بهانه هاى نفر همراه يا كنترل و پليسى كردن فضا و جاسوسى

بهانه هاى نفر همراه يا كنترل و پليسى كردن فضا و جاسوسى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ششم دسامبر 2014:…  نميدانم رجوى در اين عراق مصيبت زده ديگر ميخواهد به چه ترفندهايى رو بياورد كه به جناياتش ادامه دهد و به فتنه گرى و كشت و كشتار مردم عراق و قربانى كردن افراد ليبرتى دامن بزند. نمونه تكرارى و مشمئز كننده ای كه هر چند يكبار آنرا در بوق و كرنا كرده و در دستگاه شيطان سازى تبليغاتيش ميدمد، بهانه هاى واهى و دور از واقعيت كه حتى مرغ پر كنده …

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمبعد از بیش از سه دهه وعده و وعید، رجوی نهایتا اعضا و هواداران فرقه اش را به آخرت حواله داد

لینک به منبع

بهانه هاى نفر همراه يا كنترل و پليسى كردن فضا و جاسوسى

نميدانم رجوى در اين عراق مصيبت زده ديگر ميخواهد به چه ترفندهايى رو بياورد كه به جناياتش ادامه دهد و به فتنه گرى و كشت و كشتار مردم عراق و قربانى كردن افراد ليبرتى دامن بزند. نمونه تكرارى و مشمئز كننده ای كه هر چند يكبار آنرا در بوق و كرنا كرده و در دستگاه شيطان سازى تبليغاتيش ميدمد، بهانه هاى واهى و دور از واقعيت كه حتى مرغ پر كنده را هم به خنده وادار ميكند و براى اعزام هر بيمار از ليبرتى به بيمارستان بغداد، بايد يك نفر مترجم، يكنفر پرستار و يكنفر محافظ او را همراهى كنند.

آقاى رجوى هدف تو از اعزام نفر همراه بيمار همان پليس مخفى درون تشكيلاتت است كه حتى مريض را هم در بند بكشى و از فرار او جلوگيرى كنى و نفر مترجم هم براى فتنه گرى و جاسوسى و اختلاف راهى بيرون ليبرتى ميكنى و اسرار بر همراهى بيمار يك بهانه غير منطقى است، چرا كه مسئوليت حفاظت تك تك افراد با دولت عراق است.

و اصلا هم در اين شرايط دشوارى كه براى ساكنان ليبرتى درست كردى، نيازى به نفر همراه نيست. با اين بهانه جان بيماران بدبخت را قربانى هوسهاى پوچ خودت ننما و براى اعزام بيماران از ليبرتى به بيمارستانهاى بغداد، سنگ اندازى نكن.

شما از مشكل امنيتى براى جان افراد اعزامى بيم نداريد. اتفاقاً از آرزوهايت است كه چنين شود هم از شر نفر راحت شويد و هم بر طبل مظلوم نمايى خود بكوبيد و بهانه براى جدل با دولت عراق و كمساريای پناهندگان پيدا ميكنى كه شرايط انتقال افراد ليبرتى را به خارج بغرنج تر كنى و چند صباحى بيشتر بر ننگ اصرار ماندن در عراق بيفزايى.

آقاى رجوى مگر يادمان رفته است كه زمانى كه در اشرف بوديم، براى اعزام يك بيمار به بيمارستان بعقوبه يا بغداد، چه برنامه هايى را در دستور كار نفرات به اصطلاح همراه بيمار، قرار ميداديد و از اين فرصت براى ارتباط با دنباله بعث و تروريستهايى كه با بمبهاى خود روزانه صدها نفر از مردم بيگناه عراق را هدف قرار داده و به خاك و خون ميكشيدند و بنام كار اجتماعى سازمان به خورد افراد رده پائين خودتان ميداديد.

آقاى رجوى به وجدان نداشته خود مراجعه و در اين واپسين لحظات عمرت ديگر از اين ترفندها دست برداريد و بيشتر از اين قربانى نگيريد و بگذاريد كميساريا و خانواده افراد، ترتيب انتقال افراد به مكان أمن ترى را فراهم كنند. شايد از بار جناياتت قدرى كاسته شود.

“پایان”

***

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه هامرگ های مشکوک در فرقه رجوی ادامه دارد (ادامه طرح سر به نیست کردن ها به پادگان مریم در پاریس رسیده است)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14357

پیام رجوى، محدودیت تمام عیار و سرکوب عریان

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۴:… با شنیدن این خبر، یاد گذشته افتادم که خودم در تشکیلات جهنمى سازمان در قرارگاه بد نام اشرف بودم، آنموقع هم، همین بحث برادر لمیده و مریض و… نداریم، را بحث ایدئولوژى روز آورده بود. یاد دارم که زیر پوش این اهرم، محدودیتهاى زیادی به عنوان ضوابط در تشکیلات پیاده کردند و هر نوع اشعه پاسیو و کسالت ذهنى و جسمى را با این اهرم …

قربانیان رجوی پاریساین عکس کسانی است که به دستور مریم رجوی خود را ناقص کردند

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

پیام رجوى، محدودیت تمام عیار و سرکوب عریان

رجوى اخیرً به ساکنان نگونبخت اردوگاه لیبرتى پیام داده و باز هم با ترفند پوسیده گذشته و براى در اختیار گرفتن جسم و روح افراد و محدودیت هر چه بیشتر، بحث “برادر لمیده و مریض رو تخت آسایشگاه نداریم” را بعنوان وظیفه ایدئولوژى – تشکیلاتى، به خورد افراد در زنجیر داده و با این ترفند فضاى مناسبات را هرچه بیشتر محدود میکند و مدتى هم با نشست هاى جمعى و یکانى حول این بحث افراد را سرگرم و مشغول مینماید.

با شنیدن این خبر، یاد گذشته افتادم که خودم در تشکیلات جهنمى سازمان در قرارگاه بد نام اشرف بودم، آنموقع هم، همین بحث برادر لمیده و مریض و… نداریم، را بحث ایدئولوژى روز آورده بود. یاد دارم که زیر پوش این اهرم، محدودیتهاى زیادی به عنوان ضوابط در تشکیلات پیاده کردند و هر نوع اشعه پاسیو و کسالت ذهنى و جسمى را با این اهرم، سرکوب و نفر مربوطه را در نشست جمعى، بعنوان سوژه، چنان هجومى به آن میشد و چنان حرفهاى رکیک و بد و بیراه نثارش میشد که از جان خود سیر شده و اجباراً تسلیم خواست سران سازمان میکردند. زیرا هر کس در دام رجوى میافتاد، میدانست که اگر از خود مقاومتى در برابر خواست سران تشکیلات داشته باشد، حسابش با کرام الکاتبین خواهد بود و سربه نیست شدن را در تقدیر خود میدید، لذا مجبور بود تحمل کند و مؤقتا تن به خواسته تشکیلات بدهد.

خودم مشکل بیماری میگرن داشتم و از سردرد شدید رنج میبردم، آن هم بر اثر فشارهاى روحى و روانى که بر افراد تشکیلات تحمیل میشد، تازه عمل کرده بودم باید رعایت میکردم در دوره نقاهت اما در تشکیلات رجوى این رعایتها و حرفها وجود نداشت. یک روز صبح زود براى کار ساختمانى به سالن امجدیه که در حال ساختن بود، رفتم. بعلت سرماى شدید، سردرد عجیبى گرفتم که حتى قادر نبودم اطرافم را نگاه کنم و واقعاً تحمل ماندن و ادامه کار را نداشتم. به مسئولم مراجعه کردم و مشکلم را گفتم و خودش هم از وضعیتم فهمیده بود که مشکل دارم، لذا به من گفت برو امداد هر چه دکتر تجویز کرد همان را انجام بده، من هم رفتم پیش دکتر، آمپول مسکّن زِد و گفت، برو چند ساعتى استراحت کن، خوب میشوی.

وقتى برگشتم مقر، نفرات از کار برگشته و براى نهار به سالن میرفتند، من هم طبق تجویز پزشک، رفتم استراحت. هنوز خوابم نبرده بود و سرم همچنان درد میکرد که مسئولم آمد و گفت، بلند شو برو عملیات جارى، به مسئولم گفتم، سردردم هنوز خوب نشده، دکتر گفت باید چند ساعت استراحت کنم، مسئولم سرم داد زد و گفت، دکتر غلط کرده که به تو چنین تجویزى کرده، مگر عملیات جارى مرز سرخ نیست، اگر در حال مردن هم باشید باید جسدت را به عملیات جارى برسانید، مگر بحث برادر را نگرفتى که اخیراً گفته، برادر لمیده و استراحت رو تخت آسایشگاه نداریم! بالاجبار و با زور این اهرم با کمک مسئولم به عملیات جارى رفتم، اما چند دقیقه اى دیر رسیدم. از همان ابتدا، مسئول نشست خانم x خطاب به جمع گفت، میبینید که چگونه برادر بحث هاى تاپى براى ما میآورد، نمونه بحث برادر آینه!؟ لمیده در آسایشگاه را ببینید!؟ بعد هى در دلتون سر این بحث تقابل نکنید؟

سپس شروع کرد به بد و بیراه گفتن به من و آنچه که لیاقت خودش و رهبرش بود را به من گفت. اصلاً مجال نمیداد حرفى بزنم، واقعاً در چند دقیقه چنان سردردم زیاد شد که دیگر فشار بد و بیراه گفتنها برایم مهم نبود، فقط سردرد بود و ترحمى هم در کار نبود. بعد از او، نوبت به جمع رسید و تا چهار ساعت متوالى همین شکل داد و بیداد بود که رو سر من صورت میگرفت، انهم بخاطر چند دقیه دیر حاضر شدن سر نشست عملیات جارى که موجه بود، ولى بحث رهبرى را نادیده گرفته بودم. البته با ذهن آنها چون من چنین قصدى نداشتم و فقط بخاطر کسالت و سردرد شدید و با تجویز دکترى که خودشون سنگش را به سینه میزدند و در خدمت دستگاه سرکوب و خفقان خودشان است. اما هر منطقى در برابر بحث رهبرى، محکوم به کنار گذاشتن است و فقط خط رهبرى به هر قیمّت در تشکیلات باید پیاده شود و ولا غیر.

این داستان به آن نشست تمام نشد و برایم تکلیف کردند که باید پروژه بنویسم که چرا با بحث برادر و عملیات جارى، تنظیم درستى نکردم و به اپورتونسیت در تشکیلات تبدیل شدم.

من هم چون میدانستم که دست از سرم بر نمیداند، یک سرى چرندیاتى که به آنها اعتقادى نداشتم، براى رفع تکلیف نوشتم و در نشست بعدى تعهد دادم تا دست از سرم بردارند.

اما الان به رجوى و مجریهاى بى چون و چراى او میگویم، اى تف بر شما و آنچه که بعنوان بحث ایدئولوژى – تشکیلاتى، به خورد افراد میدهید و آنها را هرچه بیشتر برده و اسیر خود میکنید. شما که میگوئید، لمیده و بیمار رو تخت آسایشگاه نداریم، آیا به افکار بیرون از خود جوابى دارید که اگر مریض رو تخت خودش استراحت نکند، پس کجا باید بسترى شود و آرامش داشته باشد، بیمارستان یا قبرستان و… ندارید که جوابگوى بسترى شدن افراد بیمار باشد و افراد بیمار، آنجا بسترى شوند. پس این بیچاره هاى نگونبخت، با هزار و یک درد که هر کدام واقعا دچار بیماریهاى زیادى هستند، چه خاکى بر سر خود کنند. شما که دم از حقوق انسانها میزنید و به قول خودتان، براى جان انسانها اهمیت قائل هستید، این چه چرندیاتى است که دوباره روى اسیران لیبرتى پیاده میکنید؟

عبرت بگیرید و از فشار آوردن بیش از این روى نفرات دست بردارید که این آتش زیر خاکستر، سر برون خواهد آورد و بر خاک سیاه تان خواهد نشاند. حال از ما گفتن، از شما نشنیدن.

“پایان”

***

مسعود رجوی شیر همیشه بیدارقمپز در کردنها و خالی بندیهای بیسابقۀ رجوی. سوز و گذازی دیگر از افشاگری ها

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویمجتبی رشیدی: اجلاس میان دوره یا وحشت از فروپاشی شورای دست ساز رجوی

همچنین:

پیروزیهاى اخیر عراقیان بر داعش، به گور سپارى آرزوى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۴:… در این راستا نیز رجوى خائن، چگونه در زمینه سازى فتنه و حضور داعش در عراق با حمایت پس مانده هاى بعث و آدمکشهاى بى مروت بعثى از شهر الانبارعراق شروع کرد و خواسته هاى بحق صنفى مردم سنى این منطقه را با سوء استفاده ناجوان

فریده ونایى، قربانى دسیسه هاى شیطانى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نهم نوامبر ۲۰۱۴:…  در سال ٧٣ فرمانده محور ٧ مرکز ١٠ ارتش به اصطلاح آزادیبخش بود. در زمان مسئولیت او بسیارى از نفرات تحت مسئولیتش را روانه شکنجه گاه و زندان خودساخته رجوى فرستاد که از جمله این حقیر هم جزء آن نفرات بودم که به دستور همین خان

نحوه شکل گیرى داعش و پارامترى به اسم رجوى در عراق

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سوم نوامبر ۲۰۱۴: … بعد از سرنگونى دیکتاتور عراق، رجوى با چاپلوسى تمام به زیر قباى آمریکا خزید و تمام عیار چه علنى و چه مخفى، خود و دم و دستگاه تشکیلاتى اش را وقف کلفتى و نوکرى سربازان آمریکائى در عراق که با قرارگاه اشرف رفت و آمد داشته کر

فیل هوا کردن رجوى در آستانه یک فاجعه وحشتناک در لیبرتى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و سوم اکتبر ۲۰۱۴: … در این وضعیت امنیتى بسیار وخیم عراق و تهدیدات جدى که جان ساکنان لیبرتى را در معرض فاجعه بارى قرار داده، دم و دستگاه رجوى باز هم فیل هوا کرده و براى انحراف افکار عمومى از روى بازخواست مسئولیت سران سازمان در برابر جان اسیران نگونب