به دست و پا افتادن زبونانۀ فرقۀ رجوی در آلبانی برای خنثی کردن کمپین خانوادۀ محمدی

به دست و پا افتادن زبونانۀ فرقۀ رجوی در آلبانی برای خنثی کردن کمپین خانوادۀ محمدی

Farid_Totounchi_Mahoutchi_Hostage_Taker_Tirana_Albania_MEK_Saddam_Private_Army_1قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، چهارم سپتامبر 2018:… این فرقه در این روز با آوردن سمیه محمدی به بازار شام تلویزیون پولی در آلبانی به همراه فرید ماهوتچی رابط همیشۀ فرقه با آمریکایی ها و سیا در ستاد سیاسی سازمان و جاسوس اطلاعات برای آمریکایی ها از تحرکات مقاومت عراق و عراقیان علیه اشغالگران کشورشان که موجب قتل بسیاری از عراقیان توسط نیروهای … 

عبدالرضا نیک بینآنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

لینک به منبع

به دست و پا افتادن زبونانۀ فرقۀ رجوی در آلبانی برای خنثی کردن کمپین خانوادۀ محمدی

مزدوران فرقۀ رجوی در لباس خبرنگار که با گرفتن دلارهای نفتی رجوی با زندانبانان و گروگانگیرها همراهی و همکاری و همنشینی می کنند باید مورد تعقیب قانونی قرار بگیرند

آوردن سمیه محمدی به بازار شام تلویزیون پولی در آلبانی به همراه فرید ماهوتچی رابط همیشۀ فرقه با آمریکاییها و سیا و از فرماندهان کشتار کردهای عراق در سال 1991، تنها به عنوان بپا و نگهبان سمیه و نشان دادن این صحنه اعتراف آشکار فرقه به گروگان بودن سمیه و اجباری و دیکته بودن اظهارات او است

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

Farid_Totounchi_Mahoutchi_Hostage_Taker_Tirana_Albania_MEK_Saddam_Private_Army_1

Farid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania

سران فرقۀ رجوی اکنون تمام وقت و انرژی خودشان را با ایادی و چماقدارانش در آلبانی برای خنثی کردن کمپین پدر و مادر سمیه محمدی آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه اختصاص داده اند که نمونۀ آن حملۀ فیزیکی به آقای محمدی در خیابانهای تیرانا و مجروح کردن او می باشد. اکنون نیز مأموران رجوی به سرکردگی بهزاد صفاری به همراه فرید ماهوتچی علاوه بر تعقیب مداوم این پدر و مادر توسط شکنجه گران فرقه از جمله مختار جنتی به مطبوعات و شبکه های تلویزیونی که از کمپین آنها با عکسها و گزارشها و مصاحبه های مفصل حمایت کرده اند مراجعه می کنند تا دروغها و تهمتهای فرقه ساخته علیه آقای محمدی را منتشر کنند ولی تمام آنها دست رد به سینۀ آنها می زنند و به آنها می گویند شما اگر راست می گویید سمیه را بیاورید اینجا در دفتر روزنامه یا تلویزیون ما با او مصاحبه کنیم… شما از چه می ترسید که او را از قرارگاهتان بیرون نمی آورید؟! موضوع او چه ربطی به شما دارد چرا خود سمیه که ادعا می کنید فردی با ارادۀ آزاد می باشد به ما مراجعه نمی کند؟!!…

روز یکشنبه 2 سپتامبر فرقۀ رجوی اوج به دست و پا افتادن و ذلت و درماندگی تماشایی خود در قبال تلاشها و فعالیتهای خانوادۀ محمدی در آلبانی و حمایتهای گستردۀ مردمی و رسانه ای این کشور از آنان را در تلاش مذبوحانه اش برای خنثی کردن کمپین این خانوادۀ و حمایتها از آنها، به روشنی نشان داد. این فرقه در این روز با آوردن سمیه محمدی به بازار شام تلویزیون پولی در آلبانی به همراه فرید ماهوتچی رابط همیشۀ فرقه با آمریکایی ها و سیا در ستاد سیاسی سازمان و جاسوس اطلاعات برای آمریکایی ها از تحرکات مقاومت عراق و عراقیان علیه اشغالگران کشورشان که موجب قتل بسیاری از عراقیان توسط نیروهای آمریکایی می شد (با ترجمۀ گزارشهای بخش روابط که از مزدوران نفوذی شان داخل نیروهای مقاومت عراقیان می گرفتند به انگلیسی و دادن آنها به آمریکایی ها) و از فرماندهان کشتار کردهای عراق در سال 1991 و از فالانژها و لمپنهای رجوی و از عربده کشها و شکنجه گران روانی افراد در نشستهای رجوی و نشستهای درونی ستادها، آوردن او تنها به عنوان بپا و نگهبان سمیه و نشان دادن این صحنه در حالیکه کاملا مشهود است مصاحبه در یکی از کانکسهای قلعه یا زندان اشرف 3 صورت گرفته و نه دفتر این تلویزیون آلبانیایی (تلویزیون 24)، آشکارا به گروگان بودن سمیه و اجباری و دیکته بودن اظهارات او در این نمایشهای تلویزیونی اعتراف کرد و نشان داد که حتی در مصاحبۀ تلویزیونی و جلوی دوربین تلویزیون نیز نمی تواند سمیه را تنها بگذارد و به ایستادن در پشت پرده نمی تواند اکتفا کند چرا که به شدت هراس دارد که سمیه از خط و دیکتۀ داده شده به او خارج شود و به نحوی برساند که گروگان است.

جالب است که در این نمایش تلویزیونی تحت عنوان مصاحبۀ سمیه در حالیکه سمیه متن داده شده به او را به انگیسی می خواند و مترجم تلویزیون آن را به صورت فوری به آلبانیایی ترجمه می کند و هیچ نیازی به وجود فرید ماهوتچی نیست نامبرده کنار سمیه نشسته و هر از گاهی به اطراف که سرکردگان فرقه و بالاسرهایش در آنجا پنهان شده اند نگاه می کند تا به آنها اطمینان بدهد که مواظب سمیه هست!! صحنه ای که به خوبی برای هر تحلیلگری حاکمیت کنترل و مراقبت دائم افراد و اسرای قلعۀ اشرف 3 در دورس آلبانی را نشان می دهد.

این هم جالب است که تلویزیون مذکور همزمان با پخش این مصاحبۀ اجباری تصاویری از قلعۀ اشرف 3 را به صورتهای مختلف از دور و نزدیک نشان می دهد که معلوم است خبرنگارانش موقعی که برای ضبط این نمایش تلویزیونی و در حقیقت برای این کار ضد حقوق بشر و ضد اخلاقی به قلعۀ مذکور رفته بودند آنها را برداشته اند؛ ولی چون این برنامۀ خریداری شده توسط خود فرقۀ رجوی است فرقه نمی تواند به این تلویزیون اعتراض کند و بگوید برای رژیم ایران جاسوسی کرده ای در حالیکه اخیرا تلویزیون کانال 4 انگلستان را فقط به علت عکس برداری از این قلعه برای تهیۀ یک گزارش تلویزیونی از آن متهم به جاسوسی برای رژیم کرده است!!!

آما آن مزدوران آلبانیایی فرقۀ رجوی در لباس خبرنگار و گویندۀ تلویزیون که با گرفتن دلارهای هنگفت نفتی رجوی با زندانبانان و گروگانگیرها همراهی و همکاری و همنشینی می کنند باید مورد تعقیب قانونی قرار بگیرند چرا که این کارشان نقض آشکار حقوق بشر و قوانین بین المللی است.

فرید ماهوتچی و بهزاد صفاری این روزها خودشان را به هر دری می زنند و سراغ رسانه هایی که با خانوادۀ سمیه محمدی مصاحبه کرده اند یا مطالب و مقالات و گزارشها در حمایت از آنها و علیه فرقه منتشر کرده اند می روند ولی همه جا با دست رد آنها بر سینه شان مواجه می شوند و آنها خواستار مصاحبه اختصاصی با سمیه به صورت تنهایی در دفتر آن رسانه می شوند و وقتی با مخالفت آنها روبرو می شوند فرقه بیش ار پیش در آلبانی رسوا و افشا می گردد. این امر نشان دهندۀ به دست و پا افتادن و التماس و درخواست ذلت بار و زبونانه و درماندگی فرقۀ رجوی در تلاشهایش برای خنثی کردن کمپین خانوادۀ محمدی در آلبانی و جبران عقب ماندگیش از موج انعکاسات و حمایتها در رسانه های آلبانی از این خانواده می باشد که واقعا بی سابقه و تماشایی است.

در زیر به یک نوشتۀ آقای محمدی از آلبانی در این مورد توجه کنید:

امروز یکشنبه یازدهم شهریور ماه (2 سپتامبر) بعد از ظهر در ملاقاتي که تصادفاً با آقای محمد ازشبكه ریپورت تي وي داشتیم (لازم به يادآوري است كه ايشان همان كسي است كه مقاله هاي مربوط به سميه و آقاي محمدي كه در روزنامه هاي كانادايي در چند سال پيش درج شده بود را به زبان آلبانيايي ترجمه كرده و در روزنامه هاي آلباني چاپ شده) ایشان به ما گفت که دو نفر از اعضای ارشد فرقه رجوی به نام های بهزاد صفاری و فرید ماهوتچی به دفتر وی آمده‌اند و در رابطه با اینکه گزارشاتی با تلاش آقای محمد که یک خبرنگار و ژورنالیست می باشد در ریپورت tv و همچنین و روزنامه ها چاپ شده همه اشتباه و سراپا دروغ از طرف رژیم ایران است و مصطفی محمدی که يك اطلاعاتی می باشد و با وزارت اطلاعات همکاری می‌کند و خیلی حرف های دیگر که تقریباً همان مزخرفات و برچسب زدن های هميشگي فرقه رجوی میباشد بوده که آقای محمد گفت که در پایان حرف های این نفرات من به آنها گفتم تمام این حرف هایی که شما می زنید خب باشد می گوییم درست است اما من ژورنالیست و خبرنگار هستم و این چیزهایی که شما ازقول سمیه محمدی در رابطه با پدرش می‌گوید اشکالی ندارد خود سمیه بیاید اینجا و من با او یک مصاحبه رو در رو داشته باشم و باشد من حرفای سمیه را هم در روزنامه چاپ خواهم کرد که ناگهان آن دو نفر از کوره در رفتند و مدام از این کار طفره می‌رفتند و با برافروختگی مدام رژیم رژیم می کردند که من گیج شدم که این حرفا یعنی چی من هر حرفی میزنم شما مدام یک شعار فرعی که هیچ ربطی به بحث ما ندارد وسط می اندازید بحث و صحبت را به هم می زنید که آنها گفتند نه سمیه نمی تواند بیاید و علت آن هم این است که هرگونه مصاحبه با سمیه مورد سوء استفاده رژیم ایران قرار خواهد گرفت. آقای محمد به ما گفت حرف های آنها را باور نکردم خیلی واضح بود که آنها دروغ می‌گویند و حقیقتی را دارند كتمان می کنند که من به ایشان گفتم آقای محمد شما با این سوال و درخواستي که کردید که سمیه برای مصاحبه بیاید در واقع با این کارتان مشت فرقه رجوی را باز کردید که ایشان گفتند بله آنها کاملاً برای من رسوا شدن و من به این کارم ادامه خواهم داد.

تصاویری از قلعه و اسارتگاه اشرف 3 فرقۀ رجوی در منطقۀ دورس نزدیکی پایتخت آلبانی تیرانا که تلویزیون 24 آلبانی حین پخش مصاحبۀ دیکته شدۀ سمیه محمدی آنها را پخش کرده است:

عکسهایی از فرید ماهوتچی جاسوس آمریکایی ها علیه عراقیان و رابط آمریکایی ها با فرقۀ رجوی و از قاتلان کردهای عراق در لباس نظامی در نشستی با رجوی در قرارگاه اشرف در زمان صدام حسین:

Farid Totounchi (Real name:Mahoutchi) Commander of Saddam's Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a "Forced confession" session in Terror camp in Albania

Farid Totounchi (Real name:Mahoutchi) Commander of Saddam's Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a "Forced confession" session in Terror camp in Albania

فرید ماهوتچی و مهدی براعی (معروف به احمد واقف) بالاترین مسئول مرد در تشکیلات فرقۀ رجوی در آلبانی در کنار سناتور آمریکایی مک کین گور به گور شده در دیدار وی از مقر فرقه در تیرانا:

Farid Totounchi (Real name:Mahoutchi) Commander of Saddam's Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a "Forced confession" session in Terror camp in Albania

(پایان)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33285

دو کلیپ موزیکال از کمپین پدر و مادر سمیه محمدی در آلبانی برای رهایی او از فرقۀ رجوی 

 Somayeh_Mohammadi_Hostage_in_MKO_MEK_Maryam_Rajvi_Cult_Albania_Terrorist_SHQIPTARJA_1پیوند رهایی، اول سپتامبر ۲۰۱۸:… مأموران رجوی به سرکردگی بهزاد صفاری به همراه حسین توتونچیان علاوه بر تعقیب مداوم این پدر و مادر به مطبوعاتی که از کمپین آنها با عکسها و گزارشهای مفصل حمایت کرده اند مراجعه می کنند تا دروغهای آنها علیه آقای محمدی را منتشر کنند ولی تمام آنها دست رد به سینۀ آنها می زنند و به آنها می گویند شما اگر راست می گویید … 

مطبوعات آلبانی سمیه محمدی مصطفی محمدی مجاهدین خلق تروریسم گروگان گیری Albanian media Shqiptarja.com publishes Somayeh Mohammadi’s story – Why can’t she speak for herself?

Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_ Saddam_MukhabaratAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

لینک به منبع

دو کلیپ موزیکال از کمپین پدر و مادر سمیه محمدی در آلبانی برای رهایی او از فرقۀ رجوی

آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر خانم سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در تیرانا (آلبانی)  اکنون دو ماه است که در تیرانا پایتخت آلبانی خواستار دیدار با دخترشان هستند که در مقر سازمان مجاهدین خلق (فرقۀ رجوی) در حومۀ تیرانا بسر می برد. تمام مطبوعات و رسانه های آلبانی هر روز خواست این پدر و مادر را ضمن مصاحبه هایی با آنها انعکاس می دهند.

سازمان مجاهدین هر گونه دیدار با خانواده را و اساسا هر گونه تشکیل خانواده را برای افراد خودش ممنوع و حرام کرده است. سران فرقۀ رجوی اکنون تمام وقت و انرژی خودشان را با ایادی و چماقدارانش در آلبانی برای خنثی کردن کمپین این پدر و مادر اختصاص داده است که نمونۀ آن حملۀ فیزیکی به آقای محمدی در خیابانهای تیرانا و مجروح کردن او می باشد.

مأموران رجوی به سرکردگی بهزاد صفاری به همراه حسین توتونچیان علاوه بر تعقیب مداوم این پدر و مادر به مطبوعاتی که از کمپین آنها با عکسها و گزارشهای مفصل حمایت کرده اند مراجعه می کنند تا دروغهای آنها علیه آقای محمدی را منتشر کنند ولی تمام آنها دست رد به سینۀ آنها می زنند و به آنها می گویند شما اگر راست می گویید سمیه را بیاورید اینجا در دفتر روزنامه ما با او مصاحبه کنیم… شما از چه می ترسید که او را از قرارگاهتان بیرون نمی آورید؟! موضوع او چه ربطی به شما دارد چرا خود سمیه که ادعا می کنید فردی با ارادۀ آزاد می باشد به ما مراجعه نمی کند؟!!…

(پایان)

*** 

No_to_ME__MKO_NCRI_Maryam_Rajavi_Cult_In AlbaniaThe Most Dangerous Cult In Albania (Albania for Albanians. Not for Terrorist MEK)

False_Flaq_Albania_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MKO_MEKFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33185

خانوادۀ محمدی موضوع روز رسانه های آلبانی در صفحات اول مطبوعات این کشور 

پیوند رهایی، تیرانا، آلبانی، بیست و هفتم اوت ۲۰۱۸:…فعالیتها و تلاشهای روزمرۀ آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی در خیابانها و محافل و مجامع مردمی و رسانه ها و سوابق تلاشهای آنها و چگونگی اسارت و ربوده شدن سمیه محمدی توسط فرقۀ رجوی به مهمترین … 

Mostafa Mohammadi dhe e bija Sommayeh MohammadiIranian father’s Rama letter: MEK holds my daughter hostage, assaulted and terrorized me in Tirana

لینک به منبع

خانوادۀ محمدی موضوع روز رسانه های آلبانی در صفحات اول مطبوعات این کشور

عکسهایی دیگر از شرکت و دیدارهای پدر و مادر سمیه محمدی در نماز عید قربان تیرانا

فعالیتها و تلاشهای روزمرۀ آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی در خیابانها و محافل و مجامع مردمی و رسانه ها و سوابق تلاشهای آنها و چگونگی اسارت و ربوده شدن سمیه محمدی توسط فرقۀ رجوی به مهمترین موضوع روز مطبوعات آلبانی تبدیل شده بطوریکه برخی از مطبوعات آن را با تیترهای درشت در بالای صفحۀ اول خودشان قرار می دهند و با قید گزارش اختصاصی یک صفحۀ کامل از صفحات داخلی خودشان را با تصاویری از سمیه و خانواده اش به این موضوع انسانی که هر انسانی در هر کجای جهان آن را درک می کند اختصاص می دهند. و این امر موجب شده که این پدر و مادر که پیوسته هم تحت تعقیب و عکسبرداری عوامل مریم قجر و شکنجه گران شناخته شده اش از جمله مختار جنتی قرار دارند هر جا قدم می گذارند مورد استقبال و احترام و پرسش از جانب مردم آلبانی و شخصیتهای آنها قرار می گیرند که نمونۀ اخیر آن حضور این پدر و مادر در مراسم بزرگ نماز جماعت عید قربان مسلمانان آلبانی در میدان معروف شهر تیرانا می باشد که به گرمی مورد استقبال مردم و شخصیتهای روحانی و امامان جماعت مساجد پایتخت از جمله امام نماز عید قربان و مهمانان عرب شرکت کننده در نماز قرار گرفته و از شرح ماجرای ممانعت رهبری فرقۀ رجوی از دیدار آنها با دخترشان در مقر آن در نزدیکی پایتخت بسیار متعجب شده و این رفتار فرقه را به شدت محکوم کردند.

روزنامۀ شکیپتاریا چاپ تیرانا از مهمترین و پرتیراژترین روزنامه های آلبانی در صفحۀ اول خود ضمن چاپ عکسی قدیمی از آقای مصطفی محمدی با دخترش سمیه تیترهای درشت گزارش مفصل خود در مورد نامۀ سمیه موقعی که در قرارگاه اشرف در عراق بود به دولت کانادا مبنی بر درخواست بازگرداندن او با کانادا و نیز گزارش مفصل روزنامۀ کانادایی «ناسیونال پست» در مورد ماجرای سمیه محمدی و چگونگی ربودن او توسط فرقۀ رجوی در حالیکه ۱۶ سال بیشتر نداشت و بردنش به عراق و فعالیتهای پدر و مادرش برای دیدار و رهایی او از چنگال این فرقه را چاپ کرده است. این روزنامه یک صفحۀ کامل داخل خود را به این گزارش همراه با تصاویری از پدر و مادر سمیه و خود سمیه اختصاص داده است. برای دیدن گزارش مصور این روزنامه در سایت آن اینجارا کلیک کنید.

ترجمۀ تیترهای درشت بالای صفحۀ اول روزنامه:

گزارش اختصاصی

داستان خانواده با تلاش ۱۴ ساله

محمدی در جستجوی دخترش

سمیه محمدی در سال ۲۰۰۴ از اردوگاه مجاهدین در عراق در نامه ای به دولت کانادا نوشت:

«مرا از اردوگاه درعراق به نزد خانواده ام در کانادا بازگردانید»

سمیه محمدی مصطفی محمدی محبوبه محمدی تیرانا آلبانی کانادا عراق 1

سمیه محمدی مصطفی محمدی محبوبه محمدی تیرانا آلبانی کانادا عراق

ترجمۀ تیترهای گزارش مفصل و یک صفحه ای مصور داخل روزنامه:

کمپ مانز (کمپ اشرف ۳ مجاهدین)

کودکان “مقاومت”

ماجرا چگونه پایان می یابد؟

سمیه محمدی چگونه توسط مجاهدین از کانادا به اردوگاه اشرف در عراق منتقل شد؟

اولین نوشتار روزنامه نگار کانادایی با عنوان «نوجوانان کانادایی برای سرنگونی دولت ایران استخدام می شوند».

عکسهایی دیگر از حضور پدر و مادر سمیه محمدی آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه در مراسم نماز عید قربان در میدان معروف شهر تیرانا پایتخت آلبانی و استقبال و حمایت مردم و شخصیتها و رهبران روحانی از آنان و گفتگوهایشان با این پدر و مادر رنجدیده و شجاع:


Sans titre48999

Sans titre121212

Sans titre256688

Sans titre589677

Sans titre686878

Sans titre841222

Sans titre1879255

Sans titre4873222

Sans titre6547888

Sans titre9898989

Sans titre57862111

Sans titre81475233

Sans titre874512221

(پایان)

*** 

Paid_Lobby_Tirana_Albania_Namik Kopliku_Forced_Confession_Terrorism_Mojahedin_Khalq_MEK_1Namik Kopliku in a forced interview with Sommayeh Mohammadi

Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_ Saddam_MukhabaratAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

_Jila_Deyhim_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Terrorism_AlbaniaAmerican support for MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) in Albania alienates Iranian public opinion

Incidenti në kamp, muxhahedinët iranianë rrahin gazetaren britanikeFull Exclusive / Camp Incident, Iranian Mojahedin Beat British Journalist (aka MKO, MEK, Rajavi cult, Saddam’s Private Army)

 Muxhahedinët sulmojnë gazetarët anglezë në Shqipëri, ndërhyn policiaThe scandal / Mojahedin Khalq (MEK, MKO, Rajavi cult) attack English journalists in Albania, police intervene

Pandi Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianëPandli Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianë
Pandli Majko attends the meeting of jihadists promising them Albanian Passports

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33154

شرکت آقای محمدی در نماز عید قربان تیرانا + موج جدید حمایتها و انعکاسات رسانه های آلبانی از خواستۀ پدر و مادر سمیه محمدی

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی 1قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، بیست و سوم اوت ۲۰۱۸:… امام جمعه و جماعت مسلمانان تیرانا با آقای محمدی دیدار و گفتگو کرده و حمایت خود و جامعۀ روحانیون مسلمان آلبانی از تلاشهای آقای محمدی و همسرش برای دیدار با دخترشان را به او اعلام کرد و گفت: اینها که … 

Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_ Saddam_MukhabaratAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

شرکت آقای محمدی در نماز عید قربان تیرانا در میان استقبال و حمایت گسترده از او

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)
لینک به منبع

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

روز سه شنبه ۲۱ اوت ۲۰۱۸ آقای مصطفی محمدی پدر سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی در نماز عید قربان مسلمانان آلبانی در پایتخت این کشور تیرانا که در فضای باز برگزار شد شرکت کرد و مورد استقبال و حمایت گستردۀ مردم و امام جماعت که از علما و رهبران دینی مسلمانان آلبانی است قرار گرفت. قبل و بعد از برگزاری نماز عید مردم با دیدن آقای محمدی که تی شرت با عکس دخترش سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی را پوشیده بود او را به همدیگر نشان داده و دورش جمع شده و حمایت خودشان را از فعالیتهای او و همسرش برای دیدار با دخترشان و رهایی او از چنگ فرقۀ رجوی ابراز داشتند. مردم مسلمان آلبانی و حتی شیعیان این کشور که در این مراسم با آقای محمدی دیدار کردند همچنین تنفر خودشان از فرقۀ رجوی و مخالفتشان با حضور این فرقه در خاک کشورشان را در صحبتهای خودشان با آقای مصطفی محمدی ابراز می داشتند و می گفتند اگر آنها واقعا مسلمان هستند وقتی در خاک کشور ما و در همین تیرانا می باشند چرا امروز در نماز عید قربان مسلمانان که در اسلام واجب است و باید با جماعت برگزار شود حاضر نشده اند؟!!.

همچنین امام جمعه و جماعت مسلمانان تیرانا پایتخت آلبانی در محل برگزاری نماز عید با آقای محمدی دیدار و گفتگو کرده و حمایت خود و جامعۀ روحانیون مسلمان آلبانی از تلاشهای آقای محمدی و همسرش برای دیدار با دخترشان را به او اعلام کرد و گفت: اینها که اسم خودشان را مجاهد گذاشته اند و مسلمان هستند چرا در نمازها و مراسم مسلمانان آلبانی شرکت نمی کنند و از همه فراری هستند لذا این یک فرقه است و می داند که اگر دختر شما با شما دیدار کند آنها را ترک خواهد کرد.

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

موج جدید حمایتها و انعکاسات رسانه های آلبانی از خواستۀ پدر و مادر سمیه محمدی

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)
لینک به منبع

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

موج انعکاسات گستردۀ مطبوعات و رسانه های آلبانی از تلاشها و فعالیتها و مصاحبه های آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر سمیه محمدی همچنان ادامه دارد و مهمترین رسانه های آلبانی مصاحبه های جدیدی را با آقای محمدی انجام داده اند و هر روز چندین مجله یا روزنامۀ آلبانیایی و خارجی از جمله مطبوعات انگلیسی و فرانسوی به هتل آنها مراجعه کرده و با آنها مصاحبه به عمل می آورند و حمایت خودشان را از تلاشهای این پدر و مادر برای دیدار با دخترشان مورد تأکید قرار می دهند. چندین روزنامه و سایت و تلویزیون آلبانیایی در روزهای اخیر هم با درج اظهارات آقای محمدی مصاحبۀ ساختگی و اجباری سمیه محمدی را محکوم کرده و او را گروگان فرقۀ رجوی دانسته اند و با گزارشهای متعدد از سوابق این فرقه در ایران و عراق و آلبانی و نشان دادن موج جدا شدگان از این فرقه و اظهارات آنان و مقرها و تابلوهای ورود ممنوع بر در و دیوارهای مقرهای این فرقه و ترس و هراسشان از افراد بیرونی مخصوصا خبرنگاران و رسانه ها بیزاری شان از این فرقه و مخالفتشان با حضور آن در خاک آلبانی را ابراز می دارند.

روزنامۀ «گازتا شکیپتار» چاپ تیرانا در گزارش و مصاحبۀ مفصل با آقای محمدی با عنوان «مصاحبه مصطفی محمدی: آلبانیایی ها، به من کمک کنید تا دخترم را آزاد کنم» نوشت: «آلبانیاییها، به من کمک کنید تا دخترم را از گروه مجاهدین ایرانی آزاد کنم! ». این را مصطفی محمدی در مصاحبه ای منحصر به فرد به “گازتا” گفت و سازمان مجاهدین خلق را متهم کرد که دختر او را گروگان نگه داشته است. واکنش او یک روز پس از انتشار مصاحبه سمیه محمدی است که اصرار دارد او گروگان مجاهدین نیست و او خودش نمی خواهد به دیدار با خانواده اش بیاید. اما مصطفی می گوید دخترش را یک گروه رادیکال پنهان کرده و هر گونه اقدامی که در این سازمان انجام می گیرد، توسط فرماندهی ارتش آن می باشد. وی گفت: «اگر رهبری مجاهدین با دستور خودش دختر من را به عنوان یک بمب گذار انتحاری سفارش دهد، او یک بمب گذار انتحاری می شود. مصطفی محمدی گفت اگر رهبری این سازمان دستور بدهد شما پدر خود را به عنوان دشمن مجازات کنید، باید این کار را انجام دهد… نامه هایی که در روزنامه ها توسط این فرقه منتشر شده است نوشتۀ دختر من نیست، بلکه توسط فرماندهان عالی مجاهدین نوشته شده اند».

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

روزنامۀ آلبانیایی «شکیپتاریا» در گزارشی مفصل در این مورد با عنوان «والدین دختری که در اردوگاه مجاهدین نگهداری می شود: دانستن اسرار بسیاری از مجاهدین خلق، کمک به خلاص شدن فرزندمان از شر آنها می کند»، نوشت: «تیرانا – پس از مصاحبه با سمیه محمدی، یکی از اعضای مجاهدین خلق ایران در آلبانی که توسط رئیس انجمن دوستی آلبانیایی ها با مجاهدین، نیکی کپیلیک انجام و در یک ویدئو منتشر شده است، والدین این دختر از مصاحبه کننده خواستند که برای آزادی دخترشان دخالت و کمک کند. آنها به مطبوعات می گویند که مجاهدین خلق دخترشان را به عنوان برده نگه می دارند، و آنها دخترشان را برای انجام این مصاحبه ای تحت فشار و تهدید قرار داده اند. به گفتۀ آنها، رهبران مجاهدین نمی خواهند دختر آنها آزاد باشد، زیرا آنها می دانند: “اسرار بسیاری از تجاوز و جنایت هایی که سازمان تروریستی مجاهدین خلق علیه اعضای خود انجام داده است، برملا می شود».

روزنامۀ «گازتا امپاکت» چاپ تیرانا نیز در مقاله ای مفصل ضمن درج اظهارات پدر و مادر سمیه محمدی، با عنوان: «مجاهدین با مجبور کردن سمیه به حمله جهادی خانوادۀ او را شکنجه می کنند»، نوشت: « سازمان مجاهدین ایرانی سمیه محمدی را در حالیکه هنوز کودک بود ربود و اخیرا نیز سمیه را به شرکت در یک مصاحبه پورتال خبری در دورس مجبور کرده است. سمیه در این مصاحبۀ اجباری ادعا می کند که او توسط سازمان مجاهدین خلق گروگان گرفته نشده است و می گوید من پدر و مادر را نمی خواهم. این مصاحبه به دستور مجاهدین توسط نامک کپلیکو سوسیالیست نماینده سابق مجلس، از یک انجمن آلبانیایی در اردوگاه شبه نظامی جهادی متعلق به سازمان ایرانی مجاهدین خلق در دورس واقع در نزدیکی تیرانا با سمیه انجام شد. شاهدان از اردوگاه سازمان مجاهدین خلق اظهار می دارند که این مصاحبه سمیه پس از چندین روز تلاش توسط سازمان مجاهدین آماده شد و با فشارهای زیاد برای متقاعد کردن سمیه جهت شرکت در یک مصاحبۀ ویدیویی به او دیکته کردند که خانواده اش را به عنوان دشمنان خود بخواند. این مصاحبه به نوعی اعتراف به این است که او در اردوگاه جهادی مخفی نگه داشته شده تا به آرزویش یعنی دیدن پدر و مادرش و رفتن به کانادا نرسد. مجاهدین وقتی دیدند که مردم آلبانی چقدر از اینکه پدر و مادر یک دختر عضو آنان توسط افراد این سازمان در تیرانا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند ناراحت هستند و همه می گویند خوب بگذارید دختر با پدر و مادرش دیدار کند، دست به کار درست کردن این مصاحبه شدند».

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

مصطفی محمدی بدنبال دختر اسیرش سمیه در کمپ بدنام مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33122

رسوایی بزرگ فرقۀ رجوی با نشان دادن سمیه محمدی اسیر در یک مصاحبۀ ساختگی 

Mostafa_Mahboobeh__Mohammadi_Tiran_July_2018قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، بیستم اوت ۲۰۱۸:… ارتقای سطح و موقعیت و سازماندهی و رده و القاب جدید باج دهی فرقه به سمیه محمدی برای نگهداری او در تشکیلات. خبرها از داخل تشکیلات فرقۀ رجوی: در راستای تلاش برای نگهداری سمیه محمدی در تشکیلات،سران فرقه با سراسیمگی و واماندگی در قبال حمایت رسانه ها و مقامات و افکار عمومی آلبانی … 

مصطفی محمدی محبوبه محمدی تیرانا آلبانی Exclusive / Mojahed’s parents say: We are not agents, our daughter was kidnapped by Mojahedin Khalq (MEK, MKO, Rajavi cult, NCRI …)

Somayeh Mohammadi, muxhahedinia 38-vjeçare që akuzon babain si agjent i qeverisë iranianeIranian Mojahedin’s Accusations, Parents’ letter to Xhafaj: The girl is held hostage by Mojahedin 

لینک به منبع

رسوایی بزرگ فرقۀ رجوی با نشان دادن سمیه محمدی اسیر در یک مصاحبۀ ساختگی

چرا فرقۀ رجوی جرأت پخش مصاحبۀ اجباری سمیه را در رسانه های خود ندارد؟

فیلم این مصاحبه و متن پاسخ مفصل پدر و مادر سمیه در نامه ای به مصاحبه کننده که در مطبوعات آلبانی انتشار یافت

مریم رجوی: سمیه تبدیل به حیثیت سیاسی سازمان شده است

ارتقای سطح و موقعیت و سازماندهی و رده و القاب جدید باج دهی فرقه به سمیه محمدی برای نگهداری او در تشکیلات

خبرها از داخل تشکیلات فرقۀ رجوی:

در راستای تلاش برای نگهداری سمیه محمدی در تشکیلات،سران فرقه با سراسیمگی و واماندگی در قبال حمایت رسانه ها و مقامات و افکار عمومی آلبانی از پدر و مادر سمیه، او را به دفتر مژگان پارسایی منتقل کرده و ارتباطش را با افراد پایین قطع نموده اند بطوریکه تنها با سران و زنان بالای سازمان ارتباط دارد و او را به «شاخص و بینۀ مرزبندی» ملقب ساخته اند!

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

به دنبال موج انعکاسات رسانه ای بی سابقه در آلبانی از فعالیتهای قانونی و مشروع پدر و مادر سمیه محمدی آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه برای دیدار با فرزندشان و مصاحبه های متعدد مهمترین مطبوعات و تلویزیونهای آلبانی با این پدر و مادر رنجدیده و شجاع و موج حمایتهای مردمی و افکار عمومی و نهادهای دولتی آلبانی از این پدر و مادر و حق آنها برای دیدار با فرزندشان، فرقۀ رجوی سراسیمه در تلاشی بیهوده و از موضع ضعف و زبونی و برای جبران شکست مفتضحانه اش از این پدر و مادر دست به دامن دو عنصر مزدور خود شد که با هزینۀ فرقه انجمنی موهوم به نام «انجمن دوستی مردم آلبانی با مجاهدین» را به سیاق همان گروههای رجوی ساخته در عراق و اروپا علم کرده اند و از پس مانده های حزب کمونیست منقرض شدۀ آلبانی می باشند تا به مقر فرقه رفته و در زندان اشرف ۳ در محلی با عنوان «دفتر سمیه محمدی»!! در تیرانا!! با سمیه مصاحبه کنند.

در این مصاحبه که با پول و هزینۀ فرقۀ رجوی در روزنامۀ آلبانیایی محلیDurresLajm» » چاپ شهرک محل قلعۀ اشرف ۳ منتشر شده و اصولا مغایر با حقوق و قوانین بین المللی و حقوق بشری است (زیرا کسی حق رفتن به درون گروگانگیرها و مصاحبه با اسیر و گروگان ندارد و حرفهای اسیر گروگان در نزد هیچ فرقه ای فاقد هر گونه اعتبار می باشد بویژه وقتی پدر و مادر اسیر همانجا در چند قدمی او هستند و از محل دقیق حضور فرزندشان بی اطلاعند چطور حق دیدار با فرزندشان را ندارند ولی دو نفر تحت عنوان خبرنگار می توانند با او دیدار و صحبت کنند؟؟!!)، سمیه که به صورت ترسان و با دلهره و نفس زنان صحبت می کند که نشان دهندۀ دیکته شدن همۀ حرفهایش از جانب سران فرقۀ رجوی است اسنادی را نشان می دهد که هیچیک از حرفهای دیکته شده به او را ثابت نمی کنند و مضحک می باشند. مثلا نشان دادن عکسهای حضور یک پدر پشت در اشرف و فریادهای او با بلندگو برای دیدار با فرزندش چه چیزی را جز حقانیت و مشروعیت سفر این پدر و مادر به آلبانی برای دیدار با فرزندشان ثابت می کند؟ و ادعای مضحک شکنجۀ روانی بودن این تلاش پدر را هیچ انسانی باور نمی کند. همچنین نشان دادن برگه های رضایت پدر و مادر به پیوستن دخترشان به مجاهدین ۲۵ سال آیا دلیل بر این می شود که این پدر و مادر درخواست دیدار با فرزندشان را نکنند؟ یا بعدا نتوانند امضایشان را پس بگیرند؟ کدام قرارداد است که امضا کننده تا ابد حق فسخ آن را ندارد؟ حتی عقد قرارداد مقدس مادام العمر مانند ازدواج نیز با حق مشروع طلاق همراه است.

سران فرقۀ رجوی در حالی از زبان اسیرشان که او را به بازار شام تلویزیون مداربستۀ مزدوران خودشان آورده اند ادعای آزاد بودن اراده و تصمیم سمیه را دارند که در همین مصاحبه اعتراف می کنند که او فقط هفته ای یک بار از مقر اشرف ۳ بیرون می آید!! و می گوید هر وقت بخواهم می توانم از تشکیلات مجاهدین بیرون بیایم یعنی من آزاد نیستم و تابع دستورات تشکیلات سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) هستم!!. در حالیکه در عصر امروز کدام فرد آزاد و با اراده و حق تصمیم گیری آزاد فاقد هر گونه وسیلۀ ارتباطی با دنیای بیرون از جمله انترنت و تلفن می باشد؟!.

در نامه ای که به نام و امضای سمیه محمدی به سردبیر روزنامۀ محلی مذکور فرستاده شده و قسمتهایی از نامه در آن روزنامه منتشر شده آمده است که: «عوامل رژیم ایران متاسفانه، در این کمپین دروغ به عنوان پدر و مادر من از وزارت اطلاعات دستور می گیرند و هیچگونه عشق و عاطفۀ خانواده ندارند»!! واقعا آیا مرغهای پختۀ سفرۀ مریم رجوی هم به این «عقل و منطق» نداشتۀ سران فرقه نمی خندند؟ آخر مگر درخواست یک پدر و مادر برای دیدن فرزندشان نیاز به «دستور وزارت اطلاعات» دارد؟! مگر این درخواست چه خدمتی برای رژیم است که باید «عامل رژیم» آن را داشته باشد؟! خوب اگر می خواهید خدمت به رژیم نباشد خواهر مریمتان با یک دستور تشکیلاتی بگوید که سمیه باید با پدر و مادرش دیدار کند تا رژیم بهره برداری نکند (اگر ادعایتان درست است)!… بعد هم اگر عوامل رژیم هیچگونه عشق و عاطفۀ خانواده ندارند؛ چگونه این به اصطلاح «عوامل رژیم» همه اش دنبال فقط دیدن فرزندشان هستند ولی شما که «مجاهدان و مبارزان علیه رژیم» هستید این عشق و عاطفه را ندارید؟؟!!

اما گویاترین دلیل در این جریان بر انزوا و منفوریت روزافزون فرقۀ رجوی در میان جامعۀ ایرانیان خارج کشور و کل آپوزیسیون این است که این فرقه تا کنون در این یک ماه و اندی که از حضور این پدر و مادر در آلبانی با آنهمه انعکاسات بی سابقه و گستردۀ خواسته شان در رسانه های آلبانی می گذرد جرأت نکرده اطلاعیه ای رسمی خاص این موضوع صادر کند و یا حتی این مطالب منتشر شده توسط خودش از جمله نامه ها به اسم سمیه و حتی همین مصاحبۀ دیکته شدۀ او را در رسانه هایش منتشر و پخش کند زیرا به خوبی آگاه است که موجب منفوریت بیشتر خودشان در نزد ایرانیان خواهد شد و حتی هواداران اندک خودشان هم از حق مشروع این پدر و مادر حمایت خواهند کرد و نسبت به مواضع و حرفها و عملکردهای سران فرقه در قبال این پدر و مادر به شدت به اصطلاح سازمانی «متناقض» و «مسأله دار» خواهند شد!!.

خبرهای جدید رسیده از داخل تشکیلات فرقه در قلعۀ اشرف ۳ توسط جداشدگان اخیر حاکی از ارتقای سطح و موقعیت و سازماندهی و رده و دادن القاب جدید به سمیه محمدی برای نگهداری او در تشکیلات می باشد. همچنین طبق این خبرها، در راستای تلاش برای نگهداری سمیه محمدی در تشکیلات، سران فرقه با سراسیمگی و واماندگی در قبال حمایت رسانه ها و مقامات و افکار عمومی آلبانی از پدر و مادر سمیه، او را به دفتر مژگان پارسایی منتقل کرده و ارتباطش را با افراد پایین قطع نموده اند بطوریکه تنها با سران و زنان بالای سازمان ارتباط دارد و او را به «شاخص و بینۀ مرزبندی» ملقب ساخته اند.

اینک به متن درج شده در روزنامۀ محلی DurresLajm» » در آلبانی در این مورد و سپس به فیلم مصاحبه با سمیه محمدی توسط دو عنصر مزدور فرقه که توسط آن روزنامه در یوتیوب گذاشته شده است (به عنوان اینکه خود سمیه این کلیپ را برای انتشار در روزنامه فرستاده و این را در نامه اش قید می کند ولی معلوم نیست چرا این کلیپ را به رسانه های خودشان و رسانه های ایرانی جهت اطلاع ایرانیان نفرستاده اند؟!!!) و بعد هم جوابیۀ مفصل پدر و مادر سمیه که در یک روزنامه دیگر آلبانی منتشر شده است توجه کنید:

محمدی در مجاهدین: وضعیت واقعی من در این ویدئو می باشد

ارسال شده در: ۳ اوت ۲۰۱۸

هفته گذشته رسانه های کشور پس از ورود یک زن و شوهر از کانادا به آلبانی نوشتند که آنها می خواهند با دخترشان، که در اردوگاه مجاهدین در دورس مانز (حومۀ تیرانا پایتخت آلبانی) است دیدار کنند.

پدر سمیه محمدی ۳۸ ساله ادعا می کند که دخترش به مدت ۲۱ سال به زور و برخلاف خواست و اراده اش توسط سازمان مجاهدین خلق گروگان یا اسیر شده است و در این مدت نتوانسته او را ببیند.

اما از سوی دیگر سمیه محمدی ۳۸ ساله، در نامه ای به سر دبیر DurrësLajm توضیح می دهد که «من با اراده و انتخاب آزاد خودم تصمیم گرفته ام با پیوستن به سازمان مجاهدین خلق به مبارزه برای دموکراسی و آزادی در ایران ادامه بدهم».

او در نامه اش می نویسد: «عوامل رژیم ایران متاسفانه، در این کمپین دروغ به عنوان پدر و مادر من از وزارت اطلاعات دستور می گیرند و هیچگونه عشق و عاطفۀ خانواده ندارند، آنها به اهداف رژیم فکر می کند که چگونه برای از بین بردن سازمان مجاهدین خلق اقدامات خود را دنبال کنند».

در این نامه همچنین آمده است: «در همین حال، به منظور روشن شدن افکار عمومی، من نامه ای به وزیر کشور در مورد دروغ های پخش شده توسط رژیم ایران از قول پدر و مادرم، نوشتم. آنها گفته اند که من ربوده شده ام. از آنجا این از تهدیدی برای امنیت من و دوستان من است، من هم یک شکایت علیه آنها به پلیس ارائه دادم، که در حال رسیدگی است».

در همان زمان، در تاریخ ۲ اوت، آقای کپلیک، معاون سابق و همکار رئیس جمهور پیشین آلبانی (در زمان کمونیستها) از انجمن دوستی مردم آلبانی با سازمان مجاهدین خلق، مصاحبه ای با خانم سمیه محمدی در مقر خودش انجام داد. این مصاحبه به زبان انگلیسی توسط آقای کپلیک انجام شده که حقیقت موضوع را در رابطه با این خانواده نشان می دهد. در طول مصاحبه، سمیه محمدی توضیح می دهد که در سازمان مجاهدین باقی می ماند و او از مجاهدین خلق حمایت می کند، و او آزاد است به هر کجا بخواهد برود و آنچه پدرش ادعا می کند دروغ است.

متن کامل این نامه سمیه محمدی:

آقای سردبیر،

این چند هفته گذشته، شما قطعا این خبر را شنیده اید که یک زن و شوهر ایرانی کانادایی، به آلبانی آمده اند، آنها ادعا می کنند که دخترشان یعنی من توسط مجاهدین خلق ربوده شده و در اردوگاهشان در آلبانی گروگان می باشد. من این را به شدت تکذیب می کنم. این یک کمپین زشت رژیم دیکتاتوری ایران علیه مجاهدین خلق است که از سال ۲۰۰۴ با سوء استفاده از من آغاز شده است. من، با اراده آزاد و انتخاب خودم تصمیم به پیوستن به سازمان مجاهدین خلق برای مبارزه در راه تحقق دموکراسی و آزادی در ایران گرفتم. حالا من در آلبانی هستم تا شاهد آزادی مردمم، به ویژه زنان باشم، من حتی بیشتر مصمم به مبارزه علیه زن ستیزی و رژیم رادیکال ملاها در ایران هستم.

عوامل رژیم ایران متاسفانه، در این کمپین دروغ به عنوان پدر و مادر من از وزارت اطلاعات دستور می گیرند و هیچگونه عشق و عاطفۀ خانواده ندارند، آنها به اهداف رژیم فکر می کند که چگونه برای از بین بردن سازمان مجاهدین خلق اقدامات خود را دنبال کنند.

در همین حال، به منظور روشن شدن افکار عمومی، من نامه ای به وزیر کشور در مورد دروغ های پخش شده توسط رژیم ایران از قول پدر و مادرم، نوشتم. آنها گفته اند که من ربوده شده ام. از آنجا این از تهدیدی برای امنیت من و دوستان من است، من هم یک شکایت علیه آنها به پلیس ارائه دادم، که در حال رسیدگی است.

در زیر من یک لینک را ضمیمه می کنم که کلیپ ملاقات من با دو شخصیت آلبانیایی است و شما می توانید کلیپ را هر طور که صلاح و مناسب می بینید برای روشن شدن این موضوع و اطلاع عموم آلبانیاییها استفاده کنید. این ویدئو شامل ملاقات من با آقای نامیک کپلیک، عضو پارلمان و معاون رئیس جمهور سابق و عضو انجمن دوستی مردم آلبانی با سازمان مجاهدین خلق می باشد. این جلسه در تاریخ پنجشنبه، ۲ اوت در آپارتمان من ساخته برگزار شده است.

با احترام،

سمیه محمدی

/ پورتال DurresLajm /

برای دیدن متن در منبع اصلی (روزنامۀ آلبانیایی دورس لاژم) اینجا را کلیک کنید.

[البته می بخشید که نویسندۀ نامه مسئول بخش جی اس (جنگ سیاسی) سازمان فراموش کرده که ملاقات با یک شخصیت در دفتر خود آن شخصیت انجام می شود نه اینکه آن شخصیت بیاید به «آپارتمان» یک عضو سازمان و او هم بگوید که «من هفته ای فقط یک بار از مقر مجاهدین بیرون می آیم»!! پس این آپارتمان اختصاصی یعنی خانۀ خصوصی کجا قرار دارد؟!!].

زوج مزدور آلبانیایی فرقۀ رجوی در حال سؤال و جواب فرمایشی با سمیه محمدی در داخل قلعۀ اسارت «اشرف ۳»

سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در حال مصاحبۀ فرمایشی و دیکته شده به او در آلبانی در حالیکه پدر و مادرش در تیرانا هستند

متن کامل نامۀ مصطفی محمدی و محبوبه حمزه خطاب به کوپلیکو مصاحبه کننده با دخترشان: 

آقای ز. نامیک کوپلیکو؛

اول از همه، ما می خواهیم از شما سپاسگزاری کنیم برای نشان دادن ویدیوی دختر ما. ما آن را دیدیم. ما گریه می کردیم وقتی که دخترمان را دیدیم.

همانطور که در رسانه ها بیان می کنیم، می دانستیم که چندین روز مجاهدین خلق این مصاحبه را آماده کرده اند. دوستان سمیه در داخل اردوگاه و دیگرانی که جهاد را رها کرده اند و آزاد هستند، به ما گفتند که مجاهدین فشار روانی گشتاپو وار بر دختر ما وارد می کنند. ما بسیار خوشحال هستیم که دختر ما در برابر فشار مجاهدین تا کنون مقاومت کرده و تن به بسیاری از خواستهای آنها نداده است، و در حال حاضر در نهایت بستری و فضایی در رسانه های آلبانی ایجاد شده مبنی بر اینکه به پدر و مادر سمیه باید اجازه داده شود که فرزندانشان را ملاقات کنند، اما دیدار شما آقای نامیک کوپلیکو Namik Kopliku، کمونیست و سوسیالیست سابق که در حال حاضر به خدمت مجاهدین در آمده اید یک کار بسیار زشت و غیر اخلاقی و مغایر با اصول حقوق بشر می باشد.

تمام افرادی که نامه های ما را خوانده اند و این ویدئوی دختر ما را دیده اند، گفته اند: دیدار با نامک کپلیک آری ولی با پدر و مادر نه؟!! این خیلی بد است که به پدر و مادرش کسی نه بگوید. معلوم است که آنها او را مغزشویی کرده اند. به این افراد می گوییم: در مورد دختر ما از روی این حرفها قضاوت نکنید! او گروگان است و اظهارات او به عنوان یک نتیجه از تروریسم روانی و فیزیکی است.

آقای ز. نامیک کوپلیکو

شما خودتان یک پدر هستید و شما می دانید که چگونه آنها با افراد رفتار می کنند. اگر دختر و فرزند خود شما یعنی کلاریس کپلیک، گروگان گرفته شود توسط یک گروه جهادی خشونتگر، آیا شما می پذیرید که خبرنگاری برود با او در زندانش مصاحبه کند؟! آنها می گویند ما خواهان جهاد در ایران هستیم و ما نمی خواهیم در آزادی و دموکراسی یک کشور غربی مانند کانادا زندگی کنیم.

شما به قدر کافی قوی هستید تا موافقت کنید چنین مصاحبه ای انجام دهید؟!

آگر به اندازۀ همه جهان طلا به یک انسان شریف پرداخت کنند حاضر نمی شود با کسی که  توسط یک سازمان جهادی شستشوی مغزی شده مصاحبه کند. از این رو آقای کوپلیکو ما شما را نفرین می کنیم.. شما ممکن است جرأت انجام چنین کاری را داشته باشید. ما می دانیم که در زمان کمونیسم حزب کارگر این کار را هر روز انجام می دادید. پسران و دختران حزب شما والدین خود را سرزنش کردند و آنها را دشمنان خودشان پنداشتند.

به این ترتیب، تاریخ خود را تکرار می کند، و سازمان تروریستی پیشین، شما را به آنچه ۴ دهه قبل انجام دادید تشویق می کرد.

آقای  Z.Kopliku،

در مصاحبه ای که شما با دختر ما انجام داده اید، او می گوید شنیده که پدرش با رژیم ملاها همکاری می کند. من در آلبانی هستم چگونه در اینجا و برای چه با رژیم ملاها همکاری می کنم؟ مگر تلاش ما جز برای دیدن دخترمان است؟ مگر کار دیگری می کنیم؟ مگر در پشت در اشرف با بلندگو فرزند را صدا زدن همکاری با رژیم ملاها است؟ در این مصاحبه که در اردوگاه جهادی اشرف صورت گرفته به چشمان دختر ما و به صدایش دقت کنید لرزش صدا با ترس و نگاهی که به شما می کند و سه فرمانده مجاهدین که دوربین را احاطه کرده اند، دروغین و صحنه سازی بودن این مصاحبه را نشان می دهد.

اینجا چند حقیقت برملا می شود:

حقیقت شماره یک این است که دختر ما اعترافی را که گشتاپوی مجاهدین به او دیکته کرده حفظ کرده است. حقیقت دوم این است که در آن سالن، شما و سه نفر از فرقه جهادی با یک دختر خجالتی در یک اردوگاه شبه نظامی مصاحبه می کنند.

حقیقت سوم این است که ما به عنوان یک خانواده، حامی مجاهدین خلق بودیم، اما ما این سازمان را پس از پی بردن به ماهیت تروریستی آن و زمانی که ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد و غیره اعلام کردند که این سازمان تروریستی است رها کردیم. من به عراق برای دیدار با دخترم رفتم و این برای من هیچ شرم آور و هیچ  جرمی نیست. من بعد از ۱۷ سال به آنجا رفتم و خانواده و دوستانم را دیدم و من شرمسار نیستم. من با بلندگو در اردوگاه مجاهدین رفتم تا دخترم را صدا بزنم و من این کار را متوقف نخواهم کرد. فیلم های من که در آنها من به دنبال یافتن دخترم هستم در سراسر اینترنت هست. من این کار را ترک نخواهم کرد، تا زمانی که پیرزنی به نام مریم رجوی و گشتاپوی مجاهدین دست از سر دختر من بردارند.

بله شما آقای کپلیکو:

اگر مجاهدین خلق و مریم رجوی دختر شما کلاریس و همسر شما آلن را ربودند چه کار می کنید؟ آیا هر دری را نمی زنید تا دختر و همسرتان را آزاد کنید؟ آیا تا به حال دخترت را آزاد نکردی؟ اگر مسعود رجوی Clarice را به برده جنسی تبدیل کند، چه کاری انجام می دهی؟ اگر جنبش مجاهدین اجازه دهد دختر شما فقط یک بار در هفته از اردوگاه مانزا بیرون برود تا به پزشک مراجعه کند، همانطور که سمیه می گوید، شما چه کار می کنید؟ آیا کلاریس یا آلمای خودت را قبول می کنی تا در اردوگاه مجاهدین در تمام طول هفته باقی بمانند، آیا آلما و Clarice یک روز هم تحمل می کنند که مانند سمیه در لباس نظامی باشند؟

در مورد اتهامات دختر ما که گفت “من شنیدم که” ما برای دولت ایران کار می کنیم، این دروغی است که مجاهدین خلق در حضور شما به او دیکته کرده اند. او عمدا می گوید که “من شنیدم” تا به نحوی برساند که این دروغ به او دیکته شده و خودش به آن اعتقادی ندارد. ما سیتیزن کانادا هستیم و در کانادا به عنوان یک شهروند عادی کار و زندگی داریم و به دولت کانادا مالیات می دهیم چگونه ممکن است جاسوس رژیم ایران باشیم ولی دولت کانادا اطلاع نداشته باشد؟ این دروغ مجاهدین و شما می باشد که آن را پخش می کنید و به دولت کانادا هم دارید اهانت می کنید.

آقای ز. کوپلیکو

از آنجا که شما به اردوگاه مجاهدین دسترسی دارید ولی ما اجازه نمی داریم به عنوان پدر و مادر سمیه به آنجا برویم؛ ما از شما می خواهیم که به ما احترام بگذارید:

لطفا دخترمان را به خارج از اردوگاه مجاهدین برای دیدار با پدر و مادرش ببرید یا اجازه دهید ما با دخترمان بدون حضور مأموران گشتاپوی مجاهدین gestapo moxhahedin در یک کافه در تیرانا یا دورس دیدار و صحبت بکنیم.

دختر ما سمیه، بر خلاف دیگر فرزندان ما، میرا، مرتضی و محمد که در کانادا زندگی می کنند در کانادا نیست. او گروگان سازمان تروریستی سابق شما، مجاهدین ایران است. دختر ما ۲۱ سال است که به تلفن های شخصی، اینترنت، رسانه ها و تلویزیون دسترسی ندارد. آیا او دوست ندارد یک خانواده مانند دختر و پسر شما داشته باشد؟.

آقای کپلیک. دختر ما هیچ دارایی ندارد، او لباس های زیبا ندارد، او هیچ آزادی برای رفتن جهت میل یک قهوه با یک دوست خود ندارد، او باید همیشه همراهش ۲ فرمانده از فرماندهان مسعود رجوی باشند. دختر ما برده است آقای Koplik، در حالی که دختر شما Klarita آزاد است.

این تحت فشار روانی و فیزیکی از فرمان مکسهدین است، درست مثل دختران و پسران آلبانیایی که به داعش در سوریه و عراق پیوسته اند و مردم را منفجر و کشتن می دهند. دختر ما، فقط پسران و دختران برای رفتن و کشتن مردم در سوریه و عراق به ابوبکر البغدادی به عنوان آلبانیایی، است شستشوی مغزی و افراطی به عنوان گوشت دم توپ اردوگاه سازمان مجاهدین خلق، یک روز، هنگامی که شما دستورات را برگزار مریم رجویا پاریس، تفنگ را می گیرد و به ایران می پیوندد.

آقای Z.Kopliku

لطفا یک لحظه کلاه خودتان را قاضی کنید و فکر کنید اگر در آن محل یعنی در اردوگاه جهادگران اشرف  که شما با سمیۀ ما صحبت کردید اگر به همسر شما Alma در آنجا حمله می کردند شما چه می کردید؟

آقای Z.Kopliku ،

از آنجا که شما مورد اعتماد مجاهدین خلق در آلبانی هستید و آنها به شما پول پرداخت می کنند، شما را به خدا قسم می دهیم (اگر چه شما به خدا ایمان ندارید)، از آنها بخواهید که اجازه دهند ما فقط یک روز با دخترمان سمیه بدون حضور فرماندهان مجاهدین ملاقات کنیم.

ما دخترمان را آقای کپلیک، ۱۵ سال است که ندیده ایم! تصور کنید که آیا شما می توانید دختر خودتان کلاریس و همسرتان آلما را برای مدتی بسیار بسیار کمتر از این نبینید؟

آیا شما می توانید ۱۵ سال بدون دیدن Clarice و Alma زندگی کنید؟ آیا مریم رجوی با فرزند خود در اردوگاه اشرف تماس ندارد؟ آیا وقتی از فرانسه به آنجا می رود با دخترش دیدار نمی کند؟ آیا اگر مریم رجوی به دختر شما بگوید که پدر و مادرت دشمن تو هستند و تو باید به آنها حمله کنی؟ شما به او چه می گویید؟! اگر Clariceدختر شما در لباس نظامی جلوی دوربین ظاهر شد، چه کار می کنید؟ اگر او بگوید که من نمی خواهم با پدر و مادرم Namik و Alma ملاقات کنم، و من می خواهم جهاد را در ایران انجام دهم، شما چه کار می کنید؟

ببخشید فقط برای مثال می گویم. خانواده، امر مقدس شماست!

بگذارید ما از افراط گرایی خشونت آمیز و اردوگاه نظامی مجاهدین خلاص شویم. اجازه دهید ما برای دیدار با دخترمان خارج از اردوگاه جهادی و برای متقاعد ساختن او به رفتن به کانادا، محل آزادی و دموکراسی موفق شویم. اجازه دهید ما دخترمان را نزد یک روانشناس و پزشک روانکاو برای بررسی وضعیت روحی او ببریم. چرا مجاهدین خلق ما را تهدید کرده اند و دختر ما را دچار افراط گرایی کرده اند؟.

دختر ما وطنش ایران را نمی شناسد شما حتی ارتباطی با ایران، دموکراسی، امریکا و غیره ندارید! این نمی تواند دموکراسی را در ایران به ارمغان بیاورد و همچنین شما نمی توانید دموکراسی و مبارزه با فساد را در آلبانی ایجاد کنید.

آقای کپلیک! بیانیه های دروغین به اسم دختر ما که شما آنها را در سایت خود منتشر می کنید و در آنها ادعا می شود که او برای جنگ به خاطر دموکراسی در ایران در تشکیلات مجاهدین خلق مانده است، بیانیه های دون کیشوتی هستند و شما این را می دانید. سازمان مجاهدین خلق یک سازمان فاشیستی و توتالیتر است که توسط یک خانواده جنایتکار اداره می شود که انتخابات دموکراتیک در آن سازمان را قبول نمی کند. این سازمان دست به آدم ربایی کودکان و گروگان گیری زده تا آنها را به جنگ و جهاد ببرد و به چیزی جز جنگ و جهاد و کشتن و کشته شدن نمی اندیشد. این آخرین سازمان در جهان است که می تواند برای دموکراسی شکوفا شود.

آقای   Z.Kopliku

بیایید لحظه ای مجاهدین را فراموش کنیم. ما فقط یک درخواست از شما داریم: شما با دختر ما ملاقات کردید! پس به پدر و مادر او که شب و روز برای دختر خودشان گریه می کنند کمک کنید تا آنها هم با او ملاقات کنند و الا شما با این دیدارتان بدون حضور این پدر و مادر در این جرم آدمربایی و گروگانگیری مجاهدین شریک هستید، چرا لعنت و نفرین خدا و مادر او را که ۲۱ سال از دوری دخترش رنج می برد به خود می خرید؟ اگر شما در این جرم مجاهدین شریک می شوید بر زنده و مردۀ شما لعنت ابدی می شود. مصاحبۀ شما و آلما در اردوگاه مجاهدین با دخترمان سمیه موجب شد مادر سمیه تا نیمه های شب گریه و فریاد کند.

شما یک گناه بزرگ را مرتکب شده اید آقای Kopliku هنگامی که شما با دختر ما در اردوگاه اشرف مجاهدین مصاحبه کردید. شما با این کارتان تبدیل به یک جفت غارتگران و قاتلان شده اید! شما مانند آن دسته از سیاستمداران آلبانیایی هستید که در سال ۱۹۹۷ به بخشی از آدم ربایان و قاتلان آلبانیایی تبدیل شد که مردم را ترور کرد.

آقای ز. نامیک کوپلیکو؛

 لطفا دختر ما را از سازمان خشونت گرا نجات دهید، لطفا! به ما کمک کنید تا دختر ما را از افراط گرایی خشونت آمیز و جهاد مجاهدین نجات دهیم. کمک کنید که دختر ما نیز مانند دختر شما زندگی کند، اگر دختر شما کلاریس مانند دختر من بود آیا خواستار آزادی او نمی شدید؟ آیا می گذاشتید اینطوری زندگی کند که همیشه در لباس نظامی حتی در حضور شما و در یک مصاحبۀ بیرونی باشد؟ آیا می گذاشتید با شما و با جهان بیرون ارتباط نداشته باشد؟!

اگر شما ذره ای از انسانیت دارید بگویید اجازه دهند دختر ما از اردوگاه نظامی بیرون بیاید، و در این راستا به ما کمک کنید. مجاهدین خلق و مریم رجوی می توانند جهاد را به همان اندازه که می خواهند و با آنها می خواهند، انجام دهند فقط بگذارد دخترمان ما را ببیند و بعد هم آزادانه ما را ترک کند! ما دیگر با سازمان ترسناک خود مقابله نخواهیم کرد پیشنهاد ما به سازمان مجاهدین خلق این است که بگذار ما فرزندمان را ببینیم اگر شما یک روح بشری داشته باشید! لطفا به ما کمک کنید.

شما به جای اینکه با دخترمان صحبت کنید بروید با مریم رجوی و سران مجاهدین خلق صحبت کنید تا دختر ما آزاد شود!…

مصطفی محمدی و محبوبه حمزه

پدر و مادر سمیه محمدی

*** 

_Jila_Deyhim_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Terrorism_AlbaniaAmerican support for MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) in Albania alienates Iranian public opinion

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32986

نامۀ سرگشادۀ مادر سمیه محمدی به سران فرقۀ رجوی و به دخترش 

 Mostafa_Mahboobeh__Mohammadi_Tiran_July_2018پیوند رهایی، دوم اوت ۲۰۱۸:…  من محبوبه (ربابه) حمزه مادر سمیه هستم. من این نامۀ سرگشاده را برای شما ارسال می کنم تا از شما بخواهم که دخترم را در ترک آن سازمان آزاد بگذارید. شما می دانید ما در اینجا در آلبانی هستیم و نه در عراق صدام حسین! آلبانی یک کشور اروپایی آزاد است که در آن امور از طریق قانون حل و فصل می شود نه با گلوله، خشونت و … 

مصطفی محمدی محبوبه محمدی تیرانا آلبانی Exclusive / Mojahed’s parents say: We are not agents, our daughter was kidnapped by Mojahedin Khalq (MEK, MKO, Rajavi cult, NCRI …)

Somayeh Mohammadi, muxhahedinia 38-vjeçare që akuzon babain si agjent i qeverisë iranianeIranian Mojahedin’s Accusations, Parents’ letter to Xhafaj: The girl is held hostage by Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) 

لینک به منبع

نامۀ سرگشادۀ مادر سمیه محمدی به سران فرقۀ رجوی و به دخترش

که در مطبوعات آلبانی منتشر شده است

سازمان مجاهدین خلق؛

من محبوبه (ربابه) حمزه مادر سمیه هستم. من این نامۀ سرگشاده را برای شما ارسال می کنم تا از شما بخواهم که دخترم را در ترک آن سازمان آزاد بگذارید. شما می دانید ما در اینجا در آلبانی هستیم و نه در عراق صدام حسین! آلبانی یک کشور اروپایی آزاد است که در آن امور از طریق قانون حل و فصل می شود نه با گلوله، خشونت و جنگ مانند عراق صدام حسین!.

اینجا همۀ شما به علل بشردوستانه پناهجو هستید، شما دیگر اینجا یک سازمان شبه نظامی نیستید که با اعضایتان به عنوان سربازان شما رفتار می کنید!

لطفا، این رفتارتان را متوقف کنید! لطفا نامه نوشتنها با شعر و شعارهای به ظاهر زیبا به نام دختر ما را متوقف کنید.

شما متأسفانه ما را به اندازۀ کافی در همه جا به عنوان عوامل ایران، توطئه گران و غیره متهم کرده اید. چرا که ما هیچ هدف دیگری جز آزادی دخترمان نداریم دختری که شما او را در حالیکه هنوز به سن قانونی نرسیده بود در سال ۱۹۹۷ به صورت غیر قانونی به داخل تشکیلات خودتان بردید. شما به اندازۀ کافی از عوامل خودتان برای دسترسی به هر ارگان دولتی در آلبانی برای جلوگیری از دیدار من به عنوان یک مادر با دخترم سمیه استفاده کردید دست از این کارهایتان بردارید!.

شما با تمام توان ما را در هر گوشه ای از تیرانا مورد انواع حملات و حتی حملۀ فیزیکی قرار دادید و به ما تهمت تروریست زدید تنها به دلیل اینکه من می خواهم با دخترم دیدار کنم.

شما رادیکال های دیوانه با دخترم چه کار کردید؟

چرا دختر من را تهدید می کنید که پدر و مادرت را می کشیم؟ شاهدان بیرون آمده از اردوگاه مانزا یعنی افرادی که مجاهدین را ترک کرده اند و اکنون در تیرانا زندگی می کنند، به ما می گویند که شما با دختر من بدرفتاری می کنید. شما او را تحت فشار قرار می دهید که ما را که خانواده اش هستیم به عنوان یک عامل رژیم متهم کند.

من در عراق در سال ۲۰۰۴ با اجازۀ نیروهای آمریکایی با دخترم دیدار کردم. او ناامید بود و می خواست که از آن جنگ لعنتی و از آن سازمان نظامی بگریزد سازمانی که با اعضایش جلوی چشم همۀ جهانیان بدرفتاری کرده و می کند. دخترم از ترس به خود می لرزید. مادرش را محکم بغل کرد تا او را آرام کند و به او دلداری می داد. دخترم از طریق نیروهای آمریکایی در عراق نامه نوشت و درخواست کمک کرد.

شما مجاهدین خلق همه جا به شدت تندرو، خشونت طلب و ستمگر هستید. شما با همۀ پدرها ومادرها چنین کرده اید و چنین تهمتهایی را به همۀ خانواده ها زده اید در حالیکه آنها بیست یا سی سال است عزیزانشان را ندیده اند. من چه می خواهم؟ جز خروج فرزندم از آن اردوگاه بدنام تا در کانادا زندگی آزاد داشته باشد؟ ولی شما می خواهید او برای مریم رجوی کشته شود.

چرا دختر مرا در قطع و انزوا از دنیای بیرون نگه داشته اید؟ چرا نمی گذارید هر کس آن گونه که می خواهد زندگی کند؟ نه وکلا و نه روزنامه نگاران و نه افکار عمومی آلبانی حرفهای شما را نمی پذیرند. خانواده علیه شما می خواهد چه کار کند؟ شما دختر مرا به گروگان گرفته اید و می خواهید او برود خودش را در یک عملیات انتحاری در ایران یا عراق منفجر کند. چرا می گویید دختر من در نامه ای که نوشته همه اش صحبت از جنگ و کشتن و کشته شدن و مرگ و… می کند؟ شما واقعا دیوانه اید و عقل و شعور خودتان را از دست داده اید. آیا این دستور بی رحمانۀ فرمانروای شما مسعود رجوی نیست که ازدواج را و عشق را ممنوع کرده و می گوید فقط باید رویای جنگ و خون را ببینید؟

پسر من ۱۵ ساله بود پیش مجاهدین آمد و وقتی ۲۰ ساله بود او را نجات دادیم. پسر من که پیش شما بود روانی شده بود و برای مدت دو سال با یک روانپزشک در کانادا درمان شد. شما تروریست هستید و می خواستید او نیز یک تروریست بشود. در حال حاضر او متأهل است، تحصیل کرده و در کانادا کار میکند. اما دخترم چرا نمی تواند با خانواده اش به کانادا برود؟ چرا دختر من را تندرو می کنید و او را در اردوگاه خود زندانی می کنید؟ در حالی که رهبر شما مریم رجوی و خانواده اش مثل شاهزاده ها در پاریس زندگی می کند. چرا دخترم را آزاد نمی گذارید که با ما به تورنتو برود؟ مگر مریم رجوی در پاریس نیست؟ چرا مریم رجوی و خانواده اش بهترین زندگی را در اروپا دارند، در حالی که دخترم در زندان اردوگاه در روستای مانزو / دورس زندگی می کند؟ چرا دختر من به جای اینکه برود در ایران جهادیست بشود نمی گذارید بیاید باهم به کانادا برویم. چطور او از اینجا می تواند به ایران برود ولی از کانادا نمی تواند؟ پس معلوم است که درد شما جهاد دخترم نیست بلکه می ترسید که او شما را برای همیشه ترک کند.

چرا دختر مرا از حق آزادی و زندگی و تشکیل خانواده محروم می کنید؟ چرا خانوادۀ ما را از بین می برید؟ چرا اجازه نمی دهید که دختر ما یک خانواده و یک زندگی عادی مانند هر کس دیگری داشته باشد؟ در اینجا ما در آلبانی هستیم و نه در عراق. چرا روی دختر من برای انجام فعالیت های سیاسی و تروریستی علیه یک کشور دیگر فشار وارد می کنید؟ دختر من با ایران ارتباط ندارد سرزمین او کانادا است. چرا شما اجازه نمی دهید او رویای کانادایی خود را دنبال کند؟ چرا می خواهید دختر من را به عنوان یک جهادیست برای جنگ با ایران هدایت کنید؟ چرا دختر مریم رجوی در ایران به جهاد نمی رود، اما دختر من می خواهید برود؟

ما خانواده ای هستیم که ایران را به دلایل سیاسی ترک کرده ایم و در کانادا بسیار خوب زندگی می کنیم و ما به هیچ وجه کاری با سیاست نداریم. تلاش ما برای اینکه دخترمان را نجات دهیم، حق مشروع ماست. شما، مجاهدین خلق، زمانی که دختر من ۱۷ ساله بود، او را ربودید در حالیکه فرزند من از وضعیت شما بی خبر بود. شما دختر مرا بدون مدرسه بدون گذرنامه کانادا، بدون خانواده، و فرزندان و بدون زندگی با تمام همسالان خود گذاشتید. شما اجازه نمی دهید دختر من ازدواج کند یا یک دوست پسر یا یک زندگی مثل همه زنان داشته باشد، لباس های زیبا مانند دوستانش در بیرون را بپوشد، در حالیکه او در تمام طول روز لباس های نظامی می پوشد. شما در حقیقت او را در زندان بدنام خود در Manzas محصور و اسیر کرده اید.

شما نمی گذارید دختر من به اینترنت، به تلویزیون، به مدرسه و تحصیل دست بیابد. شما او را در یک کشور آزاد مانند آلبانی زندانی کرده اید. آیا شما از آنچه با دختر من انجام می دهید شرم می کنید؟ از اینکه دختر مرا در حالیکه یک کودک بود ربوده اید شرم نمی کنید؟ آیا می دانید خداوند روزی شما را در دادگاه عدل خود محاکمه خواهد کرد حتی اگر اربابانتان شما را از قانون در ببرند؟ بگذارید او طعم زندگی را بچشد زندگی آن نیست که شما می پندارید آنجا که شعار می دهید: «خانواده ها عاملان رژیم ایران هستند» و شما این را چند بار در روز به عنوان یک فرم اطاعت از سازمان تکرار می کنید.

از دوستان خودتان که امروز از گروه شما جدا شده اند مطلع شدم که چگونه شما دختر مرا تهدید می کنید، تا او کاری را که شما می خواهید ولی او مقاومت می کند انجام دهد. شما اجازه نمی دهید او بیرون اردوگاه بیاید، تا زندگی آزادش را داشته باشد، شما زندانیان را در داخل دیوارها نگه می دارید دیوارهای قلعه ای که توسط نگهبانان مسلح در وسط یک کشور اروپایی محافظت می شود. چرا این کار را انجام می دهید؟ چرا او را از اردوگاه نمی گذارید بیرون بیاید؟ چرا نمی توانم، من مادر، دخترم را ببینم؟ دیدار والدین حق قانونی هر کسی است و هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند.

اینک نامۀ من به دخترم سمیه:

دختر من نور چشم من! ای تمامی زندگی من!

حالا من نزدیک تو هستم، فرصت دیگری ندارم با تو ارتباط برقرار کنم، اگرچه می دانم که حتی این نامه ام را نیز مجاهدین خلق نخواهند گذاشت که تو آن را بخوانی. اما من آن را منتشر می کنم و آن را به رسانه ها می دهم، تا شاید بوسیلۀ کسی حرفهایم به تو برسد.

قلب من سمیه،

من مادر تو محبوبه حمزه هستم. من می خواهم با تو دیدار کنم. من زنی هستم که به تو شیر داده ام، تو را در آغوش گرفته ام. تو گوشت و بدن من هستی.

من به آلبانی آمدم من در تیرانا هستم، در چند مایلی تو هستم. من می خواهم تو را ببینم. می خواهم ببوسمت. بوسه ام را به باد می سپارم تا شاید آن را به تو برساند. من می خواهم تو را داشته باشم من تو را بیشتر از زندگی ام دوست دارم تا خوشحال باشی، خوب و خوش باشی، برای لذت بردن از زندگی، با خانواده ام، خواهران و برادرانت باشی.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32951

موج گسترده و بی سابقۀ حملات رسانه های آلبانی به سران فرقۀ رجوی در این کشور 

پیوند رهایی، اول اوت ۲۰۱۸:…  مادر ۵۴ سالۀ سمیه می گوید پس از اینکه فهمید دخترش در اردوگاه مانزا در دورس است، به آلبانی آمد. از این سازمان، من توانستم پسرم را نجات دهم، ولی دخترم هنوز پاسپورت کانادا ندارد. در سال ۲۰۱۷ به من گفته شد که دختر من در دورس است. من به دفاتر RAMSA (بخش مسئول امور مجاهدین … 

ضرب و شتم مصطفی محمدی پدر سمیه محمدی در تیرانا آلبانی بدست مزدوران مجاهدین خلق مریم رجویMojahedin Khalq (MKO, MEK, Maryam Rajavi Cult, NCRI … ) hostage takers attack father of Somayeh Mohammadi, in Albania

لینک به منبع

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

موج گسترده و بی سابقۀ حملات رسانه های آلبانی به سران فرقۀ رجوی در این کشور

مهمترین روزنامه ها و تلویزیونهای آلبانی مصاحبه های پدر و مادر سمیه محمدی را منتشر کردند

بحثها و میزگردهای تحلیلگران در تلویزیونهای آلبانی علیه فرقۀ رجوی به دنبال افشاگریهای پدر و مادر سمیه محمدی در مجامع عمومی و نهادهای دولتی آلبانی

روزنامۀ نیوز آی ای ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۸:

http://www.infoelbasani.al/vajza-iku-ne-lufte-17-vjece-cifti-nga-kanadaja-e-kerkon-pas-21-vitesh-ne-durres

دختر ۱۷ ساله را از خانه اش بردند و زن و شوهر از کانادا بعد از ۲۱ سال به دنبال دخترشان در دورس آمده اند

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

یک زن و شوهر از شهروندان کانادایی اما با ملیت ایرانی از دولت آلبانی خواستند که با دختر ۲۱ ساله اش دیدار کنند که به گفته آنها در اردوگاه مانزا که در آن مجاهدین پناه گرفته اند اسیر می باشد.

این زوج از ابتدای ماه ژوئیه در آلبانی وارد شده اند، اما پس از ۲۰ روز، هنوز قادر به دیدار با او نیستند. به گفته آنها، او در سن ۱۷ سالگی بدون آگاهی و اختیار خود خانواده را ترک کرد و به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست. این دختر سمیه محمدی است و در تاریخ ۸ سپتامبر ۱۹۸۰ به دنیا آمده است. او در سال ۱۹۹۷ وارد مجاهدین شد. آنه اکنون دریافته اند که دختر ۳۸ ساله اشان در اردوگاه اشرف ۳ در مانزا زندگی می کند که مجاهدین ایرانی در آلبانی در آنجا هستند. والدین او، مصطفی و محبوبه (ربابه) محمدی، ادعا می کنند که دختر شان در این اردوگاه برخلاف خواست خود می باشد وآنها به دنبال او آمده اند تا او را به کانادا ببرند.

–         آقای مصطفی، چرا شما در آلبانی هستید؟

–         ما در آلبانی هستیم، زیرا ما به دنبال دخترمان هستیم، که ۲۱ سال پیش خانواده را ترک کرده است. ما یک زن و مرد شهروند کانادا هستیم، اما با قومیت ایرانی. ۲۱ سال پیش، در سن ۱۷ سالگی، دختر ما کانادا را ترک کرد تا به مخالفین ایرانی برای سرنگونی رژیم بپیوندد.

–         چگونه کانادا را ترک کرد، با اطلاع یا بدون اطلاع شما؟

–         البته بدون اطلاع ما. ما چیزی دربارۀ خروج او نمی دانستیم. وقتی که او به عراق وارد شد، با ما تماس گرفت و به ما گفت که او برای این منظور آنجا رفته که به مخالفین بپیوندد. ما بسیار نگران بودیم، چون می دانستیم که در سال ۱۹۹۷ در عراق چه اتفاقی افتاد، کشور در حال جنگ بود.

–         چه کسی، چه کسی منتظر او بود؟

–         من نمی دانم چه باید بگویم هنگامی که ما وارد عراق شدیم، با ما خیلی کم صحبت شد، فقط به ما گفتند که هیچ جزئیاتی از آن بیرون نرود… او تنها ۱۷ سال داشت، می توانست به راحتی فریب بخورد. احتمالا از طریق تماس های آنلاین.

–         تماس با دختر و یا رفتن به عراق آخرین مورد بود؟

–         وقتی وارد عراق شد، دیگر با ما تماس نگرفت. در حالی که فرصتی برای پیدا کردن آن نداشتیم. همانطور که گفتم، ما نگران بودیم که کشور در زمان جنگ بود.

روز، ماه، سال گذشت و ما هیچ چیزی از دخترمان نمی دانستیم و نگران بودیم که چه بر او اتفاق افتاده است.

–         تا چه مدت در تماس با دخترتان بودید؟

–         پس از حدود شش سال، زمانی که ایالات متحده کنترل اردوگاه را به دست گرفت. نیروهای مسلح ایالات متحده و مقامات مردم را در اردوگاه شناسایی کردند. ما هر امیدی را برای اینکه او زنده باشد از دست داده بودیم. در یک نقطه مقامات کانادایی به ما اطلاع دادند که دخترتان در اردوگاهی است، که اکنون تحت نظارت آمریکا است.

–         آیا فکر می کنید دخترتان در اردوگاه مجاهدین در مانزا قرار دارد؟

–         بله، بله، ما مطمئن هستیم ما مطمئن هستیم چرا که همۀ اعضای اردوگاه تحت کنترل مقامات ایالات متحده به اینجا یعنی آلبانی نقل مکان کردند و در حال حاضر در کمپ اشرف ۳ در منطقۀ Manza می باشد جایی که مجاهدین ایرانی بعد از عراق به آنجا منتقل شدند.

–         نام و سن دختر شما چیست؟

–         نام دختر من سمیه محمدی است تولدش ۸ سپتامبر، ۱۹۸۰ است. او در سال ۱۹۹۷ در کمپ اشرف در عراق به مجاهدین پیوست ولی اکنون او برخلاف اراده و خواست خودش در اشرف ۳ در منطقۀ مانز آلبانی توسط مجاهدین زندانی می باشد.

–         شما گفتید که سالها با دختر خود تماس نگرفتید، شما چطور می دانید که او برخلاف خواسته و ارادۀ خود در مجاهدین مانده است؟

–         بله، به همین دلیل ما با همسرمان به اینجا آمدیم. اما نه تنها ما نمی توانیم آن را بپذیریم، بلکه حتی کسان دیگر نیز که از اشرف ۳ بیرون آمده اند نمی توانند بپذیرند که او با خواست خودش مانده است. کسانیکه از مجاهدین بیرون می آیند می گویند هیچکس اکنون به میل خودش در مجاهدین نمانده بلکه نوعی زور و ایجاد فضای دروغین و شستشوی مغزی و ترساندن از بیرون آمدن حاکم است. ما از کانادا آمده ایم، و به دنبال دخترمان هستیم، و فهمیده ایم که او در اردوگاه مجاهدین در دورس (مانزا) می باشد. ما با نهادهای آلبانی و خارجی در تماس هستیم و کار را تمام نکرده ایم. ما چیزی بیش از دیدار با دخترمان نمی خواهیم ما از ۲۱ پیش او را ندیده ایم. اینهمه سال رهبران مجاهدین با او حرف زده اند ما فقط یک جلسه می خواهیم با حضور پلیس یا مقامات دیگر با او حرف بزنیم فقط یک جلسه.

روزنامۀ آلبانیایی آلپ نیوز – ۲۸ ژوئیۀ ۲۰۱۸
https://alpenews.al/vajza-17-vjece-iku-ne-lufte-cifti-nga-kanadaja-e-kerkon-ne-durres-pas-21-vitesh-ajo-na-tha-qe

پدر و مادر ایرانی: ما دختر خود را از اردوگاه مانزا آزاد می کنیم چون او با خواست خود در آنجا نمانده است

گزارش تلویزیونی به سود کامل مصطفی محمدی، ۶۲ ساله، که می گوید دخترش، سمیه، به شدت توسط سازمان مجاهدین خلق ایران تحت فشار قرار گرفته است. او می گوید، که این سازمان بعد از عراق اینک او را باز در اردوگاه مانزا در دورس گروگان گرفته است.

زن ایرانی با عکس دخترش سمیه، در اداره پلیس دورس

سرمقاله

۲۹ ژوئیه، ۱۱:۵۴ | آخرین به روز رسانی: ۲۹ ژوئیه، ۱۳:۰۹  

مصطفی محمدی، پدر ایرانی که می گوید دخترش بدون خواسته اش در مقر مجاهدین در گلن دورس نگهداری می شود، او به پلیس این شهر شکایت کرده است. گزارش تلویزیونی به طور کامل در حمایت از این پدر ۶۲ ساله بود که گفت که دخترش در نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق به شدت تحت فشار بود و اینک در آلبانی نیز چنین است. محمدی همچنین گفت که سازمان مجاهدین خلق یک پسر او را نیز در اردوگاه اشرف در عراق نگهداشته بود، ولی او توانسته پسرش را از دست آنها نجات بدهد.

او می گوید: دختر من برای دیدار با برادرش در عراق در سال ۱۹۹۷ رفت. او دیگر بازگشت و هیچ ارتباطی با او نداریم. سمیه موحدی جزء سازمان مجاهدین خلق در عراق بود. پس از اینکه با دختر تماس نداشتیم، اینک پسرم که نجات یافته بود برای پیدا کردن دختر به عراق رفت. هر دو توسط این سازمان نگهداری شدند و من منتظر فرزندانم بودم. اگر این کار را ادامه دهم، این سازمان تهدید کرده است که فرزندان من را بکشد، اما من عقب نشینی نکرده ام.

این سخنان را مصطفی محمدی به پلیس منطقۀ دورس گفته است.

مادر ۵۴ سالۀ سمیه می گوید پس از اینکه فهمید دخترش در اردوگاه مانزا در دورس است، به آلبانی آمد.

از این سازمان، من توانستم پسرم را نجات دهم، ولی دخترم هنوز پاسپورت کانادا ندارد. در سال ۲۰۱۷ به من گفته شد که دختر من در دورس است. من به دفاتر RAMSA (بخش مسئول امور مجاهدین در کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد (UNHCR)) در تیرانا رفتم، در مورد کارهای مجاهدین صحبت کردم و من پرونده دخترم را دیده ام، اما تعدادی از مطالب را تغییر داده اند. من خواستار یک ملاقات با دخترم شدم، اما آنها به من گفتند که این موضوع در دست وزارت کشور است. دختر من برخلاف خواست خود در مقر مجاهدین در دورس مانده است. من از دخترم می خواهم که به خانوادۀ خودش بیاید و خود را از اردوگاه مجاهدین در مانزس آزاد کند.

داستان دختر ایرانی که در کمپ مانزاس نگهداری می شود، از چند هفته پیش آغاز شده است. والدینش ادعا می کنند که او در این اردوگاه بدون خواست و ارادۀ خود نگهداری می شود.

به گزارش تلویزیون آلبانی مادر سمیه محمدی نامه ای به سازمان مجاهدین و به دخترش نوشته است که او در آن نامه خواستار صحبت فقط یک جلسه با دخترش شده است.

گزارش مصور یک روزنامۀ مهم آلبانی با کلیپی مستند از حضور پدر و مادر سمیه در تیرانا و صحنه هایی از تب و تاب افراد فرقه در مقرشان در حومۀ تیرانا:

http://shqiptarja.com/lajm/ekskluzive-denoncimi-i-prinderve-iraniane-na-lironi-vajzen-nga-kampi-i-manzes-mbahet-pa-deshiren-e-saj?r=kh1

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی 3

مصاحبۀ تلویزیون جاوا آلبانی با آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر سمیه محمدی در خیابانهای تیرانا و میزگرد این تلویزیون با شرکت تحلیلگران سیاسی آلبانی در این مورد.

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی 3

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی 3

مصاحبۀ تلویزیون امپاکت مسلمانان آلبانی با پدر و مادر سمیه محمدی:
https://www.youtube.com/watch?v=bFyC-OK-ns4

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی

(پایان)

*** 

همچنین:

Muhammadi_Symayeh_June_2017_3فریاد آزادی و کانون آوا، اول ژوئیه ۲۰۱۷:… فرقه رجوی که مانند هرسال در این زمان أعلام اماده باش کرده و از ترس حضور جداشدگان و افشاگریهای انها که راه را برای اخراج این فرقه باز خواهد کرد گشتهای خود را چند برابر کرده بودند و طبق اطلاعاتی که چند روز قبل تر از طریق همرزمان ناراضی 

mohammadi and hossein_nejad 2016پیوند رهایی، پاریس، بیستم ژوئیه ۲۰۱۶:… روز جمعه ۲۵ تیر ۱۳۹۵ برابر با ۱۵ ژوئیۀ ۲۰۱۶ آقایان مصطفی محمدی و قربانعلی حسین نژاد از اعضا و فعالان جدا شدۀ سازمان مجاهدین خلق (فرقۀ رجوی) که دخترانشان حدود بیست سال پیش در زیر سن قانونی از کانادا و فرانسه توسط فرقۀ رجوی بدون اطلاع پدرانش

Mostafa Mohammadi Ghorban ali Hossein nejadپیوند رهایی، پاریس، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۶:… روز چهارشنبه ۲۳ تیر ۹۵ برابر با ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۶ آقایان مصطفی محمدی و قربانعلی حسین نژاد از جداشدگان تشکیلات سازمان مجاهدین خلق (فرقۀ رجوی) که دخترانشان همچنان در اسارت این فرقه در آلبانی بدون ارتباط و تماس با دنیای بیرون و ب

 مصطفی محمدی ایران قلم، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۶:…شب رفتنی ست سپیده نزدیک ست هر ترفندی که دارید بزنید به دنیا اعلام کنید که مصطفی محمدی مزدور رژیم است گفتم که حرفی تازه بزن و شما ای شب پرستان کور دل از خواب غفلت بیدار شوید وای بر پدری که امروز نه تنها صدای مظلومیت فرزاندانش را نمیشنود بلکه انکار حق میکند مصطفی محم

 محموبه حمزه محمدی انجمن نجات، مرکز تهران، دهم ژوئیه ۲۰۱۶:… دخترم سمیه در سال ۱۹۹۸ به عراق رفت که در آن زمان در سن نوجوانی بود و فهمیدم که به سبب تبلیغات و شایعات دروغی که سازمان در کانادا پخش کرده بود به طرف سازمان گرایش پیدا کرده است. بعد از آن فهمیدم که سازمان اقدام به جذب دختران و پسران جوان بین ۱۲ … 

مصطفی محمدی پیوند رهایی، نهم آوریل ۲۰۱۶:…  اقای صافی من این را قبلا از رجوی پرسیده بودم اما هیچگاه پاسخی نگرفتم . اینک از شما می پرسم این چه تشکیلاتی هست که دران افرادش نه به اینترنت دسترسی دارند و نه به تلفن همراه؟، چیزی که الان چوپانهای عراقی و چوپانهای همۀ دنیا در چراگاه هم با خود دارند. راستی چرا شما با من

پیوند رهایی، پاریس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۵:… و اولین وظیفۀ ارگانهای امنیتی بستن و جمع کردن لانه فساد همین تروریستها در اطراف پاریس منجمله قلعه اورسوراواز است زیرا براساس واقعیت امر این عملیات تروریستی دو روز قبل از سفر دکتر روحانی به دعوت رئیس جمهور فرانسه به پ

پیوند رهایی، پاریس، بیست و نهم سپتامبر ۲۰۱۵:… بعد از ظهر دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۵ آقایان مصطفی محمدی و قربانعلی حسین نژاد پدران سمیه محمدی و زینب حسین نژاد و خانم حوریه محمدی خواهر سمیه محمدی بعد از حضور در شهر اورسوراواز محل اقامت مریم رجوی و فرقه اش ضمن تسلیم نام

نادر نادری، وبلاگ آیندگان، فرانسه، چهاردهم سپتامبر ۲۰۱۵:…  برای رهائی دوستان اسیرمان و همبستگی با خانواده هایمان و برای مطالبه حقوق حقه خودمان و برای رساندن پیام خودمان و خانواده های اسیران لیبرتی که در معرض خطر هستند تقاضا دارم که یک گ

 

محبوبه حمزه (محمدی)، مادر سمیه محمدی، پاریس، نهم سپتامبر ۲۰۱۵:…  سى و پنج سال پیش وقتى که منتظرتولدت بودیم مصطفى میگفت میدانم دخترى در راه است هدیه ى خداوند بزرگ و شکر گزارﻳﻢ میگفتم از کجا میدانى که حالا دختر است میگف ﻣﻦ میدانم دختر است و اﺳﻤﺶکه هم نام اولین زن شهی

اور سور اواز مریم رجوی ندای حقیقت، هفتم سپتامبر ۲۰۱۵:… رهبران فرقه رجوی حتی مانع دیدار و صحبت من با دخترم زینب که هر دو در داخل سازمان و در کمپ اشرف بودیم می شدند و تنها سالی یک بار در عید نوروز به مدت فقط یک تا دو ساعت به ما اجازه دیدار و صحبت آنهم تحت کنترل و مراقبت می دادند که در