بمناسبت 17 ژوئن و خودسوزی در فرقه رجوی

بمناسبت 17 ژوئن و خودسوزی در فرقه رجوی

انجمن نجات، مرکز مازنداران، هجدهم ژوئن 2015:… صديقه مجاوري و ندا حسني دو عضو فرقه رجوی بودند كه پس از سال ها نگهداري در شرايط انزوا و فشار و شست و شوي مغزي به اروپا انتقال داده شده بودند. به دنبال دستگيري مريم رجوي و چند تن از سركردگان فرقه رجوی از سوي پليس فرانسه ، فرماندهان فرقه این دو زن را وادار كردند به نشانه اعتراض ، خود سوزي كنند. آنها قرباني شدند تا …

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

لینک به منبع

بمناسبت 17 ژوئن و خودسوزی در فرقه رجوی

از روزهای اولیه تاسیس سازمان مجاهدین خلق ، آنها ارتباطات درونی بسته ای داشته اند ، ولی این امر در اواسط دهه ۱۹۸۰ بعد از اینکه رهبران گروه و بسیاری از اعضا به پاریس نقل مکان نمودند به موضوعی خبیث تر تبدیل شد. سازمان مجاهدین خلق خودکشی را تحسین می کند ، مسعود رجوی ظاهراً تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق را “شهدای زنده” نامیده ، و خودسوزی معمول ترین نوع خودکشی در سازمان است. برای مثال ، در سال ۲۰۰۳ ، تقریبا ۱۰ خودسوزی در اعتراض به دستگیری مریم رجوی در پاریس صورت گرفت که در نهایت موجب کشته شدن دو نفر از افراد این سازمان شد. سازمان مجاهدین خلق همچنین از تهدید به خودسوزی به عنوان یک ابزار در مذاکره با JIATF ، با کاوش گران انگلیسی ، و با فرانسه استفاده نموده است. اعضای سابق این سازمان اشاره می کنند که یک تعداد از اعضای سازمان مجاهدین خلق نیز بخاطر اینکه از خروج آنان از سازمان جلوگیری می شد اقدام به خودسوزی کردند و دلیل مرگ اعضای نافرمان که در زیر شکنجه کشته شده بودند نیز خودکشی اعلام گردیده بود. اینها گوشه هایی از گزارش انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی (RAND) که یک مرکز تحقیقات و برنامه ریزی است و از جانب دولت فدرال آمریکا تأمین مالی می شود و مورد حمایت دفتر وزیر دفاع ، ستاد مشترک ، فرماندهی نبرد متحد ، نیروی دریایی ، سپاه تفنگداران دریایی ، آژانس های دفاعی ، و جامعه اطلاعاتی دفاعی تحت قرارداد W74V8H-06-C-0002 می باشد در مورد خودسوزی در این فرقه انجام پذیرفته است. حال به این سخنان مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین توجه کنید که گزارش رند را مورد تأیید قرار داده و هر نوع شکی را در رابطه با این موضوع از بین می برد :

ما با خود سوزی ها ” مقامات قضایی فرانسه ” را وادار به عقب نشینی کردیم . ( پیامهای تصویری از اورسورآواز )

در دفاع از ” قرارگاه اشرف ” ، ” خودسوزی ” ، کمترین بهایی است که باید برای آن پرداخت . ( پیامهای تصویری از اورسورآواز )

اعضاء باید به آن مرحله رسیده باشند که بدون طرح هیچ گونه سوالی برای ” رهبری ” بمیرند و اگر ” زنده ” بمانند ، باید مورد حسابرسی قرار بگیرند . ( نشست های باقر زاده )

کشته شدن در راه رهبری ، ارزش الهی نزد خداوند محسوب می شود . ( نشست های باقر زاده )

صديقه مجاوري و ندا حسني دو عضو فرقه رجوی بودند كه پس از سال ها نگهداري در شرايط انزوا و فشار و شست و شوي مغزي به اروپا انتقال داده شده بودند. به دنبال دستگيري مريم رجوي و چند تن از سركردگان فرقه رجوی از سوي پليس فرانسه ، فرماندهان فرقه این دو زن را وادار كردند به نشانه اعتراض ، خود سوزي كنند. آنها قرباني شدند تا جسد متحرك شبح گونه اي كه در زندان فرانسه گير افتاده بود ، از بند بگريزد. مريم رجوي فردي خودخواه و مريض احوال و بي آبروست كه اكنون پايكوبان بر جنازه صديقه مجاوري و ندا حسني مي خندد و به خيانت ادامه مي دهد. اما بشنویم از کشته شدگان روز 17 ژوئن 2003 که به دستور مستقیم رهبران این فرقه دست به خودسوزی زدند تا امروزه مریم رجوی بتواند در مراسم های مختلف همچون ویلپنت که در 13 ژوئن برگزار گردید آزادنه قدم بزند و به سخنرانی بپردازد.

1 – صدیقه مجاوری ؛

صدیقه مجاوری متولد ساری در مناسبات فرقه قیافه ای خسته و شکننده ای داشت . چهره ای زردگونه و بی رمق ، چشمان خسته و خواب آلود داشت. بسیار آرام و نرم صحبت می کرد. او سعی می کرد در مناسبات سازمان مثل کسان دیگر سرسخت و خشن باشد تا رده تشکیلاتی بیشتری بدست آورد. راه رفتنش آرام و شمرده بود. مثل کسانی که ناراحتی کشاله ران دارند، راه می رفت.

روزی که تشکیلات مافیایی و فرقه گرای مجاهدین خلق دچار ضربه خرد کننده و کمر شکن از طرف پلیس فرانسه شد. این حادثه و این روز که برای خیلی ها جای خوشحالی داشت بخاطر اینکه این گروه جنگ طلب و متجاوز به حقوق انسانها ، دچار ضربه کاری شده بود چون رهبر ریاکار و حرّاف و دروغگوی آن یعنی مریم رجوی و با همراهانش دستگیر شده بودند ، ولی برای افراد درون سازمان زمان امتحان پس دادن بخاطر قول و قرار های سرسپردگی که داده بودند و بر اثر شستشوی مغزی دچار عدم تعادل روانی بودند و قدرت تصمیم گیری را به هیچ وجه نداشتند، بود. روز شوم و بد یمنی بود. روز امتحان پس دادن ، روز نشان دادن رفع کمبودها و ضعف ها ، و پرداختن بدهکاریهایی که هر کدامشان به رهبر همیشه طلبکارشان داشتند.

در این روز بخاطر آزادی مریم رجوی ، دستور تشکیلاتی را باید اجرا می کردند و گرنه مورد طعن و لعن و آزار روانی قرار می گرفتند. بر روی خودشان بنزین ریختند و خودشان را به آتش کشیدند ، سوختند و سوختند. کسی چه می داند در میان شعله های آتش پشیمانی به سراغشان نیامده باشد. کسی نمی توانست به دادشان برسد. افراد دیگر مجاهدین برای تهییج بیشتر رهگذران و گرفتن عکس و فیلم از صحنه های خودسوزی شتابان و فعال بودند ، بعضی دیگر نیز با سکوت و بهت و حیرت بدن سوزان اعضای سازمان را مشاهده می کردند. شاید از خود می پرسیدند چرا؟

و آنها زنده زنده سوختند تا جسد متحرک شبح گونه ای که در زندان فرانسه گیر افتاده بود ، موقتاً از بند بگریزد. بعد با این شانتاژ ها بود که رهبر خودخواه و مریض احوال مجاهدین یعنی مریم رجوی ، بی آبرو و مچاله شده به بیرون از زندان پرتاب شد و مریم رجوی با لباس خوش رنگ صورتی ، خندان و پایکوبان بر جنازه از هم پاشیده شده صدیقه مجاوری و ندا حسنی به رقص در آمد و به بقیه افراد به آتش کشیده شده و بی ریخت و بدریخت شده خندید و خود را در فضای رنج و محنت این افراد سوخته و بر باد رفته رها کرد و لبخند رضایت زد و بر سیل روان خیانت ها جاری شد.

2 – ندا حسنی

ندا حسنی در سال 1356 در تهران متولد شد و در سال 1362 همراه با پدر و مادرش به کانادا رفت. ندا تحصيلات دانشگاهيش را در رشته انفورماتيک در دانشگاه کارلتون اتاوا ادامه می داد اما آشنائيش با سازمان مجاهدين ، مسير زندگی او را عوض کرد.. ندا حسني دانشجوی علوم کامپیوتر دختر 26 ساله‌اي بود که به دستور رهبران فرقه خود را به شعله‌هاي آتش سپرد و بر اثر جراحات سوختگی در لندن کشته شد. نکته قابل تامل اين بود که مقدمات اين خودسوزي‌ها از قبيل تصويربرداري و ضبط وقايع از پيش فراهم شده بود. بنا به نقل روزنامه «پاريسين»، قبل و بعد از خودسوزي ، از سوي عناصر مجاهدين با تلفن همراه چند خبرنگار تماس گرفته شد و سخنگوي روابط خارجي «شوراي ملي مقاومت» (محمد سيدالمحدثين) هم نام شخص خودسوزي کننده را اعلام کرده است. در قضيه كشته شدن ندا حسني برخلاف خود سوزي‌هاي قبلي هيچ فردي براي كمك به او نمي‌رود اما هنگامي كه عده‌اي فرانسوي براي كمك به او اقدام مي‌كنند كار از كار گذشته است. 1382 تاريخ مرگ ندا حسني از اعضاي سازمان مجاهدین است ؛ وي كه در شهر اورسورواز زندگي مي‌كرد پس از حمله پليس فرانسه به مركز سازمان در فرانسه و دستگيري مريم قجرعضدانلو در اعتراض به اين دستگيري ها به دستور سازمان وادار به خود سوزي شد.

در اين اعتراضات 4 نفر دست به خود سوزي زدند كه ندا حسني در آن اتفاق كشته شد و پس از كشته شدن او بود كه فرانسه به علت جو رسانه‌اي موجود مريم رجوي را از زندان آزاد كرد. مريم و مسعود رجوي هم در پيام‌هاي خود بارها نام ندا حسني را آوردند و مسعود رجوي نام ندا حسنی را به شركاي خداوند افزود و در پيامش آورد:« به نام خدا و به نام خلق قهرمان ايران و نام ندا حسني و صديقه مجاوري و به نام اشرف نشينان …»

آهای آنها یی که خود را به خواب زده اید. نترسید. چشم بگشایید

مجاهدین خلق فرقه رجوی و سوء استفاده از کودکانزندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18428

بی آبرویی ، محصولی که مریم قجر از حضور در کنگره کسب کرد (+نشریه شماره ۵۸ نجات منتشر شد)

انجمن نجات، مرکز مازندران، چهاردهم می ۲۰۱۵:…  دانیل بنجامین مسئول پیشین دایره ضد تروریسم در وزارت امور خارجه آمریکا که قبلا مدعی بود به خاطر مسائل انسان‌دوستانه و نگرانی نسبت به سرنوشت اعضای باقیمانده فرقه در عراق در خارج کردن نام فرقه از لیست سیاه وزارت امورخارجه آمریکا نقشی مهم ایفا کرده است ، در ایمیلی به سایت خبری ال مانیتور نوشت “هیچ کس نمی‌تواند به طور جدی این موضوع …

نشریه نجات شماره 58دانلود فایل نشریه انجمن نجات شماره  ۵۸

لینک به منبع

بی آبرویی ، محصولی که مریم قجر از حضور در کنگره کسب کرد

در تاریخ ۹ اردیبهشت مریم قجر با دعوت تعدادی از حامیان جنگ طلب اسرائیل در کنگره آمریکا ، به صورت ویدئو کنفرانس به جلسه استماع «زیر کمیته تروریسم و منع تکثیر سلاحهای اتمی» کنگره که در مورد داعش بود دعوت شد !!

رجوی ها که همواره تشنه مطرح کردن نام خود هستند و برای شان فرقی نمی‌کند این امر از طریق جاسوسی باشد یا خدمت به صدام ، از راه آدم کشی و ترور کور باشد یا از راه حمله به سربازان ایرانی که در مقابل تجاوز صدام دفاع می کنند ، به وسیله سرکوب اکراد و شیعیان عراقی باشد یا تحویل اعضای ناراضی به زندان ابوغریب صدام و نفوذی یا مامور اطلاعات خواندن آنها و …. ، اینبار اما بدلیل شرایط فلاکت باری که در آن قرار گرفته اند بیش از همیشه به این امر نیاز داشتند و به همین خاطر فکر می کردند فرصت خوبی گیرشان آمده است اما نتیجه این اقدام تماما برای رجوی ها باخت و بی‌آبرویی بود . نگاهی به موارد زیر بهتر نشان خواهد داد که چرا این برنامه برای رجوی ها نه تنها دست آوردی نداشت بلکه برای آنها باخت و بی آبرویی هر چه بیشتر به بار آورده است .

۱- مورد اعتراض و سوال قرار گرفتن حضور مریم قجر از سوی مقامات آمریکایی

حضور مریم قجر از سوی بسیاری از مقامات آمریکایی مورد اعتراض قرار گرفته است . آنها این سوال را داشتند که «مریم قجر چه اطلاعاتی می‌تواند در مورد گروه «دولت اسلامی» در اختیار قانون‌گذاران آمریکایی قرار دهد ؟»

یکی از افراد شناخته شده در صحنه دیپلماسی آمریکا که این پرسش را مطرح کرد رابرت فورد سفیر پیشین آمریکا در سوریه بود که پرسید: “آخر مجاهدین چه چیزی در مورد داعش می‌دانند؟” .

او حتی هنگامی که متوجه شد مریم قجر در همان پنلی قرار است باصطلاح شهادت بدهد که او می‌خواهد در آن صحبت کند ، نسبت به این موضوع اعتراض نمود و کمیته فرعی با اصرار وی موافقت کرد که رجوی را در پنل دیگر قرار دهند .

از شخصیت های معروف دیگر معترض «دانیل بنجامین» هماهنگ کننده پیشین ضدتروریسم در وزارت خارجه آمریکا بود که به گزارش فارین پالسی قرار بود در جلسه استماع “کمیته فرعی تروریسم، منع اشاعه و بازرگانی” مجلس نمایندگان حضور یابد اما گفت “در جلسه استماع درباره داعش به همراه مریم رجوی شرکت نمی کند، زیرا این گروه هیچ نوع تخصصی درباره داعش ندارد.» . در واقع وی گفت بدلیل بی سواد بودن مریم قجر حاضر نیست با او در یک جا صحبت کند .

همچنین پایگاه ال مانیتور در گزارشی در این رابطه می نویسد :

«به‌ جز تعداد معدودی از نمایندگان ، سایر حاضرین در نشست از‌ جمله ویلیام کیتینگ که از اعضای ارشد حاضر در جلسه نیز به حساب می‌آید به طور کلی سخنان مریم رجوی را نادیده گرفته و بدون مطرح کردن هیچ پرسشی از وی، سوالات خود را از سایر شاهدان دعوت شده پرسیدند .

دنی دیویس، یکی از نمایندگان جمهوری خواه حاضر در جلسه نیز روش دیگری را برای نشان دادن اعتراض خود به کار گرفت. وی با به چالش کشیدن مریم رجوی از او خواست توضیح دهد چرا آمریکا باید به گروهی اعتماد کند که در اوایل دهه ۸۰ میلادی از ایران طرد شده و در کنار صدام علیه کشورش جنگیده است؟»

۲- موضع گیری بر علیه فرقه رجوی

حضور فرمایشی مریم قجر در این برنامه موجب شد تا خیلی از مقامات و شخصیت های آمریکایی ، بر علیه رجوی ها موضع گیری کنند .

دانیل بنجامین مسئول پیشین دایره ضد تروریسم در وزارت امور خارجه آمریکا که قبلا مدعی بود به خاطر مسائل انسان‌دوستانه و نگرانی نسبت به سرنوشت اعضای باقیمانده فرقه در عراق در خارج کردن نام فرقه از لیست سیاه وزارت امورخارجه آمریکا نقشی مهم ایفا کرده است ، در ایمیلی به سایت خبری ال مانیتور نوشت “هیچ کس نمی‌تواند به طور جدی این موضوع را نادیده بگیرد که دست مجاهدین به خون آمریکاییان زیادی آلوده است. آنها علاوه بر قتل پرسنل نظامی و غیرنظامی آمریکا در ایران و خدمت به عنوان یک نیروی ضربت برای صدام حسین رفتار بسیار ناهنجار و مستبدانه‌ای با اعضای خود دارند”.

به نوشته فارین پالسی وی گفت : “خارج شدن سازمان مجاهدین از لیست سازمان‌ها تروریستی ‌- تصمیمی که من نیز در آن نقش داشتم – بدین معنا نیست که این گروه ناگهان قابل اعتماد شده یا ارزش تعامل را دارد.”

بارابارا اسلیوین روزنامه‌نگار آمریکایی نیز در مطلبی در همین رابطه نوشته است “حضور مریم رجوی در کنگره آمریکا این نگرانی را در میان منتقدین این گروه که در میان آنها شمار زیادی از مقامات کنونی و پیشین وزارت خارجه امریکا به چشم می‌خورند برانگیخته است ، حمایت علنی از گروهی که بیشتر به یک فرقه فردپرست شباهت دارد تا یک سازمان معتبر سیاسی، به فعالان طرفدار دموکراسی لطمه خواهد زد”

۳- تاکید بر اینکه رجوی ها با پول حامی جذب کرده اند

بیژن فرهودی از مجریان شبکه تلویزیونی صدای آمریکا ، در همین رابطه مقاله ای با عنوان «جنجال بر سر شهادت مریم رجوی در کنگره آمریکا» نوشت . وی در قسمتی از مقاله با اشاره به هزینه کردن‌های بی‌حساب رجوی ها برای کسب اعتبار ناداشته ، نوشته است :

“در این میان مجاهدین با صرف مبالغی هنگفت در آمریکا ، عده‌ای را در عرصه‌های گوناگون به حمایت از خود واداشته‌اند و به نظر می‌رسد حضور امروز رجوی در جلسه کمیته فرعی کنگره نیز با این موضوع بی ارتباط نباشد.”

وی سپس به نداشتن اصول در نزد رجوی ها اشاره کرده و می گوید هر کس دشمن جمهوری اسلامی است ، رجوی ها با او دوست می شوند . هدف مریم قجر از این برنامه مطرح کردن خودش است . وی در این باره می نویسد :

“با توجه به سابقه سازمان مجاهدین که از هر زاویه سیاسی برای مطرح نگاه داشتن نام خود استفاده می‌کند و دشمنِ دشمن خود را به نوعی دوست خود تلقی می‌کند این بار نیز تعجب‌آور نیست که مشکل داعش در منطقه فرصتی به مجاهدین داده تا به نوعی در عرصه تبلیغاتی عرض اندام کند و مریم رجوی هم به مصداق یک اصطلاح آمریکایی از ۱۵ دقیقه شهرت در برابر دوربین‌های رسانه‌ها بهره‌مند شود”

وی در ادامه عنوان «رئیس جمهور» که مریم قجر بعد از نام خود از آن استفاده می کند را مورد تمسخر قرار داده و می نویسد :

“مریم رجوی به عنوان «رییس جمهوری منتخب شورای مقاومت ملی» به کنگره دعوت شد اما جالب این است که این رییس جمهوری منتخب نزدیک به ۲۰ سال است که در هیچ انتخاباتی با رای مردم شرکت نداشته است”

۴- رهنمود ابلهانه به گنگره آمریکا برای مبارزه با داعش

مریم قجر در سخنرانی گفت :

” رهنمود عملی برای مقاله با داعش ….. تأمین حفاظت و حقوق اعضای اپوزیسیون سازمان یافته مجاهدین خلق ایران، مستقر در کمپ لیبرتی در عراق”

ترجمه جمله ابلهانه او این است «از تروریست حفاظت کنید تا تروریست دیگری به نام داعش را نابود کنید»!!

۵- عدم انعکاس شرکت مریم قجر در جلسه استماع کنگره در رسانه ها

یکی از روش های فرقه رجوی این است که روی انعکاس اخبار مورد نظر خود مانور وسیعی می دهند و کار تبلیغاتی زیادی می کنند . آنها حتی برای گرفتن انعکاس ، حقه بازی های فراوانی هم انجام می دهند . برای مثال خودشان خبری را به یک خبرگزاری غربی می دهند ، سپس همان خبر را به عنوان گزارشی از قول آن خبرگزاری در دستگاه تبلیغاتی خود منعکس می کنند !! اینبار اما رجوی ها آنقدر دست‌شان خالی بود که جز یک یا حداکثر دو مورد ، انعکاسی دیگر وجود نداشت و در نتیجه رجوی‌ها برای جلوگیری از مفتضح شدن بیشتر صدایش را هم در نیاوردند و روی موضوع انعکاس فعالیتی نکردند .

(پایان)

مریم رجوی صدامیان داعش تروریسمواکنش های خشمگینانه نسبت به دعوت کنگره از بلندگوی داعش و بقایای صدام، مریم رجوی

خانواده ها: آقای تد پو لطفا در کنگره تان از مریم رجوی بخواهید تا دربهای کمپ لیبرتی را باز کرده فرزندانمان را آزاد کند

رابطه مالی تد پو با مجاهدین خلق میتواند دلیل دعوت وی از رجوی به کنگره باشد


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17745

آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان ، واقعیت ها را بگوئید – قسمت اول و پایانی

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، یازدهم آوریل ۲۰۱۵:…  شما فکر می کنید در اروپا لم داده و از دلارهای باد آورده مریم قجر استفاده می نمائید نشانه مبارز بودن تان می باشد . یادمان نرفته وقتی پایتان را به عراق می گذاشتید سعی می نمودید با لوس بازی و مسخره بازی و خواندن شعر خود را هوادار به اصطلاح رزمندگان اشرف !! نشان دهید البته در این زمینه هم مسئولین فرقه برای راحتی شما کم نمی گذاشتند …

 پرویز خزایی صدام حسین مجاهدین خلق مزدوریگزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش: مخاطب اصلی “گزارش تا این تاریخ” چه کسی است؟ (+ آینده فرقه رجوی)

آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان ، واقعیت ها را بگوئید – قسمت اول

لینک به منبع

یکی از عناصر کاسه لیس به اصطلاح شورا ملی مقاومت در مطالبی را با عنوان گزارش تا این تاریخ مطالبی را بازگو نماید که مشخص می شود افشاگری آقایان دکتر کریم قصیم و محمد رضا روحانی بسیار به سران فرقه و افراد جیره خوارش بر خورده که همچنان از درد آن می نالند و هر بار به نام کسی مطلبی بر علیه شان ردیف می کنند .

حرفهایی که او در مطالب خود آورده است نشان از چشم بستن روی خیلی از خیانت های رجوی است یعنی اینکه با سس مبارزه با حکومت ایران سعی دارد لقمه نانی که سران فرقه به سویش پرتاب می کنند امرار معاش نماید و پز به اصطلاح مبارز بودن در اروپا را بدهد .

وی در مطلب خود ابتدا به مسئله داعش و بعد به پیدایش آن که بانیان اصلی را ایران و دولت سوریه و عراق می داند اشاره نموده است حرفی که از پایه غلط می باشد چطور آقای تاریخ نویس وقتی نیروهای داعش به نزدیکی بغداد رسیده بودند مریم قجر در پیامهای خود آنان را عشایر انقلابی می نامید و حتی وقتی اماکن متبرکه مسلمانان را در عراق منفجر می نمودند صدای شما و مریم تان در نمی آمد تا وقتی که به حدی دست به جنایت زدند و به ناچار صدای نیروهای غربی را هم در آورد و یک شبه آنها از نظر مریم قجر نیروهای تروریستی نامیده شدند .

بهتر است شما قدری از کینه حیوانی که مانند سران فرقه علیه مردم ایران دارید کوتاه آمده چرا که بعدا خواهید فهمید و بهتر تحلیل خواهید کرد که پولهای دریافتی از طرف فرقه چشم شما را کور کرده است و قدرت درست اندیشیدن را از شما گرفته است .

به جای انگ زدن به دیگران ابتدا به این سئوال جواب می دادید که علت و چگونگی پیدایش داعش را جستجو می کردید و از روی شکم سیری چیزی را بلغور نمی کردید .اکنون جنایت های داعش به نقطه ای رسیده است که خیلی از کشورهای حامی داعش از این گروه خود را مبرا از آنان می کنند ولی شما به جای باز کردن چشم خود بر روی تحولات متاسفانه در کافه های شبانه نروژ در اروپا هنوز روی حرف مریم قجر ایستاده و آن را نشخوار می کنید .

– کدام جنگ ؟

وی در ادامه به مسئله جنگ جدید ایران و فرقه رجوی اشاره می کند و با کلی حرفهای بی محتوا عنوان می دارد که : اکنون جبهه دیگری، در این نبرد ( به اصطلاح ) رهایی‌بخش با ایران، یک جنگ تمام‌عیار تبلیغاتی – روانی، برای از هم پاشیدن و از بین بردن روحیه امید و تلاش و مبارزه به اوج خود رسیده است. علیه همان روحیه و عزم مبارزه که لوکوموتیو اصلی هر تلاش و هر کارزار، و هم هر گروه جدی به‌ویژه در مبارزه و مقاومت برای آزادی است

آقای خزایی فکر می کنم از قافله مبارزه و انقلابی گری بسیار پرت می باشید چرا که این کلمات شما همانند رهبر فراریتان یک مشت شعر و شعار است و برای دل خوش کردن دیگران که شما و آنها بتوانید در اروپا به زندگی خود ادامه دهید .

اگر قدری در ارتشی که از آن به اصطلاح ارتش دم می زنی حضور داشتی متوجه می شدی که همه این سالیان و شعار های رهبریتان فریبی بیش نبوده است . از کدام جنگ بین شما و حکومت ایران دم می زنید ؟ شعار دادن برای امید به زندگی و مبارزه برای آزادی بسیار خوب است و کسی منکر آن نمی شود ولی بهتر است شما به این امیدواری که رجوی فراری می دهد توجه نکنید چرا که نمی توانید تصور نمائید که وی در درون مناسبات همین ارتش چکار کرده است این شعار ها فریبی بیش نیست و جنبه سر کاری دارد و با کشته شدن هر یک از افراد او بتواند به تبلیغاتش ادامه دهد و نان سیاسی آنرا را بخورد .

شما در مطلب تان یک جا حرف درستی زدید بله مردم ایران با هزاران توطئه آن هم از طرف بیگانگان و شما قرار دارند .

او در ادامه به دعوای اصلی با مقاومت !! اشاره می کند . که بهتر بود اول مقاومت را معنی می کردید بعد بتوان در موردش به بحث پرداخت .

آیا به واقع شما معتقد به شکست استراتژیک تشکیلات فرقه رجوی نیستید ؟ آیا تخلیه اشرف به معنی شکست رجوی ها نبوده است ؟ شکست در عملیات فروغ جاویدان و بازگشت به عراق و ۱۵ سال انتظار کشیدن برای اینکه تا راهی باز شود و یا جنگی دوباره شروع شود و یا اینکه شاید روزی آمریکا به ایران حمله نموده و آنان از این فرصت بدست آمده خام خیالانه به قدرت برسند . آیا این تحلیل های بی محتوا نشانه شکست نیست ؟

بعد از سرنگونی صدام و همکاری گسترده نیروهای فرقه رجوی با نیروهای ائتلاف به معنی شکست فرقه نیست ؟ شما در آخرین نشست رجوی ها در اشرف نبودید که وقتی دست به کمر می زد و عنوان می کرد ما با نیروهای آمریکایی کاری نداریم اگر خواستند جلوی ما را بگیرند به آنها می گوئیم که برو گمشو ما می خواهیم به ایران برویم در ضمن کسی جرات ندارد به صاحبخانه ما یعنی صدام چپ نگاه کند .

حتما این جملات را قبلا از نفرات جدا شده در اروپا را شنیده اید ولی از بس در کینه شتری خود سیر می کنید حاضر نیستید حرف کسی را قبول نمائید .

به یاد دارید بعد از گفتن این اراجیف از طرف رجوی وقتی نیروهای آمریکایی برای خلع سلاح به اشرف آمدند همین مبارزین به اصطلاح راه آزادی !! شما برای آنان فرش سرخ پهن کرده بودند .

وقتی نیروهای غربی وارد عراق شدند و فرودگاه بغداد را تصرف کردند از فرماندهی کل !! دستور رسید که دیگر حمله به ایران خبری نیست و باید پرچم سفید یا همان تسلیم بر فراز وسایلی که داریم نصب کنیم اگر چه شاید برای شما مسئله مهمی نباشد ولی ما و نفراتی که در صحنه بودیم و شاهد بودیم که چگونه نفرات از غصه گریه می کردند که چرا سازمان به این روز افتاده است .

آیا به نظر شما این کار معنی پیروزی دارد که دم از مبارزه و ادامه داشتن آن می زنید ؟ البته در فرهنگ شما که در ارو پا لم داده و پز می دهید این مسئله چیز مهمی نیست . ولی اگر قدری از وضعیت روحی افراد در آن شرایط خبر داشتید این کلمات بی محتوا را بیان نمی کردید .

مگر یکی از همین نفرات به اصطلاح شورا بعد از سرنگونی صدام بیان نداشته بود که ما در نشست شورا به این مسئله رسیده بودیم که تحلیل کردیم که اگر ۷۰ درصد هم از نفرات از بین بروند باعث پیروزی است اگر این تحلیل در درون شورا انجام گرفته که یقیقا هم این گونه است پس باید گفت که شما روی خون افراد تان در حال شنا کردن می باشید .

البته این مبارزه و ادامه داشتن آن پیشکش خودتان و رهبر فراریتان .

– مبارزه به سبک رجوی ها :

وی در ادامه مطلب خود اشاره ای هم به مبارزه از مدل رجوی ها اشاره نموده و عنوان می کند : به‌ویژه در طول تاریخ معاصر به ناگهان از خود بیخود! شدند و در مقابل تیر و تبر و در زیر سم اسبان و زنجیرهای تانک و توپ و سلاح و بمباران ایستادند و جا نزدند و گوششان بدهکار راحت نشینان در کشورهای خارج که بعضاً هم نان‌خور رسمی و غیررسمی هیتلر و موسیلنی و فرانکو امپراتور بودند، نشدند

قبل از اینکه به بحث در مورد این راحت نشینان در اروپا اشاره ای داشته باشیم بهتر است ابتدا از خود شما شروع کنیم .

شما فکر می کنید در اروپا لم داده و از دلارهای باد آورده مریم قجر استفاده می نمائید نشانه مبارز بودن تان می باشد . یادمان نرفته وقتی پایتان را به عراق می گذاشتید سعی می نمودید با لوس بازی و مسخره بازی و خواندن شعر خود را هوادار به اصطلاح رزمندگان اشرف !! نشان دهید البته در این زمینه هم مسئولین فرقه برای راحتی شما کم نمی گذاشتند و حتی خود رجوی جنایت کار دستور اکید داده بود که شما در زمانی که در عراق و اشرف هستید به شما خوش بگذرد و کم و کسری نداشته باشید . مبادا اینکه در مبارزه تان خللی وارد شود .

خیلی از دوستان فعلی شما به محض تمام شدن نشست شورا بلیط برگشت را گرفته و با هواپیما خودشان را به اروپا رساندند که مبادا زخمی به آنان وارد شود و یا خدای ناکرده گرما زده شوند .

اما در مورد مبارزه ای که شما دم می زنید و ادعا می کنید که انقلابیون فنلاندی و … زنان و مردان از هم جدا شده به جنگ با فاشسیم هیتلری رفتند این جمله درست است ولی آیا در مورد فرقه رجوی هم این عملکرد درست بوده است ؟ آیا چیزی که رجوی از آن کپی برداری کرده تا بتواند شکستش را بپوشاند جواب داشته است ؟ هر چند که این گونه نبوده است .

اگر آنان این کار را انجام دادند ابتدا از رهبر خودشان شروع کردند ولی در مورد رجوی این گونه نیست کاری که وی کرد بسیار شرم آور بوده زنان را از مردان جدا کرده و بعد آنان را به عقد خویش در آورد و مانند شیوخ مرتجع عربی برای خود حرمسرایی درست نموده و جالب تر اینکه همسر سومش مسئول این کار و هماهنگی بوده است آیا از نظر شما این فرد می تواند رهبر یک جریان انقلابی باشد ؟ و برای شما این مسئله تهوع آور نیست که به اسم مبارزه این گونه خیانت می کند ؟

بهتر است اینقدر دم از مبارزه و آزادی از مدل رجوی نزنید چرا که اصلا مبارزین آن دوران که با هیتلر می جنگیدند با شما قابل مقایسه نیست . آنان حاضر بودند جان خود را از دست بدهند ولی رجوی تنها کاری که می کرد این بود که از صحنه جنگ به دور باشد و حتی در بمبارانها عراق به گفته خود مریم قجر از عراق خارج شده بود تا مبادا وی بدون شوهر شود حالا این فرد شباهتی به مبارزین دوران فاشیسم هیتلری دارد که از زن و خانواده خود جدا شده و جان در این راه می گذاشتند ؟

دقیقا خون دل خوردن ما از خود تبر می باشد که فقط طی این سالیان هار و پورت می کرد و این دسته تبرها بودند که حاضر شدند که به اصطلاح هر بهایی را بپردازند .

– تحلیل های آبکی از مدل شورایی

وی در ادامه عنوان می کند که : بعد از استقرار نیروهای به اصطلاح رزمنده مقاومت در جوار خاک میهن، دو پیروزی نظامی و یک پیروزی استراتژیک سیاسی یعنی سه قلم بسیار مهم و تعیین‌کننده از دستاوردهای رفتن به جوار خاک میهن و تشکیل ارتش آزادی‌بخش ملی ایران نصیب شد:

آیا به واقع شما به این جمله اعتقاد دارید ؟ یا از روی شکم سیری این حرف را می زنید . کدام پیروزی و کدام مقاومت ؟

رفتن رجوی به عراق به معنی شکست استراتژیک وی بوده است از همان ابتدا همکاری گسترده وی با صدام کاملا روشن شد و از طرف دیگر مشخص شد که فرقه زائده جنگ عراق علیه ایران می باشد و از طرف دیگر به خوبی نشان داد که در جنگ به اصطلاح مروارید چگونه با صدام همکاری نموده و عاملی شد که صدام از سرنگونی نجات یابد .

مشکلی که رجوی ها و اعضای بیکار شورا با آن مواجه هستند این است که خود را قطب عالم قرار داده و فکر می کنند که اگر کره زمین در حال چرخش می باشد به خاطر آنان بوده و اگر روزی هم از کار بایستد به خاطر توطئه علیه آنان می باشد . قدری از توهم خارج شوید .

و اگر دم از عملیات مروارید می زنید این عملیات سند جنایت نیروهای رجوی علیه مردم عراق بوده و شواهد زیادی وجود دارد که چگونه افراد فرقه دست به کشتار مردم بی گناه می زدند و یکی از همین شاهدین خودم می باشم که چگونه مردم بیگناه کرد را با موشک های کاتیوشا هدف قرار داده و به این کار هم افتخار می کردند . برای اطلاع شما مریم قجر در پیامی درونی به افراد خود در منطقه جنگی عنوان نموده بود که افراد را با گلوله نکشید چرا که ارزش آنرا را ندارند آنان را زیر شنی های تانک و نفر بر های خود له کنید.

اگر این جنایت انجام شده در مقابل خلقی که اراده کرده بودند صدام را سرنگون کنند پیروزی بوده ارزنی خودتان .

مسئله دیگری که باعث افتخار این شازده ( خزائی ) می باشد افشای سایت های هسته ای می باشد که باید گفت در این زمینه هم شما خوار و سرافکنده شدید و چگونه ایران از این توطئه سر فراز بیرون آمده است . از ابتدا حکومت ایران بر اساس اعتقادات دینی داشتن بمب اتمی را حرام دانسته و تاکنون هم در این مسیر گام بر داشته است ولی گرفتن اطلاعات از سازمان های اطلاعاتی سیا و موساد برای شما نشانه اقتدار می باشد . راه اندازی شوهای مسخره توسط عوامل فرقه در آمریکا که دقیقا درست روز قبل از مذاکرات انجام می گرفته نشان از همکاری بین شما و آنان نیست ؟ ادامه دارد

هادی شبانی

آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان ، واقعیت ها را بگوئید – قسمت پایانی

لینک به منبع

چرا همه کشورها از رسیدن به این توافق خوشحال می شوند الا رجوی ها و نتانیاهوی جنایتکار ؟

اگر قدری انصاف داشتید فقط این مسئله که چرا این دو نفر از توافقات اتمی ناراحت شده و عزا می گیرند را تحلیل می کردید حتما به این نقطه می رسیدید که اینان همسو با همدیگر در تمام زمینه ها با هم همکاری نزدیک دارند از جمله حمایت از گروه تروریستی داعش .

شما بهتر بود از گروهی نام می بردید که اطلاعات کشورش را به نیروهای خارجی بدهد و به آن افتخار کند و داغ خیانت علیه مردمش را قبول کند . مطمئنا در هیچ کجای دنیا این چنین افرادی یافت نمی شود .

وی در جای دیگری بلاهت را به حد اعلا می رساند و عنوان می کند که چرا مسعود رجوی نمی آید تو خیابان راه برود و جواب سئوالها را بدهد و در این زمینه برای ماست مالی کردن از گروه های زیرزمینی مثال می آورد که تا لحظه آخر رهبرشان مشخص نبوده است .

اگر شما قدری توان تحلیل داشتید به این سئوال خود جواب می دادید که اگر نامی از فرمانده به اصطلاح ارتش آزادی بخش نروژ می آورد وی از همان ابتدا مخفی بوده و هیچ وقت علنی نبوده است و شرایط این وضعیت را برای او ایجاب می کرد و هیچ وقت پزهای رجوی برای سرنگونی را نمی داده است .

در مورد رجوی این شباهت صحت ندارد وی از همان ابتدا که از زندان آزاد شد به همه فهماند که وی رهبر !! جدید سازمان می باشد و تاکنون هم از این مسئله کوتاه نیامده و حتی بعدها رهبر ایدئولوژیک هم شد . وقتی وی در اوج وقاهت خود را با امامان معصوم ( ع ) مقایسه می کند و خود را سر تر از همه می داند نباید به مردم و حتی به نیروهایش جواب پس بدهد ؟ نباید عنوان کند که شعار به اصطلاح سرنگونی شش ماهه و یک ساله وی اکنون به سی و چهار رسیده است ؟ نباید به خیلی از واقعیت های موجود سازمان جواب بدهد که بالاخره خط کلی سازمان اکنون چه می باشد ؟ آقای خزایی چرا خودتان را با تعاریف من در آوردی و مقایسه کردن گول می زنید ؟ اگر وی خود را رهبر به اصطلاح انقلاب نوین !! مردم ایران می داند باید به خیلی از مسائل روز و سازمان جواب پس بدهد و اینکه نیروهای وارفته وی در عراق چکار باید بکنند ؟ اگر از ابتدا رهبری سازمان مشخص نبود حرفتان درست ولی وی که گوش عالم را کر کرده بود و فکر می کرد که به آروزیش خواهید رسید .

شعار دادن و اینکه ارتش آزادیبخش در حال سرنگونی خیالی حکومت ایران است حتی مرغ پخته را به خنده می اندازد چه برسد به ما .

– خارجی های جنگ طلب غربی و دم زدن از آزادی

وی شاید یادش رفته باشد مسعود در سال ۸۰ در مراسم عاشورا در قرارگاه باقرزاده عنوان نمود که مبارزه با بورژوازی در دستور کار می باشد و همه باید وارد این بحث شوند و بحث کشاف و طولانی که اکنون قصد پرداختن به آن را ندارم ولی به این نکته باید اشاره نمود که خیلی از جوانانی که جذب فرقه شدند فریب شعارهای توخالی سازمان در دوران اول انقلاب را خوردند که شعار مبارزه با آمریکا و دشمن اصلی ما آمریکا و امیریالیسم می باشد تعدادی را به سوی خود کشاند . البته خواستم فقط قدری یادآوری کرده باشم تا بعد از این سالیان شاید این مسائل را هم فراموش کرده باشید .

سئوال چرا وقتی صدام سرنگون شد این افراد و این استراتژی مسیر خود را عوض کرده و همکاری همه جانبه فرقه با غرب از قبل آشکار تر می شود و از نفراتی که همیشه نعره جنگ طلبی سر می دادند در مراسم فرقه شرکت و حضور می یابند ؟ چون این تصادفی نبوده و آنان دلشان برای آزادی مردم ایران نسوخته است .

چطور سناتور جان مک کینی که از گروه های ترویستی سوریه حمایت می کند و برای توجیه آنان به سوریه سفر می کند و عکس یادگاری با آنان می گیرد به یکباره در کنفرانس های شما حاضر شده و عاشق سینه چاک مریم برای دموکراسی می شود .

شما قصد دارید چه کسی را گول بزنید اگر افرادی که برای سخنرانی در جایی دعوت میشوند مشخص است و هیچ وقت برای سرنگونی حکومتی این کار را انجام نمی دهند ولی جماعتی که شما از آن دم می زنید همه دارای خط و خطوط مشخصی هستند و شعار فرقه رجوی را تکرار می کنند پس می توان گفت این حرف و مقایسه شما هم درست نیست .

چرا وقتی این افراد مورد سئوال خبرنگاران قرار می گیرند که از فرقه پول دریافت می کنید یا خیر جواب درستی نمی دهند و انکار می کنند . بقول معروف گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد . اینان هم برای خوش رقصی مریم به این مراسم نمی آیند و مطمئن هستیم که در پس این مسئله خیانت دیگری از طرف سران فرقه وجود دارد که برای همگان ثابت خواهد شد .

او در جای دیگری به افراد اشاره دارد که بعد از برخورد با مریم قجر عاشق وی شدند !! و بدون هیچ چشم داشتی حاضرند همکاری کنند .

البته این حرف وی مرا به یاد گفته خانم نوال السعداوی نویسنده مصری می اندازد مسئولین فرقه عنوان می نمودند که او بعد از شناخت و درک انقلاب طلاق مریم دخترش نامه ای نوشته و عنوان نمود که انقلاب فرد را جوان می کند و کلی کلمات دیگر ..

تا مدتها مسئولین فرقه این نامه و حرف وی را مانند چکش بر سر افراد می کوبیدند که مگر چه کمتر از او دارید که او اینکه انقلاب خواهر مریم !! را گرفته است ولی شما درک درستی از انقلاب ندارید و ….. اکنون سئوال از شما این خانم و دخترش که اینکه صد دل عاشق انقلاب طلاق مریم شدند و جوانی خود را در آن یافتند کجا هستند ؟ چرا دیگر از تعریف و تمجید از مریم قجر خبری نیست . چرا سعی دارید با ردیف کردن یک مشت دروغ به دیگران برسانید که این به اصطلاح مقاومت از حمایت زیادی برخوردار است البته این حمایت را از مدل دانشجویان اوکرائینی و لهستانی و چک که با دادن پول و تفریح در آلمان و فرانسه و … به مراسم خود می آورید یادمان نرفته است البته این گونه حمایت ها هم لایق خود مریم قجر می باشد .

– روابط مالی فرقه رجوی

وی در ادامه به روابط مالی هم اشاره ای دارد و باید گفت که روی نکته خوبی انگشت گذاشته است .

او عنوان می کند که همه افراد در این مقاومت !! مانند یک خانواده هستند ولی بهتر بود روی شیوه تامین مالی این خانواده حرف می زد و مطلب می نوشت .

برای اینکه قدری ذهن یخ زده را آب کنیم باید به نکته ای اشاره نمایم که در عراق منابع مالی فرقه از کجا تامین می شده و اینکه به اصطلاح رزمندگان در چه وضعیتی بوده و آیا اصلا تفاوتی بین افراد بالا و پایین وجود داشت یا خیر ؟

تا جایی که خودم شاهد بودم هر ماه هر مرکز از ارتش در اشرف سهمیه پول خود را از بانکی به نام الرافدین عراق دریافت می کردند وقتی عنوان می کنم سهیمه ماهیانه منظور مقدار پول کم نیست بلکه منظور من چند کسیه بزرگ پول می باشد که همه قسمت ها جداگانه به بانک مراجعه کرده و بعد از گرفتن پول به اشرف می آمدند .

در درون مناسبات تفاوت طبقاتی بسیار بالا بود زنان مسئول خیلی راحت به همه چیز دسترسی داشتند ولی افراد پایین اگر چیزی را درخواست می کردند به آنان می گفتند که این پول خون افراد فرقه می باشد و افراد در اروپا گدایی می کنند و نباید خرج کرد نمونه های زیادی را شاهد بودم که فردی به خاطر مشکل پا و از طرف دیگر به لحاظ پزشکی هم اوکی شده بود ولی مسئولین سر این مسئله حرف داشتند که نباید پوتین را برای آن فرد خرید و این یعنی ولخرجی . در نهایت با گذاشتن نشست و سر کوفت زدن به او فرد از خیر پوتین گذشته و حاضر شد با همان درد پا بسوزد و بسازد تا دیگر مورد اننقاد قرار نگیرد ولی در همان موقع شاهد بودم که صدیقه حسینی فرمانده قرارگاه علوی وقتی به اشرف آمد از رنگ میزهای اطاق کارش خوشش نیامده و دستور داد از بغداد همان روز از مدل میزهای ایتالیایی با نوع رنگ خاصی برایش تهیه نمایند که بعد از چند روز رسید و بعد پز لوکس بودن میزهای اتاق کارش را نزد مسئولین زن دیگر می داد .

حال شاید بگویید که این فرد دروغ می گوید و مرا مزدور همانند رهبر فراری تان بنامید ولی باکی نیست من جز واقعیت چیزی را افشا نکردم البته نمونه های زیادی وجود داشته فقط به یک نمونه بسنده می کنم . اصلا رزمندگان از مدل شما در اشرف و لیبرتی در یک سطح نیستند و فاصله طبقاتی بسیار زیاد می باشد .

اگر هم از افراد خارج از کشور نام می برید بهتر است قدری هم از پولهایی که این افراد در راه های بغایت کثیف استفاده می کنند یاد می کردید البته این گفته من نیست چرا که همین افراد در نشست های غسل این کثافت کاریی ها را بالا آوردند و در حضور جمع خواندند .

اگر بخواهیم به همه موارد در باره فاصله زندگی یک نیروی عادی در اشرف و یا لیبرتی با یک مسئول زن اشاره ای کنم مثنوی صد من کاغذ می شود .

در مورد نفرات شورا که البته جای بحث خودش را دارد و باید به این مسئله هم اشاره ای نموده و بعد به جریان مالی خواهم پرداخت .

رجوی در نشست های درونی وقتی بحث های سیاسی پیش می آمد افراد شورا را بی نصیب نگذاشته و آنان را مورد توهین قرار می داد . وی همیشه عنوان می کرد که آنان منظور نفرات شورا در خارج نشستند و فکر می کنند که بعد از سرنگونی ما دولت را در اختیارشان قرار می دهیم . ما جنگ کردیم و کشته دادیم . اگر اینان در کنار ما هستند ما آنان را تامین می کنیم و به لحاظ پناهندگی ما مسئله آنان را حل کردیم بیشتر مسئله سیاسی است و عنوان کنیم که نفرات غیر از به اصطلاح مجاهدین هم عضو شورا هستند .

آنان یک مشت افراد بی کار و بی عاری هستند که در کنار ما و از بودجه ما استفاده می کنند تا شاید زنده بمانند . اگر مجاهدین نبودند معلوم نبود در خارجه وضعیت شان چگونه بود .

با این گونه تعریف کردن رجوی ها از شما افراد بی کار وقتی به اشرف می آمدید تا اینکه در کنار به اصطلاح رزمندگان !! استراحت کنید و حمام و آفتاب بگیرند و افراد توسط مسئولین از قبل سر برخورد با شما توجیه می شدند که مبادا کسی ناراحت شوند . البته در ذهن ما شما افرادی بودید که در خارجه لم داده و پول سازمان را خرج می کنید و بعضی اوقات هم حرف مفتی می زنید این است شخصیت شما نزد افراد فرقه در عراق .

حال هر چقدر می خواهید از نفرات شورا و از مبارزه شان تعریف کنید درد اصلی شما بخاطر این است که از پول های دریافتی باد آورده فرقه نشخوار کنید و به تعریف و و تمجید از مادر خوانده تروریسم بپردازید .

کمک گرفتن از به اصطلاح مجاهد و مقاومت نه ننگ است و نه عیب ، این جمله ای که در میان سطور بی معنا خزایی وجود دارد . اول باید سئوال نمود که آیا این فرقه شما را قبول دارند ؟ در ذهنشان شما فرد مفت خوری که در اروپا لم داده و در حال زندگی می باشید هستید .

تمام تعریف و تمجید مسعود از نفرات شورا عوام فریبی بیش نیست باور کنید کمتر کسی است که در درون فرقه شما را قبول و حرف تان را باور داشته باشد .

شما در جایی از مطلب خود از گفته های مسئول شورا نمونه می آورید که تا زمانی که کسی در جبهه مقاومت باشد، از هیچ‌چیز فروگذار نخواهد شد.

آیا این سئوال به ذهن شما نزده است که چرا وقتی فردی قصد جدا شدن دارد باید مورد اذیت و آزار قرار بگیرد و اگر انتقادی از رجوی ها داشته باشد یک شبه مزدور و مهره اطلاعات نام می گیرد ؟

آبا یه نظر شما این شیوه و تنظیم رابطه برای خراب کردن شخصیت افراد درست می باشد ؟ آیا همه این افرادی که جدا شدند مزدور بودند ؟ و اگر این گونه بوده این چه سازمانی انقلابی !! است که کارش فقط تربیت مزدور برای حکومت ایران می باشد . بهتر است خودتان را گول نزنید و سرتان را مانند کبک در برف های نروژ نکنید همه افرادی که از فرقه جدا شدند به گوشه هایی از جنایت های رجوی ها اشاره داشتند هر چند کم گفتند و زیاد ننوشتند .

وی در ادامه به مسئله کلاهبرداری مالی فرقه اشاره نمود : تازه تمام سازمان‌های امنیتی و اطلاعاتی و پلیس اقتصادی و ضد فساد غرب هم نتوانستند حتی یک دلیل دادگاه پسند، مبنی بر تقلب مالی و دزدی و فساد این به اصطلاح مقاومت پیدا کنند. آخرینش حکم قوه قضاییه فرانسه بود که بر فرق سر اینان فرود آمد. شاید بخشی از این افاضات از سرگیجه ناشی از این ضربه، حادث‌ شده باشد!

آقای خزایی بهتر بود قدری به افتضاحی که افراد فرقه در خارج کردن پول از عراق در سال ۸۳ که در سوریه دستگیر شدند هم اشاره می کردید . سئوال این است چرا باید مقدار زیادی پول از عراق خارج شده و از مرز سوریه به اروپا برده می شد ؟ آیا این مسئله افتضاح مالی فرقه نیست ؟ چند بار این ریل توسط افراد انجام گرفته بود ؟ به گفته نفرات دستگیر شده این کار قبلا توسط افراد دیگری انجام می گرفته است اسم این را چه می گذارید ؟

ردیف کردن اینگونه اراجیف بخاطر این است که مقداری از سوز و گزش ناشی از افشاگری دو تن از افراد سابق شورا در مورد مسائل مالی فرقه بکاهید . چرا که شاهد هستیم این افشاگری درست به هدف خورده است و آسمان و ریسمان بافتن تان به همین خاطر بوده است .

در سایت های مختلف فرقه هم شاهد هستیم به نامهای مجهول سعی دارند این افشاگری را به نوعی رفع و رجوع کنند .

آری هموطنان هیچ چیز این مقاومت !! از روی عشق و آرمان و شرف و تشکیلات و رهبری و بها و فدایش نیست و هر چه که هست خیانت و جاسوسی برای بیگانه و جنایت می باشد .

آقای خزائی دیگر دوران عوامفریبی شماو امثال شما که این گونه سر در آخور رجوی داشته و حرفهای او را نشخوار می کنید گذشته است . اگر رهبر فراریتان جرات داشت خودش را نشان داده و جواب می داد بهتر است شما خودتان را سنگ روی یخ نکنید آیا توان یک انتقاد کوچک از کارکردهای فرقه را دارید ؟ آن وقت خواهید دید که شما هم در کنار دیگر افراد جدا شده مزدور و مهره اطلاعات نام می گیرید .

گزارش شما تا این تاریخ فقط به درد کافه های شبانه نروژ می خورد که قلیانی دود کرده و از روی شکم سیری از مبارزه شبانه روزی رجوی ها !! تعریف نمائید و به دوستان سابق خود که اکنون به خیانت های رجوی ها پی بردند لگد بزنید .

هادی شبانی

(پایان)

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:

تناقض در شعار “ننگ ما ننگ ما خانواده الدنگ ما” توسط رجوی ها !!

هادی شبانی،  انجمن نجات، مرکز مازندران، دهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  دستگاه تبلیغاتی فرقه زنی به نام زینب ذبیحی از شهرستان آمل را به تلویزیون خود آورده و سعی نمود تا وی مادرش را قهرمانی نشان دهد �

مرثیه خوانی مریم برای کشته های اشرف در پاریس

مریم رجوی داعش اسرائیل غزههادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مریم قجر به مناسبت کشته شده های اشرف به مرثیه خوانی پرداخته و با جمع کردن تعدادی از سناتور های از دور خارج شده و پول پرست سعی نمود به تحلیل مسائل روز بپردازد تا بتواند مسئولیت به کشتن دادن این افر

اخراج از عراق و سکوت رجوی ها

اخراج مجاهدین خلق فرقه رجوی از عراقهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، پنجم سپتامبر ۲۰۱۴: …  بعد از اعلام وزارت خارجه عراق مبنی بر اخراج ۸۵۰ نفر از اعضای گروه تروریستی رجوی از عراق سران فرقه سعی نمودند با سکوت و نپرداختن به این مسئله این گونه نشان دهند که خبری از اخراج نیس�

مریم رجوی و حرفهای بی سر و ته همیشگی

هادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم ژوئیه ۲۰۱۴: …  هر روز که می گذرد سران فرقه بیشتر ماهیت جنایت کارانه خود را نشان می دهند و اکنون به جایی رسیدند که عملا در سایت های خود از گروه تروریستی داعش به اسم انقلابیون عراق نام می برنند اگر چه ماهیت همه تروریست ها یکی می باشد . حم