تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی منصور نظری ، ایران اینترلینک، بیست و نهم اکتبر 2019:… بدین گونه بود که سازمان مجاهدین خلق عشق را در قربانیان میکشت تا بتوانند جایش را به کینه ونفرت بدهند تا جائی که قربانی به روی خانواده خویش نیز شمشیر میکشد. این است که آنها میتوانند روی قربانیان مستعد کار کنند و آنها را تبدیل به یک شکنجه گر و یا آدمکش در سازمان مجاهدین خلق  کنند. اما هستند و بودند بیشمارانی که تن به این ویرانی انسانیت ندادند و از این فرقه خود را بیرون کشیدند تا با عشق و عاطفه  و انسانیت زندگی کنند و این همان نقطه تعارض انسانهای آزاده با فرقه رجویست وهمان دلیلی که باعث میشود فرقه رجوی با تمام کینه و نفرتی که متاثر از ایدئولوژی شان است با خانواده ها و جداشدگان برخورد کند. تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی کسی از زندان بگوید که زندانبان و شکنجه گر نباشد

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

آقای منصور نظری ، پاریس

آقای منصور نظری ، پاریس

تجربه چهل ساله از عملکرد سازمان مجاهدین خلق در ایران وخارج از ایران بهترین گواه وشاهد برای ارزیابی این سازمان مخوف است. سازمانی که بند نافش از روز نخست با خون و خونریزی گره خورده وتا به همین امروز نیز ادامه دارد . در حقیقت سازمان مجاهدین خلق طرز فکریست اغشته به خشونت ونوعی فرقه گرائی به شدت عقب افتاده که با قرن بیست ویکم در تضاد وتعارض است.  وبه همین دلیل است که روز به روز نیز عقب افتاده تر و در نتیجه بیشتر تمایل به خشونت وتروریسم پیدا میکند ، راهی که انتهای آن بن بست مطلق وحاصل آن تلاشی سازمان مجاهدین از درون خواهد بود.  همانگونه که تا به امروز نیزشاهد ان بوده ایم ، جدائی هزاران نفر از کسانی که با عشق وامید به ازادی وعدالت درکشورشان به این سازمان پیوسته بودند بهترین گواه بران است

شکنجه گران فرقه رجوی در آلبانی را محاکمه کنید

از آنجا که تمام اعمال این سازمان در درون  همانند فرقه های مافیائی اداره وکنترل میشود کمتر کسی میتواند از آنچه بطور واقعی در این سازمان میگذرد اطلاع داشته باشد.  مگر کسانی که در درون این سازمان بوده اند و با پوست وگوشت واستخوان خود آن را لمس کرده اند و حالا از آنها جدا شده  و با گفتن حقایق این سازمان  چهره واقعی این سازمان مخوف را روشن کرده و به تصویر میکشند ، تا مبادا همان گرگهائی که روزگاری در قرارگاه اشرف زندان و شکنجه گاه درست میکردن ونشست های چند هزاره نفره ونشست تف باران برگزار میکردند امروز نگویند فرشته نجات مردم هستند.

اسدالله مثنی شکنجه گر مجاهدین، ارتش خصوصی صدام 

تمام قربانیان این فرقه چه جدا شده و چه جدا نشده با پوست و گوشت و استخوان تمام این زخمها را بر بدن خود دارند و آن را حس کرده اند ، و بسیاری از همان قربانیان که طاقتشان سر رفت و دست به خودکشی زدند وتمام آنهائی که تعادل روحی و روانی خود را ازدست داند.  و تمام آنهائی که خانواده شان متلاشی گشت و تمام آنهائی که توسط سازمان مجاهدین خلق تحویل زندان ابوغریب گشتند تا به ایران تحویل داده شوند و تا هزاران داستان راستان واقعی که سینه به سینه نقل شده است تا این زخم های بی التیام ورنج های بی پایان درس عبرتی باشد برای آیندگان.

مهوش سپهری شکنجه گر مجاهدین ، ارتش خصوصی صدام

اما این اتفاقات چگونه در این سازمان شکل گرفته اند و چگونه بعضی از افرادی که با عشق به آزادی وعدالت برای مردمشان به این سازمان پیوستند تبدیل به شکنجه گر و آدمکش شدند داستان مفصلی است که میتوان آنرا در چند جمله خلاصه کرد.

