برخلاف تبلیغ فرقه ی رجوی، داعش، کماکان دشمن بشار اسد نافرمان است!

برخلاف تبلیغ فرقه ی رجوی، داعش، کماکان دشمن بشار اسد نافرمان است!

صابر ازتبریز( امضاء محفوظ)، هفدهم ژانویه 2015:…  خسته شدم از شنیدن دروغ های فرقه ی رجوی! عرق شرم برتنم نشست وقتی دیدم که این هموطنان من ، چگونه درخدمت نظام جهانی سلطه گر ، هیچ قاعده ی انسانی را رعایت نکرده وهرآنچه اخلاقیات است را زیر پا گذاشته و در کسب برائت برای جهان سلطه گر غرب ، سرازپا نمیشناسد! برخودم لرزیدم که دستگاه های مغز شوئی فرقه ی رجوی چقدر بیشرمانه …

Maryam Rajavi terrorist syriaگروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد

گزارش سحر، ۲۰۰۹: پادگان مریم رجوی (فرانسه) از بیرون و از درون

قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز Auvers-sur-Oise در استان سرژی پونتواز Cergy-Pontoise در کشور فرانسه از زمان پیدایش خود با تأیید دولت وقت فرانسه نقش مقر سرفرماندهی جنگ مسلحانه این سازمان علیه جمهوری اسلامی را به اشکال مختلف ایفا کرده است.

(با تشکر از صابر، دریافت شد. ایران اینترلینک)
https://iran-interlink.org

برخلاف تبلیغ فرقه ی رجوی، داعش، کماکان دشمن بشار اسد نافرمان است!

27/10/1393 شمسی

خسته شدم از شنیدن دروغ های فرقه ی رجوی!

عرق شرم برتنم نشست وقتی دیدم که این هموطنان من ، چگونه درخدمت نظام جهانی سلطه گر ، هیچ قاعده ی انسانی را رعایت نکرده وهرآنچه اخلاقیات است را زیر پا گذاشته و در کسب برائت برای جهان سلطه گر غرب ، سرازپا نمیشناسد!

برخودم لرزیدم که دستگاه های مغز شوئی فرقه ی رجوی چقدر بیشرمانه عمل کرده واسلامی را که خود مدعی وابستگی بدان هستند ، اینقدر تحقیر و تضعیف میکنند تازمینه ی اجرای تئوری کثیف ” جنگ تمدن ها”- واین بار درایران- را شعله ورتر کنند!

من بارها و ازوایای مختلف باین مسائل پرداخته وتلاش کردم که نوری را بر تاریکی جهالت رجوی ساخته بتابانم و جوانان کم تجربه و کم سن وسال کشور را ازماهیت قضایایی که بنام اسلام ودرشکل تروریستی ارائه وتبلیغ میشود ، آگاه سازم و…

بازهم نوشته ی دیگری است ازوبسایت فرقه ی رجوی که با کمک گرفتن ازاظهارات ” فرانسوا اولاند رئیس‌جمهور فرانسه” ، دشنه ای زهر آگین تهیه کرده وبر قلب منافع ملی ما زده ودشمن اصلی بشریت وبانیان تروریزم درقالب اسلام، یهودیت، مسیحیت ، بودائیت و… را ازانظار مردم کم آگاه به مسائل تاریخی و …، پنهان ساخته وجانشین دروغینی بنام ایران، سوریه و… برای آن بتراشند.

متن خبر فرقه ی رجوی چنین است:

” فرانسوا اولاند: رژیم اسد در ارتباط با داعش است- فرانسوا اولاند رئیس‌جمهور فرانسه گفت: ما می‌دانیم که میان رژیم اسد و داعش ارتباط وجود دارد. فرانسه به‌خوبی می‌داند که روابط میان این دو چگونه است. فرانسوا اولاند که در کنفرانس جهان عرب در پاریس سخنرانی می‌کرد، افزود:

این درسی است که از درد و رنج مردم سوریه می‌گیریم. به‌دلیل این‌که این درد و رنج ها برطرف نشده، نیروی دیگری جایگزین شده و به این دلیل است که وضعیت اسفبار کنونی را مشاهده می‌کنیم. در سوریه رژیمی وجود دارد که کشتار مردم را ادامه می‌دهد و گروهی تروریست وجود دارد که خود را مخالف رژیم اسد معرفی می‌کند. این در حالی است که ما نسبت به ارتباطات میان طرفین آگاهی داریم. وقتی جامعه جهانی در تصمیم‌گیری بر سر این بحران تأخیر می‌کند بحران انسانی آن به کشورهای همجوار سرایت می‌کند “.

میدانیم که درمقایسه با دیگر کشورهای غربی، کشور آلمان بصورت ظاهر هم که شده ، دخالت کمی درایجاد گروههای بنیادگرای تکفیری داشته وبنابراین یک مقاله ی ترجمه شده از مطبوعات خود آلمان را ذیلا میآوریم تا حداقل دخالت دنیای غرب را درایجاد این گروههای ضدبشری واهداف آن برخواننده روشن گردد وازاین دخالت کم، میزان دخالت های بیشتر را برآورد کنند!

صابر

.

اسلامگرائی افراطی” چاقوئی که غرب تیز کرده – ژرمان – فورن پالیسی

کشورهای غربی سهم قابل توجهی در تقویت جهادگرائی خشونت باری که این روزها به خود آنها ضربه میزند داشته و هنوز هم دارند. برای مشاهده این نقش کافیست نگاهی به جنگ افغانستان در سالهای دهه 80 و جنگ داخلی سوریه در همین امروز بیفکنیم. دلیل کمک های وسیع غرب به جهادگرایان در افغانستان که سبب راه یافتن آنها به عرصه بین المللی نیز شد این بود که بنظر می رسید آنها می توانند به اتحاد شوروی شکستی استراتژیک وارد آورند. آلمان فدرال حتی به مسلمانان جهادگرای عرب تعلیمات نظامی داد. در جنگ داخلی سوریه همپیمانان منطقه ای غرب و همچنین آلمان برای پیش بردن هدف استراتژیک خود که ساقط کردن دولت بشار اسد در سوریه است تا همین امروز به جهاد گرایان مسلمان کمک می کنند. در سال 2011 در جنگ لیبی، برای ساقط کردن قذافی نیز به شبه نظامیان جهاد گرا کمک کردند. در این جنگ ها نه تنها قتل بلکه منهدم کردن زیرساخت این کشورها نیز مجاز بود.

یک فکر عالی

دلیل ساده دخالت غرب در جنگ سالهای دهه 80 در افغانستان با عواقبی که در بر داشت، تاملات استراتژیک بود . آنطور که زیبینگو بریژینسکی، مشاور امنیتی ملی امریکا در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر، بعد ها اظهار داشت جیمی کارتر روز سوم ژوئیه 1979، نزدیک به شش ماه قبل از آغاز دخالت شوروی در افغانستان فرمانی را مبنی بر حمایت از شورشیان افغانی امضاء کرد. در آن زمان بریژینسکی این طور پیش بینی می کرد که این پشتیبانی آمادگی مسکو را برای دخالت بیشتر خواهد کرد. هنگامی که در 25 دسامبر 1979 نیروهای شوروی واقعا از مرز عبور کردند بریژینسکی نوشت: ” ما حالا امکان داریم برای شوروی یک ویتنام بسازیم .” (1) برای رسیدن به این هدف باید جنگ پارتیزانی علیه ارتش سرخ تداوم یابد. از این رو کشورهای غربی بر حمایت خود از شورشیان افزودند. این محاسبه استراتژیک به نتیجه رسید؛ جنگ افغانستان به تضعیف روسیه و به پیروزی نظام غرب در جنگ دو نظام کمک کرد. این که عواقب اجتماعی و سیاسی این مانور برای افغانستان و فراتر از آن چه خواهد بود، برای غرب بی اهمیت بود.

حمایت غرب از افغانستان جامع بود؛ در اواسط دهه هشتاد هزینه سالانه آن به صدها میلیون دلار بالغ گشت. با این پول نه تنها جنگ سالاران افغانی بلکه جهادگرایان از بسیاری از کشورهای عربی نیز تغذیه می شدند – در میان آنها کم نبودند کسانی که به دلیل فعالیت های نظام برانداز در کشورهای خود تحت تعقیب بودند، و …. طبق تخمین کارشناسان تعداد افرادی که از کشورهای عربی میان سالهای 1980 و 1992 علیه ارتش شوروی می جنگیدند بین 10 تا 20 هزار نفر در نوسان بود. یکی از آنها هم سرمایه دار عرب “بن لادن” بود که در سال 1986 در منطقه مرزی افغانستان با پاکستان بنام “پکتیا” اردوگاه آموزش های نظامی برپا کرده بود. مهارت هائی که آنها در آنزمان کسب کردند، قدرت نبرد آنها را به سطح تازه ای ارتقاء داد. مهم تر از همه این بود که جهاد در افغانستان موقعیت بی نظیری برای داوطلبان عرب بوجود آورد که بتوانند با برقراری ارتباط با یکدیگر به سازماندهی بین المللی دست یابند. این نکته در تحلیلی درباره پیدایش تروریسم اسلامی درج شده است.(3) .. . بنا به تصریح همان تحلیل “جهاد علیه اتحاد شوروی بود که برای نخستین بار به آنها امکان داد دست به سازماندهی مشترک بزنند، یک ایده ئولوژی واحد تدوین کنند و در پی دستیابی به اهداف مشترک باشند”. به این ترتیب آنها موفق به عبور از سدی شدند که اندک زمانی بعد ایجاد شبکه های القاعده را برای بن لادن ممکن ساخت .

آموزش برای مجاهدین

در حمایت عمومی غرب از جهاد در هندوکش، آلمان نیز سهیم شد – از طریق سازمان اطلاعاتی آلمان BND، نیروهای ویژه پلیس و بوندس ور (ارتش آلمان). “در نزدیکی پیشاور کارمندان GSG9 (کماندوهای زبده آلمان ) مجاهدان را آموزش می دادند این مطلب در کتابی در باره عملیات جاسوسی آلمان در خارج که یک کتاب استاندارد است، درج شده است (4) ” به داوطلبان عرب (منظور از “عرب” ساختارهایی مانند ساختارهای بن لادن است) در منطقه “چمن” در پاکستان و حتی در ” اوبر بایرن” واقع در جنوب آلمان، آموزش عملی و نظری داده می شد. در خود افغانستان یک افسر پیرا پزشگی و یک سرگرد (ماژور) سازمان اطلاعاتی بوندس ور(ارتش آلمان) ماموریت داشتند که از مجاهدین حمایت کنند) نکات پیشگفته نیز در همان کتاب استاندارد درج شده است. افسر پیراپزشگی مدتی در همسایگی بلاواسطه بن لادن بسر می برد. سازمان BND افزون بر آموزش های نظری و کمک های عملی، لباس های زمستانی، دوربین های دید در شب و دستگاههای مین یاب در اختیار آنها می گذاشت و آنها را از اطلاعات جاسوسی بدست آمده درباره فعالیت های گروههای نظامی روسیه و افغانستان مطلع می ساخت. از آنجا که ” ب. ان. د.” سلاح های روسی را که مجاهدان به غنیمت گرفته بودند – برای شناسائی و تحقیق – از مجاهدان می خرید، مقادیر زیادی پول به صندوق مجاهدان سرازیر می شد. برخی از ماموران اطلاعاتی و سربازان زبده آلمانی حتی همراه با شورشیان در کوهها راه می پیمودند و گهگاه ” با دشمن تماس” پیدا می کردند و در چند مورد حتی تیراندازی هم کرده اند، این ها را کسی می گوید که خود در عملیات آن زمان خود حضور داشته است. (5) از این عملیات نه افکار عمومی با خبر بود و نه حتی گزارش آن به مجلس آلمان داده می شد.

” جنگ با تروریسم”

آلمان با این اقدامات نه تنها نقش ایفاء می کرد بلکه به مجاهدان برای ارتقاء مهارت ها کمک می کرد. آلمان در اتحادیه غرب، در گذشته نزدیک و همین اواخر، بارها و بارها از حملات خشونتبار مجاهدانی که مورد حمایت همپیمانهای نزدیک آلمان در خاور نزدیک هستند بهره های سیاسی برده است. این امر از آن جهت قابل توجه است که آلمان از اکتبر 2001 در “جنگ با تروریسم” که اعلام شده سهیم است (6) و در این عرصه حتی هم نقض شدید حقوق بشر را هم تحمل می کند و هم فعالانه آن را تسهیل می کند (7) و این تصور را تغذیه می کند که با جهاد گرائی خصومت آشتی ناپذیر دارد. البته این خصومت فقط در مواردی است که جهاد در برابر غرب و منافع غرب قرار گیرد.

متحد دوباره

نمونه آن را بعنوان مثال می توان در جنگ لیبی در سال 2011 مشاهده کرد، که آلمان در آن حضور علنی نداشت ولی برای آن کشورهای عضو ناتو که دست در کار جنگ بودند “همدردی” قائل بود.(8) سقوط قذافی در برلین بارضایت خاطر مورد تایید قرار گرفت. از جمله کسانی که در آن جنگ نقش داشتند یکی هم “عبد و الحکیم بلحاج” بود. بلحاج در سال 1966 در لیبی چشم به جهان گشوده بود، در سال 1988 از طریق عربستان سعودی به افغانستان رفت و در جهاد شرکت کرد – البته در کنار غرب. 1992 به لیبی بازگشت تا در سال 1995 قیامی علیه قذافی برپا سازد- دشمن مشترک غرب و جهادگرایان. آنطور که می گویند بلحاج و مجاهدانش (گروه جنگجویان اسلامی لیبی LIFG) در آن زمان نه تنها از پشتیبانی MI6 سازمان اطلاعاتی برون مرزی انگلیس برخوردار بود، بلکه بن لادن هم از او حمایت می کرد. در سال 2004 بلحاج در ارتباط با ” جنگ با تروریسم ” زیر نظر غرب قرار می گیرد و به اسارت سیا در می آید، شکنجه می شود و به لیبی تحویل داده می شود. در آنجا زندانی و شکنجه می شود. در سال 2010 از زندان آزاد می شود. در سال 2011 که غرب مانند سال 1980 در افغانستان، برای برانداختن یک رژیم نامطلوب به مجاهدان محلی نیاز داشت، دوباره به سراغ بلحاج می رود: هنگامی که او گروهی از مجاهدان را گرد می آورد و یک تیپ سازمان میدهد تا در شورش شرکت کند، زیر چشم سازمان های اطلاعاتی غرب توسط امیر قطر تا دندان مسلح می شود (9) پس از سالهای 1988 و 1995 این سومین باراست او در کنار غرب برای ساقط کردن یک حکومت نامطلوب وارد میدان می شود. همدستی دوباره غرب با بلحاج و دیگر جهادگرایان به ویرانی لیبی کمک کرد (10) – و افزون بر این لیبی امروز یک دژمستکحم اسلامگرایان خشونت کار است: اینک داعش در لیبی شرقی استوار بر زین نشسته است.

یک ابزار کارآمد

در جنگ سوریه نیز جهادگرایان بازهم در کنار غرب و همدستانش – که برخی از آنها در سالهای دهه1980 در عملیات هندوکش شرکت داشتند، می جنگند. اینجا هم بازمانند لیبی آنها را بعنوان ابزاری کارآمد علیه یک دشمن مشترک بکار می گیرند در حالی که به عواقب اجتماعی و سیاسی آن وقوف کامل دارند.


http://www.german-foreign-policy.com/de/fulltext/59029

www.german-foreign-policy.com

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15423

جناب استیونسون، ریشه ی سرطان جهادی نه درتهران که درمنافع سلطه گران است!

مریم رجوی داعش تروریسم صابر ازتبریز( امضا محفوظ)، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  استروانس استیونسون را که میشناسید؟ او همان شخصی است که زمانی عضو اسکاتلندی پارلمان اروپا بود وبخاطر حمایت های افراطی اش ازفرقه ی رجوی، گنار گذاشته شد واینکه حالا جکار میکند، برنویسنده ی این سطور روشن نیست وآنچه که روشن بوده این است که بانوشتن مقالات وانجام مصاحبه ها بامحتوای نشر اکاذیب وحمایت ازخشونت ودخالت وقیحانه …

استراون استیونسون مجاهدین خلق صدام مریم رجوی تروریسمپشت پرده بیانیه تکراری استیونسون (دلقک معزولی که دیگر خنده دار نیست)

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIفیگارو: مجاهدین خلق در کنار تکفیریها در سوریه می جنگند
Le Figaro: Mojahedin Khalq (aka MKO, MEK, Rajavi cult) Fight alogside insurgents in Syria

(با تشکر از صابر، دریافت شد. ایران اینترلینک)
https://iran-interlink.org

ریشه ی سرطان جهادی نه درتهران که درمنافع سلطه گران است!

۲۱/۱۰/۱۳۹۳خورشیدی

استروانس استیونسون را که میشناسید؟

او همان شخصی است که زمانی عضو اسکاتلندی پارلمان اروپا بود وبخاطر حمایت های افراطی اش ازفرقه ی رجوی، گنار گذاشته شد واینکه حالا جکار میکند، برنویسنده ی این سطور روشن نیست وآنچه که روشن بوده این است که بانوشتن مقالات وانجام مصاحبه ها بامحتوای نشر اکاذیب وحمایت ازخشونت ودخالت وقیحانه درامور داخلی ایران درخدمت باند مافیایی رجوی بوده تا این باند بتواند باترجمه ی نوشته های او ( یا اوباترجمه ی نوشته های فرقه ی رجوی) ، خوانندگان نشریات خود را دچار گمراهی نموده وبه مسعود ومریم رجوی فرجه ی بیشتری برای نگهداری واستمرار سیستم برده داری خود درکمپ لیبرتی عراق بدهد!

نوشته ی این پارلمانتر !! عنوان ” حمله پاریس : سرطان جهادی ریشه اش در تهران است ” نام دارد که وبسایت رجوی ها بنقل از دیپلومات(؟؟) آنرا منتشر کرده است!

این جیره خوار باند رجوی درنوشته اش آورده است:

“وحشت کشتار ده روزنامه نگار و دو پلیس درپاریس به سادگی آخرین مظهر گسترش اسلام بنیادگرا میباشد که ردپای آن میتواند در انقلاب ایران وبه قدرت رسیدن آیت الله بزرگ خمینی که در ایران اولین جمهوری اسلامی را پدید آورد جستجو کرد “.

با وجود اینکه تفرعات موضوع روشن نشده و مسائل پشت پرده هنوز نامعلوم است ، با این وجود ، درمورد علت این کشتار فجیع دونوع گمانه زنی ، ازدیگر فرضیات ارائه شده معقول تر بنظر میرسد:

۱- اولاند رئیس جمهور فرانسه طی سخنانی درخواست لغو تحریم های اقتصادی برعلیه روسیه را نموده بود که مسلما مورد دلخواه آمریکا وهمکاران نزدیکترش قرار نگرفته وبا ایجاد این ناامنی خواسته اند که هشداری به اولاند داده باشند که پاراازگلیم فراتر نگذارد!

ازاین بابت که افسار این نوع بنیادگرایان دردست ” انگلو صهیونیست ” هاست ، این فرضیه دور ازمنطق نمیتواند باشد.

۲- هیئت حاکمه ی غرب غرق دربحران ساختاری خود، بدین وسیله خواسته است که حادثه ای شبیه جنایت ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ومربوط به برج های دوقلوی آمریکا بوجود آورده وعرصه را برمردم جهان وشهروندان خودش تنگتر نموده تا کنترل بیشتری بر زندگی خصوصی مردم داشته وجلوی تحرکات اعتراض آمیز آنها را بگیرد!

هنوز فراموش نکرده ایم که دستآورد بزرگ حکومت آمریکا ازحادثه ی سپتامبر – که گذاشت اتفاق بیافتد – این بوده که فرصت یافت به بهانه ی کنترل تروریزم، با شنود مکالمات تلفنی وبازکردن نامه های پستی و الکترونیکی مردم آمریکا ودیگر نقاط جهان ، ازجزئی ترین تحرک مردم آگاه شده وجلوی شورش ها واعتراضات احتمالی را که زایده ی این بحران بزرگ اقتصادی- اجتماعی است، بگیرد!

استروانس استیونسون گرامی و دوستان فرقه ای شما!

البغدادی و یا اسامه بن لادن درایران آموزش ندیده ، شیعه نبوده اند و ضمن اینکه کوچکترین ارادتی به امام خمینی نداشتند وبرعکس دشمن سرسخت او هم بودند وبنابراین برای لوث کردن مسئله ، از طرح این ادعاهای دروغ اجتناب کنید که فایده ای برایتان ندارد!

دیگر برهمگان روشن شده که ابوابکر البغدادی مرتبط با القاعده، درزندان عراق وتحت نظر نیروهای آمریکائی بوده ودارای آنچنان موقعیتی بود که میتوانست به تمامی بندهای زندان سربکشد ( امتیازی که تنها شامل زندانیان خاص وخودی است) وبه آموزش وسازماندهی نیروهای آتی اش بپردازد و درحقیقت هسته های اولیه ی داعش را درزندان آمریکائی ها وبطور آزادانه تشکیل داد، با مامورین ورزیده ی موساد درهمان زندان عراق سرهم ریخت وآموزش های لازم را فراگرفت و زمانی که تاریخ مصرف معمر قذافی برای جهان سلطه گر غرب تمام شد، گروه البغدادی درتخریب وغارت لیبی شرکت کرد وبدین طریق صاحب امکانات مضاعف شده وبا آمادگی کامل وارد سوریه شده و به نیروی اصلی تکفیری درآنجا تبدیل شد وبقیه ی ماجرا که احتیاج به شرح ندارد!

این رشد وارتقای ابوبکر البغدادی وگروهش ، چه ارتباطی با آموزش ها واقدامات امام خمینی داشت؟؟!!

دیگر اینکه بنیاد گرایی اسلامی دراواخر قرن ۱۹ وتوسط دولت انگلستان وبمنظور ضربه زدن به نیروهای ملی کشورهای اسلامی ومحاصره ی شوروی سابق بنیان نهاده شد وتجهیز گردید واین مسئله ابدا ربطی به ایران وشخص امام خمینی ندارد!

شما وما ازنحوه ی تشکیل دولت عربستان با دخالت صددرصدی انگلستان و توسط آل سعود و وهابیون بخوبی اطلاع دارید وداریم ومیدانیم که دهه ها قبل از انقلاب اسلامی ایران وجود داشته و این باررهبری شان بدست آمریکا افتاده بود و شما این مشکل رادارید که بنفع خود نمیبینید که این مسائل راروشن کنید!

این لابی کننده ی پرتلاش فرقه ی رجوی، به نوشته هایش چنین ادامه میدهد:

” بعد از اعدام ۱۳۰ هزار تن از اعضاء گروه اوپوزیسیون مجاهدین خلق در سال ۱۹۸۰ ،خمینی شروع به گسترش سرطان بنیادگرایی خود درسراسر خاورمیانه کرد . جانشین او آیت الله علی خامنه ای این انحراف زشت و شنیع از اسلام را با کمک مالی و آموزش و مجهز کردن سازمانهای تروریستی به صورت بین المللی درسراسر خاورمیانه درآورد “.

ظاهر این آقا اهمیتی به مقام ارقام واعداد نمیدهد و برآمارقبلی ۱۲۰هزار نفری فرقه ی رجوی ، ۱۰ هزار دیگر هم افزوده است!

این رقم اعدام آنهم ازنیروهای مجاهدین دورازخلق ابدا صحت نداشته ونویسنده به راحتی وبا وجدان علمی راحت میتوانست لااقل صفر آخر این عدد رابردارد!

جواب قسمت دوم این شبهه قبلا داده شده وباز تاکید میشود که این ترورها مربوط به دست پروردگان ” انگلو صهیونیزم ” بوده ومسلمان افراطی بودن این تروریست ها ربطی به آموزه های اسلام نداشته و اینها شیعیانی نبودند که سمپاتی ای کوچک هم به ایران داشته باشند!

این گروههای تکفیری ، ماحصل تلاش های یکصد ساله ی ” انگلو صهیونیست ” ها و عقب ماندگی افرادی از مسلمانان بیکار بوده واین عقب ماندگی وبیکاری وناامیدی به آینده وروآوردن به کارهای جهادی انتحاری،نیز بنوبه ی خود ماحصل سیاست های استعماری ونئو استعماری سلطه گران غربی وازجمله خود فرانسه بوده است که ازجنایاتش درالجزایر ، لبنان، سوریه، ویتنام و…، اطلاعات کمی نداریم!

” آن که باد میکارد ، طوفان درو میکند”!

بعبارت دیگر ، وجود این نوع مسلمانان کم تعداد وقربانی حاضردرگروه های تکفیری وتروریستی ، معلول عقب ماندگی چند صد ساله ی کشورهایشان – که قسمت اعظم این عقب ماندگی مربوط به همین کشورهای سلطه گر غرب است- ونیز امیال ومنافع شیطانی امپریالیزم- صهیونیزم بوده است!

پارلمانتر مورد بحث ، چنین ادامه میدهد:

” درحال حاضر ایران فقط شبه نظامیان وحشی شیعه را در عراق تامین مالی نمیکند بلکه حزب الله در لبنان ، حماس در فلسطین ، بشاراسد در سوریه و شبه نظامیان حوثی دریمن که صنعا پایتخت یمن را در اواخر سپتامبر اشغال کردند را حمایت و تامین میکند . حسن روحانی رئیس جمهوری که معتدل نامیده میشود همچنین برنامه بسیار گران قیمت غنی سازی اورانیوم و ساخت تسلیحات هسته ای و خرید موشکهایی پیچیده را تامین مالی میکند “.

شخص اینجانب همراه دیگران ، بارها باین سئوال جواب داده ایم که حزب اله لبنان یک گروه بی شناسنامه نبوده ودارای وزیرانی درکابینه ی دولت لبنان ومجلس این کشور بوده ودراصل جزء حاکمیت لبنان بحساب میآیند!

آیا حماس محصور شده در منطقه ی کوچکی ازخاک خود را میتوان تروریست نامید؟ اگر اینطور است ، رابطه ی گرم تر آنها باترکیه را چگونه توجیه میکنید؟

برنامه ی هسته ای صلح آمیز ایران بطورشفاف تحت نظارت دوایر ذیربط جهانی قرار دارد و دیگر اینکه اگر هزینه های دفاعی یک کشور را رئیس جمهور آن تامین نکند، چه کسی باید تامین کند؟

این اتهام زنی زبونانه وخنده دار نیست؟

باردیگر میخوانیم:

… قیمت نان به میزان ۳۰ درصد در ماه گذشته افزایش یافت و محتملا یک قیام عمومی دیگر در چشم انداز میباشد . تحریمها و سقوط قیمت نفت ضربه سختی میزنند . و الان زمانی است که غرب باید از اوپوزیسیون ایران و دامن زدن به تغییر رژیم حمایت کند . غرب باید به مردم ایران کمک کند که این آخوندهای ستمکار را سرنگون سازند و آزادی و صلح و دمکراسی در ایران را برقرار سازند” .

غرب درکدام نقطه ی جهان صلح وآزادی را باریختن بمب های وحشتناکش برسر مردم آن کشور به ارمغان آورده که این بار هم چنین کند؟ آیامیخواهید نسخه هایی مانند عراق، لیبی، افغانستان، سوریه ، اکراین و… برایمان بپیچید؟ ارزانی خودتان!

این شخص دامن زدن به اغتشاشات را برای ایران توصیه میکند که حکمی جز تبلیغ نسل کشی وجنایت برعلیه بشریت راندارد. آیا این است معنی دموکراسی غربی و وجود قوه ی قضائیه ی باصطلاح مستقل؟!

استیونسون عزیز!

آیا شما با این اپوزیسیونی بنام مجاهدین خلق که در دایره ی کوچک چند هزار نفری اش هم نتوانسته به صلح ودموکراسی دست یابد وبرعکس یک سازمان قبلا سیاسی را تبدیل به یک اردوگاه برده داری با مناسبات دروان توحش وبربریت کشانده و… درایران دموکراسی برقرار کنید؟ شوخی نمیکنید که؟!

دوباره میخوانیم:

” راه مقابله با این وقاحت و زشتی ( بنیاد گرایی) نمیتواند فقط بر معلومات اطلاعاتی و دستگیری های پراکنده تکیه کند . سرطان اولیه باید به وسیله جراحی در قلب آن در تهران درمان شود و به جای آن یک اسلام مدرن و ملایم که توسط خانم مریم رجوی و شورای ملی مقاومت ایران او نمایندگی میشود در ایران جایگزین شود “.

درست است!

برای درمان مرض باید به ریشه هایش رفت و باچاقوی شفابخش جراحی این غده ی متعفن را تماما بیرون ریخت!

راه حل های نظامی صرفا بمنزله ی فروبردن نیشتر در یک غده ی سرطانی متعفن است که تنها دستآوردش انتشار بوی تعفن وانتشار وسیع این غده است و بجای آن، باید که با برچیدن نظام سلطه وتابعیت ، جلوی محرومیت و جهالت وعقب ماندگی ازیکسو، وطمع ورزی پایان ناپذیر ۱۰ درصدی های سلطه گر برجهان را پایان بخشید!

افراطگری اسلامی مولود مسلمانی صرف نیست بلکه مانند دیگر افراط گری های مسیحی، یهودی، بودایی و… مادری هرزه ای بنام ” انگلو صهینونیستی” دارد وقلب آن درتهران نیست!

Maryam Rajavi terrorist syriaThe Mojahedin Khalq (Rajavi cult) and Saddam’s daughter support the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIS)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15230

چه کسی باید فرامین و تئوری های استرون استیونسون را پیاده کند!

Paulo Casaca Struan Stevenson Alejo Vidal-Quadras - Rajavi cultصابر ازتبریز ( امضاء وایمیل محفوظ)، پنجم ژانویه ۲۰۱۴:…  استرون استیونسون (Struan Stevenson) عضو سابق اسکاتلندی پارلمان اروپا و رئیس سابق هیئت رابط پارلمان اروپا با عراق یک حامی جدی فرقه ی رجوی است که هرازچندگاهی، نوشته های آغشته به ادبیات لمپنی وخشونت پرور رجویزم، صفحات رسانه های باند رجوی را مزین میکند. نوشته ی اخیر این دشمن عجیب وغریب مردم ایران …

Paulo Casaca Struan Stevenson Alejo Vidal-Quadras - Rajavi cultPaulo Casaca, Struan Stevenson and Alejo Vidal-Quadras lost their seats as MEPs over support for terrorism
(پائولو کازاکا، آلجو ویدال کوادراس و استراون استیونسون هر سه بخاطر لابیگری برای تروریسم و رجوی کرسی هایشان در پارلمان اروپا را از دست داده اند)

(با تشکر از صابر، دریافت شد. ایران اینترلینک)
https://iran-interlink.org

چه کسی باید فرامین و تئوری های استرون استیونسون را پیاده کند!

۱۴/۱۰/۹۳

استرون استیونسون (Struan Stevenson) عضو سابق اسکاتلندی پارلمان اروپا و رئیس سابق هیئت رابط پارلمان اروپا با عراق یک حامی جدی فرقه ی رجوی است که هرازچندگاهی، نوشته های آغشته به ادبیات لمپنی وخشونت پرور رجویزم، صفحات رسانه های باند رجوی را مزین میکند.

نوشته ی اخیر این دشمن عجیب وغریب مردم ایران ، در نشریه ی ” هیل ” ، وابسته به کنگره ی آمریکا – کنگره ای که که نظرسنجی های رسانه های خود این کشور نشان میدهد که اعضایش ازمحبوبیت فقط ۷درصدی! دربین مردم آمریکا برخوردار بوده – انتشار یافته و رسانه های رجوی ها با خشنودی وگردو با دم شکستن های زیاد، به بازانتشار آن پرداخته اند!

این پارلمانتر سابق اروپایی درنوشته ی مورد بحث اش ( برای تلافی کردن خدماتی که مجاهدین جدا ازخلق ایران باو کرده اند ویا برعکس درمقام استادی وتفهیم وظایف آنها چنین کاری کرده؟؟) به هردری زده که من خواستم فقط قسمت هایی ازآنرا آورده وملاحظات مختصری درمورد آن داشته باشم.

به روایت وبسایت اصلی گروه مافیایی رجوی، نام مقاله ” رژیم ایران را از عراق و آخوندها را از ایران اخراج کنید ” نام دارد و درقسمتی از آن میخوانیم:

“… ارتش شقه شقه شده عراق به علت عدم صداقت و تقلب، آینه‌یی از هرج و مرج و فساد شایع در دولت عراق، بعد از صدام حسین است. این اوضاع، شرایط مناسبی را برای شبه‌نظامیان شیعی وحشی جهت رشد و کنترل میدان جنگ از ارتش عراق را فراهم آورده است. دهها و احتمالاً صدها عدد از این شبه‌نظامیان وجود دارد. آنها توسط نیروی تروریستی قدس رژیم ایران آموزش دیده، تأمین مالی شده و اغلب هدایت می‌شوند. آنها دست‌نشاندگان رژیم ایران هستند. ” … …

ارتش موردنظرعراقی شما که دربرابر چند صد مهاجم داعش ، قسمت قابل توجهی از خاک عراق را بسادگی ازدست داد، حاصل سرمایه گذاری ۲۵ میلیارد دلاری آمریکا -درنقش آموزش دهنده و مسلج کننده ی- آن بود وبنابراین اگر خیانتی انجام داده – که داده – در درجه ی اول دوایر ذیربط آمریکائی پاسخگو ومسئول بوده واین مسئله ابدا ارتباطی به ایران ندارد!

اگر اوضاع ارتش دست ساز آمریکا میدانی به شبه نظامیان شیعه و بقول شما وحشی ( که نگارنده اطلاع موثقی ازصحت وسقم این وحشی گری و… ندارم) داده است ، تقصیر دیگران چیست؟ حتی اگر دولت عراق فاسد بوده ، درزمان اشغالگری آمریکا تشکیل شده ومسئولیت این نابسامانی ها دردرجه ی اول بعهده ی آمریکاست که بعنوان یک نیروی اشغالگر فعال مایشاء، چنان بنیان کجی رادراین کشورنهاد که چنین نتیجه داده واین درزمانی است که درگذشته مشکل حادی بنام اختلاف سنی- شیعه دراین کشوروجود نداشت!

تخم کینه ونفرت درزمان حضور مقتدرانه ی ! نیروهای ائتلاف درعراق کاشته شده ودیگرانی مثل ایران نمیتوانند مورد مذمت قرارگیرند ویا حداقل ودرنهایت خوشبینی بوجود آمدن این وضعیت را میتوان به بی عرضگی اشغالگران نسبت داد که پرواضح است که ایران موظف به پس دادن تاوان این بی لیاقتی ها نیست!

مقاله چنین ادامه میابد:

” ظهور ناگهانی داعش یک نقطه کانونی مناسب بود که مالکی را قادر ساخت کارزار فرقه‌یی علیه مخالفان سیاسی خود را سرعت بخشد. ” …

نه خیر آقا! این داعش ازهمان آغاز اشغال عراق وبرهم زدن نظم سنتی آن کشور وباحمایت طالبان ها والقاعده ای ها وایضا ائتلافیون! بوجود آمد!

این داعش همان شاخه ی القاعده ای عراق است که با تجاوزات شما اروپایی ها وغربی های متمدن؟! به لیبی و ازپا انداختن این کشور ، سبب تجهیز بیشتر آن وتبدیل شدن اش به داعشی قوی تر وظهور پررنگ تر درصحنه ی سوریه وعراق شد!

میدانیم ومیدانید که قبل ازورد سلطه گران غربی به سوریه وعراق ، این دوکشور جزوسالمترین کشورها ازنظر عدم وجود بنیادگرایی بوده اند و بنیادگرایی غلیظ موجود، ماحصل این تجاوزات حضرات بوده است!

مرکزغده ی متعفن بنیادگرایی عمدتا درافغانستان وپاکستان بوده که شما غربی ها ی حاکم برمقدرات دیگران، با هجوم به افغانستان، نیشتر ناکارآمدی براین غده ی چرکین ومتعفن زدید وبجای علاج زخم، عفونت آنرا به سراسر منطقه انتشار دادید!

دفع وکم خطر کردن این بنیاد گرایی، بجای فرو کردن نیشتر بدان وانتشاربوی تعفن عفونت درمان نشده اش، احتیاج به چاقوی جراحی داشت وآن چاقوی معجزه گر جراحی چیزی جز کنار گذاشتن سیاست های حمایت کننده ی آمریکائی ازبنیادگرایی، عدم دخالت درامور این کشورها تابتوانند بجای تکیه بر صادرات موادخام، خود صنعت بومی خود را توسعه داده وبیکاری راازبین ببرند ، نمیتوانست باشد!

درقسمت دیگر نوشته ی این پارلمانتر اروپایی آمده است:

” اکنون بهترین زمان برای اقدام قاطع توسط نخست‌وزیر العبادی علیه دخالت‌های رژیم ایران در عراق است. سقوط قیمت نفت باعث ایجاد مشکلات گسترده برای آخوندهای (حاکم بر) ایران شده است. بودجه آینده آنها بر اساس قیمت نفت بین ۱۱۲ تا ۱۳۰ دلار در هر بشکه پیش‌بینی شده بود. امروز قیمت نفت به زیر ۶۰ دلار در هر بشکه رسیده است و کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند تا ۴۵ دلار کاهش یابد. این، همراه با تحریمهای غرب، برای (حکومت) تهران فاجعه‌بار است. رژیمی که هم‌اکنون نه تنها از شبه‌نظامیان شیعی در عراق حمایت مالی می‌کند، بلکه از حزب‌الله در لبنان…، بشار اسد در سوریه و شیعیان حوثی در یمن که در ماه سپتامبر کنترل صنعا را به‌دست گرفتند حمایت می‌کند. آنها همچنین به تأمین مخارج مالی بسیار پرهزینه برنامه مخفی غنی‌سازی اورانیوم، ساخت سلاح هسته‌یی و خرید سیستم تحویل و شلیک پیچیده ادامه می‌دهند “.

بسیار خوب!

وقتی این تحریم ها واین پایین آمدن قیمت نفت که ازنظر سترون استیونسون ، توان مالی ایران را در کمک به حزب اله لبنان و … و ادامه ی تحیقات وفعالیت های هسته ای ناچیز میکند، پس مرگتان برای چیست؟ چرا نیت اصلی ونهائی خود را مطرح نمیکنید؟

درادامه آمده است:

” اما این بار غرب باید از مردم ایران حمایت کند، نه این‌که عقب بایستد و تماشا کند، در حالی که مردم ایران در خیابانها به رگبار بسته شوند. ما باید به آنها کمک کنیم تا آخوندهای مستبد را سرنگون کنند و آزادی، صلح و دموکراسی را در ایران احیا کنند؛ نه این‌که وقتی دانشجویان شجاع و پیشقراولان تظاهرات دستگیر، شکنجه و اعدام شوند، در کنار ی بایستیم”. …

پس اذعان دارید که غرب ابدا ازمردم ایران حمایت نکرده است وحالا میخواهید ازکارهای چندین صد ساله ی خود که واقعا هم خیانت درحق مردم ایران بوده، توبه کرده وازما ایرانی ها حمایت کنید و مثلا نگذارید که مارا درخیابانها به رگبارببندند تا ما بتوانیم آخوندهایی را که ما را به رگبار بسته اند، سرنگون کنیم !

البته این عمل فی نفسه وظاهرا عالی است اما میتوانید توضیح دهید که شکل این حمایت چگونه خواهد بود؟

ایا این حمایت به همان سبک وسیاقی خواهد بود که دریوگسلاوی سابق انجام دادید؟

یا نوع لیبیایی آن شامل حال ما میشود که بموجب آن شیرازه ی کشور رابکلی ازهم پاشیده وتنها چاه های نفت درامنیت ورونق ودراختیار شرکت های چند ملیتی باشند ومردم دچار مرگ وفقر وبیماری ودربدری؟

***

همچنین:

جناب استیونسون، ریشه ی سرطان جهادی نه درتهران که درمنافع سلطه گران است!

مریم رجوی داعش تروریسم صابر ازتبریز( امضا محفوظ)، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  استروانس استیونسون را که میشناسید؟ او همان شخصی است که زمانی عضو اسکاتلندی پارلمان اروپا بود وبخاطر حمایت های افراطی اش ازفرقه ی رجوی، گنار گذاشته شد واینکه حالا جکار میکند، برنویسنده ی این سطور روشن نیست وآنچ�

خانواده ی وزارتی یا خانواده ی گروگان های رجوی!

صابر ( امضاء محفوظ)، تبریز، دهم ژانویه ۲۰۱۵:… اینکه خانواده ی وزارتی چه صیغه ایست ، برخواننده ی متن نمیتواند روشن باشد که برای این کار خود مدعیان باید ارائه ی توضیح وسپس سند نمایند که طبق عادت مالوف خود نکرده اند! دیگر اینکه بقول شما (آخوند ها )، جایی اعلام نکرده اند که رسالت مورد ادعای شما را دارند وشما طبق معم

چه کسی باید فرامین و تئوری های استرون استیونسون را پیاده کند!

Paulo Casaca Struan Stevenson Alejo Vidal-Quadras - Rajavi cultصابر ازتبریز ( امضاء وایمیل محفوظ)، پنجم ژانویه ۲۰۱۴:…  استرون استیونسون (Struan Stevenson) عضو سابق اسکاتلندی پارلمان اروپا و رئیس سابق هیئت رابط پارلمان اروپا با عراق یک حامی جدی فرقه ی رجوی است که هرازچندگاهی، نوشته های آ

صلاح لیبرتی نشینان دریافت سلاح نیست!

گزارش کمپ لیبرتی 6صابر ( ایمیل وامضا محفوظ)، تبریز، اول ژانویه ۲۰۱۵:…  شما ازیک طرف از آمریکا میخواهید که با نقض حق حاکمیت یک دولت عضو رسمی سازمان ملل متحد درکنار شما حضور داشته باشد وازطرف دیگر میگوئید که چون کلاه آبی های آمریکا درگیر مسائل دیگرند ، پس خود ما را مسلح کنید! در رد این درخواست شما که �

انتقال واستعمال سلاح درایران و عراق باید با اذن رجوی ها باشد!

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsصابر (امضا محفوظ)، تبریز، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۴:… آیا بهتر نیست بجای هدر دادن فرصتها و مشغول شدن نامتناسب باین موضوعاتی که در حد واندازه ی شما نیست، تمام انرژی و امکانات نسبتا بالای خود را صرف انتقال این اسرا به نقاط امن جهان بکنید ومجبور به موضعگیری هایی نب