بیانیۀ شماره 4 (سکوت معنی دار فرقه رجوی در مواجهه با اعلام انشعاب تنی چند از کادرها و فرماندهان ارشد ضمن افشاگریهایشان در پارلمان اروپا)

بیانیۀ شماره 4 (سکوت معنی دار فرقه رجوی در مواجهه با اعلام انشعاب تنی چند از کادرها و فرماندهان ارشد ضمن افشاگریهایشان در پارلمان اروپا)

پیوند رهایی، یازدهم مارس 2014:…  بدنبال اعلام مواضع و انشعاب چند تن از فرماندهان و کادرهای ارشد و قدیمی سازمان مجاهدین خلق و افشاگریهای آنان در سخنرانیها و مصاحبه هایشان در پارلمان اروپا علیه فرقۀ رجوی و رهبری آن و پیوستن بسیاری دیگر از فرماندهان و اعضای ارشد سازمان به آنها و اعلام حمایتشان از این اقدام، فرقۀ رجوی در سکوت معنی داری تا کنون جرأت هیچگونه عکس العملی …

بروکسل فوریه 2015متن بیانیه  “اعلام مواضع اعضای قدیمی و منشعب سازمان مجاهدین خلق ایران”

لینک به منبع، سایت پیوند رهایی

لینک به همین بیانیه در سایت کانون آوا

بیانیۀ شماره 4

سکوت معنی دار فرقه رجوی در مواجهه با اعلام انشعاب تنی چند از کادرها و فرماندهان ارشد ضمن افشاگریهایشان در پارلمان اروپا

بدنبال اعلام مواضع و انشعاب چند تن از فرماندهان و کادرهای ارشد و قدیمی سازمان مجاهدین خلق و افشاگریهای آنان در سخنرانیها و مصاحبه هایشان در پارلمان اروپا علیه فرقۀ رجوی و رهبری آن و پیوستن بسیاری دیگر از فرماندهان و اعضای ارشد سازمان به آنها و اعلام حمایتشان از این اقدام، فرقۀ رجوی در سکوت معنی داری تا کنون جرأت هیچگونه عکس العملی رسمی و علنی جز بیرون آوردن چند لجن نامه علیه این اعضای قدیمی خود از صندوق خانۀ آرشیو سایتهای وابسته به خودش و زدن دوبارۀ آنها بعد از سالها در صفحۀ اول این سایتها، نداشته است.

یادآوری می شود که در کنفرانسی در پارلمان اروپا اینجانبان عیسی آزاده از فرماندهان ارشد این سازمان و قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین که هر دو اخیرا از زندان رجوی ساختۀ لیبرتی شجاعانه موفق به فرار شده اند و داود باقروند ارشد عضو قدیمی سازمان مجاهدین و عضو شورای ملی مقاومت که از قلعۀ هفت حصار اشرف سالها پیش موفق به فرار گردید به نمایندگی از دیگر جدا شدگان سازمان و ساکنان کمپ لیبرتی در عراق حضور یافته و به ایراد سخنرانی پرداختیم. در این کنفرانس که در روز 25 فوریه 2015 برگزار شد اعضای پارلمان و مشاورین آنها و جمعی از خبرنگاران اروپایی حضور داشتند. این جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ به مدت سه ساعت بطول انجامید و در پایان آن اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق طی مصاحبه هایی جداگانه با خبرنگاران رسانه های حاضر در کنفرانس به سؤالات بسیاری در مورد ماهیت این فرقه و فصل مشترک پایه ای آن با فرقه های تروریستی مانند داعش پاسخ گفتند.

این کنفرانس که بدلیل روشنگریهای انجام شده نسبت به ماهیت تروریستی فرقه ها و کارکردهایشان و مشخصا فرقۀ رجوی بسیار مورد استقبال قرارگرفت حاضران را نسبت به انگیزۀ واقعی تبلیغاتی و فریبکارانۀ حضور گاه به گاه مریم رجوی در پارلمان اروپا که با هزبینه های سنگین صورت میگیرد آگاه نمود طوری که گروهی از مشاورین حاضر و رسانه ها نمایندگان پارلمان را زیر سوال برده و در این رابطه از آنان توضیح خواستند و نمایندگان نیز ضمن قبول بی اطلاعی خود از موضوع قول رسیدگی به آن را دادند.

اما سکوت معنی دار فرقه رجوی در این میان بسیار حائز اهمیت است. رجوی که بدنبال یک استعفای سادۀ اعضای شورای ملی مقاومت که در کمال صداقت و بدنبال سالیان تحمل بن بستهای گوناگون سیاسی در مناسبات مافیایی رجوی نهایتا در پاسخ به وجدان انسانی شان علنا اعلام جدایی و پاک کردن خودشان از آلودگیهای رجوی کردند تیغ فحاشی را از نیام کشیده و با تمام توان بجان آنها افتاده بود در این مورد مهر سنگین سکوت برزبان ننگین خود زده است. بله آقای رجوی که همواره ویترین های بزک کرده فرقه اش را به «اعضای محترم شورا» نشان داده بود کماکان تلاش میکند با توهم پراکنی و جا انداختن اینکه اگر جوال دوز را هم به پهلویت فرو کردم مبادا صدایت در بیاید تا تعزیه (بخوانید، شعبده بازی رجوی با کاشی «مبارزه») بهم نخورد اعضای جدا شده و نشده و منتقدین درونی و بیرونی سازمان و شورا را وادار به سکوت کند. اما در مورد این فرماندهان که از اندرونی گریخته اند جز سکوت ننگین چیزی در چنته ندارد که البته به این علت است که تمامی دستگاه پرونده سازی، جاسوس و مزدور خوانی گشتاپوی آقای رجوی تولیدش به صفر رسیده است.

چرا؟ چون وقتی خط و استراتژی از ابتدا توسط آقای رجوی به انحراف برده شد، وقتی تروریسم خائنانه را بجای مبارزه مشروع به مردم ایران با بهای بسیار گزاف و نا جوانمردانه تحویل و معرفی کرد و تا کنون هم حاضر نشده این انحراف را صرفا بمنظور حفظ قدرت تصحیح کند از تأثیرات و عواقب اتودینامیک آن گریزی ندارد.

از طرف دیگر اگر این فرماندهان و اعضاء ارشد سازمان یا شورا در خارجه بوده اند پس از همه بند و بستهای خارجی، از ایران فروشی و مردم فروشیهای آقای رجوی به این یا آن سرویس اطلاعاتی خبردارند. اگر در کار نیرویی بوده اند از همه دروغگویی ها و سرکوبهای اعضا یا دقیق خبر دارند یا بعضی با کمال تاسف مجری آن بوده اند. اگر عضو شورای ملی مقاومت بوده اند از همۀ نیرنگها و فریبکاری آقای رجوی و خانم رجوی در حق اعضا خبر دارند. از همه کلاهبرداریهای مالی خبر دارند. از آدم دزدیها و قاچاق انسانها با فریب آنها از کشورهای مختلف به عراق تحت نام تورهای مسافرتی و یا پیدا کردن کار و بعد هم فروش آنها به صدام دیکتاتور خبر دارند. از ریز فروش کشور و اطلاعات جنگ به دستگاه دیکتاتور سابق عراق خبر دارند. از همکاریهای کثیف و فروش اشرف نشینان به صدام خبر دارند. از پولهای دریافت شده و ازحمایت های دروغین گروههای «میلیونی»! مردم عراق از فرقه که توسط همین اعضای ارشد از جانب همۀ آن مردم میلیونی موهوم نوشته و یا ترجمه! می شده خبر دارند. از ریز به ریز انزجار و تنفر اشرفیان دیروز و لیبرتی نشینان امروز از رجویها خبر دارند و نمیشود به قول معروف قورباغه را رنگ کرده به جای فولکس واگن به این افراد فروخت. بله مشکل در اینجاست.

خطاب به رجوی می گوییم: دوران یکه تازی و دروغ و فریبکاری به سر آمده است. دیگر حتی در پارلمان اروپا نیز دوران فریبکاری و خود بزک کردن و فولکس فروشی شما بسر آمده است. ما هستیم پس بساط نیرنگ و فریب و تروریسم فرقه ای شما را برمی چینیم تا مردم ایران و جهان را از شر فرقه های تروریسیتی امثال شما که آنرا تهدید میکند در حد توان خود نجات دهیم. بله آقای رجوی ما بعد از بیش از سه دهه از لیبرتی و اشرف آمده ایم. دیگر نمیتوانید همانگونه که با چماق مجاهد مجاهد کردن هواداران خارجه نشین را تحقیر و سرکوب و وادار به اجرای اوامر خود می کنید ما را وادار به سکوت کنید. آمده ایم که به همه بگوئیم که شما وقتی رو به مجاهدین لیبرتی دارید ضمن سرکوب آنها را حقیر و پست و ضد انقلاب و اپورتونیست و شعبۀ سپاه پاسدران می شمارید و کثیفترین و رذیلانه ترین اقدامات ومعامله ها را با خون آنها برای ادامه حیات ننگین تروریستی خود انجام میدهید ولی همزمان در خارجه آنها را بعنوان اینکه: «کوه ها بجنبند آنها نمیجنبند» به خارجه نشینان میفروشید تا با اینکار به گمان خود چند صباحی به آخر عمرتان به عنوان رهبر فراری در «سرداب غیبت»! یا گریزگاه سوراخ موش بیفزایید.

داوود باقر وند – قربانعلی حسین نژاد – عيسى آزاده

20 اسفند 1393- 11 مارس 2015– فرانسه و آلمان

(پایان)

Another voice of a Free Iran’: Conference


http://youtu.be/Uf_0mTnVZfA

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16961

توضیح و معنای واقعی اعلام مواضع و انشعاب گروهی از اعضا و کادرهای قدیمی …

پیوند رهایی، ششم مارس ۲۰۱۵:… ما اعلام می کنیم که دوران تشکلهای اینچنینی که تروریسم را تحت نام مبارزه مسلحانه تجویز و بکار میگیرند نه تنها گذشته بلکه تاریخ اینگونه تشکلها نشان داده که نمیتوان یک حاکمیت را با تکیه به تروریسم و خشونت بوجود آورد که منتهی به دمکراسی شود. تمامی تشکلهای اینچنینی آنهم نه تنها مانند سازمان مجاهدین با رهبری رجوی که تبدیل به فرقه مافیایی-تروریسی شده و …

لینک به منبع

بیانیۀ شماره ۳

توضیح و معنای واقعی اعلام مواضع و انشعاب گروهی از اعضا

و کادرهای قدیمی مجاهدین با نام «آرمان مجاهدین – گروهی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران»

برای حفاظت از میراث آرمانی سازمان

برخی از دوستان و هم میهنان پرسیده اند که آیا ما سازمان مجاهدین خلق ایران با یک رهبری جدید و با همان آرم و استراتژی و ایدئولوژی تشکیل می دهیم؟ و آیا انشعاب به این معنی می باشد؟، در پاسخ و توضیح لازم دیدیم موارد زیر را یادآور شویم:

ما هر گز نخواستیم اعلام یک سازمان مجاهدین دیگر بکنیم چون دیگر این سازمان قابل احیا نیست برای اینکه زمانش و شرایطش گذشته و دیگر به اسم اسلام و انقلاب و مبارزۀ مسلحانه و خشونت که پایه های اولیۀ سازمان بود و ربطی به رهبری رجوی ندارد نمی شود سخن گفت. از سازمان فقط جوهره و هدف اصلی آن و شهدایش را می شود گرفت که آزادی و آگاهی و برابری بود. ما بدون راه اندازی هیچ تشکیلاتی فقط خواستیم مواضعمان را در قبال رهبری کنونی سازمان مجاهدین اعلام کنیم و به حراست و حفاظت از میراث آرمانی سازمان مجاهدین خلق ایران و بنیانگذارانش و شهدایش برخیزیم و بگوییم به عنوان هدف اصلی سازمان و نه تاکتیک و استراتژی و ایدئولوژی آن مجاهد هستیم یعنی برای آگاهی، آزادی، دموکراسی و برابری و حقوق بشر مبارزه می کنیم. ما اسم و آرم و تشکیلات سازمان را دیگر نمی خواهیم بکار ببریم بلکه به عنوان اعضای سابق مجاهدین با حفظ آرمانها و اهداف اولیۀ سازمان از زمان بنیانگذاری آن یعنی آزادی و برابری به مبارزه مان با دو ارتجاع غالب و مغلوب یعنی رژیم و فرقۀ رجوی با حمایت از جنبش آزادیخواهانۀ مسالمت آمیز مردم ایران و تلاش برای آزادی و رهایی دوستانمان از زندان رجوی ساختۀ لیبرتی ادامه می دهیم. سازمان مجاهدین دیگر قابل انشعاب به معنی رایج حزبی و سیاسی نیست و دورۀ همۀ این سازمانها به عنوان تشکیلات و استراتژی و تاکتیک و ایدئولوژی گذشته است بلکه منظور ما از انشعاب و منشعبین جدایی به عنوان مجاهد و مبارز راه آزادی مردممان از قید هر گونه ارتجاع و فرقه و اندیشه های دگم و رهبریهای مادام العمر ولایتی به سوی آزادی و دموکراسی و حاکمیت مردمی و برابری است که آرمان و هدف اصلی و اولیۀ سازمان مجاهدین بود. و ما تنها به این عنوان یعنی از لحاظ آرمانی و نه تشکیلاتی و نه استراتژیک و ایدئولوژیک همانند شهدای راه تحقق این آرمان در سازمان خودمان را مجاهد می نامیم که نامی به یادگار مانده از مجاهدان مشروطه می باشد که هیچگونه بار مذهبی و ایدئولوژیکی نداشت. انشعاب کلمه ای عربی است یعنی راهی دیگر باز کردن و نه باز کردن شعبه ای دیگر از آن سازمان یا حزب. و ما جدا شدگان راهی دیگر با شیوه ای دیگر یعنی مجاهدت و مبارزه در راه تحقق همان آزمان اولیۀ بنیانگذاران سازمان مجاهدین که تحقق آگاهی و آزادی و برابری بود برگزیده ایم راه و شیوه ای متناسب با شرایظ سیاسی و فرهنگی کاملا تغییر یافتۀ امروز جامعه و مردممان و ما افشای انحرافات رهبری مجاهدین یعنی تبدیل سازمان مجاهدین به فرقۀ رجوی و خیانتها و جنایتهای این رهبری بویژه از بین بردن پایگاه مردمی سازمان و خدمت عملی به دشمنان آزادی ایران و ایرانی از جمله رژیم حاکم با تباه کردن سرمایه های انسانی سازمان را به عنوان بیشترین و اولین وظیفه مان قرار می دهیم و این وظیفه را دقیقا در راستای مبارزه مان با دشمن اصلی یعنی ارتجاع حاکم می دانیم.

ما اعلام می کنیم که دوران تشکلهای اینچنینی که تروریسم را تحت نام مبارزه مسلحانه تجویز و بکار میگیرند نه تنها گذشته بلکه تاریخ اینگونه تشکلها نشان داده که نمیتوان یک حاکمیت را با تکیه به تروریسم و خشونت بوجود آورد که منتهی به دمکراسی شود. تمامی تشکلهای اینچنینی آنهم نه تنها مانند سازمان مجاهدین با رهبری رجوی که تبدیل به فرقه مافیایی-تروریسی شده و سر از فرقه های اعصار و قرون گذشته با امام زمان سازی و رهبری ولایت مدارانۀ مادام العمر درآورده بلکه در رابطه با بسیاری دیگر از گروههای با ادعای ترقی خواهانه نیز به دیکتاتوری و سرکوب آزادیها و حاکمیت فردی منجر شده و میشود و همانگونه که شاهد هستیم نمونۀ هنوز بقدرت نرسیدۀ آن یعنی فرقۀ تروریستی رجوی جلوی چشمان همه جهان علیه اعضای مخالف خود سازمان حتی در درون آن چه جنایاتی که مرتکب نشده و نمی شود و می بینیم چگونه رهبر آن علنا و شخصا مخالفان و منتقدان و جدا شدگان فرقه اش را تهدید به قتل حتی در کشورهای آزاد جهان می کند؟! آنهم علیه کسانیکه جان برکف برایش از همه چیز خود گذشتند.

حال در نظر بگیرید که چنین گروهی اگر به حاکمیت برسد چه نوع دیکتاتوری برقرار کرده و چه رفتاری با مردم، گروهها و تشکلها واحزاب مخالف خود خواهد داشت؟

لذا از این به بعد ما موضعگیریهایمان را تحت عنوان و با امضای “آرمان مجاهدین – گروهی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران” منتشر خواهیم کرد. طبیعی است که در این تلاش که گامی دیگر برای وحدت و نزدیکی تلاشها و فعالیتهای هر چه بیشتر جدا شدگان سازمان مجاهدین در داخل و خارج کشور به یکدیگر می باشد همۀ دوستان یعنی اعضای جدا شدۀ سازمان می توانند در صورت موافقتشان با مواد بیانیۀ شماره ۱ این تجمع انشعابی با موضعگیری علنی شان اعلام پیوستگی به این جریان و حمایت از آن کرده و ما را در این راه و در این راستا با همۀ امکانات و توان فکری و قلمی و تجربی و رسانه ای خود یاری کنند.

قربانعلی حسین نژاد – داوود باقروند – عیسی آزاده

۱۴ اسفند ۱۳۹۳ – ۵ فوریۀ ۲۰۱۵

فرانسه و آلمان

 آقایان داوود باقروند ارشد، عیسی آزاده  و قربانعلی حسین نژاد، پارلمان اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16896

متن سخنرانی آقای قربانعلی حسین نژاد در پارلمان اروپا

پیوند رهایی،  فرانسه، چهارم مارس ۲۰۱۵:…  آقای حسین نژاد با نشان دادن عکسهای دختر اسیرش در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی و دختر دیگرش در ایران و با اشاره به اینکه رهبران فرقۀ رجوی نگذاشته اند دخترش با او وبا دختر دیگرش دیدار کند و نمایندۀ دبیر کل ملل متحد شخصا نامه او به دخترش را به کمپ لیبرتی برده ولی رهبران فرقۀ رجوی مانع گرفتن نامه از سوی دخترش شده اند، خطاب به نمایندگان پارلمان …

قربانعلی حسین نژاد پارلمان اروپا

لینک به منبع

متن سخنرانی آقای قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین در اجلاس پارلمان اروپا در بروکسل

چهارشنبه ۲۵ فوریۀ ۲۰۱۵

آقای حسین نژاد با نشان دادن عکسهای دختر اسیرش در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی و دختر دیگرش در ایران و با اشاره به اینکه رهبران فرقۀ رجوی نگذاشته اند دخترش با او وبا دختر دیگرش دیدار کند و نمایندۀ دبیر کل ملل متحد شخصا نامه او به دخترش را به کمپ لیبرتی برده ولی رهبران فرقۀ رجوی مانع گرفتن نامه از سوی دخترش شده اند، خطاب به نمایندگان پارلمان اروپا گفت: از شما می خواهم که از مریم رجوی بپرسید چرا مانع دیدار و ارتباط خانواده ها با عزیزانشان از جمله پدر با دخترش و دیدار و تماس دو خواهری که در عمرشان همدیگر را ندیده اند می شود؟!..

 

با سلام و سپاسگزاری از نمایندگان محترم پارلمان اروپا بویژه از آقای نیکولای بارکوف نمایندۀ محترم مردم بلغارستان در پارلمان اروپا که با دعوت از ما برای سخنرانی و اظهار نظر در این پارلمان این فرصت را به ما دادند که به نمایندگی از جانب بیش از هزار عضو جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در این نهاد دموکراسی جهان آزاد صدایی دیگر از یک ایران آزاد باشیم.

خانمها و آقایان نمایندگان پارلمان اروپا؛

اینجانب قربانعلی حسین نژاد که سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) با پیوستن به آن به امید آزادی و دموکراسی برای میهنم ایران که پایه ها و اصول اولیۀ این سازمان بود حضور داشتم و کاندیدای این سازمان برای نمایندگی پارلمان ایران بعد از انقلاب سال ۱۹۷۹ بودم و دو و نیم سال پیش به دنبال انتقال از قرارگاه اشرف به کمپ لیبرتی در بغداد توانستم به کمک هیأت مانیتورینگ حقوق بشر یونامی صفوف این سازمان را ترک کنم گواهی می دهم و به اطلاع شما و جامعۀ بین المللی می رسانم که این سازمان دیگر سالیان متمادی است که یک سازمان مبارز برای تحقق آزادی و دموکراسی در ایران نیست و رهبری ثابت و لا یتغیر أن یعنی مسعود و مریم رجوی از سی سال پیش تا کنون این سازمان را از اصول و پایه های اولیۀ آن منحرف کرده و آن را به یک فرقه با اعتقادات و اجبارات و تابوهای فکری و ذهنی مغایر با اصول و عرفها و نورمهای انسانی و جهانی تبدیل کرده اند و بدینگونه و با خیانتهای ضد ملی شان پایگاه مردمی این سازمان را در میان مردم ایران در داخل و خارج کشور از میان برده اند.

به عنوان مثال رهبری این سازمان فقط برای حفاظت خودش در عراق و ضمن تلاش و اصرار برای باقی ماندن در آنجا و جلوگیری از فروپاشی تشکیلاتش همچنان از تمام علائق و عواطف و دیدارها و حتی ارتباطات خانوادگی چه با نامه و چه با تلفن و وسایل ارتباطی امروز جهانی در این عصر ارتباطات جلوگیری می کند و در این سازمان تماس افراد با خانواده هایشان و خبر یافتن آنها از همدیگر و استفاده از رسانه ها نه تنها انترنت و تلفن و موبایل و مطبوعات و کانالهای تلویزیونی بلکه حتی داشتن و گوش دادن رادیو و خواندن کتاب و نوشتن آنچه فرد خودش می خواهد هم ممنوع است. وجود این پدیده و فرقه با رهبری و تشکیلاتش و اعمال حاکمیتش بر یک نقطه و موقعیت مکانی که توانسته بیش از ۲ هزار نفر را در آن در دام خود بدون هیچگونه ارتباطی با دنیای بیرون نگهدارد آنهم نه در نقاط دور افتادۀ جهان و دور از انظار جهانیان بلکه در عراق یکی از مهمترین مراکز توجه جهانی و جامعۀ بین المللی مسئولیت بزرگی را مبنی بر نجات افراد این فرقه بر عهدۀ سازمان ملل متحد بعنوان حافظ حقوق افراد انسانی می گذارد.

نمایندگان محترم مردم و جوامع آزاد و دموکراتیک اروپا؛

رهبران فرقۀ (OMPI) حتی مانع دیدار و صحبت من با دختر بزرگم زینب حسین نژاد (۳۶ ساله) که بیست سال پیش سازمان مجاهدین خلق او را در حالیکه فقط ۱۷ سالش بود از فرانسه به عراق و به بخش نظامی خودش فرستاد و در حالیکه هر دو در داخل سازمان و در کمپ اشرف در عراق بودیم تنها سالی یک بار در عید نوروز (عید سنتی اول سال ایرانی – ۲۱ مارس) به مدت فقط یک تا دو ساعت به ما اجازۀ دیدار و صحبت آنهم تحت کنترل و مراقبت می دادند که در عید نوروز سه سال پیش حتی این دیدار را نیز از ما دریغ کردند و اکنون من بیش از چهار سال است که دخترم زینب را که هم اکنون در کمپ لیبرتی بسر می برد ندیده ام و از او هیچ خبری ندارم.

دختر کوچکم که در ایران زندگی می کند توانست به عراق آمده و بعد از سی سال و برای اولین بار با من دیدار کند زیرا من توانسته بودم از صفوف این سازمان بیرون بیایم ولی او نتوانست علیرغم تلاشهای کمیساریای عالی پناهندگان و وزارت حقوق بشر عراق با خواهرش که در مقر سازمان یعنی کمپ لیبرتی در بغداد می باشد دیدار کند زیرا رهبران این سازمان مسعود رجوی ومریم رجوی دیدارهای خانوادگی را تحریم کرده اند. این دو خواهر ۳۲ و ۳۶ ساله هر گز در عمرشان همدیگر را ندیده اند.

حدود یک ماه پیش آقای مولادیوف نمایندۀ دبیر کل ملل متحد در عراق نامۀ اینجانب به دخترم زینب حسین نژاد در کمپ لیبرتی را برده و ضمن دیدار با او نامه ام را خواسته به دست دخترم بدهد ولی دخترم مسلما به دستور سران فرقۀ رجوی از گرفتن نامۀ من به خودش خودداری کرده است! من می پرسم آیا دختری که نامۀ پدرش را نمی گیرد و با خواهرش که در عمرش او را ندیده است با آنکه در چند قدمی او بوده دیدار نمی کند به اختیار خودش چنین عواطفی طبیعی خانوادگی را پس می زند؟ یا این نتیجۀ تلقینات و مغزشویی و تحمیلات فکری و روانی رهبران این فرقۀ ضد انسانی است؟..

همچنین اینجانب که از بیش از بیست و پنج سال پیش در فرانسه و عراق در بخشهای سیاسی و روابط خارجی سازمان به عنوان مترجم ارشد همۀ نامه ها و بیانیه ها و اسناد و نوشته ها و کتابهای رهبری و اطلاعیه ها و نشریات سازمان کار می کردم از جمله ترجمۀ بسیاری نامه ها و بیانیه ها و حتی مصاحبه های از قبل آماده شده به زبان فارسی!! به علاوۀ بیانیه های جعلی با ادعای امضای میلیونها عراقی!! که تماما به فارسی نوشته می شدند و من آنها را به عربی ترجمه می کردم!!، شاهد دخالتهای روزمرۀ رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) در امور داخلی سیاسی و اجتماعی عراق بودم که بارها از این جهت مورد اعتراض دولت عراق قرار گرفت بویژه در حوادث و بحران اخیر عراق سازمان مجاهدین (OMPI) بارها از گروه بنیادگرای وحشی و تروریستی داعش تحت عنوان عشایر انقلابی یا مردم بپاخاستۀ عراق حمایت کرده است.

خانمها و آقایان نمایندگان پارلمان اروپا؛

باید این واقعیت را بر همگان آشکار ساخت که رهبران سازمان فرقه ای مجاهدین خلق مسعود رجوی و مریم رجوی و دیگر سران این فرقه در عراق و خارجه نه تنها نماینده و سخنگوی ساکنان کمپ لیبرتی نیستند بلکه خود تهدید اصلی آنها می باشند و هر گونه به رسمیت شناختن آنها و گفتگو با آنها همدستی با سران این فرقه در اعمال سرکوب و نقض حقوق و آزادیهای این افراد می باشد. خانواده های دردمند و رنج کشیدۀ این افراد، هم چنان بعد از سالیان دراز از دیدار با عزیزان خود محروم هستند.

حضور مریم رجوی هر از چند گاهی در این نهاد آزادی و دموکراسی اروپا مایۀ تعجب و تأسف ما و همۀ مردم ایران در داخل و خارج کشور می باشد زیرا نه او و نه سازمانش و فرقه اش دیگر هیچگونه پایگاهی در میان مردم ایران ندارند و ماهیت فرقۀ او تفاوت چندانی با ماهیت داعش جز در شعارهای فریبکارانۀ آزادی و دموکراسی که در این پارلمان و مجامعی مانند آن می دهد ندارد بنابراین حضور چنین فردی در این مجامع توهین به سمبلهای آزادی و دموکراسی اروپا می باشد.

من از شما می خواهم که از مریم رجوی بپرسید چرا مانع دیدار و ارتباط خانواده ها با عزیزانشان از جمله پدر با دخترش و دیدار و تماس دو خواهری که در عمرشان همدیگر را ندیده اند می شود؟!.

نمایندگان محترم؛

از شما می خواهیم ضمن تلاش برای متقاعد کردن کشورهایتان که از کشورهای آزاد جهان هستند برای پذیرش ساکنان کمپ لیبرتی به عنوان پناهنده در خاک کشورهایتان بویژه مجروحین و بیماران و نیز آنهاییکه طی دو دهۀ گذشته و یا بیشتر از قبل دارای مدارک اقامت و پناهندگی در کشورهای اروپا و آمریکا می باشند و تعدادشان به نزدیک یک سوم ساکنان بالغ می شود بر فشارهای مشروع و قانونی و بین المللی بر سران (OMPI) برای رها کردن اسرا و گروگانهای این فرقۀ ضد انسانی و آزاد گذاشتن آنان برای تصمیم گیری در مورد زندگی خصوصی شان بیفزایید تا افراد بدون ارتباط با سران این فرقه تک تک به عنوان پناهنده شناخته شوند که از جملۀ مهمترین و مؤثرترین راه کار برای این امر اختصاص دادن محلی در نزدیکی کمپ لیبرتی در عراق و محل اقامت افراد منتقل شده به آلبانی برای خانواده های اسیران این فرقه جهت دیدار با عزیزانشان و اعمال فشار بر سران (OMPI) برای واداشتن آنان به صدور دستور تشکیلاتی جهت دیدار و ارتباط ولو با تلفن و نامۀ افراد با خانواده هایشان و متوقف ساختن تبلیغات و سمپاشی و تهمت زدن علیه خانواده ها و قطع ایجاد فضای منفی علیه عواطف خانوادگی در داخل سازمان و کمپ و در اذهان افراد و امکان دادن به افراد برای استفاده از تلفن و انترنت و رادیو و تلویزیون و روزنامه می باشد چرا که این حق ارتباط با افراد، بسیار بیشتر از اینکه حق رهبران (OMPI)باشد، در درجۀ اول حق ما خانواده های این عزیزان یعنی ساکنان کمپ لیبرتی می باشد. متشکرم.

(پایان)

***

همچنین:

تبریک انجمن فریاد آزادی به مناسبت اعلام جدائی سه تن از مسئولین سابق سازمان مجاهدین

فریاد آزادی، پنجم مارس ۲۰۱۵:… انجمن فریاد آزادی اعلام جدائی آقایان : قربانعلی حسین نژاد، داوود باقروند ارشد ، عیسی آزاده را تبریک عرض می کنند.به امید انکه با پیوستن این دوستان جدید به اعضاء جدا که در خارج از ایران فعالیت می کنند دست در دست هم تمام تلاشمان را در این راستا بکار بگیریم که در وهله اول دیگر دو�

حمایت و پشتیبانی از جدائی و انشعاب با سابقه ترین افراد سازمان مجاهدین

منصور نظری، پاریس، چهارم مارس ۲۰۱۵:… در چند روز گذشته از طریق رسانه ها مطلع شدم که تعدادی از افراد با سابقه سازمان مجاهدین اقایان داود باقروند و عیسی ازاده و قربانعلی حسین نژاد در نشست و کنفراس خود در ژنو بطور رسمی از سازمان مجاهدین جدا شده و اعلام انشعاب از ان سازمان کرده اند .متن بیانیه نفرات جدا شده و منشعب شده را میتو

حمایت “زنان ایران” و “آقای کریم غلامی” از بیانیه انشعاب در سازمان مجاهدین

سایتهای زنان ایران و  ایران فانوس، آلمان، چهارم مارس ۲۰۱۵:… از آنجائی که ما زنان سالیان سال در مناسبات مخوف مجاهدین بودیم و شاهدان انواع استثماری و روابط طبقاتی در مناسبات رهبری بودیم، و با چگونگی انحراف رهبری از نزدیک آشنا هستیم،از این انشعاب و فروپاشی در فرقه تروریستی رجوی حمایت می کنیم. تعداد

نگاهی به اعلام مواضع اصولی سه تن از کادرهای با سابقه جدا شده از سازمان مجاهدین

علی جهانی، ایران قلم، سوم مارس ۲۰۱۵:… در پایان خطاب به مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و برگزیده شوهر فراری اش و مسعود رجوی رهبر عقیدتی مادام العمر عرض می کنم که شما بایستی از آن دنیای حقیر و تنگ و تاریک و غیر واقعی بیرون آمده و نگاهی به وضعیت اسف بار درونی سازمان بکنید و همچنین نگاهی به واقعیت های موجود در این جهان ام

حمایت از انشعاب وظیفه هر انسان آزاده است (+ نگاهی به ضد تبلیغ در فرقه رجوی)

غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، دوم مارس ۲۰۱۵:…  روز چهارشنبه گذشته سه تن از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق ایران آقایان قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان و داوود باقروند و عیسی ازاده از فرماندهان باسابقۀ پیشین مجاهدین با حضور و سخنرانی روشنگرانه شان در پارلمان اروپ

اعلام حمایت احسان بیدی از آلبانی، از بیانیه انشعاب (+ پیام تبریک انجمن ایران قلم)

احسان بیدی، تیرانا، آلبانی، اول مارس ۲۰۱۵:…  من احسان بیدی، از آنجایی که چه در زمان بودن در مناسبات مخوف مجاهدین خلق و چه بعد از نجات از آن هر روز بیش از پیش با افکار مالیخولیایی، غیر انسانی و شدیدا غیر اخلاقی مسعود رجوی و فرقه تولیدی وی آشنا شده ام و از آنجایی که مثل روز برایم روشن است که مسعو

انشعاب حق دموکراتیک اعضاست (+حمایت آقای نصراللهی از انشعاب)

ایران فانوس، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۵:…  ما اعتقاد داریم، جدایی، نیاز تکامل و انشعاب حق قانونی و دموکراتیک اعضایی است که از حزب و گروه و سازمان خود ناراضی و به دنبال راهکارهای دیگر مبارزه جهت حصول به دموکراسی هستند. همان گونه که از هویت و برنامه های گذشته و حال و آینده فرقه مجاهدین، اطلاع داریم، آنان نه تاکنون و نه در آینده، به دنبال مبارزه جهت احقاق حقوق مردم نبوده بلکه …

حمایت اعضای انجمن یاران از انشعاب به حق شما

انجمن یاران ایران، پاریس، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۵:…  ما همه اعضای انجمن یاران پس مطالعه دقیق بیانیه دوستان به این نتیجه رسیدم که اگر مجاهدین ریگی به کفشاش نیست باید پاسخگو این بیانیه باشند چون واقعآ در این بیانیه همه چیز به درستی درج شده. اگر هر کسی شناخت اندی از تاریخچه این سازمان داشته باشد میتواند به راحتی متوجه این موضوع مهم شود که در طی این سالها چه بر سر این سازمان …

بیانیه اصولی اعضای منشعب از سازمان مجاهدین پایانی بر تاریکی ها بود (+ متن بیانیه)

نادر نادری، وبلاگ آیندگان، فرانسه، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۵:…  اینجانب نادر نادری عضو جدا شده و منشعب از سازمان مجاهدین ضمن مطالعه بیانیه منشعبین و اعضای سابق و همرمان سابقم را با دقت مطالعه کردم و بعنوان یک بیانیه کامل و اصولی بود ه و تو دهنی به دیکتاتوری رجوی می باشد و بهاری در پیش رو که باید گفت بهار در راه خجسته باد این بیانیه دقیقادر مقابل زن ستیزی و دیدگاه های ابزاری …  

من از انشعاب و مواضع اصولی شما حمایت می کنم (+ بیانیه انشعاب)

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۵:…  من محمد رزاقی از اعضاء باسابقه مجاهدین خلق ایران هستم مطمئن دوستان ؛همرزمان سابقم من از نزدیم شناخت کافی دارند و دوستان هم از من شناخت دارند . من با مشاهده و مطالعه بیانیه شما دیدم تماما انچه شما در بیانیه گنجانده اید ۱۸۰ درجه در مقابل دیکتاتوری ؛ خفقان ؛ سر کوب ؛ درست کردن قانونهای دست ساز رجوی که تماما غیر انسانی …

نامه ای به وزارت کشور آلبانی (+نامه سرگشاده به سفیر آلبانی در پاریس)

انجمن یاران پاریس سفارت آلبانیانجمن یاران، پاریس، دهم فوریه ۲۰۱۵:…  انجمن یاران ایران پس از دیدار با یکی از اعضای سفارت آلبانی به توصیه آن شخص تصمیم گرفتند که فعالیتهای خود را در رابطه با کشور آلبانی گسترش دهند تا از این طریق بتوانند چهره واقعی این جنایتکاران را نه تنها به کشورآل