بررسی آخرین وضعیت منافقین (فرقه رجوی) در اروپا – #آدم کش‌های–اجاره–ای

بررسی آخرین وضعیت منافقین (فرقه رجوی) در اروپا – #آدم کش‌های–اجاره–ای

کانون هابیلیان، بیست و یکم ژانویه 2019:… بر اساس گزارش سازمان اطلاعاتی برخی کشورهای اروپایی، منافقین اخیراً دست به ترور ایرانی‌ها و اعضای جدا شده خود می‌زنند. به عنوان مثال سرویس اطلاعاتی آلمان در سال‌های اخیر بویژه پس از سال 2000 گزارش‌های متعددی درباره فعالیت سازمان منافقین در پوشش موسسات حقوق بشری و خیریه‌های مردمی در قاره سبز منتشره کرده است … 

مریم رجوی مجاهدین خلق مزوران صدام عربستان آدمکشان اجاره ای در غربمراقب همنوایی گروهک تروریستی منافقین با جنگ‌طلبان ضدایرانی باشیم

1- بررسی آخرین وضعیت گروهک منافقین در اروپا

در گفت‌وگوی«وطن امروز» با پژوهشگر ارشد جریان‌های تروریستی در بنیاد هابیلیان

لینک به منبع

دی 30, 1397

علیرضا جعفرزاده مزدور صدام عربستان تولید اخبار کذب علیه ملت ایران

مقداد فرامرزی: اقدام اروپا علیه ایران و تحریم‌ برخی مقامات و نهادهای کشورمان اگرچه از حیث شکلی موضوع جدیدی به حساب نمی‌آید اما از منظر ماهوی حامل کدهای ریز و درشت بسیار زیادی است که تا به امروز رمزگشایی نشده است. طبیعی است که جبهه دشمن نه‌تنها در عرصه امنیتی و اقتصادی، بلکه در محور سیاسی و عملیات روانی سخت در تلاش است تا بتواند به هر صورتی که شده جمهوری اسلامی ایران را مورد هجمه قرار دهد اما نکته اینجاست که برخی طیف‌های مخالف نظام در این بین مشغول ارتزاق از نتایج این سناریوهای چندلایه هستند. نمونه بارز این موضوع را باید در تقلای «سازمان منافقین» برای مصادره کردن این پرونده به نفع خود جست‌وجو کرد تا جایی که آنها با بزرگنمایی رسانه‌ای به دنبال آن هستند که به افکار عمومی جهان القا کنند همچنان دارای نفوذ بسیار بالا در قاره اروپا هستند. از این منظر برای روشن شدن ابعاد رفتار و آخرین وضعیت حیات این فرقه تروریستی در قاره اروپا به گفت‌وگو با «عباس موسوی» پژوهشگر ارشد جریان‌های تروریستی در بنیاد هابیلیان نشستیم.

***
بسیاری از تحلیل‌های موجود درباره حیات سازمان منافقین پس از خروج از عراق دارای ابهامات زیادی است؛ اساساً این تشکیلات تروریستی چرا بعد از اشرف در خاک اروپا مستقر شد؟

باید توجه داشته باشیم که سازمان منافقین از دهه 60 در فرانسه حضور داشت اما بعد از آنکه در سال 2003 آمریکا به عراق حمله کرد آن سازمان بزرگ‌ترین پشتیبان لجستیکی و مالی خود را از دست داد. به عبارت دیگر سقوط «صدام» به عنوان مهم‌ترین حامی این گروهک موجب شد حمایت از این تفکر و جریان تروریستی در عراق به بن‌بست برسد و از سوی دیگر فشارهای تهران به بغداد باعث شد منافقین فرار را بر قرار ترجیح دهند. از آن زمان (سال2003 به بعد) جمهوری اسلامی ایران بارها و به طرق مختلف به دولت وقت عراق گوشزد کرد منافقین دست‌شان به خون 17 هزار نفر از ایران آلوده است و حتی خواستار استرداد عناصر این گروهک به تهران برای محاکمه شد اما در نهایت شاهد اخراج آنها از خاک عراق بودیم. این روند ادامه داشت تا اینکه در سال 2013 نخستین‌ مجموعه از عناصر منافقین به آلبانی منتقل شدند و آخرین نفرات آنها در سال 2015 از لیبرتی وارد آلبانی شدند. البته این روند باید زودتر از اینها انجام می‌شد اما بالاخره کارشکنی‌هایی در بحث اخراج آنها از عراق اتفاق افتاد که این فرآیند با تاخیر عملیاتی شد.

چه عواملی باعث تاخیر در خروج منافقین از عراق شد؟

به طور کلی دو عامل اصلی را می‌توان برای این موضوع برشمرد:

1- فشارهای دولت آمریکا به بغداد: ایالات متحده پس از آنکه در سال 2003 وارد عراق شد، از سوی مردم و دولت وقت این کشور به عنوان اشغالگر مورد خطاب قرار گرفت و البته همین لفظ در افغانستان از سوی مردم این کشور برای آمریکایی‌ها مورد استفاده قرار گرفت. آمریکایی‌ها به دلیل دشمنی که با جمهوری اسلامی ایران داشته و دارند، منافقین را یک عنصر موثر برای مقابله با ایران می‌دانند و همان سال 2003 علناً مخالفت خود را با اخراج منافقین از عراق به دولت این کشور تحمیل کردند.

2- ترس از پذیرش عناصر منافقین توسط اروپا و آمریکا: رفتار و منش سازمان منافقین طی مدت حیات خود به صورتی بوده که رفتار آنها هیچ فرقی با سایر گروه‌های تروریستی نمی‌کند، از این منظر اگر مخاطبان به یاد داشته باشند می‌دانند نام این سازمان از سوی ایالات متحده و اروپا در لیست سیاه جریان‌های تروریستی قرار گرفت. طبیعی است زمانی که نام این جریان در فهرست گروه‌های تروریستی قرار گرفت، دستگاه‌های امنیتی و حتی دولتمردان این کشورها از پذیرش عناصر این گروهک امتناع کردند، چرا که آنها را به مثابه یک بمب‌ ساعتی قلمداد می‌کنند. این نگرش محافظه‌کارانه موجب شد آنها مورد پذیرش قرار نگیرند و در نهایت سال 2013 و با اعمال فشار ایالات متحده، کشور آلبانی پذیرای منافقین شد. باید توجه داشت آمریکا رقمی بالغ بر 20 میلیارد دلار برای پذیرش و استقرار منافقین به دولت آلبانی پرداخت کرد و این نشان می‌دهد اگر واشنگتن از آنها حمایت نمی‌کرد هیچ کشوری پذیرای منافقین نبود. نکته مهم این است که استقرار عناصر سازمان در آلبانی دارای معایب و مزایا متفاوت برای این فرقه تروریستی بود.

این معایب و مزایا را چگونه باید تحلیل کرد؟

واقعیت این است که پس از ورود منافقین به آلبانی، سلسله‌ای از اتفاقات به دنبال یکدیگر رخ داد که سازمان به هر شکلی که بود درصدد ادامه حیات خود برآمد. یکی از محاسن ورود به آلبانی این بود که آنها وارد کشوری شده‌اند که در شرق اروپا واقع شده است و از این طریق توانستند با برخی سیاستمداران غربی ارتباط برقرار کنند. یکی دیگر از مزایایی که آلبانی برای منافقین داشت، تسهیل در ورود و خروج آنها به اروپا و حتی ایالات متحده بود. در آن زمان مریم رجوی براحتی از فرانسه به آلبانی آمد و پروژه احیای مجدد سازمان را در دستور کار قرار داد. طبیعی است اگر آنها در آن زمان در عراق حضور داشتند کار برای‌شان سخت می‌شد، لذا حضور در آلبانی به دلیل جغرافیای این کشور موضوع تردد راحت را برای آنها به ارمغان آورد و این رفت و آمدها با هماهنگی سیاستمدارانی بود که پس از استقرار در آلبانی با آنها مرتبط شدند. موضوع دیگری که باید به عنوان یک «امکان» از آن یاد شود، بحث ورود منافقین به عرصه فضای مجازی است. آنها پس از ورود به آلبانی فرآیند حضور خود در منظومه‌های رسانه‌ای معاند و همچنین شبکه‌های مجازی را کلید زدند تا بتوانند از این طریق و تا آنجا که فضا برای آنها فراهم است روی وقایع ضد ایرانی موج‌سواری کنند. در همین راستا معایبی هم وجود دارد؛ منافقین و کادر مرکزی این تشکیلات تروریستی طی سال‌های اخیر و به واسطه شست و شوی مغزی عناصر خود، با آنها اینگونه القا کردند که اردوگاه‌های اشرف و لیبرتی به هیچ‌وجه از بین نخواهند رفت اما با خروج آنها از عراق این تابو شکسته شد و آنجا بود که شکاف میان عناصر این سازمان عمق بیشتری پیدا کرد. از این جهت نقل مکان به آلبانی باعث شد اعضایی که 20 تا 40 سال در این سازمان و اردوگاه‌های آن حضور داشتند، پوشالی بودن وجهه آن را با چشم ببینند. به عبارت دیگر انتقال آنها از عراق به آلبانی باعث شد اختلاف‌ها افزایش پیدا کند و در این مسیر 400 نفر از عناصر سازمان از این تشکیلات تروریستی جدا شدند و دست به افشاگری زدند. به گونه‌ای که آنها پس از ورود به آلبانی حدود 2 هزار نفر بودند اما رفته رفته اختلاف‌ها موجب ریزش شد.

در وضعیت فعلی سناریو و مدل زیستن سازمان منافقین در اروپا را چگونه باید تحلیل کرد؟

مبنای استراتژی سازمان منافقین پس از آنکه در خارج از مرزهای ایران مستقر شدند، استفاده از تنش میان ایران با کشورهای غربی و عربی است. به عبارتی گویاتر منافقین با موج‌سواری روی این شکاف‌ها سعی می‌کنند به حیات خود ادامه دهند. به عنوان مثال اخیراً در فضای مجازی اخباری منتشر شده که پشت پرده سناریوهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی را که از سوی غربی‌ها علیه ایران تبیین می‌شود به منافقین منتسب می‌کند و طوری در این باره بزرگنمایی می‌شود که افکار عمومی فکر می‌کنند این فرقه تروریستی و نامشروع همچنان در حال کنشگری فعال علیه تهران است. این برآورد نادرست است و باید توجه داشته باشیم که عمده طرح‌هایی که ضد ایران نوشته و اجرا می‌شود، از سوی سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای اروپایی و ایالات متحده طرح‌ریزی و عملیاتی می‌شود. در این میان منافقین با ارائه اطلاعات دروغین به سرویس‌های غربی، عبری و عربی به دنبال آنند تا این دولت‌ها را علیه ایران تحریک کنند.  منافقین همچنان (همانند گذشته) به دنبال آن هستند که از اصطکاک میان ایران و سایر دولت‌ها به نفع خود استفاده کرده و با موج‌سواری بر این مولفه‌ها به افکار عمومی و اذهان بین‌المللی القا کنند که جمهوری اسلامی ضعیف شده و خود را بانی و هدایت‌کننده این وضع علیه ایران معرفی کنند. البته بخشی از این موج‌سواری با مجوز و هدایت ایالات متحده، اسرائیل و برخی دیگر از کشورهای عربی و اروپایی انجام می‌شود؛ به عنوان مثال چند هفته اخیر شاهد آن بودیم که دولت آلبانی در یک اقدام غیر مستند به اسناد و شواهد دیپلماتیک، سفیر و دیپلمات کشورمان را اخراج کرد که نشان می‌دهد متاسفانه این کشور به پیمانکار منافقین، آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است؛ تا جایی که بسیاری از تحلیلگران خارجی می‌گویند سازمان منافقین هدایت پرونده اتهام‌زنی در آلبانی را به عهده داشته است.

با این تفاسیر عناصر سازمان منافقین در اروپا به چه کاری مشغولند؟

سمپات‌ها و برخی اعضای اصلی این سازمان در قالب یک سناریوی مشخص و پیش طراحی شده در کشورهایی مانند هلند، سوئد، دانمارک، فرانسه، آلمان و سایر کشورهای اروپایی حضور دارند و حتی بخشی از آنها در ترکیه مستقر هستند. وظیفه این عناصر در وضعیت کنونی این است که از شهروندان ایرانی و حتی عناصری که از سازمان منافقین جدا شده‌اند جاسوسی کنند و حتی بر اساس گزارش سازمان اطلاعاتی برخی کشورهای اروپایی، منافقین اخیراً دست به ترور ایرانی‌ها و اعضای جدا شده خود می‌زنند. به عنوان مثال سرویس اطلاعاتی آلمان در سال‌های اخیر بویژه پس از سال 2000 گزارش‌های متعددی درباره فعالیت سازمان منافقین در پوشش موسسات حقوق بشری و خیریه‌های مردمی در قاره سبز منتشره کرده است. در متن این گزارش‌ها آمده است سمپات‌های نفاق با سوءاستفاده از کودکان و شهروندان آلمان اقدام به جمع‌آوری کمک‌های نقدی در قالب خیریه‌های مختلف با اسامی گوناگون کرد‌ه‌اند. این بدان معناست که آنها در حال فعالیت از طریق همسان‌سازی خود با عموم جامعه هستند تا بتوانند بهترین و خالص‌ترین اطلاعات را جمع‌آوری کرده و به سرویس‌های جاسوسی کشورهای همسوی خود بدهند. نکته مهم در این باره چینش و جنس سمپات‌های منافقین در اروپاست. این فرقه به دلیل اختلافات و ضربات مهلکی که از سوی جمهوری اسلامی خورده است نسبت به اعضا و پیاده‌نظام خود بی‌اعتماد شده و در نهایت شاهد آن هستیم که بستگان خود را وارد فرآیند فعالیت در اروپا کرده‌اند. این بدان معناست که تهدید علیه خود را حس کرده‌اند و حاضر به هزینه دادن بیش از حد نیستند. اغلب اقدامات آنها در اروپا ترور شخصیت شهروندان ایرانی مقیم اروپاست، به صورتی که آنها تمام کسانی را که حتی با جمهوری اسلامی مخالف هستند اما با منافقین وارد مناسبات و همکاری نمی‌شوند، تخریب می‌کنند و حتی ممکن است دست به ترور آنها بزنند. سوال اصلی اینجاست که چرا از زمانی که منافقین وارد آلبانی شدند 400 نفر از این فرقه تروریستی جدا شدند؟ پاسخ کاملاً روشن است؛ اعضای این سازمان تا حد زیادی خسته شده‌اند و اعتمادشان به بالادستی‌ها از بین رفته است.

عده‌ای از مفسران خارجی معتقدند تحریم اخیر وزارت اطلاعات توسط دولت‌های اروپایی نتیجه سناریوی سازمان منافقین بوده است؛ تا چه حد می‌توان آنها را در این پرونده موثر دانست؟

به طور کلی با این تحلیل مخالفم. واقعیت ماجرا این است که بحث تحریم‌ها که اخیراً شامل وزارت اطلاعات شده است، یک سناریوی مهندسی شده از سوی سرویس اطلاعاتی و سایر دستگاه‌های امنیتی ایالات متحده قلمداد می‌شود. با واکاوی هسته این پرونده به این مفهوم دست پیدا می‌کنیم که آمریکا برای ضربه زدن به ایران و تحریم وزارت اطلاعات نیاز به همراهی چند کشور اروپایی داشت که شاهد بودیم دانمارک، هلند و حتی آلبانی هم در بحث تحریم‌ها با واشنگتن همراه شدند. تا به اینجای کار تمام فرآیندهای طراحی و اجرای آن را باید یک پروژه مشترک میان آمریکا و اروپا بدانیم اما به موازات آن سازمان منافقین هم در حال رصد این ماجرا بودند. آنها پس از آنکه وزارت اطلاعات و چند شخص دیگر مورد تحریم قرار گرفتند، با توسل به رسانه‌‌های فضای مجازی اینگونه به افکار عمومی القا کردند که تمام این پروژه توسط منافقین طراحی و اجرا شده است.  در این راستا اگر حافظه تاریخی مخاطبان یاری کند، باید به بحث انتشار اخبار بمب‌گذاری در نشست ویلپنت اشاره کنم. در آن زمان رسانه‌های آمریکا، اروپایی و حتی تعدادی از رسانه‌ها و مطبوعات عربی ظرف مدت کوتاهی و در بازه زمانی از پیش تعیین شده، محصولات خبری خود را به همین بحث اختصاص دادند، یعنی شما در یک ساعت مشخص مشاهده می‌کنید جمهوری اسلامی و نمایندگان دیپلماتیک آن در اروپا به عنوان بمب‌گذار به دنیا معرفی می‌شوند و دقیقاً در متن همان اخبار شاهد تطهیر چهره تروریست‌های سازمان منافقین هستید! این دقیقاً نشان می‌دهد که این یک سناریوی سیاسی- امنیتی با پوشش و بزرگنمایی رسانه‌ای هماهنگ از پیش تعریف شده، بوده است که حالا به ورطه عملیاتی درآمده است. داده‌های بسیار قوی و معتبر نشان از آن دارد که سرویس اطلاعاتی آمریکا با همکاری کشورهای اروپایی و رسانه‌های آنها این سناریو را اجرا و هدایت کردند و سازمان منافقین بر اساس ذات و راهبردش روی این وقایع اقدام به موج‌سواری کرده است.

هزینه ادامه حیات منافقین در اروپا چگونه تامین می‌شود؟ آیا فهرست یا منبعی در این مورد موجود است؟  

همان‌طور که گفتم بخشی از هزینه‌های این سازمان با تاسیس شرکت‌ها و موسسات پوششی تامین می‌شود که البته فعالیت بسیاری از آنها به دلیل رفتار و انتشار اطلاعات ضد امنیتی در اروپا تعطیل شده است اما برخی دیگر همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. بزرگ‌ترین ابهامی که در این باره وجود دارد این است که از زمان سرنگونی صدام و از بین رفتن بزرگ‌ترین حامی منافقین تا به امروز هیچ سندی از منابع مالی این فرقه تروریستی وجود ندارد. جالب اینجاست که خبرنگاران غربی طی سال‌های اخیر در حین مصاحبه با برخی سرکرده‌های این سازمان بارها درباره منابع مالی منافقین از آنها سوال کرده‌اند اما هیچ پاسخی به آنها داده نشده و در قبال این پرسش سکوت کرده‌اند. سوال این است که هزینه سخنرانی مقامات آمریکا و عربستان در محل تجمعات سازمان منافقین و همچنین هزینه برگزاری نشست‌های آنها از کجا تامین می‌شود؟ اخیراً اسنادی منتشر شده که نشان می‌دهد جان بولتون (مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ) برای سخنرانی در چند نشست منافقین حدود 200 هزار دلار دریافت کرده است اما همچنان سوال این است که این اعداد و ارقام از کجا و توسط چه کسانی تامین می‌شود؟! تردیدی نیست که این فرقه تروریستی حامیان دولتی در آمریکا، اروپا، رژیم صهیونیستی و حتی کشورهای عربی دارد و از این منظر تمام آنها در ادامه حیات منافقین شریک هستند.   

به عنوان جمع‌بندی و آخرین سوال، آینده حیات منافقین در اروپا را چگونه می‌بینید؟

همان‌طور که پیش‌تر گفتم، اساس حیات و فعالیت سازمان منافقین را باید موج‌سواری بر تحولات ضد ایرانی دانست. به این معنا که هر وقت آمریکا، کشورهای عربی، اروپا و حتی رژیم صهیونیستی سناریویی را علیه جمهوری اسلامی کلید زدند و اخبار آن در سطح گسترده منتشر شد، آن وقت سر و صدای منافقین بلند می‌شود و با بزرگنمایی رسانه‌ای تمام آن را به اسم خود مصادره می‌کنند. ذات این سازمان تروریستی بر پایه دروغ و فریب افکار بنا شده و از روز اول تا به امروز به دنبال آن بوده‌اند که با موج‌سواری روی وقایع و حتی معکوس جلوه دادن آن خود را زنده نگه دارند اما مطلب مهم‌تر این است که ریزش‌های درون‌تشکیلاتی این فرقه طی ماه‌های آینده بیشتر خواهد شد و هم اکنون به دنبال جلوگیری از این موضوع هستند.

#آدم کش‌های – اجاره – ‌ای

مهدی عسکری فرسنگی، بنیاد هابیلیان

لینک به منبع

دی 30, 1397

مریم رجوی مجاهدین خلق مزوران صدام عربستان آدمکشان اجاره ای در غرب

هر چند مجاهدین ضدخلق(منافقین) «پل پت»، «هیتلر»،‌ «صدام» و خیلی‌های دیگر نمی‌شوند اما در اندازه عیار اجاره‌ای بودنشان تمام عیار کار کرده‌اند و هر چند منافقین که سال‌هاست به دریوزگی افتاده‌اند و قدم از قدم بر نمی‌دارند تا مبادا از لیست تروریستی اروپا و آمریکا خارج‌شان کنند اما نباید از ریشه‌های گذشته آنها غافل بود؛ از روزهایی که با تیغ موکت بری به جان مردم کوچه و بازار افتادند و خون ریختند، روزهایی که به نام عملیات مهندسی جوانان و مردانی که اتهامشان فقط داشتن ریش بود را پوست کندند! روزهایی که در عراق، اسیران ایرانی را شکنجه می‌کردند، روزهایی که در دوران دفاع مقدس، ذهن و فکر مردنماهایشان در اختیار صدام بود و جسم زنانشان در اختیار افسران ارشد حزب بعث بود تا سال‌هایی که در جنگ به ملت پشت کردند و بهای اجاره خود را به بهای خیانت به وطن فروختند، ایامی که تلاش کردند همپالگی رژیم اسرائیل شوند و ترور دانشمندان هسته‌ای ایران را از افتخارات جاسوسی اجاره‌ای خود می‌دانند (هر چند که منابع آگاه منافقین و اطلاعاتی که در مورد تأسیسات هسته‌ای ایران به اسرائیل رسید، دو سه سالی است که سوژه خنده رسانه‌های غربی شده و آنها جملگی بر بی ارزش بودن این منبع‌ها تأکید دارند) و چه امروز که آتش بیار برخی تجمعات و اعتراضات صنفی شده و نقش عمله دسته چندم برخی آشوب‌های داخلی را بازی می‌کنند و حاصل کار دیگر گروه‌های تروریست مفلوک را به نام خود ذخیره کرده و همه جا جار می‌زنند «خیزش‌های داخلی را ما سازماندهی کرده‌ایم» تا به این وسیله آلارم حیاط داده و اثبات کنند که هنوز زنده‌اند و انگار روی پیشانی تحلیل‌گران خارجی و افکار عمومی داخلی هم برچسب نادانی چسبیده شده که نفهمند یک گروهک زپرتی و پوشکی را که اگر جیره پوشک روزانه‌اش نرسد نمی تواند به جیات ناپاک خود ادامه دهد. آنها پول آشوب‌ها را از گاو شیری ترامپ (رژیم سعودی) می‌گیرند و پزش را در شبکه‌های مجازی و سایت‌های کم بیننده‌شان می‌دهند.

زمانی که اجاره بهای آنها سنگین‌تر بود و هنوز اندکی جوانی در بازوی نیروهای فرقه بود، تمام زورهایشان را در عملیات مرصاد زدند تا بهای اجاره تانک‌ها و پشتیبانی صدام و حضور آنها در عملیات حمله به ایران را بپردازند و عاقبت این خیانت اجاره‌ای را هم دیدیم.

چند سال قبل و در نهایت تتمه زورشان، منافقین به شکل حقیر و خفیف در ماجرای فتنه 88 وارد شدند و حداکثر در نقش تدارکات‌چی و نه طراح و مجری، ایفای نقش کردند. اجاره آنها حالا خیلی کمتر از گذشته است زیرا نه تن زنانشان برای عرضه به سران حزب بعث جوان و زیبا است و نه زور مردانشان برای مشارکت مستقیم در عملیات­های تروریستی جوان و چالاک است. اما مزدورهای اجاره­ای تا دلتان بخواهد اهل بلوف زدن، خالی بندی و داد و بیداد در فضای مجازی هستند. اصلا آنها چند سالی است که به همین بهانه خود را اجاره داده­اند؛ حرافی، خالی­بندی، بلوف و دروغ­هایی که نخست وزیر رژیم اسرائیل را مضحکه خاص و عام کند و با خالی­بندی­هایی که داشته­اند، عن­قریب است که دیگر به همین توانایی آنها نیز به پشیزی نَیَرزد و خریدار نداشته باشد.

بدبختی اعضای این فرقه پوشکی اینجاست که حتی آنها که با جمهوری اسلامی زاویه دارند و خواهان تغییر حکومت هستند نیز روی این لاشه پوسیده حساب باز نمی­کنند زیرا می­دانند همین که حضور و نام منافقین در پروژه و پرونده­ای عمومی شود، قطعا روز پایان یارگیری آن پرونده و گروه اپوزیسیون خواهد بود. هنوز تجربه چندی قبل شبکه سعودی از یادها نرفته است. آنقدر که مدیران این شبکه با پخش مستقیم خیمه­شب بازی منافقین، از چشم افتادند، به دلیل زیر بلیت بودن آل سعود از چشم نیفتادند زیرا شاید بتوان به آینده امیدوار بود که خاندان آل سعود به مدار عقب بازگردد اما برای منافقین هیچ امیدی به بازگشت نیست و این فرقه مصداق بارز «خَسِرالدنیا و الآخره» هستند.

اگر به سوابق مزدوران اجاره­ای نگاه کنیم، القاعده، طالبان، داعش، جیش­العدل، جبهه النصره، بوکوحرام، فارک، سپاه صحابه، جبهه اسلامی سوریه، ارتش آزاد سوریه، جیش الفتح، جیش­المجاهدین و الانصار و ده­ها گروه تروریستی دیگر که در دنیا فعالیت دارند، بی­تردید از آبشخور یک یا چند دولت خارجی به چَرا و ادامه حیات مشغول­اند. اغلب آنها آرمان­های زیبایی مرکب از دفاع از انسانیت، اسلام، جلوگیری از نفوذ بیگانه و مواردی از این دست را دستاویز اقدامات تروریستی خود می­کنند اما واقعیت اهداف آنها آنقدر هم پنهان و پوشیده نیست و همه می­دانند اگر آبشخور حمایت برخی دولت­های خاص در میان نباشد، تروریست­ها آنقدر دوام نخواهند داشت.

تروریست­های اجاره­ای رجوی نیز اگر منشأ حمایت­های غربی و سعودی نباشد حتی قادر نخواهند بود پول پوشک­شان را تأمین کنند. البته ناگفته پیداست که دوره و بورس منافقین خیلی وقت است که به پایان رسیده و حتما لازم است آنها طی فراخوانی عمومی، تمام قابلیت­های زپرتی خود را اعلام کنند تا کمپین پیشنهادات مختلف برای اجاره­بهای جدید منافقین را به راه بیندازند و مثلا به جای اقدام نظامی یا تن فروشی منافقین (که دیگر زمینه­اش را سال­های سال است ندارند) مثلا اجاره خدمتکار ساعتی، مزدوری و پادویی برای خرید منزل، کارگری کارواش، آب حوض کشیدن، شیشه پاک کنی، شستشوی سرویس بهداشتی و … را پیشنهاد کنند. قطعا با توجه به توانایی فعلی منافقین، بیشتر از این نمی­توان از آنها انتظار داشت و قطعا هم کسی آنها را برای بهای بیشتری اجاره نخواهد کرد.

از اینها گذشته با نگاهی به هشتک #آدم کش‌های – اجاره – ‌ای و آنچه مردم و شهروندان در این کمپین بزرگ اعلام کرده­اند، قطعا آنها جایی برای بازگشت به ایران نیز ندارند و بهتر است با تشکیل شرکت سهامی جدیدی، از اعلام آمادگی خود برای اجاره شدن در مشاغل مورد اشاره بگویند. خشم ملت ایران از منافقین چیزی نیست که با گذشت سال و ماه از یاد برود. کینه مردم ایران از این فرقه کودک کش، آنقدر تازه است که با تعویض رنگ و لباس و ژست های جدید هم کهنه نخواهد شد. 

(پایان)

*** 

خشت کج. منافقین بدون سانسور. تاریخچه مختصر مجاهدین خلق ایران

عبدالرضا نیک بینآنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-و-مریم-رجوی-رسانه-های-آلبان/

گروه تروریستی مجاهدین خلق رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران آلبانیایی را تهدید و تطمیع می‌کند

هابیلیان به نقل از باکان پست، نهم ژانویه ۲۰۱۹:… “مجاهدین خلق از همان تاکتیک‌هایی علیه ایران استفاده می‌کنند که داعش و سایر گروه‌های تروریستی علیه حکومت سوریه استفاده کردند… .” وی همچنین گفت: «در ابتدا که اخبار ورود مجاهدین به خاک آلبانی منتشر شد، بسیاری از رسانه‌ها و خبرنگاران کشور آلبانی با اشاره به سوابق تروریستی این گروه، به این اقدام دولت آلبانی اعتراض کردند، اما پس از … 

دکتر اولسی یازچیOlsi Jazexhi, Director of the Free Media Institute in Tirana

Elena_Kocaqi_Albania_Ora_NewsHistorian Kocaqi on the MEK: ‘They should not have been taken in by Albania’.

لینک به منبع

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

گروه تروریستی مجاهدین خلق رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران آلبانیایی را تهدید و تطمیع می‌کند

دکتر اولسی یازچی

دکتر اولسی یازچی

دکتر اولسی یازجی، مورخ و کارشناس مسائل تروریسم اهل کشور آلبانی، در مصاحبه‌ای با سایت بالکان پست گفت: «آمریکا در حال تبدیل کشور آلبانی به محل امنی برای تروریست‌های جهادی است.»

به گزارش سرویس بین‌الملل پایگاه خبری‌تحلیلی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور)، اولسی یازجی در بخشی از این مصاحبه پس از ذکر تاریخچه مختصری از ورود اعضای گروهک تروریستی منافقین به خاک آلبانی گفت: «ورود مجاهدین به خاک آلبانی اولین مرتبه‌ای نبوده که کشور آلبانی تروریست‌های جهادی را به خاک خود راه داده است. در سال ۲۰۱۰ آلبانی به ۵ چینی ایغور که به همراه تعدادی از اعضای طالبان در افغانستان دستگیر شده بودند، پناهندگی داد. آمریکایی‌ها ابتدا آن‌ها را در خلیج گوانتانامو زندانی کردند و بعدا آن‌ها را به آلبانی فرستادند. چین به این حرکت اعتراض کرد و آلبانی را به نقض قوانین و مقررات بین‌المللی متهم نمود، اما آمریکایی‌ها برای این اقدام غیرقانونی از آلبانی دفاع کردند. دولت ادی راما حتی تعداد زیادی از تروریست‌های فتح‌الله گولن را هم در آلبانی پذیرفته است.»

یازجی در ادامه با اشاره به این موضوع که گروهک تروریستی منافقین بزرگترین گروه تروریستی است که تاکنون آلبانی پذیرای آن‌ها بوده افزود: «با ورود اعضای مجاهدین خلق به آلبانی، دولت ایران به این اقدام دولت آلبانی اعتراض کرد. در آن زمان، نخست‌وزیر وقت آلبانی به ایرانی‌ها اطمینان داد مجاهدین تنها به دلایل انسان‌دوستانه در آلبانی پذیرفته شده‌اند و هیچ اقدامی علیه ایران از این گروه در آلبانی سر نخواهد زد. اما گذر زمان نشان داد بر خلاف سایر تروریست‌هایی که به آلبانی آمده بودند، مجاهدین خلق صرفا برای پناهندگی وارد این کشور نشده‌اند، بلکه قصد دارند آلبانی را به افغانستانی دیگر در قلب اروپا تبدیل کنند. در حال حاضر مجاهدین از آلبانی به عنوان پایگاهی برای انجام عملیات روانی، جاسوسی و حتی اقدامات تروریستی علیه ایران استفاده می‌کنند.»

این کارشناس آلبانیایی در بخش دیگری از این مصاحبه، تعداد اعضای گروهک تروریستی منافقین در خاک آلبانی را تا انتهای سال ۲۰۱۷، ۴۴۰۰ نفر اعلام کرد و افزود: «بر اساس آنچه رسانه‌ها نقل کرده‌اند، اطلاع داریم که آمریکایی‌ها قصد دارند به همراه دولت آلبانی پایگاه جدیدی را بین تیرانا و دورس تاسیس کنند که از ظرفیتی حدود ۴۰۰۰ نفری برخوردار است. اما دقیقا اطلاع نداریم که این پایگاه قرار است مقر جدید اعضای مجاهدین خلق باشد یا قرار است اعضای گروه‌های تکفیری مانند داعش که از عراق و سوریه بازمی‌گردند در آن ساکن شوند.»

اولسی یازجی در ادامه این مصاحبه پس از اشاره به اقدامات غیرقانونی اعضای منافقین در آلبانی بیان می‌کند: «بر اساس اظهارات برخی از اعضای سابق مجاهدین که اکنون از این گروه جدا شده‌اند، زنان و مردان در این گروه اجازه ندارند بدون اجازه یا دستور فرماندهان ارشد خود با یکدیگر صحبت کنند. همچنین به اعضای عادی مجاهدین گفته نمی‌شود که مسعود رجوی مرده است. در بازه‌های زمانی مختلف، صوت ضبط‌شده مسعود برای اعضا پخش می‌شود که وی در آن پیغام‌های صوتی به مجاهدین می‌گوید منتظر زمانی باشند که جهاد خود علیه ایران را آغاز کرده و کشور را از دست روحانیون نجات دهند.»

این کارشناس تاریخ اسلام کشور آلبانی در ادامه با اشاره به جنگ تبلیغاتی منافقین با کمک غربی‌ها از داخل خاک آلبانی علیه جمهوری اسلامی ایران افزود: «مجاهدین خلق از همان تاکتیک‌هایی علیه ایران استفاده می‌کنند که داعش و سایر گروه‌های تروریستی علیه حکومت سوریه استفاده کردند… .» وی همچنین گفت: «در ابتدا که اخبار ورود مجاهدین به خاک آلبانی منتشر شد، بسیاری از رسانه‌ها و خبرنگاران کشور آلبانی با اشاره به سوابق تروریستی این گروه، به این اقدام دولت آلبانی اعتراض کردند، اما پس از ورود مجاهدین خلق به خاک آلبانی، رفته‌رفته این گروه با تطمیع و تهدید آنان را مجبور به سکوت کردند.»

وی در انتهای این مصاحبه افزود: «اگر آمریکا و اسرائیل قصد دارند علیه ایران جنگی به راه بیاندازند، نباید آلبانی را به مأمنی برای اقدامات گروه‌های تروریستی علیه ایران تبدیل کنند و مقاصد خود را پیش ببرند

***

OLSI JAZEXHI AlbaniaDr Olsi Jazexhi: Double standards in Albania’s fight against terrorism 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/هزار-اشرف-هزار-پوشک-مجاهدین-خلق-مریم-رج/

از مرام بیگاری در مجاهدین خلق تا گاف جدید مریم رجوی

کانون هابیلیان، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸:… این سکانس یکی از اعضای این گروهک تروریستی در اردوگاه را نشان می‌دهد در حالی‌که کیسه‌های پلاستیکی از پوشک‌های بزرگسالان را به همراه دارد. ناگفته نماند که این موضوع به‌ تنهایی نمی‌تواند سوژۀ یک خبر و گزارش شود و بسیاری از افراد در کهنسالی بی‌اختیاری ادرار را تجربه می‌کنند؛ اما این موضوع زمانی توجه‌ها را جلب می‌کند که این کهنسالان … 

هزار موشک هزار اشرف هزار پوشک مجاهدین خلق فرقه رجویMaryam Rajavi’s MEK Propaganda Fightback Goes Wrong

۱- آخرین وضعیت منافقین در آلبانی، گاف بزرگ منافقین در مستند جدید

آذر ۲۴, ۱۳۹۷

هابیلیان، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

گروهک منافقین در مستند سفارشی خود که از یک شبکۀ آلبانیایی پخش شد گاف بزرگی داد و تصویری از پوشک‌های مورداستفادۀ اعضای ازکارافتادۀ خود را پخش کرد.

به گزارش پایگاه خبری‌تحلیلی هابیلیان، چندی است گروهک منافقین در آلبانی تحت شدیدترین فشارها از سوی رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفته است.

از زمان حضور اعضای گروهک منافقین در آلبانی، شبکۀ نشنال جئوگرافی، کانال ۴ انگلیس، شبکۀ الجزیره و چندین شبکۀ محلی آلبانیانی از این تروریست‌ها گزارش تهیه کردند. وجه اشتراک این گزارش‌ها و مستندها، ماهیت مخوف و رازآلود این گروهک تروریستی بود که طبعاً مطلوب سران این گروهک نیست؛ از همین رو سران این گروهک بر آن شدند که برای این موضوع چاره‌ای بیندیشند.

گروهک منافقین با استخدام تیم کاملی از یک شبکۀ آلبانیایی، سناریوی خود را به این شبکه و مجریِ ناشی آن دادند تا بر اساس آن مستندی از درون اردوگاه منافقین در ۲۰ کیلومتری تیرانا پایتخت آلبانی بسازد.

گروهک آدمکش منافقین در این مستند دست‌وپا می‌زند اعضای محصور خود را در این اردوگاه، به‌عنوان افرادی سرزنده و باروحیه نشان دهد که در حال تلاش برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. این گروهک از سوی دیگر تلاش می‌کند با مظلوم‌نمایی، گذشتۀ سراسر جنایت و خیانت خود را بپوشاند.

اما سکانسی از این مستند ناشیانه از چشمان فرتوت منافقین پنهان ماند. این سکانس یکی از اعضای این گروهک تروریستی در اردوگاه را نشان می‌دهد در حالی‌که کیسه‌های پلاستیکی از پوشک‌های بزرگسالان را به همراه دارد.

ناگفته نماند که این موضوع به‌تنهایی نمی‌تواند سوژۀ یک خبر و گزارش شود و بسیاری از افراد در کهنسالی بی‌اختیاری ادرار را تجربه می‌کنند؛ اما این موضوع زمانی توجه‌ها را جلب می‌کند که این کهنسالان ادعا کنند می‌توانند نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کنند.

این موضوع نشان می‌دهد که این گروهک تروریستی در تنگنای عجیبی گرفتار آمده و هر روزی که بر آن‌ها می‌گذرد اعضای سالخوردۀ آن آرزوی سرنگونی را به گور می‌برند و بقیه اعضا که با حقه ‌و فریب به عضویت این گروهک درآمدند در اولین فرصت از آن جداشده و می‌گریزند.

۲- مرام بیگاری در گروهک منافقین

مهدی عسکری فرسنگی، بنیاد هابیلیان
آذر ۲۶, ۱۳۹۷

هابیلیان، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

بردگی مدرن مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی آلبانی

یکی از فصول مهم و همواره پابرجا در فرقه رجوی، بیگاری از نیروهای این فرقه به هر طریق و به هر شیوه است؛ شیوه ای که از دیرباز در این فرقه مرسوم بوده و همچنان با اهداف مختلف از آن استفاده می شود. این اهداف اگر چه جملگی برای به اصطلاح اهداف مسعود و مریم رجوی به کار گرفته می شود اما هر کدام از این شیوه های بیگاری به دلایلی خاص انجام می شده است؛

آرمان بخشی و ایجاد انگیزه در نیروها؛ اگر به گذشته ها برگردیم، در سال های دور، یعنی اواخر رژیم پهلوی و سال های اوایل دوران انقلاب اسلامی، نیروهای  خورده این فرقه درست زمانی که با حربه مبارزه برای مردم دور هم جمع می شدند و درست در سال هایی که مملو از آموزش های بی خاصیت بودند و خود را برای ترور مردم کوچه و بازار آماده می کردند اما عملیات های خرابکاران به هر دلیل به تأخیر می افتاد از انگیزه تهی می شدند. بنابراین، بنابر دلایل مختلف که سرکردگان تشکیلات منافقین از آن به عنوان نظم بخشی یاد می کردند، شیوه ای جدید در خانه های تیمی این فرقه به راه افتاد که طی آن هر کدام از نیروها به شیوه ای مشغول می شدند و به بیگاری گرفته می شدند تا این بیگاری از سویی برای آنها ایجاد انگیزه ماندن در فرقه باشد و هم حس مفید بودن را از دست ندهند. در این شیوه، کارهایی عبث به طور روزمره در این سازمان تکرار می شد و بیگاری هایی مضحک در این فرقه باب می شد. مثلا در یک خانه تیمی یک نفر مسئول نظافت روزانه موتورسیکلت می شد، یک نفر مأمور بنزین و کنترل خرابی موتورسیکلت می شد و مسئولیت سوییچ موتورسیکلت نیز به نفر دیگری سپرده می شد. در مورد سلاح ها نیز اوضاع بر همین منوال بود. یک نفر انبار دار سلاح می شد، دیگری مأمور شمارش روزنه گلوله ها و کنترل آنها بود و دیگری باید اجازه استفاده را صادر می کرد. مأمور تنظیف سلاح ها هم در نوع خودش کمدی بیگاری دیگری بود که گروهک منافقین شدیدا به آن پایبند بود. همه این رویه ها و ده ها رویه دیگر تنها به این خاطر بود که نیروهای موجود در این فرقه در ساختار تشکیلاتی موجود دچار حس بطالت و غیر مفید بودن نشوند.

بیگاری برای عوام فریبی؛ یکی دیگر از رویه های رایج در بیگاری کشیدن در این فرقه بیگاری کشیدن از نیروها برای اهدافی بود که قرار بود عوام فریبی خاصی در عرصه بین المللی ایجاد شود یا این سازمان را مشابه آرمان های غیرعملی این سرانش جلوه دهد. به عنوان مثال در هر دوره از نشست های پرخرج منافقین که با هبه های آنچنانی به شکم چران های اروپایی، آمریکایی و بعضا عرب همراه است و قرار است از آن به عنوان تجمعی بزرگ در اروپا یاد شود، اعضای این فرقه که اغلب سنین میان سالی را هم پشت سر گذاشته اند باید تلاشی شبانه روزی را از چندین هفته قبل آغاز کنند و از آماده سازی سالن گرفته تا دعوت از میهمان ها و پروسه فریب کارگران و دانشجویان به هوای یک وعده غذای گرم و گردش در شهر را به ترتیب فراهم کنند. در این پروسه فریب خوردگان فرقه اگر چه می دانند کل ماجرای نشست بزرگ سالانه، فریبی بیش نیست و قرار است صرفا یک خیمه شب بازی تبلیغاتی و تلویزیونی باشد، اما یا قدرت تفکر از آنها سلب شده یا جبر ماندن در این فرقه آنها را وادار به پذیرش کرده و یا واقعا در هپروت موثر بودن این شیوه ها مانده اند. از نمونه های دیگر این شیوه می توان به زمانی اشاره کرد که قرار بود ۴۰ هزار نفر از مردم عراق را به اردوگاه اشرف دعوت کنند و همایش بزرگی با مضمون رضایت مردم عراق برای ماندن منافقین در عراق برگزار کنند. در گرمای آن سال که در سال های آخر حضور منافقین در عراق بود، سران این فرقه یکصد نفر از اعضای این فرقه را بطور شبانه روزی مجبور کردند تا سن بسازند و آنها بتوانند میزبان ۴۰ هزار نفر از مردم عراق باشند. این کار به دلیل نداشتن نقشه فنی و مهندسی ۴ بار تکرار شد و هر بار کار به نوعی خراب می شد. بگذریم از اینکه دست آخر تنها ۴ هزار نفر از زنان و کودکان و عده ای این مردان مسن فقیر تنها با فریب پول و وعده غذایی به اردوگاه اشرف آمدند اما سران این فرقه تعداد حاضران را بیش از ۴۰ هزار نفر اعلام کرد. در نمونه دیگر این نوع بیگاری می توان به آرزوی مسعود رجوی برای داشتن ارتشی مجهز اشاره کرد. در زمان نوکری صدام، وی ۵۰ تانک چیفتن از رده خارج به مسعود رجوی اهدا کرده بود. او برای اینکه در شوی سالانه اش، در مقابل دیدگاه خبرنگاران خارجی تشکیلات خودش را دارای ارتشی مجهز نشان دهد، نیروهای فرقه اش را به کار تعمیر این تانک ها گماشت اما ۶ ماه کار مداوم بر روی تانک ها به دلیل فرسودگی فراوان تانک ها از یک سو و نداشتن گلوله جنگی و مسلسل تانک ها، عملا با شکست مواجه شد.

بیگاری برای تنبیه؛ افراد زیادی در فرقه رجوی حضور داشته اند که در ابتدا مورد اقبال واقع شدند اما در ادامه به دلیل زاویه پیدا کردن با مسعود و مریم رجوی، درخواست برای جدایی یا برخی موارد دیگر مورد غضب واقع شده و به عنوان تنبیه، به اجبار تن به بیگاری دادند. محمد سیدالمحدثین که به اصطلاح رییس کمیسیون سیاست خارجی تشکیلات منافقین بود یکی از همین افراد بود که به‌دلیل مورد غضب قرار گرفتن، تمام مسئولیت هایش از وی سلب شد و ۵ سال قبل به عنوان آشپز در آشپزخانه منافقین در اورسورواز به بیگاری گماشته شد. موارد بسیار بدتری در مقایسه با تنبیه این سرکرده فرقه وجود دارد که رجوی طی آن افراد معترض را به شیوه های مختلف به بیگاری تا حد مرگ می گماشت تا آنها را از هستی ساقط کند و در این میان با مرگ برخی از این افراد بر اثر شدت کار، آنها را شبانه دفن می کردند.

بیگاری از زنان؛ دردمندانه ترین نوع بیگاری، بیگاری تشکیلات رجوی از زنان بود. در این مورد اگر چه رسانه های مهم دنیا بارها در مورد افشاگری زنان علیه تعرض رجوی اخبار و گزارش های متعددی نوشتند اما به هر حال عمق سوء استفاده از زنان این فرقه بسیار بیشتر از آنچه گفته شده بوده است. رجوی که علاوه بر شهوت قدرت، در شهوت جنسی نیز جنونی بی مثال داشت تمام زنان فریب خورده فرقه را بارها و بارها مورد تجاوز قرار داده بود تا این زنان در نقش بردگان جنسی او به بیگاری جنسی تن دهند. او حتی با عقیم سازی این زنان، امید به آینده، بازگشت، تشکیل زندگی و مادر شدن در آنها را نیز بطور کلی نابود کرد. او علاوه بر اینها تا می توانست در آفتاب سوزان عراق از زنان در کارهای سخت مردانه استفاده می کرد تا پیری زودرس ارمغان این اقدام باشد و زنان فرقه فکر زیبایی و حس لطیف زنانه خود را هم از دست بدهند و با صورت های زشت و آفتاب خورده به ماندن در فرقه به عنوان آخرین و تنها راه باقی مانده برای ادامه حیات خود فکر کنند. برگزاری مانورهای نظامی و حمل بارهای سنگین نظامی که در شرایط عادی برای مردان نیز با سختی همراه بود، یکی دیگر از ترفندهای رجوی بود تا زنان این فرقه را به ماشین های از کار افتاده ای تبدیل کند. البته دامنه کوته نظری زنان این فرقه را هم باید به این مقال اضافه کرد چرا که خود آنها نیز این تحمیق را پذیرفته بودند و در توهمات خود، بسیاری ایام، این اقدام را رویه ای درست نیز می پنداشتند.

بیگاری رسانه ای؛ این شیوه مخصوص دو گروه است: گروه اول کسانی که در فرقه و در بخش رسانه ای کار می کنند. آنها مجبور بوده و هستند در برنامه های تلویزیونی نقش تماس گیرندگان از اروپا و ایران را بازی کنند در حالی که به شهادت برخی جداشده ها از اتاق کنار استودیوی پخش این نقش را بازی می کنند. برخی از آنها داخل تشکیلات فرقه رجوی مأمور ایجاد سایت ها و کانال های دروغین و تحت عنوان هواداران این فرقه هستند تا از این طریق بتوانند موج رسانه ای خاصی ایجاد کنند. در این راستا البته گاف های فراوانی نیز از دل این تفکر بیرون می آید. درست زمانی که آنها مأمور واقعه سازی و کشته سازی می شوند، مثلا تصاویری را به عنوان سند وقوع اتفاق یا درگیری خاص در ایران منتشر می کنند که پیشتر در خبررسانی های اروپایی یا آمریکایی از وقایع همان کشورها منتشر شده است. در کنار تصاویر دروغین و تکراری، عمله های درون فرقه، به شدت در ایزوله اطلاعات و اخبار روز دنیا قرار دارند و کار آنها به گونه ای برنامه ریزی می شود که از هیچ رسانه و سایت آزادی باخبر نباشند. دسته دوم اندک عمله هایی هستند که ناخواسته به دام منافقین گرفتار می شوند و اگر چه جاسوسان انگلیس، آمریکا و رژیم اسرائیل در قبال جاسوسی از داخل کشور، بعضا رقم و ریالی هم دریافت می کنند، اغلب کسانی که در فرقه منافقین به عمله دروغ پردازی رجوی در داخل ایران تبدیل می شوند، از مناسبات مالی چندانی بهره‌مند نمی شدند.

(پایان)

***

تلویزیون انگلستان اردوگاه تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی تیرانا آلبانی 3گزارش کانال ۴ تلویزیون انگلستان از اردوگاه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در حومه تیرانا-آلبانی

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/نقش-مجاهدین-خلق-فرقه-رجوی-در-سیاست-ضد-ای/

نقش جدید منافقین (فرقه رجوی) در سیاست ضدایرانی ترامپ

هابیلیان به نقل از هفته نامه نیشن، سیزدهم دسامبر ۲۰۱۸:… پارسی در جواب این سؤال، سازمان مجاهدین خلق را یک «فرقه تروریستی خشن» توصیف می‌کند که اول‌بار با کشتن آمریکایی‌ها و مسئولان رژیم شاه در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ترورهای خود را آغاز کرد. او سپس با اشاره به حمایت اولیه منافقین از انقلاب اسلامی و رویارویی ثانویه آن‌ها با نظام اسلامی، فرار آن‌ها از ایران و … 

نقش جدید منافقین مجاهدین خلق فرقه رجوی در سیاست ضدایرانی ترامپTrita Parsi: Why Trump’s Hawks Back the MEK Terrorist Cult (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult)

لینک به منبع

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

هفته‌ نامه آمریکایی نیشن بررسی کرد: نقش جدید منافقین در سیاست ضدایرانی ترامپ

هفته‌نامه آمریکایی نیشن در مطلبی در وب‌سایت خود، نقش جدید گروهک منافقین در سیاست‌های دولت ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران را بررسی کرده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل پایگاه خبری‌تحلیلی هابیلیان، هفته‌نامه نیشن در گفت‌وگویی با موضوع بررسی سیاست‌های خصمانه جدید دولت ترامپ در مواجهه با ایران، نظر تریتا پارسی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی ایرانی‌آمریکایی، را در خصوص نقش‌آفرینی گروهک منافقین در این سیاست‌ها جویا شده است.

در این گفتگو که در تاریخ ۵دسامبر۲۰۱۸ بر روی وب سایت هفته‌نامه نیشن قرار گرفته است، جیمز کاردن، خبرنگار نیشن به‌منظور کمک به درک بهتر دور جاری از جنگ کلامی اعضای کابینه ترامپ علیه ایران، ازجمله سخنرانی جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا در انستیتو بین المللی مطالعات استراتژیک در منامه، که در آن سخنان تندی را علیه دولت ایران مطرح کرده بود، سؤالاتی را از تریتا پارسی پرسیده است.

در بخشی از این گفت‌وگو، کاردن با اشاره به تغییر مشی آمریکا در قبال ایران از براندازی از بیرون (Regime Change) به فروپاشی (Collapse)، و تمایل ترامپ برای ایجاد تغییر در ایران از طریق بی‌ثبات‌سازی کشور از درون، به‌جای دخالت مستقیم نظامی، شرایط را برای نقش‌آفرینی گروه‌هایی مانند «فرقه تروریستی» سازمان مجاهدین خلق (گروهک منافقین) مطلوب توصیف می‌کند و از پارسی می‌خواهد نظر خود را در این‌باره بیان کند.

بنیانگذار شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) در تأیید نظر خبرنگار نیشن، بیان می‌کند با توجه به هزینه‌هایی که اقدام نظامی در پی خواهد داشت، و مسلماً نه به‌دلیل دغدغه‌های انسان‌دوستانه، ترامپ ترجیح می‌دهد هدف خود (یعنی سرنگونی نظام ایران) را بدون پیگیری اقدام نظامی محقق کند. ازین‌رو، پیش بینی می‌کند ترامپ به جای جنگ یا براندازی از بیرون، که بسیار پرهزینه خواهد بود، فروپاشی از درون را در دستور کار خود قرار دهد.

نویسنده کتاب «ازدست‌دادن دشمن؛ اوباما، ایران و پیروزی دیپلماسی» در توضیح پیش‌بینی خودْ استدلال می‌کند در حالی‌ که گروهک منافقین، به‌دلیل بی‌اعتباری گسترده در ایران، در تحقق‌بخشیدن به هدف اول از کارایی لازم برخوردار نیست، به نظر می‌رسد، دولت ترامپ به آن، به دلیل تجربه فراوانش در خرابکاری، تروریسم، سوء‌قصد و حتی جنگ منظم، به چشم عنصری مفید در اجرای فروپاشی و جنگ شهری احتمالی، نگاه می‌کند.

در ادامه، کاردن از تریتا پارسی می‌خواهد با توجه به آشنایی‌اش با منافقین، به‌خصوص یادداشتی که برای نشریه نقد کتاب لندن در این موضوع نوشته، برای خوانندگانی که ممکن است از آن‌ها شناخت نداشته باشند، کمی درباره ماهیت این گروه صحبت کند.

پارسی در جواب این سؤال، سازمان مجاهدین خلق را یک «فرقه تروریستی خشن» توصیف می‌کند که اول‌بار با کشتن آمریکایی‌ها و مسئولان رژیم شاه در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ترورهای خود را آغاز کرد. او سپس با اشاره به حمایت اولیه منافقین از انقلاب اسلامی و رویارویی ثانویه آن‌ها با نظام اسلامی، فرار آن‌ها از ایران و پناهنده شدنشان به صدام در زمان جنگ ایران و عراق را خاطرنشان می‌کند. تریتا پارسی همچنین به همدوشی گروهک منافقین با صدام در زمان جنگ اشاره می‌کند؛ اقدامی که برای آن‌ها به قیمت از دست‌رفتن همه اعتبارشان در داخل ایران تمام شد. بنیانگذار نایاک بحث تاریخچه سازمان مجاهدین را با تبدیل شدن این گروه به ارتش شخصی صدام برای نسل‌کشی شیعیان در جنوب و اکراد در شمال عراق، خاتمه می‌دهد.

در بخش دیگری از گفت‌وگو درباره حضور گروهک منافقین در ایالات متحده، پارسی بیان می‌کند که این گروه هم‌زمان با جنگیدن برای صدام، لابی‌گری بسیار گسترده خود را در کاپیتال هیل (ساختمان کنگره آمریکا) با تأمین بودجه‌های هنگفت مبارزات انتخاباتی اعضای دموکرات و جمهوری خواه کنگره، آغاز کرد. به اعتقاد تریتا پارسی، منافقین علاوه بر بهره‌مندی از پول های نفت سعودی، به این خاطر که می‌گفتند نظام ایران بد است و باید سرنگون شود، در آمریکا با در باغ سبز مواجه شدند. این تحلیلگر ایرانی‌آمریکایی، در پایان به این نکته اشاره کرد که سازمان مجاهدین خلق علی رغم حضور متعاقب در فهرست تروریستی آمریکا، همچنان به لابی‌گری گسترده خود ادامه داد؛ روشی که به بیرون آمدن آن‌ها از فهرست تروریستی در سال ۲۰۱۲ منجر شد.

***

Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_ Saddam_MukhabaratAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/ترور-همکاری-اقتصادی-ایران-و-اروپا-با-ا/

ترور همکاری اقتصادی ایران و اروپا با «اتهامات ترور». جریان مشکوک ترور در اروپا

Iran_EUهابیلیان، سوم نوامبر ۲۰۱۸:…  بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان این اتهام را در آن زمان یک سناریوی طراحی‌شده از سوی منافقین دانسته و گفته بود: «طبق اطلاعات موجود افراد بازداشت‌شده در کشور بلژیک از اعضای شناخته‌شده و عملیاتی آن سازمان تروریستی (منافقین) محسوب می‌‌‌‌شوند و مقامات ذیصلاح ایران آمادگی دارند تا با ارائه اسناد و مدارک لازم در جهت روشن … 

تروریسم مجاهدین خلق و موساد برای انحراف مذاکرات ایران و اروپاموساد استفاده از مجاهدین خلق برای پرونده سازی و تخریب رابطه اروپا و ایران را تایید کرد

۱- جریان مشکوک ترور در اروپا، توطئه جدید علیه ایران

لینک به منبع

آبان ۱۲, ۱۳۹۷

زیر پوست رابطه بهبودیافته ایران و اروپا جریان مرموزی پایه‌های این رابطه را می‌جود. دولت دانمارک در آستانه رونمایی اتحادیه اروپا از سازوکار مالی خود برای مقابله با تحریم‌های آمریکا، ایران را به اجرای نقشه ترور یک فرد در خاک این کشور متهم کرده است؛ ۴‌ماه قبل‌تر، قصه مشابهی در جریان سفر حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان به قلب اقتصادی و سیاسی اروپا پیاده شد.

در آن مقطع، سفر روحانی به اتریش و سوئیس نشانه‌‌ای از پیوند سیاسی-اقتصادی ایران و اروپا بود، جبهه‌ای در اروپا مقابل آمریکای ترامپ باز شده بود که قصد داشت دور اول تحریم‌های ضد‌ایرانی را یک‌ماه بعد از این سفر (۱۵مرداد) اجرایی کند، همزمان منافقین در پاریس اجلاس سالانه خود را برگزار کرده بودند که دولت بلژیک اعلام کرد ۲ایرانی را به اتهام تلاش برای بمبگذاری در اجلاس منافقین دستگیر کرده است.

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان این اتهام را در آن زمان یک سناریوی طراحی‌شده از سوی منافقین دانسته و گفته بود: «طبق اطلاعات موجود افراد بازداشت‌شده در کشور بلژیک از اعضای شناخته‌شده و عملیاتی آن سازمان تروریستی (منافقین) محسوب می‌‌‌‌شوند و مقامات ذیصلاح ایران آمادگی دارند تا با ارائه اسناد و مدارک لازم در جهت روشن ساختن ابعاد واقعی این سناریوی از پیش طراحی‌شده گروه مزبور، همکاری‌‌‌های لازم را به عمل آورد.»

 چند روز گذشته یک نماینده مجلس به خبرگزاری مهر گفت که دیپلمات ایرانی که در این ماجرا متهم بود در دادگاه آلمان تبرئه شده است. در سناریوی دانمارک هم پای یک گروهک تروریستی دیگر در میان است؛‌ به لحاظ زمانی تقارن انتشار این خبر با زمانبندی دور جدید تحریم‌های آمریکا (۱۳آبان) علیه ایران شبهه‌هایی بر صحت ادعاهای دولت دانمارک افزوده است و به لحاظ سیاسی این قصه همزمان با تلاش اروپا برای مقابله با تحریم‌های آمریکا سرهم شده است.

بیراه نیست که مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا جزو نخستین و معدود مقاماتی است که به استقبال این خبر می‌رود و می‌گوید: «ما برای دستگیری یک ضارب حکومت ایران به دولت دانمارک تبریک می‌گوییم. ما از متحدان و شرکای خود می‌خواهیم با طیف کامل تهدیدهای ایران برای صلح و امنیت مقابله کنند.» در عین حال دیروز ردپای سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی در اتهام زنی به ایران در جایی روشن شد که رسانه‌های اسرائیل مدعی شدند موساد در دستگیری یک شهروند ایرانی به دانمارک کمک کرده است.

فین بورچ اندرسون، رئیس سرویس اطلاعاتی دانمارک، مدعی شده است هدف، ترور یکی از رهبران گروهک الاحوازیه بوده است. همان گروهکی که ۳۱شهریور‌ماه امسال گفته شد در حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز نقش داشته است. در آن حمله تروریستی ۲۴نفر از شهروندان ایرانی به شهادت رسیدند.

 تقریبا یک هفته بعد از این ماجرا و پس از آنکه داعش مسئولیت آن حمله تروریستی را برعهده گرفت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در انتقام از حمله تروریستی اهواز با ۶فروند موشک بالستیک مواضع داعش را مورد هدف قرار داد. در آن مقطع البته وزارت خارجه سفرای برخی کشورهای اروپایی مثل دانمارک و هلند را احضار کرده و نسبت به اقامت برخی اعضای گروهک‌های تروریستی هشدار داده بود. بهرام قاسمی گفته بود سفیران هلند و دانمارک ضمن ابراز تأسف از حادثه اهواز اظهار داشتند موارد مطرح‌شده را فورا به پایتخت‌های خود منتقل خواهند کرد.

 شخصی که مقامات دانمارک مدعی شده‌اند قرار بوده ترور شود، فردی به نام حبیب جبر است که گفته می‌شود رهبر شاخه دانمارک گروهک تروریستی الاحوازیه است. عجیب آنکه در اطلاعیه سرویس اطلاعاتی دانمارک مدرکی که برای تلاش حکومت ایران به ترور یک مخالف در خاک دانمارک ارائه شده «برنامه‌ریزی شهروند نروژی-ایرانی برای عکاسی» از منزل حبیب جبر است. مستند دیگری وجود ندارد.

 به گزارش ایرنا،‌محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور گفته است رئیس‌جمهور دستور بررسی دقیق این ماجرا را داده و به محض اینکه تحقیقات ما کامل شد دولت جمهوری اسلامی نظر خودش را درباره این اتهام اعلام خواهد کرد. واعظی اتهام‌زنی به ایران در آستانه ۱۳آبان و اجرای دور جدید تحریم‌ها را مشکوک دانسته و گفته است: عده‌ای به‌دنبال این هستند که اروپا را به همراهی با آمریکا در تحریم علیه ایران ترغیب و به‌گونه‌ای به روابط ایران و اروپا خلل وارد کنند.

 آندرس ساموئلسن، وزیر خارجه دانمارک گفته که کشورش، اتحادیه اروپا را برای اعمال تحریم‌هایی بر ضد‌ایران به‌دلیل روشن شدن نقش وزارت اطلاعات در این ماجرا تحت فشار قرار خواهد داد. دانمارک سفیر خود را برای پاره‌ای از مشورت‌ها به کپنهاگ فراخوانده اما پیش از آنکه سفیر دانمارک تهران را ترک کند، به وزارت خارجه احضار شده است. بهرام قاسمی گفته است: صبح دیروز سفیر دانمارک در تهران با حضور در وزارت امور خارجه با رئیس اداره اول امور شمال اروپا ملاقات کرد.

 در این ملاقات مراتب اعتراض کشورمان نسبت به واکنش‌های شتابزده سیاسی و رسانه‌ای برخی مقامات دانمارکی نسبت به دستگیری یک شهروند نروژی-ایرانی به اتهام داشتن برنامه برای ترور فردی در دانمارک به سفیر این کشور در تهران اعلام شد. لارس لوگه راسموسن، نخست‌وزیر دانمارک حتی پا را فراتر گذاشته و ایران را متهم به اقدامات «قرون وسطایی» کرده است.

 بهرام قاسمی گفته است: هرگاه روابط ایران و اروپا با تعامل همراه شد برخی دست‌های نامرئی با دستور گرفتن از محافل خاص، بین ایران و اروپا مشکلاتی ایجاد کردند. او این اقدام را یک توطئه حساب‌شده خوانده و از دولت دانمارک خواسته است به تحقیقات در این زمینه ادامه دهد. ۲ماجرای بلژیک و دانمارک و ادعای ترور حبیب جبر علیه ایران، سناریویی شبیه داستانی است که در سال۹۰ علیه ایران در آمریکا ساخته شد؛

 داستانی که در آن مقامات آمریکا مدعی شدند ایران به‌دنبال ترور عادل جبیر سفیر وقت سعودی در آمریکا بود. اتهامی که مقامات وقت ایران ازجمله حیدر مصلحی وزیر وقت اطلاعات گفته بود: مقامات آمریکایی با دادن تابعیت به منصور ارباب سیر، او را به همکاری در متهم کردن ایران به طراحی عملیات ترور سفیر عربستان در واشنگتن تشویق کرده‌اند.

۲- ترور همکاری اقتصادی ایران و اروپا با «اتهامات ترور». ادامه اتهامات اخیر علیه تهران

لینک به منبع 

آبان ۰۹, ۱۳۹۷

در آستانه ارائه بسته مالی اروپا برای همکاری اقتصادی با ایران، اتهامات تروریستی علیه ایران در اروپا افزایش یافته است.

به گزارش هابیلیان به نقل از خبرگزاری تسنیم، فین بورش اندرسون، رئیس دستگاه اطلاعاتی دانمارک روز سه شنبه مدعی شد که روز ۲۱ اکتبر سال جاری یک نروژی ایرانی‌تبار به اتهام کمک به یک نهاد اطلاعاتی ایران به منظور تلاش برای ترور رهبر شاخه دانمارک گروه تروریستی الاحوازیه بازداشت شده است.

اناس ساموئلسون، وزیر خارجه دانمارک هم ساعاتی بعد با اعلام خبر فراخواندن سفیر این کشور از تهران گفت که کپنهاگ از اتحادیه اروپا می‌خواهد که علیه ایران تحریم‌هایی را اعمال کند.

اتهام جدید دانمارک علیه ایران، در ادامه اتهامات اخیر علیه تهران به ویژه توسط فرانسه است که با بازداشت یک دیپلمات ایرانی، ایران را به تلاش برای بمبگذاری در گردهمایی گروهک تروریستی منافقین در ویلپنت متهم کرده بود.

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به اتهام جدید،‌ آن را تکذیب کرده و در “ادامه توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان شناخته شده روابط خوب و رو به گسترش ایران و اروپا در شرایط خاص و خطیر کنونی” خواند.

نکته مهم این است که این اتهامات به ویژه اتهام دانمارک علیه ایران درست در آستانه ارائه بسته و مکانیزم مالی ویژه اتحادیه اروپا به ایران به منظور دور زدن تحریم‌های یکجانبه آمریکا و نجات برجام است. همزمانی این دو اتفاق به ویژه در کنار درخواست فوری دانمارک برای اعمال تحریم‌های جدید علیه تهران، کمی معنادار به نظر می‌رسد، از این جهت که شاید طرح اتهام‌های ترور، تلاشی برای ترور مکانیزم مالی ویژه اروپا برای دور زدن تحریم‌های آمریکا باشد.

جالب است که قبل از این بازداشت‌ها و اتهامات، مقامات آمریکایی در خصوص “اقدامات تروریستی ایران در اروپا” هشدار داده بودند. الان هم چندین فرد به همین اتهام بازداشت می‌شوند و بحث تحریم علیه تهران مطرح می‌شود. مایک پامپئو هم روز گذشته از این اقدام دانمارک استقبال کرده و آن را به کپنهاگ تبریک گفته است. پامپئو با ادعای اینکه “اروپا به مدت ۴۰ سال هدف اقدامات تروریستی ایران بوده است”، خواستار مقابله با ایران شده است.

به نظر می‌رسد که فضای ضد ایرانی اخیر بخشی از یک پروژه دو بخشی، بخش اول فرانسه و بخش دوم دانمارک، به منظور بر هم زدن روابط ایران و اروپا به ویژه در زمینه اقتصادی باشد. دولت ترامپ بعد از ناکامی در زمینه منزوی ساختن سیاسی و حقوقی ایران، تنها امید خود را در ایجاد و اعمال فشار حداکثری بر اقتصاد ایران می‌بیند. اما پس از اینکه برنامه دولت ترامپ برای صفر کردن صادرات نفت ایران موفق نشده است، این کشور به همراهی برخی از متحدان منطقه‌ای خود در تلاش برای مختل کردن همکاری‌های اقتصادی ایران با کشورهای مختلف از جمله اروپایی‌ها هستند. حال اینکه این تحولات با چه جزئیاتی برنامه ریزی و انجام شده باشد، کامل مشخص نیست، اما ذی‌نفعان واقعی چنین اقدامی کسانی هستند که از روابط ایران و اروپا دل خوشی ندارند و آن را بر ضد منافع خود می‌بینند، که پاسخ به این سوال که اینها چه کسانی هستند، چندان مشکل نیست.

حال این مطرح می‌شود که چرا برخی از کشورهای دیگر اروپایی‌ از این اتهامات و فشار علیه ایران استقبال کرده یا حداقل با آن مخالفت نمی‌کنند؟ اروپایی‌ها که در حال تهیه بسته‌ای برای نجات برجام هستند، با اتخاذ موضع ضد ایرانی می‌توانند تا حدودی از فشار آمریکایی‌ها در زمینه تعامل اقتصادی با ایران بکاهند. یا اینکه از میزان اثربخشی و سودمندی مکانیزم مالی ویژه اروپا برای صدور نفت ایران کم کنند.

وزیر خارجه دانمارک قرار است امروز به اسلو، پایتخت نروژ سفر کند تا موضوع اخیر را با کشورهای حوزه نوردیک مطرح و در این باره چاره جویی کنند. به نظر می‌رسد بحث اتهام جدید علیه ایران که روز گذشته جزو مهمترین خبرها در رسانه‌های دانمارک بود، آغاز تلاش برای ایجاد یک بسیج توسط چندین کشور برای فشارهای بیشتر بر ایران باشد.

از طرفی دیگر، پس از اینکه بحث ترور جمال خاشقجی، روزنامه نگار منتقد سعودی در کنسولگری عربستان در استانبول چندین هفته موضوع اصلی رسانه‌های جهان بود، با فروکش کردن ناگهانی اخبار مربوط به خاشقجی، اتهامات جدید علیه ایران، موضوع رسانه‌های جهان را از فضای ضد سعودی به سمت فضای ضدایرانی سوق داده است.

نکته قابل ذکر دیگر این است که ایران در شرایطی که توانسته به واسطه همکاری با اروپا، آمریکا را منزوی کند، از کوچکترین عامل تنش‌زا با اروپا پرهیز می‌کند و اتخاذ هر گونه اقدام تنش‌آفرین حتی کوچک، غیرعقلانی و به دور از عقل است، چه برسد به چنین اقدام فاحشی که جنجال آفرین باشد؛ آن هم در زمانی که ایران در ریل همکاری با اروپا قرار دارد و اصلا نیازی به چنین اقداماتی نیست. از طرفی ایران، موضوع مربوط به حوادث تروریستی اهواز را از کانال حقوقی و قانونی خود پیگیری می‌کند و چنین حاشیه‌هایی می تواند آن روند حقوقی را مختل کند.

در نهایت، آمریکا و متحدان منطقه‌ایش از جمله اسرائیل و عربستان پس از خروج واشنگتن از برجام از هیچ تلاشی برای فشار بر ایران فروگذار نبوده‌اند و این هم تقریبا در راستای همان «فشار حداکثری» آمریکا بر ایران بوده است. با به سنگ خوردن خیلی از تیرهای واشنگتن در زمینه سیاسی و حقوقی، و حتی اقتصادی، آمریکا در پی استفاده از راهکاری جایگزین برای فشار بر ایران است و این آتشی است که متحدان دیگر آمریکا هم به آن می‌دمند. به همین دلیل ابتدا از پروژه اول در موضوع فرانسه استفاده شد. اما با طرح موضوع خاشقجی، این پرونده به حاشیه رفت. اکنون با کاسته شدن از حجم اخبار مربوط به خاشقجی، با طرح پروژه دوم در دانمارک تلاش بر این است که جان تازه‌ای به فضای ضد ایرانی در زمینه اتهامات تروریستی در اروپا بخشیده شود.

(پایان)

*** 

Amir_S_Nasimeh_N_MEK_Terrorist_Maryam_RajaviUsing Mojahedin Khalq (aka MEK, MKO, Rajavi cult) to damage Iran EU relationship

ترور خشونت بمبگذاری مجاهدنین خلق فرقه رجوی اروپاOnce again the arrested bombers turn out to be MEK (Maryam Rajavi cult) members.

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32555

همپای شیطان با نقاب حقوق بشر (+ طرح ایده “پایان منافقین” فرصتی برای رنگ عوض کردن رجوی)ا 

The-Cult-of-Rajavi-Maryam-Rajavi-eu-European-Parliament-2017سید محمدجواد هاشمی‌نژاد و دکتر حامد رحیم پور، بنیاد هابیلیان، یازدهم دسامبر ۲۰۱۷:…  در آستانه روز جهانی حقوق‌بشر کنفرانسی با حضور مریم رجوی سرکرده گروه تروریستی منافقین و سخنرانی شماری از نمایندگان پارلمان اروپا برگزار شد که به زودی معلوم می‌شود برای هر دقیقه حضور در کنار مریم رجوی مانند همکارانشان چند صد دلار گرفته‌اند. طنز ماجرا این جاست. زنی که از جنایت و قساوت … 

Terrorists_Mercenaries_EUP_MKE_Rajavi_Cultپاسخ منفی فدریکا موگرینی به درخواست ملاقات مریم رجوی در پارلمان اروپا

زنی با نقاب «حقوق بشر» اما همپای شیطان

دکتر حامد رحیم‌پور، بنیاد هابیلیان

آذر ۱۹, ۱۳۹۶
لینک به منبع

در آستانه روز جهانی حقوق‌بشر کنفرانسی با حضور مریم رجوی سرکرده گروه تروریستی منافقین و سخنرانی شماری از نمایندگان پارلمان اروپا برگزار شد که به زودی معلوم می‌شود برای هر دقیقه حضور در کنار مریم رجوی مانند همکارانشان چند صد دلار گرفته‌اند.

طنز ماجرا این جاست. زنی که از جنایت و قساوت در کارنامه خود چیزی کم ندارد مدام در سخنرانی‌‎اش در این کنفرانس اشاره به زیر پا گذاشتن حقوق‌بشر توسط ایران داشت. این در حالی است که اگر یک نقطه در جهان باشد که حقوق‌بشر در آنجا ذبح می‌شود، سازمان تروریستی منافقین است. مریم رجوی که مانند گروه تروریستی داعش پشت نقاب ظاهرا اسلامی پا به پای شیطان قدم بر می‌دارد این روزها گروه بی‌خاصیت خود را به جریان انداخته تا با بزک کردن چهره کریه خود، از هر لابی‌ای که می‌تواند علیه سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران استفاده کند، حتی همکاری این گروه با دیگر گروه‌های تروریستی در منطقه برای آشوب و بی ثباتی از موضوعاتی است که جنایات منافقین را کامل می‌کند.

منافقین گرچه ادعای «حقوق بشر» دارند اما معتقدند که نظام‌های عراق و سوریه پشتیبان خط مقاومت و پایگاهی برای مبارزه با رژیم صهیونیستی می‌باشند لذا به شکل گسترده‌ای در تلاش بودند تا با همکاری با گروهک‌هایی تروریستی مانند داعش، جنگ‌های مذهبی و طائفه‌ای را پشتیبانی کنند. مریم رجوی در حالی شعار«حقوق بشر» می‌دهد که اسناد انتشاریافته توسط پایگاه‌های خبری تأکید می‌کند که گروهک تروریستی منافقین در قتل عام‌ها و کشتارهای انجام شده علیه مردم مناطق مختلف سوریه نیز طی بحران حاکم بر این کشور دست داشته است. حتی به تازگی شاهد نامه نگاری مریم رجوی، با معارضان دولت سوریه بودیم که بیانگر فعال بودن شاخه نظامی گروهک منافقین (علیرغم شعارها و فضاسازی‌های ۱۵سال گذشته برای خروج از فهرست گروه‌های تروریستی) می‌باشیم. رجوی در این نامه «نصر حریری»، رئیس هیئت مذاکره کننده معارضان سوری را با نام «رئیس گروه مقاومت ضد دولت بشار اسد» خطاب کرده و از وی خواسته تا به تلاش‌های خود علیه دولت قانونی اسد ادامه دهد.

کارنامه حقوق بشری درون سازمانی منافقین نیز فاجعه آمیز می‌باشد. برای مثال زنان در سازمان منافقین از حداقل حقوق انسانی مانند: حق مادر شدن، حق ازدواج و تشکیل خانواده، حق انتخاب لباس و رنگ، حق مطالعه آزاد، حق تفریح و سرگرمی و… محروم بودند. به گفته بسیاری از اعضای سابق سازمان، مریم رجوی خطاب به زنان تشکیلاتش گفته بود: «شما هیچ حقی در سازمان من ندارید فقط حق فدای یک جانبه و خالصانه جسم و روح خود برای من و مسعود رجوی را دارید!!.»

مریم رجوی در حالی دم از حقوق بشر می‌زند که از یک سو به زنان گروهک حتی اجازه نمی‌داد که به وضعیت ظاهری خود هم رسیدگی کنند، اما در کنفرانس حقوق بشر سخن از آزادی و برابری زن و مرد می‌کند! مریم رجوی در حالی دم از حقوق بشر می‌زند که به زنان گروهک منافقین اجازه نمی داد که بتوانند حتی فرزندان خود را هفته ای یکبار ملاقات کنند، اما در سخنرانی‌های خود صحبت از نقش زن در آینده جامعه می‌کند! به راستی مریم رجوی با چه رویی با یک شوی تکراری و مسخره، خود را حامی زنان جهان معرفی کرده و در کنفرانسی به نام حقوق بشر سخنرانی می‌کند؟ آیا با این نمایش ها می‌تواند چهره کریه و خون آلود خود و گروهک تروریستی‌اش را پاک کند؟

تاریخ به این سوال قاطعانه جوابی منفی می‌دهد. چرا که مریم رجوی حتی از خودش هم استفاده ابزاری کرده است. ماجرای طلاق عجیب و نا متعارف از شوهر اول خود و به عقد مسعود درآمدن برای رسیدن به پست سازمانی بالاتر، نشان می‌دهد واقعیت درست صد و هشتاد درجه با آنچه در ظاهر از مریم رجوی می‌شنویم متفاوت است.

طرح ایده مشکوک «پایان منافقین» فرصتی برای رنگ عوض کردن آنهاست

سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد در گفت‌وگو با مهر

آذر ۲۰, ۱۳۹۶
لینک به منبع

همین مطلب در خبرگزاری مهر

دبیرکل بنیاد هابیلیان گفت: اینکه بگوییم امروز جریان منافقین وجود ندارد، فضایی برای منافقین فراهم می‌شود تا آنها رنگ و لعاب خیانت‌های خود را عوض کنند.

سید محمدجواد هاشمی‌نژاد دبیرکل بنیاد هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به سابقه جنایات تروریستی منافقین نسبت به ملت ایران و تلاش های امروز نظام سلطه برای تروریست خواندن جمهوری اسلامی عنوان کرد: یک جریان فکری در داخل و خارج از کشور در تلاش است که وانمود کند، منافقین متعلق به گذشته اند و امروز این جریان تمام شده هستند، در حالی که این همان چیزی است که رهبر انقلاب نسبت به آن هشدار دادند و فرمودند نسبت به این مسئله غفلت شده است. امسال نیز ایشان در سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) عنوان کردند که نباید اجازه داد جای شهید و جلاد عوض شود.

وی با اشاره به اینکه شبکه نفاق به دنبال ترویج این تفکر در بین مردم است، افزود: جنایاتی که توسط داعشی‌ها شکل گرفت، در دهه ۶۰ حتی بزرگتر از این ابعاد، در داخل کشور انجام می‌شد.

دبیرکل بنیاد هابیلیان عنوان کرد: اینکه بگوییم امروز جریان نفاق وجود ندارد، فضایی برای منافقین فراهم می‌شود تا آنها رنگ و لعاب خیانت‌های خود را عوض کرده و در سایه مخفی کردن رهبر خود در دهه ۶۰، رهبر جدیدی را روی کار آورده و چهره حقوق بشری به خود بدهند و در حقیقت، جانیان مدعی حقوق بشر شوند.

هاشمی نژاد گفت: تیم اطراف ترامپ کسانی هستند که هر سال در میتینگ‌های منافقین شرکت می‌کنند، طراحی‌های نفاق‌گونه، طراحی‌های نزدیکان نظام آمریکا و استکبار جهانی است و اگر ما اجازه دهیم تفکر پایان منافقین جاری شود، غفلت کرده ایم و درواقع آن‌طور که باید، گذشته این انقلاب را تبیین نکردیم.

وی ادامه داد: روسیاه‌ترین گروه‌ها، گروه‌هایی بودند که در زمان جنگ ایران و عراق در کنار صدام نشستند و امروز در کنار جنگ‌طلب‌ترین چهره‌های آمریکایی قرار می‌گیرند و با پررویی تلاش می‌کنند بر واژه دموکراسی مانور دهند.

دبیرکل بنیاد هابیلیان تصریح کرد: کسانی که بیش از همه ما را به حمایت از تروریسم و نداشتن آزادی و دموکراسی متهم می‌کنند، کسانی هستند که دریچه آزادی را از نگاه جانی‌ترین گروهک‌ها تبیین می‌کنند.

هاشمی نژاد گفت: ما در بنیاد هابیلیان به دنبال آن هستیم تا پیشینه، خیانت‌ها و جنایات این گروه‌ها را در داخل کشور و در سطح جهانی مطرح کنیم؛ حال که بحث مبارزه با تروریسم در دنیا مطرح است، ایران باید به عنوان بزرگترین قربانی تروریسم در دنیا معرفی شود.

(پایان)

*** 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیMojahedin Khalq (MEK) presence in Albania highlights security risks for Europe

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

رجایی و باهنرIran marks anniversary of 1981 bombing by Washington backed Mojahedin Khalq terrorists

کشمیری کلاهیکالبد شکافی اقدام تروریستی مجاهدین در ۸ شهریور ۱۳۶۰

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانISIS Attacks in Tehran Expose US-Saudi Lies About Iran

مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسم تهرانIran Unites as Tehran Struck by Middle East’s Proxy Wars 

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Serives For Iran’s Enemies

مریم رجوی داعش تروریسم Mojahedin Khalq (MKO, NCRI, Rajavi cult) terrorists openly declare support for ISIL, terror acts

احمد صحوبیMojahedin Khalq ( MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) Affiliated Terrorist Ring Disbanded in Southeastern Iran

Paulo Casaca Struan Stevenson Alejo Vidal-Quadras - Rajavi cultPaulo Casaca, Struan Stevenson and Alejo Vidal-Quadras lost their seats as MEPs over support for terrorism
European MEK Supporters Downplay ISIS Role in Iraq (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult)

https://youtu.be/FCBA2JDt4ak

(Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam’s Private Army)

Republican Congressman Dana Rohrabacher lobby for MEK and ISIS

Republican Congressman Dana Rohrabacher lobby for MEK and ISIS
Americans take responsibility for recent joint Saudi/ISIS/MEK terror attacks (Mojahedin Khalq, Rajavi Cult, MKO, PMOI, NCRI …)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsTehran Was Always America’s And Thus The ISIS Final Destination (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult a proxy)

رجوی ویلپنت مجاهدین خلق اول ژوئیه 2014مریم رجوی در پاریس چه مناسبتی را جشن گرفت؟ (نامه ای به امانوئل ماکرون)ا

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

Elona Gjebrea_Maryam Rajaviایلونا جبریا هماهنگ کننده مبارزه با قاچاق انسان در آلبانی، برده داری مریم رجوی را ستایش می کند

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟


https://youtu.be/26Mps-OQLTU

کارناوال سالانه مریم رجوی در ویلپنت فرانسه با مدعوین کرایه اینمایش هاى مجاهدین خلق، براى گول زدن خارجى ها یا براى گول زدن ما؟!ا

کارناوال مریم رجوی در ویلپنت پاریس بدون ایرانیلیست قیمتهای سخنرانان و مدعوین کرایه ای بزرگداشت تروریسم در پاریس به یورو

همچنین: