بحران کمپ اشرف آلبانی و رویاهای بر باد رفته

بحران کمپ اشرف آلبانی و رویاهای بر باد رفته

بحران کمپ اشرف آلبانی و رویاهای بر باد رفتهعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سوم نوامبر 2019:.. بنا به اخبارى كه دوستان از داخل كمپ اشرف ٣ در آلبانى بيرون مي دهند حكايت از اين دارد كه به شدت وضعيت تشكيلاتى در داخل كمپ بحرانى است به خصوص در طى هفته اخير، نارضايتى داخلى تشديد شده است، محفل و پچ پچ كردن هاى دو نفره شدت گرفته است و موج نارضايتى و فرار زياد شده است. طى دو هفته اخير، نفراتى از داخل كمپ خارج شده و به مريم رجوى پشت كرده اند. سران تشكيلات به دستور مريم رجوى مستمر براى افراد برنامه جمعى و ضيافت هاى مفصل مي گذارند تا شايد بر اين دمل چركين مرحمى نهند و از شدت نارضايتى و ترك اردو بكاهند. بحران کمپ اشرف آلبانی و رویاهای بر باد رفته 

بحران کمپ اشرف آلبانی و رویاهای بر باد رفتهسياست شكست خورده مجاهدين و وضعيت انفجارى تشكيلات آلبانى

بحران کمپ اشرف آلبانی و رویاهای بر باد رفته

در محکومیت مشروعیت بخشی به تروریست ها  و رویاهایی که بر باد رفته است

قبل از این که این مقاله را آغاز کنم، به طور خلاصه و خطاب به نخست وزیر کشور آلبانی آقای ادی راما، می خواستم نهایت انتقاد و اعتراض خود را نسبت به اعمال و رفتار ایشان مطرح  و بگویم، زمانی که چند هزار اسیر فرقه رجوی در کشور شما اسیرند و حتی خانواده های اسیران اجازه ملاقات و خبرگیری از عزیزان خود را ندارند تاسف آور و بی شرمانه است وقتی که شما جهت روحیه دادن و مشروعیت بخشیدن به گروگانگیران و تروریست ها، اقدام به ملاقات با آن ها می کنید. ای کاش، شما قبل از ملاقات، قدری نیز با تاریخ و حقوق بشر کشور ایران آشنا می شدید و همچنین به تاریخ خونبار و سراسر خشونت بار تروریست هایی که میزبان آنان شده اید نیز آگاهی می یافتید و سپس اقدام به مشروعیت بخشی از تروریست ها می کردید اما بدانید، از این پس تاریخ در مورد اعمال و رفتار شما قضاوت دیگری خواهد کرد.

و اما در مورد مریم قجر که پس از از دست دادن ارباب آمریکایی، این بار به نخست وزیر بی خبر و یا طماع آلبانی آقای ادی راما، دخیل بسته است.

آرزوهاى خيالى و رؤياهاى بر باد رفته فرقه رجوى اين روزها بد جورى مريم رجوى و سران تروريست اش را برآشفته و بهم ريخته كرده است. وضعيت ژئوپوليتيكى و نظامى منطقه خاورميانه كه روزى رجوى براى قبضه كردن آن در چنگال وحوش تروريست و عقب مانده در قرون وسطا، بوق و شيپور و تبليغات شيطان سازى اش گوش فلك را كر ميكرد  و از وضعيت پيش آمده توسط تروريست ها در عراق و سوريه و حمله عربستان به مردم فقير و مظلوم يمن و همچنين سركوب مردم بحرين توسط حكام نامشروع آن، وضعيتى بغرنج و خطرناك به وجود آورده بودند كه باب خواسته و ميل او بود و فكر مي كرد كه با كمك ارباب( ترامپ تازه به دوران رسيده و جانى بولتون و پمپئو) كشور ايران هم همانند ليبى و عراق و سوريه، در دام گرفتار خواهد شد و رجوى از گندم „رى“ خواهد خورد، رجوى به هر خيانت و جنايت و حمايتى از تروريست ها دست زد تا آرزوى ديرينه اش برآورده شود.

سیاست رجوی و مریم عضدانلو درحال فروپاشی ست

اما مي بينيم كه روز به روز و هفته به هفته و ماه به ماه و سال به سال، اهداف و آمال و آرزوهاى رجوى و تروريست هاى جانى و حاميان آن ها رو به قهقرا و خشك شدن و بى خاصيتى كشيده مي شود و روز به روز ملت ايران قوى تر و سرافراز تر از هميشه در برابر شياطين و خائنين و دشمنان اين مرز و بوم مي شود تا جايى كه به واقع شاخ ارباب رجوى(آمريكا) با نوچه هاى منطقه اى آن(محور سلاخ عربستانى – اماراتى) شكسته شده است و روز به روز بر شكست و سرافكندگى و عقب نشينى از اهداف و آرزوهاي شان افزوده مي شود و اين براى رجوى يعنى سونامى ويرانگر و مخرب كه تشكيلاتش را چنان در هم بكوبد كه اثرى از آن بر جا نماند.

شكست عربستان در ميدان نفتى آرامكو و همچنين حمله پا برهنه هاى يمنى به ارتش و مزدوران عربستانى و ضربات سنگين بر ماشين جنگى آن، رجوى را سخت آشفته كرده و خواب و خوراك برايش حرام نموده است تا جايى كه از طريق بيانيه و شخص مريم رجوى براى دلجويى از بن سلاخ، هم صدا با اربابان قدرت( بخوانيد اربابان ذلت) حمله را به ايران نسبت مي دهند شايد كه از سنگينى اين بار بكاهند و به حق در چنين مواقعى مريم رجوى ماهيت خود را در خودفروشى، خوب و عيان به نمايش مي گذارد.

بنا به اخبارى كه دوستان از داخل كمپ اشرف ٣ در آلبانى بيرون مي دهند حكايت از اين دارد كه به شدت وضعيت تشكيلاتى در داخل كمپ بحرانى است به خصوص در طى هفته اخير، نارضايتى داخلى تشديد شده است، محفل و پچ پچ كردن هاى دو نفره شدت گرفته است و موج نارضايتى و فرار زياد شده است. طى دو هفته اخير، نفراتى از داخل كمپ خارج شده و به مريم رجوى پشت كرده اند.

سال «سین» سال سرنگونی دلار گیران مریم قجر شد

سران تشكيلات به دستور مريم رجوى مستمر براى افراد برنامه جمعى و ضيافت هاى مفصل مي گذارند تا شايد بر اين دمل چركين مرحمى نهند و از شدت نارضايتى و ترك اردو بكاهند. اما اين كارها تأثيرى بر جلوگيرى از وضعيت موجود در تشكيلات رجوى نداشته است و شدت نارضايتى رو به افزون است به خصوص بعد از عقب نشينى دونالد ترامپ از حمله به ايران و همچنين شكست هاى سنگين بن سلاخ از يمنى هاى پا برهنه.

اين روزها، زمزمه مذاكره ايران و عربستان شنيده مي شود. اگر اين امر به واقعيت بيانجامد، بايد فاتحه مسعود رجوى اگر زنده است و مريم رجوى خوانده شود چه رسد به تشكيلات كه بعد از آن نه از „تاك نشانى ماند و نه از تاك نشان“.

به اميد صلح و دوستى براى مردم جهان به خصوص منطقه خاورميانه و به اميد آزادى تمام دوستان در بند اسارت مريم و مسعود رجوى.

„پایان“

بحران کمپ اشرف آلبانی و رویاهای بر باد رفته

لینک به منبع

***

بزرگترین خانه سالمندان جهان یا بزرگترین قبرستان مجاهدین خلقMaryam Rajavi’s MEK Propaganda Fightback Goes Wrong

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سالگرد-تأسيس-سازمان-مجاهدین-يا-سوء-است/

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانش

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانشعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نهم سپتامبر 2019:… در شهريور 1344 سازمان مجاهدين خلق توسط سه تن به نام‌هاي سعيد محسن، محمد حنيف‌نژاد و على اصغر بديع زادگان كه از اعضاي نهضت آزادي ايران بودند، تشكيل شد. از سوي ديگر بنيانگذاران سازمان با بررسي دلايل شكست جنبش‌هاي گذشته و پس از چند سال مطالعه و بررسي سطحي در متون ديني و چند كتاب ماركسيستي و مائوئيستي، تحت‌تأثير فضاي انقلاب مسلحانه ناشي از تجربه‌هاي دولت‌هاي كمونيستي شوروي، چين و كوبا در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه تنها راهكار مبارزه با رژيم سلطنتي، نظامي و وابسته پهلوي، پيگيري استراتژي مبارزه مسلحانه است. با وجود اين، اگر چه سازمان مجاهدين خلق ايدئولوژي اسلامي را به عنوان مكتب سازمان پذيرفت اما علمي دانستن متون ماركسيستي و بهره‌گيري وسيع از آنها بر ايدئولوژي آنان تأثير گذاشت. سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانش 

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانشسازمان مجاهدین خلق کنونی، فرقه ای ابتر که ربطی به آرمان آن بنیانگذاران ندارد (بجای تبریک تسلیت بگویید)ا

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانش

عبدالکریم ابراهیمی آلمان

عبدالکریم ابراهیمی آلمان

 در شهريور 1344 سازمان مجاهدين خلق توسط سه تن به نام‌هاي سعيد محسن، محمد حنيف‌نژاد و على اصغر بديع زادگان كه از اعضاي نهضت آزادي ايران بودند، تشكيل شد. از سوي ديگر بنيانگذاران سازمان با بررسي دلايل شكست جنبش‌هاي گذشته و پس از چند سال مطالعه و بررسي سطحي در متون ديني و چند كتاب ماركسيستي و مائوئيستي، تحت‌تأثير فضاي انقلاب مسلحانه ناشي از تجربه‌هاي دولت‌هاي كمونيستي شوروي، چين و كوبا در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه تنها راهكار مبارزه با رژيم سلطنتي، نظامي و وابسته پهلوي، پيگيري استراتژي مبارزه مسلحانه است. با وجود اين، اگر چه سازمان مجاهدين خلق ايدئولوژي اسلامي را به عنوان مكتب سازمان پذيرفت اما علمي دانستن متون ماركسيستي و بهره‌گيري وسيع از آنها بر ايدئولوژي آنان تأثير گذاشت. در واقع، در متدولوژي مسير مبارزاتي آنان كه مرحله آخر آموزش ايدئولوژيك سازمان نيز به حساب مي ‌آمد و بعدها به صورت كتاب شناخت نيز تدوين شد، با استفاده از مدارك دسته دوم ماركسيستي مانند آثار فلسفي مائو، اصول مقدماتي فلسفه ژرژ پوليتسر و ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخي استالين و…، روش شناخت ديالكتيك مورد بحث و آموزش قرار گرفت و با پذيرش اين مباحث به عنوان اصول شناسايي ديناميك به مثابه علم، زمينه تجزيه و تحليل آنان از اسلام بر اساس ديدگاهي ماركسيستي به وجود آمد. از اين رو، سازمان تحت‌تأثير رويكرد التقاطي، استراتژي خود را مشي قهرآميز در جهت سرنگوني رژيم پهلوي از طريق همگاني كردن مبارزه مسلحانه قرار داد و بدين منظور به تشكيل شبكه‌اي نظامي كه مسئوليت تدارك مبارزه مسلحانه را بر عهده داشت، پرداخت.

بر اين اساس، سازمان در سال 1347 خط‌ مشي خود را تحت ‌تأثير تجربيات انقلابيون كمونيستي، بر محور توده‌اي كردن مبارزه و ايستادگي در مقابل جوّ‌ پليسي براي شكستن سد يأس و از بين بردن ثبات سياسي رژيم از طريق عمليات مسلحانه آغاز كرد و تأكيد كرد كه پيروزي نهايي از طريق «ارتش آزاديبخش» و جنگ‌هاي چريكي امكان‌پذير است. لذا سازمان براي تدارك عمليات مسلحانه گروه‌هاي تيمي اطلاعات و تداركات تشكيل داد و براي فراگيري فنون نظامي با سازمان آزاديبخش فلسطين ارتباط برقرار كرد و در اين چارچوب برخي از اعضاي سازمان به اردوگاه‌هاي فلسطيني در كشورهاي عربي مانند سوريه، لبنان و اردن اعزام شدند. پيش از نخستين عمليات نظامي كه براي مراسم جشن‌هاي 2500 ساله شاهنشاهي تنظيم شده بود اكثر رهبران و اعضاي سازمان در شهريور سال 1350 دستگير شدند. در اين ميان تمامي اعضاي كميته مركزي سازمان به جز مسعود رجوي اعدام شدند. اين وضعيت عملاً سرآغاز دوره دوم فعاليت سازمان مجاهدين خلق يعني بازسازي و تغيير ايدئولوژي آن در خلال سال‌هاي 1354-1350 بود. در واقع اگرچه دستگيري گسترده اعضا و كادر رهبري سازمان در شهريور 1350 ضربه ‌اي اساسي به اين سازمان وارد كرد اما به‌رغم اعدام هسته‌ مركزي سازمان، در فاصله سال‌هاي 1351 تا 1354 با بازسازي سازمان با مركزيت جديد، عمليات‌هاي مختلف نظامي‌اي مانند نبرد خياباني، بمب‌گذاري در اماكن مهم دولتي و ترور شخصيت‌هاي نظامي توسط سازمان صورت گرفت. در سال ١٣٥٤سر برآوردن جريان انقلابى – ماركسيستى و شقه شدن سازمان، رجوى فرصت طلب و خونخوار با دجاليت و فريب عده اى از دوستان را در زندان حول محور خودش جمع كرد و به ترد جريان انشعابى پرداخت  و براى كسب قدرت و يدك كشيدن اسم مجاهدين  و وجهه بنيانگذاران سازمان به تسويه حساب درونى روى آورد و نسبت به همرزمان قديمى خود كه اينك انشعاب پيدا كرده بودند رويكرد مزورانه اى  داشت تا جايى كه براى هسته بيرون از زندان تكليف شده بود كه اشخاص انشعابى از سازمان هر جا كه باشند در تور پليسى ساواك انداخته و يا آن ها را به قتل برسانند.

رجوى استارت قبضه كردن و دزديدن سازمان از همان نقطه را زد و پس از پيروزى انقلاب و آزادى از زندان به دنبال كيش شخصيتى كه داشت و تشنه قدرت بود، رفت. ابتدا با آقاى خمينى نقش مريد و مرشد بازى كرد وقتى آقاى خمينى از نيات پليد او و قدرت طلبى اش آگاهى يافت او را كه خوى درندگى و تروريستى در وجودش موج ميزد از دور و بر خود طرد كرده و بيرون انداخت. رجوى كه با اين كيش شخصيت و خودبزرگ بينى خواب رهبرى انقلاب مردم را در ذهن پوسيده خود داشت وقتى كه ركبش به خمينى نگرفت و چاره ساز نشد، ماهيت اصلى خود را براى كسب قدرت نشان داد و به ترورهاى كور خيابانى روى آورد و در خيابان هاى تهران و ديگر شهرهاى بزرگ ايران حمام خون راه انداخت. خط مشى مؤسسين سازمان تا سال ١٣٥٤ دوام آورد و سپس به قهقرا برده شد. رجوى كه يك سر طيف يدك كشيدن اهداف بزرگ بنيانگذاران سازمان كه همان عدالت اجتماعى و برابرى است، بود. بعد از پيروزى انقلاب و ناكام شدن از قدرت كاملا ماهيت خود را نشان داد كه نه تنها رهرو مؤسسين سازمان نيست بلكه با سؤء استفاده از نام بنيانگذاران سازمان آن را كاملا به نفع خود مصادره و با سياست شيطانى خود صد در صد، ضد آرمان  مؤسسين اوليه سازمان قدم برداشت و با استفاده از نام آن ها با ديكتاتورى و سركوب در سازمان جايگاه خود را در رأس قدرت تثبيت كرد و با به كشتن دادن موسى خيابانى، رجوى چنان چهارنعل در پياده كردن اهداف خود به اسم سازمان  تاخت كه در نقطه اوج ارتقاع خود در رأس قدرت، در اختيار گرفتن  زن همكار خود و به چنگ آوردن او بود كه نهايت آرزوى اش يعنى بر كرسى نشاندن خود بعنوان رهبر عقيدتى موج ميزد. اين نقطه فرو رفتن رجوى در باتلاق خيانت، مزدورى، خودفروشى و وطن فروشى بود و با اين اهرم هر جنايت و خيانت و ترورى را توجيه و قدرت خود را تثبيت كرد.

حال رئيس جمهور خود خوانده  در نبود شوهر ترسو و بزدل خود هر ساله سالگرد تأسيس سازمان مجاهدين حنيف بزرگ را به اسم مسعود خيانت پيشه جشن مي گيرد! راستى فلسفه اين همه دروغگويى و خرج هاى هنگفت در اين روز براى چيست؟

واقعيت اين است كه تشكيلات در دل بورژوازى و به قول خودشان مستقر در اشرف ٣ در آلبانى طناب دور گردن رهبرى و مسئولين جنايتكار و تروريست اين فرقه شده اند و با هر ترفندى كه بكار ببرند نخواهند توانست جلوى فروپاشى آن را بگيرند. به همين دليل به هر دستآويزى چنگ مي زنند كه بتوانند شايد چند صباحى ذهن افراد اسير در چنگال خود را آرام سازند و قدرت طغيان و فرار را از آن ها بصورت موقت بگيرند. به همين دليل به هر خاشاكى چنگ مي زنند و از كاهى به نفع خود به دروغ كوهى مي سازند.

مراسم سالگرد امسال با زرق و برق خاص ترى نسبت به سال هاى گذشته برگزار كردند. با حضور مريم رجوى و سخنرانى ديكته شده زهرا مريخى مسئول اول فرقه و چرنديات تكرارى هزار باره و ادعاهاى فوق سنگين در حمايت مردمى و كانون هاى شورشى ادعايى سران رجوى كه تداعى سرنگونى كذايى را در ذهن مخاطب خود كه همان اسيران در آلبانى هستند جا بيندازند و موقت بر آلام خود ناشى از فروپاشى مرحمى نهند اما بدانند كه نوش دارو بعد از مرگ سهراب بي فايده است و تشكيلات در دل بورژوازى محتوم به فروپاشى خواهد بود. به اميد نابودى تفكر ترور و تروريسم در ایران و همه جای جهان.

„پایان“

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانش

***

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهرانترور مهندسان آمریکایی کمپانی راکول اینترنشنال توسط سازمان مجاهدین خلق

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsTehran Was Always America’s And Thus The ISIS Final Destination (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult a proxy)

همچنین: