به بهانه سالگرد انقلاب

به بهانه سالگرد انقلاب

به بهانه سالگرد انقلابصابر تبریزی، ایران اینترلینک، سیزدهم فوریه 2022:… به بهانه ی سالگرد انقلاب شکوهمند 22 بهمن 1357، باند رجوی آقای مهدی خدا صفت را که درمقایسه با اغلب قلم بدستان رجوی قلمی بهتر دارد ، بمیدان فرستاده تا تحلیلی ازاوضاع دوران شاه ارائه دهد. او قسمت هایی ازوضع موجود آن زمان رااز زاویه ی دید باریک خود ترسیم کرده و ایران را ثروتمند ترین کشور خاورمیانه اعلام نموده وهرگز به عقل قاصرش خطور نکرده که این ثروتمندترین کشور خاور میانه، مثلا ازنظر تامین بهداشت مردم در رتبه های آخر قرار داشته وروستاهای کشور که 65درصد مردم ایران درآنجاها زندگی میکردند ، از هر حیث وهر جهت وضع اسفناکی داشتند. به بهانه سالگرد انقلاب

طمع ورزیهای آمریکا و خوشحالی رجوی های خائنبا تکیه بر منابع عظیم خود ، مانع طمع ورزیهای آمریکا و خوشحالی رجوی های خائن میشویم

محال است که حکم تاریخ به نفع رجوی ها باشد

به بهانه سالگرد انقلاب

24/11/1400

به بهانه ی سالگرد انقلاب شکوهمند 22 بهمن 1357، باند رجوی آقای مهدی خدا صفت را که درمقایسه با اغلب قلم بدستان رجوی قلمی بهتر دارد ، بمیدان فرستاده تا تحلیلی ازاوضاع دوران شاه ارائه دهد.

او قسمت هایی ازوضع موجود آن زمان رااز زاویه ی دید باریک خود ترسیم کرده و ایران را ثروتمند ترین کشور خاورمیانه اعلام نموده وهرگز به عقل قاصرش خطور نکرده که این ثروتمندترین کشور خاور میانه، مثلا ازنظر تامین بهداشت مردم در رتبه های آخر قرار داشته وروستاهای کشور که 65درصد مردم ایران درآنجاها زندگی میکردند ، از هر حیث وهر جهت وضع اسفناکی داشتند.

به بهانه سالگرد انقلاب

بخوبی بیاد دارم که در حوالی سال 1355، جریان تظاهرات گروهی ازروستائیان کشور آفریقایی وعقب مانده ی سودان توسط تلویزیون ایران نمایش داده میشد ومن بهمراه دوستانم که تماشاگر صحنه بودیم ، مشاهده نمودیم که راه این روستا به شهر آسفالته بوده و این امرموجب تعجب ما گردید وبه همراه آن برمیزان نفرت مان نسبت به رژیم شاه افزود!

چرا که مثلا روستای چند هزار نفری آباء واجدادی من که فقط 16 کیلومتر ازشهر فاصله داشت ودرمنطقه ای پرآب با زمینهایی حاصل خیز قرار داشت ، دارای جاده ای خاکی وکم عرض بود!

آقا مهدی سعی دارد که به خواننده ی مقاله ی 6 صفحه ای خود القا کند که همه ی امکانات برای توسعه ی سریع کشور آماده بود ومشکل عمده این بود که به مسعود رجوی اجازه داده نشد که به رهبری کشور برسد تا مملکت را براحتی وسرعتی هرچه تمام تر آباد ومردم را غرق درخوشبختی نماید!

از متن نوشته ی نامبرده پیداست که او هیچ درکی از فرق عمیق مدرنیزاسیون ومدرنیته ندارد ونمیداند که بدون وجود مدرنیته، مدرنیزاسیون تنها،کشور مفروضی ازجمله ایران را بجایی نخواهد رسانید.

شبیه کسانی خیرخواه درصدر مشروطیت که در قافیه ی تنگ ترقی وتجدد گرفتار آمده و حرکت بسوی تجدد را بمردم توصیه کرده و آنها را گرفتار اوهام نمودند.

مدرنیته شکل فرهنگی دارد و تحقق آن با وجود اداره ی سیاسی شهربانی رضاشاه وفرمانداری نظامی وسپس ساواک محمد رضاشاه که تنها برنامه ی شان سرکوب بی رحمانه ی مردم وعقب نگه داشتن آنها بود ، امکان نداشت وبا این وضع مدرنیزاسیون این پدروپسر ، بیشتر شکل نمایشی وجزیره ای ( غیر همه گیری) داشت وصنایع تک وتوک ایجاد شده که شکل وارداتی داشت ، درخدمت توسعه ی کیفی واساسی صنعت کشور نبود.

یعنی اینکه بجای توسعه ی صنعت کارگاهی بومی وتبدیل کردن تدریجی آنها به کارخانه های ملی، خود کارخانه مستقیما ازخارج وارد میشد ونوع سرمایه داری که درکشور بوجود میآمد ، سرمایه داری وابسته وغیر ملی بود.

این درحالی است که درکشورهای توسعه یافته، این کارگاه های بومی بودند که مورد حمایت قرار گرفته وتبدیل به کارخانه شده وسرمایه داری ملی که بموقع خود سبب ارتقاء صنعتی شده وسبب خودکفائی میگردد ، تشکیل یافت وبدرستی هم نتایج درخشان خود را بروز داد.

من صرفا برای رو کردن افکار متوهمانه ی آقای خدائی صفت بحث کوتاه فوق را مطرح نمودم وگرنه میدانم که روشن کردن تمام ابعاد قضیه- قضیه ای که پایه واساس گرفتاری های موجود ایران است- نوشتن کتاب های مفصلی را میطلبد.

مهدی خدایی صفت درمقاله اش با عنوان ” ایران، رهسپار آزادی” با استناد به فرضیات غلط خود ، برآن شده تا مطالبی بنفع باند رجوی استخراج کند که من برآنم که نادرستی این استنتاجات را بطور مختصر ومفید به ثبوت برسانم.

خدایی صفت میگوید :

” نهایتا این خلق‌ها هستند که حکم تاریخ رادرمورد تمامی این دیکتاتورها محقق می کنند”.

واین امر کاملا بضرر شماست که باوجود جوجه بودن، دیکتاتور ترین میباشید وبعلت قرار گرفتن تمام عیار درمقابل مردم ( با تحریک آمریکا و … که برمیزان تروریزم اقتصادی خود افزوده ومردم ایران را بیشتر درمنگنه بگذارند و… ) هر کاری که مردم بکنند، این کار برعلیه دشمنانشان وازجمله شما خواهد بود!

دوباره :

” به گفته مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت، «امروز بیشتر تضادهای جامعه ایران به‌صورت حاد و بازگشت‌ناپذیر علیه رژیم فعال شده‌ و کارگران و کشاورزان سر به‌شورش برداشته‌اند”.

شورشی درکار نیست و حرکت های قالب درچهارچوب اعتراضات مدنی که امری جهانشمول است ، انجام میگیرد وشما بعلت ابراز دشمنی های نامحدود برعلیه اقشار مختلف مردم ، قادر به سوء استفاده ازاین اعتراضات مدنی نیستید ومریم خانم، بی جهت خواب های طلائی دیده وقول هایی به معده ی شریف!! اش میدهد.

ویا :

” استمرار فعالیتهای مقاومت شامل گسترش کانونهای شورشی و ارتقای کار آنها شاخص و نشانه‌یی از آمادگی جامعه برای تغییر و خدا حافظی با این رژیم است”.

این فعالیت ها درچهارچوب منافع کثیف دشمن اصلی مردم ایران و پادگان نظامی اش که دولت صهیونیستی باشد قرار دارد ودراینجا کسی ازدشمن غدار خود انتظاری بیش ازاین ندارد.

شما زمانی شعار جامعه ی بی طبقه دادید که درک نمیکردد که به یمن خیانت های پهلوی ها، ایران هنوز مرحله ی سرمایه داری واقعی ( سرمایه داری غیر وابسته) را تجربه نکرده بود وازاین رو آن شعارتان سفیهانه بود ( توقع ایجاد جامعه ی بی طبقه درکشور پیش سرمایه داری ایران)!

حالا هم که وضع تان با چرخش 180 درجه ای بگونه ای دیگر است.

با این وضع چگونه میتوانید اعتماد مردم را بخود جلب کرده و موفقیتی بدست آورید؟

صابر  تبریزی

به بهانه سالگرد انقلاب

***

پیام نوروزی مریم عضدانلو رجویبی بی سی: مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعیداز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سالگرد-انقلاب-ضد-سلطنتی-راز-پیروزی-و-ش/

سالگرد انقلاب ضد سلطنتی – راز پیروزی و شکست

سالگرد انقلاب ضد سلطنتی و مجاهدینشزمهدی خوشحال، هفتم فوریه 2022:…  مسعود رجوی، به عنوان رهبری مجاهدین خلق وقتی در انقلاب و تصاحب قدرت در سال 1357 شکست خورد و شکستش به دلایلی که در فوق یاد شد حتمی بود، او همچنین در فاز سیاسی تلاش خود را از حیث تعادل قوا و یارگیری و تبلیغات و نیروگیری به آزمایش گذاشت اما مجدداً شکست خورد. او سرانجام از سال 1360 به مبارزه مسلحانه رو آورد و آخرین شانس خود را برای تصاحب انقلاب و قدرت، امتحان کرد. سالگرد انقلاب ضد سلطنتی – راز پیروزی و شکست 

مهدی خوشحال: عصر اعتراضمهدی خوشحال: عصر اعتراض

سالگرد انقلاب ضد سلطنتی – راز پیروزی و شکست

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 07.02.2022

هر سال بهمن ماه سرفصل انقلاب که فرا می رسد، هر کسی به ظن خود، سعی می کند تا از مشروعیت یا عدم مشروعیت انقلاب سخن بگوید. البته در باب مشروعیت انقلاب، حضور میلیونی مردم در آن دوران در خیابان و به ثمر رسیدن انقلاب، کافی است و مابقی حدیث. ولی هم اکنون که دشمنان به سم پاشی از انقلاب مشغولند، یکی که معلوم نیست هم اکنون شیر خفته است یا کفتار بیدار، جهت رد گم کنی و فرافکنی و این که گذشته سیاه خود را سرپوش بگذارد، می آید و در سر فصل انقلاب اظهار لحیه می کند و خود را انقلابی و دیگران منجمله شاه و جمهوری اسلامی، را ضد انقلابی و ملامت و سرزنش می کند که آنان حق مالکیت شش دانگ او را خورده و برده اند. او این تحلیل را البته در حاکمیت صدام حسین که خوش خوشانش بود از خود در کرده است که جمهوری اسلامی ادامه حکومت شاه است و هر دو با سرکوب نگذاشتند تا انقلاب به دست انقلابیون واقعی که او باشد بیافتد.

سالگرد انقلاب ضد سلطنتی و مجاهدینشز

https://www.hambastegimeli.com/106570_-بازخوانی-سرنوشت-انقلاب-در-پیامهای-رهبر-

این ها در حالی است که از انقلاب سال 1357، 43 سال می گذرد و او طی این مدت در دامان دولت های عراق و عربستان و اسراییل و آمریکا و دیگران، به سر می برد و سرکوب نشده بلکه همواره مورد حمایت مالی و سیاسی و نظامی آنان بوده است.

انقلاب ایران که در سال 1357 با رهبری آیت الله خمینی به پیروزی رسید، یکی از کارکردش آزادی زندانیان سیاسی و مذهبی از زندان شاه بود. زندانیانی که پس از آزادی بعضاً طلبکار انقلاب شدند که مالک و صاحب اصلی انقلاب آنان بودند. مجاهدین خلق، پس از آزادی از زندان سابقه مبارزاتی خود را به رخ این و آن می کشیدند که ما مبارزه مسلحانه کردیم در حالی که روحانیون مثل ما مبارزه نکردند.

یکی دیگر از معیارها و سنجش مجاهدین خلق شهدای شان در دوران مبارزه با حکومت شاه بود که جمعاً طی 7 سال مبارزه 70 شهید داشتند در حالی که روحانیون تنها در سال 1357 هزاران شهید برای انقلاب داده بودند.

 پیروزی یا شکست، دلایل مختلفی دارند اما دو دلیل اول که مهم تر از دلایل دیگرند، متوجه رهبری انقلاب هستند. آیت الله خمینی، به عنوان رهبر انقلاب شخصیتی کاریزما، شجاع، جدی، با ایمان و اراده و فکری نظام مند داشت که این ها در اعلامیه ها و سخنرانی هایش در همان زمان مشهود بود و این صفات نه این که راهگشا بود بلکه معجزه می کرد. متقابلاً، ما با شخصیت دیگری مواجه هستیم که خود را محق رهبری و مالک انقلاب می دانست که در بعضی و یا همه موارد فوق مخالف آیت الله خمینی بود. مسعود رجوی که از برکت انقلاب از زندان آزاد شده بود، ضمن این که بنا بر اسناد بیرون آمده به همکاری با ساواک مشغول بود، او همچنین شخصیتی کاریزما اما ترسو، جبن، بی اراده، بی هدف، حیله گر، حقه باز، زبل، بی ایمان، بیرحم، یکدنده، لجباز، خیره سر، خودشیفته، حراف، زنباره، شکمباره، بی سواد و ذهنی غیر نظام مند داشت که هر چند در مسیر راه از نعمات و برکات و نیروهای انقلاب، استفاده کرد و به  ساز و برگی قوی دست یافت اما با آنچه که در وجود او وجود نداشت، اضمحلال و شکست اجتناب ناپذیر بود. این شکست، ربطی به شرایط و سرکوب و نیرو و وسایل دیگر نداشت.

 مسعود رجوی، به عنوان رهبری مجاهدین خلق وقتی در انقلاب و تصاحب قدرت در سال 1357 شکست خورد و شکستش به دلایلی که در فوق یاد شد حتمی بود، او همچنین در فاز سیاسی تلاش خود را از حیث تعادل قوا و یارگیری و تبلیغات و نیروگیری به آزمایش گذاشت اما مجدداً شکست خورد. او سرانجام از سال 1360 به مبارزه مسلحانه رو آورد و آخرین شانس خود را برای تصاحب انقلاب و قدرت، امتحان کرد. اما او همزمان تمامی سال های دهه 1360 را به دنبال زنبارگی و آن چه در ایام جوانی و دوران هفت ساله زندان، از دست داده و کمبود داشت، صرف کرد و جهت انحراف و لاپوشانی مسایل شخصی اش شعله های جنگ را تندتر کرد و انواع فریب و ترفند و استعداد و توان و فکر و انرژی و خدعه و سایر ابزارهای سازمانی را به کار گرفت و این کار نه یک روز و دو روز، نه یک هفته و دو هفته بلکه ماه ها و سال ها به طول انجامید.

او همزمان که زنبارگی خود را در اولویت راه خود و سازمانش قرار داده و مقدس می شمرد، همچنین دو دستی به اهرم های قدرت داخلی و سازمانی، جسبیده بود. او از داخل زندان شاه و به کمک ساواک به حذف رهبران مجاهدین اشتغال داشت. از سال 1354 پس از حذف بهرام و شهرام که خطری برای رهبری او بودند، همچنین در بیرون از زندان نیز توسط ابزار جنگ توانست رقبای خود را که افرادی چون موسی خیابانی و علی زرکش، بودند را از دور خارج کند و حتی افرادی چون مهدی ابریشمچی که با دلقک بازی برای خود هوادار و سمپات جور کرده بود با تهی کردن غیرت خروسی اش و به جای آن نشاندن غیرت ایدئولوژیک، در ابتدا او را نفله و نابود کرد و سپس همه سمپات هایش را از او جدا کرد.

 درنتیجه، او بسیاری از وسایل قدرت را در جنگ به کار نگرفت چون که او هدف قدرت در توان و الویتش نبود. همچنان که او در سال 1363 و 1373 بیش از یک سوم نیروهایش را که ابزار قدرتش بودند، به زندان انداخت و به هزاران بار ثابت کرد که قدرت الویت اولش نیست بلکه نیازهای روحی و روانی و شخصیتی و مالیخولیایی اوست که الویت اولش است.

 همچنین، آیت الله خمینی در دوران زمامداری شاه، پرونده ای نزد ساواک نداشت ولی ایشان که می گوید رهبری انقلاب از من دزدیده شده، تا بخواهید در زندان و خارج از زندان سند و مدرک از خودش برجای گذاشت که سند زیر و پاداش از جانب ساواک، یکی از ده ها سند و مدرک است.

سالگرد انقلاب ضد سلطنتی و مجاهدینشز

بنابراین، همان طور که پیروزی نیاز اولش داشتن رهبری کاریزما با عزم و اراده و شجاعت و ایمان و سماجت و هدف و نظام فکری باورمند است، عدم خصوصیات فوق نیز به راحتی می تواند جنبش و فرقه ای را با همه وسایل و امکانات و حامیانش به خاک سیاه بنشاند و رهبرش را در سرفصل های مختلف به فرافکنی و یاوه گویی وا دارد.

 „پایان“

لینک به منبع

سالگرد انقلاب ضد سلطنتی – راز پیروزی و شکست 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی-در-سالگرد-انقلاب/

رجوی در سالگرد انقلاب . رهبر مجاهدین بعد از 42 سال روضه سرنگونی امروز نگران عاقبت برجام شد

رجوی در سالگرد انقلاب از اروپا رانده، از امریکا ماندهراه نو، آذربایجان غربی، نهم فوریه 2021:… توصیه به رجوی این است اکنون که در سن 72 سالگی و در حال پوشک سواری است زیاد به مغز خود فشار نیاورد. چرا که کسی به یاوه سرایی های او گوش نمی دهد و او را جدی نمی گیرد. اصلا بود و نبودش هم برای کسی مهم نیست. اگر رجوی می خواهد صحت این گفته را بیازماید کافی است بمیرد تا ببینیم چند نفر سر تابوت او را خواهند گرفت. این مردک پلید که عمر خود را در مزدوری و پاچه خواری قدرت های غربی و عبری و عربی گذرانده ، اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران بازگشت دولت جدید آمریکا به برجام است. که به خود اجازه می دهد برای مردم ایران دلسوزی کند! رجوی در سالگرد انقلاب  

مریم رجوی بعد ترامپ . از اروپا رانده، از امریکا ماندهمریم رجوی بعد ترامپ . از اروپا رانده، از امریکا مانده

رجوی در سالگرد انقلاب . رهبر مجاهدین بعد از 42 سال روضه سرنگونی امروز نگران عاقبت برجام شد

1- رهبر بدنام مجاهدین نگران قاطعیت ایران و بازگشت دولت جدید آمریکا به برجام است.

رجوی یکبار هم شعار «بفرمایید مذاکره و صلح کنید، خواهش می‌کنیم مذاکره و صلح کنید.» را در خاک عراق و بعد از قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد در ارتباط با جنگ ایران و عراق سر داد. ولی دیری نگذشت که با کله به زمین خورد و نهایتا سر از آلبانی درآورد. حال باید دید با تکرار این شعار در پیام اخیرش، این گروه مزدور و بی وطن و در عین حال وطن فروش اینبار از کدام جغرافیای این کره خاکی سر برخواهند آورد.

در ۱۹ بهمن ۹۹ پیامی از سوی رجوی مفلوک بر روی خروجی سایت رسمی این گروه قرار گرفت. که محتوای آن حاکی از نگرانی این مزدور بازنشسته، و اراجیف صد بار تکرار شده او بوده است.

این مردک پلید که عمر خود را در مزدوری و پاچه خواری قدرت های غربی و عبری و عربی گذرانده ، اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران بازگشت دولت جدید آمریکا به برجام است. که به خود اجازه می دهد برای مردم ایران دلسوزی کند!

بنابراین باید به این مردک خود بزرگ بین گفت، ابتدا نگاهی به پس و پیش خود بینداز  و بعد به فکر ارائه راه‌حل برای دیگران باش، چرا که «کَل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی!».

ضمن اینکه وصف حال این روزهای رجوی دقیقا مشابه مصداق تمام و کمال این چند بیت مثنوی مولاناست.

آن یکی پرسید اشتر را که هی

از کجا می آیی ای اقبال پی

گفت از حمام گرم کوی تو  

گفت: خود پیداست از زانوی تو

بنابراین دروغ با نشانه های آشکار، برخاسته از گستاخی و بی شرمی رجوی و تفکر حاکم بر اوست. که طی بیش از چهل سال گذشته به کاری جز مزدوری و وطن فروشی مشغول نبوده است.

«ادبیات لمپنیزم» چنان بر روح و جان این مردک حاکم است که هرگز بدون فحش و ناسزا به مخاطبش اموراتش نمی گذرد.

باید گفت؛ این رویه رجوی یک معنا بیشتر ندارد و آن‌هم این‌که او همیشه تلاش کرده است با قیافه حق بجانب و فارغ از جنایات و وطن فروشی هایی که در گذشته مرتک آن شده  با فرصت‌طلبی تمام پاچه  طرف حساب هایش را بگیرد و زوزه بکشد.

امروز هم رجوی با کلّی صغرا و کبری چیدن و سر هم کردن توهّمات و خیالات و آرزوهای ابلهانه تلاش می کند وضع موجود در روابط بین ایران و آمریکا را تحلیل کند!

البته باید گفت نسخه‌پیچی‌های مزوّرانه رجوی در حالی است که خود و سازمانش سال‌هاست‌ در بن‌بست گرفتارند و راهی برای خروج از بن‌بست همیشگی خویش پیدا نمی‌کنند.

این خنگ وامانده که بشدت در ترس و وحشت از بازگشت «بایدن»  به برجام است. می گوید: « (جمهوری اسلامی) می‌پندارد که چون دولت جدید آمریکا با او سر جنگ و ناسازگاری ندارد، پس می‌تواند . . . نرخ را گران کرده امتیازات بیشتر بگیرد.» بلافاصله سعی می کند تلویحا به جو بایدن رئیس جمهوری منتخب آمریکا هم خط و خطوط بدهد! و از آنها بخواهد که به برجام باز نگردند. می نویسد: «نقطهٔ آغاز هر بینش و تحلیل و تفکر منطقی درباره وضعیت رژیم، به شرط این‌که ریگی از ملا به کفش نداشته باشد بازگشت‌ناپذیری به تعادل ۴سال پیش (بخوانید دوره ریاست جمهوری اوباما) است.»

در آخر نیز رجوی از سر استیصال و برای روحیه دادن به سالمندان محصور در اردگاه این گروه در آلبانی و انگار که بعد از چهل و اندی سال هیچ اتفاقی نیافتاده است نوشت: «بفرمایید مذاکره و صلح کنید، خواهش می‌کنیم مذاکره و صلح کنید.»

البته رجوی یکبار هم همین شعار را در خاک عراق و بعد از قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد در ارتباط با جنگ ایران و عراق سر داد. او معتقد بود صلح «طناب دار» جمهوری اسلامی ایران است و هرگز رابطه ای بین ایران و عراق برقرار نخواهد شد.  ولی دیری نگذشت که با کله به زمین خورد و نهایتا سر از آلبانی درآورد. حال باید دید با تکرار این شعار، این گروه مزدور و بی وطن و در عین حال وطن فروش اینبار از کدام جغرافیای این کره خاکی سر برخواهند آورد.

بنابراین توصیه به رجوی این است اکنون که در سن ۷۲ سالگی و در حال پوشک سواری است زیاد به مغز خود فشار نیاورد. چرا که کسی به یاوه سرایی های او گوش نمی دهد و او را جدی نمی گیرد. اصلا  بود و نبودش هم برای کسی مهم نیست. اگر رجوی می خواهد صحت این گفته را بیازماید کافی است بمیرد تا ببینیم چند نفر سر تابوت او را خواهند گرفت.

حرف آخر اینکه: نه قدم به قدم قبول است و نه اقدام همزمان، و نه وعده رفع تحریم ها، حتی اگر بنا باشد مکتوب باشد، به قول معروف حنای آمریکایی ها دیگر رنگی ندارد و از این پس ایران نقد را نمی دهد نسیه بگیرد، رفع “عملی” و “محسوس” کل تحریم ها در مقابل بازگشت ایران به انجام تعهدات خود در برجام.

2- چهل و دومین سالگرد انقلاب ایران و تنگنای سخت مجاهدین

باید از رهبران مجاهدین پرسید: بعد از چهل و دوسالی که از عمر انقلاب شکوهمند ایران می گذرد در کجای تاریخ ایستاده اند؟ چه تنگنای سختی! گروهی که با سلاح تاختند، با دروغ باختند و با خیانت و وطن فروشی سوختند. آیا صدای شکستن استخوان هایتان را می شنوید؟

امشب انقلاب ایران وارد چهل و سومین سال حیات خود می شود. انقلابی که با عبور از فراز و نشیب های فراوان و دریای پر تلاطم دشمنی های جهانی و منطقه ای، و تروریسم داخلی اکنون دوران بلوغ خود را جشن می گیرد.

چهل و دومین سالگرد انقلاب اسلامی و مجاهدین رجوی در سالگرد انقلاب

انقلابی که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با خون شهیدان، دردها و رنج های فراوان سالیان دراز سر از خاک بردمید، و در میان طوفان های سهمگین و دشمنان قسم خورده شان به درختی  تنومند تبدیل و به کمال و باور رسید.

اکنون دو سال از بلوغ چهل سالگی انقلاب ایران گذشت.

عددی که معنا و مفهومی عمیق دارد و مدلولِ این‌گونه وسیع کاربرد نمادین این عدد، مجموعه به هم پیوسته‌ای از مفاهیمِ امتحان ، ابتلا ، تصفیه و تطهیر ، بازگشت، ورود به مرحله دیگر یا مرحله نهایی و کمال و رشد و بلوغ است.

حال انقلابی که وارد چهل و سومین سال حیات خود می شود با ایجاد قدرت بازدارنگی کافی در حفظ امنیت و شرف ملی و سیانت از ایران و ایرانی «. . . کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ»، که ‏گوئى بنایى آهنین‏اند، ایستاده است.

https://iran-interlink.org/wordpressfa/?attachment_id=46466

کو آن «جان بولتون» (*) که گلوی خود را به همت دلارهای مجاهدین پاره می کرد که  ایران چهل سالگی انقلابش را نخواهد دید؟ و عید ژانویه ۲۰۱۹ را در تهران جشن می گیریم؟

حالا این شخص خودش به زباله دان تاریخ رفته و رئیس اش هم با لگد و بطور مفتضانه از کاخ سفید اخراج شده است.

اما در آن سوی میدان نیز به یاد آوریم روزگارانی در فردای پیروزی انقلاب را، رهبران عقده ای و تازه به دوران رسیده مجاهدین را، تیره بختانی که در آرزوی رسیدن به قدرت و سلطنت، اینبار آنان بودند که تنها با گذشت کمتر از ۳ سال از پیروزی انقلاب، بجای گارد شاهنشاهی، سینه مردم ایران را با ترور و خشونت شکافتند.

حال باید از رهبران مجاهدین پرسید بعد از چهل و دو سالی که از عمر انقلاب شکوهمند ایران می گذرد در کجای تاریخ ایستاده اند؟

چه تنگنای سختی! گروهی که با سلاح تاختند، با دروغ باختند و با خیانت و وطن فروشی سوختند. آیا صدای شکستن استخوان هایتان را می شنوید؟

رجوی در سالگرد انقلاب

شهریور سال ۱۳۵۷ از جمله ماههای پر اتفاق انقلاب مردم ایران بود. مردم در ۱۳ و ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ در سراسر کشور به خیابانها ریختند و علیه شاه تظاهرات کردند.

بدین ترتیب شعار «مرگ بر شاه »، «جمهوری اسلامی ایجاد باید گردد» در فضای کشور طنین انداز شد و شاه اعلام حکومت نظامی کرد.

روز  جمعه ۱۷ شهریور آن کشتار معروف توسط عوامل شاه در میدان ژاله تهران بوقوع پیوست و تعداد زیادی از هموطنانمان شهید شدند. کشتار میدان ژاله تهران که به جمعه سیاه معروف گشت، خشم رهبران دینی و در راس آن امام را برانگیخت. و باعث گردید تا اتفاقات بعدی با شتاب بیشتری طی مسیر کنند.

تا اینکه رسیدم به روزهای بهمن سال ۱۳۵۷، شاهی که رفت و رهبری که در ۱۲ بهمن ۵۷ وارد تهران شد.

شورش دانشجویان نیروی هوایی و همافران در پادگان دوشان تپه، نزدیکی میدان ژاله تهران و سقوط آن در غروب ۲۰ بهمن ۱۳۵۷ باعث شد سلاح های زیادی از پادگان خارج و بدست مجاهدین و دیگر گروهها بیفتد. سلاح هایی که هرگز به پادگانها باز نگشت.

در روز ۲۲ بهمن درگیرها به اوج خود رسید. که نهایتا ارتش بی طرفی خود را اعلام و انقلاب به پیروزی رسید.

رهبران مجاهدین که با داشتن سلاح احساس قدرت می کردند با چشمک و چراغ بیگانگان از یک سو و توهم رسیدن زودهنگام به قدرت از سوی دیگر تلاش کردند از همان فردای پیروزی، با نفوذ در بدنه تشکیلات نوپای انقلاب، ایجاد تشکیلات نظامی،  یارگیری سیاسی، شرایط اطمینان بخشی را برای از بین بردن انقلاب فراهم کنند. نهایتا هم به بهانه های واهی در سی خرداد ۱۳۶۰ دست به سلاح برده و با انفجار و ترور خشونت را به جامعه ایران تحمیل کردند.

مجاهدینی که  محصول یک دوره تاریخی استثنائی در تحولات سیاسی – اجتماعی ایران بودند، از ۵ مهر سال ۱۳۶۰ به این سو به جای قبول شکست در تمامی عرصه های نظامی، سیاسی و اجتماعی، به تحلیل آنچه که «بحران‌های اقتصادی»، «بی آینده شدن» و «سقوط قریب‌الوقوع » نظام ایران نامیده می شد روی آوردند، تا با حذف صورت مسئله و سرپوش گذاشتن بر اشتباه تاریخی رجوی، ذهن اعضای سازمان را از انفعال فراگیر و آغاز نابودی مجاهدین دور کنند.

بدین ترتیب زوال سرمایه اجتماعی مجاهدین در دهه شصت، آنان را خیلی زود به سوی ناکجا آباد تروریسم و خشونت گرایی بی حد و حصر کشاند تا نهایتا وابستگی به سرویس های اطلاعاتی کشورهای غربی و عبری – عربی محصول آن خطای استراتژیک شود.

اگر اعلام جنگ مسلحانه در سی خرداد ۱۳۶۰ اولین خطای مجاهدین بود،  پیوستن به ارتش صدام و تمرکز در قرارگاه اشرف در خاک عراق، دومین خطای استراتژیک  آنان محسوب می شود که اوج نفرت مردم ایران را از این گروه برانگیخت.

هدف رجوی از خلق سی خرداد ۱۳۶۰ سرنگونی سریع دولت نوپای انقلاب و تکیه بر مسند قدرت و سپس پیاده سازی الگوها و آرمانهای حکومتی خویش که «انقلاب ایدئولوژیک» در راس همه آنها قرار داشت، بود، ولی هرگز محقق نشد.

بنابراین آنچه که طی سالیان بعد اتفاق افتاد اجرای همان الگوهای مورد علاقه رجوی در درون تشکیلات مجاهدین در قلعه اشرف در خاک عراق بود که نهایتا به یک فاجعه انسانی ختم گردید.

با سقوط صدام حسین در سال ۱۳۸۲ استراتژی خشونت آمیز فرقه رجوی که ۲۲ سال از آن آویزان بود به بن بست رسید و نهایتا تحت سیاست های منطقه ای آمریکا، توسط ارتش این کشور خلع سلاح گردید.

رهبران مجاهدین که تا همینجا از سوی مردم ایران طرد شده بودند توسط مردم و دولت عراق نیز از خاک این کشور اخراج و در اردوگاهی دور افتاده در کشور آلبانی اسکان داده شدند تا بیش از هر زمان دیگری شاهد نتایج دردناک خیانت، وطن فروشی و جنایات خود باشند.

توضیح: «جان بولتون» عضو ارشد مؤسسه‌ نومحافظ‌ کار «آمریکن اینترپرایز» و رئیس مؤسسه‌ دست‌ِراستی «گیت‌استون» است. این مؤسسه، یکی از  گروه‌های  فشار  طرفدار اسرائیل در آمریکا محسوب می‌شود که به گرایش‌های ضداسلامی معروف است.

بولتون به‌مدت چندین سال یکی از مدافعین پر سر و صدای گروه تروریستی مجاهدین و شاخه سیاسی آن بوده است. وی در هر فرصتی که به‌دست آورده، این فرقه تمامیت خواه را گروه اپوزسیون «دموکراتیک» و جایگزینی برای دولت ایران معرفی کرده است!

بنا به گزارش «کریستین ساینس مانیتور»، بولتون در کنار «پاتریک کندی»؛ نماینده دموکرات سابق کنگره، «رودی جولیانی»؛ شهردار سابق نیویورک و «مایکل استیل»؛ رئیس سابق کمیته ملی حزب جمهوری‌خواه، در ازای سخنرانی به‌نفع مجاهدین، از سازمان‌های پوششی این گروه مبالغ کلانی دریافت کرده است. به‌نقل از این روزنامه، بولتون جزو دسته‌ای از مقامات سابق آمریکایی است که برای بیرون آوردن مجاهدین از فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی وزارت خارجه آمریکا به‌طور فعالانه لابیگری می‌کردند. این تلاش مقامات سابق آمریکایی در سال ۲۰۱۲ نتیجه داد و مجاهدین  علی‌رغم سابقه تروریستی خود، از فهرست گروههای تروریستی بیرون آمد.

لینک به منبع

رجوی در سالگرد انقلاب . رهبر مجاهدین بعد از 42 سال روضه سرنگونی امروز نگران عاقبت برجام شد 

***

همچنین: