بیاد زنده یاد فرزاد فرزین فر که تا به آخر در کنار خانواده ها بود (همه خاموش خدایا چه کنیم؟)

بیاد زنده یاد فرزاد فرزین فر که تا به آخر در کنار خانواده ها بود (همه خاموش خدایا چه کنیم؟)

Tasliatحسن خلج، صفحه فیسبوک، هشتم ژوئن 2016:… در گذشت جان گداز فرزاد فرزین فر یار دوران اسارت و آوارگی را به خانواده بزرگوار این عزیز و تمامی جداشدگان از بند و زندانهای فرقه رجوی تسلیت میگویم. فرزاد تداعی خاطرات دوران دربدری و آزار و اذیت و تحقیرات فرقه رجوی در اردوگاه رمادیه بود. کسی که از وحشت و تهدیدات و فقر و بی سرپناهی شبها زیر کامیونها پناه میبرد. کسی که حامی بی کسی ام در در سالهای اسارت بود …

فرزاد فرزین فرهمه خاموش خدایا چه کنیم (ژانویه 2011)
پیام صوتی فرزاد فرزین فر به خانواده های متحصن مقابل قلعه اشرف

لینک به منبع

(ما نیز به نوبه خود درگذشت دوست و همراهمان فرزاد فرزین فر را به خانواده و بازماندگان آن بزرگوار تسلیت میگوییم. فرزاد تا آخرین نفس در کنار خانواده های نگران بالاخص در سوئد ایستاد. روحش شاد – ایران اینترلینک)

در گذشت جان گداز فرزاد فرزین فر یار دوران اسارت و آوارگی را به خانواده بزرگوار این عزیز و تمامی جداشدگان از بند و زندانهای فرقه رجوی تسلیت میگویم. فرزاد تداعی خاطرات دوران دربدری و آزار و اذیت و تحقیرات فرقه رجوی در اردوگاه رمادیه بود. کسی که از وحشت و تهدیدات و فقر و بی سرپناهی شبها زیر کامیونها پناه میبرد. کسی که حامی بی کسی ام در در سالهای اسارت بود. روانش شاد و یادش گرامی

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14512

مسعود رجوی یک بار با خاموش کردن چراغ داشت اسرای جنگی را میکشت اینبار چه خبر است ؟ 

فرزاد فرزین فرفرزاد فرزین فر، چهارم دسامبر ۲۰۱۴:… وقتی اسیران جنگ ایران در اردوگاه ها و شکنجه گاه های عراق بودند مجاهدین با توجه به این شرایط سخت آنها و با همکاری صدام حسین آنها را فریب دادند و به قرارگاه اشرف آوردند که از نظر قوانین بین المللی غیر قانونی و جرم بود و این افراد زجر کشیده و رنج دیده میخواستند روزنه ای پیدا کنند و خود را از آن شرایط سخت برهانند غافل از اینکه سازمان مجاهدین برای …

رجوی و گروگانهاقمپز در کردنها و خالی بندیهای بیسابقۀ رجوی. سوز و گذازی دیگر از افشاگری ها

(با تشکر از آقای فرزین فر، دریافت شد)

مسعود رجوی یک بار با خاموش کردن چراغ داشت اسرای جنگی را میکشت اینبار چه خبر است ؟

وقتی اسیران جنگ ایران در اردوگاه ها و شکنجه گاه های عراق بودند مجاهدین با توجه به این شرایط سخت آنها و با همکاری صدام حسین آنها را فریب دادند و به قرارگاه اشرف آوردند که از نظر قوانین بین المللی غیر قانونی و جرم بود و این افراد زجر کشیده و رنج دیده میخواستند روزنه ای پیدا کنند و خود را از آن شرایط سخت برهانند غافل از اینکه سازمان مجاهدین برای کمبود نیرو ، از آنها به عنوان گوشت دم توپ برای عملیات تروریستی می خواستند بهره برداری و استفاده کنند تا اینکه صلیب سرخ جهانی اقدام کرد تا آنها را به ایران بر گرداند و این اسرای جنگی هم نمی توانستند مناسبات فرقه ای و ضد انسانی مجاهدین را بپذیرند و بنا بر این اکثریت شان تصمیم به بازگشت به ایران گرفتند و رجوی و مجاهدین زیر فشار صلیب سرخ شکست را پذیرفتند اما :

آن زمان من در به اصطلاح لشکر ۶۷ بودم و فرمانده آن احمد شکرانی ( فرشید – عضو هیئت اجرایی ) بود و اسرای جنگی می خواستند روز بعد توسط صلیب سرخ به ایران بروند که نشست برگزار شد و پیام مسعود رجوی خوانده شد و طبق معمول تظاهر به امام حسین کرد و خود را جای او نشاند و گفت چراغ ها را خاموش کرده ام هر کس میخواهد برود و البته که آن اسیران ستمدیده که همه شان سرباز بودند رفتن شان به ایران از قبل معلوم شده بود و در واقع ما مورد خطاب قرار گرفته بودیم . و مشخص بود اگر ما هم به صلیب سرخ و هر مرجع بین المللی دسترسی داشتیم جهنم مجاهدین را ترک می کردیم .

صبح شد و به آن اسیران گفتند در سالن غذا خوری جمع شوند تا سوار ماشین ها شوند و به طرف مرز ایران بروند که در سالن غذا خوری مورد هجوم و ضرب و شتم و کتک کاری شدید چند نفر از اعضای سازمان قرار گرفتند و چند تن از این سربازان روی زمین افتاده بودند و خواهش و منت میکردند آنها را کتک نزنند و در خواست کمک میکردند و یکی از آن فرماندهان که میخواست آنها را ببرد و او هم مخالف کتک زدن آنها بود و مخالف این کار بود ( این فرد در صف جداشدگان است و میتواند شهادت بدهد ) و بقیه این به اصطلاح رزمندگان آزادی شاهد این جریان بودند و هیچ عکس العملی نشان نمیدادند من دخالت کردم که آنها را نزنند و سریع رفتم پیش فرشید و اعتراض کردم دیدم هیچ واکنشی نشان نداد و در واقع این عمل برنامه ریزی شده بود و انگار هیچ اتفاقی نیافتاده است و اصلا به من اعتنایی نکرد در همان روز یکی از همان افراد – که اسرا را کتک میزد – من را برد طرف پارکینگ خودروها و لا بلای ماشین ها که هیچ کس ما را نمی دید و شروع کرد به کتک زدن شدید من ، و با ضربات محکم با مشت مرا کتک زد بطوری که فکر میکردم می خواهد مرا بکشد و از شدت استرس قلبم تند میزد که با زحمت زیاد خودم را از چنگ او رها کردم و رفتم اطاق کار فرشید و موضوع را گفتم که این فرد قصد کشتن من را داشت و این بار هم فرشید اساسا نگاهم نکرد و جوابم را نداد با خودم گفتم من پیش قاضی رفتم ولی خودش فرمان این کارها را داده بود و جواب انسانیت ام را در قبال فالانژ بازی های سازمان مجاهدین اینجوری داد و این هم از حقوق بشر مجاهدین !؟ و لازم به یادآوری است که چند نفر که کتک میزدند همه از مجاهدین جدا شدند و یکی از آنها توسط مجاهدین شکنجه شد و مورد محاکمه عمومی قرار گرفت چرا که مخالف مجاهدین شده بود و من آگاهانه اسم آنها را ذکر نمی کنم چرا که تعداد این گونه افراد مغزشوئی شده کم نبود و این نوع فالانژبازیها و کتک کاری ها زیاد بود و کوچک ترین حرکت با سرکوب پاسخ داده میشد و من بارها کتک خوردم که البته این یک چیز ابتدایی بود و برای تحقیر بیشتر من یکی از اسیران را مسئول من کردند و من را بایکوت و ایزوله کردند و در نشست های روزانه برای برنامه ریزی کارهای روزانه شرکت نمی دادند و مرا مورد فشار شدید قرار دادند بخاطر یک اعتراض ساده انسانی .

حالا در عاشورای ۱۳۹۳ باز هم مسعود رجوی ابلاغیه چراغ خاموش داده است اولا که از مسعود رجوی و فرقه مجاهدین باید پرسید از سال ۱۳۷۳ خروج ممنوع اعلام کردید و اعضای مخالف را به زندان ابوغریب فرستادید و ۷۰۰ نفر را زندانی کردید و بسیاری را شکنجه کردید و ۲ نفر زیر شکنجهِ شکنجه گران مجاهد مردند که این موضوع خروج ممنوع در گزارش دیدبان حقوق بشر با مضمون خروج ممنوع در سال ۲۰۰۵ آمده است چرا آنجا اعلام چراغ خاموش نکردید اگر ذره ای شرافت انسانی داشتید که من هرگز یک ذره در شما ندیدم بهتر بود به صورت متمددانه چراغها را روشن میکردید و مدارک دزدیده شده توسط مجاهدین از قبیل پاسپورت و کارت معافیت سربازی و یا پایان خدمت و شناسنامه و کارت رانندگی و پول بیگاری آن سالها را به آنها میدادید و می دیدید چگونه مسیر آینده شان را مشخص خواهند کرد و همین کار را میتوانید امروز در لیبرتی بکنید .

ابلاغیه چراغ خاموش این بار مسعود رجوی که خودش تعادل روانی اش را از دست داده است حکایت از آن دارد که مسعود رجوی در تمامی زمینه های سیاسی و نظامی و ایدئولوژیکی شکست سختی خورده است و سر به جنون زده است و فرمان کشتار جداشدگان و منتقدین و مخالفین را داده است و در دنیای مدرن امروز اگر کسی دیگران را به کشتن تهدید بکند جنون دارد و می بایست در تیمارستان معالجه شوند .

اما بهر حال این تروریست بازی رجوی خائن و جنایتکار و جلاد ما را مرعوب نمی کند و بیشتر ایجاد رعب و ترس و وحشت در اسیران لیبرتی میکند و در واقع آخرین سنگر رجوی یعنی لیبرتی دیر یا زود باید جمع گردد و در واقع این ابلاغیه چراغ خاموش پذیرش شکست تمام عیار است . ارتش آزادیبخش با رفتن صدام مرد این محمل و محمل شورای مرکزی وجود خارجی ندارد و با برچیدن لیبرتی تشکیلاتش منحل خواهید شد و فقط یک حضور فیزیکی مرده است و اینها محملی بود تا رجوی عقده گشائی متوحشانه کند .

یادم می آید در نشریه مجاهد اسفند ماه سال ۱۳۵۹ رجوی با همین خشم و کین تمامی گروهای سیاسی را ترور شخصیت کرده و کارنامه سیاه مجاهدین همیشه همین بوده است که هیچکس را تحمل نمی کنند و در عرصه سیاسی میخواهد تنها نیروی اپوزیسون جمهوری اسلامی خودش را جا بزند تا حکومت خیالی شان مال خودشان باشد.

در هر صورت رجوی هم خودش قاضی القضات است هم سرجوخه مرگ و هم تیر خلاص زن !؟

شما که ۸ هزار وکیل دارید و راه کار قانون در اروپا را بلدید چرا به یکباره ریسمان از گردن پاره کرده اید و میخواهید وصیت کنید تا شاید فرمان تان را اجرا کنند لطفا از مخفی گاهتان بیرون بیایید و خواهیم دید در یک دادرسی و دادگاه عادلانه چه کسی پیروز خواهد شد و چه کسی خائن و مزدور و جنایتکار است پیشاپیش مشخص است بدلیل کشنن سربازان ایرانی و مزدوری برای صدام و شکنجه و مرگ اعضا ، این گوی و این میدان .

ما به پیام آدم کشی شما اهمیتی نمی دهیم و شما پیام ما را مجبورید جدی بگیرید که تا شما را به دادگاه عادلانه نبریم موضوع تمام نمیشود و اگر امروز ما این امکان را نداریم در پیشگاه مردم ایران یک خائن و همدست صدام هستی و این نتیجه کار ما بود. یادتان می آید آقای رجوی که میگفتید کاری میکنم که فریادتان به آسمان بلند شود راستی چرا حالا فریادتان به آسمان بلند شده است و فرمان مرگ و کشتار عمومی میدهی مطمئنم سیه رو و سیه روزتر خواهی شد و این هنوز از نتیجه سحر است و درد و رنج ما و هزاران خانواده ایرانی دارد به ثمر می نشیند و گل میدهد !.

فرزاد فرزین فر

۴/۱۲/۲۰۱۴

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14077

هدیه خصوصی مسعود رجوی برای تولد صدام حسین

فرزاد فرزین فرفرزاد فرزین فر، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۴:… وقتی در نشست های عمومی در قرارگاه اشرف یا قرارگاه باقرزاده پای صحبت های مسعود رجوی می نشستیم در حالی که کلت کمری آنها و محافظان شان همه متعلق به ارتش صدام حسین بود در همه نشست ها بلا استثنا مسعود رجوی بارها تکرار میکرد که ما با صاحبخانه ( یعنی صدام حسین و دولتش ) استقلال ایدئولوژیک و سیاسی و تشکیلاتی داریم و در همان حال میگفت …

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

(با تشکر از آقای فرزین فر، دریافت شد)

هدیه خصوصی مسعود رجوی برای تولد صدام حسین

وقتی در نشست های عمومی در قرارگاه اشرف یا قرارگاه باقرزاده پای صحبت های مسعود رجوی می نشستیم در حالی که کلت کمری آنها و محافظان شان همه متعلق به ارتش صدام حسین بود در همه نشست ها بلا استثنا مسعود رجوی بارها تکرار میکرد که ما با صاحبخانه ( یعنی صدام حسین و دولتش ) استقلال ایدئولوژیک و سیاسی و تشکیلاتی داریم و در همان حال میگفت که دولت عراق متحد استراتژیک مجاهدین است .

البته ما میدیدیم از آموزش نظامی تا تسلیحات و همه چیز مربوط به ارتش عراق است و حتی همگی میدانند در دانشکده آموزش نظامی اشرف افسران عراقی مستقر بودند و در همه زمینه ها این ارتش عراق و سازمان امنیت و اطلاعات صدام حسین بود که اوضاع مجاهدین را در دست داشت و بعد از سرنگونی صدام حسین هم مشخص شد که پشت پرده چه خبر است از گرفتن پولهای کلان گرفته تا اطاق عملیاتی مشترک با ارتش عراق بر علیه ارتش ایران در زمان جنگ و … ، پس با این مقدمه نمیشه به متحد استراتژیک تن داد و وابستگی مالی و سیاسی و ایدئولوژیک نداشت البته این یک شیوه برای تخلیه روانی اعضا بود تا ریزش نیرو صورت نگیرد چرا که همه متناقض بودند که در کنار وزارت اطلاعات صدام حسین و حزب بعث و ارتش آن چی میکنند !؟. راستی کدام ایدئولوژی و کدام استقلال تا به همین امروز ؟.

در فاصله بین سالهای ۷۳ تا ۷۵ که من در عراق بودم و من را به تبعیدگاه رمادیه فرستاده بودند تا نابودم کنند فکر کنم سال ۷۴ ( ۱۹۹۵ ) بود که تلویزیون عراق اعلام کرد که مسعود رجوی رئیس مجاهدین خلق برای روز تولد سیدالرئیس صدام حسین یک فرش ایرانی هدیه فرستاده است ! ،

و این هم استقلال با متحد استراتژیک که اگر جای هیتلر می نشست صدها حلبچه درست میکرد که بمباران شیمیایی شد و چه شرمگین !. دستان پینه بسته زنان ایرانی که فرزندان شان را در جبهه جنگ از دست دادند آنوقت مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو فرش نفیس ایرانی برای روز تولد صدام حسین فرستادند و این توهینی بود به شرافت انسانی و زنان و مردان زحمتکش فرش باف ایرانی که به هنرشان هم توهین شد.

در پی این خبر دستگاه دیپلماسی مجاهدین در عراق بهم ریخت و سرور و نادر رفیع نژاد و فرهاد الفت و چندین نفر دیگر که مشاوران ارشد مسعود رجوی بودند به صحنه آمدند و از طریق هادی نصیری معروف به جلاد رمادیه سعی کردند اوضاع را عوض کنند نه بخاطر ما ، بلکه روزی این خبر به بیرون درز نکند

… حال این پولها از کجا آمده است که مریم قجر عضدانلو جنگ طلبان را در پاریس جمع میکند و به متحدان استراتژیک مجاهدین به مناسبات مختلف همین هدایا را رد و بدل میکند تا لابد استقلال ایدئولوژیکی و سیاسی مجاهدین را حفظ کند عجب !.

فرزاد فرزین فر

[email protected]

۱۲/نوامبر/۲۰۱۴

سوئد

***

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13940

داستان عجیب و غریب تاریخ « شورای مرکزی » در مجاهدین

فرزاد فرزین فرفرزاد فرزین فر، سوئد، سوم نوامبر ۲۰۱۴: … امید است اگر کسی هوادار این سازمان است فقط برای لحظه ای صداقت داشته باشد و اگر تا الان فکر نکرده است لحظه ای اندیشه کند که > چرا مردان قرار نیست در این شورای مرکزی باشند در صورتی که اشاره کردم در سال ۷۲ که من نوشتم مردان هم بودند ؟ چرا مردان حذف میشوند ؟ قرار بود هزار همردیف بشوند چرا عقب گرد کرده اند حالا میخواهند هزار « ش » بشوند …

گزارش کمپ لیبرتی 1Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

(با تشکر از آقای فرزین فر، دریافت شد)

داستان عجیب و غریب تاریخ « شورای مرکزی » در مجاهدین

زمانی در سازمان مجاهدین دفتر سیاسی و کمیته مرکزی وجود داشت تا اینکه بعد از شکست استراتژی مجاهدین در ادعای خودساخته و تخیلی صدها بار تکراری مبنی بر سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی ، مسعود رجوی خائن کودتای درون تشکیلاتی را با اسم رمز پوشالی انقلاب ایدئولوژیک درونی و بیرونی بنا نهاد که با دو مشخصه عجیب و فضاحت بار شروع شد که همان ازدواج با مریم قجر که یک شبه همردیف رهبری شد ( مثل همه سیستمهای استبدادی و آنهم به دلیل پذیرش هژمونی جنسی و برده جناب رهبر که همیشه نقش ژنرال مرگ را در درون تشکیلات ایفا میکرد ) و اقدام بعدی حکم اعدام علی زرکش به منظور فرار از شکست ها . و پس از آن ادعای سانترالیسم دمکراتیک که در جزوه های آموزشی این سازمان مطرح شده بود تبدیل به ویترین همیشه فراموش شده پیوست و رجوی و مریم قجر شدند رهبران مادام العمر در نقش های مختلف با ده ها القاب که مختص سیستمهای استبدادی و ضد حقوق انسانی است و بقیه اعضای بی اختیار تبدیل به ابزار یک بار مصرف شدند و نقش برده و رعیت جناب رهبر تاریخ ساز نوک پیکان تکامل را ایفا نمودند

از آن به بعد بطور مداوم کودتای درون تشکیلاتی در این سازمان صورت میگیرد و همان تعداد افراد و اعضای ثابت به عنوان پیچ و مهره های یک ربات نقش عوض میکنند و هر روز با اسامی و عناوین یکسان و ثابت ظاهر میشوند یعنی همزمان عضو به اصطلاح شورای رجوی ساخته ملی مقاومت و شورای رهبری و شورای مرکزی و …. هستند که در دنیای مدرن امروزی جز پوشال چیزی بیشتر نیستند و آنان که ساز و کار زندگی متمدن امروزی را نپذیرفته اند برای جبران خلا شخصیت خود را مشغول میکنند که جز خود فریبی و دیگرفریبی و دگردیسی در تشکیلات این فرقه تروریستی مخوف و ارتجاعی بیشتر نیست

احتمالا سال ۱۳۷۲ بود ( زمانی که در برزخ اشرف بودم ) اجبارا در یک نشست یا جلسه ای رفتم که ویدئوی اطلاعیه شورای مرکزی را نشان میداد و مخاطب من خود خواهد فهمید که در هر حزب و سازمان دمکراتیک و مدرن این اعضا هستند که باید رای بدهند و شورای مرکزی را انتخاب کنند نه رهبر و مریدان پیرامونش که خود هم حق انتخاب شدن را ندارند و بدون هیچ توضیحی گزینش شورای مرکزی انجام شد آنهم به ما نگفتند اسامی شان شامل چه کسانی هستند ؟ .

در قسمتی از این ویدئو جابرزاده از اعضای ارشد این فرقه اطلاعیه شورای مرکزی را میخواند که مریم قجر عضدانلو گفت که این اطلاعیه تصحیح شود که هیچوقت تصحیح نشد و احتمالا هیچوقت هم در رسانه های این فرقه علنی نشد و مریم قجر هم یک ژست توخالی گرفت تا وانمود کند بیشتر از دیگران در این فرقه می فهمد و آن هم اگر میدانستند روزی پای مان به دنیای آزاد خواهد رسید همان اطلاعیه را هم برای مان نمی خواندند تا مایه آبروریزی شود و این را همگی بخوبی میدانند که این اطلاعیه ها و ادعاها توسط سرکرده و گرداننده و رهبر فرقه صورت میگیرد و امثال جابرزاده ها و حتی خود مریم قجر بدون اجازه مسعود رجوی اجازه نفس کشیدن ندارند . آری سازمانی که ادعا میکند نوک پیکان تکامل است حتی نمیتواند یک دست نوشته ساده ( اطلاعیه ) را سر و ته اش را به هم وصله بزند .

اما متن این به اصطلاح اطلاعیه شورای مرکزی ،بنیاد ها و مقتدایان تاریخی سازمان مجاهدین خلق را به پیامبر اسلام و امام حسین و … ربط داده بود و این در حالی بود که در اطلاعیه قبلی که فکر میکنم انتخاب شورای رهبری بود بنیادها و مقتدایان تاریخی خود را حضرت زهرا و حضرت زینب و اشرف ربیعی قید کرده بودند اولا تاریخ را در دو اطلاعیه ساده و ابتدایی به دو بخش و دیدگاه زنانه و مردانه تقسیم کرده بودند دوما باید از این فرقه پرسید شما کجا مجوز از پیغمبر و امام حسین و حضرت زهرا دارید که چنین ادعاهایی میکنید لطفا اسنادتان تان را نشان بدهید و لاجرم پدر و مقتدایتان که صدام حسین بود و بخاطر عوام فریبی پای مذهب را به میان می کشید و از طرفی باید مشخص کنید در تصمیم جنایتکارانه اعلام جنگ مسلحانه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ( اعلام جنگ داخلی در زمان جنگ برای سهم بردن از قدرت ) آیا اشرف ربیعی و همچنین موسی خیابانی نقش داشتند یا نه و در اینصورت حساب آنها جداست و چون مرده اند نیازی به تقدس و پرستش آنها نیست !

مطمئنم هر کس با خواندن این سطور به بی اهمیت بودن این مسایل نگاه میکند اما وضعیت ما را نگاه میکردید که اسیر در یک فرقه عجیب و غریب در یک مناسبات وحشتناک امنیتی مجبورمان میکردند که همین شورای مرکزی و هر چه رهبر و همردیف و شورای کذایی رهبری و اطلاعیه شان را و … همه ترشحات روانپریشانه این موجودات عقل و شعور باخته را تمجید و سجده میکردیم و با این موضوعات خوش رنگ جنون آمیز تبدیل به موجودات مغز شویی شده میشدند یا بکشند و یا کشته شوند و از زندگی مدنی و ارزش های انسانی چیزی نمی فهمیدند همچنانکه هیچوقت نخواهند فهمید !

حال دوباره می بینیم که این بختک سیاسی یعنی مریم قجر دوباره به فکر احیای این مناسبات پوسیده به دستور مسعود رجوی افتاده است که گویی شخص رجوی از آن اطلاع نداشته است و با شنیدن آن شوکه شده است و غش کرده است ، که همانا تو گویی چه اتفاق تاریخ ساز دیگری در این فرقه افتاده است که مردمان وجود نداشته کرات آسمانی دیگر همه مات و مبهوت شده اند که این بار این نوک پیکان تکامل چه چیز کشاف عجیب و غریب دیگر دارد ؟!

جناب مریم قجر عضدانلو ( که هیچوقت دوست ندارم تو را خانم خطاب کنم چرا که تو لایق این کلمه نیستی و خود توهین به این کلمه است چون کلمه خانم بار حقوقی و انسانی دارد ولی تو یک قاتل هستی ) یادت میآید در نشست عمومی پس از این که چند شبانه روز خواب و آرام نداشتیم در شب آخر هنگام تمام شدن نشست مسعود رجوی خطاب به همان زنان و مردان گفتی که این شما هستید که روسیاه میشوید ( یعنی خیانت میکنید ) نه مسعود ، یادت میآید که انگار پتک سر همه زدید و همه بصورت یک صدای بلند و مانند جیغ زدن گفتند وای ، و همه تعجب کردند که تو چقدر بیشعور و عقب افتاده و عقده ای هستی که بجای تشکر از چند شبانه روز استثمار به آنها وعده رو سیاه شدن و خائن شدن دادی ؟ راستی از کدام هزار اشرف و شورای مرکزی صحبت میکنی ؟

جناب قجر عضدانلو تو وقتی فهیمه اروانی را بجای خودت به عنوان مسئول اول سازمان انتخاب کردی تا شوهرت ترا رئیس جمهور مادام العمر انتخاب کند و وقتی اولین بار شورای رهبری را انتخاب کردی یادت می آید فهیمه اروانی خطاب به همه و مشخصا همان زنان گفت در خانه کس است یکی بس است ، یعنی جامعه فئودالی و عشیره ای ، و آنهم منظورش تو بود . برده داری را راه انداختی ! ، یادت می آید همان به اصطلاح زنان شورای رهبری اشرف نشان همه خود را مثل دوران برده داری کلفت دوم و نوکر دوم معرفی کردند ؟ و بعد همه شدند شکنجه گر ماهر!. کمی از این شیاد بازی ها شرم بکش و همه آن زنان شکنجه گر عضو ویترین شورای ملی مقاومت هستند.

امید است اگر کسی هوادار این سازمان است فقط برای لحظه ای صداقت داشته باشد و اگر تا الان فکر نکرده است لحظه ای اندیشه کند که > چرا مردان قرار نیست در این شورای مرکزی باشند در صورتی که اشاره کردم در سال ۷۲ که من نوشتم مردان هم بودند ؟ چرا مردان حذف میشوند ؟ قرار بود هزار همردیف بشوند چرا عقب گرد کرده اند حالا میخواهند هزار « ش » بشوند ؟ راستی کدام زن ذیصلاح مجاهد خلق جناب خانم و آقا و جناب مجاهد !؟ همان زنی که به پدر و مادر پیر و منتظر و رنجور خود در پشت سیم خاردارهای قلعه وحشتناک اشرف مجبورش کردید بگوید ننگ ما ننگ ما فامیل الدنگ ما !؟ راستی کدام زن ، همان زنی که از ازدواج و حرف زدن و فکر کردن از آن محروم است و از ترس شما جانوران دو پا حق فکر کردن به آن را تدارد !؟ زنی که حق دیدن فرزندانش و خانواداه اش را ندارد و شما همه چیز را جرم کرده اید !؟ موارد اینقدر زیاد است که نه تنها باید گفت شرم بر شما بلکه ننگ ابدی بر مریم قجر و مسعود رجوی و شگنجه گران مجاهد !. راستی کدام زن ، همان زنی که رحم آنها را در آوردید !؟ لاجرم چرا دروغ میگویید آنها که هزار زن نیستند بین هشتصد تا شاید نهصد نفر هستند چرا ذهن روانپریش تان روی عدد هزار گیر کرده است شما اینقدر بیمار هستید که ذهن تان را روی یک کلمه در دو دهه نمیتوانید آزاد کنید و با بازی با این کلمات نمیتوانید دیگر به عوامفریبی تان ادامه بدهید.

راستی همان تعداد زنان که ادعا میکنید هم عضو شورای رهبری هستند و هم شورای ملی مقاومت و هزار مسئول و فرمانده و قبلا هم عضو شورای مرکزی بودند چرا میگویید انتخاب باید دقیق و عمیق باشد ! از چه وحشت دارید ؟ از چه میترسید ؟ حال می بینید دو کلمه را نمی توانند بنویسند با این ادعا های تارخ ساز .

بجای این خیمه شب بازی ها راست میگویید اگر نمی خواهید آنها در عراق بمانند و کشته شوند و شما در کنار رود سن جشن فرقه ای بگیرید و درد و رنج و خون آنها را به جیب باند جنگ طلب جان بولتن – جولیانی بریزید همان زنان و مردان را آزاد بگذارید تا حداقل یک تماس تلفنی با خانواده هایشان بگیرند و … ! و یا چرا تا الان اسامی شان را اعلام نکردید که بسیاری از خانواده های بدانند آنها زنده اند یا نه ؟ من آنجا بوده ام و میدانم همان زنان چه فکر میکنند و مطمئنم خطاب به مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی خواهند گفت خودتان فرار کردید و رفتید پس عضویت در شورای مرکزی بخوره تو سرتان و این شما هستید که لایق این تحقیر ها و توهین ها هستید بزدل های ترسو و فراری . !.

یادم می آید که مریم قجر همان زمان میگفت زنان مجاهد پیش رو ترین و مترقی ترین زنان جهان هستند . بدون مقدمه میگویم خودش را میگفت چون مثل مسعود رجوی جاه طلب و مقام پرست هستند و دوست دارند شهرت پیدا کنند مثل همین اعلام شورای مرکزی برای پوشش دادن به سیل انتقادها و استعفا از آن یکی شورای دست ساز رجوی . و البته یادآوری کنم من این زنان مجاهد شکنجه گر پیش رو و مترقی را تجربه کردم مثل مهری حاجی نژاد و مریم باغبان و نیره سلطانی و بتول رجائی و شهین حائری و …!

این را هم یاد آوری میکنم آنچه از هژمونی زنان صحبت میشود که در نامه مریم قجر آمده است اولین بار بعد از انتخاب اولین لایه شورای رهبری بود که در نشست مسعود رجوی توسط یک اسیر جنگی گفته شد و تا آن زمان خود همین مریم قجر هم نشنیده بود و آن را ملاک قرار نمی داد و عنوان نمیکرد و آنقدر این مریم قجر کم هوش و بی عقل است که هر که شک دارد از اینها بخواهید تا بحث توحید و ضد توحید وی را منتشر کنند ( که مسعود رجوی میگفت همین بحث کفایت میکند تا ثابت کند که مریم قجر شایسته مسئول اول شدن است ) و البته در همان نشست هیچ کدام از اعضای قدیمی اعم از زن و مرد در آن نشست کوچکترین حرفی نزدند و یا از کلمه هژمونی هیچکس سخنی نگفت .

ایکاش میشد همان زنان و مردان نگون بخت و بیچاره از دست فرقه مزخرف رجوی چاخان نجات پیدا میکردند و هزاران خانواده چشم انتظار رنگ آرامش بخود میدیدند ایکاش میشد این همه نهادها و کشورها مدافع حقوق بشر یقه مریم عضدانلو خائن را میگرفتند تا دست از این شرارت ها و شیطان صفتی و به اسارت گرفتن دیگران در عراق در کمپ لیبرتی دست بر دارد !.

ایکاش میشد در جهان دفاع از حقوق بشر به مفهوم اجرای عدالت باشد !.

ایکاش میشد حامیان داعش در اروپا و آمریکا یعنی مجاهدین خلق تروریست و قاتل حتی برای دلخوشی واژه حقوق بشر برای احیاء عدالت به پای میز محاکمه کشیده میشدند تا دیگران بفهمند دنیای جای حساب و کتاب است نه قتل و آدم کشی و تروریست بازی !.

فرزاد فرزین فر

[email protected]

۳/نوامبر/۲۰۴۱

سوئد

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=3935

نظری بر افتتاح به اصطلاح دفتر شورای ملی مقاومت در واشنگتن، ( بخاطر مردم ایران نوشتم )

فرزاد فرزین فر، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۳: … فاصله گرفتن از مردم و روش های دمکراتیک و چسبیدن به ابزار قدرت یکی از بیماری های لاعلاج مجاهدین است وقتی به تاریخچه مجاهدین بعد از قیام ضد سلطنتی ۱۳۵۷ نگاه کنید تمام هدفشان رسیدن به قدرت به هر شیوه ممکن است زمانی برای بدست گرفتن قدرت سیاسی در سال ۱۳۶۰ از ابزار قدرت یعنی اسلحه استفاده کردند و جنگ مسلحانه اعلام کردند که بیشتر به یک عملیات انتحاری احمقانه می ماند و بهایش را مردم ایران دادند زمانی به حیطه قدرت صدام …

Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

دلیل اصلی نوشتن این مطلب افتتاح دفتر مجاهدین در واشنگتن نیست بلکه سرنوشت حزن انگیز و تاسف بار انسان هایی است که هزینه اشتباهات دیگران را می پردازند و وقتی اندیشه حاکم بر سیاست ورزان هزینه های انسانی به شهروندان تحمیل میکند سکوت جایز نیست و به همین دلیل این چند سطور را مینویسم .

اگر همه از یادشان برود خود مجاهدین از یاد نبرده اند که قبل از قرار گرفتن در لیست گروه های تروریستی آمریکا و اتحادیه اروپا ، در همه این کشورها دفتر نمایندگی داشته اند و در کمپ تروریستی اشرف تنها بولتن خبری – که تنها وسیله خبری و ابزار مغز شوئی بود – که داشتند روزی نبود که از پیروزی سیاسی خبر بدهند و جشن بگیرند و روزی نبود که در همین تلویزیون شان از ضیافت ناهار و شام نمایندگان مجاهدین در نزد پارلمانترهای اروپایی سخن نگویند ! چه شد که آن همه دفتر نمایندگی نتوانست گره ای از مشکلات مجاهدین را حل کند ؟ و چرا به تناقضات نهفته در خودشان پاسخ نمیدهند که آن همه دفتر و دستک به کجا انجامید ؟ حال یک دفتر در واشنگتن پیشکش شما ! و اساسا چه اهمیتی دارد و قرار است چه پارامتری را در صحنه بین المللی برای مجاهدین رقم بزند ؟

مسعود رجوی همیشه در نشستها میگفت : مقاومت – یعنی مجاهدین – دو بال دارد یکی نظامی یا همان ارتش آزادیبخش بازوی مزدور ارتش عراق و صدام حسین و دومی بال سیاسی یا همان شورای ملی مقاومت » . بال نظامی که بی بال و پر شد و جنایت و خیانت کرد و با رفتن صدام حسین تمام شد و به لیبرتی ختم شد و به دلیل سابقه مجاهدین کشورهای اروپایی مایل نیستند که گامی انسانی بردارند و ساکنان لیبرتی را به بعنوان پناهنده و شهروند بپذیرند، و بال سیاسی هم که اعضای غیر مجاهد آن بدلیل دیکتاتوری و هزمونی رجوی و سازمانش ، شورای دست ساز رجوی را ترک کردند و از آن چیزی نماند جز همان تعدادی که از فرماندهان جنگ و ترور در عراق بودند و مسئول شورا که خود رجوی بود از ترس مخفی شد و اصلا معلوم نشد طبق کدام انتخابات مریم عضدانلو یک شبه رئیس شورا شد.

مجاهدین نزد مقامات تصمیم گیرنده و تاثیر گذار در اتحادیه اروپا به بازی گرفته نمیشوند چرا که سابقه تروریستی شان را نمیتوانند از آرشیو این دولت ها پاک کنند چه رسد نزد مردم ایران ، چه بدلیل همگامی با صدام حسین در جنگ هشت ساله و چه بدلیل اعلام جنگ مسلحانه که هزینه های انسانی بر مردم ایران تحمیل کرد .

فاصله گرفتن از مردم و روش های دمکراتیک و چسبیدن به ابزار قدرت یکی از بیماری های لاعلاج مجاهدین است وقتی به تاریخچه مجاهدین بعد از قیام ضد سلطنتی ۱۳۵۷ نگاه کنید تمام هدفشان رسیدن به قدرت به هر شیوه ممکن است زمانی برای بدست گرفتن قدرت سیاسی در سال ۱۳۶۰ از ابزار قدرت یعنی اسلحه استفاده کردند و جنگ مسلحانه اعلام کردند که بیشتر به یک عملیات انتحاری احمقانه می ماند و بهایش را مردم ایران دادند زمانی به حیطه قدرت صدام حسین رفتند و هزینه اش را مردم ایران دادند و حال به حیطه قدرت مقامات سابق آمریکایی خزیده اند که باز هم هزینه اش را باید شهروندان ایرانی بدهند ، و مجاهدین اینقدر قتل و کشتار کرده اند که ارزشی برای انسانیت و حقوق شهروندی و حقوق بشر قائل نیستند !.

ببینید اگر یک نفر به زندگی شرافتمندانه قانع نشد و بخاطر پولدار شدن خواست دزدی کند حاضر است تا پای مرگ پیش برود و این کار را ادامه بدهد . یک گروه بزهکار در سوئد است بنام « فرشتگان جهنم » این گروه هم در شهر گوتنبرگ دفتر علنی داشت و با گروه های بزهکار دیگر درگیر میشد و پلیس هم از همه فعالیت ها و شبکه آن اطلاع داشت ، خوب این سیستم و نگرش این کشورها به حل مسائل جامعه است و دلیل بر مشروعیت آن گروه بزهکار و فعالیت هایش نبود .

بنابر این ایجاد یک دفتر مشروعیتی برای مجاهدین نمی آورد بلکه مجاهدین را در چالش بزرگتری قرار میدهد که فردا افزون بر همه پرونده های جنایت و خیانتی که قبلا مرتکب شده اند به این یکی هم باید پاسخ بدهند که چرا با کسانی هم پیمان شده اند که هر روز یک لایحه تحریم بر علیه ایران صادر میکنند و بر تمام زندگی مردم ایران تاثیر گذاشته است و مردم ایران رنج بسیاری را متحمل میشوند و یا کسانی این دفتر و دستک را راه انداخته اند و برای مجاهدین لابی گری میکنند که آشکار و پنهان از جنگ و حمله نظامی به ایران سخن میگویند و دقیقا و دقیقا کسانی که این دفتر را افتتاح کرده اند هدفشان این است که در صورت بروز جنگ و تغییر نظام سیاسی در ایران منافع استراتژیک خودشان را در نظر بگیرند و چه کسی بهتر از مجاهدین که شرافت و جوهر انسانی ندارند و فقط میتوانند مزدور خوبی برای صاحبان قدرت و سرمایه باشند و آنچه برایشان اساسا اهمیت ندارد سرنوشت ایران و ایرانی و حرمت و ارزش های انسانی است!.

کبوتر با کبوتر ، باز با باز

شود قاتل با قاتل دمساز

من شخصا از فرد جنایتکاری مثل جان بولتن بیزارم بدون اینکه کینه ای از او و امثالهم داشته باشم دلیل اش بر همگان روشن است ایشان نماینده آمریکا و دولت بوش در سازمان ملل بود و حامی اصلی جنگ در عراق ، جنگی که مردم عراق را نابود کرد این شخص در کنار بوش و همین همراهان و بنیانگزاران دفتر فرقه مجاهدین با اسم مستعار شورا باعث درد و رنج بیکران مردم عراق و کودکان بیگناه عراقی شد و اگر عدالتی در سیستم قضایی آمریکا و یا دنیای معاصر وجود داشت باید بلادرنگ محاکمه میشد تا خوشگذرانی و آلترناتیو سازی برای مردم ایران ، و این خود ننگ دیگری است بر تاریخچه سراسر خیانت و جنایت مجاهدین و مریم عضدانلو و مسعود رجوی ، و فقط قاتلین و تروریست هایی مثل مجاهدین هستند که به طناب دار جان بولتن آویزان شده اند که نه تنها ریسمان نجات برای یک غریق نیست بلکه همان طناب داری است که مثل هم پیمانی با صدام حسین مجاهدین را هرچه بیشتر بی آبروتر میکند !.

وقتی در تبیعیدگاه مجاهدین و رجوی در رمادیه عراق بودم یک بار بدنم خارش گرفت و چند قرص دکتر برایم تجویز کرد با چه سختی فقط تعداد اگشت شمار قرص نامرغوب که مثل پودر بود گیر آوردم و من شاهد درد و رنج فراوان آن مردم بودم که با نوشتن ده ها کتاب نمیشود آن همه درد و رنج را به تصویر کشید و من قصد ندارم در این مطلب آنچه را جنایات مجاهدین علیه من و دیگران بود صحبت کنم اما چگونه میتوانم در قبال جان بولتن ها که صفت انسانی ندارند بلاجبار مجبور باشم و بگویم لعنت بر تو مریم عضدانلو و مسعود رجوی که درد و رنج مردم ایران برای شما اهمیتی ندارد و گر نه کسی اگر ذره ای شرافت داشته باشد با جان بولتن قاتل کودکان عراقی که در کنار بوش درد و رنج و مرگ برای مردم عراق آورد دمساز نمیشود مگر مثل شما قاتل باشد !.

چه کسی نمیداند که اگر اسم فرقه مجاهدین برای مقامات مسئول و آگاه آمریکایی و اروپایی دافعه نداشت که از وضعیت این فرقه در ارتباط با مردم ایران آگاه هستند این فرقه به هیچ وجه حاضر نمیشد از اسم دیگر خود به اسم شورای کذایی ملی مقاومت استفاده کند که تا خود را خوشنام جلوه دهد و مقامات این کشورها را بفریبد.

وقتی به سوئد آمدم آن موقع مجاهدین مثل دیگر کشورها در سوئد دفتر نمایندگی داشتند شماره تلفن شان را از یک ایرانی گرفتم تا با آنها صحبت کنم و مدارک قانونی من مثل شناسنامه و کارت معافی خدمت سربازی را که در ترکیه از من دزدی کرده بودند را به من بر گردانند چون در این کشور برای ثابت کردن هویت شخصی خود مثل همه شهروندان نیاز به مدارک شخصی خودم داشتم به دفتر مجاهدین زنگ زدم و پیام گیر جواب داد : « به دفتر رئیس جمهور مریم رجوی خوش آمدید » . میدانستم که اگر اسم خود را بگویم با من تماس نمی گیرند و با گذاشتن شماره تلفن خود تشکر کردم که با من تماس بگیرند ، چند روز بعد یک زن مجاهد تماس گرفت و درخواست مدارک خود را برایش توضیح دادم که تلفن من را قطع کرد و پس از آن انبوه تلفن های مزاحم و توهین آمیز شروع شد ، خوب حال خودتان قضاوت کنید تاسیس دفتر فرقه مجاهدین نه ربطی به مردم ایران دارد نه مبارزه سیاسی و نه راه و رسم دمکراسی !.

و در پایان بدون اینکه نیازی باشد به گفته های لابی های آمریکایی اففتاح کننده دفتر فرقه مجاهدین در واشنگتن بپردازم که میدانم هیچکس نه حوصله خواندن آن را دارد و نه به این لاف زدن ها و شعارها گوش میدهد و هر کس بیشتر از من بدان آگاه است از قول یک جامعه شناس و روانشناس مشهور ایرانی مقیم آمریکا ذکر کنم که در دوران جرج دبلیو بوش گفته بود : مگر رئیس جمهورشان چه میفهمد تا نمایندگانشان.

همانطور که در پی تاسف بار قتل شهروندان آمریکایی در ماراتون شهر بوستون ، پلیس آمریکا بزرگترین عملیات تاریخ خود را برای دستگیری مظنونین انجام داد ایکاش یک مقام آمریکایی شجاعت اخلاقی داشت و به مقامات سابق و لابی گر مجاهدین تذکر میداد اگر شرافت انسانی دارید لحظه ای به این بیندیشید که مجاهدین ده ها هزار نفر را بدون هیچ دادگاهی به قتل رسانده اند از سرباز ایرانی تا کرد عراقی ! ایکاش برای بسیاری شهروندان همه جوامع از نگاه آنان دارای ارزش مساوی و برابر بودند و …!.

هر وقت که زمزمه حمله نظامی و جنگ علیه ایران میشود تمام وجودم را غم فرا میگیرد و بغض گلویم را می فشرد و اشک از چشمانم جاری میشود آخر برای چه جنگ و کشتار ، و چرا و چگونه میشود شاهد قتل و جنایت بود و نه تنها این وجود انسانی را در قبال هموطنانم دارم بلکه نمیتوانم هیچ درد و رنجی را در این دنیا بپذیرم و میدانم شما انسانها این طور هستید و این گونه می اندیشید . به امید روزی که هیچکس در این جهان محزون و غمگین و دربدر و آواره نباشد مخصوصا کودکان عزیز این جهان .

پایان

زهره اخیانی شکنجه گر رجویترفند اعلام “شورای مرکزی” توسط فرقه رجوی

قربانیان رجوی پاریساین عکس کسانی است که به دستور مریم رجوی خود را ناقص کردند

همچنین:

فرزاد فرزین فر، کانون قلم، سوم فوریه 2013: … به اطلاع میرسانم که دختری با نام فامیلی ستوده از رضوان شهر در اواخر دهه 70 به کمپ بدنام اشرف آورده شده بود و پس از مدت کوتاهی یکی از همشهری ها به من گفت که این دختر جوان در ماشین نظامی اهدائی صدام حسین به مجاهدین با یک خودروی نظامی عراقی برخورد کرد و کشته شد و این در حالی بود که فرقه بدنام مجاهدین خلق این واقعه را اطلاع رسانی نکرد و از کنار آن به سادگی گذشت برای رجوی جنایتکار چه فرقی دارد فرزندان مردم ایران را چطوری به کشتن بدهد !. ضمن تسلیت به این خانواده های محترم از آنها میخواهم چشم به راه نباشند تا از عزیز شان با خبر شوند چرا که برای فرقه مخوف و جنایتکار مجاهدین خون و درد و رنج فرزندان مردم ایران هیچ ارزشی ندارد …

حمله تروریستی اینترنتی فرقه مجاهدین بعد از روشنگری در رادیو همسفر

2012-12-09
فرزاد فرزین فر، ایران قلم، نهم دسامبر 2012: … فتحی نماینده یکبار مصرف رجوی خائن برای اینکه کنترل از دستشان خارج نشود و اوضاع را جمع و جور کنند پشت خط با مجری رادیو تماس گرفته و به ایشان گفته که : مخالف هم حق اظهار نظر دارد – پایان نقل قول – ، عجب. از کی در منطق رجوی مخالف حق اظهار نظر دارد پس تزریق سم و هزاران اذیت و آزار و وحشیگری علیه من توسط این فرقه خطرناک و مزدور این و آن تابع کدام قائده و منطق است ؟ وقت برنامه رادیوئی بیشتر از این اجازه نمیداد و گرنه در شاَن انسانی خودم نمیدانم با باند رجوی و نماینده بی و نام نشانش هم زبان شوم !. حال به واکنش رذیلانه و جذام آلود باند مافیائی رجوی مبنی بر ادعای حق مخالف توجه کنید: این باند به کامپیوتر من بوسیله برنامه جاسوسی نفوذ کرده و در قسمت فایل ها شعر های من را از بین برده و حتی شماره تلفن های مدرسه بچه های من و …

نامه سرگشاده به وزیر امور خارجه آمریکا

2012-09-18
فرزاد فرزین فر، ایران قلم، هجدهم سپتامبر 2012: … خانم وزیر، خارج کردن مجاهدین از لیست تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا مشروعیت بخشیدن و تائید تروریسم و قتل و جنایات سازمان یافته است و این یعنی نادیده گرفتن حقوق قربانیان ترور و خشونت مجاهدین در ایران و عراق !. حالا وقت این است که در کنار امر انسانی انتقال ساکنان اجباری اشرف به کمپ لیبرتی ، مسئولین و فرماندهان تروریست مجاهدین در عراق محاکمه شوند و مسعود و مریم رجوی و باند ترورش در فرانسه در یک دادگاه علنی محاکمه شود همانطور که دولت آمریکا دو شهروند خود را که مظنون به برنامه ریزی تروریستی بودند اخیرا به 17 سال زندان و حبس ابد محکوم کرد و مظنونان تروریستی علیه آمریکا را در هر نقطه از جهان ردیابی و تعقیب میکند و یا در افغانستان با آنها میجنگد و …

از درخشش ایران در المپیک لندن – تا ورزش و قوانین ورزشی ( – تفکیک جنسیتی -) در سازمان مجاهدین خلق (قسمت دوم)

2012-08-26
فرزاد فرزین فر، ایران قلم، بیست و ششم اوت 2012: … تاریخ به یاد خود بسپار ! پدران و مادرانی که در فقدان عزیزانشان با رنج و محنت مردند ! فرزندانی که در هجر پدر و مادر همیشه غصه بدل ماندند ! همسران تنها با بچه های خردسال و رنجور و منتظر ! ، انتظار خواهران و برادران رنجدیده ! ، بخدا خیلی دلم گرفته است و جسم و جانم پر از رنج است و اشک امانم نمیدهد از این همه بیرحمی و شقاوت ! یک تماس تلفنی یک دقیقه ای مرحم تمام این دردها بود وهست! و وقتی صدام رفت و خانواده ها آمدند و پدرها و مادرهای پیر و بیمار ، فرزندان پدر ندیده ، و همسران و خواهران و برادران ستمدیده آمدند تا عزیزانشان را ببینند با فحش و ناسزا و سنگ و تکه های آهن و …چند مجاهد مغزشوئی شده قرار گرفتند و این دستورات از جانب رئیس جمهور برگریده مقاومت !؟ و رئیس شورای ملی مقاومت !؟ مریم رجوی …

از تجمع رشت تا تجمع ویلپنت ، چه نیازی به فرافکنی و بزرگ نمائی و خودنمائی و دروغهای نجومی؟

2012-07-18
فرزاد فرزین فر، ایران قلم، سوئد، هجدهم ژوئیه 2012: … راستی چرا مجاهدین این همه دروغ میگویند ؟ این چه سازمان سیاسی است که اخلاق سیاسی و منش اخلاقی ندارد ؟ از مجاهدین و رجویها بپرسید آیا برای دست یابی به قدرت سیاسی و حاکمیت سیاسی به هر شیوه و عمل زشتی باید متوسل شد ؟ آری همین بی هویتی و ماهیت هزار گانه مجاهدین و رجویثها را به اینجا رساند که برای کسب قدرت بدامان صدام حسین خزید و الان با جنگ طلبان آمریکائی و اسرائیلی هم کاسه شده است ! از همین دروغ میتوانیم به دروغ شاخدار دیگر مجاهدین برسیم که ادعا میکنند در 30 خرداد 1360 بدون اعلام قبلی 500 هزار نفر از مردم تهران به حمایت از آنها برخواستند ! اگر شما اینهمه نیرو در آن روز داشتید همانطور که آرزو داشتید حکومت را قبضه میکردید ! فقط باید به حامیان لابی جنگ طلب مجاهدین گفت …

مقر تروریستها در اورسوراواز فرانسه را ببندید (نامه سرگشاده به رئیس جمهور فرانسه)

2012-07-15
فرزاد فرزین فر ـ سوئد، ایران قلم، پانزدهم ژوئیه 2012: … در 22 ژوئن عده ای از ایرانیان آزاده که عمدتا از قربانیان و منتقدان باند تروریستی مریم رجوی بودند و سالها در پایگاههای این سازمان در عراق زندانی بودند و بدستور شخص مریم رجوی و مسعود رجوی شکنجه شدند با اجازه رسمی نهادهای فرانسوی دست به آکسیون و تظاهرات زدند که در کمال ناباوری توسط چماقداران و تروریست های مریم رجوی جنایتکار و قاتل سرکوب شده و مورد ضرب و جرح قرار گرفتند آنهم جلوی چشمان بهت زده مردم فرانسه ! که از دیدن این صحنه های خشونت بار دل هر انسانی بدرد میآید ! در ژوئن سال 2007 تروریستهای مریم رجوی یک بار دیگر به جلسه منتقدان در سالن فیاپ حمله کردند و وحشیگری و رعب و وحشت براه انداختند براستی اگر دادگستری و پلیس فرانسه به آن رسیدگی میکرد …

هشدار به نهاد های مسئول – اراذل و اوباش رجوی با دستور قتل وارد سوئد شده اند

2011-05-05
فرزاد فرزین فر، وبلاگ جهانوند، پنجم می 2011: … به یک نمونه از وحشی گریهای فرقه مجاهدین خلق توجه کنید فردی به نام دوست علی با این سازمان همکاری میکرد منتها لنگان لنگان بود و میبایست اطاعت بی چون و چرا میکرد برای اینکه وی را وادار کنند تا حلقه به گوش باشد یک شب 13 تن از اراذل و اوباش مجاهد خلق با چماق هایی که سرش میخ زده بودند و چاقو و پنجه بوکس داشتند به خانه وی حمله کردند و به تهدید و فحاشی و مزدور مزدور گفتن ادامه دادند! که این فرد را مجبور کردند صد در صد کوش به فرمان باشد و حق سوال کردن ممنوع یعنی مزدور مجاهد بودن اشکال ندارد و مجاز است چون رجوی دستور شرعی داده است!. چندی پیش سخنگوی بی نام و نشان و ترسوی فرقه کذائی مجاهدین خلق در استکهلم پشت خط یکی از رادیوها آمد و …

گزارشی از دو عملیات قهرمانانه واحدهای ویژه و جاسوس مجاهد خلق علیه زندگی شخصی من

2011-04-27
فرزاد فرزین فر، وبلاگ جهانوند، بیست و هفتم آوریل 2011: … اما از خود پرسیده اید که همین سازمان و سران جنایتکار آن هزاران برابر بیشتر کشتار و نقض حقوق بشر کرده اند از شکنجه و کشتار اعضای منتقد تا کشتار مردم ایران و عراق ، چرا وقتی در پناه صدام جزئی از ارتش صدام بودید و از لجستیک تا تدارکات تا آموزش و پشتیبانی بهره میبردید و کمک هنگفت مالی میگرفتید و برای ارتش صدام جاسوسی میکردید و ماموریت های ویژه صدام را انجام میدادید و همه تان به سربازان و افسران صدام ، سیدی و سرور من میگفتید و در داخل و بیرون همین پادگان فرقه ای اشرف بودند اعتراضی نمیکردید و درگیر نمی شدید و هزاران سوال دیگر! پس انسانهای آگاه با شناخت و تجزیه و تحلیل علمی به مسایل نگاه کنند نه جوگرفتگی و جوسازی و فرهنگ سازی! اصلا …

سروده ای برای مسعود رجوی – رجوی هو، رجوی هو، رجوی هوهوهو

2011-04-24
فرزاد فرزین فر، وبلاگ جهانوند، پنجم مارس 2011: … رجوی هو، اگر جرات داری بیا به میدان ای ضد انسان. رجوی هو، اگر مردی نامرد خودت را بکن هر چه زودتر عیان. رجوی هو، دیدی که خاق ایران کرد خانه ات – سازمانت – ویران. رجوی هو، تو فراری شدی زودتر از همه از ایران. رجوی هو، دیدی که مریم تو شد رسوا به جهان. رجوی هو، تو همان صدام هستی که رفت به لانه حیوان. رجوی هو، تو همان رذلی که کشتی هزاران. رجوی هو، تو روانه کردی جوانان بی گناه بر جوخه اعدام. رجوی هو، تو همان نامردی که کردی ز صدام درخواست بمباران ایران. رجوی هو، تو همان پست و کثیفی که دادی به صدام نقشه ایران برای بمباران. رجوی هو، تو همان رذل کثیفی که کشتی سربازان ایران در جنگ ضد میهنی تان. رجوی هو، تو همان خائنی که کردی حمله به ایران بدستور پدر خوانده ات صدام …

جانان من بر خیزید – متن پیام فرزاد فرزین فر به اسیران فرقه رجوی در بازداشتگاه اشرف

2011-03-05
فرزاد فرزین فر، وبلاگ جهانوند، پنجم مارس 2011: … نادر فریبا عادل کیانوش اعظم هان ای کل عزیزان، خانواده ها به فکر آزادی تان هستند از جای برخیز. وه چه زیباست دنیای بدون مجاهد رجوی صفت، سرشت انسانی ما آزادگی ماست از جای بر خیز. شورش کنید بر اهل جهل و جور رجوی دژخیم، بر عشق و عاطفه بر هر پدر و مادر سلام از جای برخیز. قبر جهل مسعود و مریم جانی بر سرش آوار گردان، با نام آزادی بدون تفنگ از جای برخیز. اینجا پر از شادی و صفای زندگی و عشق و رقص آزادیست، زندان اشرف را خراب کن جان من زودباش برخیز …

اعتراف رجوی در ارتباط با آقای بنی صدر (وحشت مسعود رجوی از مواضع اصولی آقای بنی صدر است)

2010-11-16
فرزاد فرزین فر، کانون ایران قلم، استکهلم، شانزدهم نوامبر 2010: … مرزبندی دقیق واصولی و شجاعانه و بموقع آقای بنی صدر و به تبع آن خانم فیروزه بنی صدر راه سازش و خیانت رجوی ( و مجاهدین ) را که میرفت خود را گاندی ایران معرفی کنند و قهرمانان تاریخ بنامد به بن بست تاریخی کشاند و استراتژی ارتش آزادیبخش رجوی را که دست ساز صدام حسین بود به شوره زار و لجنزار تبدیل کرد که حالا جامعه جهانی هم نمیتواند این مشکل را حل کند! بیدلیل نیست که شخص مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی کینه عمیقی نسبت به آقای بنی صدر دارد و به هر بهانه ای ایشان را ترور شخصیت میکنند و دشمنی خودشان را با آقای بنی صدر مخفی نمی کنند! …

از مرگ خواننده مرضیه تا مرگ مسعود رجوی

2010-09-23
فرزاد فرزین فر، کانون قلم، بیست و سوم سپتامبر 2010:… مجاهدین پیام آور مرگ و نیستی هستند و تقدس خود را از همین ایدئولوژی کاسبکارانه شان بدست آورده اند هر چه مردم بیشتر بمیرند سایه سیاهشان بیشتر و خون در رگهای تبلیغاتی شان بیشتر جاری میشود آنها برای هیچکس ارزش انسانی قائل نیستند و در مرام و ایدئولوژیشان جایگاهی برای انسان وجود ندارد چه برسد به حقوق انسان! خوب و با چشمان باز نگاه کنید و بجای دیدگاه ایدئولوژیک واقعگرا باشید و بدون اینکه نیاز به هیچ فاکت و فاکتوری باشد میبینید سازمان مجاهدین خلق در طول حیات و تارخچه اش برای پیشبرد اهدافش از شوم ترین و کثیف ترین روشها و شیوه ها بهره جسته و ایکاش مشکل فقط در این بود …

شکست اخلاقی آمریکا و اتحادیه اروپا در قبال تروریسم

2010-08-27
فرزاد فرزین فر ـ استکهلم، سوئد، برگرفته از سایت کانون قلم، بیست و هفتم اوت 2010:… « تروریسم من خوب است و تروریسم تو بد » این موضعگیری سریع مامور « سی آی ای » در قبال فرقه تروریستی مجاهین خلق است که پنتاگون و سیا و موساد ظرف عملی آنرا در بخدمت در آوردن برای مزدوری و جاسوسی باند بزهکار و تبهکار مافیائی مجاهدین خلق فراهم آوردند که از طرف دولت جنایتکار اسرائیل و جنگ طلبان در آمریکا و شبکه های مافیائی صهیونیستی و شیوخ پولدار مرتجع حاشیه خلیج فارس که عمدتا ضد ایرانی هستند حمایت میشوند و با امکانات لجستیکی و مالی آنها به حیات میکربی خود ادامه میدهند …