به مناسبت سالگرد اعدام حنیف نژاد. سند تازه از همکاری رجوی با ساواک در به دام انداختن حنیف نژاد

به مناسبت سالگرد اعدام حنیف نژاد. سند تازه از همکاری رجوی با ساواک در به دام انداختن حنیف نژاد

 Mojahedin Khalq court caseایران دیدبان، بیست و چهارم می 2016:…  همین مسعود رجوی را با ماشین گشت می‌بردم تو خیابان که آدرس نشان بدهد. خانه‌‌ محمد حنیف‌نژاد رهبر مجاهدین به اتفاق محمد حیاتی که الان در لیبرتی است را او لو داد. من رنگ در خانه دقیق یادم هست. من در دستگیری حنیف نژاد شرکت داشتم. به خاطر همین همکاری‌ها بود که با تلاش مسئولان ساواک، رجوی تخفیف مجازات گرفت. اسنادش را خودتان دیدید. چرا ساواک … 

محمد حنیف نژادعلی جهانی: چهار خرداد سالروز اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق و نقش رجوی 

تراب حق شناسمهدی اصلانی، کیهان لندن: تراب حق‌شناس؛ مردی خلاصه‌ی خود که معتقد بود اصطلاح «مارکسیست اسلامی» پربیراه نبود
تراب حق‌شناس از «بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران» و «سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر»

لینک به منبع

به مناسبت سالگرد اعدام حنیف نژاد 

سند تازه از همکاری رجوی با ساواک در به دام انداختن حنیف نژاد 

همین مسعود رجوی را با ماشین گشت می‌بردم تو خیابان که آدرس نشان بدهد. خانه‌‌ محمد حنیف‌نژاد رهبر مجاهدین به اتفاق محمد حیاتی که الان در لیبرتی است را او لو داد. من رنگ در خانه دقیق یادم هست. من در دستگیری حنیف نژاد شرکت داشتم. به خاطر همین همکاری‌ها بود که با تلاش مسئولان ساواک، رجوی تخفیف مجازات گرفت.

در بخشی از مصاحبه ای که ایرج مصداقی در باره چگونگی به دام افتادن و کشته شدن حمید اشرف توسط ساواک با یکی از اعضای اداره سوم ساواک به نام پرویز معتمد انجام داده است، وی اشاره ای هم به همکاری های رجوی با ساواک دارد. معتمد در معرفی خود می گوید: در خردادماه ۱۳۳۸ به خدمت سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که وابسته به نخست‌وزیری بود، درآمدم.

دوره حفاظتی را در دانشکده ساواک طی کردم. دوره‌های رنجری و چتربازی را نیز گذراندم. در تیرماه ۱۳۳۹ از بخش آموزش به امنیت داخلی منتقل شدم. بین سال‌های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۱ عملیات رزمی را پشت سر گذاشتم. در شهریور ۱۳۴۱ به اداره کل سوم منتقل شدم که در ارتباط با امنیت داخلی بود. در همین رابطه مأمور خدمت در «کمیته قزل‌قلعه» شدم. سپس به «کمیته اوین» انتقال یافتم. در حمله به فیضیه قم، دستگیری خمینی و تبعید او، سرکوب غائله ۱۵ خرداد و غائله فارس شرکت داشتم. از سال ۱۳۵۰ تا ۲۶ دیماه ۱۳۵۶ که از کشور خارج شدم در کمیته مشترک ضد خرابکاری مشغول خدمت بودم. در دستگیری تعداد زیادی از چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین و همچنین حمله به خانه‌های تیمی آن‌ها شرکت داشتم.

در آذرماه ۱۳۵۴ همکاری‌ام با بخش ۳۸۱ آغاز شد. ریاست این بخش را مرحوم محمد نوید که اعدام شد به عهده داشت. یکی از وظایف این بخش جمع آوری اطلاعات از بخش‌های بازجویی و درج در بولتن شرف عرضی بود. یکی دیگر از وظایف این بخش مسئولیت‌ تیم‌های تعقیب و مراقبت و شنود بود. وظیفه من در این بخش پیگیری ترور شخصیت‌های سیاسی و نظامی و دستگیری افرادی که مرتکب قتل شده و از صحنه گریخته بودند، بود.

از تیرماه ۱۳۵۴ تا روز خروجم از ایران مسئولیت تیم‌های تعقیب و مراقبت و شنود از سوژه‌های مورد نظر کمیته مشترک را عهده دار بودم. این قسمت زیر نظر رئیس گروه اطلاعات کمیته مشترک و بهمن نادری پور مسئول دفتر کمیته مشترک بود.

تأکید معتمد بر همکاری‌های رجوی با ساواک پس از اذعان پرویز ثابتی به همکاریهای مسعود و کاظم رجوی با ساواک، سند دیگری در باره همکاری رجوی با سازمان اطلاعاتی رژیم پهلوی به ویژه برای به دام انداختن محمد حنیف نژاد به حساب می آید.

«حالا امروز که بعد از این همه سال به گذشته فکر می‌کنید نظرتون راجع به حمید اشرف چیست؟

من باهاش مبارزه کردم. از خواب و خوراک و زندگیم برای مبارزه با او و امثال او گذشتم. شما زندگی من را دیدید و می‌دانید چه می‌گویم. او هم با من و ما مبارزه کرد. با این حال من برایش احترام قائلم. حمید اشرف و امثال او را نباید با فرخ نگهدار و «اکثریتی»‌ها یکی گرفت. عباس مفتاحی مرد واقعی بود. خشونت کرده بود، آدم کشته بود. اما مرد واقعی بود. مردانه مبارزه کرد مثل حمید اشرف. کاش آن شرایط پیش نمی‌آمد.

راستش ما و حمید اشرف و چریک‌های فدایی خلق دوتایی باختیم. اگر آن‌ها موفق می‌شدند ما مشکل خاصی نداشتیم. منتهی متأسفانه یک دفعه خمینی زد و پیروز شد و «اکثریتی‌ها» هم روی دست این‌ها بلند شدند. فکرش را بکن از «حمید اشرف» و … برسی به فرخ نگهدار و … بابا یک موی گندیده آن‌ها به هزارتا این‌ها می‌ارزید. دشمن‌ات بودند اما قابل احترام بودند.

مسعود رجوی هم همینطور. نباید این‌ها را با مسعود رجوی و امثال او یکی گرفت. بدیع زادگان کجا و این ها کجا؟ البته بگم بدیع‌زادگان را ساواک دستگیر نکرد، گیر اطلاعات شهربانی افتاده بود.

خود من اون موقع عملیاتی بودم. همین مسعود رجوی را با ماشین گشت می‌بردم تو خیابان که آدرس نشان بدهد. خانه‌‌ محمد حنیف‌نژاد رهبر مجاهدین به اتفاق محمد حیاتی که الان در لیبرتی است را او لو داد. من رنگ در خانه دقیق یادم هست. من در دستگیری حنیف نژاد شرکت داشتم. به خاطر همین همکاری‌ها بود که با تلاش مسئولان ساواک، رجوی تخفیف مجازات گرفت. اسنادش را خودتان دیدید. چرا ساواک برای بقیه چنین کاری نکرد؟ حالا هی نشسته می‌گوید من ۱۲۰ هزار تا شهید دادم، خوب دادی که چی؟ دنبه‌ات کو؟ عاقبت چی شد؟

وحید افراخته، ماه‌ها در اختیار من بود. تو عملیات دستگیری ابراری و داستان مغازه خشک شویی و … من بدون اطلاع مسئولان ساواک با مسئولیت خودم به او مسلسل دادم. وقتی اعدامش کردند من گریه کردم. احمدرضا کریمی هم در اختیار من بود.

داستان برای گفتن زیاد است. من در سیاهکل هم بودم. البته هیچ دخالتی در آن‌جا نداشتم. من به همراه بهمن نادری‌ پور به آن‌جا رفته بودم. ما فقط مدارک و … را جمع کردیم. همه چی تحت نظر ژاندارمری و تیمسار محققی دایی خود شما یکی از شریف‌ترین افسران ارتش ایران بود. البته من افتخار این را داشتم که مدتی در خدمت ایشان باشم.»

*مصداقی یادآور می شود این گفتگو در نوامبر ۲۰۱۳ در پاریس انجام شده است.

لینک به مطلب مصداقی در پژواک ایران
جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر

(پایان)

*** 

مسعود رجوی دادگاه شاه بتول سلطانی: ۳۰ فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

دادگاه مجاهدین خلق قبل از انقلابمیرباقر صداقی: چرا مسعود رجوی در ۳۰ فروردین ۱۳۵۰ همراه با اعضای مرکزیت مجاهدین اعدام نشد

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق داستان سازی مجاهدین برای فرار از واقعیتها با دستکاری ماجرای دادگاه

مجید شریفپرچمداری که نه کاشف بود و نه فروتن (گفتگوی مهر نامه با سعید شاهسوندی در باره تغییر ایدئولوژی مجاهدین خلق و نقش تقی شهرام در آن )

مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24761

نگاهی به دیپلماسی تروریستها. اوباشان قداره کش 

 رجوی و تروریستهای سوریهایران دیدبان، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۶:…  انگار که سازمان ملل و نماینده اش فقط وقتی مورد تأیید هستند و درست حرکت می کنند که طرفدار منافع تروریستهای سوری باشند آن هم هنگامی که با شارلاتانیسم دولت رسمی سوریه را متهم به اشغال خاک خود می‌کنند! البته رفقای مجاهد آنان نیز در این شارلاتانیسم دست کمی از آنان ندارند. در سایت همبستگی ملی به مطلبی به قلم یکی از اذناب باندرجوی در اعتراض به … 

رجوی و تروریستهای سوریهآرزوی محال!

لینک به منبع

نگاهی به دیپلماسی تروریستها. اوباشان قداره کش. 

سایتهای گروه تروریستی مجاهدین که تلاش می کنند با انعکاس اخبار و تحولات سوریه از دیدمخالفان اسد و گروههای تروریستی برای باندرجوی سهمی در کشتار مردم سوریه و ناآرامی های این کشور دست و پا کنند به نقل از ریاض نعسان سخنگوی هیئت مخالفان دولت سوریه که با پشت پازدن به اقدامات بین المللی برای ایجاد دولتی فراگیر و برقراری آتش بس و صلح از مذاکرات کنار رفتند، نوشتند:

«چیزی که ما می‌بینیم این است که رژیم اسد به‌دنبال دولت فراگیر است به این معنا دو یا سه نفر در اپوزیسیون گیر بیاورد و آنها را در دولت وارد کند. این امر دیگر نیاز به گفتگوهای ژنو ندارد. رژیم اسد می‌تواند خودش اینکار را بکند.

مسأله اصلی ماهیت این رژیم است. ما گفتگوها را با هدف گفتگو نمی‌خواهیم. ما گفتگوها را با هدف راه‌حل می‌خواهیم و نه این‌که چرخ بچرخد..

تمامی این مسائل پیچیده‌یی که روسیه و طرفهای دیگر مطرح می‌کنند، یک گره دارد و کلید راه‌حل هم سرنگونی و کنار رفتن اسد است و بعد از آن هزار راه‌حل را می‌توان جایگزین کرد. مشکل اصلی ما با کسی است که در سوریه تصمیم می‌گیرد..

…ما تمامی سفرای کشورهای حامی را جمع کردیم و به آنها ابلاغ کردیم که ما یک موضع قوی از جامعه جهانی می‌خواهیم.. بنابراین هر چیزی که الآن از دولت فراگیر گفته می‌شود، بعد از کنار رفتن اسد امکان پذیر است.»

این است استدلال یک تروریست به بن بست رسیده و مدعی طرفداری از دمکراسی!

باید از این شارلاتانها پرسید اگر شما خواهان برکناری اسد بودید پس چرا وارد مذاکرات شدید؟

شارلاتانهای سوری که باندرجوی بسیار دست و پا می زند که خود را با آنها همسو و همدست نشان دهد، یک صدا برای آن سرپوشی بر خیانت و پیمان شکنی خودشان بگذارند، نماینده سازمان ملل را آماج حملات قرار دادند. سایتهای گروه تروریستی مجاهدین به نقل از ریاض حجاب یکی دیگر از مخالفان دروغگوی اسد نوشتند:

«آقای دیمیستورا دو سال است که نمایندگی سازمان ملل متحد در زمینه بحران سوریه را بر عهده دارند، در این مدت تعداد شهرها و مناطقی که در محاصره قرار گرفته اند افزایش یافته. آقای دیمیستورا و همراهانش چه می کنند؟”

اعضای “شورای عالی مذاکرات” روز سه شنبه گذشته از خروج خود از مذاکرات صلح سوریه که زیر نظر سازمان ملل متحد در ژنو درحال برگزاری است خبر دادند. اما استفان دی میستورا گفت که این مذاکرات تا هفته آینده ادامه خواهد داشت.

حجاب با ابراز تعجب از سخنان اخیر دی‌مستورا که گفته بود مخالفان سوری برای مانور و نمایش سیاسی مذاکرات را تعلیق کردند، گفت:« رژیم اسد از دو سال پیش دست به کشتار بیشتری زده مناطق گسترده تری را اشغال کرده است .»

انگار که سازمان ملل و نماینده اش فقط وقتی مورد تأیید هستند و درست حرکت می کنند که طرفدار منافع تروریستهای سوری باشند آن هم هنگامی که با شارلاتانیسم دولت رسمی سوریه را متهم به اشغال خاک خود می‌کنند!

البته رفقای مجاهد آنان نیز در این شارلاتانیسم دست کمی از آنان ندارند. در سایت همبستگی ملی به مطلبی به قلم یکی از اذناب باندرجوی در اعتراض به سفر خانم موگرینی به ایران زده شده است که همین شارلاتانیسم را در مضمون و محتوای خود دارد.

این مطلب با این عنوان «سفر فدریکا موگرینی به ایران، چوب حراج زدن به ارزشهای انسانی »، یکی از همان آه و فغان سردادنهای باندرجوی از گشایش در روابط ایران است که به رغم تمام ذلتها و خواریهایی که اعضای باندرجوی برای منزوی کردن ایران کشیدند، نتیجه عکس داد و دنیا اکنون دستش را به سوی ایران دراز کرده است.
جالب این است که شارلاتانهای وابسته به باندرجوی نیز خود را از دسته نینداخته و در مقابل به حضیض افتادن خود واکنشهای ابلهانه و احمقانه ای بروز می دهند که بسیار خنده دار است، چنین واکنشی در این مطلب با این کلمات بیان شده است:

«اتحادیه اروپا باید تا کنون درک کرده باشد که رژیم ایران در ضعیف‌ترین نقطه خود قرار دارد و هیچ آینده‌ای برای آن متصور نیست. اگرچه اینگونه سفرها بتواند منافع حقیر و کوتاه مدت سوداگران سرمایه در اروپا را برآورده کند اما در دراز مدت به سود آنها نخواهد بود و اگر اروپا بیش از این، آینده خود را با این رژیم رو به سقوط گره بزند در آینده دوستی مردم ایران را دست خواهد داد.»

معلوم نیست بایستی به حال این شارلاتانها خندید یا گریست؟!

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24299

شعار جدید مجاهدین در سال ۱۳۹۵، «سرافرازی» بجای «سرنگونی» 

Maryam Rajavi clown1سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و ششم مارس ۲۰۱۶:…  به همین دلیل و برای کاستن از آبرو ریزی بیشتر ، یک سین دیگر تحت عنوان «س= سرفرازی» به سفره هفت سینش اضاف کرد تا ضمن کمرنگ کردن شعار سرنگونی، خود را نیز از زیر بار قول سرنگونی به اعضا و هواداران این سازمان خلاص کند. البته نا گفته نماند علیرغم مطالب گفته شده بالا ، مریم رجوی به همراه اعضای این سازمان در نمایش عید نوروز … 

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

لینک به منبع

شعار جدید مجاهدین در سال ۱۳۹۵

«سرافرازی» بجای «سرنگونی»

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

مریم رجوی در اول فروردین و طبق روش هر ساله در اورسورواز پاریس و به همراه جمعی از اعضای این سازمان عید نوروز را جشن گرفته و آنرا تبریک گفت.

پیام مریم رجوی بر خلاف سالهای قبل از هیچ انسجامی برخوردار نبود و اگر از تبریک گفتن های وی به اعضای سازمان در لیبرتی، آلبانی ، شخص مسعود رجوی ، مردم ایران ، زندانیان سیاسی و بالاخره جمعبندی از سال ۹۴ که وی آنرا در بهت و ناباوری «پیروزی های پی در پی برای مجاهدین» ؟؟!! میخواند را کنار بگذاریم، بلحاظ سیاسی و اهداف سازمانی هیچ چیز مهمی را در بر نداشت.

تفاوت بارز پیام مریم رجوی به نسبت سالهای قبل، مشخصا در ۴ سال گذشته که سلسله وار شعار سرنگونی در سال پیش روی را برای سرپا نگه داشتن اعضای سازمان میداد، این بود که امسال، از این شعار مضحک دیگر خبری نبود .

مریم رجوی بجای دادن شعار هر ساله اش به این جمله بسنده کرد که: «. . . میتوان و باید سال ۹۵ را به سال مجدد شکست های پی در پی برای دشمن و پیروزی های پی در پی این مقاومت . . . تبدیل کرد. . . . !!؟؟ »

به همین دلیل و برای کاستن از آبرو ریزی بیشتر ، یک سین دیگر تحت عنوان «س= سرفرازی» به سفره هفت سینش اضاف کرد تا ضمن کمرنگ کردن شعار سرنگونی، خود را نیز از زیر بار قول سرنگونی به اعضا و هواداران این سازمان خلاص کند.

البته نا گفته نماند علیرغم مطالب گفته شده بالا ، مریم رجوی به همراه اعضای این سازمان در نمایش عید نوروز ۹۵، در مدرسه استثنایی اور سورواز پاریس، متفاوت تر از گذشته ظاهر شدند؛ از جلمه سفره آرایی جدید برای هفت سین، اضافه کردن سین «س = سرفرازی» به سفره، چاپ پرچم های جدید، نحوه گرفتن پرچم ها بهنگام سرودخوانی ، انتخاب نام جدید به محل استقرار اعضای سازمان در آلبانی تحت عنوان «اشرف ۳» و پذیرایی با شیرینی توسط مریم رجوی از نفرات حاضر در این مدرسه از جمله اتفاقات جالب در این نمایش و در شروع سال جدید بود.

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَ

مدرسه استثنایی اورسورواز پاریس – ما گلهای خندانیم
امسال کلمه سرفرازی را خانم معلم بما یاد داده است.

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَ

مدرسه استثنایی اورسورواز پاریس – ما گلهای خندانیم –
این سرود را خانم معلم به ما یاد داده است.

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَ

مدرسه استثنایی اورسوراز پاریس – ما گلهای خندانیم
ما مدره هستیم. بجای عمو نوروز بابانوئل داریم

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَ

مدرسه استثنایی اورسورواز پاریس
ما گلهای خندانیم – من مهدی هستم. اسم دوستم هم محمد است.
ما سالهاست در این مدرسه درس می خوانیم!؟

(پایان)

*** 

افشای دروغ بزرگ باندرجوی در باره لایحه دفاعی کنگره آمریکا

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

پارلمان عراق در حمایت از خانواده های گروگانهای رجوی در کمپ لیبرتیIraqi Parliament take action to aid families of Liberty residents Iraq

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24046

سرنگونی ؛ استراتژی یا وسیله فریب اعضا 

Mojahedin_Khalq_Iran_March20163سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، سوم مارس ۲۰۱۶:…  «سرنگونی»، سال هاست که به یک شعار بی مصرف و بی محتوا که توسط رهبران نادان این گروه سر داده میشود تبدیل شده است و چیزی که از آن باقی مانده تنها یک نوشته بر روی یک تکه کاغذ است که هر سال بر سفره هفت سین مجاهدین تحمیل میشود. تا شاید بتوان برای چند صباح دیگر اعضای نگون بخت را در تشکیلات مجاهدین نگه داشت. و ذهن آنان را به … 

لاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

لینک به منبع

«سرنگونی» ؛ استراتژی یا وسیله فریب اعضا

سیدحجت سیداسماعیلی
عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

«سرنگونی»، سال هاست که به یک شعار بی مصرف و بی محتوا که توسط رهبران نادان این گروه سر داده میشود تبدیل شده است و چیزی که از آن باقی مانده تنها یک نوشته بر روی یک تکه کاغذ است که هر سال بر سفره هفت سین مجاهدین تحمیل میشود. تا شاید بتوان برای چند صباح دیگر اعضای نگون بخت را در تشکیلات مجاهدین نگه داشت. و ذهن آنان را به انبوه سوال ایجاد شده در خصوص خط، استراتژی ، ایدئولوژی و سیاست گِل گرفت.

اگر نگاهی به گذشته نه چندان دور و شعارهای سرنگونی مجاهدین بیندازیم خیلی بهتر میتوان عمق نگاه تحقیر آمیز رهبران آنان در حق اعضای دربند این گروه را دریافت.

حال باید ماند و دید رهبران نادان و خیالپرداز مجاهدین با چه ترفند جدیدی در نوروز ۱۳۹۵ به صحنه خواهند آمد.

آنچه که ذیلا آورده میشود تنها گوشه ای از فریب کاریهای مجاهدین در حق اعضای در بند این گروه است.

مراسم تحویل سال ۱۳۹۰ و بخشی از صحبت های مریم رجوی:

« . . . نوروز ۱۳۹۰ نوروز قیام های ایران . . . آغاز عصر آزادی و دموکراسی . . . عصر زنان و جوانان و عصر حاکمیت مردم .. . . »

مریم رجوی در کنفرانس پاریس: «زمان سرنگونی ملاها در ایران فرا رسیده است»

کنفرانس بین‌المللی در پاریس با حضور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت

خروج مجاهدین از لیست آمریکا، چشم‌انداز تغییر در ایران در سال ۲۰۱۳ – ۲۷آبان ۱۳۹۱ (۱۷نوامبر ۲۰۱۲)

خبرگزاری فرانسه: مریم رجوی: «زمان سرنگونی ملاها در ایران فرا رسیده است»

خبرگزاری فرانسه ۱۷نوامبر ۲۰۱۲ (۲۷آبان) پاریس

روز شنبه مریم رجوی در پاریس گفت خروج مجاهدین خلق از لیست تروریستی ایالات متحده تعادل‌قوا را در ایران تغییر داده و راه را برای بالا گرفتن جنبشی که قادر است ملاها را سرنگون کند باز کرده است.

خبرگزاری اسپانیا در تاریخ ۲۷ آذر ۹۱ به دیدار مریم از اسپانیا اشاره می‌کند : مریم رجوی عنوان می‌نماید که بهار ایران به حاکمیت آخوندها خاتمه می‌دهد .!!

سایت وای او نیوز ( تلویزیون والدوآز – فرانسه ) به تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۳ به نقل از مریم رجوی عنوان می‌کند که زمان سرنگونی ملاها در ایران فرا رسیده است .!!

در مراسم افتتاحیه اجلاس میاندوره‌ای شورا به تاریخ ۲۸ دی سال ۹۱ مریم رجوی باز هم عنوان می‌کند که وارد مرحله سرنگونی شدیم و باید در آینده نزدیک رژیم سرنگون شود .

تلویزیون العربیه در ۱۴ بهمن ۹۱ خبری مبنی بر گردهمایی بین المللی در پاریس با حضور مریم رجوی پخش نمود که در آنجا به نقل از مریم قجر عنوان می‌نماید که امسال سال تغییر در ایران می‌باشد .!!

سخنرانی مریم در مجلس ملی فرانسه به تاریخ دوم اسفند ۹۱ : حکومت ایران در مرحله سرنگونی قرار گرفته است .!!

مجاهدین خلق مریم رجوی و سرنگونی

مجاهدین خلق مریم رجوی و سرنگونی

مجاهدین خلق مریم رجوی و سرنگونی

مجاهدین خلق مریم رجوی و سرنگونی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24111

رجوی همچنان در بند صبر و انتظار 

 ایران دیدبان، هشتم مارس ۲۰۱۶:… اکنون نیز مدتیست منتظر پیروزی داعش در سوریه نشسته است تا معادلات منطقه به هم بریزد و چیزی نصیبش شود. حتی شانس این را ندارد که نیروهایش را به سوریه بفرستد تا به داعش بپیوندند. چاره ای ندارد جز این که منتظر بنشیند، هر بار هم که چشم انداز پیروزی برای جبهه حامیان داعش پیدا می شود، رویداد دیگری کاملاً آن را از بین می برد. حامیان داعش و مجاهدین هم مثل خودشان اهل هارت و … 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

لینک به منبع

مریم رجوی دلقک دربار مسعود شاه؛ رجوی همچنان در بند صبر و انتظار

رجوی چه می‌کند و گروه تروریستی مجاهدین معطل چیست؟

اگر بناست که گروه تروریستی مجاهدین با شوهایی که مریم رجوی به مناسبتهای مختلف اجرا می کند، از بحرانی که در حال فروبردن این گروه در غرقاب خود است، نجات یابد، بایستی صدسال دیگر – که مریم رجوی می شود یک عجوزه ۱۶۰ ساله و آب از آب تکان نمی خورد- منتظر بنشیند.

عوامل باند رجوی سی و پنج سال است که در خیابانها و دالانهای محافل اروپایی جولان می‌دهند و به بهانه‌های مختلف مراسم برگزار می کنند تا مریم رجوی بیاید و لباسهای جدیدش را به نمایش بگذارد اما تا کنون چیزی گیرشان نیامده است.

حضور مریم رجوی در این مجالس و تکرار حرفهایی که تغییری در وضع بد و نابسامان مجاهدین نمی‌دهد، به مثابه تاکتیکی برای وقت گذرانی است. اگرچه در میان کار و فعالیت باندرجوی که به وب‌گردی و حضور در فضای مجازی خلاصه شده است، همین وقت‌گذرانی جدیترین کاریست که از دستشان برمی‌آید.

اما آیا این تحرکات بیهوده که سر و ته آن به یک ریال نمی ارزد، رجوی را که در حسرت رسیدن به قدرت می‌سوزد و مدعیست که آمریکا را هم باید به دنبال خودش بکشد، قانع می‌کند!

البته مبتنی بر دیدگاه ایدئولوژیک رجوی، کار مهم و جدی یعنی کار تروریستی؛ اما از بدحادثه برای دار و دسته هفت تیر کش رجوی، چنان درکار تروریستی گل گرفته شده است که اگر کسی به رجوی اسلحه مفتی هم بدهد از آن فرار می‌کند.

آمریکا هم فعلاً فقط سرکنار آمدن با جمهوری اسلامی را دارد و تنها کاری که می‌تواند و می خواهد برای مجاهدین انجام دهد این است که با دولت آلبانی چانه بزند تا تعداد بیشتری از اعضای این گروه را بپذیرد، گویی در حال انجام یک کار زیرساختی برای سایر کشورهای اروپایی است تا آنها هم الباقی بقایای رجوی را به این کشور بفرستند و رفقا همه دور هم جمع شوند.

با این اوصاف و گیرافتادن در چنین وضعی که صدبار از باتلاق عراق بدتر است، مهمترین و جدیترین کاری که رجوی انجام می‌دهد چیست و دار و دسته اش را به امید چه معطل نگه داشته است؟!

واقعیت این است که درست از مرداد ۱۳۶۷ تا به حال، رجوی در بند “ص ” گرفتار است و در انتظاری بی پایان بسر می برد. هر کار و فعالیتی هم انجام داده است چشمش به دست کس دیگری بوده است تا عنایتی کند و مجاهدین را از منجلاب بیرون بکشد. تا زمان سقوط صدام، منتظر بود که وی مجدداً مرتکب یکی از آن حماقتهای تاریخی شود و به ایران حمله کند که نشد، به نمایندگان کنگره آمریکا آویزان شد تا نجاتش دهند، که آن هم نشد؛ به جمهوری خواهان برای حمله به ایران دل بست که ناامیدش کردند، این همه خرج نمایش های متعدد کرد تا کسی حرفهایش را راجع به تولید بمب اتم توسط ایران باور کند که کشورهای غربی دلش را شکستند و از سر تفاهم با ایران برآمدند، حتی اسرائیل هم بازیی را که خود براه انداخته بود دیگر ادامه نداد.

رجوی مدتی هم در انتظار وزیدن باد از جانب کشورهای عربی بسوی ایران بود که آن هم نشد و ظاهراً فقط طوفانی مخصوص کشورهای دیکتاتوری و حامیان مجاهدین بود.

اکنون نیز مدتیست منتظر پیروزی داعش در سوریه نشسته است تا معادلات منطقه به هم بریزد و چیزی نصیبش شود. حتی شانس این را ندارد که نیروهایش را به سوریه بفرستد تا به داعش بپیوندند. چاره ای ندارد جز این که منتظر بنشیند، هر بار هم که چشم انداز پیروزی برای جبهه حامیان داعش پیدا می شود، رویداد دیگری کاملاً آن را از بین می برد. حامیان داعش و مجاهدین هم مثل خودشان اهل هارت و پورت بی پشتوانه هستند، عربستان ائتلاف ضد تروریست تشکیل داد که با قدرت برای سرنگونی بشار اسد وارد سوریه شود، اما معلوم شد ائتلافی روی کاغذ بوده است که ما به ازای عملی ندارد، پس از چندی ادعا کرد که نیرو برای عملیات زمینی به سوریه می فرستد و آخر سر معلوم شد که جرأت این کار را هم ندارد، نخست وزیر ترکیه هم که به ایران رفت و به دلیل نیازهای کشورش نمی تواند از بازار ایران بگذرد و بنابراین باید فتیله را در سوریه پایین بکشد. میمانند این داعشی های زبان بسته که آنها هم در نهایت تار و مار خواهند شد و چیزی نصیب رجوی نخواهد شد.

با این حساب سیاست صبر و انتظار رجوی، بیست و هفت ساله شده و با این روندی که اوضاع منطقه و جهان به پیش می رود، باید گفت که این سیاست همیشگی خواهد شد و بنابراین باید همچنان آماده مشاهده آخرین لباسهای مریم رجوی که در مراسم گوناگون از آن رونمایی می کند بود.

*** 

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultآیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsپشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

Will President Rouدیhani meet genuine human rights advocates halfway

***

همچنین:

یافتن بهانه برای اضمحلال تاریخی مجاهدین؛ چوب‌های زیر بغل رجوی چه می گویند؟

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هشتم فوریه ۲۰۱۶:…  بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می خواهند بعنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته …
 
 
سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۶:… اجرای برجام بایان عمر سیاسی مجاهدین نیز هست چرا که جایگزین کردن یک حرکت تاکتیکی مثل موضوع حقوق بشر با موضوع هسته ای – که سرمایه گذاری عظیم چندین ساله استراتژیکی سازمان برای شروع جنگی دیگر در منطقه بوده – یک فریب سیاسی بیش نیست و صرفا مص
 
 
سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، نهم دسامبر ۲۰۱۵:…  و بالاخره روز ۱۶ آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد. وضعیت مجاهدین به مثابه آن کبکی است که سرش را زیر برف کرده و فکر میکند
 
 
سید حجت سید اسماعیلی، ایران اینترلینک، هجدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  اگر آنچه را که مجاهدین در این اطلاعیه مدعی اند، رژیم بر سر خانواده مثنی آورده است باید دید خود مجاهدین چه بلایی بر سر تنها عضو حاضر از این خانواده در تشکیلات مجاهدین آورده اند.  البته ممکن است خانواده این فرد هنوز ندا
 
 
سید حجت سید اسماعیلی (بهرام)، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۵:… انگار این آقایان از همکاری های اطلاعاتی، جاسوسی و مزدوری مجاهدین برای صدام حسین و دیگر کشورها بی خبر بوده و هیچ حرفی برای گفتن ندارند.  امیدوارم خدای ناکرده اروپا نشینی ، پز مبارزه با رژیم دادن و با ذره بین دنبال فاکت ها و دلایل عبور از مرزبندی