برادران ما در شورای ملی مقاومت

برادران ما در شورای ملی مقاومت

Parvis_Khazaee_Mojahedin_Khalq_Terrorismباشگاه خبرنگاران جوان به نقل از العربیه سعودی، سیزدهم می 2016:… افسر ارتش آزاد سوریه در گفتگو با رسانه سعودی العربیه درباره همکاری و هماهنگی با گروهک تروریستی منافقین ادعا کرد: “این همکاری با هدف کسب اطلاعات دقیق صورت گرفت. برادران ما در شورای ملی مقاومت درباره حضور ارتش ایران در منطقه “سفیره” حلب اطلاعاتی را به ما دادند. پس از بررسی و تطبیق اطلاعات مشخص شد که این خبر درست است.” … 

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

تیمسار مسعود رجوی،همسرش و آقای خزایی گماشته اشتیمسار مسعود رجوی،همسرش و آقای خزایی گماشته اش

لینک به منبع

برادران ما در شورای ملی مقاومت

گزافه‌گویی گروهک منافقین درباره خان طومان/ همکاری منافقین با تروریست های مخالف دولت اسد

گروهک منافقین و تروریست‌های سوری درباره خان طومان یک گزارش مشترک ضد ایرانی منتشر کردند.

به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از شبکه سعودی العربیه، گروهک تروریستی منافقین با مشارکت ارتش آزاد سوریه (یکی از گروه های مسلح مخالفان این کشور) یک گزارش مشترک از وقایع پیش آمده در “خان طومان” منتشر کردند.

سرکردگان این گروه های تروریستی در گزارش واهی خود مدعی شدند: “حمله به حلب با نقشه ایران انجام شده است. ایران از مدت ها قبل برای این موضوع برنامه ریزی کرده بود. هیچ نیروی ارتش سوریه در این منطقه حضور نداشت. “

در ادامه این گزارش که آشکارا ادعای پیشین را در خصوص حضور نداشتن ارتش سوریه در حلب نقض می کند، ادعا شد: “نیروهای هوایی ارتش سوریه به همراه ارتش روسیه از دو هفته پیش حملات وسیعی را در این منطقه آغاز کردند. در این حملات صدها غیر نظامی بیگناه کشته شدند. هدف از اجرای این عملیات آماده سازی زمینه برای سپاه پاسداران ایران بود.”

سرلشگر “مثقال نعیمی” –افسر و مشاور ارتش آزاد سوریه” نیز در گفتگو با رسانه سعودی العربیه مدعی شد: “ارتش معارضان مانع از پیشروی ایران به سوی شهر حمیره شدند.”

وی درباره همکاری و هماهنگی با گروهک تروریستی منافقین ادعا کرد: “این همکاری با هدف کسب اطلاعات دقیق صورت گرفت. برادران ما در شورای ملی مقاومت درباره حضور ارتش ایران در منطقه “سفیره” حلب اطلاعاتی را به ما دادند. پس از بررسی و تطبیق اطلاعات مشخص شد که این خبر درست است.”

انتهای پیام/

*** 

مزدوری چیست، مزدور کیست؟

بهزاد معزی مجاهدنی خلق فرقه رجویاز “دریوزگی قلم به مزدان فرقه رجوی” تا “نمونه فریبکاری تبلیغاتی مجاهدین خلق”

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممینو سپهر: نگاهی به ۵۰ سال خشونت وترور وجنایت وخیانت گروه موسوم به مجاهدین

احمد صحوبیاخبار ایرنا: عضو سابق منافقین به همراه چهار همدستش در نیکشهر به هلاکت رسیدند

سایت کلمه: مجاهدین خلق ترور می‌کردند تا ماهیت «فتنه خاتمی» را روشن کنند

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

جعل رجوی اتمی مزدور مجاهدین خلقافشاگری یا افتضاح جدید مجاهدین. رشته هایی که خیلی زود پنبه شد (دولت امریکا: هیچ مدرکی وجود ندارد)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24928

جنگی که قاعده و قانونی ندارد 

 مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، چهارم می ۲۰۱۶:… ای کاش جنگ پنجاه ساله مجاهدین خلق دارای زمانبندی جنگی و داور و قانون و قاعده ای می بود و النهایه برنده و بازنده در اسرع وقت مشخص می شد و تکلیف خیل جنگجویان و زخمیها و اسراء و قربانیان و زندانیان و مردم و هزینه های سرسام آورش معلوم و مشخص می شد. بازنده جنگ خود را برنده اعلام نمی کرد و به قواعد و اخلاق جنگی و طرف برنده احترام می گذاشت و … 

مهدی خوشحال بغداداسب و اسب سوار(قسمت پایانی)

لینک به منبع

جنگی که قاعده و قانونی ندارد

چند روزی است که از طریق تلویزیون بازی هیجان انگیز اسنوکر Snooker قهرمان جهانی Weltmwesterschaft را تماشا می کردم که النهایه در بازی فینال Final، دو بازیگر باقیمانده به نامهای Ding Junhui و Mark Selby در یک فرصت برابر به مصاف هم رفتند و نتیجه بازی به نفع مارک سلبی Mark Selby تمام شد و دو بازیگر برنده و بازنده، در میدان بازی و فضای انسانی، دست هم را فشردند و نتیجه بازی مشخص شد، تکلیف داور و تماشاچی و مردمی که این بازی جالب را تماشا می کردند و لذت می بردند نیز مشخص شد.

با خودم فکر می کردم، ای کاش همه بازیها همین طور بود. قاعده و قانون و داور و ارزش، می داشت و از هرگونه سوء استفاده و صرف انرژی بیهوده و لوث شدن و زدو بندهای پشت پرده در امان می ماند و اخلاق و پرنسیب بازیها و بازیگران رعایت می شد.

با خودم فکر می کردم، ای کاش در تاریخ بشر و هم اکنون در زمانه ما، جنگی اتفاق نمی افتاد و یا اگر اتفاق می افتاد، مانند بازی اسنوکر فوق ارزش و اعتبار بازی و بازیگر و داور و تماشاچی و دیگران رعایت می شد و بازی به مسخره گی و دکان داری بدل نمی شد و جنگ دارای قاعده و قانون و برنده و بازنده می بود و رهبران در صف مقدم و سیاهی لشکرها در پشت سر و مردم تماشاچی از طریق تلویزیون به تماشای جنگ و النهایه صحنه برنده و بازنده روبرو می شدند که چگونه بازنده می پذیرد که هر جنگی می بایست یک طرف برنده داشته باشد و اگر بازنده ای نبود، برنده نیز نخواهد بود.

با خود فکر می کردم، ای کاش جنگ پنجاه ساله مجاهدین خلق دارای زمانبندی جنگی و داور و قانون و قاعده ای می بود و النهایه برنده و بازنده در اسرع وقت مشخص می شد و تکلیف خیل جنگجویان و زخمیها و اسراء و قربانیان و زندانیان و مردم و هزینه های سرسام آورش معلوم و مشخص می شد. بازنده جنگ خود را برنده اعلام نمی کرد و به قواعد و اخلاق جنگی و طرف برنده احترام می گذاشت و در غیر این صورت، هزینه و تلفات جنگ را متقبل می شد.

متاسفانه، در جنگ مجاهدین از ابتدا همه چیز معکوس و غیر متعارف بود و هیچ چیز معلوم و مشخص نبود و زمانبندی نداشت. مانند بازی فوتبالی که به جای ۹۰ دقیقه ۹۰ سال به درازا بکشد، دیگر از آن فوتبال و بازی چه چیز باقی می ماند خدا می داند.

از اخلاق و قواعد جنگ صحبت شد. یکی از رزمندگان مجاهد به نام جمال که اهل شمال کشور ایران بود، بارها با مزاح و مسخره گی صحنه ای از جنگ با دشمن را تعریف می کرد که بسیار حائز اهمیت است. او می گفت، چون سلاح برای جنگیدن نداشتم به فکر این افتادم که سلاحی تهیه کنم. پس از مدتها تدبیر و تامل، سرانجام به یک پاسبانی برخوردم که از ساختمانی نگهبانی می کرد. طرح دوستی با پاسبان را ریختم و طرحم گرفت. یکی از روزها و پس از تهیه ابزار کار به پاسبان که حالا با هم دوست بودیم، گفتم که دوست دارم تا با اسلحه کمری ات عکس بگیرم. او فی الفور قبول کرد و اسلحه کمری اش را به من داد و خود دوربین را به دست گرفت و دور شد تا از من و اسلحه کمری عکس بگیرد، از همین فرصت استفاده کرده و پا به فرار گذاشتم و پاسبان را قال گذاشتم. جمال همیشه از اولین پیروزی اش در مقابل دشمن یاد می کرد و دیگران را به تحسین وا می داشت.

این یک نمونه اخلاق جنگی بود که اتفاقاً بازنده خود را برنده معرفی و تبلیغ می کرد و احیاناً انتظار جایزه هم داشت. حالا فکر رهبر این داستان را بکنیم که هیچگاه و طی ۵۰ سال جنگ خود را مقید به نمایش و ادا و اطوار برای فریب و گمراه کردن دشمن نمی دید، بلکه کاملاً رو بازی می کرد. او در مقابل نیروهای خود نیز هیچگاه واقعیت و اصل بازی را آشکار نمی کرد و طی همه ادوار جنگ، در تاریکی بازی می کرد و در هر کجا که لازم بود محض فریب افکار نیروها و بازیگران بزرگتر، نتیجه بازی را معکوس تبلیغ می کرد و یا اگر در زمین واقعیت اتفاقی می افتاد که به نفع او نبود، هرگز نتیجه بازی را قبول نمی کرد و بنابراین در این مسیر هر آنچه ارزشها و بی ارزشها را لوث کرده و به بازی گرفت.

رهبری مجاهد ظاهراً خود را مسلمان می داند که می بایست از قانونمندیهای دین و آیین اش پیروی کند، حتی در صحنه جنگ و در مصاف با دوستان و دشمنانش، بپذیرد که جنگ از آن خداست و خود وسیله یک آرمان جنگی است. اما او همیشه و در طی همه سالها خود را جای خدا قرار داده و از جنگ به عنوان فرصت و از نیروهای جنگی تا دشمنان و بازیگران بزرگتر و داوران و تماشاچیان و هزینه پردازان جنگ را به مثابه ابزار تلقی کرده است. در همین راستاست که از ارزشها چه عرض شود، بی ارزشها را نیز به لوث خود آلوده است.

او مانند بیمار آلزایمری نمی تواند به یاد بیاورد که در اساس و ابتدا موضوع دعوا چه بوده، اما در میانه دعوا فهمید، نان و آبی که جنگ و دعوا دارد، صلح و آشتی ندارد.

“پایان”

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24821

تکلیف صفحات بعد از ۲۸ چه می شود؟! 

 Maryam Rajavi Saudi Arabia Terrorismمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و هشتم آوریل ۲۰۱۶:…  یادم است که یکی از سران ترور در عراق به نام ابراهیم ذاکری که تا پای مرگ از تنفر و کشتار مردم بی گناه خجل و شرمنده نشد، بلکه از خونریزی و شکنجه و مرگ در هر سو انگیزه می گرفت و لذت می برد، با افتخار اذعان می داشت که هر سرباز در حال جنگ به پنج نفر پشت جبهه نیاز دارد، در حالی یک چریک عملیاتی به سیصد نفر در پشت جبهه نیاز دارد. پشت جبهه تروریسم مجاهدین … 

alerabiehالعربیه از طریق سازمان مجاهدین چه هدفی را دنبال می کند؟

مسعود رجوی تروریسم ملک سلمان عربستان سغودیآرش رضایی: یازده سپتامبر ، مجاهدین حامیان واقعی القاعده (+ خاطراتی از آن روز)

لینک به منبع

تکلیف صفحات بعد از ۲۸ چه می شود؟!

پس از فاجعه تروریستی ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در آمریکا که دولت آمریکا می بایست با دقت و صرافت تمام به علل و ریشه های تروریسم در عرصه های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، می پرداخت و جهانی را علیه تروریسم بسیج می کرد و عوامل پشت پرده و حامیان تروریسم را شناسایی و مورد برخورد قرار می داد، ولی جورج بوش رییس جمهور وقت آمریکا از حزب جمهوریخواه، بنا به توجیه عملیات ۱۱ سپتامبر و کتمان اصل قضیه، به افغانستان حمله برد و با سروصدای تمام و نقض حقوق مخالفین، نیروهای پایین تروریسم را مورد خشم و غضب قرار داد. پس از تحقیقات ابتدایی از نیروهای تروریسم، ۲۸ صفحه گزارش از حامیان مالی و سیاسی عملیات ۱۱ سپتامبر تهیه شد که سر به مهر باقی ماند و در آن ایام آمریکا به دلایل روابط نفتی و تسلیحاتی و اهرم فشاری که از عربستان سعودی علیه دشمنان خود در منطقه ساخته بود، صلاح دانست تا همچنان گزارش ۲۸ صفحه ای را چون شمشیر داموکلس بر سر عربستان سعودی باقی بدارد.

زمان که گذشت و عربستان سعودی به خاطر عملکردش در منطقه به اندازه کافی به آمریکا باج داد و نفت فروخت و سلاح خرید و دلارهایش را در بانکهای آمریکا به امانت سپرد و نقش ژاندارم و حافظ منافع آمریکا در منطقه را بازی کرد و از گذشته اش نادم و پشیمان نشد بلکه کدخدا را خام و پخمه تصور کرد و همچنان با ابزار تروریسم علیه کشورهای منطقه و غربیها به حراست از منافع و هژمونی خود پرداخت تا این که بر اثر مرور زمان شرایط جهانی و منطقه خاورمیانه به نفع آمریکا و به زیان عربستان سعودی تغییر کرد. قیمت نفت پایین آمد. فروش سلاح کاهش یافت. نقش عربستان به عنوان ژاندارم و حافظ منافع آمریکا کاهش یافت و معادلات منطقه بر هم خورد و همچنین در داخل آمریکا بازیها و رقابت مابین احزاب دموکرات و جمهوریخواه و انتخابات پیش رو سبب شد تا در کنگره مجدداً شمشیر داموکلس ۲۸ صفحه ای را پیش بکشند و عربستان سعودی به عنوان اهرم فشار آمریکا در منطقه و فروشنده نفت و خریدار بزرگ سلاح و کارتهای فعالش چون تروریسم را ناچیز بشمارند. بعضی از نامزدهای جدید آمریکا از حزب جمهوریخواه مثل دونالد ترامپ، حاضر نیستند با سرمایه سیاسی و نظامی و اقتصادی آمریکا، دولتهایی چون آل سعود را سر پا نگهدارند.

۲۸ صفحه کذایی، مربوط به تماس و کمکهای مالی مستقیم و غیر مستقیم مقامات ریز و درشت عربستان سعودی در حادثه ۱۱ سپتامبر است. در حالی که عربستان سعودی نه در آمریکا و ۱۱ سپتامبر، بلکه در افغانستان و عراق و سوریه و یمن و ایران و اروپا و سایر کشورهای منطقه و غربی، فعالیت تروریستی داشت که اگر دقت و کارشناسی بیشتر انجام گیرد، از صفحات که چه عرض شود به کتاب هم خواهد رسید.

این که آمریکا ۱۵ سال تمام اسرار پشت پرده تروریسم را کتمان کرد و از باز گفتن حقایق به دلیل منافع سیاسی و مالی، امتناع ورزید و جهت فریب افکار عمومی به نیروهای پایین تروریسم، پرداخت، دقیقاً جنگ بر له تروریسم بود و بر علیه تروریسم نبود.

وقتی که موج ترور و وحشت از کشورهای حاشیه عربستان سعودی به آمریکا و اروپا کشیده شد، چه کسی است که نداند ترور و تروریسم بچه بازی نیست که هر کس از خانه و کاشانه قهر کرد، بی دلیل یا با دلیل، به تنهایی و یا با چند رفیق و اخوی، شروع به ایجاد تنفر و ترور و وحشت بکند. چنین چیزی نبوده و نخواهد بود.

تروریسم از تئوری تا عمل، با نیروهای آموزش دیده و انواع و اقسام حمایتهای پنهان و آشکار نیاز دارد. از آموزش و تبلیغات گرفته تا پایگاههای نظامی و ایدئولوژیک و سلاح و دلار و اطلاعات و لجستیک و اربابانی که بتوانند در مواقع ضروری وارد گود شده و پاسپورت و آمد و شد و مخفیگاه و هواپیما و فرودگاه و آموزش و غیره را حمایت و لابی بکنند.

یادم است که یکی از سران ترور در عراق به نام ابراهیم ذاکری که تا پای مرگ از تنفر و کشتار مردم بی گناه خجل و شرمنده نشد، بلکه از خونریزی و شکنجه و مرگ در هر سو انگیزه می گرفت و لذت می برد، با افتخار اذعان می داشت که هر سرباز در حال جنگ به پنج نفر پشت جبهه نیاز دارد، در حالی یک چریک عملیاتی به سیصد نفر در پشت جبهه نیاز دارد.

پشت جبهه تروریسم مجاهدین نه تنها عراق صدام حسین بود که هزاران صفحه نوشته آشکار و مابقی کتمان باقی مانده است، بلکه کشورهایی چون ترکیه و پاکستان و اردن، پایگاهها و امکانات مختلفی جهت تردد و جعل اسناد و شکار نیرو و ارتباطات و غیره برای تروریسم قائل می شدند. همچنین بسیاری از کشورهای آمریکا و اروپا و سایرین مستقیم و غیر مستقیم به تروریسم صدام حسین یاری می رساندند.

علیهذا تروریسم چنین نیست که داستانش در یک عملیات جنگی به ۲۸ صفحه کتمان بماند و بعد بنا بر مصلحت دیگر آشگار گردد.

ترور و تروریسم مختص ۲۸ صفحه جنجالی و مربوط به عملیات ۱۱ سپتامبر در آمریکا و در ارتباط با عربستان سعودی نیست. بلکه تروریسم یک مقوله جهانی است که از صفحه ۲۸ تا بی نهایت ادامه دارد و تنها راه حل بسیج افکار عمومی برای مقابله فرهنگی و سیاسی و مالی، علیه تروریسم است. تروریسم بسیار بی پایه تر و بی ریشه تر از آن است که این همه انرژی از مردم جهان بگیرد و بدون حمایت کشورهایی چون عربستان سعودی، شکننده تر از آن است که بخواهد بقاء و دوام آورد.

“پایان”

*** 

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمشبکه العربیه تریبون تجزیه طلبان و منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

مریم رجوی عربستان سعودی مزدوری تروریستمدیپلماسی خیانت و وابستگی (نگاهی به یک دهه دیپلماسی باند رجوی)

مسعود رجوی عربستان سعودیفرقه رجوی، فاحشه سیاسی (گدایی رجوی از مقامات سعودی در ازای ترور در ایران)

کلمه: مجاهدین خلق؛ همچنان نماد وابستگی، خشونت و ترور

رجوی داعش عربستان سغودی صدام حسینکلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

مزدور هادی روشن روانروزنامه سعودی دست به دامان مسئول جاسوسی «منافقین» شد

بهزاد نظیری مجاهدین خلق فرقه رجویمصاحبه بهزاد نظیری با العربیه سعودی، نماینده اسیران لیبرتی در ژنو؟!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24705

زمانی که اروپا خواب بود 

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیستم آوریل ۲۰۱۶:… سال ۱۹۹۳ پس از عبور از کوره راههای سخت به یکی از کمپهای شلوغ آلمان رسیدم. همزمان به جز زندگی در غربت و اقامت و بیماری و بیخوابی، چند مشکل جدی دیگر داشتم که دو تا در ارتباط با مجاهدین خلق بود. اول آزادی یک گروگان که آنان گروگان را در آلمان و ظاهراً قانونی مخفی کرده بودند و دوم افشاگری از مناسبات فوق برده داری و تروریستی شان، که جزو مسئولیتهای سیاسی … 

مهدی خوشحال بغدادداعش چگونه خلق شد

لینک به منبع

زمانی که اروپا خواب بود

مهدی خوشحال، ایران فانوس، ۲۲٫۰۴٫۲۰۱۶

سال ۱۹۹۳ پس از عبور از کوره راههای سخت به یکی از کمپهای شلوغ آلمان رسیدم. همزمان به جز زندگی در غربت و اقامت و بیماری و بیخوابی، چند مشکل جدی دیگر داشتم که دو تا در ارتباط با مجاهدین خلق بود. اول آزادی یک گروگان که آنان گروگان را در آلمان و ظاهراً قانونی مخفی کرده بودند و دوم افشاگری از مناسبات فوق برده داری و تروریستی شان، که جزو مسئولیتهای سیاسی و انسانی خود می دانستم. آن ایام هر دو را می بایست در کمال پنهانکاری انجام می دادم، چونکه تجارب و ناکامیهای شادروان احمد شمس را شنیده بودم. روزها که پناهجویان بیدار و شلوغ بودند، من به مطالعه و ورزش می پرداختم و شبها که همه می خوابیدند، من بیدار می شدم تا بنویسم. ابزار کارم مداد و خودکار و کاغذ بود، شاید هم چند کتاب از جورج اورول و پل آمیر و انگیزه ای که امانم را بریده بود. نوشته که آماده شد و به ۴۰۰ صفحه رسید، صبر کردم تا ابتدا گروگانم را از دست مجاهدین آزاد کنم. سپس یکی از روزها نوشته های پاکنویس شده را به دفتر کمپ بردم و روی میز آقای wollner گذاشتم. آقای ولنر که یک مرد ۴۰ ساله بود، همزمان برای کلیسا و حزب SPD کار می کرد. او از طریق منشی اش که یک خانم ایرانی بود، سئوال کرد و من در جواب گفتم که هیچ پولی برای چاپ کتابم ندارم. اگر کمکم کنید به سود شما هم خواهد بود. آقای ولنر از آنجا که رییس کمپ بود و می خواست به مقامات و مخالفین پناهجویان، بفهماند که پناهجویان جملگی بزهکار و مشکل نان ندارند، درخواستم را قبول کرد با این شرط که ابتدا یک ایرانی سرشناس و سیاسی می بایست محتوای کتاب را تایید کند. اتفاقاً آن ایرانی آشنا شادروان محمود راسخ مقیم فرانکفورت و شناخت خوبی در ارتباط با مجاهدین داشت و تایید شد. آقای ولنر و دوستانش وقتی متقاعد شدند، برای تعدادی از احزاب و ارگانهای سیاسی و فرهنگی نامه نوشتند، پناهجویانی که از کشورهای دیگر به آلمان می آیند، بعضاً تجارب خوب و بد زیاد دارند که ممکن است برای شهروندان ما مفید باشد. بدین سبب برای چاپ کتابی که نویسنده هزینه اش را ندارد و کمکی بشود، زیان نمی کنیم. نامه که نوشته شد، آن را به دهها ارگان سیاسی و فرهنگی آلمان پست کردند که بعضاً جواب دادند و اظهار امیدواری کردند که پیشنهاد شما بد نیست، اما ما موقعیت مالی مناسبی نداریم و از این بابت پوزش می خواهیم. لازم به ذکر است، میزان کمکی که برای چاپ کتاب درخواست کرده بودیم، حدوداً ۱۰ هزار مارک بود.

با وجود این که ارگانهای سیاسی و فرهنگی آلمانی در مقابل ۱۰ هزار مارک عجز و لابه می کردند، متقابلاً اما تروریستهای کشورهای مختلف، آلمان و اروپا را فتح کرده بودند. تروریستهای ایرانی در فرانسه دولت تشکیل داده بودند و از حمایتهای آشکار سیاسی و مالی برخوردار بودند. آنان اروپا را پشت جبهه خود انتخاب کرده بودند و همزمان به کار شکار نیرو، جابجایی و آموزش نیرو، کمکهای مالی از مردم، پولشویی، تجارت، تبلیغات، سرقت، سازماندهی، لابیگری و جلب حمایتهای مالی و سیاسی مشغول بودند تا در ایران قدرت را به دست بگیرند. تروریستهای عرب و افغانی در آلمان دولت تشکیل داده و از طریق حمایتهای مالی و سیاسی دولتهای عربستان و پاکستان و آمریکا، برای گرفتن قدرت در افغانستان آماده می شدند. آنان وقتی چند ماه بعد کابل را گرفتند، دکتر نجیب الله را با شناعت و وحشیگری تمام به قتل رساندند که در اثر شنیدن این خبر دوستم که معاون نجیب الله بود و خود را به آلمان رسانده بود، به مدت یک هفته بیمار شد و از اتاق بیرون نیامد. دکتر نثار می گفت، طالبان که آمدند باید فاتحه افغانستان را خواند، آنان به هیچ چیز و هیچ کس رحم نمی کنند، آنان نه برای سازندگی بلکه برای ویرانی آمده اند. تروریستهای ایرانی اما که در فرانسه دولت تشکیل داده و از طریق عراق و کشورهای دیگر منطقه مترصد رسیدن به تهران بودند، خوشبختانه به دلایل زیاد و آنچه که امروز محرز است رهبران خائن، هرگز به تهران نرسیدند تا آنچه طالبان در افغانستان انجام دادند، در ایران کامل کنند.

زمان گذشت و اروپا هنوز در خواب بود. اولین چرتش در سال ۲۰۰۱ شکسته شد، اما بیدار نشد. تروریستهایی که در آلمان زندگی می کردند و از طریق رفت و آمد به افغانستان و همکاری بعضی از دولتها، فاجعه جهانی ۱۱ سپتامبر در آمریکا را خلق کردند. چرت دوم اروپا در سال ۲۰۰۳ در فرانسه شکسته شد، اما کماکان از خواب بیدار نشدند. پلیس فرانسه در ۱۷ ژوئن به چند پایگاه پولشویی و تروریستی مجاهدین حمله کرد و خواست به آنان هشدار دهد، ولی متقابلاً مجاهدین خلق چشمه ای از اهداف و نیات خود را در قالب خودسوزی، به اروپا نشان دادند که این موضوع محافل غربی را به این جمع بندی کشاند که خشم و نفرت تروریسم مجاهدین از کجا سر چشمه می گیرد و آیا فرهنگ ایرانی، اسلام و یا زرتشت چنین واکنشهای نفرت انگیز را در مقابل قانون و عدالت، توجیه و توصیه کرده اند؟

زمان گذشت و فعالیت تروریستهای مختلف طی سالهای اخیر امان اروپا و مردمش را برید. دولتها و مردم از طریق رسانه های مختلف واکنشهای مختلفی نشان داده و راه حلهای مختلفی را در ارتباط با نا امنی ارائه دادند. کشوری که حاضر نبود ۱۰ هزار مارک برای روشن شدن افکار عمومی در ارتباط با تروریسم، هزینه کند، امروز قرار شد دهها میلیارد یورو در داخل آلمان و میلیاردها یورو در خارج از آلمان هزینه کند. میلیاردها یورو به بهانه مهار پناهجویان و ناآرامی، به ترکیه بدهند تا رجب طیب اردوغان از این فرصت و سرمایه دکان پر سود پناهجویی را از دو نبش به سه نبش بدل کند. اردوغانی که می بایست به جرم حمایت از تروریستهای داعش و کشتار اکراد ترکیه محاکمه می شد، حالا خود ادعای محاکمه نیروهای آزادیخواه در ترکیه و آلمان را دارد و ضمناً همچنان از اروپا و آمریکا باج سبیل می گیرد.

در جای دیگر اما وقتی خطر تروریسم افزایش یافت و اهدافش متوجه کشورهای غرب گردید، آمریکا پس از ۱۵ سال صبر و تحمل، در صدد است پرونده تروریستها و حامیانش را که در عملیات بزرگ ۱۱ سپتامبر دست داشته اند را رو کند که اگر چنین شود، پای عربستان به عنوان یکی از حامیان مالی و سیاسی و ایدئولوژیک تروریستها به میان کشیده شود، بسیاری از تروریستها حساب کار دست شان خواهد آمد.

آمریکا یا همان ارباب لامروت تروریستها وقتی که از عراق خارج می شد و نیازی به جنگ با ایران نمی دید و در صدد عبور از تروریستهای مجاهد بود و آنها را معلق مابین زمین و آسمان در عراق رها کرد، به عیان به تروریستهای ریز و درشت خاطرنشان کرد، که بازی نرد و عاشقانه اش با تروریستها مثل بازی موش و گربه است. کارش که تمام شد و به اهدافش رسید، به همه قراردادهای نوشته و نانوشته پشت خواهد کرد. با دولتها چنین کردند، با تروریستها که جای خود دارد. این رسم زمانه و رسم ارباب بی مروت دنیاست.

با این حال هنوز هم دیر نیست. ماهی را هر وقت از آب بگیرند، میمیرد. برای مقابله با تروریسم و ناامنی، عزمی جدی همراه با تجربه آلام مردم و قربانیان تروریسم، نیاز کار است و نه بازی با جان و سرنوشت پناهجویان. تروریسم برآمده از ایدئولوژی جهل و تباهی است که برای خود و قربانیان و مردم و حتی برای اربابان، جز این نمی خواهد. برای مقابله، باید آرمان و ایدئولوژی فرتوت تروریسم را شناخت که آنان نه از سر غناء بلکه از سر خشم و عصبیت و میرندگی، ناچار به ویرانی و تباهی درون و بیرون شان شده اند. آنان جز خشم و نفرت و راهکارای ناجوانمردانه علیه مردم بی پناه و بی گناه، راه دیگری برای ابراز وجود و باجگیری از دشمنان و اربابان شان، ندارند.

به امید بیداری اروپا و جنگ تمام عیار فرهنگی علیه تروریستهایی که تمدن و فرهنگ و مردم و ارزشهای دموکراسی و حقوق بشری اروپا را نشانه گرفته اند.

“پایان”

*** 

همچنین:

آینده روشن است!

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۴: … از سلول تاریکی که مدتها در آن به سر بردم و کم کم داشتم به آن عادت می کردم، مشکلات و دلشوره ام نیز کم کم کاسته می شد. پس از یکی و دو روز اول که شوکه و گیج بودم، بعداً ورزش را شروع کردم و مابقی اوقات را با سوسکها و کفشهایم حرف
 
 
مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، هشتم ژوئیه ۲۰۱۴: …اردوگاه اشرف در عراق بعد از ظهر داغی را تحمل می کرد. داغ تر این که در انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین که مسعود رجوی فهیمه اروانی را مسئول اول کرده بود، جزو افراد انقلاب نکرده بودم. عصر روزی که از فرط خستگی به درون آسایشگاه ارکان خزیدد
 
 
مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، اول ژوئیه ۲۰۱۴: …  در طول عمرم، چهار بار به کشور عراق سفر کردم. هر چهار بار که به عراق سفر کردم، با دست پر رفتم و با دست خالی برگشتم. هر بار که به عراق رفتم، برای تجارت و سیاحت نبود، بلکه برای سیاست و به زعم خودم، نجات بود. از میان چ