تا زمانیکه سران فرقه رجوی کنترل کمپ لیبرتی بعهده دارند ملاقات خانواده ها امکان پذیر نیست !

تا زمانیکه سران فرقه رجوی کنترل کمپ لیبرتی بعهده دارند ملاقات خانواده ها امکان پذیر نیست !

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، بیست و پنجم آوریل 2015:…  چند روز گذشته شاهد حضور چند خانواده در کنار کمپ لیبرتی برای ملاقات با عزیزان خود بودیم ولی مثل چند سال گذشته خانواده ها بدون اینکه موفق به دیدار عزیزانشان شوند انجا را ترک کردند ! واقعیت اینکه تجربه سالیان گذشته سران فرقه جنایتکار رجوی را مجبور کرده از پذیرش ملاقات خانواده ها خود داری …

دروغگویی های خفت بار و حقیر رجوی در باره خانواده ها – شماره ۱

لینک به منبع

تا زمانیکه سران فرقه رجوی کنترل کمپ لیبرتی بعهده دارند ملاقات خانواده ها امکان پذیر نیست !

چند روز گذشته شاهد حضور چند خانواده در کنار کمپ لیبرتی برای ملاقات با عزیزان خود بودیم ولی مثل چند سال گذشته خانواده ها بدون اینکه موفق به دیدار عزیزانشان شوند انجا را ترک کردند !

واقعیت اینکه تجربه سالیان گذشته سران فرقه جنایتکار رجوی را مجبور کرده از پذیرش ملاقات خانواده ها خود داری کنند .

داستان برخورد رذیلانه رجوی و سران فرقه با خانواده ها ساعتها جای صحبت دارد ولی برای خسته نکردن خواننده گان این مطلب مجبورم بصورت کوتاه بنویسم .

دقیق به خاطر دارم بعد از سرنگونی صدام ملعون در اوایل پائیز 82 اولین اکیپ خانواده ها با 10 اتوبوس به درب اردوگاه بد نام اشرف برای ملاقات عزیزانشان مراجعه کردند . در ان زمان امریکاییها در اردوگاه بد نام اشرف حضور داشتند با امدن خانواده ها سران فرقه جنایتکار رجوی برای اینکه مانع ملاقات خانواده ها با اسیران چنگال رجوی شوند به امریکاییها اطلاع دادند که گویا وزارت اطلاعات ایران با اعزام نیروهایش به درب اردوگاه اشرف می خواهد حمله کنند !

دقیق یادم هست که سران جنایتکار فرقه رجوی ( عباس داوری معروف به جاسوس الدوله ؛ احمد واقف معروف به احمد واق ؛ واق ــ مژگان پارسائی ؛ فهیمه اروانی ؛ زهره اخیانی ؛ و … در جلو درب اردوگاه اشرف جمع شده بودند که حسین مدنی بعنوان رابط فرقه رجوی و ارتش امریکا بود با یکدستگاه لندکروز سفید در نزدیکی سران فرقه متوقف شد و از داخل لندکروز یکی از فرمانده هان امریکائی و حسین مدنی پیاده شدند و شروع کردند به صحبت با سران فرقه که در نزدیکی درب اردوگاه بد نام اشرف ایستاده بودند. چند دقیقه نگذشته بود که چند نفربر زرهی امریکائی و چند کامیون که دهها سرباز امریکائی پشت کامیونها نشسته بودند و چند هامر از درب اردوگاه اشرف خارج شده و اتوبوسهای خانواده ها را محاصره کردند و مانع پیاده شدن خانواده ها از اتوبوسها شدند.

البته قبل از رسیدن ومحاصره اتوبوسها توسط سربازان امریکائی چند نفری از اتوبوسها پیاده شده بودند که بلافاصله توسط سربازان امریکائی به زمین خوابانده و دست بند زده شد و در همان زمان سران فرقه با دیدن دستبند زدن خانواده ها خر کیف شروع به خندیدن کردند و اعلام رضایت از رفتار وحشیانه سربازان امریکاییها در حق خانواده های اعضاء نگون بخت که برای ملاقات امده بودند .

من شخصآ در ان زمان با دیدن این صحنه های دلخراش در درون ام هر چه بیشتر به ماهیت ضد انسانی رجوی پی می بردم و البته از وضعیتی که سران فرقه رجوی زنباره برای خانواده ها درست کرده بودند دردرون خشم و نفرت می کردم .

نقریبآ نیم ساعتی از دستبند زدن و محاصره اتوبوسها توسط سربازان امریکائی گذشته بود که چند شیشه های اتوبوس باز کردند و شروع کردند با سربازان امریکائی صحبت کردن گویا انگلیسی بلد بودند در همزمان با صحبت پرده های اتوبوسها را کنار زدند که یکدفعه فضاء عوض شد و فرمانده امریکائی طرف اتوبوسها رفت و دیدند یک عده پدران ؛ مادران پیر داخل اتوبوسها نشسته اند و از حمله و هجوم وزارت اطلاعاتی ها خبری نیست !

فرمانده امریکائی شروع کرد به صحبت با یکی از نفرات داخل اتوبوس که انگلیسی می دانست و گویا متوجه شد کسانی که داخل اتوبوسها هستند خانواده های اعضاء فرقه رجوی هستند که 20 سال از دیدن عزیزان خود در زمان صدام ملعون محروم بودند و برای ملاقات امده اند بعد ان فرمانده امریکاییها نزد سران فرقه امد و شروع به صحبت کرد و بعد ان سران فرقه هر کدام به یک طرف دویدند مثل اینکه سمبه پر زور امده بود و فرمانده امریکاییها گفته بود باید اجازه ملاقات بدهید و سربازان جمع کرد و به مقر خودشان درون اردوگاه اشرف بر گشتند .

بعد ان سران فرقه بعناوین مختلف شروع با مانع تراشی کردند تا هر طور شده وقت ملاقات به مینیمم برسانند و شروع کردند به انتقال خانواده ها به محل بازرسی و …. که تا بعد از ظهر طول کشید و هم اینکه بعدآ از طریق بعضی از دوستانم که خانواده هایشان امده بودند مطلع شدم به انها ساعت 3 بعد ازظهر خبر امدن خانواده شان را اطلاع داده بودند در صورتیکه خانواده ها 8 صبح به درب اردوگاه بد نام اشرف رسیده بودند !

اولین ملاقات در داخل سالن نشست که به سالن اجتماعات معروف بود انجام شد و ساعت 5 بعد از ظهر سران فرقه به انواده ها اطلاع دادند که ساعت ملاقات تمام شده و باید اعضاء به مقر هایشان برگردند و خانواده ها باید اردوگاه اشرف ترک کنند و بدین صورت اولین ملاقات با حیله و مکاری رجوی و سران فرقه با کمترین زمان صورت گرفت .

بعد آن ملاقات اعضایی که با خانواده هایشان ملاقات کرده بودند هم گزارش مخفی از دیدارشان بنویسند و هم درنشست عملیات جاری که برای سرکوب اعضاء برگزار می شد گزارش بخوانند .

اما آنچه اتفاق افتاد و رجویدیگرسران فرقه را به وحشت انداخت به راه افتادن فرارهای تکی و دسته جمعی اعضاء فرقه بعد از اولین ملاقات بود .

با اینکه سران فرقه با تغییر سازماندهی و … می خواستند این مسئله را از اعضاء فرقه پنهان و لاپوشانی کنند اما خبرفرارها سریعتر از انکه سران فرقه فکر می کردند بین اعضاء پخش می شد .

با حضور امریکاییها در اردوگاه اشرف سران فرقه مجبور به قبول دومین ؛ سومین ، کاروان ملاقات شدند و هم اینکه خانواده هایی بودند بصورت انفرادی برای ملاقات می امدند .

بعد از هر ملاقات فرار و یا مسئله دار شدن اعضاء بیشتر می شد و رجوی ناچار شد و پیام داد که اینهایی که برای ملاقات می ایند خانواده های شمت نیستند و شما اعضایی که به ملاقات رفته اید با یونسی ( وزیر اطلاعات ) وقت ایران نشسته اید و باید از این به بعد از ملاقات خوداری کیند و حتا سران فرقه به دستور رجوی زنباره مقر به مقر برای همه نشست می گذاشتند و حرق رجوی رنباره را تکرار می کردند که گویا کسانی که حاضر شده اند با خانواده هایشان ملاقات کنند یعنی حاضر شده اند با یونسی وزیر اطلاعات سر میز بشینند ! این نشان دهنده ترس ؛ وحشت رجوی زنباره و سران فرقه از ملاقات خانواده ها بود و حتا کسانی هم که ملاقات نداشتند به دستور رجوی باید گزارش می نوشتند در صورتیکه یک روزی خانواده هایشان برای ملاقات امدند حاضر به ملاقات و دیدار نشوند و نباید با ( یونسی ) سر میزی بشینند !

اما علرغم همه دجالیت و فشار و سرکوب چه انهایی که با خانواده هایشان ملاقات کرده بودند و یا صحنه های ملاقاتها را می دیدند خواه ؛ نا خواه تحت اثیر قرار می گرفتند و رجوی از این وضعیت وحشت می کرد .

نتیجه اینکه به خاطر همان چند سری ملاقات یکعده از اعضاء فرقه یا فرار کردند یا از فرقه جدا شدند .

اما بعد از تحویل اردوگاه بد نام اشرف به دولت عراق و خروج نیروهای امریکایی از اردوگاه اشرف رجوی زنباره خوی حیوانی خودش را به نمایش گذاشت و نه تنها راه ملاقات خانواده ها را بست بلکه با تیرو کمان و سنگ زدن به مادران و پدران پیری که ماهها و سالها برای یک ملاقات 5 دقیقه ای پشت درب اردوگاه بد نام اشرف نشسته بودند و با فحش و … تا به امروز مانع ملاقات خانواده ها شد.

یک واقعیت را نباید پنهان کرد و یا از روی ان به راحتی گذشت انهم اینکه در هیچ کجای دنیا پناهجو و یا پناهنده نمی توانند در خاک کشوری که میزبان هست قانون و … بنویسد و این پناهجویان و یا پناهنده ها هستند که تابع قانون کشور میزبان می باشند اگر در کمپ زندگی می کنند قانون کمپ دولت و سازمانهای ذی ربط می نویسند و کسانی که در کمپ زندگی می کنند باید ان را رعایت و اجرا کنند و یا اگر پناهنده هستند و بصورت ازاد زندگی می کنند میبایست به قانون کشور میزبان احترام بگذارند و اجرا کنند .

اما یک سوال معما دار هست که هیچ وقت دولت عراق چه در زمان مالکی و چه الان که اقای العبادی ریاست دولت عراق بعهده دارند جواب نداده و به نطر شخصی من نمی خواهند جواب بدهند اینکه :

ــ دولتمردان یک کشورمستقل چطور قبول می کنند یکعده جنایتکار و همدست صدام ملعون که در کشتارمردم عراق و چپاول مال ملت دست داشته اند به راحتی در کمپ حکمرانی کنند؟

ــ چرا دولت عراق اجازه می دهد سران فرقه جنایتکار؛ رجوی در کمپی که در داخل خاک عراق می باشد برای افراد کمپ قانونهای فرقه گرایانه را دیکته کنند ؟

ــ ایا دولتمردان عراقی بطور خاص اقای العبادی نخست وزیر عراق از جنایات سران فرقه در حق مردم عراق اینقدر بی اطلاع است ؟

ــ در کجای قانون اساسی عراق نوشته شده پناهجویانی که در عراق زندگی می کنند حق ملاقات با خانواده های خود را ندارند ؟

ــ ایا دولت و قوه قضائیه عراق انقدر بی خاصیت و بی اثر هستند که با وجود این همه شاکی ایرانی و عراقی از سران جنایتکار فرقه رجوی نمی توانند اقدام قانونی بکنند ؟

البته من شخصا هیچ وقت باور نخواهم کرد که دولتمردان عراقی از جنایات سران فرقه بی اطلاع هستند اما مطمئن هستم سفارشهای امریکا یها و فشار لابی های اسرائیلی و پس مانده های حزب بعث صدام ملعون دلتمردان عراقی را وسوسیه کرده و به سمت سوء استفاده و امتیاز گرفتنهای سیاسی و اقتصادی از دولت ایران با استفاده و نگه داشتن سران فرقه عراق در کمپ لیبرتی سوق داده ولی دولت عراق باید بداند رجوی و مریم قجرهمدست طارق الهاشمی فراری و پس مانده های حزب بعث هستند و یکسال پیش با همکاری فرقه رجوی ؛ طارق الهاشمی ؛ پسمانده های حزب بعث پای داعش به عراق باز شد و هزاران عراقی بی گناه کشته شدند و هنوز هم توسط وحشی های داعشی کشته می شوند .

به دولتمردان و بطور خاص به اقای العبادی می گویم تروریست خوب یا بد وجود ندارد مطمئن باشید اگردست رجوی به سلاح می رسید هزار بار بدتر از داعش به کشتار دست می زد چنانچه در سال 1991 در خوش خدمتی برای صدام اینکار کرد و فراموش نکنید که همین رجوی بود بعد از تصرف موصل به وسیله همدستانش به اعضایش قول داده بود که به زودی بغداد هم سقوط خواهد کرد و از داعش سلاح گرفته و با دولت نوری مالکی خواهد جنگید !

اما به نظر من هیچ راهی برای ملاقات خانواده ها با عزیزانشان نیست الاء اینکه :

ــ دولت عراق سران فرقه را از اعضاء نگون بخت جدا کند و سازمانهای حقوق بشری زیر نظر دولت عراق کنترل کمپ به عهده بگیرند .

ــ دولت عراق سران فرقه را به خاطر جنایتهایشان محاکمه وبه دست عدالت بسپارد تا اعضاء نگون بخت بتوانند ادامه مسیر زندگی خودشان را انتخاب کنند .

در صورتیکه دولت عراق هیچ اقدامی نکند رجوی زنباره و سران فرقه مستقر در کمپ لیبرتی 100 سال هم که بگذرد اجازه ملاقات نخواهند داد حتا خانواده ها تا سر حد مرگ تحصن و یا اعتصاب غذا بکنند .

پاریس : محمد رزاقی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18003

وقاحت گوبلزی رجوی علیه خانواده ها، مسئولین سازمان ملل، من و دخترم

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۵:… فضاحت جاسوسی و شناسایی و عکس برداشتن سران فرقۀ رجوی از خانواده ها در بیرون لیبرتی با بریدن و سانسور عکسهای کارمندان وزارت حقوق بشر عراق و یونامی و کمیساریا در کنار آنان در عین ادعای محاصره و زندانی شدن خودشان و متهم کردن خانواده ها به اینکه از ایران آمده اند تا لیبرتی را …

مونا و زینب حسین نژاددرخواستی حقوق بشری برای ترتیب دادن اولین دیدار بین دو خواهر

لینک به منبع

ماورای وقاحت و دروغگویی گوبلزی رجوی علیه خانواده ها در حضیض درماندگی و رسوایی

اطلاعیه های سراپا دروغ و نیرنگ و تناقضات آشکار فرقۀ رجوی علیه خانواده های ساکنان لیبرتی

و مشخصا علیه اینجانب و دخترم

به قلم قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

یکی گفت: خسن و خسین هر سه دختران مغاویه بودند که در مدینه آنان را گرگ خورد. گفتند: خسن و خسین نبود، حسن و حسین بود. هر سه نبود، هر دو بود. دختر نبودند، پسر بودند. مغاویه نبود معاویه بود. پسران معاویه هم نبودند بلکه پسران علی بودند. در مدینه گرگ آنها را نخورد بلکه حسن را زنش زهر داد، حسین را هم شمر در کربلا کشت. آن کسی هم که گفتند گرگ او را خورد یوسف بود آن هم در مدینه نبود در راه کنعان به مصر بود آن هم نخورد بلکه برادرهاش گفتند گرگ او را خورد که از اصل دروغ بود. پس در این افاضۀ جنابعالی حتی یک کلمه هم راست نبود و کلمه به کلمه اش دروغ بود!.

حالا فرقۀ رجوی نیز در نهایت درماندگی و سردرگمی از افشاگریهای ما اعضای قدیمی و مسئولان سابق سازمان مجاهدین خلق بویژه اینجانب علیه سیاستها و عملکردهای فضاحت بار رجوی با صدور دو اطلاعیه در مورد تلاشهای اخیر چند خانوادۀ ساکنان لیبرتی از جمله دختر کوچکتر اینجانب به قدری افسار پاره کرده که حتی طرز دروغسازیها و زیرکی سالیان قبل خودش در بافتن دروغها و تهمتهای واهی را هم از یادش برده است بطوریکه اینجانب که دهها سال تمام اطلاعیه های این سازمان و شورای دستسازش را ترجمه می کردم و با انواع دروغها و مبالغه ها و یک کلاغ چهل کلاغهای رهبری آن آشنا هستم چنین اطلاعیه های ناشیانه با دروغهای تو در تو و متناقض و جملات و یاوه های ناهمگون و آشفته ندیده و نخوانده بودم بطوریکه من و بسیاری از دوستان جدا شده و از اعضا و مسئولین قدیمی دیگر سازمان که با سبک اطلاعیه های سالیان آن آشنا هستند و نظرشان را در این مورد به من گفتند فکر نمی کنیم این اطلاعیه ها مثل سابق توسط رحمان (عباس داوری) که دیگر ازکار افتاده شده و یا محمود عطایی مسئول اطلاعات و امنیت که به آلبانی منتقل شده و مشغول مسائل مربوط به فروپاشی تشکیلات در آنجا می باشد نوشته شده و یا حد اقل چک شده باشد بلکه نوشته و ساخته و پرداختۀ ویترینهای کم سواد و ناشی در سیاست و اطلاعیه نویسی به اصطلاح “شورای مرکزی” جدید امثال زهره اخیانی و فرشته یگانه و دیگرانی در بخشهای پرسنلی و جی اس (جنگ سیاسی) می باشد.

قبل از پرداختن به دروغها و یاوه ها و تناقضات این اطلاعیه ها خواهشمندم حتما هر دو اطلاعیه را به دقت در لینگهای زیر که در سایت اصلی و رسمی «سازمان مجاهدین» منتشر شده اند بخوانید:

لینگ اطلاعیۀ اول:

http://www.iran-efshagari.com/index.php/2015-01-20-00-13-15/2015-01-20-00-15-21/2015-04-15-09-33-14

لینگ اطلاعیۀ دوم:

http://www.mojahedin.org/news/154525 /

حالا یک به یک دروغها و تناقضها و یاوه های این اطلاعیه ها را برملا می کنیم:

۱- در عنوان و متن اطلاعیه ها آمده که این افراد مزدوران اطلاعات و نیروی قدس رژیم هستند با عنوان خانوادۀ مجاهدین!! یعنی افراد خانواده های مجاهدین نیستند!! و در اطلاعیۀ اولی نوشته که آنها «به شناسایی اطراف کمپ پرداختند». و در هر دو اطلاعیه تأکید شده که دولت آمریکا و سازمان ملل تعهد مکتوب به ما داده اند که از ورود هر گونه نیروی «خارجی»!! به کمپ جلوگیری کنند یا در جمله ای دیگر «هیچ کسی» را نگذارند به کمپ لیبرتی دست یابند!! خوب حالا اگر این افراد مزدوران اطلاعات و نیروی قدس رژیم و «نیروی خارجی» هستند و هیچ ربطی به افراد و ساکنان لیبرتی ندارند (طبق اطلاعیۀ اول) حضرات اطلاعیه نویسان ناشی فرقه! دیگر پس چرا در بیش از نیمی از اطلاعیۀ دوم، زینب دختر بزرگتر اینجانب ساکن لیبرتی را و مطالبی را که به اسم او قبلا منتشر کرده اید آن هم با نام فامیل من یعنی «حسین نژاد» (با عقب نشینی و غلط کردم ناگهانی از تغییر فامیل او طی نامه نگاریهای قبلی از جمله همین نامه که به آن استناد می کنید به نام فامیل مادر شهیدش) و با اعتراف به اینکه من پدر او هستم مطرح و درج نموده اید و در حالیکه در اطلاعیۀ اول هیچ اشاره ای به نسبت این خانواده ها با افراد ساکن لیبرتی نکرده اید پس چگونه در اطلاعیۀ دوم با دروغگویی و شیادی بی سابقه همۀ خانواده ها را با فامیل من یعنی «حسین نژاد» نوشته یعنی در حقیقت گفته اید که همه شان افراد خانوادۀ یکی از افراد ساکن لیبرتی می باشند!!.

۲- اگر این افراد مزدوران وزارت اطلاعات رژیم و نیروی قدس هستند دیگر قید این شکوه و شکایت که آی «این مأموران سفرشان به عراق و اقامتشان توسط سفارت رژیم در بغداد سازمان داده شده است» چه معنی دارد؟ آیا این خود اعترافی نیست به اینکه آنها خانواده های افراد ساکن لیبرتی می باشند که نیاز به «سفر» و «اقامت» دارند؟!

۳- در اطلاعیۀ اولی آمده که «بر اساس گزارشهایی که از داخل کشور به مقاومت رسیده»!! «مزدوران قرار است در روزهای بعد نیز به لیبرتی برده شوند»!! خوب پس چرا این گزارشها قبل از آمدن این خانواده ها به دست شما نرسید که فریاد برآورید و افشاگری کنید که «آی یک عده مزدور دارند می آیند به لیبرتی که ما را شناسایی بکنند به کشتن بدهند»!!. اطلاعیه دادن بعد از آمدن افراد به دم در لیبرتی و اینکه باز هم می آیند دیگر نیاز به «گزارشها از داخل کشور» به منظور ادعای پایگاه مردمی داشتن ندارد!!. جالب این است که در اطلاعیۀ دوم به جای «داخل کشور» این بار نوشته «گزارشها از داخل رژیم»!! خوب چشممان روشن!! از داخل رژیم جنایتکار آخوندی به شما گزارش می کنند که حضرات «منافقین» ما یک عده از مزدورانمان را فرستادیم که لیبرتی را شناسایی کنند و زمینۀ کشتار شما را فراهم بیاورند، پس به هوش باشید!!! اولا اگر شما اینقدر افراد نفوذی در اطلاعات و داخل سری ترین نهادهای رژیم دارید پس در همۀ نهادهای رژیم هستید خوب پس چرا در لیبرتی نشسته فاضلاب پر و خالی می کنید؟! بفرمایید به عنوان یکی از جناحهای رژیم کودتا کنید! وثانیا پس معلوم شد چرا اینقدر به مزدوران اطلاعات علاقه دارید که خانواده های افرادتان و حتی خانواده های شهدایتان (تمام خانواده هایی که در این هفته به لیبرتی رفتند از جمله دختر من از خانواده های شهدای مجاهدین هستند) به ادعای مزخرف و مضحک شما اطلاعاتی رژیم شده اند خوب اگر خانواده های «مجاهدین و گوهران بی بدیل و اشرفیان لیبرتی»! مزدور رژیم شده اند پس بقیه یعنی ۷۵ میلیون ایرانی دیگر (خلق قهرمان ایران!) همه مزدور اطلاعات رژیم و عضو نیروی قدس هستند! و شما مجاهدین خلق یعنی مجاهدین اطلاعات رژیم هستید!!. ثالثا شما که می گویید سفیر رژیم و سایتهای وزارت اطلاعات ماهها قبل اعلام کرده بودند که تلاشها برای دیدار خانواده ها با افراد ساکن لیبرتی جریان دارد دیگر چرا مدعی دریافت گزارشهایی ویژۀ شما از داخل کشور و رژیم هستید؟!

۴- اطلاعیه نویس ناشی فرقۀ رجوی اعتراض دارد که پس چرا دولت عراق به خانواده های خارج اجازۀ سفر به عراق و لیبرتی نمی دهد؟! بدون اینکه یک نمونه یا به اصطلاح خودشان فاکت بگوید. گذشته از این وقتی بسیاری از خانواده ها حتی در زمان مالکی که فرقۀ رجوی با او بیشتر از نخست وزیر کنونی دشمنی می ورزید از خارج به دم در اشرف رفتند ولی به جای محبت و دستان و لبان فرزندانشان به دستور رهبری فرقه با دشنام و ناسزا و سنگ با شعار و پلاکارهای «ننگ ما ننگ ما فامیل الدنگ ما»!! (یعنی آی مردم ایران خانواده های ما الدنگ و اطلاعاتی شده اند!! از بقیه تان چه خبر؟!) مواجه شدند دیگر کدام خانواده از خارج دل و دماغ سفر به عراق و برای دیدن اشرفیان لیبرتی! را دارد؟. معلوم است این بار نیز مثل زمان اشرف خانواده های داخل ایران پیشگام شده اند که علیرغم ممانعت رهبری فرقه از دیدار با فرزندانشان در اشرف بعد از سالها این بار در لیبرتی به دنبالشان آمده اند. گذشته از این اگر رهبران «سازمان مجاهدین خلق ایران» واقعا خواستار دیدار افراد با خانواده هایشان و در درجۀ اول خانواده های خارجه نشین! و نه از خلق قهرمان داخل ایران که همه اطلاعاتی شده اند!! هستند چرا برای یک بار هم که شده ولو از زبان لابیها و امت هواداران «همیشه در صحنه» ولایت عقیدتی رجوی خواستار فشار بر دولت عراق برای راه دادن خانواده های خارجه نشین جهت دیدار با فرزندان و بستگانشان نشدند؟ یا کی و کجا خانم مریم رجوی و لابیهای آمریکایی و اروپایی اش خواستار برچیده شدن کنترلها و ممانعتهای نیروهای عراقی (اگر واقعیت دارد) شده اند تا خانواده ها از ایران و خارجه به دیدار عزیزانشان و فرزندانشان آنگونه که اطلاعیه نویس فرقه مدعی آن است بشتابند؟ اگر به نوشتۀ اطلاعیه نویس به اصطلاح دبیرخانۀ شورا در اتاق پاریس در لیبرتی (چون اگر واقعا امضای این اطلاعیه ها درست است چگونه دبیرخانۀ شورا از پاریس اینهمه عکس قاچاقی از خانواده های جلوی لیبرتی در بغداد برداشته است؟!!). همچنین اگر به قول اطلاعیۀ اولی «هزاران عضو خانوادۀ ساکنان لیبرتی در اروپا و آمریکا زندگی می کنند» چرا رهبری فرقه اگر طبق دعاوی مریم رجوی واقعا خواستار انتقال ساکنان لیبرتی به کشورهای ثالث می باشد وکلایش و لابیهایش را در جهت انتقال فرزندان این خانواده ها به نزد آنها بسیج نمی کند؟!..

و اگر واقعا خواستار دیدار خانواده ها با فرزندانشان هستند وقتی هر خانواده ای را که دم در لیبرتی می آید مزدور وزارت اطلاعاتش می نامند و برای رسیدن به دم در لیبرتی نه رژیم و نه دولت عراق هیچگونه دستی نباید داشته باشند و الا «چگونه نیروهای عراقی گذاشته اند تا دم در بیایند؟»! پس بفرمایند بگویند راهش چیست یعنی پس خانواده ها از چه راهی و چگونه برای دیدار فرزندانشان بیایند اگر به گفتۀ اطلاعیه نویس ناشی فرقه «سازمان مجاهدین با یونامی قرارداد بسته که کسی را به لیبرتی راه ندهند»؟!! این تناقض گویی را چگونه می شود فهمید به جز با فرمول دم خروس و قسم حضرت عباس؟!.

حضرات ولایتمداران رهبری عقیدتی رجوی! دختر من مونا با همسرش که هر دو شغل آزاد دارند و برخلاف خانواده های خیلی از سران و اعضا و وابستگان خود فرقه که دولتی و رژیمی و حتی بعضا پاسدار و ارتشی هستند یک ریال هم از دولت و رژیم حقوق نمی گیرند و اساسا فکر و فرهنگ و اعتقاداتشان با رژیم آخوندی حاکم متفاوت است در همان حالیکه مثل همۀ مردم ایران از شما و دم و دستگاهتان و رهبری تان بیزار و متنفر هستند (از همان عکسهایی که از آن دو در جلوی در لیبرتی گرفته اید شرم کنید تا ببینید چهره های زنان و مردان شما به اندیشۀ آخوندی نزدیک است یا آنها؟! و هیچ فردی از شما در داخل لیبرتی و هیچ ایرانی داخل و خارج کشور حتی هوادارانتان حرف شما را که اینها رژیمی هستند باور نخواهد کرد. مطمئن باشید). آنها خودشان با هزینۀ خودشان به عراق آمده بودند ولی بفرمایید در بغداد نا امن و تماما پر از نیروی امنیتی و پستهای کنترل که خودتان به آن اعتراف کرده اید بدون اجازۀ دولت عراق و بدون همراهی افراد وزارت حقوق بشر عراق و یونامی چگونه به دم در لیبرتی می آمدند که شما به خانواده ها نگویید مأموران وزارت اطلاعات و نیروی قدس رژیم هستند؟ مگر دخترم که بدون هیچگونه سرو صدا و بدون هیچگونه تبلیغ و پلاکاردی و فقط برای دیدن خواهرش که در عمرش او را ندیده است به دم در لیبرتی آمده بود چه کاری علیه شما می کرد که می گویید او و دیگر خانواده ها که آنها نیز هیچ حرکت و نمود تبلیغی و اعتراضی نداشتند مأموران وزارت اطلاعات و عضو نیروی قدس رژیم هستند؟!

۵- دخترم مونا (أذر) حسین نژاد از ایران به دعوت خود «سازمان مجاهدین» در نامه ای از زبان خواهرش که در لیبرتی است برای دیدن خواهرش زینب رفته بود (دو خواهری که هر گز همدیگر را ندیده اند) زیرا در آن نامه که در سایتهای خود سازمان منتشر شد و در همین اطلاعیۀ دوم شورا عینا به نقل از آن نامه آمده است به خواهرش نوشته بود که در سفر اول او به عراق سه سال پیش در جلوی در لیبرتی برای دیدن خواهرش از داخل کمپ به بیرون آمده ولی دیده بود که او رفته است حالا چگونه همان خواهرش امروز به تهمت واهی سازمان مزدور اطلاعات و نیروی قدس شده است؟ گذشته از این از کی و چرا خط سازمان در اشرف مبنی بر انجام دیدار خانوادگی در صورتیکه خانواده به داخل کمپ بیاید تغییر کرده؟ مگر رجوی خودش در اشرف بارها در نشستهایش با ما نمی گفت: «هرخانواده ای بیاید، می تواند بیاید داخل و ما از آنها پذیرایی میکنیم، مهمان که دم در نمی ماند!»؟. علت این تغییر خط که به خوبی از اطلاعیه های اخیرشان آشکار است و معلوم می شود که خط نهایی در لیبرتی عدم دیدار مطلق با خانواده و قطع ارتباط مطلق افراد با دنیای خارج می باشد تنها و تنها وحشت از فروپاشی تشکیلات فرقه ای و جدا شدن افراد با پی بردنشان به واقعیتهای بیرون و افشاگریهای آنان می باشد و بس.

۶- رهبری «سازمان مجاهدین خلق ایران»!! در اطلاعیۀ دوم بسیار مضحک خود با امضای دبیرخانۀ تنها آلترناتیو دموکراتیک کل ایران در حال و آینده!! مستقر در اتاق «پاریس»! واقع در لیبرتی بغداد!! تمام ۴ خانوادۀ دیگر را که برای دیدن فرزندانشان به لیبرتی رفته بودند بدون نام بردن از آنان به عنوان بستگان اینجانب معرفی کرده!! و از میان آنان تنها نام شخصی را با فامیل ما (حسین نژاد) ذکر کرده که نه تنها به عراق نرفته بلکه چنین شخصی با فامیل ما اساسا وجود ندارد!! در حالیکه هیچ کسی از خانواده و بستگان ما به جز دخترم به همراه همسرش که هیچ نسبتی فامیلی با ما ندارد به لیبرتی نرفته است. از این گذشته اگر من به ادعای رژیم پسند حضرات، «مزدور وزارت اطلاعات» باشم آیا به همین تنها دلیل، تمام اهل خانواده ام و بستگانم که خانواده و بستگان دخترم زینب که از ساکنان لیبرتی است نیز می باشند «مزدوران وزارت اطلاعات» هستند؟! پس چرا چنانکه به ما در داخل اشرف و لیبرتی می گفتند «خانواده یعنی وزارت اطلاعات» رسما و علنا طی اطلاعیه ای نمی گویند که: آی خلق قهرمان ایران! تمام خانواده های ما مجاهدین همه شان مزدوران اطلاعات ایران هستند مواظب خودتان باشید و از آنان دوری کنید!!

۷- بفرمایید دبیر خانۀ شورا! از پاریس! چگونه و به چه هدفی و با چه حقی از دختر و دامادم جلوی در لیبرتی در بغداد! عکس برداشته است؟ و با چه مدرکی خواهری را که برای دیدن خواهرش که هر گز در عمر خود او را ندیده است رفته مأمور وزارت اطلاعات می نامد؟ آیا انبوه خانواده هایی که طی سالهای گذشته با اجازۀ خود سازمان مجاهدین از ایران به داخل اشرف آمده و با عزیزانشان دیدار می کردند عضو وزارت اطلاعات بودند؟

۸- فضاحت جاسوسی و شناسایی و عکس برداشتن سران فرقۀ رجوی از خانواده ها در بیرون لیبرتی با بریدن و سانسور عکسهای کارمندان وزارت حقوق بشر عراق و یونامی و کمیساریا در کنار آنان وقتی بسیار مضحک و نشان دیگری از درماندگی و عصبانیت سران فرقه می نماید که ادعای محاصره و زندانی شدن خودشان را و متهم کردن خانواده ها را به اینکه از ایران آمده اند تا لیبرتی را در عراق! که تحت حفاظت و کنترل نیروهای عراقی و دوربینهایشان به گفتۀ خود سازمان مجاهدین می باشد شناسایی کنند!! مورد توجه قرار بدهیم.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15583

باردیگر بازی فرقۀ رجوی با عواطف خانوادگی در تلاش برای جلوگیری از فروپاشی

زینب حسین نژادقربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آینده، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۵:… این عکس آخرین عکس از دخترم زینب در زندان لیبرتی در بغداد می باشد که بالای دومین نامۀ دیکته شده به او علیه من و خواهرش مونا (آذر) که در تهران است خطاب به کمیساریای عالی ملل متحد در مقابل نامۀ اخیر دختر کوچکترم مونا به کمیساریا مبنی بر درخواست ترتیب دادن تماس یا دیداری بین او و خواهرش زینب، در یکی از سایتهای …

مریم سنجابی: آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها (قسمت هفتم)

لینک به منبع

باردیگر بازی فرقۀ رجوی با عواطف خانوادگی در تلاش برای جلوگیری از فروپاشی

بازهم شکنجۀ روانی پدر با سوء استفاده از فرزند توسط فرقۀ رجوی

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین – پدر زینب حسین نژاد

۱۶ ژانویه ۲۰۱۵ – پاریس

زینب حسین نژاداین عکس آخرین عکس از دخترم زینب در زندان لیبرتی در بغداد می باشد که بالای دومین نامۀ دیکته شده به او علیه من و خواهرش مونا (آذر) که در تهران است خطاب به کمیساریای عالی ملل متحد در مقابل نامۀ اخیر دختر کوچکترم مونا به کمیساریا مبنی بر درخواست ترتیب دادن تماس یا دیداری بین او و خواهرش زینب، در یکی از سایتهای وابسته به فرقۀ رجوی دو روز پیش منتشر شده است. این بار دست خطش را هم همراه متن تایپی این نامه منتشر کرده اند تا من نگویم که نامه را به اسم دخترم نوشته اند در حالیکه همۀ آنهایی که زمانی در داخل تشکیلات رجوی بوده اند می دانند که هر چه ما از این نوع موضعگیریها علیه خودمان یا علیه دیگران با خط خودمان می نوشتیم و امضایش می کردیم با دیکتۀ خود رجوی و یا رحمان (عباس داوری) یا دیگر مسئولین بالای فرقه و یا با خط دادن و تعیین محورها و موضوعات و جهتگیریها توسط آنها بود.

قبل از خواندن دنبالۀ نوشته ام خوب است متن این نامۀ دیکته شده را در لینگ زیر بخوانید:

http://www.iran-efshagari.com/index.php/2014-05-16-00-54-30/2014-05-16-00-53-39/item/5895

در هر حال خوشحالم اولا که چهار سال بعد از آخرین دیدارم با دخترم زینب در عید نوروز سال ۹۰ حد اقل تازه ترین عکس از او را دیدم و ثانیا خوشحالترم از اینکه دخترم زینب کنار فقط عکس آرم سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران عکس گرفته است سازمانی که من و او و مادرش همه چیز زندگی مان را تا آنجا که به اختیار و انتخاب خودمان بر می گشت در راه آرمانهای والایش و در رأس آنها آزادی و برابری و صلح گذاشتیم و اینهمه سالیان از میهنمان دور ماندیم ولی رهبری غاصب سکتاریست و مطلق گرا و خودپرستش آن را به بیراهه برد و پایگاه گستردۀ مردمی اش و اعتبارش را تباه ساخت و نسل و امکانات این سازمان را به کام دشمنانش ریخت.

این در حالیست که وقتی ما داخل تشکیلات بودیم هرگز رهبری و مسئولان سازمان هیچ آرم و پرچمی را بدون عکس مسعود و مریم نمی پذیرفتند و آنرا آپورتونیسم و و انحراف و انشعاب طلبانه می دانستند و اگر کسی چنین می کرد فورا به او انگ بریده و آپورتونیست زده و بلاهایی سرش می آوردند که بر سر دگر اندیشانی دیگر در داخل تشکیلات آوردند.

به هر صورت این صحنه برایم قدری عجیب است که موجب می شود احتمال بدهم اکنون در نتیجۀ فضای جدید درونی و بیرونی،آش کیش شخصیت رجوی آن قدر شور شده که سرآشپزهایش هم فهمیده و قدری کوتاه آمده و به عکس گرفتن با آرم سازمان بدون عکس “رهبری عقیدتی” (ولایت فقیه) تن داده اند. ولی با اینهمه باز بعید نمی دانم که این کار خواست خود دخترم زینب باشد که خواستی بس درست و واقع بینانه است و چه بسا می خواسته برساند که اصالت را به اصول و آرمانهای اصلی و اولیۀ سازمان مجاهدین خلق و بنیانگذاران آن می دهد.

اما در مورد محتوای این نامه از مطالب و دروغها و تهمتها و ناسزاهای تکرار شده در نامۀ دو سال پیش به اسم او علیه من که پاسخش را همان موقع داده و منتشر کردم در می گذرم و فقط در مورد مطلب جدید مندرج در آن مبنی بر اینکه دخترم زینب بعد از اینکه خواهرش مونا دو سال پیش در بغداد به دم در لیبرتی رفته تا با خواهرش زینب که در عمرش او را ندیده است دیدار کند به بیرون کمپ آمده تا خواهرش را ببیند ولی دیده که او را از آنجا برده اند باید بگویم که دخترم مونا آن موقع به مدت دو هفته در بغداد بود ولی تمام تلاشهای کمیساریای عالی پناهندگان و وزارت حقوق بشر عراق برای راضی کردن رهبری سازمان جهت دیدار این دو خواهر که هر گز همدیگر را ندیده اند با شکست مواجه شد و به من و خواهرش مونا گفتند که او حاضر به دیدار با خواهرش نیست و می گوید: من با هیچ یک از افراد خانواده ام دیدار نمی کنم. تا اینکه موقع بازگشت مونا به تهران در حالیکه فقط دو ساعت به پرواز هواپیما مانده بود بر سر راهش به فرودگاه بغداد به دم در لیبرتی که نزدیک فرودگاه می باشد می رود و به مدت یک و نیم ساعت در آنجا می ماند و در این مدت مسئولان سازمان دم در می آیند و می گویند: این خانم را اطلاعات رژیم به اینجا آورده و پدرش علیه سازمان مطلب می نویسد و مزدور اطلاعات است که مونا می گوید اگر پدرم هم اینگونه باشد ربطی به من ندارد و فقط من می خواهم خواهرم را ببینم تا اینکه بعد از یک ونیم ساعت که خبری از آمدن خواهرش نمی شود ناچار به فرودگاه می رود و فقط چند دقیقه به پرواز مانده با التماس و درخواست موفق می شود که خودش را به هواپیما برساند.

اگر رهبری سازمان مجاهدین می خواست که او با خواهرش دیدار کند دیگر چرا منتظر می شد تا او بعد از دو هفته اقامت در بغداد به دم در لیبرتی بیاید تا با دیدار خواهرش با او موافقت بکنند؟ و گذشته از آن اگر رهبری سازمان مجاهدین می خواست که زینب با خواهرش دیدار کند و زینب آن روز به علت رفتن خواهرش به فرودگاه موفق به دیدار او نشده چرا همان موقع به زینب نگفته اند که با خواهرش تماس تلفنی بگیرد؟ در حالیکه زینب شماره تلفن مونا را از قدیم وقتی در اشرف بود داشت و با او چند بار تماس گرفته بود و چرا در این مدت دو سال هیچ تماس تلفنی با خواهرش مونا نگرفته است؟

لذا اگر بر فرض اینکه این نوشتۀ دیکته شده به دخترم زینب که او به دم در کمپ آمده و دیده که خواهرش را برده اند درست باشد قطعا با توجه به دلائل فوق، رهبری سازمان مجاهدین موافق این دیدار نبوده است و از این رو آن قدر معطل کرده اند تا اینکه وقتی مطمئن شده اند که دخترم مونا از دم در لیبرتی رفته است به دخترم زینب گفته اند که برو و خواهرت را که به دم در کمپ آمده ببین! تا بدینگونه به کمیساریا و دولت عراق و خود زینب وانمود کنند که آنها موافق دیدار این دو خواهر با همدیگر بوده اند و تا اینکه اکنون با درست کردن این نامه می گویند که توطئۀ اینجانب بوده که این دو دخترم با یکدیگر دیدار نکنند!! که قطعا به این حرف رهبری فرقۀ رجوی علاوه بر کودکان ابتدایی مرغهای پخته هم می خندند!!.

در این نامه به صورت کاملا غیر منطقی و نا معقول همچون گذشته دیدار خانواده ها با فرزندانشان را شکنجۀ خانواده ها توصیف می کند!! که دقیقا مصداق مثل «دزد می گوید آی دزد» می باشد یعنی کسی که با جلوگیری از دیدار فرزندان با خانواده هایشان هم آنان و هم خانوادۀ آنها را شکنجه می کند ادعا می کند که قصد خانواده ها شکنجه کردن فرزندانشان می باشد!! و با کمال تعجب می بینیم که در همین نامه رهبری سازمان مجاهدین حد اقل نخواسته ادعایش مبنی بر اجازه دیدار دادن برای یک دختر جهت دیدار با خواهرش را ثابت کند و مثلا از همین مخاطب نامه یعنی کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد بخواهد که ترتیب دیدار این دو خواهر را که پیوسته و در تمام عمرشان آرزوی دیدار همدیگر را داشته و دارند بدهد بلکه به جای این کار از سازمان ملل متحد خواستار جلوگیری در آینده از هر گونه دیدار خانواده ها با فرزندانشان هم شده است!! واقعا این فرقه که حد اقل اعتماد به حتی افراد و اعضای داخل تشکیلات خودش را هم از دست داده است برای جلوگیری از فروپاشیش چه مرزهایی را از نا معقولی و بی منطقی در می نوردد؟!…

***

همچنین:

نامه حسین نژاد به رئیس دانشگاه الازهر (+متن اصلی، عربی)

حسین نژاد الازهرقربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، پانزدهم ژانویه ۲۰۱۵:… اینجانب مترجم کتاب شیخ جلال گنجه ای با عنوان “مرز بین اسلام و بنیادگرایی تروریسم” از فارسی به عربی هستم و او را خوب می شناسم. من سالیان دراز مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق ایران و ویترین سیاسیش شورای ملی مقاوم

نگاهی به شرکت! تبلیغاتی فرقۀ رجوی در این تظاهرات میلیونی مردم فرانسه در محکومیت خشونت فرقه ای

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آینده، پاریس، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  طبق اطلاعیۀ سازمان مجاهدین جریان فرقه ای تروریست و خشونت طلبی که رهبرش اخیرا فرمان قتل مخالفان و جدا شدگانش حتی در همین فرانسه را هم صادر کرده هیأتی از این فرقه در تظاهرات پاریس شرکت کرده بود ولی این عناصر مریم رجوی هیچگونه پلاکاردی شامل شعا�

تظاهرات تاریخی پاریس علیه بنیدادگرایی مذهبی و تروریسم وحشی ناشی از آن

قربانعلی حسین نژاد، صفحه فیسبوک، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:… امروز ما دوستان جدا شده از فرقۀ رجوی در تظاهرات و راهپیمایی بزرگ و تاریخی پاریس علیه ارتجاع و بنیادگرایی مذهبی و تروریسم وحشی و جنایتکار ناشی از آن شرکت کردیم. امروز هرگونه خط مشی خشونت طلبانه و تروریستی و آنارشیست�

اشک تمساح برای کشته های اعمال تروریستی پاریس به دست “عشایر انقلابی”!!

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:… به این خانم باید گفت: مگر سازمان تو و شوهرت نبود که در دهه های شصت و هفتاد شمسی دقیقا همین خط مشی ترور و انفجار و کشتار را داشت و هنوز هم به آن افتخار می کند؟؟!! مگر شما شروع کنندۀ ترور و خشونت و مشخصا عملیات انتحاری در دهه های اخیر در منطقه نبودید

رجوی و نیازش به فوت بیماران در لیبرتی و آلبانی

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:… رهبری سازمان مجاهدین در سلسله اطلاعیه ها و بیانیه ها و نوشته ها به نامهای داخلی و خارجی و عرب و عجم ادعا می کند که دولت عراق کمپ لیبرتی را محاصرۀ پزشکی کرده و هیچ مریضی را نمی گذارد از کمپ به بغداد برای �