود که چیزی به اسم کانون های شورشی وجود ندارد و فقط  فریب دادن چند جوان بی تجربه است این حقیقت دارد، وقتی گفته میشود که در جامعه ایران سازمان مجاهدین خلق به خاطر سوابق ننگینش جایی ندارد و به شدت منفور است این صحت دارد، زیرا همه اینهایی که نوشتم دیده می شوند، همه آنرا حس میکنند، همه با این تناقضاتی که از طرف سازمان مشاهده میشود مواجه میشوند، برایشان سوال ایجاد میشود که بالاخره کدام طرف درست میگوید؟ آیا سازمان درست میگوید یا کسانیکه سالیان درازی را در این سازمان سپری کرده اند و اکنون در حال افشاگری هستند؟!

من یکی از جداشدگان و در واقع نجات یافتگان فرقه رجوی هستم، وقتی میگویم که سازمان از خانواده ها وحشت دارد و به هر شکل ممکن تلاش میکند که جلوی دیدار خانواده ها با فرزندانشان رابگیرد در حال افشاگری هستم و عین واقعیت را مطرح میکنم. وقتی میگویم که دولت آلبانی زیر فشار آمریکا و دلارهای رجوی از ورود خانواده ها به کشور آلبانی جلوگیری میکند و ویزا صادر نمیکند دارم افشاگری میکنم زیرا بطور واقعی این اعمال انجام میگردد و نمیگذارند که خانواده هایی که از دیدن فرزندان خود محروم هستند به کشور آلبانی مسافرت کنند و در آنجا به دیدن فرزندان خود نائل آیند. وقتی که میگویم که سازمان در حال ارسال اطلاعات غلط از طرف نیروهای خود که در آلبانی نشسته اند و در دنیای مجازی جوانان را اغفال میکنند تحت عناوین مختلف مثل خبرنگار مخالف جمهوری اسلامی یا دانشجوی فراری از اغتشاشات سال 88 یا هر سالی دیگر، اینها غلط است، کسانیکه در دنیای مجازی جوانان در حال ارتباط با آنان هستند ربات های سازمان مجاهدین خلق هستند که علاوه بر جمع آوری پول و بدست آوردن امکانات، در حال جمع آوری اطلاعات دست اول نظامی میباشند که عواقب خوبی برای ارسال کنندگان ندارد. وقتی میگویم که سازمان در حال دادن اطلاعات به نیروهای آمریکایی است غلط نمیگویم  و خیلی واضح است که آمریکا با کسی دوستی ندارد و بی جهت ارتباط نمیگیرد و حتما منافع بالایی برایش دارد و گرنه عاشق چشم و ابروی مسعود رجوی و مریم عضدانلو نیست! ووووو……

دقیقا فرقه رجوی بخاطر همین چیزهاست که اینقدر در آه و فغان بسر میبرد و دچار سوزش است. بخاطر این حقایق است که مستمر هیستریک و عصبی هستند و زمین و زمان را بهم می بافند و انبوهی مامور اطلاعات سازی و شانتاژ راه می اندازند که اصل وقایع را در دود و دم و گرد و خاک مخفی نمایند.

به جای این همه شارلاتانیسم و شیادی بیائید جواب بدهید که به چه حقی مانع دیدار خانواده ها با فرزندانشان می شوید؟ شما در چه جایگاهی قرار دارید که به هر کسی که دوست دارید توهین میکنید و  تهدید به مرگ می نمائید ؟ به چه حقی انتقادات افراد را با مارک مامور وزارت اطلاعات مخدوش میکنید و رد گم می نمائید؟ اگر کسی به شما اشکال بگیرد و انتقاد کند می شود مامور وزارت اطلاعات! به این میگویند شانتاژ، هوچی گری، حقه بازی، شعبده بازی توام با خیمه شب بازی!

واقعا با این سیاست ها قصد دارید حکومت تغییر دهید و به حکومت برسید؟ اگر چنین است که این خواب های پنبه دانه ای را کنار بگذارید و بدانید که مردم فکر های خودشان را کرده اند و دور سازمانی به اسم “مجاهدین خلق” را خط بطلان کشیده اند. یعنی مردم هم به این نتیجه درست خیلی وقت است رسیده اند که انتخابی به اسم سازمان مجاهدین خلق به نوعی خودکشی از ترس مرگ است! عمرا که خواب حکومت ببینید.

برای من و ما پر واضح است که عناصر فرقه رجوی هیچگاه از این شانتاژها دست نخواهند کشید، اتفاقا بیشتر از هر زمان دیگری نیاز دارد که به این اقدامات دیوانه وار چنگ بزند تا که با سیاه نمایی ها و وارونه گویی ها چند صباحی بیشتر به بقای ننگین خودشان ادامه بدهند.

بنابراین خیال عناصر فرقه رجوی را راحت کنم که تا این جنگ وجود دارد ما هم در خدمت شما هستیم، نه بخاطر اینکه به جمهوری اسلامی کمک کنیم، نه، دقیقا بخاطر اینکه مانع از به بی راهه رفتن جوانان کشورمان شویم تا سرنوشت ما بر سر آنان نیاید و بیچاره نشوند. نه تنها جوانان بلکه خانواده های آنان نیز مثل خانواده های ما به روز سیاه ننشینند.

و باز تکرار می کنم خطاب به مسعود رجوی و عناصر پلید دستگاه فاشیستی وی که:

“هرگز از گندم ری نخواهید خورد!”.

بخشعلی علیزاده

بخشعلی علیزاده : پرونده مریم رجوی

بازگشت به وطنم ایران 

***

Bakhshali Alizadeh : Memories with Mujahidin Khalq Organisation MKO Bakhshali Alizadeh : Memories with Mujahidin Khalq Organisation MKO

Prisoners of Their Own Rebellion.The Cult-Like Group Fighting IranDes Spiegel (Spiegel Online): Prisoners of Their Own Rebellion.The Cult-Like Group Fighting Iran

***

همچنین: