تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش سوم)

تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش سوم)

جمشید تفرشی مارس 2015جمشید تفرشی، نهم مارس 2015:… بعد از طلاقهای اجباری نوشته بودم که این طرح راهگشای گسل های عاطفی و تهی نمودن روان اسیران فرقه از هر نوع عاطفه و احساس نسبت به دیگران خواهد بود . ولی آن هنگام حتی نمیتوانستم حدس بزنم که موفق بشوند نیروهای اسیر در چنگال خویش را تا به این درجه از اضمحلال اخلاقی و بی شخصیتی و بی هویتی و بی رحمی و سنگدلی سوق دهند . برای کوتاه کردن …

عادل اعظمی: تشبهات بی‌نظیر دو فرقه با هشت صد سال فاصله تاریخی

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

(با تشکر از آقای تفرشی دریافت شد – ایران اینترلینک)

لینک به بخش اول
تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش نخست)
لینک به بخش دوم
تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش دوم)

تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش سوم)

جمشید تفرشی مارس 2015امروزه شاهد جنایات فراونی هستیم که در گوشه و کنار جهان توسط موجودات وحشی انسان نما و بی رحمی بوقوع می پیوندد که خود را پیروان خلفای اسلام راستین و ناب می نامند و با این انگیزه انسانهای بیگناه را به قتل میرسانند . ماجرای شوم و غیر انسانی حمله به مجله شارلی ابدو در پاریس که منجر به قتل دوازده انسان بیگناه گردید ؛ یکی از این نمونه های وحشتناک هست . جریان گروگانگیری در مغازه مخصوص یهودیان که در این حادثه تروریستی نیز چهار انسان بیگناه همراه با تروریست مسلح کشته شدند ؛ یکی دیگر از نمونه های تروریستی و غیر انسانی این جنایتکاران هست. این حوادث شوم تروریستی که جهان بطور متحد بر علیه آن بپا خاست درست در کنار گوش مقر فرقه رجوی در نزدیکی پاریس اتفاق افتاد . در همین گیر و دار جنایات که به تجزیه و تحلیل رفتاری جنایتکاران تروریست پرداخته بودم ؛ یک جنایت دیگر در کپنهاک بوقوع پیوست و این بار قاتل جانی و ددمنش چهره پلید خود را در دانمارک نشان داد . هنوز در شوک این جنایات بی شرمانه و بی رحمانه بودم که این بار به نامه یکی از اعضاء فرقه رجوی برخورد کردم که بر علیه خانوداه خویش نگاشته بود . این نامه مربوط به دورانی هست که پیروان و هواداران فرقه در کمپ اشرف حضور داشتند .

زمانیکه نامه این شخص را ـ آش بقدری شور بود که فرقه فقط با حروف اول وی را معرفی و حتی جنسیت فرد را هم مشخص نکرده ـ خواندم با تمام صمیمیت عرض میکنم که مو بر اندامم راست شد . بعنوان منتقد جدا شده از این فرقه ؛ سالیان سال در مورد فرقه گرائی و شستشوی مغزی فریب خوردگان صدها مطلب نگاشته ام . حتی اولین نفری هستم که ادعا و ثابت نمودم که سازمان مجاهدین دیگر فقط حالت صوری داشته و مسعود رجوی تشکیلات را تبدیل به فرقه نموده است . نیاز به بازآوری ندارد که دهها فاکت مشخص هم برای اثبات ادعایم ارائه دادم . ولی به جرات میگویم که هرگز تصور این همه پستی و دناعت و رذالت را نداشتم که پیروان فرقه تمام اصالت های انسانی و معیارهای عاطفی را اینچنین پامال کنند .

بعد از طلاقهای اجباری نوشته بودم که این طرح راهگشای گسل های عاطفی و تهی نمودن روان اسیران فرقه از هر نوع عاطفه و احساس نسبت به دیگران خواهد بود . ولی آن هنگام حتی نمیتوانستم حدس بزنم که موفق بشوند نیروهای اسیر در چنگال خویش را تا به این درجه از اضمحلال اخلاقی و بی شخصیتی و بی هویتی و بی رحمی و سنگدلی سوق دهند . برای کوتاه کردن مطلب بخش کوتاهی از نامه فرد یاد شده را میاورم ؛ با این توضیح که پیشاپیش از تمامی عزیزانی که مطلب را میخوانند ؛ پوزش می طلبم چون یقین دارم به احساسات عاطفی آنان لطمه وارد خواهد نمود . جریان بدین صورت هست که عده ائی از خانواده های اسیران ؛ در مقابل کمپ اشرف سابق دست به تحصن زده و خواستار ملاقات با عزیزان و دلبندان خویش در خارج از کمپ شده بودند. این موجود مینویسد:

“مشغول کار بودیم ـ بخوانید پوشال کاری ـ که ناگهان عرعر های بی وقفه انان را شنیدیدم . گویا اینها خانواده ما بودند که با طرح وزارت اطلاعات به دیدن ما آمده و مقابل شهر اشرف مستقر شده بودند . ناگهان با فریادهای : ما خانواده الدنگ نمیخواهیم به سمت درب حرکت کردیم . در این میان چند بوزینه هم از بالای درب به رقص میمونی پرداخته و از درب آویزان و قصد ورود به شهر اشرف را داشتند که در مقابل شعار : ما خانواده الدنگ نمیخواهیم ؛ مجبور به عقب نشینی شدند . سپس ادامه میدهد : آنها از رو نرفته و با 300 بلندگو به عرعر های خود ادامه دادند . واقعا شرم و حیا و احترام به بستگان و عواطف انسانی ؛ اجازه نمیدهد که ادامه مطلب را بیاورم و به همین مقدار اندک از این شرم نامه بسنده میکنم”.

یکی از زیباترین خصوصیات پسندیده و نیکوی ما ایرانیان که اتفاقا زبانزد جهانیان هم هست ؛ احترام به خانواده و حفظ شئونات معنوی و بخصوص عواطف فامیلی و خانوادگی هست . اینروزها با پژوهشهائی که از درون جامعه ایران بعمل میاورم ؛ یک نوع دموکراسی خانواده در جامعه کشور حاکم شده است . ایرانیان متجدد داخل کشور ؛ ضمن احترام بی حد به همدیگر در درون خانواده ؛ برای مقابله با سیاستهای حکومتی ؛ یک نوع رفتار دموکرات منشانه نیز در بین دوستان و خانواده حاکم نموده اند . این یک امر بدیهی هست که تمام آسیب های اجتماعی ؛ ریشه در بحران اخلاقی و ضعف اخلاق در جامعه دارند . با روی کار آمدن حکومت اسلامی و تاکید سران حکومت بر قوانین اسلامی و ترویج شریعت و سنت بجای قوانین مدرن اجتماعی ؛ مفاهیمی همانند مشارکت عمومی ؛ میهن پرستی ؛ همبستگی ملی ؛ اخلاق اجتماعی و فضیلتهای برجسته انسانی و بخصوص فرهنگ ایرانی ؛ روزبروز از معنای واقعی خود دور شدند . باز هم با تلاش سران حکومت اسلامی به جهت ترویج ارزشهای بصطلاح شریعت و اسلام ناب محمدی برای تحقق آرمانهای واپسگرایانه ؛ دیگر ارزشهای والای انسانی و اجتماعی عقیم مانده و بجای آنها تضاد و تعارض ؛ خودی و غیر خودی ؛ خشونت ؛ خصومت ؛ جنگ و گرایش به ضد ارزشها و رذیلت های ناپسند اخلاقی گسترش یافته است . بعبارت دیگر ارزشهای والای اخلاقی و فرهنگ برجسته ایرانی بطور قابل ملاحظه ائی رنگ باخته و قوانین و ارزشهای واپسگرایانه اسلامی و اصول مترود شریعت در جامعه جایگزین گردیده است .

در گذشته و دوران حکومت پادشاهی ؛ بیشتر اخلاق فردی در جامعه حاکم بود . بدین صورت که هرکسی بر حسب تربیت خانوادگی ؛ معتقدات مذهبی ؛ تحصیلات و رعایت ارزشهای قابل قبول در جامعه ؛ تا اندازه ائی حد و حدود خویش را نگه میداشت . ولی در دوران حکومت اسلامی ؛ معیارهای گذشته دگرگون گشته و تراکم جمعیت در شهرها همه را نسبت به همدیگر ناشناس و بیگانه نموده و بر نیازها و برخوردها افزوده است . از سوئی تملق و چاپلوسی و رفتار ریاکارانه سران حکومت ؛ یک نوع بحران اخلاقی و بحران اعتماد و مشروعیت بر فضای سیاسی کشور حاکم نموده است . هنگامی که این نوع بحرانها بر فضای سیاسی کشور سایه انداخت و دفاع از هنجارها ؛ اصول و ارزشهای والای اخلاقی ؛ انسانی و اجتماعی جای خود را به ریاکاری و مال اندوزی و تقلب و دوروئی داد ؛ به تبع آن زبان و قلم و سایر ابزارهای فرهنگی و شیوه های تبلیغی ؛ وسیله ای برای توجیه سیاستهای غلط ؛ نارسائی ها ؛ خطاها و غفلت و لاپوشانی تقلبات میگردد . از انجا که سرمایه اخلاقی هر ملت ، از خانواده شروع و به جامعه تسری داده میشود و آنرا از آسیب پذیری مصمون میسازد ؛ این نوع ناهنجاریها ؛ ریاکاریها و دورنگی ها و بخصوص فردپرستی ؛ اساس خانواده ها را نیز از هم گسسته و نابود ساخته و محکوم به فنا می نماید . برای برون رفت و رهائی از این بحران ؛ چاره ائی جز گام نهادن در مسیر بازیابی ارزشها ؛ و احیای اخلاق در درون فرد فرد اعضای جامعه نیست و تنها یک انقلاب درونی در سایه گسترش آگاهی فردی و جمعیتی می تواند تسکینی برای جامعه آسیب دیده باشد .

بحران اخلاقی فراگیرترین بحرانی هست که تمام بحران ها و آسیب های اجتماعی و جنبه های مختلف یک جامعه را تحت الشعاع قرار میدهد . بحران فرهنگی ؛ بحران هویت ؛ بحران مشروعیت و انواع مختلف بحرانهای اجتماعی ؛ محصول و زائیده سقوط ارزشها و فضائل اخلاقی هست که حتی میتواند یک جامعه را به ضعف و انحطات و اضمحلال بکشاند . ولیکن مردم آگاه و روشنفکر و متمدن سرزمین گرانبارمان ؛ در خیزشی عمیق و برای مبارزه با افول و انحطات اخلاقی ؛ در یک رنسانس اجتماعی ؛ ضمن پابندی به اصول برجسته اخلاقی و فرهنگی ایران ؛ به انقلابی درونی دست زده و فرهنگ دموکراسی در خانوداده را در صدر برنامه های اجتماعی جامعه قرار داده است . احترام متقابل ؛ احترام به عقاید اعضاء خانواده ؛ خویشتن داری در برابر افکار مخالف و برپائی جلسات خانوادگی برای حل و فصل اختلافات از عمده ترین اصول بر جسته ائی هست که بطور خودجوش انجام گرفته است . این قوائد یک نوع تمرین دموکراسی و احترام به عقاید مخالف را در بر میگیرد که در ایران آزاد فردا کار برد خواهد داشت . البته این یک قرارداد اجتماعی هست و نه قرارداد حکومتی که اشاره نمودم بطور خودجوش در جامعه امروز پیاده میشود .

بر خلاف جامعه ایرانی؛ فرقه رجوی بدلیل عدم شناخت جامعه و بدلیل دشمنی با ایران زمین ؛ در سالهای اخیر تلاش نموده است تا تمام ارزشهای والای انسانی ؛ عواطف برجسته ؛ احساسات ؛ وابستگی های فامیلی و سایر مناسبات و شئونات مورد احترام جامعه را ؛ در میان اعضاء و هواداران بطور کامل کنترل کرده و بطور مطلق از بین ببرد . از بارزترین نمونه آنها همانگونه که اشاره نمودم میتوان به طلاقهای اجباری ؛ دور کردن فرزندان از خانوداه ها و سپردن آنان به افراد ناشناس و ترویج جاسوسی مابین زوجهای سابق نسبت بهم و پرستش رهبر بعنوان موجودی مافوق بشر نام برد . به موازات این حرکات غیر انسانی ؛ ضد اخلاقی و حتی بر خلاف قراردادها و موازین بین المللی ؛ فرقه همچنان به شستشوی مغزی پیروان نیز ادامه داده است . البته این نوع حرکات غیر انسانی در داخل تمام فرقه ها مرسوم و معمول هست. در بخش قبلی به فرقه جیم جونز و خودکشی دستجمعی پیروان فرقه اشاره نمودم . نمونه های دیگر از این دست رذالت های اخلاقی و حرکات غیر انسانی زیاد هست ؛ در افغانستان دیدیم که چگونه پدر بمب بر پیکر فرزند می بندد و او را بعنوان عامل جنایت متحرک به میان انسانهای بیگناه و معصوم میفرستد که آنها را قطعه قطعه کرده و خود به بهشت پرواز نماید . این نوع ذهنیت های عاری از شعور و عاری از عواطف و خصلتهای انسانی فراوان هست و در همین اطرافمان قابل لمس و قابل مشاهده می باشد .

مگر پیروان فرقه رجوی نبودند که خود را زنده زنده در آتش سوزاندند که چرا مریم مهرتابان را زندانی کردید ؟ کدامین عقل سالم و روح سالم و پویا میتواند این بی منطقی و بی هدفی و دیوانگی را بپذیرد ؟ هر کس از ما با هر عقیده و مرام و ذهنیتی که داشته باشد به هر دین و آئین و مذهبی که تعلق داشته باشد ؛ بر این امر واقف هست که قدرتی مافوق تصور ما ؛ ما را آفریده و به جسم بی روح ما روح دمیده و ما را برای سود جستن و استفاده از زیبائی ها و نعمت های سرشار زندگی ؛ به جهان هستی برای زنده ماندن فرستاده است . در زمان و مکان تعیین شده هم که از طرف همین قدرت مافوق تصور ما تعیین گریده ؛ باید آنرا تسلیم کرده و به جهان هستی وداع بگوئیم .

کدامین خدا و آفریننده ائی ما را آفریده است که بخاطر یک موجود دیگر خود را به آتش بکشیم و جانی را که تعلق به آفریدگار دارد ؛ فدای یک فرد بی مقدار و خود پرست خود بزرگ بین و جنایت پیشه نمائیم ؟ یا نیمه سوخته بشویم و نابکار و محتاج به کمک دیگران که چرا این شخص بی مقدار دغل باز را دستگیر کردید ؟ آیا سران این فرقه فتنه و آشوب و تقلب و جنایت و زور و عامل بیگاناگان و استعمارگران ؛ لحظه ائی به جان این انسانها و یا لحظه ائی به عظمت آفرینش اندیشیده اند ؟ آیا جان انها چه برتری نسبت به پیروان و اعضاء و هوادران فرقه دارد ؟ چرا خود در هفتاد سوراخ پنهان میشوند و نگون بختان بی دفاع را به استقبال از گلوله ها و به استقبال مرگ میفرستند ؟ چرا باید از خون تازه آنها تغذیه سیاسی کرده و برای اهداف شوم خویش از آنان بعنوان سپر انسانی سوء استفاده کنند ؟ این چه ذهنیت کوری هست که عواطف انسانها را به گرو میگیرد و آنها را اینگونه نسبت به اعضاء خانواده خویش سنگدل و بی رحم و بی تفاوت میسازد ؟ تا آن حد پیروان فرقه را از انسانیت و عواطف بشری دور کرده اند که پدر ، مادر؛ خواهر و برادر خویش را الدنگ و بوزینه مینامند !! واقعا که خون بر رگ انسان منجمد میشود از اینهمه بی شرافتی و بی وجدانی . این ذهنیت همان ذهنیتی هست که دو برادر تروریست حادثه شوم حمله به مجله شارلی ابدو و تروریست دیگر حمله به فروشگاه پاریس را به این اعمال جنایتکارانه سوق داد . چون که ذهن و ضمیر و روح انسانی آنها را از انسانیت و نوع دوستی و عواطف تهی نموده و بجای آن کین و نفرت و توحش و انتقام تزریق کرده اند . هر که از ما نیست ؛ بر علیه ما هست و قتل آنها واجب با هر وسیله و در هر زمان .

برای همین و به جهت آگاهی از حضور چنین موجودات سنگدل و بی رحم و جنایت پیشه ائی در درون فرقه هست که مسعود رجوی رهبر فراری و غائب ؛ از درون مخفیگاه فرمان قتل جداشده های منتقد را صادر میکند . گناه افراد جدا شده از دید فلسفی و ایدئولوژیک آنان بقدری سنگین هست که حتی حق حیات و زیست را هم از آنان میگیرند . این قانون فرقه هست که اگر پیوستی دیگر حق جدائی و رهائی نداری . به هر شرط باید بمانی و در کنار رهبر دغل باز و متقلب و بزدل و ترسوی وطن فروش فرقه ؛ بدون هدف و بدون آمال جان ببازی و یا اگر هوس رهائی و آزادی به سرت زد ؛ بفرمان رهبر اول تحویل زنانبانان عقده ائی داده میشوی و سپس به مرگ محکوم میشوی .

این را هم فراموش نکنیم که تروریست ها قادرند به وحشیانه ترین جنایات دست بزنند و انگیزه های ایدئولوژیک آنان را به این قبیل اعمال و اقدامات وا میدارد . اکنون هر روزه شاهد جنایات گروه جانوران موسوم به داعش ؛ بوکو حرام ..هستیم و همگان شاهدیم که چگونه از سربریدن و آتش زدن انسانهای معصوم و بیگناه لذت میبرند و همانند یک وظیفه و کاملا کیفور این حرکات غیر انسانی را انجام میدهند . کسانیکه توسط نیروهای خونخوار داعش و با فجیع ترین شرائط بقتل میرسند ؛ هیچگونه ارتباط قبلی و یا شناخت قبلی با این جانوران خونخوار ندارند ؛ فقط به جهت تعلیمات و اوامر رهبر درنده خو ؛ مرتکب این جنایات بی شرمانه میشوند . حال اینکه در فرقه رجوی هر روز بر علیه نیروهای منتقد تخم کین و نفرت پاشیده میشود و این کین و نفرت را هر روز بیشتر دامن میزنند تا کوچکترین تردیدی در دل پیروان باقی نماند که جدا شده های منتقد واجب القتل هستند . فرقه ها در مجموع عقل ستیز و عقل گریز هستند بنابراین فرقه رجوی هم از این قاعده کلی مستثنی نیست . چون رهبر فرقه میخواهد مدیریت کند و فرمان بدهد و پیروان بدون چون و چرا فرامین وی را اطاعت نمایند . پس بنابراین ایده آل ترین شرط این هست که عقل و منطق و اندیشه بطور مطلق تعطیل و بجای آن فرمانبرداری محض و اطاعت بی چون و چرا از رهبر و با شیوه های مختلف شتشوی مغزی ؛ به پیروان القاء شود .

ادامه دارد .

تناقض در شعار “ننگ ما ننگ ما خانواده الدنگ ما” توسط رجوی ها !!

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقمسعود رجوی جیش‌العدل را برادر خود خواند

کمپ لیبرتی ژوئیه 2014شرایط حاکم بر لیبرتی در عراق

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

***

همچنین:

ژنرالهای جنگ طلب ـ حامیان فرقه رجوی ؛ چرا ؟

جمشید تفرشی، سوم دسامبر ۲۰۱۴:… آنان اهداف بزرگتری دارند و آن همانا تضیعف سرزمین ما و عدم پیشرفت تکنولوژی و عدم پیشرفت و برقراری دموکراسی در سرزمین ما هست . برای دستیابی به این اهداف هم مساعدترین نیروی تبهکار وطن فروش و خائن به میهن ؛ فرقه رجوی هست که به جاسوسی و بیگانه پرستی شهره گشته اند. پیرو

درگیری‌های اردوغان و “جماعت گولن”، ترکیه را به کجا می‌برد؟

دیچه وله فارسیطاهر شیرمحمدی، دویچه وله، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۳: …  به نظر جمشید تفریشی جامعه‌شناس و فارغ التحصیل از دانشگاه “بوغاز ایچی” در ترکیه که درباره جماعت گولن هم تحقیق کرده، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه و فتح‌الله گولن رهبر مذهبی و تبعیدی ترک ساکن پنسیلوانیای آمریکا دو تن از بان

مدد جوئی فرقه از کالبدهای متحرک ـ بخش پایانی

جمشید تفرشی، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۳: … در رابطه با مسائل اعتصاب غذا و اعلام خاتمه مفتضحانه آن توسط مریم عضدانلو ؛ دوستان جداشده و صاحبنظر در روزهای اخیر موضوع را از زاویه های مخلتف مورد بررسی قرار داده و مطالب با ارزشی را انتشار دادند . بخصوص که جریان دادگاه اسپانیا و موارد پشت پرده آنرا افشا�

مدد جوئی فرقه از کالبدهای متحرک ـ بخش دو

جمشید تفرشی ، هفدهم دسامبر ۲۰۱۳: … انجمن جهانی پزشکان در چهل و سومین کنگره بین المللی که  درنوامبر۱۹۹۱ درشهر سنت جولیانس مالتا (۱) برگزار گردید ؛ و متعاقب آن در چهل وچهارمین کنگره در ماربلا در اسپانیا ( ۲ ) تشکیل یافته و در اعلامیه فوق و ماده ۵ چنین امده است : اگر  اعتصاب غذا کننده بر اثر تحمیل و یا ت

خود پرستی و بی لیاقتی تا کجا ؟

جمشید تفرشی، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۳: … نهایتا کمپ اشرف تخیله شد . پافشاری فرقه در حفاظت از کمپ اشرف و فدای جان انسانهای بی دفاع در چند حمله به آن محل ؛ از چند منظر قابل بررسی هست . مسعود رجوی همانگونه که در اطلاعیه قبلی هم اشاره کردم ؛ آرزو میکرد که در فردای پیروزی خیالی بر حکومت اسلامی ؛ قرارگاه ا