باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید! – قسمت دوم

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید! – قسمت دوم

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعیدصابر تبریزی، ایران اینترلینک، بیست و یکم آوریل 2020:… سازمان مجاهدین با تکیه بر کدام تحلیل درست ازاوضاع باین نتایج وحشتناک دست یافته بود؟ آیا اساسا سازمان مجاهدین ساختار اقتصادی واجتماعی کشور و جهان را بدرستی تجزیه وتحلیل کرده بود که دست به این انتحار بزرگ زد؟ با مشاهده ی تعداد قابل توجهی دانش آموز درحول وحوش خود که بجای آموختن تاریخ، تنها سرودهای سازمان را یاد گرفته بودند ، مگر میشد به این تحلیل مشعشع ودست زدن به مبارزه ی مسلحانه با حکومتی که بحد کافی ازحمایت مردم برخوردار بود ، به چیزی بهتر از وضع موجود دست یافت؟ بلی! مغزهای علیل ومتوهم میتوانند این کارها را انجام دهند و شما ها چنان کردید ونتایج آنرا هم دیدید. باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید! – قسمت دوم 

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعیداز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید! – قسمت دوم

01/02/1399

مقاله نویس رجوی، به سخنان خود چنین ادامه میدهد:

” آرمان انقلابی از آنجا که ریشه در ناموس تکامل و ذات کمال‌جوی آفرینش دارد، از بین رفتنی نیست. با همین منطق، مرگ انقلابی و شهادت نیز شکست نیست. شاه تلاش کرد با اعدام مرکزیت مجاهدین به این تشکل انقلابی پایان دهد. امیدها را بمیراند، تغییر محتوم را سد کند و هر بارقه‌ای از نور را خاموش سازد اما نمی‌دانست و نمی‌توانست بداند که همین‌ خونها خورشیدهایی هستند که راه را برای رهروان آن روشن می‌سازند “.

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید

اولا اقدامات رجوی در یکی دوسال بعد ازانقلاب بهمن1357 ، میل فزاینده به قهقرا ازخود نشان داد و این برخلاف قوانین ونمودهای تکامل است.

ثانیا : غنودن درآغوش امپریالیزم  کارهای نزدیک 4 دهه ای رجوی است که تمام قد برعلیه تکامل بشری خیز برداشته ونتیجه ی هرکاری دراین عرصه، نابود شدن است ومرگ برای تحقق اهداف شیطانی وبوالهوسانه ی رجوی که مرگ های زبونانه حاصل آنست.

ثالثا، این قهرمانان بخاطر آن به کام مرگ نرفتند که میدان را برای خیانت های مسعود رجوی خالی کنند.

رابعا: رجوی نگذاشت وشرایط زمان هم اجازه نداد که این خون ها به خورشید تبدیل شوند که البته گناه این رهروان استقلال ایران نیست.

جنایات رجوی علیه ایرانیان

بنقل از موسی خیابانی گفته شده است :

” مجاهدین را نمی‌شود از بین برد، ممکن است ما را بکشید، ممکن است ما را زندانی بکنید، اما نه! مجاهدین از بین رفتنی نیستند! مگر گذشته نشان نداد؟ این فکر باقی ماندنی است چون حق است، این فکر جای خودش را در جامعه و تاریخ باز خواهد کرد، این پرچم، اگر هم امروز از دست ما بیفتد، دست دیگری حتماً آن را برخواهد گرفت. پس ما حق داریم امیدوار باشیم، ما حق داریم از مشکلات و خطرات نهراسیم و از آنها استقبال کنیم، ما حق داریم بر توطئه‌ها و توطئه‌چینها نیشخند بزنیم و امیدوار باشیم؛ امیدوار باشیم که آینده از آن خلق و مردم محروم است؛ فرصت‌طلبی، دروغ‌پردازی، تهمت‌پراکنی، اینها مانند کفهای باطلند و حتماً از بین خواهند رفت، فقط چیزی که به مردم نفع برساند و تا گاهی که نفع برساند، ماندنی است “.

ولی ما عملا دیدیم که رجوی با کمک شرایط خاصی که برایش ایجاد شده بود ، مجاهدین را قبل ازاینکه توسط دیگران کشته شود، عملا کشت وتنها شیحی از آن باقی گذاشت!

اتفاقا روند بی رحم حوادث نشان داد که میشود مجاهدین را بسادگی- چه ازنظر فیزیکی وچه ازنظر ماهوی- کشت ورجوی توانست این کار را بکند  وموسی خیابانی ودیگران که هرگز اهمیت تحلیل مشخص از شرایط مشخص را درک نکرد، قربانی این مسئله شد وسازمان مجاهدین بجای نفع رساندن به مردم، به دشمن جانی مردم تبدیل شد!

درتهمت زدن مقامی والا یافت وبا چسبیدن به صدام، عربستان وسپس آمریکا واسرائیل، نشان داد که تبدیل به چه فرصت طلب بزرگی شده وکسانی که قرار بود جامعه ی عاری ازطبقات بسازند، به فرزندان خلف ” ماکیاول – مدافع کم نظیرجامعه ی طبقاتی” تبدیل شدند وشرایط بگونه ای فراهم شد که ممکن نیست این تشکیلات با این ایدئولوژی و عملکرد، بتواند به گذشته ی خود باز گردد.

متاسفانه وبرخلاف نظر آقای موسی خیابانی، وقایع نشان داد که مجاهدین میتوانند با چه سرعت رعب آوری بمیرند  ودشمن مردم هم باشند.

موسی خیابانی و مریم رجوی ، دوستان یا دشمنان ؟

همینطور :

” او خود دستی بود که پرچم فرو افتاده از دستان علی میهندوست، علی باکری، ناصر صادق و محمد بازرگانی را برگرفته و به راه شتافته بود. اکنون دستانی دیگر پرچم او را بر قله‌هایی بسا بالابلندتر حمل می‌کنند “.

آنچه او حمل میکرد، پرچم استبدادگری مسعود رجوی بود وربطی به میهن دوست ها وباکری ها نداشت.

دستانی که پرچم رجوی را حمل میکنند ، لیاقت شان درحد این کارحقیر وضد مردمی است و افتخاری نصیب آنها نمیکنند !

قله های بلندی درکار نیست الا اینکه قبول کنیم که عبودیت دربارگاه سلطه گران بهتر از راه ورسم این جان باختگان مبارز است!

وایضا :

” قهرمانان به‌شهادت رسیده، شهادت را نه از سر استیصال و ندانم‌کاری که از اوج آگاهی، اشتیاق و یقین به پیروزی برگزیده بودند. کلمات ناصر صادق هنوز در گوشمان طنین‌انداز است: «ما دماغه کشتی پیروزی را در افق اقیانوس خلق می‌بینیم “.

متاسفانه این پیش بینی کاملا غلط ازآب درآمد ورجوی درمسیرتوهمات و دستور گرفتن از مغز خودشیفته ی خود، مبارزه با انسانیت وآزای، نگذاشت که ذره ای از این پیش بینی ها ناصر صادق ببار بنشیند!

بازهم:

” قهرمانان گردن‌فراز خلق می‌دانستند که تنها و تنها با فدا و قربانی است که بن‌بست‌های تکاملی را درهم می‌شکند و راه به جلو باز می‌شود. علاوه بر آن نیک می‌دانستند که اگر در لحظهٔ ضرور از پرداختن خویش دریغ کنند، آرمانشان برای یک دورهٔ تاریخی به محاق می‌رود. این رسم را محمد حنیف‌نژاد [وقتی شاه او را بین پذیرش سه گزینه یا اعدام مخیر کرد] با انتخاب مرگ انقلابی خویش مهر نمود “.

درستی فرضی هر راهی، حتی راه هایی که محک تجربه خورده اند، لزوما بمعنای پیروزی آن نیست وباید که تمامی عوامل دریکجا جمع شده واین مهم را تحقق بخشند.

سازمان مجاهدین با تکیه بر کدام تحلیل درست ازاوضاع باین نتایج وحشتناک دست یافته بود؟

آیا اساسا سازمان مجاهدین ساختار اقتصادی واجتماعی کشور و جهان را بدرستی تجزیه وتحلیل کرده بود که دست به این انتحار بزرگ زد؟

با مشاهده ی تعداد قابل توجهی دانش آموز درحول وحوش خود که بجای آموختن تاریخ، تنها سرودهای سازمان را یاد گرفته بودند ، مگر میشد به این تحلیل مشعشع ودست زدن به مبارزه ی مسلحانه با حکومتی که بحد کافی ازحمایت مردم برخوردار بود ، به چیزی بهتر از وضع موجود دست یافت؟

بلی!

مغزهای علیل ومتوهم میتوانند این کارها را انجام دهند و شما ها چنان کردید ونتایج آنرا هم دیدید.

صابر  تبریزی

ادامه دارد ….

گردهمایی بقایای مجاهدین خلق در بروکسل و واشنگتن

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید! – قسمت دوم

***

همچنین:

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید! – قسمت اول

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعیدصابر تبریزی، ایران اینترلینک، نوزدهم آوریل 2020:… مقاله ی مبسوطی از طرف فرقه ی رجوی د روبسایت اصلی اش منتشر شده که با سوء استفاده ازاعدام ها ی دهه ی 1350خواسته است ، با نشاندن باند رجوی بعنوان سازمان مجاهین سال 1351 واعلام دوستی با دیگر جریان چریکی- جریانی که بسیار قوی تر از مجاهدین بود والبته آنهم بدلایل شرایط موجود درایران ره بجایی نبرد – مشروعیتی برای خود دست وپا کند. عنوان مقاله ” نگاهی به دو حماسهٔ تاریخی در ۳۰فروردین ” نام دارد ودربخش هایی ازآن آمده است : ” از مرداد ۱۲۸۵(امضای فرمان مشروطیت) تاکنون ۱۱۴سال می‌گذرد. اگر این سالهای طی‌شده را سکانس‌هایی از یک فیلم پرماجرا و پر فراز و نشیب تاریخی تصور کنیم، ۵۵پلان ـ سکانس و بسیاری پلانهای آن متعلق به تاریخچهٔ سازمان مجاهدین خلق ایران است؛ یعنی در حدود نیمی از کل فیلم “. دروغ بزرگ! .. باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید!

ادامه مخالف مسعود رجوی با دستورات سازمان بهداشت جهانیدرمان کرونا با اغتشاشات . پیام شماره 22 مسعود رجوی

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید! – قسمت اول

30/01/1399

مقاله ی مبسوطی از طرف فرقه ی رجوی د روبسایت اصلی اش منتشر شده که با سوء استفاده ازاعدام ها ی دهه ی 1350خواسته است ، با نشاندن باند رجوی بعنوان سازمان مجاهین سال 1351 واعلام دوستی با دیگر جریان چریکی- جریانی که بسیار قوی تر از مجاهدین بود والبته آنهم بدلایل شرایط موجود درایران ره بجایی نبرد – مشروعیتی برای خود دست وپا کند.

عنوان مقاله “ نگاهی به دو حماسهٔ تاریخی در ۳۰فروردین ” نام دارد ودربخش هایی ازآن آمده است :

” از مرداد ۱۲۸۵(امضای فرمان مشروطیت) تاکنون ۱۱۴سال می‌گذرد. اگر این سالهای طی‌شده را سکانس‌هایی از یک فیلم پرماجرا و پر فراز و نشیب تاریخی تصور کنیم، ۵۵پلان ـ سکانس و بسیاری پلانهای آن متعلق به تاریخچهٔ سازمان مجاهدین خلق ایران است؛ یعنی در حدود نیمی از کل فیلم “.

دروغ بزرگ!

مستندات شما دراین ادعا چیست؟

آیا سازمان مجاهدین تا اول سال 1360 باندازه ی یک هزارم جنبش ملی کردن صنعت نفت که نمونه ای برای بیشتر کشورهای جهان شد ، کاری انجام داد؟

 بگذریم ازجنبش های متعدد دیگر که هرکدام دهها بار موثرتر از حرکات مجاهدین برای لرزاندن پایه های امپریالیزم در ایران وکم وبیش درمنطقه بودند.

آیا بعضی ازحرکات اعتراضی دهقانی که من نمونه های برجسته ی انها را درهمین آذربایجان سراغ دارم که هزاران نفر از زحمتکشان جامعه را درخود مجتمع ساخت وتشکیل اتحادیه های مختلف مردم را سبب گردید ، عمیق تر، گسترده تر از اقدامات صرفا چریکی ودور از مردم مجاهدین نبودند که اینگونه بر خاطرات مردم نقش بسته است و مجاهدین بعنوان تفاله های حرکات انقلابی مردم ایران دورانداخته وبه فراموشی سپرده شده اند؟

شما واقعا نمیدانید که گروه  قابل توجهی از زنان تبریز که مبارزه با ظلم، احتکار وگرانفروشی را در برنامه ی خود داشتند  وبانویی حاضر درمیان آنها بدون احتیاج به خزیدن درخانه های تیمی – زینب پاشا – نامی بسیار بزرگتر ازمجاهدین دراذهان باقی گذاشته است؟

یعنی اینقدر بی شرمید که نهضت تحت فرماندهی ستارخان که درجریان محاصره ی 11 ماهه ی تبریز- آن زمان که تهران درهم کوبیده شده  ویا اختلاف جناح ها بی اثرش نموده بود- زیر سایه ی کارهای حقیر حود قرار میدهید؟

درادامه :

” ۳۰فروردین ۵۱،‌ سالروز تیرباران اولین دسته از مرکزیت مجاهدین شامل «ناصر صادق، محمد بازرگانی، علی میهندوست و علی باکری»است. در همان روزها، قهرمان دیگر مجاهد خلق، «اصغر منتظر حقیقی» در یک درگیری خیابانی با ساواک شهید شد. در ۲۸‌فروردین۵۲، مجاهد خلق «هوشمند ارژنگ خامنه‌ای» در یک درگیری مسلحانه مجروح شد و به چنگ ساواک افتاد. اما پس از ۹‌روز مقاومت قهرمانانه، در زیر شکنجه به‌شهادت رسید “.

اگر آنها مانند شما تن به معاشقه با امپریالیزم میدادند، مطمئن باشید که اعدام نمیشدند.

 کار آنها ودفاعیاتشان درتضاد کاملی با شما که باند رجوی نامیده میشوید ، قرار دارد و شهادت و دستگیری آنها، در راستای کارهای4 دهه ی  اخیر شما نیست وبی جهت ودرزمانی که مردم بصورت امیدوار کننده ای اگاه شده اند ، خون آنها را مصادره نکنید.

آنها درزمانی که جان خود را فدا کردند، هرگز تصور نمیکردند که وراث ومدعیان خائنی بنام شما خواهند داشت.

همچنین :

” سرانجام باید از ۳۰فروردین ۵۴یاد کرد که سالروز اعدام ناجوانمردانهٔ فدائیان قهرمان: «بیژن جزنی، محمد چوپان‌زاده، مشعوف کلانتری، احد جلیل افشار، حسن ضیاء ظریفی،‌ عباس سورکی، عزیز سرمدی» و مجاهدان خلق «کاظم ذوالانوار و مصطفی جوان خوشدل» است. ساواک در واکنش کور به شکست‌های پی‌درپی خود از سازمانهای پیشتاز و انقلابی و برای مرعوب کردن جامعه، به شیوه‌ای نامعمول این ۲مجاهد و ۷فدایی را به تپه‌های اوین برد و به رگبار بست و بعد اعلام کرد که در جریان فرار از زندان مورد تیراندازی قرار گرفته‌اند “.

7نفر ازفدائیان یاد شده، بیشتر انسان های سیاسی کار بودند تا نظامی و بخاطر ایجاد هسته های مطالعاتی ونوشتن کتاب ها ومقالات درداخل زندان وتوزیع آنها دربیرون اعدام شدند. در زمانی که هیچکدام حکم زندانی بیشتر هم نداشتند و میتوانستند آزاد شوند .

ساواک با دریافت اینکه کارهایی برای تماس با اعماق جامعه ودست کشین ازعملیات ناکام چریکی، ممکن است کمکی به سازمان یابی مردم بکند ، کار این افراد را خطرناک دانسته وآنها را کشت.

ضمنا شما چرا ازخود سئوال نکرده اید که چرا ساواک وسیا، بجای این دو مجاهد که دررهبری نبودند، مسعود رجوی را اعدام نکرد و راز ورمز مسئله درچیست؟!

 همینطور :

” دیکتاتوریها بنا بر عقب‌ماندگی تاریخی و کوتوله‌گی خود گمان می‌کنند می‌توانند با زندان، اعدام و شکنجه، یک آرمان پیشتاز و انقلابی را متوقف کنند یا از بین ببرند. برخلاف خواست آنان،‌ خونهای بر زمین ریخته شدهٔ انقلابیون آرمان‌گرا‌، آنان را رویین‌تن،‌ بی‌مرگ و جاودانه می‌سازد “.

بلی دیکتاتوری ها نمیتوانستند این کار را بکنند ولی رجوی ودارودسته ی او با انجام کارهای وهم آلود، موفق به انجام این کار شد وازسازمان مجاهدین خلق اولیه، شیح وحشتناکی بنام فرقه ی رجوی برجای گذاشت که حکومت ها قادر بانجام آن نبودند.

بازهم :

” این جمله از ارنستو چه‌گوارا، مقصود ما را به‌خوبی بیان می‌کند:‌ «سعی کردند که ما را دفن کنند غافل از این‌که ما بذر بودیم»، بالیدیم،‌ به بر نشستیم، درختی ستبر استخوان و بارور شدیم و در جنگل‌ها خود را تکثیر کردیم “.

این مرد افسانه ای چه درزمانی که یک پزشک فداکار وخستگی ناپذیر بود وچه در زمانی که به همکاری با نهضت های رهائی بخش روی آورد، ارتباط گسترده ای با مردم داشت وهرگز درخانه ی تیمی ننشسته وبرای خود تئوری های آنچنانی نمیباخت. تکثیر چه گواراها، به یمن برقراری پیوند عمیقی بود که او همواره با مردم داشت و حرکات چریکی ایران ازاین امتیاز بسیار بزرگ بی بهره بود!

ادامه دارد …

صابر  تبریزی

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعید! – قسمت اول

***

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted membersAlbania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK ; Massoud KhodabandehUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

مسعود خدابنده تلویزیون ایران اینترنشنال ژوئن 2018گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین در پاریس با ایرج مصداقی و مسعود خدابنده و علیرضا نامور حقیقی

ویروس کرونا و مجاهدین خلقمریم رجوی و کرونا . وعده سرنگونی از صدام تا بولتون. از ارتش آزایبخش تا ویروس کرونا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/کرونا-،-مریم-رجوی-و-این-زندانی-سیاسی/

کرونا ، مریم رجوی و این زندانی سیاسی سابق اپوزیسیون

کرونا ، مریم رجوی و این زندانی سیاسیصابر تبریزی، ایران اینترلینک، اول مارس 2020:…  طی فراخوان مزورانه ای ، خانم رجوی  به کادر پزشکی وسازمان های بین المللی میگوید : ” برای حفظ جان مردم و خنثی کردن پنهانکاری رژیم، اطلاعات خود را در اختیار افکار عمومی بگذارید. رژیم ضد بشری آخوندی با ادامه و اصرار بر پنهان‌کاری، پخش اطلاعات دروغ، عدم اقدامات پیشگیرانه، توزیع نکردن تجهیزات پزشکی و امکانات مقابله و ادامه رفت و آمد به چین، باعث تسریع گسترش ویروس کرونا به مناطق مختلف از مرکز و شمال تا شرق و غرب و جنوب ایران، افزایش سریع قربانیان و هم‌چنین انتقال ویروس به کشورهای همسایه شده است و…”. خلاصه اینکه تماما برای بهره برداری سیاسی وارد میدان شده وباکی از بیمار شدن مردم ایران وجهان و کشته شدن میلیون ها نفر از آنها را ندارد. کرونا ، مریم رجوی و این زندانی سیاسی سابق اپوزیسیون 

کرونا ، مریم رجوی و این زندانی سیاسیسالروز انقلاب 1357 ، نگاهی به سخنرانی مریم رجوی

کرونا ، مریم رجوی و این زندانی سیاسی سابق اپوزیسیون

11/12/1398

 طی فراخوان مزورانه ای ، خانم رجوی  به کادر پزشکی وسازمان های بین المللی میگوید :

” برای حفظ جان مردم و خنثی کردن پنهانکاری رژیم، اطلاعات خود را در اختیار افکار عمومی بگذارید. رژیم ضد بشری آخوندی با ادامه و اصرار بر پنهان‌کاری، پخش اطلاعات دروغ، عدم اقدامات پیشگیرانه، توزیع نکردن تجهیزات پزشکی و امکانات مقابله و ادامه رفت و آمد به چین، باعث تسریع گسترش ویروس کرونا به مناطق مختلف از مرکز و شمال تا شرق و غرب و جنوب ایران، افزایش سریع قربانیان و هم‌چنین انتقال ویروس به کشورهای همسایه شده است و…”.

خلاصه اینکه تماما برای بهره برداری سیاسی وارد میدان شده وباکی از بیمار شدن مردم ایران وجهان و کشته شدن میلیون ها نفر از آنها را ندارد.

او دراین پیام هم مانند سایر پیام هایش، باکی ندارد که ازهروسیله ی کثیفی برای رسیدن به قدرت که البته کسب این قدرت زمینه ای هم ندارد، دست میزند ونشان داده که چه فرزند خلفی برای ماکیاول ( این فرد ضد بشر) بوده و چگونه بطور تام وتمام ازتئوری او ( هدف وسیله را توجیه میکند ) تابعیت میکند!

شخص دیگری از وابستگان اپوزیسیون وکسی که بیش از مسعود رجوی زندان سیاسی را درهر دو حکومت تجربه کرده که من بخاطر متهم نشدن به تبلیغ این وآن ازذکر نامش معذورم، موضوع را ازنگاه دیگری تحت تجزیه وتحلیل درآورده و چنین نوشته است:

” … تصور کنید این ویروس در هندوستان حیات یافته بود و یا در یکی از کشور های آفریقایی و یا حتی در اروپا و یا امریکا، حتما وضعیت بسیار بدتر از آن می بود که امروز شاهدش هستیم. برای مقایسه نگاه کنید به ایتالیا که پس از دو ماه که چینی ها درگیر مقابله هستند و سازمان بهداشت جهانی نیز هشدارهای متعدد داده بود، چگونه گرفتار شده اند و با چه شدتی شیوع این بیماری در این کشور و از طریق این کشور به بقیه اروپا ادامه دارد. تصور کنید این بیماری ابتدا از ایتالیا شروع شده بود حالا اروپا در چه وضعیتی بود؟

مردم ما متاسفانه در ایران به دلیل بی توجهی مسولین کشور باز قربانی شدند، اما امروز که این بلا نازل شده چه باید کرد؟ آیا با سرزنش مسولین مشکل حل می شود؟ آیا با شایعه پراکنی و افزودن بر تعداد مبتلایان و یا قربانیان کمکی به کنترل بحران می کنیم؟ آیا با ایجاد ترس و وحشت و دامن زدن به بی اعتمادی مردم به سیستم بهداشتی و ستادهای مبارزه و مقابله با بحران داریم به مردم کمک می کنیم؟ و یا به خیال خودمان داریم با حکومت مبارزه می کنیم؟ اگر شما در چنین وضعیتی بودید چه انتظاری از دیگران داشتید؟ اگر در حال غرق شدن باشید چه انتظاری دارید؟ کسی دست شما را بگیرد و یا کسی در گوش شما بخواند که عامل غرق شدن شما ناخداست و باید او را از بین برد و شما را سرزنش کند که تا وقتی سکان کشتی را از دست این ناخدا نگیری همین است و همین، به این ناخدا اعتماد نکن و جلیقه نجات را از دست او نگیر، به او اعتماد نکن و من هم متاسفانه برایت کاری نمی توانم بکنم و فقط شاهد غرق شدنت هستم. شما در چنین حالی چه انتظاری خواهید داشت؟

این روزها در رسانه های و شبکه های مجازی تعداد زیادی از ایرانیان و بخصوص عده ای که خود را مخالف نظام و یا در زمره روشنفکران مخالف نظام اسلامی می دانند به این موضوع بسیار توجه نشان می دهند. اما با یک نگاه می بینید که همه فقط یک چیز می گویند، حکومت و مسولین آن بی کفایتند و مسولیت همه آنچه که در کشور اتفاق افتاده و یا خواهد افتاد بر دوش آنهاست. آنها یعنی مسولین نظام به مردم دروغ می گویند، آنها از وقوع  ویروس کرونا در کشور مطلع بوده اند و آن را مخفی کرده اند، چرا؟ چون انتخابات در پیش رو بوده است، چون به فکر تجارت با کشورهای همسایه بوده اند و چون اساسا دروغگو هستند و یا اگر یک قدم پا را آنطرف تر بگذارید چون دشمن مردم خود هستند و خواهان نابودی مردم! کسی توجه نمی کند که اگر آنها خبر داشتند، شهر قم که مرکز حوزه های شیعی است و همه زعما و علمای اسلام در آن شهر سکنا دارند چطور شد که به آنها توجه نکردند؟ چطور شد که یکی از اولین قربانیان از بیت یکی از مراجع قم است و یکی از اعضای مجلس مصلحت نظام حکومت اسلامی مبتلا شده است، چطور که معاون وزیر بهداشت مبتلا شده است؟ شاید بتوان گفت که آنها غافلگیر شده اند و یا بی توجهی کرده اند و یا به هشدار های سازمان بهداشت جهانی بی توجهی کرده اند ولی نمی توان قبول کرد که می دانسته اند و مخفی کرده اند انهم انقدر مخفی کرده اند که معاون وزیر بهداشت هم خبر نداشته و یا بیت مرجع تقلید آقای شبیری زنجانی هم خبر دار نشده چون موضوع فوق سری بوده و جزو اسرار نظام بوده است! نمی توان خیلی این مورد مخفی کاری را جدی گرفت، خصوصا که خبر است که خیلی بیشتر از خود مقامات مبتلا شده اند، حتی گفته می شود که … هم مبتلاست.

آنچه مرا متحیر کرده این است که همه صاحب نظر شده و فارغ از اینکه هیچ اطلاع درست و موثقی از آنچه در ایران می گذرد داشته باشند وظیفه خود می دانند که خبر رسانی کنند و تا آنجا که ممکن است این امر را نیز سیاسی کنند و به خیال خودشان عرصه مقابله با کرونا را به عرصه مقابله با نظام اسلامی تبدیل کرده و جبهه جنگ را در این عرصه نیز گسترش دهند، از جعل اخبار گرفته تا افزایش تعداد مبتلایان و قربانیان و یا عدم رسیدگی به مردم در مراکز درمانی.

در تعجبم که چرا ما باید راجع به هر مسئله ای اظهار نظر کنیم و آن را به یک ‌موضوع سیاسی تبدیل کنیم. بعضی ها با سیاسی کردن بیش از اندازه این موضوع به دنبال چه هستند؟ این یک اپیدمی جهانی است، از امریکا و اروپا گرفته تا افغانستان و ایران، و خیلی هم ربطی به نوع حکومت در این کشورها ندارد. از چین شروع شد و متاسفانه دارد همه دنیا را می گیرد و هیچ کشوری در امان نخواهد بود. البته کشورهایی که امکانات بیشتری دارند در کنترل آن موفق تر بوده اند، ولی می بینیم که در قلب اروپا ایتالیا سومین کشور است در جهان پس از چین و ایران که بیشترین تعداد قربانیان را دارد و به بیشترین کشورها در همسایگی خود نیز سرایت داده است.

تصور نمی کنم در ایتالیا کسی کرونا را بهانه کند برای ایجاد جبهه جنگی برعلیه حکومت در این کشور. مگر آنها به لحاظ تعداد قربانیان در مقام سومین کشور نیستند؟ مگر آنها تا کنون ۱۲ قربانی نداده اند؟ مگر عدم رعایت قرنطینه و منع رفت و آمدها در این کشور موجب انتقال آن به دیگر کشورها نشده است؟ حتما آنها نیز در این مورد کوتاهی و بی توجهی کرده اند ولی مردم ایتالیا همه امروز همه توجه شان کمک به اطلاع رسانی و همراهی با سیستم بهداشت و درمان کشورشان است و نه بی اعتبار کردن آن.

آماده سازی ستادهای مواجهه با بحران و کنترل و مراقبت کار ساده ای نیست حتی اگر از قبل هشدارهای لازم را نیز داده باشند. به همین دلیل است که می بینید این ویروس این روزها در همه جا پیدا شده است و سازمان بهداشت جهانی اعلام وضعیت فوق العاده کرده است. با این وجود می بینید ایتالیای پیشرفته غافلگیر شده است.

من خودم بیشتر از ۱۵ سال در وزارت بهداشت کالیفرنیا کار کرده ام و حداقل سالی یک بار در شکل گیری مرکز مقابله با یک بیماری اپیدمیک با دیگر متخصصین در این زمینه همکاری کرده ام و شاهد بوده ام که راه اندازی سیستم ارتباطات و چگونگی اطلاع رسانی و یا ایجاد مرکزی برای هدایت و کنترل چه کار دشوار و درعین حال دقیقی است. ما در وزارت بهداشت کالیفرنیا سیستمی داریم که همیشه آماده است و در زمانی کوتاه با دیدن اولین علائم ویروس نیل غربی West Nile Virus به راه می افتد اما با این وجود هر ساله مشکلاتی پیدا می شود و در عین حال ظرف ۲۰ سال گذشته که این ویروس شناسایی شده است بیش از ۲۵۰۰ نفر در امریکا تلفات داده است. اما هرگز ندیده ام که جز افراد متخصص کس دیگری در این موارد اظهار نظر کند و یا در کار وزارت بهداشت در این زمینه ها دخالت کند. مواجهه با بیماری های واگیر و اپیدمیک امری تخصصی است و ایرانی ها هم در این زمینه خوشبختانه از امکانات خوبی برخوردار هستند گرچه طی سالهای گذشته تحریم ها در این موارد به کشور اسیب فراوان زده است.

توجه من در این مطلب  این است که در این مواقع بحرانی،  سیاسی کردن مساله و به خصوص به شایعات دامن زدن کاری از پیش نمی برد و فقط به ایجاد ترس در مردم و ناامیدی آنها از سیستم بهداشتی کشور دامن می زند که عملی غیر مسولانه است. اینکه طلبه ها بیماری را منتقل کرده اند و یا برای ۲۲ بهمن مخفی کاری کرده اند به نظرم اساسا غیر منطقی است. شما توجه نمی کنید که این ویروس مسوول و غیرمسوول نمی شناسد و مسولین خود به اندازه دیگران نگران جان خود و خانواده هایشان هستند، آنها در اکواریم زندگی نمی کنند. پس نگویید مخفی کرده اند.

کیت های تست و آزمایش بیماری را سازمان بهداشت جهانی زمانی به ایران فرستاد که چند مورد مشکوک به آنها قبلا گزارش شده بود. اگر با متخصصین در این موارد صحبت کنید به شما خواهند گفت که تشخیص این گونه ویروس ها کار ساده ای نیست بخصوص که هر ساله تعداد قابل توجهی از مردم مبتلا به انواع آنفلوانزا با علائم مشابه به مراکز درمانی مراجعه می کنند و مخصوصا در مواردی که ویروس کاملا جدید و ناشناخته است، بسیار شناسایی آن دشوار است و بدون داشتن تست های استاندارد و تایید شده جهانی تقریبا شناسایی آن غیر ممکن است.

عده ای این روزها با بزرگنمایی و افزایش اعداد مبتلایان و قربانیان تصور می کنند که دارند با حکومت مبارزه می کنند. اما توجه نمی کنند که حاصل کار آنها فقط و فقط  ایجاد ترس و وحشت و افزایش موج بی اعتمادی بیشتر مردم به سیستم بهداشت و درمان کشور است.

کوته نظر نباشیم و در دام این هیاهو ها نیفتیم، ما به اندازه کافی جبهه مقابله و جنگ با حکومت اسلامی داریم. بیایید در جبهه های که موجب ترس و وحشت و بی اعتمادی مردم به سیستم بهداشتی و کمک های اولیه کشور است وارد نشویم، اینجا جایی است که مردم قربانی می شوند. تنفرانگیز است که افرادی عمدا و آگاهانه در این جنگ های کثیف وارد می شوند. ما اگر از رفتار غیرمسولانه مسولین گلایه می کنیم، خودمان بهتر است در این موارد مسولانه رفتار کنیم.

ما باید مسولانه رفتار کنیم  و از وحشت آفرینی بیشتر پرهیز کنیم و به آن دامن نزنیم، اگر کمکی از دستمان بر نمی آید، که نمی اید حداقل شایعه پراکنی نکنیم  و این امر را به متخصصین این حوزه بسپاریم، همان پزشکان و متخصصین ایرانی مشغول در امور پزشکی و بهداشتی در داخل کشور و سازمان بهداشت جهانی.

ما نه تخصصی در این زمینه داریم و نه امکاناتی که کمک کنیم پس بگذاریم مردم و مسولین بهداشت و درمان در کشور بدور از هیجانات سیاسی و سم پاشی مخالفین به کار خود ادامه دهند.

باید توجه داشت که در چنین مواقعی یعنی وقتی موقعیت های اضطراری در کشوری بوجود می آید، مهم این نیست که مسولین در آن کشور لیاقت دارند یا ندارند و یا به لحاظ سیاسی مورد تایید ما هستند یا نیستند، یا حکومت دمکراتیک و منتخب مردم است یا دیکتاتور و سرکوبگر، مهم این است که تمام سیستم مدیریت بحران در اختیار و کنترل حکومت است و مردم باید به آنها اعتماد کنند و در نهایت به آنها پناه ببرند. برای مقابله با ویروس کرونا نمی توان به فیس بوک و صدای امریکا و به من و شما پناه برد. باید به سیستم بهداشت کشور پناه برد. آنها که به بی اعتمادی مردم در این شرایط دامن می زنند و یا ایجاد وحشت می کنند و مزاحمت ایجاد می کنند نه تنها کمکی به مردم ‌نمی کنند که شاید بتوان به یقین گفت که بدتر از هر ویروسی به جان ملت افتاده و توان مقابله انها را برای مقابله با این شرایط اضطراری از بین می برند. اینجاست که باید گفت:

مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان

بگذارید همان سیستم ناکارآمد هر چه را از دستش بر می آید انجام دهد، چرا که من و شما هیچ کاری از این سوی دنیا از دستمان ساخته نیست.

از انتقاد سازنده و نشان دادن ضعف های مدیریتی در کنترل و مدیریت بحران هرگز نباید فرو گذار بود اما نباید در شرایط اضطراری به جای ارتقاء روحیه کمک رسانی و همکاری، وحشت آفرینی کرد و به اعتماد همگانی که لازمه زندگی در روزهای سخت است آسیب رساند “.

پایان

صابر تبریزی

کرونا ، مریم رجوی و این زندانی سیاسی سابق اپوزیسیون

***

اراجیف رجوی و انتخابات دوره جدید مجلس در ایرانمشکل مریم رجوی با کلمه “انتخابات” است. خواه در سازمان مجاهدین باشد، خواه در ایران و یا آلبانی


برنامه کلید واژه، بررسی آینده محور مقاومت پس از سردار سلیمانی و سقوط هواپیمای اوکراین

After Soleimani’s Assassination, There Will Be No Regime Change in TehranAfter Soleimani’s Assassination, There Will Be No Regime Change in Tehran

همچنین: