بیایید رسوبات فرهنگ کثیف رجوی را از خود بزداییم

بیایید رسوبات فرهنگ کثیف رجوی را از خود بزداییم

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پاریس، سی ام سپتامبر 2015:… قبل از هر نکته ای بهتر است یاد آوری کنم افشای جنایت فرقه رجوی شهامت و شجاعت می خواهد و کار هر کسی نیست و دوستانی هم که به عناوین مختلف می گویند از این افشاگریها در ابهام هستند سخت در اشتباهند و ربط دادن این افشاگریها به رژیم جمهوری اسلامی کاری است ناپسند و دور از پرنسیب های سیاسی چرا که سکوت در مقابل فرقه رجوی خیانت به تمامی …

 The Life of Camp Ashraf – Mojahedin-e Khalq, Victims of Many Masters, By Anne Singleton and Massoud Khodabandeh

لینک به منبع

بیایید رسوبات فرهنگ کثیف رجوی را از خود بزداییم

به قلم غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شده از سازمان مجاهدین

در این نوشته ام قصدم کوبیدن هیچ شخصی یا توهین و حمله به کسی نیست بلکه هدفم یادآوری فرهنگ کثیف رجوی وانتقاد از برخی دوستان جدا شده ای است که هنوز رسوباتی از این فرهنگ را بیش و کم با خود دارند.

قبل از هر نکته ای بهتر است یاد آوری کنم افشای جنایت فرقه رجوی شهامت و شجاعت می خواهد و کار هر کسی نیست و دوستانی هم که به عناوین مختلف می گویند از این افشاگریها در ابهام هستند سخت در اشتباهند و ربط دادن این افشاگریها به رژیم جمهوری اسلامی کاری است ناپسند و دور از پرنسیب های سیاسی چرا که سکوت در مقابل فرقه رجوی خیانت به تمامی دوستان و کسانی است که در لیبرتی و قلعه اورسورواز اسیر هستند. حداقل آن کسی که شهامت این افشاگریها را ندارد لطفا نمک روی زخم های سالیان گذشته ما که اسیر دروغ های رجوی بودیم نپاشد و اتفاقا این دوستان خودشان هم بهتر از ما در جریان امر بودند و رجوی را خیلی بهتر از ما می شناسند برای اینکه به او نزدیکتر بودند.

چندی پیش مقاله های گوناگونی را از دوستانی که از فرقه رجوی جدا شده اند خواندم که یکی از همین دوستان آقای اسماعیل یغمایی است که در مورد اقای حسین نژاد و یکی دیگر از جداشده ها ابهام داشت.

می خواهم به آقای اسماعیل یغمایی بگویم که اولا اقای حسین نژاد در اشرف مورد شناخت همه بود و شخصیتی بود که رجوی در نشستها او را استاد غلام صدایش می کرد و درست خواندن یا غلط خواندن آیات قرآن و هر عبارت عربی را با او چک می کرد و هر اشکال عربی اش را از او می پرسید. او استاد و مدرس زبان عربی تمام کسانی بود که در اشرف و عراق بودند از جمله شخص مسعود رجوی و اطرافیانش مانند مهدی ابریشمچی و عباس داوری و احمد افشار که در ملاقاتهای رجوی با صدام و دیگر سران رژیم گذشتۀ عراق همیشه حضور داشتند. ایشان وقتی که بعد از 25 سال از عراق دوباره به فرانسه بازگشت جای خواب و هیچ سر پناهی نداشتند. آن موقع چرا دوست عزیزمان آقای یغمایی که همیشه شخصیتی مورد احترام همۀ ما بوده و می باشد و دوستان دیگر امثال ایشان دنبال رفع ابهامشان نبودند که ببینند آقای حسین نژاد «کجاست و چه کار می کند؟» تا حداقل کمکی به یک هم رزم سابق خود بکنند و حالش را بپرسند؟!

سخنی نیز با آقای سعید جمالی دارم که بعضی از دوستان بحق به ایشان لطف دارند که ایشان را فرماند سابق خود و بسیار با احترام خطاب می کنند اما می خواهم بگویم که ایشان در حق آقای داود باقروند واقعا ظلم کرده اند و کلماتی در مورد او بکار برده اند که لایق ایشان نبوده و نیست.

من در بیست و اندی سال که در اشرف بودم آقای باقروند را از نزدیک می شناختم. او همیشه یک فرد انقلابی و دلسوز بود و وقتی هم که از آن تشکیلات دوزخی رجوی بیرون آمد بنابر وظیفه انسانی خود دست به افشاگری علیه فرقه رجوی زد. حال من به آقای جمالی می گویم شما با چه استدلالی و منطقی انسانی به ایشان توهین می کنید و آنگونه با تحقیر و دقیقا به شیوۀ نشستهای رجوی ساخته با او برخورد کرده و او را دقیقا و مضمونی به «صفر صفر کردن تناقضات»! یعنی به توبه کردن در درگاه رجوی فرا می خوانید فقط برای اینکه علیه این فرقه قلم به دست گرفته و افشاگری می کند و تجاربش را در اختیار نسل جدید ایران و ایرانی می گذارد؟!. توهین کردن فقط و فقط مرام رجوی و رجوی چیان است و لاغیر و به نظر من کثیف ترین و پست ترین و بی هویت ترین اشخاص کسانی هستند که در همین خارجه از این فرقه تروریستی حمایت و هواداری می کنند حال می خواهد هر کسی باشد.

خطاب به آقای سعید جمالی می گویم شما برای من بعنوان یک قربانی فرقه رجوی هستید و آزادید نکات و نظرات خود را در مورد هر کسیکه خواستید بیان کنید ولی محترمانه و نه با تحقیر و توهین و از موضع دقیقا همان فرمانده و مسئول در فرقۀ رجوی!.

این که می گویم خود شما نیز قربانی این فرقه بوده و هستید یعنی بارها هم در تشکیلات فرقۀ رجوی و هم بیرون آن مورد انواع توهینها و دشنامها و تهمتها قرار گرفته اید با آنکه یکی از مسئولین و فرماندهان بالای سازمان بودید، برای این است که نمونه اش را من خودم آن موقع که من و شما در تشکیلات این فرقه بودیم شاهد بودم که مسئولین سازمان چه چیزی پشت سر شما می گفتند و می دانم که شما خیلی خیلی بهتر از من این فرقه را می شناسید و با راز و رموز آن آشنایی کافی دارید.

اگر اشتباه نکنم سال هفتاد و شش یا هفتاد و هفت بود که شما به قرارگاه جلولا آمده بودید. من هیچ آشنایی قبلی با شما نداشتم و مطلقا هم شما را نمی شناختم.با یکی از دوستانم به نام فرامرز که هم اکنون در کمپ لیبرتی است با هم در مجموعۀ ساختمان ستاد فرماندهی که نزدیک استخر بود کار می کردیم که کارمان تعمیر اتاق کار مریم حسن زاده رئیس ستاد قرارگاه بود. در همان حال مریم اکبری که اف ام ما بود برای نظارت بر پیشرفت کار ما به آنجا آمده بود. در وسط راهروی آنجا ما دو نفر بخوبی صدای مریم حسن زاده را شنیدیم که مریم اکبری را صدا زد و گفت مریم این تپاله را ندیدی؟ مریم اکبری هم که زنی بسیار بی عفت کلام و بی سوادی بود گفت: تپاله دیگر کدام جانوری است؟ مریم حسن زاده گفت همین سعید جمالی را می گویم که چند روز پیش فرستادنش اینجا… این وضعش خیلی خراب است و غرق «جیم» و «دوران» می باشد!!…

من که داخل اتاق کار مریم حسن زاده مشغول کار ساختمانی بودم به فرامرز گفتم سعید جمالی دیگر کیست؟ او گفت یکی از مسئولین بالای سازمان است که تازه به اینجا آمده است!… واقعا هاج و واج ماندم که عجب! آخر این چه نحوه صحبت و برخورد با یک مسئول بالا در سازمان است آن هم در غیاب او و در حالیکه می دانستند ما هم می شنویم؟! بعد از چند روز که از این موضوع گذشته بود فرامرز شما را به من نشان داد و گفت این سعید جمالی است که مریم حسن زاده به او توهین می کرد. من و فرامرز از این موضوع خیلی ناراحت و به اصطلاح خودشان «پر از تناقض» شده بودیم که به چه حقی به یک مسئول سازمان اینطوری توهین می کنند.

البته از این گونه حرفها و توهینها و تحقیرها و بلکه زشت تر و رکیک تر از آن در تشکیلات جهنمی رجوی درمورد همه مان روز و شب جزء «عملیات جاری»! رجوی بوده و می باشد فرهنگ کثیفی که منحصر به فرقۀ رجوی و سرمداران مرد و زن آن ذوب شده در شخص مسعود رجوی بزدل و فراری است.

ولی سخن من این است که حد اقل ماها که به خوبی این فرقه را می شناسیم اگر واقعا از آن جدا شده ایم دیگر از این فرهنگ کثیف فرقه هم جدا بشویم و رسوبات آن را با خود ید ک نکشیم و به آن افتخار نکنیم.

غفور فتاحیان – پاریس

7 مهر 1394 – 29 سپتامبر 2015

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21085

تصویب توافق هسته ای در کنگره امریکا تودهنی محکمی به رجوی و لابیهایش

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، بیست و دوم سپتامبر ۲۰۱۵:…  باند تبهکار رجوی بعد از شکست سنگینی که با انجام توافق هسته ای خورد با دلارهای نفتی صدامی قدیم و اسرائیلی سعودی! امروز که مخالف این توافق بودند همراه با لابی های یهودی اسرائیلی در آمریکا به این فکر افتاد که به هر قیمتی جلوی تصویب توافق را در کنگره بگیرند چرا که عدم تصویب آن تنها روزنه امیدشان بود. باند رجوی که در وطن فروشی و در دنیای …

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممینو سپهر: نگاهی به ۵۰ سال خشونت وترور وجنایت وخیانت گروه موسوم به مجاهدین

مسعود رجوی موسی خیابانی آیت الله خمینیتاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

 

لینک به منبع

تصویب توافق هسته ای در کنگره امریکا تودهنی محکمی به رجوی و لابیهایش

به قلم غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شده از سازمان مجاهدین

باند تبهکار رجوی بعد از شکست سنگینی که با انجام توافق هسته ای خورد با دلارهای نفتی صدامی قدیم و اسرائیلی سعودی! امروز که مخالف این توافق بودند همراه با لابی های یهودی اسرائیلی در آمریکا به این فکر افتاد که به هر قیمتی جلوی تصویب توافق را در کنگره بگیرند چرا که عدم تصویب آن تنها روزنه امیدشان بود.

باند رجوی که در وطن فروشی و در دنیای هرزگی سیاسی حرف اول را می زند! بار دیگر لابیهای اجاره ای خود را با هزینه میلیاردی و به دستور اربابش نتایاهو به میدان فرستاد ولی با خفت و خواری از سوی کنگرۀ آمریکا با تصویب توافق توسری محکمی خورد.

بدین ترتیب و با گذاشت زمان همه نقشه های وطن فروشی رجوی همچون تمام تحلیل های چندین سال گذشته اش نقش بر آب شد.

الآن هم بی مخهای کاخ اورسواز در یاوه سراییهایشان که بسیاری نیز با نامهای مستعار و در سایتهای جانبی فرقه قلم می زنند به رئیس جمهور امریکا و وزیر خارجه اش توهین می کنند و آنها را آیة الله اوباما و شیخ کری لقب می دهند ولی دیگر رویشان نشده بنویسند اوباما و جان کری هم مأموران وزارت اطلاعات هستند!! عجب!! پس سرنگونی چه شد؟ شما که رژیم را از ابرقدرتها هم بالاتر برده اید!!!

این هم از نوع دموکراسی مریم قجر است حال بینید که با جدا شده های خود چه کار می کنند؟!

حالا بعد از این باید ببینیم که رجوی به دنبال تصویب توافق چی فیل دیگری می خواهد هوا کند ولی دیگر معلوم است بعد از این رجوی و رجوی چیان باید کاسه کوزه شان را جمع کنند و به دیار اعلا بشتابند که جهنم در انتظارشان است!.

ولی از اینها گذشته تازه این اول کار است و باید تمام جدا شده ها دست به دست هم بدهند و پرونده این وطن فروشان را در دادگاههای اروپا باز کنند و آنها را به پای میز محاکمه بکشانند.

غفور فتاحیان – پاریس

۳۰ شهریور ۱۳۹۴

۲۱ سپتامبر ۲۰۱۵

نامه رجوی به گرباچوف نامه مسعود رجوی به گورباچف و درخواست وام سیصد میلیون دلاری

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRICouncil of Foreign Relations, 2014: Mujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20685

نامه سرگشاده به شیرین عبادی در حمایت از او در قبال مقالۀ فرقۀ رجوی

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، چهارم سپتامبر ۲۰۱۵:…  سرکارخانم عبادی. در پادگان اشرف زندانی مخوف بود که بعد از ورود نیروهای آمریکایی به کمپ اشرف شبانه آن را با لودر صاف کردن بطوری که هیچ اثری از ان نماند. در این زندان و محل دیگری در کمپ اشرف به نام محور دو سابق در سالهای ۷۳ و ۷۴ مسئولین سازمان به دستور مسعود و مریم رجوی بیش از هزار نفر از اعضای ناراضی را که به رجوی و خط مشی …

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

لینک به منبع

نامه سرگشادۀ غفور فتاحیان به خانم شیرین عبادی در حمایت از او در قبال مقالۀ فرقۀ رجوی علیه ایشان

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شده از سازمان مجاهدین

سرکار خانم شیرین عبادی،

با سلام و درود بر شما بانوی بزرگ ایران زمین و افتخار تمام زنان و مردان ایران،

اینجانب غفور فتاحیان درسنین نوجوانی به نیت پاک و صادقانۀ تحقق آزادی و برابری برای مهینم و مردمم به سازمان مجاهدین در عراق پیوستم و بیش از بیست سال از عمر و جوانیم را در اردوگاههای مخوف این سازمان در عراق سپری کردم و در آخر هم با هزار تلاش خود و کمک جامعۀ جهانی توانستم از این اردوگاه فرار کنم و اکنون در کشور فرانسه پناهنده هستم.

خانم عبادی

سازمان مجاهدین همان فرقۀ تروریستی و ضد بشری رجوی است که توسط مریم قجر و مسعود رجوی با شعار دروغین دموکراسی رهبری می شود که به یقین می توانم بگویم جنایت ضد بشری این سازمان برعلیه اعضای خود و مردم و میهن خود را تاریخ ایران به خود ندیده است.

خانم عبادی

ایا می دانید که ما تمام اعضای سازمان در داخل کمپ سابق اشرف هیچ گونه دسترسی به رادیو و تلفن و انترنت و تلویزیون و حتی کتاب خواندن را نداشتیم و در حال حاضر نیز در کمپ لیبرتی در عراق ۹۹ درصد افراد شناختی از موبایل ندارند و نمی دانند که این وسیله چکار می کند و چیست؟ تنها بالاترین مسئولین برای ارتباطات خود با هم باندی هایشان در خارجه و لابیهای آمریکایی و اروپایی شان از این وسیلۀ ارتباطی عصر نوین و نیز از انترنت استفاده می کنند.

سرکار خانم عبادی

ما در کمپ سابق اشرف بطور متوسط روزانه هیجده ساعت کار طاقت فرسا داشتیم که اکثر نفرات به علت کم بود خواب و مواد غذایی به بیماریهای صعب العلاج مبتلا شدند و در طی روز تمام نفرات با کوچک ترین خللی که در کار بیش می آمد شروع به چرت زدن می کردند که این کار هم باید دور از چشم مسئولان سازمان می بود وگرنه مورد حسابرسی شدید و انواع ناسزاها قرار می گرفتند.

در مناسبات درونی سازمان دوست داشتن و فکر کردن به خانه و خانواده وابراز عواطف خانوادگی و هر گونه ارتباط با افراد خانواده حتی در داخل تشکیلات ممنوع بوده و می باشد و باید با نوشتن ریز تمام آنچه که در این رابطه بویژه یاد همسر سابق و یا کوچکترین احساس جنسی در ذهن شخص گذشته را در نشستی به نام رجوی ساختۀ «غسل هفتگی» خوانده شود و تمام نفرات شرکت کنند با رکیک ترین فحش ها به کسی که این گونه موارد به ذهنش خطور کرده برخورد می کنند.

و همچینن نشست دیگری که روزانه در هر شرایطی بر پا می شود نشست تفتیش عقاید می باشد به نام رجوی ساختۀ «نشست عملیات جاری» که هر فرد در آن بایستی هر نوع فکری و احساسی بر خلاف خط و خطوط و سیاستهای رهبری و یا در انتقاد و اشکال به آن که در ذهنش گذشته تحت عنوان «گزارش تناقضات درونی یا ذهنی» و یا موارد اشتباه و کم کاری و نقض ضوابط توسط شخص خودش را نوشته و جلوی جمع دوستان خود بخواند و آنها هم باید به او فحش بدهند که چرا این افکار از ذهنت گذشته و یا چرا امروز کارت کم بود؟. این نشست و نیز نشست عمومی تر و بدتری به نام «دیگ» کاملا اجباری است و همه افراد در آنها باید سر فردی که گزارش را خوانده است موضع بگیرند و به دستور شخص مریم رجوی که در نشستی عمومی در عراق تأکید کرد انواع دشنامها را به او بدهند.

سرکارخانم عبادی

در پادگان اشرف زندانی مخوف بود که بعد از ورود نیروهای آمریکایی به کمپ اشرف شبانه آن را با لودر صاف کردن بطوری که هیچ اثری از ان نماند. در این زندان و محل دیگری در کمپ اشرف به نام محور دو سابق در سالهای ۷۳ و ۷۴ مسئولین سازمان به دستور مسعود و مریم رجوی بیش از هزار نفر از اعضای ناراضی را که به رجوی و خط مشی او انتقاد داشتند را دستگیر و زندانی کردند که من بیشتر زندانیان و زندان بانان آنها را می شناسم و شاهد این دستگیریها بودم.

از جمله علی امامی که بیش از شصت سال سن داشت و بقدری او را شکنجه کرده بودند که توانایی حرف زدن نداشت.

شمس الله گل محمدی که در اثر شکنجه و زندان از ناحیه کمر آسیب دیده بود و توانایی راه رفتن را نداشت و با عصا راه می رفت وسپس او را چند سال پیش به وسیله سیم برق کشتند و بعد هم اعلام کردند که وی خودکشی کرده است.

علی رضا طاهرلو که به علت شرایط سخت زندان و شدت شکنجه ها توسط عوامل رجوی در پادگان اشرف چندین بار در زندان اقدام به خودکشی کرده بود ولی هر بار توسط دوستانش در زندان از مرگ نجات یافته بود عاقبت در سال ۹۲ در کمپ اشرف سابق به طرز مشکوکی کشته شد.

و دها و صدها مورد دیگر که با اسامی و مشخصات می دانم ولی اینجا گنجایش شرح آنها نیست ولی برای اثبات گفته هایم حاضرم در هر دادگاهی که شما بگویید شرکت کنم و شهادت خودم را و آنچه را که در طی این بیست سال بر سر خودم و بقیه دوستانم آوردند بیان کنم و تک به تک گفته هایم را اثبات نمایم.

با تشکر

غفور فتاحیان – پاریس

۱۲ شهریور ۱۳۹۴

عادل اعظمی: تشبهات بی‌نظیر دو فرقه با هشت صد سال فاصله تاریخی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14757

رجوی خائن و ورق پاره هایش

غفور فتاحیان، یاران ایران، هفدهم دسامبر ۲۰۱۴:… رجوی هماندد کفتار خون آشام هر زمان و از هر مکان که صدای منتقدی یا مخالفی بلند می شود چمدان هایی که برای نشان دادن به امام زمان بر کت و کولش اویزان کرده و نفس نفس می زند باز می کند و یک مشت ورق پاره کثیف و اعترافات زیر شکنجه و به زور اجبار از نفرات گرفته شده را در بازار مکاره اش به نمایش می گذارد و هر بار یک اسم بر انها می گذارد. کمیسون …

لینک به منبع

رجوی خائن و ورق پاره هایش

همگان حتما خوب می دانند و واقف هستند که رجوی هماندد کفتار خون آشام هر زمان و از هر مکان که صدای منتقدی یا مخالفی بلند می شود چمدان هایی که برای نشان دادن به امام زمان بر کت و کولش اویزان کرده و نفس نفس می زند باز می کند و یک مشت ورق پاره کثیف و اعترافات زیر شکنجه و به زور اجبار از نفرات گرفته شده را در بازار مکاره اش به نمایش می گذارد و هر بار یک اسم بر انها می گذارد. کمیسون فلان . کمیسیون بهمان که هیچکدام هم وجود خارجی ندارند. این بار اما مشتی ورق پاره را برای خاموش کردن هم نشین بهار سرهم کرده و با کلیشه کردن بخش از نشریه از سالیان دور و دراز قبل را در این بازار مکاره بنمایش گذاشته است.

این حربه کثیف و ضد انسانی که با هیچ معبار انسانی و وجدانی سنخیت ندارد تنها سلاح این فرد مفلوک و دیوانه مالیخولیایی است.او بدین وسیله می خواد که به زعم خودش به همه از افراد قدیمی و جدید این را برساند که از همه شما پرونده دارم و اگر کسی بخواهد به ساحت مقدس رهبر عقیده و دلها خدشه ای وارد کند. اورا رسانه ای می کنیم. بیچاره وامانده نمی داند کسی که به این جانور خونخوار پشت کرده و به ندای وجدانی و افکار و عقیدهاس خیانت نکرده و کمر همت بر افشا این جرثومه فساد بسته است . این ورق پاره ها را سند افتخاری برای خود می داند. و انها هم که این چرندیان را می بینند و یا می خوانند بیشتر پی به ماهیت این جانور کثیف می برند.

فی الواقع اگر دستگاه جعل و دورغ فرقه رجوی این ورق پاره ها را تولید نمی کرد رجوی مزدور چه خاکی بر سرش می ریخت و چگونه می توانست در برابر افشاگری هایی که ذره از خروار است تاب مقاومت بیاورد. یقینا رجوی مانند همانند کفتار زنده ؛زنده اقدام به خوردن دستگاه زیر دستش می کرد و مانند گربه گیر افتاده در کنج خانه به سر روی خودش چنگ می انداخت. بگذریم که رجوی با هر افشاکری مانند افعی زخمی بخودش می پیچد و از فرط درد ؛دم خودش را می خورد.

کوس رسوایی این مردک بردل و اسیر کش عالم گیر شده و تمام هموطنان در خارج و در داخل بخوبی پی به ماهیت کثف این جانور وحشی برده اند. و وقعی به این سند سازی های جعلی و من در آوردی دستگاه فرقه نمی گذارند. باید به اطلاع این شخص بی هویت و مزدور برسانم که نه این اسناد جعلی و نه تهدید های تو خالی ات هیچکدام خللی در عزم و اراده ما برای افشار ماهیت کثیف سرکرده فرقه وهمسر جنایتکارتر از خودش مریم قجر ایجاد نخواهد کرد. . عزم مارا جزم تر می کند. وطبیعی است که وقتی فردی بیش از چند دهه .بیشتر و یا کمتر در این فرقه بوده. ساختن چند سند جعلی از او کار سختی نیست . زیرا دستگاه رجوی مبتنی بر جعلیات و کلاه برداری است و در هر ابعادی که به اسنادی منتشر شده از سوی این فرقه نگاهی انداخته شود. همواره دم خروس اقاو خانم بیرون می زند. همانند جعل امضا های چند صد هزاری و چند میلیونی از باصطلاح مردم عراق مبنی بر حمایت از فرقه در عراق ؛تا اسناد جعلی به اصطلاح دفتر نخست وزیری عراق و یا اسنادی جعلی به اصطلاح از داخل دستگاههای امنیتی کشور؛تماما دورغ محض و اسناد مطلقا جعلی هستند ؛ پیشتر اسناد جعلی امضا ها به اصطلاح عراقیان مبنی بر حمایت از فرقه توس مترجم ارشد فرقه جناب آقای حسین نزاد افشا شده است. و موارد بسیار متعدد نیز افراد با گذاشتن نمونه امضا ها و دست خط خود جعل کردن امضا و خط آنها توسط دستگاه دروغ پراکی رجوی را افشا کرده اند. که نیاز به توضیح ندارد.

بنابر این باید در برابر این حربه زنگ زده رجوی خائن ایستادو ار قضا باید بیشتر افشا کرد. چون رجوی هرچه در چنته داشته باشد چز یک مشت دورغ ویاوه چیزی نخواهد بود. این اسناد برای هر کدام از ما بمثابه سن افتخار جدایی مان از این فرقه است.

البته ضروری است که باید در صورت لزوم مورد به مورد این کثافت کاری های رجوی را افشا کرد و دست اورا رو کرد و کاری کرد که به غلط کردم گویی بیافتد.

رجوی پیر فرتوت با یک دوجین ادم های وا مانده از اجتماع که با افکار چهار دهه قبل در غار ذهنی خود زندگی و سیر سیاحت می کنند. شب ها نقشه فتح کره زمین را طراحی می کنند. فردا همه دست از پا دراز تر دوباره سر در آخور خود می کنند و مقدای از کلاه و علوفه رهبر عقیدتی را با طعم یونجه تازه نشخوار می کنند. بعضی ها هم مثل قرایی بیچاره که هر روز زیر تیغ است که چرا شعری و سرودی برای رهبر عقیدتی نمی بافد .به یک باره سر از آخور در می آورد و به توبره می گذارد و مرثیه ای برای رهبر می خواند.

نه مرثیه برای رجوی و نه جعل اسناد و دروغ و یاوه دردی از درد های بی درمان رجوی درمان نمی کند. بزار هر چه می خواهد جیغ بنش بکشد و سم به زمن بکوبد. ما کار خودمان را می کنیم و از هر فرصتی برای افشا ماهیت کثیف ان استفاده خواهیم کرد.

انجمن یاران ایران

غفور فتاحیان

۱۷/۱۲/۲۰۱۴

***

بازم یک دورغ شاخدار دیگر فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

غفور فتاحیان، یاران ایران، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۵:…  در این اطلاعیه یک سری ارقام عجیب و غریب را هم سرهم کرده و بخورد اسیران لیبرتی داده است که فرقه چنان و جنین کرده و هزاران دلار هزینه بیماران کرده است. در تامین این هزینه ها مدعی است که بخش اعظم آن توسط رئیس جمهور سرکرده فرقه یعنی مریم قجر تامین شده است .و بخش

هشدار به کشورهای اروپایی: فرقه رجوی خطرناکتر از داعش

غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  حادثه تروریستی ۷ ژانویه ۲۰۱۵ به دفتر هفته نامه شارلی ابدو که منجر به کشته شدن ۱۲ نفر گردید قلب تمام دوستداران ازادی و هم چینن بسیاری از مسلمانان را به درد آورد. آیا باز هم باید دست روی دست گذاشته و شاهد این ترورهای ضد انسانی بود؟ آیا نباید از همین لحظه تما

موج سواری رجوی روی اخبار مربوط به ایران

غفور فتاحیان، یاران ایران، ششم ژانویه ۲۰۱۵:…   این فرقه دیگر چیزی برای گفتن ندارد و اگر سایتهایش را نگاه کنید بیشترین و برجسته ترین اخبارش خبرهای خارجی مربوط به سوریه و عراق و آمریکا و چین و ماچین است! و بعد هم برخی اعتراضات صنفی در داخل که هیچ ربطی به فرقۀ رجوی ندارد. مثلا چند روزی است که سایت مجاهد اخبار مربو

آقای رجوی! در را باز کن تا تو مانی و «حوض» ت!

غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  چراغ خاموش از ترفند های کهنه رجوی است که همانند دیگر ترفندهایش از جمله استفاده هایش از کلمات اسلام و انقلاب و ایدئولوژی و توحید و عقیده و آزادی و… وسیله ای در دست او برای بازی با احساسات قربانیان خودش یعنی اسرای لیبرتی است واگرنه چه لزومی به چراغ