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجویکشتن عشق وعاطفه ومعرفت  و جانشین کردن آن با کینه و نفرت دو شاه کلیدیست که ما را به محتوای واقعی این سازمان میرساند ، این دوشاه کلید همان قانونیست که تمام فرقه ها با آن آمده اند وبا آن رفته اند. برای روشن تر شدن موضوع باید از زبان ایدئولوگ این دستگاه نمونه بیاوریم.  آنجا که مسعود رجوی خطاب به قربانیان میگوید  همه چیزتان را به من بدهید ، جان ، نفس ، عشق ، عاطفه ، و هر چه دارید  حتی گناهانتان را تا مجاهد شوید ،،، در بعضی قسمتهای این دیالوگ که مسعود رجوی نمیتوانست از زبان خودش خود را امام و معصوم و رابط خدا بداند مریم رجوی وارد میشود و بدین شکل آنرا بیان میکند او میگوید ،،، مسعود رابط شما با خداست ، شما وقتی همه چیزتان را به او میدهید زن فرزند مادر پدر خواهر برادر و حتی گناهانتان را او شفیع شما در برابر خداست  و اوست که شما را در برابر خدا شفاعت میکند ،،،

و بدین گونه بود که سازمان مجاهدین خلق عشق را در قربانیان میکشت تا بتوانند جایش را به کینه ونفرت بدهند تا جائی که قربانی به روی خانواده خویش نیز شمشیر میکشد. این است که آنها میتوانند روی قربانیان مستعد کار کنند و آنها را تبدیل به یک شکنجه گر و یا آدمکش در سازمان مجاهدین خلق  کنند. اما هستند و بودند بیشمارانی که تن به این ویرانی انسانیت ندادند و از این فرقه خود را بیرون کشیدند تا با عشق و عاطفه  و انسانیت زندگی کنند و این همان نقطه تعارض انسانهای آزاده با فرقه رجویست وهمان دلیلی که باعث میشود فرقه رجوی با تمام کینه و نفرتی که متاثر از ایدئولوژی شان است با خانواده ها و جداشدگان برخورد کند. کینه ونفرتی که گنج مادر و رنج بی پایانش را با کینه و نفرت و دشمنی پاسخ میدهد و ما حصل آن سرنوشت شوم و بد طینت فرقه ایست که اینک تبدیل به تفاله ای در دست دشمنان ایران زمین شده و بروی مردم کشورش چنگ وناخن میکشد.

فهیمه اروانی شکنجه گر مجاهدین ، ارتش خصوصی صدام

(پایان)

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

***

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردندنجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/حمزه-رحیمی،-قربانی-مقاوم-زیر-شکنجه-های/

حمزه رحیمی، قربانی مقاوم زیر شکنجه های سال 74 مجاهدین خلق ایران

ارتش خصوصی صدام مجاهدین خلق ایران مریم رجوی مسعود رجوی فرقه رجوی میر باقر صداقی، انجمن وطنم، سوئیس، اول آوریل 2019:… فهمیدند که حمزه رحیمی در ارتش ایران خلبان اف پنج بوده است. در همان کلاسهای تئوری میدانی سئوالات سرتیپ سهیل احمد … از حمزه رحیمی شروع شد که در نیروی هوائی از  چه نوع راکتها و موشکها استفاده میکنید. حمزه از پاسخ امتناع کرد. حسن نظام و نادر دادگر  از فرماندهان آنزمان حمزه را شب هنگام بردند تا حمزه به سئوالات این سرتیپ ستادی عراقی پاسخ بدهد و حمزه رحیمی باز آنجا نیز از پاسخ دادن امتناع میکند. 

ارتش خصوصی صدام مجاهدین خلق ایران مریم رجوی مسعود رجوی فرقه رجوی Albanian Government opens a new military Terror Training Camp for Saddam’s Private Army

لینک به منبع

خاطره کوتاه از وطن پرستی حمزه رحیمی قربانی و کشته شده زیر شکنجه های سال 73 یا 74 مجاهدین خلق ایران

میر باقر صداقی انجمن وطنم سوئیس  سی ویکم مارس 2019

من حمزه رحیمی را از محور 2 می شناختم آنموقع محور 2 شامل سه لشکر بود لشکر 40 لشکر 60 و لشکر 67 فکر میکنم پائیز  سال 68 یا 69 بود که سازمان تعدادی از اسرای جنگی را با فریب آزادی از اسارت از کمپ های اسرا به سازمان آورده بود .

آنموقع اسرای پیوسته خاطرات زیادی از شکنجه های که در کمپهای عراقی دیده بودند را به ما تعریف میکردند.   از جمله این خاطرات تلخ این بود که آنها میگفتند عراقیها به پرسنل نیروی هوائی ایران مخصوصا به خلبانان ایرانی اسیر  در کمپهای اسیران  رحم نمی کردند و به هر ترتیب شده  کاری میکردند تا این خلبانان نقص عضو پیدا کنند .

بعد از جنگ مروارید و کرد کشیهای فراوان محور ما یعنی محور 2 در جلولا در قرارگاه انزلی مستقر شد ( پادگان اهدائی صدام دیکتاتور عراق به مسعود رجوی بعد از کرد کشیهایش  و نجات صدام حسین از سقوط) .

مدتی بعد به دلیل این خوش خدمتی صدام حسین  مقرّر کرده بود تا   تاکتیک نبرد تانکها را در حد تیپ و لشکر زرهی فکر میکنم به عربی میشود دبابات لواء التكتيكات هیکلیه و معرکه الان دقیقا یادم نیست   به سازمان آموزش بدهند به این ترتیب فرماندهان و سرتیپ های  ستادی  عراقی که البته جزو گارد ریاست جمهوری عراق بودند برای آموزش ما سازماندهی شدند . به محور 2 فرمانده تیپ ستادی به اسم احمد سهیل… اسم سوم ایشان یادم رفته است افتاده بود شروع این آموزشهای ازتاکتیک واحد تانک بعد دسته و به ترتیب تا  تاکتیک تیپ تانک ادامه داشت از اینرو حضور تمامی نفرات محور 2 در این کلاسها الزامی بود .

در این مجموعه کلاسهای تئوری و عملی سرتیپ سهیل احمد …. فهمیدند که حمزه رحیمی در ارتش ایران خلبان اف پنج بوده است. در همان کلاسهای تئوری میدانی واقع روی یک تپه تعبیه شده درخارج از  ضلع جنوبی قرارگان انزلی سئوالات سرتیپ سهیل احمد … از حمزه رحیمی شروع شد که شما در نیروی هوائی از  چه نوع راکتها و موشکها استفاده میکنید و در کلاس حمزه از پاسخ دادن امتناع کرد اما این آقایان حسن نظام و نادر دادگر و تنی چند از فرماندهان آنزمان محور 2 حمزه را شب هنگام  پیش این سرتیپ عراقی برده بودند و او را زیر فشار گذاشته بودند تا حمزه به سئوالات این سرتیپ ستادی عراقی پاسخ بدهد و حمزه رحیمی باز آنجا نیز از پاسخ دادن امتناع میکند تا اینکه محور 2 قرارگاه انزلی را تخلیه کرد وبه اشرف برگشت و بعد از مدتی در لشکر 40 حمزه رحیمی ناپدید شد من و خیلیها میدانستیم حمزه مسئله دار است و ناپدید شدن حمزه عادی نیست چون نه سازمان اسم اورا جزو بریده ها و جداشده گان  داد و نه جزو شهدا و کم نیستند در سازمان که ناپدید شدند از جمله نوح مجدّم  باید شاهدان همچون غلامرضا شکری بیرون بیایند و جنایات و قتلهای داخل تشکیلات مجاهدین را افشا کنند واقعا نفراتی همچون حمزه رحیمی و نوح مجدّم گمنام کشته شدن و گمنام ماندن .

میر باقر صداقی

(پایان)

***

اشرف، چه پایان بد فرجامی!اشرف، چه پایان بد فرجامی!

واکنش هراس آلود مریم رجوی به روشنگری اشپیگل آلمان از زندان فرقه مجاهدین خلق در آلبانیواکنش هراس آلود مریم رجوی به روشنگری اشپیگل آلمان از زندان فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

همچنین: