تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش چهارم)

تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش چهارم)

جمشید تفرشی مارس 2015جمشید تفرشی، نهم آوریل 2015:… قصدم از تدوین این سلسله مقالات توسط چند تن از اسیران فرقه که به اینترنت دسترسی داشته و مطالب را خوانده اند ؛ از من سئوال شده است . بخصوص یکی از این عزیزان خواستار شکافتن بیشتر مطلب و در صورت امکان اضافه نمودن مدارکی به همراه نوشتارم گریده و تاکید نموده : اگر نوشته های شما صحت داشته باشد ؛ من هم اعلام جدائی خواهم کرد . چرا که تاکنون به ما چنین …

 مریم رجوی صدامیان داعش تروریسمحنیف حیدر نژاد: جنایتکار خوب، جنایتکار بد!


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

(با تشکر از آقای تفرشی دریافت شد – ایران اینترلینک)

لینک به بخش اول
تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش نخست)
لینک به بخش دوم
تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش دوم)
لینک به بخش سوم
تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی (بخش سوم)

تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی

بخش چهارم

جمشید تفرشی مارس 2015قصدم از تدوین این سلسله مقالات توسط چند تن از اسیران فرقه که به اینترنت دسترسی داشته و مطالب را خوانده اند ؛ از من سئوال شده است . بخصوص یکی از این عزیزان خواستار شکافتن بیشتر مطلب و در صورت امکان اضافه نمودن مدارکی به همراه نوشتارم گریده و تاکید نموده : اگر نوشته های شما صحت داشته باشد ؛ من هم اعلام جدائی خواهم کرد . چرا که تاکنون به ما چنین القاء کرده اند که سازمان و رهبری آن در خدمت مردم ایران هستند و ما نیز با فرمانبرداری از آنها در راه مبارزه با رژیم حکومت اسلامی ، به خلق ایران خدمت میکنیم . حال تضادی عمیق مرا درگیر کرده است که چگونه سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش در راستای منافع استعمارگران و امپریالیزیم و بقول شما صهیونیزیم بین الملل و بر خلاف مصالح خلق ایران گام بر میدارد . من فردی …. ( به جهت مخفی ماندن هویت این عزیز از دستگاه گشتاپوی فرقه تعلق سیاسی وی را نمیاورم ) همین عزیز اسیر در فرقه ؛ یادآور شده که به اکثر کسانیکه با وی همراه و مسئله دارهستند ؛ پیشنهاد داده که سلسله مقالات مرا با اینکه محدودیت کامل دارند ؛ به هر صورتی شده ؛ بخوانند .

در پاسخ به این همرزم عزیز اسیر در چنگال فرقه ؛ چند نکته را یادآوری میکنم . تمام مطالبی را که من قلمی میکنم اثبات شده هستند و نیاز چندانی به کنکاش ندارد . در بخش قبلی اشاره نمودم که تاسیسات هسته ائی ؛ ملک شخصی حکومت و سران حکومت اسلامی نیست و تعلق به یک یک خلقی دارد که شما میخواهید بنفع آنها مبارزه بکنید . مگرفرقه دست در دست حکومت اسرائیل که اگر آنرا حکومت غاصب ننامم ـ دشمن مستقیم حکومت اسلامی میتوانم بنامم ـ قرار نداده و بر علیه منافع ملی ما جاسوسی نمیکند ؟ آیا سران فرقه بودجه های کلان و هزینه های کنفرانسهای پوشالی پر زرق و برق و پرداخت حقوق مستعمری بگیران را از کجا تامین میکنند ؟ مگردر همین عملیات شعبده بازی برلین ؛ از دهها کشور مختلف اروپائی ؛ پناهجویان آفریقائی و آسیائی را همانند تور دو روزه مسافرتی به برلینن نیاورند ؟ این افراد نه تنها هیچ هزینه ائی پرداخت نکردند ؛ بلکه حقوق هم دریافت نمودند . اجاره سالن ، حق الزحمه سخنرانان ؛ ریخت و پاشهای آنچنانی ؛ فیلمبرداری ؛ هزینه پخش مستقیم مراسم ….. پول اینها از کجا میاید ؟ مگر ما حکومت اسلامی و رای گیریهای پر از شائبه آنرا محکوم نکرده و افراد شرکت کننده در راهپمائی ها را ـ ساندیس خور ـ نمی نامیم ؟ حال حرکت فرقه را که پناهجویان را به صف میکند برای آنها لباس تهیه میکند و انواع مواد خوراکی و آشامیدنی و حتی مشروبات الکلی را در اختیارشان قرار میدهد را چه بنامیم ؟ جا ندارد که مترداف ساندیس خور که به هوادارن حکومت در داخل کشور میدهیم به اینها هم توبورگ خور یا برلینا خورلقب بدهیم ؟ * توبورگ و برلینا آبجوی های معروف در آلمان . * تظاهرات و راهپیائی و شرکت در میتینگ و کنفرانس تا دنیا بوده ؛ بصورت خود خواسته و با هزینه های شخصی بوده است . فرقه افراد پناهجوی خارجی را که حتی نمیدانند سرزمین گرانقدرمان ایران در کجای نقشه جهان قرار دارد را ؛ مگر با پول های دریافتی از اسرائیل و استعمارگران بین المللی به برلین نیاورد ؟ کمدی قضیه را هم لابد دیدید که برای هر کدام از این پناهجویان یک هدفون داده و برای هر گروه هم یک مترجم میگرند که رنگ و بوی مشارکت خارجی به آن بدهند . این نمایش و صحنه گردانی اگر در راستای کرنش و تعظیم به صهیونیزم بین الملل و پیر استعمار نیست ؛ برای چیست ؟ مردم شریف و متین سرزمینمان که اصلا از شخص مسعود رجوی و مریم عضدانلو بشدت نفرت دارند و حاضر نیستند حتی ثانیه ائی قیافه آنها را ببینند ؛ چه برسد که بخواهند اراجیف و یاوه درائی آنها را تماشا کنند . حال اگر گفتم مسعود رجوی ؛ صرفا بخاطر خالی نبودن عریضه و رسائی مطلب بود و گرنه فعلا معلوم نیست وی در کدامین سوراخ مخفی و یا در کدامین کاخ مشغول صیغه بازی . اصلا زنده است ؛ مرده است ؟ مگر شما عزیزان از خود نمی پرسید که چرا رهبر در کنارتان نیست ؟ شما مگر در آن شرائط وحشتناک کمپ لیبرتی اسیر و زندانی نیستید ؟ مگر مسعود رجوی در عالم خواب و رویا ادعا نمیکند که میخواهد کشوری به عرض و طول ایران و حکومتی با میلیونها طرفدار و سینه چاک را سرنگون و حکومت اسلام ناب محمدی و حسینی و جامعه بی طبقه توحیدی بنیان نماید ؟ سردار مسعود رجوی اگر جسارت این گنده گوئی ها را دارد ؛ پس چرا از دوهزار و هفتصد یاور زندانی در لیبرتی وحشت داشته و جرآت حضور در آنجا و در کنار مریدان و رزمندگان خویش را ندارد ؟ شما عزیزان گرفتار در لیبرتی از خود نمی پرسید : کجای این چرخ لنگ میزند ؟ این حق طبیعی یک یک شما هست که بپرسید : چرا رهبر عظیم الشآن گنده گو فقط پیام صوتی میدهد و تا حال هیچ پیام تصویری از وی دیده نمیشود . آیا خطر جانی حسن نصرالله ـ رهبر حزب الله لبنان ـ که در تیر رس اسرائیل هم قرار دارد ؛ بیشتر هست یا مسعود رجوی ؟ حداقل حسن نصرالله هر از چند گاهی در میان هوادارن ظاهر شده و بطور مستقیم با آنان سخن میگوید ؛ ولی مسعود رجوی اکنون سالها هست که دیدار مریدان را از زیارت چهره مبارک محروم نموده است . اصولا برای ما فرقی نمیکند که وی مرده باشد و یا زنده باشد ـ چون بود و نبود وی برای ما یکی هست ـ ولی برای شما این مهم نیست که بدانید رهبرتان در کجا هست و چه میکند ؟ اصولا هر کسی لاف گزاف میزند در غربت همانند مسعود خان ولی کو عمل ؟ آیا این برای شما ارزش حیاتی ندارد که بدانید چرا شما در آن شرائط بسیار دشوار و غیر انسانی و بدون امکانات کمپ لیبرتی باید جان بکنید ولی خانم مریم عضدانلو در قلب پاریس و قرارگاه عریض و طویل با صدها امکانات ـ حتی گاو صندوق خصوصی در اتاق خواب و پزشک ویژه بطور مدام در کنار بالین ـ در ناز و نعمت حکمرانی کند ؟ آیا این طبیعی ترین حق شما نیست که بدانید مسعود رجوی رهبر خود خوانده یگانه اپوزسیون مسلح و تنها آلترناتیو خلقی که قرار بود شش ماهه حکومت اسلامی را سرنگون کند ؛ در کجای این جهان مخفی شده است ؟ بعبارتی میگویند وی در اردن و در کنار حوریان دنیوی و صیغه گان بیشمار به ریش همه دنیا و بخصوص شما عزیزان اسیر و گرفتار در لیبرتی میخندد . این همرزم عزیز در نوشته خود به چه گورا هم اشاره کرده است که فقط باید بگویم اگر به اندازه یک ناخن بریده و دور ریخته چه گورآ ؛ مسعود رجوی شرف داشت ؛ شما عزیزان الان در لیبرتی اسیر و گرفتار نبودید .

در اینکه مسئولین فرقه شما را همیشه فریب داده اند و میدهند و خواهند داد ؛ کوچکترین جای شک و تردیدی نیست . ولی این شما هستید که علیرغم تمام محدودیتها به جهان پیرامون خوب بنگرید و از هر روزنه ائی برای ارتباط با جهان خارج ؛ استفاده نمائید . در همان عراق که شما در خاک آن محصور هستید ؛ به جانوران مدعی حکومت اسلامی بنام داعش توجه کنید . نگاه کنید که چگونه سنگدلانه و بیرحمانه سر از تن انسانهای بیگناه و معصوم جدا میکنند . چگونه دخترکان و حتی زنان شوهر دار را مورد تجاوز جنسی قرار داده و سپس در بازارهای برده فروشی به چندین دینار میفروشند . نگاه کنید چگونه آثار تاریخی و تمدن بشری را در آتش جهل و نادانی و سنگدلی خود ویران کرده و به تل خاکستر تبدیل میکنند . آیا فراموش کردید که سران فرقه چگونه از آنها و حرکات غیر انسانی و حیوانی آنها با نام رزمندگان خلق قهرمان عراق و افراد عشیرتهای شجاع و ضد حکومت مالکی ؛ حمایت میکردند ؟ آیا شما انسانهای آزاده سرزمینم ؛ حاضر هستید جنایات جانوران خونخوار داعش را بر علیه مردم شریف و خلق مظلوم کشورمان مرتکب بشوید ؟ مگر سران فرقه هر روز خشم و کین و نفرت بر علیه سران حکومت اسلامی و سپاه پاسداران و اعضاء بسیج و سایر نیروهای حکومتی استفراغ نمیکنند ؟ از خود نمی پرسید اگر روزی استعمارگران که اربابان فرقه هستند ؛ که همزمان اربابان جانوران داعش نیز هستند ؛ اگر ماموریتی همانند داعش به فرقه رجوی بدهند ؛ تکلیف شما آزادگان چه خواهد بود ؟ حاضر هستید مانند جانوران وحشی و خونخوار داعش ؛ سر از تن هموطنان خود و یا انسانهای گروگان جدا کنید ؟ حاضر هستید به دخترکان سرزمینمان تجاوز کرده و سپس آنها را همانند کنیران به مردان عیاش بفروشید ؟ کما اینکه مسعود رجوی فراری ؛ از مخفیگاه خود فرمان قتل ما همرزمان سابق شما و منتقدان امروز فرقه را هم صادر نمود . آیا شما همرزمان سابق میتوانید فرمان قتل ما را بجا بیاورید ؟ ما چه گناهی مرتکب شدیم جزء ایستادن در برابر ظالم و ظلم ؟ از جور و ظلم و ستم رژیم گریختیم و اسیر دست رجوی شدیم ؛ اگر این هست گناه ما که آزاده هستیم و به هر نوع ظلم و دیکتاتوری و خود محوری نه می گوئیم ؛ پس بریزید خونهای ما را که آزادگان را ترسی از مرگ نیست . سخن را در این زمینه کوتاه میکنم و فقط به این بسنده میکنم که امروزه استعمارگران ؛ بجای استعمار مستقیم کشورها و استثمار مستقیم خلقهای تحت ستم ؛ از نیروهائی مانند جانوران داعش استفاده میکنند برای رسیدن به اهداف پلید خویش . فرقه رجوی هم اهرم فشاری هست بر علیه حکومت اسلامی و در همان قد و قواره داعش . حال طبق درخواست این یار گرفتار در باتلاق لیبرتی ؛ و با آرزوی رهائی این عزیزان از چنگال فرقه رجوی به ادامه مطلب می پردازم .

ژئوتروریسم و محورهای استعمارگران ـ فرانو

تاریخچه ی شکل گیری گیری استعمار و فرایند آن در گذر زمان ؛ نیازی به توضیح دراین مقال ندارد ؛ چرا که همگان با تاریخچه و عواقب و نتایج آن باندازه کافی آشنا هستند . باتفاق یک بررسی کوتاهی بر نامگذاری دوره های استعمار مینمائیم که چرائی استعمار فرانو مشخص و دلیل این نامگذاری معلوم گردد . استعمار بعنوان پدیده ای سیاسی ؛ اقتصادی حدودا از 1500 میلادی آغاز گردید که رقایتهای سیاسی و نظامی قدرتهای بزرگ اروپائی در قرن شانزدهم و پس از آن موجب ظهور و گسترش و تداوم کشورهای استعمارگر در جهان بود . این نظریه عده ائی از کارشناسان و صاحبنظران هست . ولی عده ائی از صاحبنظران نیز معتقد هستند که استعمار پدیده ائی اقتصادی و محصول توسعه نظام سرمایه داری هست . در مجموع دوران استعمار کهنه اینگونه خلاصه میشود : سیستم ارتباط نابرابر بین یک کشور قدرتمند و پیشرفته با یک کشور ضعیف و عقب مانده . یعنی یک رژیم سیاسی و اقتصادی که علی رغم خواست اهالی یک منطقه ؛ بر آنها مسلط شده و هدفش از استعمار کشوری؛ تامین منافع خارجیان ـ منافع کشور استعمارگر ـ هست . این گونه رابطه استعماری قرنها در جهان حاکم بود و بیشترین قربانیان این دوره از قاره های آفریقا و آسیا بودند . این دوره از استعمار که حدود قرن شانزده شروع و تا جنگ جهانی دوم ادامه داشت ؛ استعمار کهنه نام دارد . در این دوره از استعمار ؛ مرزبندی کشورهای تحت استعمار به گونه ای تنظیم شد که که منافع کشورهای استعماری را تامین کند . تقسیم سرزمنیهای مستعمره ( بویژه در دوران قیمومیت و تحت الحمایگی ) انواع مختلف ناسازگاریها و منازعات داخلی را در خود پروراند و ریشه دوانید و بدین ترتیب زمینه های رویاروئی و درگیریهای قومی ؛ مذهبی و سیاسی و حتی منطقه ائی در این کشورها را پدید آورد . به عنوان نمونه استعمارگران حرفه ائی ؛ کردها را بین کشورهای ایران ؛ ترکیه ؛ عراق و سوریه تقسیم کردند . در لبنان ترکیب اجتماعی ناهمگونی از اقوام و مذاهب مختلف به گونه ائی نامتعادل تقسیم گردید . یهودیان جهان نیز با برخورداری از حمایت قدرتهای استعماری و در راس آن انگلیس ـ روباه پیر استعمار ـ به بهترین مناطق شرق مدیترانه کوچ داده شدند . دلیل این امر تشکیل یک دولت یهودی و روشن نگاه داشتن آتش جنگی بود که یکی از طولانی ترین و دردناکترین منازعات منطقه ائی را بوجود آورده باشند که تا امروز شاهد ادامه این جنگ نابرابر و درگیری هستیم . جهت کوتاه نمودن مطلب ؛ بر اساس آنچه تاکنون گفته شد میتوان بدین صورت اشاره نمود : گرچه استعمار از نظر هدف و ماهیت یک قسم بیشتر نیست ولی با توجه به شکل و ترکیب آن و با توجه به نیاز استعمارگران ؛ دوره استعمار به سه دوره مختلف تقسیم میشود .

1ـ استعمار کهنه

استعمار کهنه قرن ها در جهان حاکم بود و بیشترین قربانیان این رابطه استعماری از قاره های آسیا و آفریقا بودند . کشور ما هم از این تهاجم استعماری بی بهره نبود و قرنها استعمارگران و در راس آن پیر استعمار انگلیس ؛ تخریبات عظیمی در ساختار سیاسی ؛ اقتصادی ؛ فرهنگی و حتی مذهبی ما ایرانیان بر جای گذاشت . در جنگ جهانی دوم کشور ما هم با دست همین استعمارگران و بدون اراده وخواست ملت ایران ؛ درگیر جنگ شده و سرزمین گرانقدرمان مورد تهاجم و اشغال قرار گرفته بود . در خلل جنگ و بعد از جنگ جهانی دوم ؛ استعمار کهنه قدرت و جایگاه خود را از دست داد . باز همانگونه که اشاره شد ؛ دوران استعمار کهنه و بستر تاریخی شکل گیری این نوع استعمار با صدور بیانیه معروف پاپ در سال 1493 بطور رسمی آغاز شده بود که به * فرمان تقسیم * مشهور هست . طبق این بیانیه ؛ تمام آمریکای شمالی و قسمت عمده آمریکای جنوبی به اسپانیا ؛ و مناطقی همچون هند ؛ چین ؛ ژاپن و سایر سرزمینهای شرقی به انضمام آفریقا به پرتغال اعطاء گردید . با این توصیف پرتغالی ها توانستند بیشتر به طرف شرق هجوم ببرند و اسپانیائی ها مناطق غربی را تحت تصرف در آورند و منابع آنجا را چپاول و به یغما ببرند و فرهنگ اجتماعی و ساختار مذهبی آن مناطق را دستخوش تغییرات و دستکاری نمایند . بعدها با افول قدرت این دو کشور قدرتهای دیگری از جمله انگلستان با نفوذ گسترده خود در مناطق گوناگون ؛ به غارت مستقیم منابع مالی و انسانی و میراث فرهنگی این کشورها اقدام نمودند . گر چه داستان استعمار و چپاول انگلیس از سرزمین گرانبار ما ایران ؛ تا کنون توسط صدها نگارنده و پژوهشگر توانا مورد نقد و بررسی قرار گرفته ولی تا تاریخ برجا هست ؛ مورد بررسی هم قرار خواهد گرفت . این روند که تا جنگ جهانی دوم یعنی سال 1945 ( 1324 شمسی ) ادامه داشت تحت عنوان * استعمار کهن * قسمت عمده ائی از روابط و تحولات بین المللی و جغرافیائی و فرهنگی کشورهای تحت استعمار را را رقم زد .

2 ـ استعمار نو

همانگونه که یادآوری شد ؛ ظاهرا دوران استعمار کهنه به سر آمد و کشورهای زیادی به استقلال دست یافتند . اما در دوران پسا استعماری ؛ بنا به دلایل مختلف همان نفوذ استعمارگران و این بار با شیوه های مدرن و جدیدتر و با روشهای متفاوت از دوران کهن ؛ گستره نفوذ استعماری با کشورهای استقلال یافته ـ مستعمرات سابق ـ و مضافا با کشورهای جدید و مد نظربه گونه ائی شکل گرفته است که آنرا استعمار نو می نامند . اصطلاح استعمار نو در دهه 1950 متداول و مصطلح شد و منظور از آن نوعی استعمار جدید است که با لباس تازه و ماهیتی نوین از طریق سلطه اقتصادی ، فرهنگی و دخالت مستقیم در امور سیاسی کشورها ؛ اهداف استعمار کهن را دنبال میکند . این شیوه سیاستی هست که استعمارگران از اواسط قرن بیستم برای مقابله با موج نهضت های استقلال طلبانه خلقهای تحت ستم در پیش گرفتند . در استعمار نو ؛ استعمارگران بطور مستقیم در کشور تحت سلطه حکومت نمی کنند ؛ بلکه حکومتهای بومی ولی کاملا وابسته را بر سرکار میاورند . در حالیکه ظاهرا به آنها استقلال سیاسی میدهند ؛ ولی در باطن وابستگی سیاسی و اقتصادی آن ها را حفظ و همچنان به استعمارخلق تحت ستم ادامه میدهند . استعمار جدید ـ یا پنهان ـ همان شیوه های معلوم امپریالیستی تفرقه افکنانه بین دولت های جدید و تحریک انگیزه های قومی و قبیله ائی و ایجاد مشاجرات و منازعات مذهبی در میان مردمان کشور تحت استعمارهست. اعمال محدویتها و کنترل اقتصادی و فرهنگی و سیاسی ممالک تحت استعمار ؛ جذب نیروهای متخصص و خبره در کشورهای کم رشد و عقب نگاه داشته شده ؛ از دیگر مظاهر این نوع استعمار و استثمار هست . در مورد چگونگی شکل گیری این شیوه استعماری میتوان به این موضوع اشاره کرد : انسان طماع و فریبکار نظام سرمایه داری ـ امپریالیستی ـ با سوء استفاده از جهل و نادانی و بیسوادی و خرافه پرستی ساکنان سرزمینهای تحت ستم ؛ با قدرت هر چه بیشتر به گستره حوزه ی نفوذ و اقتدار خویش افزود . این نفوذ امپریالیسم در این سرزمینها باعث برهم خوردن تعادل فرهنگی جوامع سنتی ؛ تخریب مبانی اقتصادی و اختلال در تولیدات ملی و محلی گردید . افزایش نفوذ تدریجی ؛ زمینه را برای تغییر شیوه ی استعماری فراهم ساخت و نظام امپریالیستی ؛ استعمار مسقتیم را به * استعمار نوین * تبدیل نمود . از آنجائیکه گستره بحث ما از این دو گونه ساختار استعماری خارج هست ؛ بسط و شرح این موارد را به نگارشهای آینده موکول و می پردازم به بحث مورد نظر یعنی استعمار فرانو و اهداف استعمارگران . در همین زمینه بطور مشروح اشاره خواهم نمود که خواست استعمار فرانو چیست و با چه انگیزه و اهدافی استعمارفرانو ؛ سازمان مجاهدین خلق ایران را به فرقه رجوی تبدیل نمود .

پیگیری سیاست خاورمیانه بزرگ

یکی از طرحهای ژئوپولتیک و زمانگیر استعمارفرانو ـ امپریالیزیم ـ تاسیس خاورمیانه بزرگ است . این طرح ضمن دگرگونی در نقشه جغرافیائی منطقه خاورمیانه شامل حفظ امنیت و موجودیت کشور اسرائیل نیز هست . هر کشوری برای ادامه حیات ؛ نیازهای سرزمینی و استراتژیکی دارد که به دست آوردن آنها موقعیتش را در منطقه جغرافیائی و همچنین در نظام بین الملل تثبیت مینماید . کشور اسرائیل از بدو تاسیس تا کنون ؛ یکروز را بدون جنگ و درگیری و خونریزی سپری نکرده است . همانگونه که اشاره شد ؛ اسرائیل در دوران استعمار کهن و به واسطه دولتهای قدرتمند و با بهره برداری از امکانات وسیع نظامی امپریالیزیم و حمایتهای سیاسی آنان ؛ زمینهای فلسطین را غصب کرده و به ترویج صهیونیزیم در جهان پرداخت . در دوران استعمار کهن ، همین دولتهای قدرتمند به فراخور امکانات نظامی و سیاستهای توسعه طلبانه خود به سوی اقصی نقاط جهان گام برداشته و با تصاحب منابع ؛ معادن و بهره کشی از مردم ؛ ضمن درهم آمیختن قلمرو خواهی خود با شیوه های استعماری در جهت فراهم آوردن امکانات لازم جهت توسعه فضای حیاتی خود ؛ با پرداخت بهائی ناچیز اقدام می نمودند . ولیکن موضوع اشغال سرزمینهای فلسطین به توسط اسرائیل ؛ خارج از این قلمرو بود و مردمی که سالها روی زمینهای خود کشت و زرع کرده و از آن امرار معاش می نمودند ؛ حاضر به دریافت بهائی ناچیز نبودند . گرچه استعمار به یاری اسرائیل شتافته و اندیشمندان پیشرو حکومتی را جهت به وجود آوردن متغیرهای فرهنگی در اختیار اسرائیل قرار میدادند ؛ ولی تشنج بین آنان تا امروز تمامی نداشته . بر مبنای نظریه امپریالیستی در درجه اول خاک یک کشور بهترین نماینده قدرت سیاسی و پیشرفت فرهنگی آن است و در درجه دوم موقعیت جغرافیائی و تاثیر آن در سیاست مملکت اهمیت بسزائی دارد . با توسل و استناد به همین نظریات بود که هیتلر برای توسعه فضای حیاتی خود آغاز گر جنگ وایرانگر جهانی دوم شد . بنابراین امپریالیزیم آمریکا و پیر استعمار انگلیس ؛ برای حفظ و ممارست اسرائیل ؛ طرح خاورمیانه بزرگ را طراحی و تحقق گام به گام آنرا به مورد اجراء گذاشتند . استعمار فرانو بنا بر فراخور حال امروزین ؛ دیگر از شیوه های گذشته برای تحقق طرحهایش بهره نمیگیرد .

این یک ساده انگاری محض خواهد بود که اگر تصور کنیم نیروهای وحشی و جانوران خونخوار مدعی خلافت اسلامی موسوم به داعش ؛ بطور خود جوش و یک شبه به منصه ظهور رسیدند . این جانوران سالها تحت تعلمیات نظامی قرار داشتند . سلاح های سنگین و نیمه سنگین در اختیار دارند . دهها سایت اینترنتی و سرود های تاثیر بر انگیز دارند . بطور منظم ارگانیزه شده و فرماندهی میشوند . تجهیزات نظامی و پزشکی و امور تدارکاتی و ستاد پشتیبانی این جانوران کاملا مدرن و هماهنگ شده هست . طبعا این نیروها که ناگهان سر برآوردند ؛ همگی دوره های ایدئولوژیکی گذرانده و آموزشهای عقیدتی دیده اند که حاضر هستند بدون اینکه پلک حتی بزنند ؛ سر یک انسان بیگناه را از تن جداکنند . آیا این نیروها در کجا و چگونه ارگانیزه شدند ؟ آیا اینهمه امکانات و تجهیزات نظامی و لجستیکی چگونه و از کدام کانال در اختیار این جانوران گذاشته شد ؟ آیا رهبر خود خوانده این گروه چگونه و توسط چه کسانی به این مقام برگزیده شد ؟ پاسخ همه این سئوالات خیلی مهم در یک جمله قابل پاسخ هست ؛ این همان شیوه استعمار فرانو و امپریالیزیم هست که بدنبال گلوبالیزیم و دهکده شدن جهان میگردد . همان قدرتهای بزرگی که سالها بطور مستقیم به استعمار کشورها پرداخته و از خلقهای محروم آن سرزمینها بعنوان برده های کم دستمزد استثمار کرده بودند .

ادامه دارد .

(پایان)

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسموقت دفاع از جنایات عربستان هم رسید! (رجوی آبرو را خورد و حیا را …)

خسرو گلسرخیدغلکارانی که سلام خالی را به گلسرخی میدهند و هدایای مادی را به سناتورهای آمریکائی!

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقمسعود رجوی جیش‌العدل را برادر خود خواند

***

همچنین:

ژنرالهای جنگ طلب ـ حامیان فرقه رجوی ؛ چرا ؟

جمشید تفرشی، سوم دسامبر ۲۰۱۴:… آنان اهداف بزرگتری دارند و آن همانا تضیعف سرزمین ما و عدم پیشرفت تکنولوژی و عدم پیشرفت و برقراری دموکراسی در سرزمین ما هست . برای دستیابی به این اهداف هم مساعدترین نیروی تبهکار وطن فروش و خائن به میهن ؛ فرقه رجوی هست که به جاسوسی و بیگانه پرستی شهره گشته اند. پیرو

درگیری‌های اردوغان و “جماعت گولن”، ترکیه را به کجا می‌برد؟

دیچه وله فارسیطاهر شیرمحمدی، دویچه وله، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۳: …  به نظر جمشید تفریشی جامعه‌شناس و فارغ التحصیل از دانشگاه “بوغاز ایچی” در ترکیه که درباره جماعت گولن هم تحقیق کرده، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه و فتح‌الله گولن رهبر مذهبی و تبعیدی ترک ساکن پنسیلوانیای آمریکا دو تن از بان

مدد جوئی فرقه از کالبدهای متحرک ـ بخش پایانی

جمشید تفرشی، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۳: … در رابطه با مسائل اعتصاب غذا و اعلام خاتمه مفتضحانه آن توسط مریم عضدانلو ؛ دوستان جداشده و صاحبنظر در روزهای اخیر موضوع را از زاویه های مخلتف مورد بررسی قرار داده و مطالب با ارزشی را انتشار دادند . بخصوص که جریان دادگاه اسپانیا و موارد پشت پرده آنرا افشا�

مدد جوئی فرقه از کالبدهای متحرک ـ بخش دو

جمشید تفرشی ، هفدهم دسامبر ۲۰۱۳: … انجمن جهانی پزشکان در چهل و سومین کنگره بین المللی که  درنوامبر۱۹۹۱ درشهر سنت جولیانس مالتا (۱) برگزار گردید ؛ و متعاقب آن در چهل وچهارمین کنگره در ماربلا در اسپانیا ( ۲ ) تشکیل یافته و در اعلامیه فوق و ماده ۵ چنین امده است : اگر  اعتصاب غذا کننده بر اثر تحمیل و یا ت

خود پرستی و بی لیاقتی تا کجا ؟

جمشید تفرشی، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۳: … نهایتا کمپ اشرف تخیله شد . پافشاری فرقه در حفاظت از کمپ اشرف و فدای جان انسانهای بی دفاع در چند حمله به آن محل ؛ از چند منظر قابل بررسی هست . مسعود رجوی همانگونه که در اطلاعیه قبلی هم اشاره کردم ؛ آرزو میکرد که در فردای پیروزی خیالی بر حکومت اسلامی ؛ قرارگاه ا