برای آقای خزایی بابت صداقت شان در بیان حقیقت. آقای خزایی هم دیر یا زود از شورا بیرون می زنند…

برای آقای خزایی بابت صداقت شان در بیان حقیقت. آقای خزایی هم دیر یا زود از شورا بیرون می زنند…

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، سی ام ژوئن 2013: … در واقع آقای خزایی انگیزه واقعی نویسندگان و محتوای همه نوشته هایی که در طی این مدت صورت گرفته را یکجا نمایندگی می کنند و خیال همه را راحت. یعنی که زیاد خودمان را خسته نکنیم. یادمان نمی رود همین آقای روحانی و کریم قصیم همچون آقای خزایی پیشتر به همین درد عریضه نویسی های امروز آقای خزایی مبتلا بوده اند! و شک ندارم همان تک و توک افراد باقیمانده منفرد شورا …

Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

لینک به منبع

“بسیار عادت بدی است که اندیشه های دیگران را بد و نادرست بشماریم و مال خودمان را نیک و درست، و معتقد باشیم که هر کس عقیده و نظر ما را ندارد، دشمن کشور است.” گاندی.

همچنانکه پیش بینی کرده بودم واکنش ها به جدایی آقایان روحانی و کریم قصیم از سوی سازمان در ابعاد کمی متفاوتی اتفاق افتاد و همچنان تا روزهای مدیدی بعد از این ادامه خواهد داشت. برخی تنها به فحش و فضیحت بسنده کردند و برخی که لابد می خواستند از موضع خیلی بالا و دمکرات منشانه با موضوع برخورد کنند به بهانه ها و دلایلی استناد کرده بودند که لازمه اش تحریف و تخفیف و حذف و جعل خیلی حقایق بود. از میان تمامی این نوشته ها اما کسی که انگیزه واقعی اش را بر خلاف مطلب مطول اش (پاسخ به پیامها و تماسها درباره استعفای دو عضو شورا) در چند کلمه صریح و بی پرده بیان کرد، آقای پرویز خزایی بود. وی احساس اش را نسبت به استعفای دو عضو شورا اینگونه بیرونی می کند:

“بیشتر از همه غافلگیر، شوکه ، متأسف و خشمگین شدم.”

و بقیه اش همه قصه است و غصه. اینکه ایشان تلاش می کنند توپ را در خانه حریف بیندازند و به خیال خود با طرح پرسش های آبکی از این دست که: ” آیا آقایان سی و سه سال گذشته را گول خورده بودند؟” یا اینکه چرا تاکنون مصوبات شورای را مهر و امضا کرده اند و …. ” واقعا چیزی عوض نمی شود. سفسطه است از طریق پیچیده کردن مسائل خیلی ساده و پیش پا افتاده. انگار که در طول عمر شورا این اولین اتفاق از این دست است. انگار که تمامی اعضای حاضر واقعا عضو شورا هستند.

اینکه ایشان و آقای سامع پز بدهند که استعفا حق طبیعی است و اما و اگرهای شان را بهانه برای عقده گشایی در پوش چند دلیل بچگانه استتار کنند دردی دوا نخواهد کرد! درد دقیقا آنجا است که آقایان نمی توانند بیرونی کنند؛ مگر وقتی مثل قصیم و روحانی و دهها نفر دیگری که تاکنون از شورا جدا شده کارد به استخوان شان برسد. در مواجه با این استدلال ها تنها طرح یک سوال می تواند نافی این ادعاها باشد و اینکه آقای خزایی بفرمایند در طی سی و اندی سال از عمر شورای ملی مقاومت تاکنون استعفای چند عضو شورا بر اساس همان حق طبیعی قائل شده در واکنش و موضع گیری به رسمیت شناخته شده و جداشدگان توانسته اند از هجمه اتهامات ریز و درشت رهبری شورا جان بدر ببرند. اما اگر مدعی هستند که همه جداشدگان مشمول همین بهانه های شش من یک غاز از جمله بده بستان با جمهوری اسلامی و نفوذی بوده اند، بحث دیگری است.

در واقع آقای خزایی انگیزه واقعی نویسندگان و محتوای همه نوشته هایی که در طی این مدت صورت گرفته را یکجا نمایندگی می کنند و خیال همه را راحت. یعنی که زیاد خودمان را خسته نکنیم. یادمان نمی رود همین آقای روحانی و کریم قصیم همچون آقای خزایی پیشتر به همین درد عریضه نویسی های امروز آقای خزایی مبتلا بوده اند! و شک ندارم همان تک و توک افراد باقیمانده منفرد شورا همچون آقای خزایی هم دیر یا زود از شورا بیرون می زنند. به همین دلیل به ایشان پیشنهاد می کنم زیاد تند نروند. آزموده را آزمودن خطا است. این شتری است که در خانه شورا از همان سال ۱۳۶۳ تاکنون خوابیده است.

من ترجیح می دهم به جای آنالیز مطلب مطول ایشان و بیرون کشیدن تناقضات و گاف هایی که داده اند، کماکان تاکید کنم امثال ایشان حداقل از این به بعد واقع بینی را پیشه کنند. چنانچه پیشتر هم تاکید کردم، زدن مارک بده بستان و رابطه و نفوذی به آقای قصیم و روحانی یعنی خواندن فاتحه برای شورایی که بابت کنترل امنیتی اش آن همه هزینه پرداخته است، یعنی اینکه از اساس نه خانی آمده و نه خانی رفته. آقای خزایی و امثال او باید بدانند تن دادن و ماندن در این شورا حتی به ضرورت و مصلحت فرضی تحقق امر سرنگونی بدترین خودفریبی ممکن است. اگر باور ندارند می توانند به نتیجه گیری های متناقض در بالاترین سطح رهبری شورا و سازمان مجاهدین نگاه کنند تا ببینند خانه از پای بست ویران است. در یکی رهبری ایدئولوژیک انتخابات و نتایج آن را به لحاظ آماری و کیفی به رسمیت می شناسد و آن را نتیجه پیش گویی ها و صحت تحلیل های خود ارزیابی می کند! و در دیگری خانم مریم رجوی از اساس زیر همه چیز می زند و مدعی می شود رژیم آمار مشارکت را ۴ و ۵ برابر کرده و کسی در انتخابات شرکت نکرده است. این یعنی تناقض گویی، یعنی آنقدر تضادها متراکم شده که این طوری سر می ریزد؛ و متاسفم از این که امثال ایشان که مدعی روشنفکری هم هستند اینگونه خودشان را به کوچه علی چپ می زنند. مگر چه اشکالی دارد افرادی خودشان را از این چنبره تکرار وعده و وعید و توهم بیرون بکشند و بروند دنبال یک مبارزه واقعی. حتی چه اشکالی دارد وقتی می بینند اینگونه مضحکه عام و خاص می شوند بروند دنبال زندگی خود شان. حداقل اش این خواهد بود که خودشان را اسیر و ابیر توهمات رهبری ایدئولوژیک نمی کنند. این که آقای خزایی اینگونه عمق تنفرشان را اعلام می کنند به این دلیل است که می دانند روحانی و قصیم آخرین افراد از زنجیره اعضای منفرد شورا هستند که از سالهای ابتدایی همچنان در شورا مانده بودند و با رفتن این دو نفر فاتحه آن شورا واقعا خوانده شده است؛ و خزایی می تواند آخرین حلقه از آن زنجیره باشد. اشکالی ندارد وقت بسیار است. همچنانکه این سی و سه سال گذشته وقت کمی نبوده اما نمودار عضویت و ریزش در این سالها نشان داده همه چیز به سمت متلاشی شدن تمام و کمال شورا پیش می رود. نتیجه و مسبب این وضعیت اسف بار هم کسی نیست جز رهبری ایدئولوژیکی که از کم و کیف نقش و تسلط اش بر شورا و مجاهدین خودتان بهتر و بیشتر از ما واقف هستید.

همچنین:

آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید

2013/06/11

ایرج شکری، وبلاگ درفش، یازدهم ژوئن ۲۰۱۳: … یکی آن مردم شریف و روشنفکر برجسته ایران آقای دکتر منوچهر هزارخانی دوست قدیمی اوست، یکی پهلوان مسلم اسکندر فیلابی، میراث دار تختی است(کجا رفت رسم جوانمردی و احترام به شرف انسانها پهلوان! چرا در مورد دکتر قصیم و روحانی حرمت شکنی کردی؟ آیا بعد از امضای […]

آقای یغمایی، نه شما متهم هستید و نه مسعود رجوی قاضی. (شارلاتانیزم مجاهدین خلق)

2013/06/27

قادر رحمانی ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق )، نیم نگاه، بیست و هفتم ژوئن ۲۰۱۳: … آقای یغمایی شما در نامه خود سعی کرده اید به طرف مقابل بفهمانید با رژیم نیستید و هنوز خود را آزادیخواه می دانید یعنی همان کاری که آقای روحانی و قصیم دارند انجام می دهند. البته […]

سؤالات بی پاسخ ساکنان لیبرتی

2013/06/25

بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم ژوئن ۲۰۱۳: …  موضوع دیگری که موجب طرح سؤالات بسیاری شده جدا شدن آقایان روحانی و قصیم از شورای ملی مقاومت و به تبع آن برملا شدن افشاگری های آقایان یغمائی و مصداقی بوده است. مسئولین فرقه اعضا را اینطور توجیه میکنند که از ۶ ماه قبل در […]