به یاد جعفر کهزادمنش و جلیل بزرگمهر و دهها سربه نيست شدۀ دیگر در فرقۀ رجوی

به یاد جعفر کهزادمنش و جلیل بزرگمهر و دهها سربه نيست شدۀ دیگر در فرقۀ رجوی

Executions in Mojahedin Khalq Rajavi cultغفور فتاحیان، پیوند رهایی، سیزدهم می 2016:…  جعفر از جملۀ نوجوانان ایرانی بود که در سودای آزادی برای میهن و مردمش به سازمان مجاهدین خلق با هویت و هدفی که از قبل از انقلاب معروف بود پیوسته بود ولی سرانجام خود قربانی رهبری رجوی بر این سازمان شد. در روزهای گرم تابستان سال 71 بود که در مقر ما در قسمت مجموعه های معروف به اسکان یا همان مجموعه آ و ب بود که در هر یک سی تا چهل نفر بودیم و دائما از … 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003مصطفی محمدی: عصر عصر افشای مرگهای مشکوک و انگورهای سمی ست 

لینک به منبع

به یاد جعفر کهزادمنش و جلیل بزرگمهر و دهها سربه نيست شدۀ دیگر در فرقۀ رجوی

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

مرگ های مشکوک در سازمان مجاهدین خلق فرقه رجوی

غفور فتاحیان

آقای غفور فتاحیان

یکی ازنمونه های بسیار جنایتکارانه از موارد قتل و سربه نیست کردن در فرقۀ رجوی قتل جعفر کهزادمنش نوجوان 17 ساله ای است که به دلیل یک انتقاد و مخالفت با آمدن رجوی به عراق توسط سردمداران فرقۀ رجوی به قتل رسید.

جعفر از جملۀ نوجوانان ایرانی بود که در سودای آزادی برای میهن و مردمش به سازمان مجاهدین خلق با هویت و هدفی که از قبل از انقلاب معروف بود پیوسته بود ولی سرانجام خود قربانی رهبری رجوی بر این سازمان شد.

در روزهای گرم تابستان سال 71 بود که در مقر ما در قسمت مجموعه های معروف به اسکان یا همان مجموعه آ و ب بود که در هر یک سی تا چهل نفر بودیم و دائما از طرف مسئولین سازمان برایمان از صبح تا غروب بطور یک سره نوار مسعود رجوی می گذاشتند بعد از اتمام نوار تازه نشست های خسته کننده و طولانی توسط مسئولین زن بالای فرقه رجوی برگزار می شد و می بایست بطور اجباری در هر موردی از نوار ها موضع می گرفتی یعنی از ان تعریف و تمجید می کردی.

در یکی از این روزها نوار آمدن مسعود و مریم به عراق را برایمان گذاشتند و بعد از آن هم نشست در همین رابطه توسط فرشته یگانه برگزار شد تا هر کس بگوید که چه از نوار گرفته است.

قبل از شروع نشست تعدادی کلاه بردار و کبوتر باز سیاسی شروع به تعریف و تمجید از مسعود کردند که در همین میان جعفر کهزاد منش بلند شد و با همان لهجه شیرین کردی رو به فرشته یگانه گفت: به نظر من کل سازمان و مسعود رجوی در رابط با آمدن به عراق باید از مردم ایران عذر خواهی کنند!.

فرشته یگانه که کاملا سرخ و پوزه اش بد جوری به خاک مالیده شده بود و اصلا انتظار چنین حرفی را آن هم با این قاطعیت نداشت برای تغییر فضا و رفع و رجوع آن گفت که شما تازه از ایران آمده اید و زنگارها و ناخالصی های زیادی دارید که باید چندین بار این نوارها را ببینید تا آن زنگارها زدوده شود و بتوانید واقعیت را ببینید و بفهمید.

ولی جعفر در هیچ موردی کوتاه نیامد و همان موضع خودش را در رابطه با فرقه رجوی داشت.

بعداز چند ماه به قرارگاه کوت رفتیم و بعد از مدتی خبر دادند که جعفر در مرز توسط شلیک ناخواسته کشته شده است.

بعدا یک مراسم کوچک و ساده برای او گرفتند و قضیه تمام شد!. اما یک سال بعد قبر او را که در گورستان اشرف بود می خواستند بردارند چون گفتند او مزدور وزارت اطلاعات بود!!!

از این نوع موارد سر به نیست کردن و سرپوش گذاشتن با انواع پوشها و بهانه ها بر آن در فرقه رجوی کم نبود که از جمله مورد جلیل بزرگمهر بود که دوست صمیمی من بود و در تمام نشستها علیه مسئولین فرقه موضع مخالف گرفته و عقیدۀ مخالف خودش را علنا ابراز می کرد بخصوص در رابطه با ازدواج مسعود با مریم قجر که از آن به عنوان یک لکه ننگ بر دامان سازمان مجاهدین یاد می کرد.

در یکی از نشست ها مسئول نشست مریم اکبری به جلیل بزرگمهر که موضعی مخالف مسعود رجوی گرفته بود گفت اگر دست من در سازمان باز گذاشته شده بود همین الآن چشمهایت را از حدقه در می آوردم.

تا اینکه جلیل در سالهای رعب و وحشت و خفقان در داخل سازمان یعنی سالهای 73 و 74 دستگیر و به همراه عدۀ زیادی دیگر از زندانیان سربه نیست شد.

آره رجوی ضد بشر حتی تحمل یک انتقاد سادۀ اعضای خودش را هم نداشته و ندارد ولی با اینهمه مریم رجوی در همین نزدیکی پاریس درحالیکه دستش به خون این بیگناهان آلوده است شعار دموکرسی و آزادی سر داده و دم از دفاع از حقوق بشر می زند.

ولی بر همگان روشن است که در آیندۀ نه چندان دور و در دادگاه مردم ایران رجوی و رجوی چیان حساب این همه خون به ناحق ریخته را پس خواهند داد.

*** 

مریم رجوی عراق صدام حسینرجوی و نیرنگ و فریب همه سالۀ «سرنگونی»

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24712

نامه اعتراضی به کمیساریای عالی پناهندگان (نگرانی از کندی شدید انتقال و ممنوعیت ملاقات) 

Homayoon_Kohzadi_Gharfour_Fatahianغفور فتاحیان و همایون کهزادی، پیوند رهایی، بیست و یکم آوریل ۲۰۱۶:…  تا آنجا که ما اطلاع داریم بسیاری از این مادران و پدران سالخورده موفق به دیدار سادۀ خانواده گی هم با فرزندانشان نشده و چشم از جهان فرو بستند. آیا این در قرن بیست و یکم جنایت نیست که پدر ومادر حق دیدار و حتی حق تماس و گفتگو با فرزندش را که بیش از بیست سال است او را ندیده است نداشته باشد؟؟!! از این رو از کمیساریای عالی پناهندگان ملل … 

گزارش کمپ لیبرتی 6نگاهی دیگر به پیام نوروزی مریم رجوی برای سالمندان بیمار کمپ آوارگان لیبرتی

لینک به منبع

نامه اعتراضی دو تن از جدا شدگان سازمان مجاهدین به دفتر کمیساریای عالی پناهندگان در پاریس

همایون کهزادی غفور فتاحیان

روز گذشته آقایان غفور فتاحیان و همایون کهزادی از جدا شدگان سازمان مجاهدین در فرانسه نامه اعتراضی خود مبنی بر نگه داشتن دوستان سابقشان در کمپ لیبرتی و کندی شدید انتقال آنان از عراق و همچینن ممانعت از دیدار خانواده ها با عزیزانشان در کمپهای سازمان در عراق و آلبانی توسط رهبری آن را تسلیم دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در پاریس کردند. در زیر متن نامه را می آوریم:

ریاست محترم کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد – ژنو؛

ما دو تن از جداشدگان سابق سازمان مجاهدین هستیم که هر کدام بین ۱۵ تا ۲۰ سال بطور حرفه ای در پایگاه های این سازمان در خاک عراق بودیم. از این رو با تمام رویکردها و مناسبات فرقه ای این سازمان آشنایی کامل داریم و در طی این سالیان انواع فشارها و سختیهای جسمی و روحی را با گوشت و پوست و استخوان خود تجربه کرده ایم لذا آماده ایم در مقابل هر مرجعی بین المللی بر آنچه در طی این سالیان بر ما و دوستانمان گذشته است شهادت بدهیم.

اقای رئیس کمیساریا،

الان بسیاری از دوستان سابق ما در کمپ اشرف اسیر مسئولین سازمان مجاهدین هستند. آنان به علت مغز شویی و فشارهای این سازمان قدرت هیچ تصیم گیری را ندارند و به خوبی می دانیم که اگر مسئولین کمیساریا طبق قوانین بین المللی و حقوق بشری به جای گوش دادن و صحبت با سران سازمان مجاهدین، با تک تک افراد به صورت انفرادی و یا با حضور خانوادۀ آنان صحبت بکنند ما صد در صد مطمئن هستیم که بیش از ۹۹ در صد افراد انتخاب آزادانه خود که همانا خارج شدن از عراق و انتخاب زندگی جدید خود به دور از تشکیلات فرقه گریانه رجوی است را اعلام می کنند.

اقای رئیس

ما زمانی که در اشرف بودیم هنگام ورود سازمانهای حقوق بشری از جمله برای انجام مصاحبه بلافاصله از سوی مسئولین سازمان مجاهدین با نشستهای متعددی مغزشویی می شدیم و در بسیاری موارد افرادی را که خواهان جدایی بودند رسما تهدید می کردند و به همین خاطر است که بیشتر افراد از بیرون آمدن از آنجا ترس و واهمه دارند.

حتی وقتی که خانواده ها می آمدند به همه ابلاغ می کردند که هیچ کسی حق ملاقات با خانواده اش را ندارد زیرا سران این سازمان بخوبی می دانستند که افراد در اولین تماس با خانواده بلافاصله از سازمان جدا می شوند.

الآن هم در حال حاضر بسیاری از خانوادهای این اسیران از پدران و مادران سالخورده ای هستن که در آخرین روزهای زندگی خود تنها آرزویشان دیدن فرزندانشان می باشد. تا آنجا که ما اطلاع داریم بسیاری از این مادران و پدران سالخورده موفق به دیدار سادۀ خانواده گی هم با فرزندانشان نشده و چشم از جهان فرو بستند.

آیا این در قرن بیست و یکم جنایت نیست که پدر ومادر حق دیدار و حتی حق تماس و گفتگو با فرزندش را که بیش از بیست سال است او را ندیده است نداشته باشد؟؟!!

از این رو از کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد بعنوان یک سازمان حقوق بشری خواهشمندیم که برای کمک به این اسیران و خانواده ها نقش اساسی خود را ایفا کرده و به وظیفه و مسئولیت قانونی و بین المللی و انسانی و حقوق بشری خود که هدف تأسیس آن بوده است عمل کند.

همایون کهزادی و غفور فتاحیان

از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق

پاریس – ۳۰ فروردین ۱۳۹۵

۱۸ آوریل ۲۰۱۶

*** 

آقای رجوی سلاح را برای چه کاری و برای چه کسی می خواهی؟

ابراهیم خدابنده الجعفریگفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

کمپ اشرف فوریه 2015جشن ارتش و سپاه بدر در کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) در پی پاکسازی استان دیالی از تروریستها

خانواده ها: نفرت در نوشته های اخیر رجوی نگران ترمان می کند (نامه سرگشاده)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20384

بی بند وباری در لیبرتی 

همایون کهزادی، یاران ایران، پاریس، نوزدهم اوت ۲۰۱۵:… حالا که نیمی در البانی ونیمی هم در المان وکشورهای دیگر پناهنده شده ونیمی هم به ایران بازگشتند ماندن این تعداد چه چیزی را میخواهد عوض کند با این تعداد وانهم همه ناراضی میخواهد چکار کند ایا هنوز فکر سرنگونی دارد ایا میخواهد دوباره با تانک وتوپ وارد مرزها شود ایا میخواهد راهگشایی وعملیاتهای داخله انجام دهد گیرم که میخواهد این کار را هم بکند با کدام نیرو …

 مسعود رجوی مریم رجوی مزدوران صدام حسین مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

بی بند وباری در لیبرتی

این روزها بسیاری از اسیران دیگر ماندن در لیبرتی برایشان مرز سرخ شده وبه همین خاطر دل را به دریا زده وبه فرماندهان خود ابلاغ میکنند که ما دیگر نیستیم وباید برویم هرچند که این سازمان به حرفهایشان گوش نمی دهند وانها را با هر شیوه ای ساکت میکنند اما مهم این است که بر زبان می اورند ورودر رو میگوییند که ما میخواهیم برویم انها میدانند که گفتن این کار بی فایده است و نمیگذارند که بروند بخاطر اینکه بعد از فرار اگر گیر افتادند بگویند که ما گفتیم ولی شما گوش ندادین ومجبور بودیم که فرار کنیم در همین راستا تعدادی با همین شیوه فرار کردند ولی برای همه سوال است که چرا نمیگذارند این اسیران که سالیان است میخواهند بروند وهیچ امید وروزنه ای برای ازادی ندارند وخودشان هم بخوبی میدانند که دیگر ان زمان گذشت چرا باید همچنان تعدادی در بند باقی بمانند

حالا که نیمی در البانی ونیمی هم در المان وکشورهای دیگر پناهنده شده ونیمی هم به ایران بازگشتند ماندن این تعداد چه چیزی را میخواهد عوض کند با این تعداد وانهم همه ناراضی میخواهد چکار کند ایا هنوز فکر سرنگونی دارد ایا میخواهد دوباره با تانک وتوپ وارد مرزها شود ایا میخواهد راهگشایی وعملیاتهای داخله انجام دهد گیرم که میخواهد این کار را هم بکند با کدام نیرو با این تعداد ناراضی که دارن هر روز فرار میکنند یا نه پشت پرده چیزهایی هست که فقط باید خودشان در جریان باشند که اینقدر پافشاری برای این تعداد باقی مانده میکند ونمیگذارد به دنبال زندگی خود بروند خودتان میبینید که دارن فرار میکنند دارن با زبان خود میگویند که ماندن ما در این خراب شده بیفایده است ماکه نمیتونیم کاری برای شما بکنیم وشما هم دیگر نمیتوانید کاری بکنید پس ماندن ما در این عراق چه چیزی را میخواهد عوض کند

همایون کهرادی انجمن یاران ایران

پاریس ۱۸/۸/۲۰۱۵

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19805

آیا در لیبرتی زمان متوقف شده؟ آیا اسیران همان اسیران قبل هستند؟

همایون کهزادی، یاران ایران، پاریس، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۵:… هر انسان ازاده ای باصطلاح به اسم این سازمان نگاه کند و مقداری پیشینه ننگین ان را مرور کند به روشنی در میابد که این فرقه فقط و فقط اسم مجاهدین خلق ایران را دارند یدک میکشند و این اسم برای انان زیادی سنگینی میکند،چرا که فقط اندکی در جریان فعالیتهای این فرقه در عراق و اروپا قرار بگیریم میتوانیم به وضوح تمام ببینیم که این فرقه به مرور …

گزارش کمپ لیبرتی 6نگاهی دیگر به پیام نوروزی مریم رجوی برای سالمندان بیمار کمپ آوارگان لیبرتی

لینک به منبع

آیا در لیبرتی زمان متوقف شده آیا اسیران همان اسیران قبل هستند

متاسفانه تعدادی انسانهای اندک و انگشت شمار و فرسوده هستند که مدعی مبارزه هستند، با نظام حاکم بر ایران و این افراد با خودخواهی مفرط به افکار عقب افتاده به اصطلاح به مبارزه خود ادامه میدهند، این تعداد افراد که اسم خود را سازمان مجاهدین خلق ایران گذاشته اند.

هر انسان ازاده ای باصطلاح به اسم این سازمان نگاه کند و مقداری پیشینه ننگین ان را مرور کند به روشنی در میابد که این فرقه فقط و فقط اسم مجاهدین خلق ایران را دارند یدک میکشند و این اسم برای انان زیادی سنگینی میکند،چرا که فقط اندکی در جریان فعالیتهای این فرقه در عراق و اروپا قرار بگیریم میتوانیم به وضوح تمام ببینیم که این فرقه به مرور زمان تبدیل به یک دایره شده اند و هیچ سمت و سو مشخصی ندارند فقط در یک شعاع دور خود میچرخند و از طرفی هم مثل دستمالی شده اند که باد به هر سمتی بوزد ان را به ان سمت میبرد.

و الان در شرایط کنونی و حتی پیشتر نگاه بیندازیم سران این فرقه مسعود و مریم رجوی کاملا تعادل قوای هستند چرا که تا چندی پیش این فرقه شعار میداد امریکا دشمن ما میباشد و همیشه در سایتهایشان اهنگ سر کوچه کمینه را میگذاشتند ولی الان با کمال تعجب میبینیم که امریکا پسر عموی رجوی شده انچنان رجوی از امریکا تعریف و تمجید میکند که انگاری همین فردا دولت امریکا مسعود رجوی را به چشم رهبر ایران نگاه میکند، و از سوی دیگری هم رجوی سر دعوا را با دولت عراق باز کرده و اصلا به فراموشی سپرده مبارزه اش را ،و نمونه های دیگر که متاسفانه فرصت نیست ان را بنویسم.

اگر همین فاکت را در بالا به صورت جزئی نگاه بکنیم به روشنی در میابیم معنی تیتر مقاله را همان مبارزین خسته و یا دروغین.

اکنون سالیان سال از شعار رجوی میگذرد روزی رجوی میگفت مبارزه مسلحانه برای نابودی نظام ایران،اما الان این فقط به یک حرف بی مصرف تبدیل شده و روزانه این افراد به نیروها انگیزه میدهند شاید چند صباحی دیگر هم بتوانند این نیروها را در بند نگه دارند تا اینکه سپری بشوند برای حفظ جان مسعود رجوی،اما اما امروزه داریم میبینیم که این مبارزین خسته و افسرده به گوشه ای خزیده اند و خدا خدا میکنند که هر چه زودتر از این جهنم رجوی جان سالم به در ببرند و به زندگی خود برگردند و از طرفی هم مبارزین پشیمان را نگاه میکنیم همان سران فرقه را میگویم در انتظار نشسته اند شاید دولت امریکا در یک سینی طلای انها را پشتیبانی کند و این تنها روزنه امید انان میباشد اما در اینجا باید گفت که شتر در خواب بیند پنبه دانه

همایون کهزادی ۸/۷/۲۰۱۵

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24247

نامه به مسعود رجوی دشمن ایران و ایرانی 

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پاریس، نوزدهم مارس ۲۰۱۶:…  آقای رجوی قبل از هر نکته ای آیا بهتر نیست که در آستانه پیری و مرگ بیایی و به علت اعمال جنایتکارانه ات از قبیل تار و مار کردن یک نسل و به هدر دادن امکانات و نیروی یک خلق و وارد کردن بزرگترین ضربه بر جنبش آزادیخواهانۀ مسالمت آمیز مردم ایران و از همه مهمتر خیانت به مردم و ملت ایران با قرار گرفتن در کنار دولت و ارتش دشمن این آب و خاک خود را به دادگاه عدالت … 

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

لینک به منبع

نامه به مسعود رجوی دشمن ایران و ایرانی

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین خلق ایران

آقای رجوی قبل از هر نکته ای آیا بهتر نیست که در آستانه پیری و مرگ بیایی و به علت اعمال جنایتکارانه ات از قبیل تار و مار کردن یک نسل و به هدر دادن امکانات و نیروی یک خلق و وارد کردن بزرگترین ضربه بر جنبش آزادیخواهانۀ مسالمت آمیز مردم ایران و از همه مهمتر خیانت به مردم و ملت ایران با قرار گرفتن در کنار دولت و ارتش دشمن این آب و خاک خود را به دادگاه عدالت بین المللی بسپاری و به این تباهی و خیانت و جنایت خود اعتراف کنی تا شاید اندکی از بار گناهانت در پیشگاه مردم ایران کاسته شود؟.

ولی به هر حال می خواستم به خاطر تو بیاورم که آن روزها که در پادگان اشرف نشست می گذاشتی و هر سال را سال سرنگونی و سال سین وو… اعلام می کردی و آخرش هم موهوم از آب در می آمد هم تو می دانستی وهم تمام افراد نشست می دانستند که تمام اینها جز حرف مفت و شعارهای پوچ و تو خالی برای فریب آنان نیستند.

بعد از نشستهای تو در اشرف وقتی که با دوستانی در محفل خودمان در مورد حرفهای تو صحبت می کردیم همه یک نظر داشتیم که اینها همه اش برای دلخوش کردن و تبلیغات دروغین است و هیچ کسی هم حتی نزدیکترین افراد نزدیک به خودت هم به حرفهایت نه باور داشت و نه پشیزی برای آن ارزش قائل بود.

شاید هنوز فراموش نکردی که یکبار در نشست گفتی: اگر انقلاب مریم (منظورش به اصطلاح مرحلۀ دوم «انقلاب ایدئولوژیک» یعنی طلاقهای اجباری و ممنوعیت ازدواج از آذر سال ۶۸ می باشد) را سه سال زودتر انجام می دادیم (یعنی در سال ۶۵ بلافاصله بعد از آمدن به عراق) سرنگونی سه سال جلوتر می افتاد آیا میدانی که در محفل های خودمان چی می گفتیم؟ باور کنید بیشتر افراد می گفتند که حال شما خوب نیست چون اصلا به اصطلاح انقلاب مریم هیچ ربطی به سرنگونی نداشت و بلکه برای سرکوب و سرکوفت و مهر سکوت زدند بر لب دیگران برای پیشبرد خط و خطوط خودت بود و بس تا افراد به کارهای احمقانۀ تو از سال شصت تا آنموقع اعتراض علنی نکنند و ذهنشان به موضوع دیگری معطوف و مشغول شود و خودشان را به جای طلبکاری و گرفتن یقۀ تو بدهکار گمان کرده و یقۀ خودشان را بگیرند و خودشان را همیشه گناهکار احساس کنند!!… و همه مان می گفتیم این رجوی چرا جرأت نمی کند به جای سه سال پیش بگوید چهار سال یا پنج سال پیش؟؟ چون اگر طوری می گفت که سال ۶۴ را هم در بر می گرفت قضیه در درجۀ اول پای خودش را و دم ودستگاه انقلاب ایدئولوژیک خودش را می گرفت و ازدواجش با مریم قجر را زیر علامت سؤال می برد یعنی در آن صورت انگار می گفت و اعتراف می کرد که: ازدواج من هم سرنگونی را به عقب انداخت و مانع آن شد!!.

بگذار این را هم به تو یادآوری کنم که یک بار در آستانۀ سال ۷۷ آن را هم سال سین یعنی سال سرنگونی رژیم اعلام کردی که در این میان یکی از افراد جدید که چند سالی بود به اشرف آمده بود و سطح سیاسی بالایی هم نداشت در آن نشست سر حرف شما موضع گرفت و جلوی همه افراد در پادگان جلولا گفت من سرنگونی را که شما می گویید قبول ندارم چون برای سرنگونی یک حکومت نیازمند تاکتیک و یک ارتش کلاسیک مجهز به انواع سلاحها یعنی یک ارتش کامل چند صد هزار نفره می خواهد نیرویی که ما داریم برای یک شبیخون بزن در رو است نه سرنگونی… آخر سرنگونی با کدام ارتش؟!.

مسئول نشست که مریم اکبری بود و سواد درست و حسابی هم نداشت با دستپاچگی گفت جواب سرنگونی ارتش آزادیبخش است که بلافاصله همین فرد گفت: این ارتش یک روستا را هم نمی تواند بگیرد چه به رسد به سرنگونی!. خلاصه این فرد را با مارک نفوذی و فحش های زیاد سر جایش نشاندند و آخر هم بعد از چند روز ناپدید شد.

فاکت و نمونه به اندازه یک خروار دارم که برایت بنویسم ولی می خواستم با همین نمونه های کوچک به تو یاداوری کنم که تا دیر نشده خودت را به دستگاه عدالت بین المللی بسپاری و می دانم و یقین دارم که تو دل و جرات این کار را نداری چون هر چی نگاه می کنم می بینم تو در تمامی بزنگاه های سیاسی و نظامی بلافاصله ناپدید و متواری شدی. از سال شصت تا به امروز مگر تو نبودی که در نشست سالن باقرزاده گفتی بزرگترین اشتباه اوجالان خارج شدن از میان نیروهایش بود و چند ین بار تکرار کردی که مگر خون او از نیروهایش رنگین تر بود؟! حال به خودت چی می گویی؟ آیا خون تو از ماها رنگین تر بود که تو و همسرت که همدیگر را با انواع لقبهای موهوم به ما قالب می کردید همۀ ما را زیر بمباران جا گذاشتید و فراری شدید و فقط پیام می دادید. تازه قبل از همه مریم را سریع خارج کردی و بعد هم خودت فلینگ را بستی!!.

بالاخره تاریخ همه چیز را مشخص می کند و تو در پیشگاه تاریخ رسوا هستی و پاسخی نخواهی داشت.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24149

فرقه رجوی یا سازمانی مرده؟! 

 غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پاریس، دهم مارس ۲۰۱۶:…  در یکی از خیابانهای پاریس در داخل یک آپارتمان قدیمی در حال تعویض دکوارسیون داخلی آن بودیم که صاحب آپارتمان که مردی بسیار متین و روشنفکر و انسان دوست می باشد و از ابتدا من نمی دانستم ایرانی است در حالیکه داشتم با دوستم فارسی صحبت می کردیم یک دفعه رو کرد به ما و پرسید شما ایرانی هستید؟ گفتیم بله ما ایرانی هستیم. خیلی خوشحال شد و گفت … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

لینک به منبع

فرقه رجوی یا سازمانی مرده؟!

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین خلق ایران

در یکی از خیابانهای پاریس در داخل یک آپارتمان قدیمی در حال تعویض دکوارسیون داخلی آن بودیم که صاحب آپارتمان که مردی بسیار متین و روشنفکر و انسان دوست می باشد و از ابتدا من نمی دانستم ایرانی است در حالیکه داشتم با دوستم فارسی صحبت می کردیم یک دفعه رو کرد به ما و پرسید شما ایرانی هستید؟ گفتیم بله ما ایرانی هستیم.

خیلی خوشحال شد و گفت چرا از ابتدا نگفتید؟ بعد از کمی صحبت از من پرسید چند وقت است که به فرانسه آمده اید؟ گفتم نزدیک به چهار سال می شود. بلافاصله پرسید: قبلش ایران بودید؟ در جواب گفتم نه من متأسفانه بیش از بیست سال از عمرم را در داخل فرقۀ رجوی هدر دادم.

هنوز جمله ام تمام نشده بود که بسیار براشفت و گفت: چرا و برای چی این کار را کردید؟ مگر اینها را نمی شناختید؟ اینها جز خیانت به وطن چیزی دارند که بخواهید برایشان از عمر و جوانی تان مایه بگذارید؟ یک سال دو سال ده سال نفهمیدید،آخر برای چی ماندید؟.

گفتم واقعیتش این است کسی که به آنجا وارد می شود دیگر هیچ راه برگشتی ندارد. با آه و افسوس گفت: ای لعنت خدا بر رجوی و هر آن کسی که جنایت رجوی را می ببیند و از آن دفاع می کند.

سپس اضافه کرد: «البته ناگفته نماند که من رجوی جنایتکار را از زمان شاه می شناسم و با او در یک بند بهمراه تعدادی دیگری از زندانیان زمان شاه بودیم… از همه که در زندان آن زمان بودند می توانید سؤال کنید تنها کسی که هیچ وقت شکنجه نشد و با ساواک و زندانبانها بسیار دوست بود و سیگارش هم همیشه تأمین می شد همین مسعود رجوی بود… بعد از انقلاب هم جنگ خانماسوز مسلحانه را در داخل ایران براه انداخت و سپس خودش هم قبل از همه به فرانسه فرار کرد و هنوز خون اشرف خشک نشده بود با فیروزه دختر بنی صدر ازدواج کرد و بعد از آن هم با مریم زن ابریشمچی با آن طلاق و ازدواج معاملاتی همزمان! و از همه خیانتکارانه تر اتحادش با صدام و اطلاعات عراق بود… البته سازمان مجاهدین بعداز اعلام مبارزه مسلحانه و فرار مسعود رجوی از ایران تبدیل به یک سازمان مرده سیاسی شده است».

صاحب کار ایرانی مان سپس اظهار داشت: «اینجا یعنی در فرانسه چندین بار توسط مسئولین سازمان مجاهدین بخصوص مهدی ابریشمچی و یک بار هم توسط دکتر هزار خانی از من برای عضویت در شورا دعوت شد که من قاطعانه رد کردم و گفتم که یک ایرانی واقعی و میهن دوست هیچ وقت وطن فروشی نمی کند… دیگر بعداز این جریان هیچ وقت آنها را ندیدم و نمی خواهم هم ببینمشان».

در آخر گفت: «خلاصه، رجوی خیلی از خانواده ها را از هم پاشاند و بسیاری از جوانان را به کشتن داد و آواره کرد بدون اینکه خودش شخصا کوچکترین بهایی بپردازد».

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی یازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

*** 

همچنین:

تبریک به دوستان عزیزم که عراق را به قصد البانی ترک کردند

همایون کهزادی، یاران ایران، پاریس، سی ام ژانویه ۲۰۱۵:… شاید درنگاه اول فکر کنید این نامردی هستش یا خیانت یا رفیق نیمه راه بودن ولی باید از خود پرسید ایا این فکرها که میکنم در رابطه با سران مجاهدین هم هست یا وقتی که به همه قضیه نگاه کنید میبیند که راستی اگر رفیق نیمه راه وخیانت ونامردی باشه پس چرا مارا تنها در
 
 
همایون کهزادی، یاران ایران، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۵:… دولت عراق ومردم عراق از دست این سازمان شاکی هستند ولی باز این سازمان درکشورهای اروپایی به دنبال مسلح کردن لیبرتی است حکایت این است که به مرگ میگیرد تا به تب راضی شود شما اول به فکر این باشید که دولت عراق شما را قبول کند وبه زور شما را بیرون نکند بعد درخواس
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۵:…  در این اطلاعیه یک سری ارقام عجیب و غریب را هم سرهم کرده و بخورد اسیران لیبرتی داده است که فرقه چنان و جنین کرده و هزاران دلار هزینه بیماران کرده است. در تامین این هزینه ها مدعی است که بخش اعظم آن توسط رئیس جمهور سرکرده فرقه یعنی مریم قجر تامین شده است .و بخش
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  حادثه تروریستی ۷ ژانویه ۲۰۱۵ به دفتر هفته نامه شارلی ابدو که منجر به کشته شدن ۱۲ نفر گردید قلب تمام دوستداران ازادی و هم چینن بسیاری از مسلمانان را به درد آورد. آیا باز هم باید دست روی دست گذاشته و شاهد این ترورهای ضد انسانی بود؟ آیا نباید از همین لحظه تما