برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ هجدهم و نوزدهم

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ هجدهم و نوزدهم

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ هجدهم و نوزدهمغلامعلی میرزایی، نجات یافتگان در آلبانی، هجدهم اکتبر 2020:… نشستهای پی درپی بعداز این در جریان بود.ولی نفرات گوششان از این حرفها پربود .ولی چاره ای نداشتند چراکه اگر اظهارهرگونه مخالفت میکردی یا مارک نفوذی می خوردی یا اینکه شب در یک محل خلوت چند نفر مشخص با نقاب بهت حمله میکردند وکلی کتک میزدند .ویا حتی اگر اعلام میکردی که نمی خواهی دیگر در فرقه بمانی اول یک چند ماهی در یک محل بنام اسکان (که قبلا برای آنهایی بود که زندگی مشترک داشتند ولی حال طلاق اجباری در رده های بالا شروع شده بود وآن محل خالی شده بود به عنوان انبارهای غذایی نگه می داشتند وهرشب وروز کتک کاری با همان افراد مشخص شده ) واگر بعد از چند ماه باز هم اصرار بر گفته خودت داشتی نفر را تحویل استخبارات صدام حسین میدادند. برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی 

مسعود رجوی مریم رجوی مجاهدین خلق ایران

مسعود رجوی و مریم عضدانلو

مزدوران و اطلاعات فروشان ایران و جنگ سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) است نه کس دیگر

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ هجدهم و نوزدهم

لینک به قسمت اول و دوم

لینک به قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم 

لینک به قسمت ششم 

لینک به قسمت هفتم

لینک به قسمتهای هشتم و نهم

لینک به قسمت دهم

لینک به قسمت یازدهم

لینک به قسمت دوازدهم 

لینک به قسمت سیزدهم 

لینک به قسمت چهاردهم

لینک به قسمت پانزدهم 

لینک به قسمت شانزدهم

لینک به قسمت هفدهم 

معرکه گیری چند باره رجوی

من ( رجوی ) رهبر عقیدتی شدم، مریم مسئول اول سازمان مجاهدین

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت هجدهم

غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 08.08.2020

در ادامه قسمت 17 که همه نفرات با شیپور در سالن جمع شده بودند که اعلام شیپورخوانده شود . همه فرماندهان در جنب وجوش بودند وبقیه با حالتی در ابهام منتطر بودند که حدود یک ساعت طول کشید در همین فاصله فرماندهان وکسانی که همیشه در این چنین مواقع ساز و دنبک میزدند همه را به دست زدن وشعار تشویق می کردند.درهمان موقع یک تلویزیون همراه با وایت اسکرین روی سن سالن آماده کردند ودرحالی که بقیه نفرات روی صندلی نشسته بودند اعلام کردند که همه جلوی سن تجمع کنند .

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

بعد ار چند دقیقه تلویزیون را روشن کردند .(در حالی که همه در ابهام بودند )صحنه تا آنجایی بخاطردارم مسعود ومریم روی سن ایستاده بودند ومریم با آرم سازمان ومسعود با پوشه یا کاغذی در دست وبقیه فرماندهان در یک سالن روی صندلی نشسته بودند .که ناگهان مسعود شروع به خواندن متنی کرد که در دستش بود .موضوع این بود که طوری که سرکرده فرقه خواند از این قرار بود .البته متن کاملش در آرشیو هست ولی با همان شیوه خاص خودش نامه با این مضمون بود که بنا بر اساس رشد تشکیلانی از این به بعد خواهر مجاهد مریم رجوی به عنوان مسعول اول سازمان مجاهدین با اکثریت آرا به مدت 2سال انتخاب شده و از همه مجاهدین می خواهم که دستورات اورا پیروی کنند .و سپس نامه را به مریم داد و او هم با ارم سازمان را بد چشمهایش نهاد وشروع به گریه کردن وسوگند خوردن (البته همه چیز از قبل تدارک چیده شده بود )بعد از کلی که هردوتا صحبت کردند بقیه  هم در ادامه صحبتهایی کردند که من در آن موقع یک حالت عجیبی داشتم واصلا”متوجه نبودم که در پیرامونم چه می گذرد. به ناگهان برگشتم پشت سرم را نگاه کردم دیدم پسرمسعود هم پشت سرم ایستاده و او هم درست همان حالت را دارد . بعد از این مسعود ادامه داد که من جایی نرفتم همیجا هستم بعنوان رهبر عقیدتی و….که مریم هم درادامه سخنان او را تکمیل کرد.بعد از آن که نمیدانم چقدر طول کشید همه نفرات در حالی که ناراحت بودند ار این موضوع می خواستند از سالن بیرون بروند با سینی بستنی وشیرینی نفرات را به پذیرایی دعوت کردند که خیلی ها بدون اینکه چیزی بخورند از سالن با هم زدیم بیرون وبه محل استراحت رفتیم بدون اینکه حتی یک کلمه با هم صحبت کنیم (البته نه از ترس )بلکه از این وقایع که رخ داده وگفته شده با اکثریت آرا.این از کجا در آمده بود همه در ابهام بودند .

غلامعلی میرزایی اسیر سابق ایرانی

آقای غلامعلی میرزایی

اگر اشتباه نکنم آنروز پنچشبه بود وتا شب بجز برای شام کسی بیرون نیامد.موقع شام همراه با فراخوان که آهنگی از میکروفون فرهنگی پخش می شد نفرات بصورت تک نفره به سالن برای شام می رفتند که در همان زمان شام هم دوباره همان نوار پخش شد ولی همه بی تفاوت شام راخوردند و از سالن خارج شدند .رسم براین بود که یک ساعت بعد از شام فیلم سینمایی پخش میشد ونفرات به سالن می آمدند ولی ان شب متوجه شدم که تعداد اندکی که از نفرات قدیمی بودند به سالن رفتند وتعدادی دیگر هم به عناوین مختلف در محوطه تردد می کردند که بقیه را زیر نظر داشته باشند .اما با این وجود نفرات زیادی شروع به قدم ردن به سمت بالای خیابان نموده که من هم خودم را به آنها رساندم .اول صحبتهای معمولی بود بعد شروع شد به بحث روز که هرکس چیزی می گفت ولی همه متفق القول  بودند که سازمان مجاهدین شد (سازمان زنان) واز این به بعد هرزنی به خاطر کمبودهایی که در گذشته داشته حال باید به هر طورشده جبران بکند.

صبح که برای نماز بیدارباش زدند یک اطلاعیه روی تابلوی آسایشگاه زده بودند که بیدارباش ساعت 1100می باشد .همه می دانستیم که هروقت بیدارباش تغییرمی کند یک نشست عمومی است .

نفرات از ساعت 800 از خواب بیدار میشدند وبه سالن برای صبحانه می رفتند ومنتظراخباربعدی بودند که آنروز منتظر ساعت حرکت برای نشست بود ولی تا نزدیکی به شروع نشت نمی گفتند .ولی خود نفرات بر اساس تجربه آماده می شدند .اگر اشتباه نکنم آنشب شام را زودتر سرو کردند و گفتند که برای نشست می رویم وفقط دفتر وخودکار همراه خودتان بیاورید.

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

در تاریکی هوا به سمت سالن اجتماعات حرکت کردیم وبراساس برنامه ریزی از قبل تعیین شده یک عده شروع به شعار دادن و…را شروع کردند وبقیه در فکراینکه چه آینده ای در انتظارشان است سرها به پایین ودرفکر بودند تا اینکه به سالن اجتماعات رسیدیم .سمت چپ ورودی سالن یک سوله بزرگ بود که آن را برای بازرسی بدنی آماده کرده بودند ولی اینبار نسبت به دفعات قبل که بازرسی بدنی انجام می گرفت دستگاه ها ونفرات بیشتری چیده بودند که حتی آنهایی که مشکل جسمی یا فلج بودند در قسمتی دیگر بایستی کاملا”چک می شدند که کلی بایستی در صف می ایستادی که بازرسی انچام شود.

بعد از اتمام بازرسی مدتی هم در محوطه سالن اجتماعات منتظر ماندیم تا دربهای سالن باز شد وبرای هریکان قسمتی را مشخص کرده بودند  که برای هرنفر پرچم ایران وآرم سازمان وکلی وسایل زرق وبرق دار برای تبلیع روی هر صندلی گذاشته بودند.بعداز اینکه همه در محلهای خود مستقرشدند وکلی آهنکهای گوناکون پخش شد به ناگهان صدای دست زدنهای مستمر شروع شد که متوجه شدم مسعود و مریم رجوی بالای سن هستند.

معرکه شروع شد ومسعود شروع کرد با این جمله آهای شماهایی که می گفتیید من کجا هستم؟می بینید همینجا پیش شما .ودوباره تکرار نوار وصحبتهای شورای مرکزی .وتعدادی در صف برای تعریف وتمجید .تعدادی هم که همزمان از سالن بیرون آمدند به بهانه سیگار کشیدن .که در این طورمواقع تفرات مسعول می آمدند وتذکرمی دادند که بجه ها برید داخل نشت است وبرادر دارد بحث را باز می کند ولی نفرات به بهانه های مختلف خودشان را جایی مخفی میکردند…..این نشست تا نزدیک صبح ادامه داشت و تماما “حرفهای تکراری…

ادامه دارد

مسعود رجوی خود را رسما رهبر مادام العمر و ایدئولوژیک فرقه مجاهدین کرد

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت نوزدهم

غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 18.10.2020

بدنبال نشست معرفی مریم که تا صبح ادامه داشت واکثرا خواب بودند به مقر باز گشتیم . ظهرکه برای نهار رفتیم دوباره تکرار نوارشب گذشته را پخش کردند وگفتند چون شب گذشته همه ذوق زده بودیم متوجه نشدیم برادرچی گفته است . بنابراین همه بایستی نوار را دو باره  گوش می کردیم وسپس هرکسی گزارش را خودش را جدا گانه می نوشت برداشت های خودش را در این گزارش می نوشت  که چی گرفته است وبعدگفته شد  نشست عمومی با همین ترکیب می گذاریم.

اجبارا همه نشستیم که دو باره چرندیات سرکرده فرقه رجوی ملعون را گوش کنیم. باز هم  همه در خواب ویا اینکه نفرات به بهانه های مختلف در محوطه  بیرون سالن قدم میزدند. که در همین زمان چند تا از مسئولین بالای فرقه می آمدند نفرات را بیدار می کردند ویا با تذکر اینکه خوب نیست, خواهران اینجا نشتند. در همین حال چای یا یک شیرینی سرو میکردند که نفرات نخوابند. ودر همان لحظه هم تعدادی میرفتند ونفراتی را که بیرون رفته بودند به عناوین گفته شده به داخل سالن می کشاندند.

تا اینکه برای چندومین بار چه حضوری ویا با دیدن نوار به اصطلاح مریم مسئول اول چرا تمام شد. قرار شد هر کس آنچه را که برداشت کرده ویا به قول خودشان از این انتصاب گرفته گزارش بنویسد ویا در جمع بیاید صحبت کند.

بعد از رفتن به محل استراحت برای هر نفر کاغذآوردند که نفرات گزارشات خود را از این انتخاب(یا انتصاب)بنویسند.

طبق معمول کسانی از خودشان بودند که در همان محل استراحت شروع به نوشتن گزارش کردند (با وجود اینکه اتاق کار داشتند)فقط بخاطر اینکه دیگران ببینند که انهاهم مانند دیگران هستند وبتازگی این بحث را شنیدند درآنجا گزارش های خود را می نوشتند تا بقیه تحت تاثیر اینها اقدام به نوشتن کنند.

تاعصر تعدادی در حال نوشتن بودند وآنهایی که گزارشات خود را نوشته  بودند می رفتند گزارشات خودرا تحویل میدادند.

عصرهمان روز گفتند همه ساعت پنج در سالن غذاخوری باشید نشت است .

همه به سالن رفتیم, داخل سالن که شدم دیدم صندلیها چیده شده برای نشست. ودر بالای سن میز وصندلی برای مسئول نشست وسه تا میکروفن در بین صندلیها برای نفرات.

به محض اینکه نفرات آمدند وآمارگیری انجام شد مسول نشست وارد شد. یکدفعه همان نفرات توجیه شده به پشت میگروفونها هجوم بردند.

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

وهرکس تلاش داشت از دیگری سبقت بگیرد.(البته اینها همه نفرات قدیمی خودشان بودندو از قبل هم توجیه شده بودند) افراد قدیمی هم که حتی گزارش ننوشته بودند و یا با بحث در زاویه بودند در انتهای سالن قدم میزدند به صحبت های افراد با تمسخر به قدم زدن ادامه می دادند.

تعداد نفراتی که برای خود نمایی به پشت میکروفون زیاد بودند  که در جلوی جمع و مسئول مربوطه صحبت کنند و بگویند که ما بحث را گرفته ایم, و خودشان را خوبتر از بقیه نشان بدهند که این چرندیات مسعود رجوی را گرفته ایم. ولی قصد نشست بیشتر این بود که نفراتی که با این فرقه و این انتصاب مشکل دارند بروند صحبت کنند اما از این نفرات زاویه دار کسی پشت میکروفون نرفت و همچنان در پشت قدم می زدند. نشست بدون اینکه نفراتی که مورد نظرشان بود که صحبت بکنند  تمام شد.وگفتند این نشتها ادامه دارد ولی بدلیل کمبود وقت الان تمام می کنیم .واگر هم کسی می خواهد جداگانه صحبت کند می تواند بیاید درب اتاق کارمن برای همه باز است (گفته مسئول نشست)

بعد ازنشست دوباره ریل همیشگی شروع شد ونفرات را جداگانه صدامیزدند که اطلاعات کسب کنند که نفرات از چه چیزی ناراحتند تا بر اساس آن به سرکرده فرقه گزارش کرده تا اوهم مانند گذشته یک چرندیاتی سرهم کند ونشستی بگذارد تا نفرات را قانع کند. چرا که اکثر نفرات با این انتصاب مخالف بودند.

نشستهای پی درپی بعداز این در جریان بود.ولی نفرات گوششان از این حرفها پربود .ولی چاره ای نداشتند چراکه اگر اظهارهرگونه مخالفت میکردی یا مارک نفوذی می خوردی یا اینکه شب در یک محل خلوت چند نفر مشخص با نقاب بهت حمله میکردند وکلی کتک میزدند .ویا حتی اگر اعلام میکردی که نمی خواهی دیگر در فرقه بمانی اول یک چند ماهی در یک محل بنام اسکان (که قبلا برای آنهایی بود که زندگی مشترک داشتند ولی حال طلاق اجباری در رده های بالا شروع شده بود وآن محل خالی شده بود به عنوان انبارهای غذایی نگه می داشتند وهرشب وروز کتک کاری با همان افراد مشخص شده )

واگر بعد از چند ماه باز هم اصرار بر گفته خودت داشتی نفر را تحویل استخبارات صدام حسین میدادند. که معلوم نبود چه بلایی سر نفرمی آید(این گفته خود سرکردگان فرقه مجاهدین خلق است)تعدادی که به استخبارات برده شدند اصلا از سرنوشت آنها هیچ کس خبردار نشد. نا کفته نماند اگر کسی پیگیری میکرد که دوستم یا فلان کس کجاست جواب این بود به ماموریت فرستاده شده بهتراست شما هم ندانید وبنفع خودتان است چون درهمه ارتش ها نفرات هرچه کمتر اطلاعات داشته باشند بنفع خودشان است.(البته شاید خواننده این مقاله فکر کند من اینها را چرا الان میگویم. دلیش این است زمانی از فرقه جدا شدم از نفزاتی که قبلا جدا شدند شنیدم یا در صفحات دنیای مجازی با این واقعیتها آشنا روبرو شدم.

مجاهدین خلق (فرقه رجوی)؛ دوستان پرسش‌برانگیز واشینگتن

اما برگردیم به همان بحث که در فوق اشاره کردم .

دولت بعثی عراق کویت را اشغال کرد .واین شد یک بهانه برای سر کرده فرقه که در همان رابطه بحثهای کشاف از خود بسازد از قبیل اینکه چه خوب شد که وارد این انتصاب شدیم واگر این انجام نمی شد در این شرایط معلوم نبود چه بلایی برسرسازمان می آمد. ولی الان این شد یک نعمت که باید از شرایط پیش آمده استفاده کنیم. چرا که در همچنین بحرانهایی است که نیروهای انقلابی به پیروزی میرسند. و کار ما از الان با طرحهایی که مریم آماده کرده شروع خواهد شد.

لینک به منبع

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند ، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ هجدهم و نوزدهم

***

The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian governmentThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Kidnaped_Canadian_woman_AlbaniaCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted membersAlbania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

مسعود خدابنده تلویزیون ایران اینترنشنال ژوئن 2018گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین در پاریس با ایرج مصداقی و مسعود خدابنده و علیرضا نامور حقیقی

همچنین: