بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلق

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلق

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقمسعود خدابنده، لوبلاگ، پنجم می 2019:… هیلاری کلینتون هرگز از مجاهدین خلق در طول مدتی که در لیست تروریستی قرار داشت پول نگرفته است. و خارج کردن گروه از لیست تروریستی ایالات متحده کار غلطی نبود، چرا که به کمیساریا امکان جا به جایی اعضا به یک کشور ثالث امن را داد. برنامه او برای تصحیح اشتباهات دولت بوش گامی حیاتی برای امن تر کردن خاورمیانه و مابقی دنیا از جمله ایالات متحده بود. در عین حال، جان بولتون همچنان به دریافت پول برای ارتقای برنامه جنگ طلبانه مجاهدین خلق علیه منافع ملی آمریکا ادامه داد. بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلق.

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018مسعود خدابنده : مجاهدین خلق، فرقه رجوی به آخر خط رسیده اند

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلق

لینک به متن اصلی (انگلیسی)
(ترجمه ابراهیم خدابنده)

مسعود خدابنده – لوبلاگ – 3 می 2019

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلق

زمانی که وزیر خارجه ایران جواد ظریف در طول دیدارش از ملل متحد در نیویورک مصاحبه ای با فاکس نیوز به انجام رساند، فرازی شگفت انگیز، سیاست خارجه آمریکا را تحت تأثیر قرار داد. چگونه ممکن بود که ایران، یک ملت منفور، نه تنها جسارت وارد شدن به کُنام شیر را داشته باشد، بلکه از آنجا شیر را در خصوص رفتار کثیفش مورد نصیحت قرار دهد.

البته، این کشمکشی است که ایران به سادگی نمی تواند در آن برنده باشد. آنچه بیش از هر چیز مهم است اینست که ظریف به سراغ گلوی شیر نرفت بلکه در عوض به سراغ کسانی رفت که زنجیر شیر را در دست داشته و می کشند. کوتاه کنم، او “تیم B” را به خاطر فعالیت برای ایجاد جنگ علیه کشورش مورد اتهام قرار داد. او در این میان مشاور امنیت ملی جان بولتون را به خاطر حمایت از مجاهدین خلق، گروهی که معتقد به اعمال خشونت برای تغییر رژیم در ایران است، خاص نمود.

بولتون خشمگینانه به فاکس نیوز رفت تا پاسخ دهد. ولی به جای پاسخ به اتهامات ظریف، بولتون صرفاً وزیر خارجه سابق هیلاری کلینتون را برای خارج کردن سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریستی ایالات متحده در سال 2012 مورد سرزنش قرار داد. بولتون خود از سازمان مجاهدین خلق در طول زمانی که در لیست تروریستی قرار داشت حمایت کرده، در اجتماعات آنان شرکت نموده، و حق الزحمه های ده ها هزار دلاری دریافت داشته است.

اتهامات بولتون علیه کلینتون دردی را دوا نمی کند. او، همراه با وزیر دفاع وقت دونالد رامزفلد، جنگ علیه عراق را به این بهانه که صدام حسین از گروه های تروریستی، از جمله سازمان مجاهدین خلق، حمایت می کند، به عنوان ابزاری در سیاست خارجه، به راه انداختند. بولتون همچنین با رامزفلد زمانی، که ایالات متحده به صورت یک جانبه استاتوی “افراد حفاظت شده” به مجاهدین خلق علی رغم این که به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته بود در نقض مستقیم قوانین بین المللی اعطا نمود، همراه بود.

با انتخاب اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال 2009، وزیر خارجه جدید هیلاری کلینتون مجبور به پاک کردن گندی شد که بولتون و دسیسه نو محافظه کاران در عراق به بار آورده بود. یکی از آن مشکلات حمایت مستمر ایالات متحده از سازمان مجاهدین خلق (که البته از سال 1997 به عنوان یک گروه تروریستی می شناخت) بود. به کمک یک مذاکره کننده سخت جدید در دفتر نمایندگی ملل متحد در عراق، کلینتون توانست یک راه حل مسالمت آمیز برای تضاد بین حاکمیت دولت عراق و سازمان مجاهدین خلق نامطلوب و انگل بیابد.

کلینتون به دنبال کشور ثالثی برای پذیرش مجاهدین خلق گشت. ولی حمایت سعودی، اسرائیل، و ایالات متحده (امثال بولتون) برای برنامه تغییر رژیم در ایران، مانع از منحل شدن سازمان مجاهدین خلق شد. نهایتاً، تنها کشور آلبانی وابسته به ناتو موافقت کرد تا اعضای گروه را بپذیرد. کلینتون 10 میلیون دلار برای کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان برای انتقال مجاهدین خلق به آلبانی اختصاص داد. او یک 10 میلیون دلار دیگر برای ایجاد یک مؤسسه بازپروری در تیرانا هزینه کرد تا ابتدا به مقوله مجاهدین خلق، به عنوان آمادگی برای برخورد با خانواده های داعش، بپردازد. یک 10 میلیون دلار دیگر به حساب سفارت آمریکا در تیرانا ریخته شد، این پول برای اسکان اعضای مجاهدین خلق در یک جامعه عادی بود که بولتون و دسیسه او مانع از این کار شد.

تمامی این موارد در یک توافقنامه بین دولت های عراق، ایالات متحده، و آلبانی همراه با کمیساریا و مجاهدین خلق نوشته شد. آن زمان من به عنوان مشاور دولت عراق در امور امنیتی، شامل اخراج و انتقال امن مجاهدین خلق، مشغول به کار بودم. زمانی که فهمیدم دولت اوباما یک مکان امن و مهم تر از آن یک راه حل مسالمت آمیز برای تهدیدی که توسط مجاهدین خلق متوجه امنیت عراق بود یافته است از نگرانی بیرون آمدم. من از این که در این توافقنامه قدم های مشخصی برای برقراری حقوق انسانی اعضای سازمان مجاهدین خلق و بازگشت آنان به زندگی عادی و به نزد خانواده هایشان برداشته می شد فوق العاده راضی بودم.

به عنوان کسی که با مجاهدین خلق آشنایی دارد، جان بولتون باید آن زمان و قطعاً در حال حاضر نسبت به عناصر مفید در این توافق آگاه بوده باشد. اما به محض این که ترامپ انتخاب شد، پروژه بازپروری متوقف گردید، و در سال بعد به مجاهدین خلق اجازه داده شد تا تجدید سازماندهی کرده فعالیت های ضد ایرانی خود را از سر بگیرد. با حمایت بولتون، سناتور سابق جان مک کین، رودی جولیانی، و یک مجموعه از اقلیت جنگ طلب، مجاهدین خلق توانستند یک اردوگاه تعلیماتی بسته برای مقاصد خود در آلبانی به وجود آورند که در آن اعضا به عنوان بردگان نوین برای برنامه های تبلیغی و تروریستی مجاهدین خلق نگاه داشته می شوند.

گناه هیلاری کلینتون هرچه باشد هرگز از مجاهدین خلق در طول مدتی که در لیست تروریستی قرار داشت پول نگرفته است. و خارج کردن گروه از لیست تروریستی ایالات متحده، اگر چه در آن زمان به خاطر کارزار فشار تبلیغاتی پر هزینه بحث برانگیز بود، اما کار غلطی نبود، چرا که به کمیساریا امکان جا به جایی اعضا به یک کشور ثالث امن را داد. برنامه او برای تصحیح اشتباهات دولت بوش گامی حیاتی برای امن تر کردن خاورمیانه و مابقی دنیا از جمله ایالات متحده بود. در عین حال، جان بولتون همچنان به دریافت پول برای ارتقای برنامه جنگ طلبانه مجاهدین خلق علیه منافع ملی آمریکا ادامه داد.

قبل از سال 2016، ایران حضور دیپلماتیک در آلبانی نداشت. سفارت در آنجا صرفاً به روابط اقتصادی و فرهنگی می پرداخت. ولی در سال 2018، دولت آلبانی تحت نخست وزیری ادی راما دو دیپلمات تازه از راه رسیده ایرانی را به درخواست دولت ترامپ اخراج کرد. جان بولتون این دستاورد را به رخ کشید. به دلیل حمایت آشکار ایالات متحده از مجاهدین خلق، ایران خط جبهه خود را نه در خاورمیانه بلکه در حاشیه اتحادیه اروپا برقرار کرد.

حالا، در حالی که وزیر خارجه ایران به صراحت با رسانه های داخل آمریکا صحبت می کند، بولتون به این حد تنزل پیدا کرده که به جای تکذیب اتهاماتش، به حاشیه رفته است. طرح اصلی بولتون برای جنگ علیه ایران نه تنها به تعویق افتاد بلکه باعث شد تا تهران خط جبهه خود را بار دیگر بازسازی کرده و این بار در خود واشنگتن رسم نماید.

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلق

«مسعود خدابنده مدیر مؤسسه مشاوران استراتژی خاورمیانه است و مدت ها با مقامات عراقی برای رسیدن به یک راه حل مسالمت آمیز برای گشودن بن بست اردوگاه لیبرتی و کمک به نجات دیگر قربانیان فرقه مجاهدین خلق کار کرده است. در میان انتشارات متعدد، او در نوشتن کتاب “زندگی در اردوگاه اشرف: قربانیان اربابان بسیار” همراه با همسرش آن سینگلتون شرکت داشته است. آنان همچنین یک رسانه دانشگاهی در خصوص استفاده مجاهدین خلق از اینترنت منتشر نموده اند.»

(پایان)

*** 

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقمسعود خدابنده: سازمان مجاهدین خلق نه حامی مالی، که انتقال‌ دهنده‌ی پول و عامل شستشو است

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقگفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده. واقعیتهایی از مریم رجوی، مسعود رجوی و مجاهدین خلق از درون

وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

مجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق بولتون در برابر ظریفمجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق

مسعود خدابنده، هافینگتون پست: انگلی به نام “مجاهدین خلق” نمی‌تواند به ترامپ کمکی کندمسعود خدابنده، هافینگتون پست: انگلی به نام “مجاهدین خلق” نمی‌تواند به ترامپ کمکی کند

مسعود خدابنده، هافینگتون پست: جنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده استمسعود خدابنده، هافینگتون پست: جنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده است

مسعود خدابنده، هافینگتون پست: مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

مسعود خدابنده، هافینگتون پست: مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

Bolton Zarif MEK Iran 1

Bolton Zarif MEK Iran 2

Bolton Zarif MEK Iran 3

Bolton Zarif MEK Iran 4

 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خیز-دیروز-مریم-رجوی-در-پاریس-برای-عقب-ن/

خیز دیروز مریم رجوی در پاریس  برای عقب نماندن از قائله ورشوی امریکا معکوس عمل کرد 

مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه، نهم فوریه ۲۰۱۹:… وضعیت آنچنان خراب شده که میگویند عملا به وی (مریم رجوی) اطلاع داده اند که “کاش اصلا تظاهرات نمی کردید”. میگویند مهدی ابریشمچی هم مثل دیوانه ها در حیاط راه میرود و زیر لب هی میگوید “خدایا مرگم بده. خدایا مرگم بده”. شوخی نمیکنم. جدی میگویم. هم “اطلاع به مریم رجوی از طرف افسار بدستان” را جدی میگویم و هم “خدا مرگم بده های مهدی ابریشچی” را.  از دیروز تا بحال تنها یک منبع (نفر معمول) این تجمع قلیل را گزارش داده. هیچ سخنران و لابی استخدامی و یا کنتراتی بدرد بخور هم حاضر به شرکت نشده. 

تظاهرات مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس 2019Maryam Rajavi’s protest is more about being left in the cold by Pompeo in Warsaw

خیز دیروز مریم رجوی در پاریس  برای عقب نماندن از قائله ورشوی امریکا معکوس عمل کرد 

مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه

مسعود خدابنده بی بی سی بولتون در برابر ظریف

مسعود خدابنده

بالاخره بعد از خرجی دادن ها و بسیج کردن ها و اتوبوس گرفتن ها از آلبانی و لهستان و … برای “تظاهرات بزرگ” در پاریس و با “یاری کردن تمام عیار همسایگان” به وی در امر خطیر “شوهر داری” (۱)، وضعیت آنچنان خراب شده که میگویند عملا به وی (مریم رجوی) اطلاع داده اند که “کاش اصلا تظاهرات نمی کردید”. میگویند مهدی ابریشمچی هم مثل دیوانه ها در حیاط راه میرود و زیر لب هی میگوید “خدایا مرگم بده. خدایا مرگم بده”. شوخی نمیکنم. جدی میگویم. هم “اطلاع به مریم رجوی از طرف افسار بدستان” را جدی میگویم و هم “خدا مرگم بده های مهدی ابریشچی” را.

از دیروز تا بحال تنها یک منبع (نفر معمول و سابقه دار مجاهدین در آسوشیتد پرس که معمولا و احتمالا در ازای دستمزدی مشخص تبلیغاتشان را بعنوان خبر روی آنتن میبرد) این تجمع قلیل را گزارش داده اند. هیچ سخنران و لابی استخدامی و یا کنتراتی بدرد بخور هم حاضر به شرکت نشده و مطبوعات، حتی مطبوعات تبلیغی، هم حاضر به پایین آوردن سطح خود نشده اند (همان یکی را هم که دو پاراگرف درج داده از این بابت میگویم در ازای دستمزد، چون حتی برای خود این گزارش عکسی را نتوانسته پیدا کند که به هزار نفر برسد ولی با پر رویی تمام  گفته هزاران نفر شرکت کردند).

و البته طبق معمول تنها کانال فارسی زبانی هم که این را تقریبا همزمان با پخش انگلیس آن ترجمه کرده “رادیو فردا”  است (که البته با توجه به وابستگی این خروجی به سازمان سیای جدید و شخص مایک پمپئو طبعا اشکالی نمیشود گرفت). از نوشته انگلیسی و از نوشته فارسی این گزارش حقارت آمیز میشود حدث زد که منشاء آن اور سوراواز بوده و نویسنده هم چندان حال درست و حسابی نداشته.

در هر حال،

با اجازه آقای حامد صرافپور مطلب مختصر ایشان را در زیر می آورم:

لینک به مطلب در صفحه فیسوک آقای صرافپور

با وجود چند هفته تبلیغات گسترده در کشورهای اروپایی، و با وجود هزینه های نجومی برای برگزاری یک گردهمایی در میدان #دانفرروشرو #پاریس، اما #مریم_رجوی موفق نشد حتی ۲۰۰ نفر اجاره ای را به تظاهرات ۱۹ بهمن بکشاند!

وی در صدد بود با این گردهمایی، راهپیمایی #۲۲بهمن مردم در #ایران را تحت الشعاع قرار دهد و برای خود شهرت و آبروی بیشتر پیش از #اجلاسیه_ورشو در #لهستان کسب کند. اما مثل همیشه شکست خورد!

در زیر مقاله چند روز پیش من حول گردهمایی مریم رجوی تحت عنوان “شام غریبان مجاهدین، ۱۹ بهمن از زعفرانیه تا پاریس” آمده است:

(۱) “همسایه ها یاری کنین، تا من شوهر داری کنم”

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/چرا-کسی-در-غرب-معمای-قتل-محمد-رضا-کلاهی/

چرا کسی در غرب معمای قتل محمد رضا کلاهی را از مریم رجوی سوال نمی کند؟

مسعود خدابنده، اول فوریه ۲۰۱۹:… محمد رضا کلاهی هیچ گاه تن به خواسته های رجوی و انقلاب و الاخ نداد و اصلا به کتش نمیرفت و قابل هضم نبود. مسعود کشمیری هم ایضا. اینها تا زمانی که یادم هست عملا در حبس (بخاطر نداشت جایی در بیرون مجاهدین و تحت تعقیب بودن) زندگی می گذراندند و خر حمالی ها را تحمل می کردند. شخصا معتقدم که هر دو اینها را که اگر چه بشدت … 

مسعود خدابنده Massoud Khodabandeh: No decent American intelligence officer would say MEK is trustworthy because it is a Destructive Cult. 

http://mesconsult.com

چرا کسی در غرب معمای قتل محمد رضا کلاهی را از مریم رجوی سوال نمی کنند؟

این روزها بحث کشته شدن محمد رضا کلاهی در هلند مجددا بالا گرفته است. از یک طرف مقاماتی که با مواجب و بی مواجب دمشان به امریکای ترامپ وصل است میخواهند از آب گل آلود تروریسم افسار گسیخته خود ساخته در اروپا ماهی بگیرند و پوئن سیاسی علیه اروپا به ثبت برسانند. از طرف دیگر مقامات دادستانی و قانونی هلند اعلام می کنندکه هیچ ردی از رابطه قاتلین با مقامات ایران پیدا نکرده اند.

امریکایی ها (منظورالبته مامور سازمان سیا پمپئو و میز ایرانش است که اخیرا وزارت خارجه امریکا را هم به بخشی از سازمان سیا و زائده ای از موساد تبدیل کرده می باشد) این مسئله را همراه با جعلیات دیگری که با استفاده از مجاهدین خلق تولید کرده اند در کارناوالشان در ورشوی لهستان الم خواهند کرد. مریم رجوی هم که بعنوان کلفت دوم آشپزخانه جان بولتن و نتانیاهو جایگاهش مشخص است و باید بیرون درب بماند، دستور شلوغ کاری در هشتم فوریه در پاریس را دریافت کرده و دنبال می کند. لابی های اسرائیلی هم از دو هفته پیش فعال شده و به کوه ساختن از کاه دروغین “دستگیری دو مامور ایران در آلبانی” و طرح های رنگ و وارنگ جیمزباندی دیگر مشغولند.

مشکلات سیاسی و گرفتاری امریکا در مواجه شدن با دیوار قطور اروپا و افول این کشور بالاخص در دو دهه گذشته بجث دیگری است (البته از من خرافاتی اگر بپرسید تاثیر نحسی رابطه با جرثومه هایی مثل رجوی را هم نمیشود نادیده گرفت).

بگذریم،

من چند نکته بخاطرم هست که صرفا جهت ثبت مجددا مینویسم (قبلا یکبار بصورت خلاصه در سی امین سالگرد سی خرداد و هفت تیر در بی بی سی و رادیو امریکا عرض کرده ام)

لینک به مطلب در بی بی سی سال ۲۰۱۱:

ورود سازمان مجاهدین خلق به ‘فاز نظامی’ و پیامدهای آن

مسعود خدابنده هافینگتون پست بولتون در برابر ظریف(مسعود خدابنده، بی بی سی، ژوئن ۲۰۱۱)

مصاحبه در همین مورد با رادیو امریکا سال ۲۰۱۱:

– محمد رضا کلاهی (کریم رادیو) وقتی که بعد از متواری شدن با قاچاقچی “آشنای مجاهدین” در “محور بانه سردشت” از “مرز عراق” رد شد و در مقر حزب دموکرات (زیر دره گلابی ها در کناره سردشت) به ما پیوست (من برای نصب رادیو مجاهد رفته بودم) اصلا و اساسا فردی “مجاهد” نبود. کما این که بعدها مسعود کشمیری هم  که آمد چنین نبود. هر دو اینها را بنده چند روز وقت گذاشتم که سرودهای سازمانی و ایضا نوع نماز خواندن و دعا کردن “مجاهدینی” آن زمان را آموزش بدهم. کسانی که آن زمان آنجا بودند و بعدا خودشان را از قید “فرقه گرایی و دوز و کلک و دروغ” رها کردند حتما یادشان هست (مثلا آقای شاهسوندی و آقای وفا یغمایی) حتی اگر تمایلی نداشته باشند که در این مورد چندان هم صحبت کنند

– محمد رضا کلاهی بعد از رفتن ما به عراق (نیروهای ایران دو سال بعد از شروع کار رادیو مجاهد ما را از رودخانه زاب به خاک عراق عقب راندند) مسئولیت رادیو و سیستم های مخابراتی را بعهده گرفت و من به پاریس برگشتم .تا جایی که من یادم هست محمد رضا کلاهی هیچ گاه تن به خواسته های رجوی و انقلاب و الاخ نداد و اصلا به کتش نمیرفت و قابل هضم نبود. مسعود کشمیری هم ایضا. اینها تا زمانی که یادم هست عملا در حبس (بخاطر نداشت جایی در بیرون مجاهدین و تحت تعقیب بودن) زندگی می گذراندند و خر حمالی ها را تحمل می کردند. شخصا معتقدم که هر دو اینها را که اگر چه بشدت مذهبی ولی تا حدود زیادی “خام” بودند، رجوی و یارانش “خر” کردند. (نمیدانم با چه وعده و وعیدی ولی میدانم که “خر” شدند و بعد هم پشیمان و البته پشمیانی بی سود).

اینها بعد از ترورهایی که انجام دادند مجبور به قرار گرفتن در صف رجوی شدند و نه قبل از ترورهای از سر “خریت و خامی”.

بطور مشخص میگویم: رجوی در درون جمهوری اسلامی “نفوذی” نداشت بلکه در آن روزها این نفرات “خریداری شدند”.

این را بدین خاطر میگویم که مشخص باشد کلاه برداری و آلت دست کردن محمد رضا کلاهی و مسعود کشمیری نمیتوانست کار مامورینی در سطح مسعود رجوی و یارانش (که خیلی هم عقل درست و حسابی نداشته و ندارند) باشد. بلکه دستهای حامی رجوی بودند که با در اختیار داشتن سیستم های لازم هم امکانات را محیی کرده اند و هم اساسا علم و دانش این کارها را داشته اند. همان دستهایی که توانستند بعد از شکست رجوی در سی خرداد شصت وی را با خلبان شاه و جنگنده فانتوم از کشور خارج و در فرانسه مستقر کنند. همان دستهایی که راه حل و روش پولشویی را یادش دادند. همانهایی که بعدا دستور دادند زیر پرچم صدام علنی شود. همانهایی که همین روزها شاهدیم با استفاده از این گروه هشتصد هزار یورو را برای رساندن به حزب راست افراطی (ضد اروپایی) خود پولشوئی کرده اند و …

اما،

نکته ای که این روزها ذهن من را مشغول می کند رابطه همین افسار بدستان با مجاهدین خلق و مریم رجوی است. چنان صحبت می کنند که انگار مریم رجوی (که حداقل چهل سالی است که جزو مامورین حلقه به گوش و نازنین خودشان است) اصلا و اساسا نمیداند محمد رضا کلاهی کیست و چیست و در هلند بوده یا نبوده! عجیب نیست؟

در رابطه با محمد رضا کلاهی و مرگ وی پاشنه درب سفارت ایران در هلند را از جا در می آورند و زیر چشم پلیس کشور به ساختمان دیپلماتیک حمله می کنند و برای همه هشتاد میلیون ایرانی داخل و خارج از کشور رای غیابی صادر می کنند ولی حاضر نیستند از رفیقه شان مریم رجوی یک بار بپرسند این فرد چه شد؟ چرا از هلند سر در آورد؟ مامور بود؟ بریده بود؟ ردش را چرا پاک نکردید؟ چرا به امنیت هلند اطلاع ندادید؟ یا دادید و از ترس موساد و سیا سکوت می کنند؟ آن وعده و وعیدی که به او دادید تا دست به بمب ببرد به کجا رسید؟ چرا رفت؟ چرا حرف نمیزد؟ باور کنیم که شما فردی مثل کلاهی را گذاشتید همینطور درب را باز کند و برود؟ آن هم وقتی زیر سایه صدام بودید؟

مزخرف هم حدی دارد.

تا جایی که اطلاعات و برآوردهای من از مجاهدین خلق سابق (سازمان تروریستی نظامی “مسعود و صدام”) و مجاهدین خلق امروز (سازمان تروریستی اطلاعاتی “مریم و شاهزاده ترکی الفیصل”) نشان میدهد، شک ندارم که این فرد (و ایضا قتلهای دیگر همچون مسعود دلیلی در کشتار داخل کمپ اشرف و ایضا خفه کردن مالک شراعی در حوضچه کشاورزی در آلبانی و ….) چیزی جز “پاک کردن رد جنایات با حذف شاهدین جنایت” نیست. از نظر من هر عقل سلیمی، حتی عقل دشمنان قسم خورده ایران و ایرانی و تحلیلگران موساد و سیا که طبعا کارکشته های تحقیق و رد یابی هستند می تواند بوضوح ببیند که اولین و آخرین مظنون این قتل ها شخص مریم رجوی (و افسار بدستش ترکی الفیصل) است که هم از آخور “چسباندن جنایت به رژیم و مختل کردن کار اروپا” میخورند و هم از توبره “حذف فیزیکی تک تک شاهدین و مامورین جنایات”، برای نو کردن و به روز کردن “برند” سازمان مجاهدین خلق در روند استفاده ابزاری بعدی.

البته این را هم مثل روز می بینم که آنهایی که سگ را در آلبانی رها کرده و سنگ را در بلژیک بسته اند ممکن است امروز احساس “خر مرد رندی” چشمانشان را تیره کرده باشد ولی اگر اسامه بن لادن به قلاده بدستانش وفا کرد این سگ هم وفا خواهد کرد.

یک سوال هم دارم.

راستی به  مجاهدین مریم رجوی که هر دو سالی یکبار جبهه عوض می کند و برای جناحی چهچه میزنند و بر اساس قیمت و نرخ روز استراتژی و تاکتیک مشخص می کنند (با در دست داشتن نیروهایی که این روزها مرگ را بر زندگی ذلت بارشان صد بار ترجیح میدهند)، وقتی زمانش رسید، چقدر خواهد گرفت تا درجا باز ضد امپریالیست شده همزمان وسط لندن، پاریس و نیویورک بمب منفجر کند؟

(پایان)

***

بولتون در برابر ظریف

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقهلند: ارتباطی میان ترور علی معتمد و ایران پیدا نشده است

گفتگوی تلویزیون بی بی سی با مسعود خدابنده – ۲۰۱۱
بررسی وضعیت پادگان اشرف و تلاش بان کی مون برای یافتن محل جدید 

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/شد-غلامی-که-آب-جوی-آرد،-آب-جوی-آمد-و-غلام/

شد غلامی که آب جوی آرد، آب جوی آمد و غلام ببرد

Massoud Khodabandehمسعود خدابنده، ایران اینترلینک، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۶:… این روزها هم این “آتش بست سیاسی” بیشتر از آن “آتش بس نظامی” پوزه رجوی را به خاک نمالیده باشد کمتر نمالیده. ترس از ارباب آنقدر بالا گرفته که حتی از آوردن لهستانی ها و راه اندازی جلسات بزم و رقص روحوضی معمول (خانم وسط و یک سری لاشخور سمت چپ و راست و یک سری لشگر سیاهی رنگارنگ بدبخت کرایه ای جلوی ویترین خانم خانما) هم … 

The Huffington Post: Khodabandeh co-authored the book ‘The Life of Camp Ashraf – Victims of Many Masters’ with his wife Anne Singleton. Much of his knowledge comes from first hand experienceThe Huffington Post: Khodabandeh co-authored the book ‘The Life of Camp Ashraf – Victims of Many Masters’ with his wife Anne Singleton. Much of his knowledge comes from first hand experience

https://iran-interlink.org 

شد غلامی که آب جوی آرد، آب جوی آمد و غلام ببرد.

این روزها رجوی را کاردش بزنی خونش در نمی آید. راستش نباید هم در آید. خود کرده را تدبیر نیست.

این روزها بالاخره با دو حرکت قلم و سه امضا و چهار دیدار بین پنج بعلاوه یک و منهای سه چهارم و ضرب در هفتاد و پنج صدم، توافقی و “آتش بس”ی شد و جوهر آتش بس خشک نشده باز درب رقاص خانه رجوی را گل گرفتند و رفتند.

خودش که فراری است. میگویند زنش و شوهر قبلی هم یک روز در میان از ترس بازداشت مجدد وسط حیاط اور سور اواز غش می کنند و ننه شهرزاد “کورامین” بدست بالا و پایین میپرد.

در همین چند هفته اخیر سفر روحانی به نیویورک و سفر بعدی او به پاریس آمد و رفت و الان هم که سخت مشغول معاملات تصویب شده و چانه زنی های مربوطه شده اند. سفر ظریف به لندن و وین و بروکسل  و ملاقاتهای خصوصی و عمومی پی در پی هم انگار نه انگار که این روزها ربطی به آقای رجوی و سازمان پر سرو صدایش داشته یا دارد. اینها راستی همانهایی هستند که روزی “تخم مرغ” به “خاتمی” پرت می کردند؟ اینها همانهایی هستند که سفارتخانه های ایران در کشورهای غربی را همزمان در ده ها پایتخت “تسخیر!!” می کردند و عربده می کشیدند و حریف می طلبیدند و همین اواخر همدیگر را در سال ۲۰۰۳ آتش زدند؟ پس چه شد که آن همه باد یکباره خوابید؟ عجب!

در لندن باطلاع شان رسانده بودند که به منطقه حضور ظریف و هیات ایرانی نزدیک شوید همان شب  همان دو سه  تا خانه تیمی باقی مانده یا بقول خودتان “پایگاه”تان را هم جمع می کنیم. یاد بیچاره استراون استیونسون افتادم که خودش در نوشته هایش کتبی نوشته و اعلام کرده که “مامورین امنیت انگلیس این مدت چند بار به من هشدار داده اند که دست از حمایت از تروریسم و مجاهدین خلق بردارم”. بدبخت را به جایی رساندند که هم کرسی نمایندگی پارلمان اروپا را از دست داد و هم ترجیح میدهد این روزها کمتر در بریتانیا (کشور خودش) آفتابی شود.

کم نبوده اند. آن کازاکای پرتقالی بدبخت و آن ویدال کوادراس اسپانیایی آبرو باخته هم سرنوشتشان همان شد که شد. هم چوب اخراج را خوردند و هم پیاز بی آبرویی را.

و آن لرد کوربت انگلیسی که خدا از سر تقصیراتش بگذرد و رحمتش کند هم که روزهای آخر عمرش هر وقت میخواست حرف بزند اول باید قسم میخورد که “من پول نگرفته ام” و همه میزدند زیر خنده.

بگذریم

بله آن لندن بود. بروکسل هم که از قبل کتبی گفته بودند “اصلا طرف ساختمانهای پارلمان پیدایتان نشود” و “عناصر مجاهد خلق آب دیده انقلاب کرده” نزدیک نشدند. میگوید در “پیغام” به “خانم خانومها” به نوعی کلمه “گابن” را هم گنجانده بودند دوزاری اگر کج هم باشد حتما بیافتد.

تردد به وین و ژنو هم که این روزها عملا بواسطه “خود سانسوری انقلابی” و “ادای اطاعت در آوردن” منتفی است و در موارد بشدت ضروری (و غیر سیاسی) باید از خود خواهر مریم شان “تاییدیه” بگیرند. چوب را که برداری گربه دزده در میروه ولی گربه های “مجاهد خلق” این روزها دیگر منتظر چوب ارباب هم نمیشوند. مجاهد خلق این روزها “آرام” شده است.”تغیر می‌کند اما به گرمی، تشرد می‌کند لیکن به نرمی”. ببر کاغذی چنان رامشان کرده که نگو و نپرس.

بگذریم.

این روز ها سخت است آدم یاد “ارتش آزادیبخش ملی ایران” رجوی نیافتد و به مقایسه آن با وضعیت امروز جماعت رجوی ننشیند.

چقدر مزخرف گفت آن روزها. “میروم تا بر افروزم آتشها در کوهستانها”.  آل برده تا “آتش بس” بین ایران و عراق برقرار شد مثل بادکنک ترکید و زمین گیر شد. چقدر “کشک مجاهد خلقی” سابید و یکباره همین که “آتش بس نظامی” شد ارتشش را جمع کرد و رفت سراغ “کله پزی ایدئولوژیک و انقلاب رقص رهایی”.

این روزها هم این “آتش بس سیاسی” بیشتر از آن “آتش بس نظامی” پوزه رجوی را به خاک نمالیده باشد کمتر نمالیده. ترس از ارباب آنقدر بالا گرفته که حتی از آوردن لهستانی ها و راه اندازی جلسات بزم و رقص روحوضی معمول (خانم وسط و یک سری لاشخور سمت چپ و راست و یک سری لشگر سیاهی رنگارنگ بدبخت کرایه ای جلوی ویترین خانم خانما) هم وحشت می کنند. راستی فکر می کنید خانم رئیس جمهور مادام العمر  روزی که ظریف در پارلمان اروپا پای رابطه ایران و اروپا بعد از توافقنامه و آتش بس سیاسی را محکم می کرد چه کار مهمی را در اور سور اواز دنبال می کرده؟ به قول نویسنده الجزایری “پس این زنه چرا تظاهرات راه می اندازه بعد خودش نمیاد؟”

زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم… همان بهتر.

باز یاد الدورم بولدورم هایش افتادم که “میرویم با دست خالی بطرف مرز” . “با همین سلاح فردی حمله می کنیم به ایران” و هزار مزخرف دیگر. آل برده تا دو تا شلیک کردند تمام نفراتش را کت بسته تحویل داد به امریکایی ها که خودشان بروند لوله سلاحهای خودشان را بدست خودشان ببرند و تازه طبخ شام و نهار و شستن ظروف سربازان امریکایی را هم با افتخار بعهده گرفت که یکوقت متهم به “دشمنی با امریکا” نشده باشد. (آره ارواح عمه صدام. “گلوله ها بگیرید مرا؟؟”)

آن روزها با شروع جنگ وحشیانه صدام و پشتیبانانش با ایران خودش را به هر دری زد تا بلکه دشمنان آن روز ایرانیان تکه استخوانی برایش بیاندازند و ببرندش در خیمه گاه صدامی که میگفت “نسل یهود و فارس را باید از زمین برداشت”. (یادم نمیرود روزی که پیش ژنرال حبوش آدم خوار عشوه آمد که “آخه من منتظر بودم سید رئیس من را هم در کنار وزرای دیگر برای رژه دعوت کند” و آن حبوش آدم خوار  چنان سرخ شد و خجالت کشید که من تعجب کردم و بصورتی درگوشی تر به مصطفی مترجم گفت “آخر آن روز رژه از زیر دروازه قادسیه و روی کلاهخودهای سربازان ایرانی بود و گفتیم شاید مناسب شما نباشد). رفت تا توانست برای صدام آدم کشت. از فارس و عرب و شیعه و کرد و …. که بعد چی؟ که آتش بست بشود و با اردنگی خود صدام برود زیرزمین اشرف بنشیند و نطق نکشد.

و این روزها چطور؟ از سیزده سال پیش خودش را هر روز پاره کرد که آی اتمی این، آی اتمی اون. که درازایش دقایقی چند به زنش اجازه حضور مجازی در این اطاق یا آن اطاق را بدهند و سیزده سال جان کند که حالا قبول کنید که ما امریکایی نکشته ایم و حالا تو را به خدا دیگر نگویید ما با صدام بودیم نگویید ما تروریستیم. غلط کردیم. نوکریم. چاکریم. دامن که هیچ اصلا لخت برایتان رقص رهایی می کنیم. حالا قبول کنید که دیگر نوکر و کلفت در بست خودتان هستیم و امر دیگری نبود آقای نتانیاهو؟ کفشتان را واکس بزنیم خانم راس لهتینن کوبایی صهیونیست؟ یک کلاغ چهل کلاغ بکنیم آقای سی آی ای؟ دم و دستگاه آپوزیسیون را در داخل به هم بریزیم و به خشونت بکشیم آقای ام ای سیکس، یا اگر لازم است در خارج در خدمت باشیم. راستی ور دستتان باشیم برای کشتن اساتید دانشگاه تهران آقای موساد؟ (یادم نمیرود مامور سیا برگشت رک گفت اینها بدرد ما میخورند. پرسیدند به چه دردی؟ گفت اینها کارهایی برای ما می کنند که خودمان شرممان میشود بکنیم!). بله رفتند و تا توانستند وطن فروشی و آدم کشی و دزدی و قاچاق و .. کردند برای دشمنان ملت ایران و … و بعد چی؟ بالاخره آتش بست سیاسی شد و خود صهیونیست ها با اردنگی فرستادندش زیر زمین اور و رفت و نشست و نطق هم نکشید و نخواهد کشید بی اجازه.

راستی این که بدانیم بالاخره بعد از هشت سال کشت و کشتار”آتش بس نظامی” بین ایران عراق خواهد آمد نبوغ میخواست؟ یا این که “آتش بس سیاسی” و توافقنامه بین ایران و غرب خواهد آمد چیز عجیب و غریب و غیر مترقبه ای بود؟

خیلی ها زمانی که میرفت لای دست صدام هشدار دادند که احمق بخاطر خودت هم شده “برسر شاخ ننشین و بن ببر”. خیلی ها هم زمانی که میرفت لای دست نتانیاهو هشدار دادند که نتانیاهو خودش خودش را از ترس مسموم شدن در آینه نگاه نمی کند. تو چرا اینقدر خرفت شده ای این روزها؟

یکی از دوستان بیادم آورد که نوامبر سال ۲۰۰۴ نت کوتاهی نوشته بودم با تیتر “شد غلامی که آب جوی آرد. آب جوی آمد و غلام ببرد”. خیلی های دیگر هم نوشتند نه یکی دو بار که هزاران بار. ولی چه فایده برای آنهایی که ” الذین فی قلوبهم مرض”؟ چه فایده؟

به امید آزادی هر چه زودتر الباقی اسرای کمپهای فرقه رجوی در عراق و آلبانی و دیگر نقاط.

این هم مطلبی است که سال ۲۰۰۴ نوشته بودم:
لینک به منبع

آب جوی آمد و غلام ببرد

 مسعود خدابنده، ایران اینترلینک

 بیست و نهم نوامبر دوهزار و چهار

برگرفته از”اطلاعیه دبیرخانه شورای رجوی”:

…در یک دهه گذشته, جهان تنها پس از افشاگریهای سازمان مجاهدین خلق ایران از بخشهایی از پروژه های شوم اتمی ملایان مطلع شده است

برگرفته از”خبرگزاری بی بی سی” :

 …شورای حکام سرانجام درباره ایران قطعنامه صادر کرد

این قطعنامه که پیش نویس آن توسط سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان تهیه شده بود، با اجماع ۳۵ عضو شورای حکام و بدون رای گیری به تصویب رسید… متن قطعنامه ای که بعداز ظهر دوشنبه به تصویب رسید به طور محسوسی نسبت به پیش نویس اولیه آن تغییر کرد تا رضایت مقام های جمهوری اسلامی را جلب کند… در این قطعنامه، درخواست معرفی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد که همواره به صورت تهدیدی جدی درباره فعالیت های ایران مطرح می شد و آمریکا نیز خواهان اعمال آن بود، مطرح نشده است.

برگرفته ازنشرمجلس، هنسارد، بریتانیا، بیست و چهارم نوامبر:

 …نماینده محافظه کار مجلس عوام (سر تدی تیلور) ،همچنین از دولت انگلیس خواست تا بطور شفاف تاکید نماید که مجاهدین خلق و یک تشکل وابسته به آنان با نام “شوراى ملى مقاومت ” که همچنان داراى فعالیت در این کشور است ، هیچ پایگاه و جایگاهى در میان مردم ایران ندارد.

 وى در این بخش از سخنان خود به سفر اخیرش به ایران اشاره کرد و گفت که در این سفر با تعدادى از قربانیان اقدامات تروریستى مجاهدین دیدار کرده و براى وى مشخص شده است که این گروه مورد تنفر مردم ایران هستند…

برگرفته از”نامه ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی”:

 … و اما این که بالاخره در مقطع فعلی در رابطه با مواردی همچون فرستادن افراد ناراضی که سالیان سال در کنار خودت و گوش به فرمانت بوده اند به اردوگاه رمادی و یا زندان ابوغریب و شرکت در جنگ علیه کردهای عراقی در اتحاد با نیروهای بعثی و همسوئی و هم نوائئ عملی با آمریکا و اسرائیل در صحنه بین المللی چه پاسخی داری و چه می گویی؟ آیا همه این ها نیز همچون انقلاب ایدئولوژیک و به عرش اعلی بردن رهبری و طلاق ها و همینطور آواره کردن کودکان بی گناه و بی پناه در تمام دنیا از ضرورتهای به اصطلاح سرنگونی توهمی که قرار است به هر قیمت و به هر شکلی کسب شود بود؟  آیا وقت آن فرا نرسیده است که توضیحی در خصوص مسائل پشت پرده طی این سالها و آنچه در عراق و سایر نقاط گذشته است بدهی و به این واقعیت اذعان کنی که بن بستی که در حال حاضر در آن قرار گرفته ای نه از قدرتمندی نظام و نه از زد وبندهای بین المللی بلکه خود کرده ای است که در حال حاضر آنرا تدبیر نیست؟

(پایان)

*

بعد از تحریر: اخبار حاکی از آن است که رجوی و زنش این روزها با قطع امید و حتی ترس از اروپا و امریکا بشدت بدنبال مورد قبول افتادن در خدمت مافیای آلبانی هستند. آلبانی با جمعیتی کمتر از سه میلیون نفر فقیر ترین و فاسد ترین کشور در قاره اروپا محسوب میشود (به نقل از منابعی همچون سایت سی آی ا، خبرگزاری بی بی سی و دیگران). انتقال مسعود رجوی و زنش به آلبانی تحت الحفظ مافیای مواد مخدر، اگر چه آلبانی را حتما از مرکز ترافیک و پخش مواد مخدر به مرکز صدور تروریسم ارتقاء داده و آرزوی مردم این سرزمین برای پیوستن به اروپا را برای ابد از بین خواهد برد، ولی برای وسیله ای تاریخ در رفته مثل رجوی حکم محکومیت به “هویج شدن” و “ترشی انداختن” و “خروج از رده” را خواهد داشت.

*** 

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سی بولتون در برابر ظریفلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا


https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟


https://youtu.be/26Mps-OQLTU

***
Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser 1
پایان یک راه – تیزر اول

Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser ۲
پایان یک راه – تیزر دوم 

همچنین: