تبعیض در تشکیلات رجوی

تبعیض در تشکیلات رجوی

مالک بیت مشعل تبعیض در تشکیلات رجویمالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، شانزدهم مارس 2021:… در یکی از نشستها نفری که اسیر قبلی بود و چنین تبعیضی را می دید به خود رجوی ملعون گفت که همچینین چیزی را احساس می کند والبته گفت تحلیل ذهنی من است. رجوی شروع کرد به بحث کردن وخلاصه چنان بحثی کرد که حد وحساب نداشت. امابرای نفری که این سوال را کرد وصحبت کرددر مقر نشست گذاشته شد که درک ودریافتش را بگوید و….این نشست درک  ودریافت تبدیل شد به نشست  انتقادی به این نفر بیچاره که گفت احساس میکنم تبعیض وجود داره. حدود بیست وپنج نفر بودیم که نصف اونها انتقاد کردند نه فقط بگویند انتقاد به این نفر داریم که این حرفهارو زد نه خیر، حرفهای خیلی ناجور که تو بریده هستی حرفات بوی زندگی طلبی میده وذهنت پر از زندگی طلبی هستش که اینطور حرف میزنی. من که خیلی بهم ریخته بودم دست بلند کردم ومسئول نشست گفت بگو .منم گفتم این حرفا وانتقادات کلا غلط واشتباه هست .نفر داره با مسئول نشست بحث میکند اگر حرفش ایراد داشت اول مسئول نشست بهش میگفت حرفت غلط است ولی مسئول نشست چیزی نگفت و جواب داد . بعد از نشست مسئول نشست که عسکر بود .صدام کرد و گفت ازت انتظار نداشتم که روبروی جمع بایستی. تبعیض در تشکیلات رجوی 

مالک بیت مشعل تبعیض در تشکیلات رجویزندانهای صدام و رجوی – خاطرات عبدالرحمان محمدیان

تبعیض در تشکیلات رجوی 

تبعیض در باصطلاح جامعه ی بی طبقه ی توحیدی رجوی

مالک بیت مشعل ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 16.03.2021

با عرض سلام خدمت هموطنان عزیز

مالک بیت مشعل آلبانی

آقای مالک بیت مشعل ، آلبانی

هنکام ورود به فرقه ماشش نفر بودیم که به محلی بنام ورودی در داخل پادگان اشرف برده شدیم. اول که وارد میشوید باید وردی بروید بعد طی دوره ای بنام پذیرش در این باصطلاح ورودی به مقر میروید.  در این دوره اولیه، اول اموزش تشکیلاتی شروع میشوداکثر حرفها وبحثهای  اونها این بود که در فرقه تبعیضی وجود ندارد .لباس یک شکل ودرجه وقپه نداریم وظروفی که با آن غذا میخوریم مثل لیوان وسینی وقاشق یک شکل است .حتی  وسایل فردی چه خوا ب وپوشش هم یک شکل است .خب اول این حرفها را باور کردیم همه ی ما ی از ایران اومده بودیم ویک شکل بودیم واز بچه های فرقه کسی با ما نبود که تبعیض را ببینیم.

وقتی اموزشهای مابصورت فشرده ( چون جنگ دوم آمریکا با عراق داشت شروع می شد و اینها می خواستند هرچه زودتر ما را ترخیص و به یگانهای باصطلاح رزمی بفرستند) یعنی هم تشکیلاتی وهم رزمی وهم انقلاب مریم گجر هم بود، تمام شد . ماکه به مقرات  رفتیم جنگ دوم امریکا وعراق شروع شد که مااین دوران را در بیابانها گذراندیم.

بعد از پایان درگیری و آرام شدن نسبی اوضاع برگشتیم به همان پادگان اشرف لعنتی واین بار وقتی ما را سازماندهی کردند من با بچه های فرقه که پدراشون یا مادرشون یا کس وکاری در فرقه داشتند وتوی این فرقه بزرگ شده (که بهشون میگفتند ملیشای سازمان).با آنها هم مقر شدیم.

اوقاتی که برای کار( بیگاری) جمعی یا پروژه ساختمانی یا کارهای دیگه میرفتیم جتی یکی از این بچه ها با ما نمی امد! یکبار یکی از نفرات که چند سال از من جلوتر امده بود وناراضی بود (قصد برگشت داشت وبرگشت ایران)  در پاسخ  تعجب من به طنزگفت: اخه اونها بچه های سازمان هستند عزیز دوردونه اند نمیارند توی  این گرما برای تو کار کنند. گفتم یعنی چی؟

گفت اخه اینها بچه هاشون را در دفترها واموزشهای کامپیوتر وچیزهای دیگه میزارند ونفراتی که بچه ی سازمان نیستند مثل منو تو باید توی این گرما کار کنیم. من الش باور نکردم وچون میدونستم این میخواهد برود فکر کردم بخاطر اینکه ناراضیه داره این حرفارو میزنه.

چون  اشنایی نداشتم مخم رااساسی پر کرده بودند. وهرکس حرفی میزد یا باور نمیکردم ویا با او مخالفت میگرفتم  که اینطور نیست.

وقاحت فرقه رجوی

بعد چند ماه یکی از بچه های ملیشا با من رفیق بود .گاهی اوقات پنجشنبه می نشیتیم توی پارک مقر وصحبت می کردیم ومن در حرفهای او نکات جدیدی میدیدم که با تمام آنچه بما گفته بودند فرق داشت!

انگار چشمم داشت باز میشد که نکنه حرفهای اون رفیقم درست باشه؟

مثلایک بار بچه ی فرقه اومد و گفتم که امروز کجا بودی؟ کارت کجا بود؟

گفت: کار من مشخص هستش وهمیشه اونجا کار میکنیم.

گفتم ثابت هستی؟

گفت:  اره ا لان چند سال هستش که توی این کار هستم.

گفتم: مگه مثل بقیه نیستی که پنجشنبه ها تعطیل میکنند وبه کار جمعی میایند؟

با لحنی  نیش دارگفت؟ من وکار جمعی؟ این کار برای امثال من نیست من شرط کرده و بهشون گفته ام هیچگونه کا ر دیگر بغیر این کار نمیرم وکار نمیکنم.

وقتی این حرف را زد چشمم باز شد حتی به لایه ی بالا که  ام جدید بودند هم نگاه میکردم به نفراتی که اسیر بودند وبهشو ن اوردگاهی میگفتند با نفراتی که از خارج یا هوادار فرقه بودند خیلی فرق میذارند وعزت واحترامی که به اونها میذارند با بچه هایی که  اسیر بودند زمین تا آسمان فرق میکند.

مثلا به انها نیرو میدادند یا مسئولیت خوب وعالی میدادند ولی به  نفرات دیگر کارهای یدی و بقولی سیاه میدادند.

احساس دیگری پیدا کرده بودم بیشتر به بچه های فرقه نگاه میکردم که بلاخره کارشون چی هست؟ومسئولیت آنها چی هست؟ و وقتی نگاه میکردم همه یک طوری مسئولیتی در درست دارند که در تابستان سرمایش و درزمستان گرمایش برایشان حل شده و راحت کار میکنند یعنی در یک اتاق که کامپیوتر براشون گذاشته بودند وحتی بعضی از همین بچه هاشون لب تابهای خصوصی داشتند که بازهای کامپیوتری گذاشته بودند وبازی میکردند وما نگاه میکردیم!!

هرچه می گذشت بیشتر شکاف می دیدم. به لایه ی بالاتر یعنی اف آ که مسئولین یگان بودند بازهم  دیدم به کسانی که از ایران آمده بودند یک نگاه وبه اونهایی که از خارج آمده بودند نگاه دیگر میکردند ومسئولتیهاشون فرق میکند.

به اونهایی که از ایران آمده بودند میگفتند که شما بدهکار سازمان هستید! زیاد زنده ماندید وتوی این چند سال دیر امدید، شما باید این را جواب بدهید، وبا همین سلاح دهن نفر را می بستند.

در یکی از نشستها نفری که اسیرقبلی بود وچنین تبعیضی را می دید به خود رجوی ملعون گفت که همچینین چیزی را احساس می کند والبته گفت تحلیل ذهنی من است. رجوی شروع کرد به بحث کردن وخلاصه چنان بحثی کرد که حد وحساب نداشت. امابرای نفری که این سوال را کرد وصحبت کرددر مقر نشست گذاشته شد که درک ودریافتش را بگوید و….این نشست درک ودریافت تبدیل شد به نشست  انتقادی به این نفر بیچاره که گفت احساس میکنم تبعیض وجود داره. حدود بیست وپنج نفر بودیم که نصف اونها انتقاد کردند نه فقط بگویند انتقاد به این نفر داریم که این حرفهارو زد نه خیر، حرفهای خیلی ناجور که تو بریده هستی حرفات بوی زندگی طلبی میده وذهنت پر از زندگی طلبی هستش که اینطور حرف میزنی.

من که خیلی بهم ریخته بودم دست بلند کردم ومسئول نشست گفت بگو .منم گفتم این حرفا وانتقادات کلا غلط واشتباه هست .نفر داره با مسئول نشست بحث میکند اگر حرفش ایراد داشت اول مسئول نشست بهش میگفت حرفت غلط است ولی مسئول نشست چیزی نگفت وجواب داد .بعد از نشست مسئول نشست که عسکر بود .صدام کرد و گفت ازت انتظار نداشتم که روبروی جمع بایستی .من گفتم الان بلند میشی چند حرف تند به نفر میزنی که خودشو پیدا کنه فکر نمی کردم که تو پشت اون بیایی .منم بهش گفت عسکر ببین (آن وقتها میگفتم برادر مسعود )گفتم خود مسعود گفت هرکس حرفی چیزی بحثی داره میتونه بیاد وحرفش رابزند وجواب بگیرد چه سیاسی چه تشکیلاتی چه  ایدئولوژی بیاد پشت تریبون .وقتی که شما بعد نشست اینطوری با نفر برخورد میشه مگر دفعه بعد حرف میزنه وحتی اگر حرف داره نمیزنه .اخر حرفایی که بهش زدن باور کنید به کسانی که میخواستند بروند بهشون این حرفارو نزدیم .عسکر گفت مثل ا ینکه واقعا پشت اون هستی مذاکره باتو بی فایده است .که من گزارش نوشتم ودادم ولی خب فایده ای نداشت. ومثلا چه رسیدگی کردند؟ تازه به نفر گفتند پروژه بنویس وفاکتهای تبعیض را در جمع بخوان.

وخیلی  موارد دیگر که اصلا نمیشد حرف زد واگر حرفی زده بشه باید جوابگوی جمع میشدی یعنی  جمع را  دشمن همدیگر می کردند.

واز طرف دیگر چاره ای جز صبر وتحمل نداشتم وتنها چیزی که اخرش برای خودم بستم باید صبر کنم وتحمل کنم تا فرجی بشود که شکر خدا فرج شد واز این فرقه ی کثیف خلاص شدم والان در آزادی کامل  دارم زندگی میکنم.

لینک به منبع

تبعیض در تشکیلات رجوی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خنجری-در-دست-رجوی-برگلوی-نجات-یافتگان-ا/

خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان از مجاهدین

مالک بیت مشعل- خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگانمالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، چهاردهم ژانویه 2021:… باید از آقای ابر استراتژیست پرسید کدام مبارزه در آن زمان که تانک و توپ داشتید و یا در دوران بقول خودتان فاز نظامی چکار کردید چه رسد حالا که نه مرز دارید نه جایگاهی در بین ملت و نه کسی شما را میشناسد و گذشته از آن آقای رهبر که ناپدید شده و بقیه هم همه بالای ۵۵سال سن دارند خب میتوانید جواب بدهید چه مبارزه ایی باید  این مبارزان پیر مرد و پیر زن بکنند؟ پس لطفاً واقع بین باشید و قبول کنید که همه چیز تمام شده است یعنی در واقع از مرداد ماه ۱۳۶۷ شما در کما رفتید و این دست و پا زدنها و تقلا ها مثمر الثمر نبوده و فقط درجا زدن هم  نبوده بلکه برگشت به عقب داشتید پس چه انتظاری از اعضای نگون‌بخت دارید که از شما پیروی کنند . مگر خود شما نگفتید ورود به سازمان سخت است ولی خروج سهل و آسان پس چرا در همین ایام با دوز و دغل و نیرنگ مانع خروج افراد از اسارتگاه میشوید و هر آنکس که به هر ترتیب خارج میشود را باز میخواهید در چنگال خود اسیر کنید از خنجری بنام پول بر گلوی جدا شده ها استفاده میکنید آخر شما چه انقلابی هستید که با تهدید میخواهید حرف خود را به کرسی بنشانید ؟ خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان 

مالک بیت مشعل- خنجری در دست رجویخاطرات مالک بیت مشعل :  مغز شویی در سازمان مجاهدین خلق

خنجری در دست رجوی  بر گلوی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی

مالک بیت مشعل ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.01.2021

در هر کجای دنیا وقتی فردی به استخدام یک شرکت و  یا موسسه ای در میآید آن شرکت موظف به پرداخت حقوق ماهیانه و در نهایت بعد از گذشت مثلاً ۳۰ سال حقوق بازنشستگی به فرد مزبور تا زنده است پرداخت کند. بعلاوه دیگر مزایا که همه از آن اطلاع دارند . در این دنیا نفراتی هستند که بر اثر یک اشتباه و یا عدم شناخت و یا فریب وعده های فرقه ای را خوردن و بیش یا کم سه دهه برای این فرقه کار کردند جان کندن و در همه شرایط این فرقه را همراهی کردند سالیان به عنوان یک رباط شبانه روزی در زیر بمباران و موشک باران گوش بفرمان بودند . علیه خانواده و خویشان خود قلم فرسایی کردند سنگ پرتاب کردند و در تلویزیون با خانواده اتمام حجت کردند . در جنگ‌های نابرابر با دست خالی مطیع بودند جلو خودرو  زرهی و رگبار مسلسل سینه سپر کردند . در مصاحبه‌های مختلف حرفهای دروغ فرقه را دیکته کردند و از فرصتهایی که در مقابلشان بود چشم پوشی کردند .جوانی را سفر کردن تا مرگ و پیری بدون چشم داشت و مستمر لبیک گفتند . به همه سیاستهای غلط رهبری فرقه به دید مثبت نگاه کردند و اطاعت کور کورانه کردند . سالیان در جاده های تنگ و تاریک در پی روشنایی دویدند که وعده آن را داده بودند .  و چه سان به خواست رهبری در شبهای ظلمانی پا در میدان‌های مین بجا مانده از جنگ هشت ساله گذاشتند و گاه با یک پای قطع شده برگشتند .

آنها سالیان سال در دهلیزهای تانک و نفربر در گرمای بالای ۵۰ درجه سانتی گراد فرمانها را مو به مو اجرا کردند . بالاتر از هر چیز دیگری گفتند که بر سر لوحه سازمان نوشته فدا و صداقت همه با فدا و صداقت سالیان را سر کردن ولی در نهایت همه دیدند که نه سازمان و نه رهبری پاکبازش از فدا و صداقت سالیان نوری فاصله دارند و همه دیدند برای بقای خود و حفظ جان خود منطقه خطر ترک و به ساحل امن پناه بردند وقتی فردی سئوال کرد  که رهبری کجاست در جواب گفتند برای هدایت جنبش از منطقه جنگی خارج شده در سال ۱۳۶۰ هم به همین منوال با جا گذاشتن زن و بچه خود جان خود را برداشت و در کنار ساحل امن در فرانسه پناه گرفت و وقتی به عراق رفت به طعنه می‌گفت این چه مبارزه ایی است که مدعیان میکنند در کنج قهوه خانه نشستن نشد مبارزه . آنهایی که  به رجوی در آن سالیان در زندان  پشت کردند  خائن و مهدور الدم و محکوم به مرگ شدند و آنهایی که از مرگ جستند رجوی باز طلبکار بود که شما چرا اعدام نشدید یکی نبود از حضرت عالی سئوال کند شاه چرا تو را اعدام نکرد و حالا بعد از چهار دهه باز آقا طلبکار است که چرا بعد از این همه سالیان په من پشت کردید و مبارزه را ترک کردید .

باید از آقای ابر استراتژیست پرسید کدام مبارزه در آن زمان که تانک و توپ داشتید و یا در دوران بقول خودتان فاز نظامی چکار کردید چه رسد حالا که نه مرز دارید نه جایگاهی در بین ملت و نه کسی شما را میشناسد و گذشته از آن آقای رهبر که ناپدید شده و بقیه هم همه بالای ۵۵سال سن دارند خب میتوانید جواب بدهید چه مبارزه ایی باید  این مبارزان پیر مرد و پیر زن بکنند؟ پس لطفاً واقع بین باشید و قبول کنید که همه چیز تمام شده است یعنی در واقع از مرداد ماه ۱۳۶۷ شما در کما رفتید و این دست و پا زدنها و تقلا ها مثمر الثمر نبوده و فقط درجا زدن هم  نبوده بلکه برگشت به عقب داشتید پس چه انتظاری از اعضای نگون‌بخت دارید که از شما پیروی کنند . مگر خود شما نگفتید ورود به سازمان سخت است ولی خروج سهل و آسان پس چرا در همین ایام با دوز و دغل و نیرنگ مانع خروج افراد از اسارتگاه میشوید و هر آنکس که به هر ترتیب خارج میشود را باز میخواهید در چنگال خود اسیر کنید از خنجری بنام پول بر گلوی جدا شده ها استفاده میکنید آخر شما چه انقلابی هستید که با تهدید میخواهید حرف خود را به کرسی بنشانید ؟

بله گذر زمان  همه چیز را مثل روز روشن میکند و زشتیها را عیان میکند . شما که در سال ۱۳۵۸ می‌گفتید ای حسین ما صدای تو را به گوش مظلومان در هر کجای دنیا که باشند می‌رسانیم ولی دیدیم در گذر زمان شما مظلوم کش شدید همان کسانی که خود گوهر بی بدیل نام گذاری کردید و همان افرادی که شبانه برای اجرای دستورات شما در ظلمات شب پا در میدان‌های مین بجا مانده از جنگ گذاشتند . همین انقلابیون سابق با اهرم پول در برابر مزدوری و یا بهتر پول در برابر پنهان کردن تمام اشتباهات رجوی در این چند دهه گذشته . براستی این اهرم فشار تا چه اندازه میتواند روی افراد تاثیر گذار باشد لاجرم این تیر به سمت خود فرقه برمیگرددو گریبان آنها را میگیرد . اگر از توطئه‌های فرقه علیه جدا شده ها هر چه  بگویم کم گفته ام از برچیدن کمیساریا و رمسا و درخواست از دولت برای دستگیری افراد جدا شده در آلبانی و هزاران توطئه دیگر با هزینه‌های هنگفت ولی با این همه تاثیری نداشته .

بله رجوی که خود را  روزی ضد استثمار و غیره می‌دانست حالا ببینید چه سان با خنجری بنام پول افراد را استثمار میکند و با شعار هر که با ما نیست بر ماست فشار را بر افراد میآورد . ولی رجوی طرفی از این کار بی حاصل نخواهد بست و شکست محتوم و اضمحلال این فرقه در چشم انداز می‌باشد.

لینک به منبع

خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مسلمان-شدن-مسعود-رجوی/

مسلمان شدن مسعود رجوی

مسلمان شدن مسعود رجویمالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، دهم سپتامبر 2020:… در چنین شبهایی ما رو جمع میکنند ونوار مسعود را میگذاشتند وبعدش اخر شب میگویند شما برید یکی یکی با اقای خودتون خلوت بکنید وتعهد را به رهبر عقیدتی بدهید وبخصوص در ایام محرم خیلی مهم برای سلامتی ایدولوژیکی خودتان است .وما رو به تعهد نامه نوشتن میکردند ومسعود این تعهداتی دا که نوشتیم اسمشو گذاشته شناسنامه ی مجاهد خلق .وحتی در شبهای قدر ماه رمضان هم همین بساط را داشتیم وهروقت میگفتیم اخر هرزگاهی باید تعهد نامه بنویسم اگه اعتما د ندارید وشک دارید خلاصم کنید وبفرستید بیرون که راحت بشیم . مسلمان شدن مسعود رجوی

مسلمان شدن مسعود رجویماه رمضان در عراق و آلبانی

مسلمان شدن مسعود رجوی

تبعیض در تشکیلات رجوی  

مالک بیت مشعل، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 08.09.2020

با  عرض سلام خدمت هموطنان

انشالله که در این ایام محرم حسینی اجری که مستحق وشایسته ی آن هستید     الهی امین نصیبتان بشه

مالک بیت مشعل تیرانا آلبانی نجات یافته از مجاهدین خلق

آقای مالک بیت مشعل

میخوام این بار از محرم وعاشورای حسینی که فرقه از آن هم سواستفاده میکرد ومغزها رو شستشو میداد و منافع کثیف خودش را پیش میبرد .در این روزها قبل هرچیز اسم این ایام را به اسم خودشون گذاشتند ومیگویند عاشورای مجاهدین وفقط عزاداری ما بر حق ودرست است وهیچ کس مثل ما نزدیک به امام حسین نیست .ومسعود رجوی دوست اقا امام زمان است .ما ال علی هستیم واین را رهبر عقیدتی مجاهدین گفته .وبرای رهبر عقیدتی رجوی ملعون چنان  نشستی گذاشت که نوارهاشو من دیدم .بخاطر اینکه خودشو رهبر عقیدتی وکیش شخصیتی خودش را تحمیل بکنه وهمه رو گول بزنه وقبولش کنند .که نگو.اینقد این بشر حیله گر هستش که حد وحساب نداره .جلوی ما ودر نشستها طوری حرف میزد که ما انگار میتونیم هر حرفی یا انتقادی یا شکی یا شبه ای داشته باشیم راحت بگیم ولی وقتی نشستش تمام میشد میدیم صد ضابطه گذاشتند وجدید .بگذریم هم میدونن که او کیه ویک شیاد بتمام معنا هستش.یکی روز در همین روزهای محرم بود که با یکی از مسولین برای آماده سازی تزئینات محرم رفته بودیم .من که خلاصه مغز شستشو شده وبه قول خودش مغز نو وجدید بودش که خیلی  تاثیرات خودش گذاشته بود وهمه چی من شده بود مسعود رجوی ملعون بود.بهش گفتم واقعا این خوشبحال ما که این ایام .ایام مجاهدین هستش یه نگاهی به من کرد ولبخندی زد من درلحظه فهمیدم که این  از اونایی که حرف زیاد داره ولی سکوت در پیش گرفته ونمیتونه حرفی بزنه .ازش گفتم لبخندی که زدی خیلی حرفا داره منم لحظه ام را شکار کردم وازش پرسیدم مثل اینکه با حرف من کمی مخالفی .گفت راستشو بخوای اره ولی بین خودمون باشه خوب نیس کسی بشنوه هی باید بری نشست وصدات بزنن وپروژه بنویسی وهی آدما سرت حرف بزنن .گفتم خیالت راحت باشه من ازاون آمادیی نیستم که حرف ببرم وخبر بدم .گفت ایولله .به من گفت اخه برادر عزیز کی گفته این عاشورا ومحرم مال مجاهدین هستش .این همه مسلمان وشیعه وعاشق حسین وهمه کار دارن میکنند کار نداریم که خوب باشه یا بد هر چه باشه بخاطر نیت پاکی که امامشون دارند انجام میدند .اخه مگه تعفه ی نطنزیم که این ایام بزرگ وفرخنده مال مجاهدین باشه .گفتم خب برادر مسعود رهبر عقیدتی گفته .گفت برادر عزیز رهبر عقیدتی همه چی میگه وقرار نیس باور کنیم ودرست باشه راحت بهت بگم اصلا من یکی قبول ندارم به عنوان رهبر عقیدتی ولی سیاسی قبولش دارم .بخاطر همین حرفاشو قبول ندارم .چون حرفهایی که میزنه وربطش مید

ه به ایدولوژِی وآخرش به انقلاب خواهر مریم وچیزهای دیگه اصلا قبول ندارم .ایام محرم چکار به انقلاب مریم داره که وچه سنخیتی  با محرم داره که اینها رو باید قبول کنم .محرم وعاشورا از قدیم الیام وچندین سال است که ادم وعالم دیوانه ی او هستند حالا من بگم این ایام مال من است .با عرض معذرت این کشک گفتن است .

در چنین شبهایی ما رو جمع میکنند ونوار مسعود را میگذاشتند وبعدش اخر شب میگویند شما برید یکی یکی با اقای خودتون خلوت بکنید وتعهد را به رهبر عقیدتی بدهید وبخصوص در ایام محرم خیلی مهم برای سلامتی ایدولوژیکی خودتان است .وما رو به تعهد نامه نوشتن میکردند ومسعود این تعهداتی دا که نوشتیم اسمشو گذاشته شناسنامه ی مجاهد خلق .وحتی در شبهای قدر ماه رمضان هم همین بساط را داشتیم وهروقت میگفتیم اخر هرزگاهی باید تعهد نامه بنویسم اگه اعتما د ندارید وشک دارید خلاصم کنید وبفرستید بیرون که راحت بشیم .واونها شروع میکردند به توضیحات وخلاصه کلی حرفای ایدولوژیکی گفتند که آدم به نقطه ای میرسید ومیگفت عجب غلطی کردم که اینو گفتم .

وهرسال ما بجای واقعا سینه زنی ومحرم گرفتن وعزداری نشست میذاشتند وفقط روز اخر سینه زنی میکردیم وآن هم در سالن ویا محوطه شلوغ وبدبختی که اکثرا هم از بس خسته میشدند وکسل کننده بود میرفتند یه گوش می نشستند وبرای همدیگه تعریف میکردند.وحتی روی سن رفتن مداحها همه مشخص بود واگه توجه کسی بکنه کلیشه ای هستش وهیچ جذابیتی نداره وداد میزنه که بهری سیاسی فقط میخواهند ببرند وبعدش میگویند ما میخواهیم این را از دست رژیم در بیاریم وسالم نگه داریم در حالیکه خودشون از کلی برای منافع کثیف خودشون دارند سو استفاده از این  ایام میکنند .باور کنید که هرچه زمان بگذره هم بیشتر دارم شرم میکنم وهم بیشتر به فاجعه ی این فرقه پی میبرم که خدا آن روز را نیاره که پاشون به قدرت برسه باور کنید خدامیدونه که چه بلایی که سر ایران وایرانی نیارنند .ما که با اینها بودیم وعمرمون دودستی تقدیم کردیم این نصیب ما شد وبه جز آوارگی وبدبختی وعقب موندن از زندگی وهمه چی .چیزی عایدما نشد .

لینک به منبع

تبعیض در تشکیلات رجوی 

مالک بیت مشعل – خنجری در دست رجوی 

***

خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان از مجاهدین

مالک بیت مشعل- خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگانمالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، چهاردهم ژانویه 2021:… باید از آقای ابر استراتژیست پرسید کدام مبارزه در آن زمان که تانک و توپ داشتید و یا در دوران بقول خودتان فاز نظامی چکار کردید چه رسد حالا که نه مرز دارید نه جایگاهی در بین ملت و نه کسی شما را میشناسد و گذشته از آن آقای رهبر که ناپدید شده و بقیه هم همه بالای ۵۵سال سن دارند خب میتوانید جواب بدهید چه مبارزه ایی باید  این مبارزان پیر مرد و پیر زن بکنند؟ پس لطفاً واقع بین باشید و قبول کنید که همه چیز تمام شده است یعنی در واقع از مرداد ماه ۱۳۶۷ شما در کما رفتید و این دست و پا زدنها و تقلا ها مثمر الثمر نبوده و فقط درجا زدن هم  نبوده بلکه برگشت به عقب داشتید پس چه انتظاری از اعضای نگون‌بخت دارید که از شما پیروی کنند . مگر خود شما نگفتید ورود به سازمان سخت است ولی خروج سهل و آسان پس چرا در همین ایام با دوز و دغل و نیرنگ مانع خروج افراد از اسارتگاه میشوید و هر آنکس که به هر ترتیب خارج میشود را باز میخواهید در چنگال خود اسیر کنید از خنجری بنام پول بر گلوی جدا شده ها استفاده میکنید آخر شما چه انقلابی هستید که با تهدید میخواهید حرف خود را به کرسی بنشانید ؟ خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان 

مالک بیت مشعل- خنجری در دست رجویخاطرات مالک بیت مشعل :  مغز شویی در سازمان مجاهدین خلق

خنجری در دست رجوی  بر گلوی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی

مالک بیت مشعل ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.01.2021

در هر کجای دنیا وقتی فردی به استخدام یک شرکت و  یا موسسه ای در میآید آن شرکت موظف به پرداخت حقوق ماهیانه و در نهایت بعد از گذشت مثلاً ۳۰ سال حقوق بازنشستگی به فرد مزبور تا زنده است پرداخت کند. بعلاوه دیگر مزایا که همه از آن اطلاع دارند . در این دنیا نفراتی هستند که بر اثر یک اشتباه و یا عدم شناخت و یا فریب وعده های فرقه ای را خوردن و بیش یا کم سه دهه برای این فرقه کار کردند جان کندن و در همه شرایط این فرقه را همراهی کردند سالیان به عنوان یک رباط شبانه روزی در زیر بمباران و موشک باران گوش بفرمان بودند . علیه خانواده و خویشان خود قلم فرسایی کردند سنگ پرتاب کردند و در تلویزیون با خانواده اتمام حجت کردند . در جنگ‌های نابرابر با دست خالی مطیع بودند جلو خودرو  زرهی و رگبار مسلسل سینه سپر کردند . در مصاحبه‌های مختلف حرفهای دروغ فرقه را دیکته کردند و از فرصتهایی که در مقابلشان بود چشم پوشی کردند .جوانی را سفر کردن تا مرگ و پیری بدون چشم داشت و مستمر لبیک گفتند . به همه سیاستهای غلط رهبری فرقه به دید مثبت نگاه کردند و اطاعت کور کورانه کردند . سالیان در جاده های تنگ و تاریک در پی روشنایی دویدند که وعده آن را داده بودند .  و چه سان به خواست رهبری در شبهای ظلمانی پا در میدان‌های مین بجا مانده از جنگ هشت ساله گذاشتند و گاه با یک پای قطع شده برگشتند .

آنها سالیان سال در دهلیزهای تانک و نفربر در گرمای بالای ۵۰ درجه سانتی گراد فرمانها را مو به مو اجرا کردند . بالاتر از هر چیز دیگری گفتند که بر سر لوحه سازمان نوشته فدا و صداقت همه با فدا و صداقت سالیان را سر کردن ولی در نهایت همه دیدند که نه سازمان و نه رهبری پاکبازش از فدا و صداقت سالیان نوری فاصله دارند و همه دیدند برای بقای خود و حفظ جان خود منطقه خطر ترک و به ساحل امن پناه بردند وقتی فردی سئوال کرد  که رهبری کجاست در جواب گفتند برای هدایت جنبش از منطقه جنگی خارج شده در سال ۱۳۶۰ هم به همین منوال با جا گذاشتن زن و بچه خود جان خود را برداشت و در کنار ساحل امن در فرانسه پناه گرفت و وقتی به عراق رفت به طعنه می‌گفت این چه مبارزه ایی است که مدعیان میکنند در کنج قهوه خانه نشستن نشد مبارزه . آنهایی که  به رجوی در آن سالیان در زندان  پشت کردند  خائن و مهدور الدم و محکوم به مرگ شدند و آنهایی که از مرگ جستند رجوی باز طلبکار بود که شما چرا اعدام نشدید یکی نبود از حضرت عالی سئوال کند شاه چرا تو را اعدام نکرد و حالا بعد از چهار دهه باز آقا طلبکار است که چرا بعد از این همه سالیان په من پشت کردید و مبارزه را ترک کردید .

باید از آقای ابر استراتژیست پرسید کدام مبارزه در آن زمان که تانک و توپ داشتید و یا در دوران بقول خودتان فاز نظامی چکار کردید چه رسد حالا که نه مرز دارید نه جایگاهی در بین ملت و نه کسی شما را میشناسد و گذشته از آن آقای رهبر که ناپدید شده و بقیه هم همه بالای ۵۵سال سن دارند خب میتوانید جواب بدهید چه مبارزه ایی باید  این مبارزان پیر مرد و پیر زن بکنند؟ پس لطفاً واقع بین باشید و قبول کنید که همه چیز تمام شده است یعنی در واقع از مرداد ماه ۱۳۶۷ شما در کما رفتید و این دست و پا زدنها و تقلا ها مثمر الثمر نبوده و فقط درجا زدن هم  نبوده بلکه برگشت به عقب داشتید پس چه انتظاری از اعضای نگون‌بخت دارید که از شما پیروی کنند . مگر خود شما نگفتید ورود به سازمان سخت است ولی خروج سهل و آسان پس چرا در همین ایام با دوز و دغل و نیرنگ مانع خروج افراد از اسارتگاه میشوید و هر آنکس که به هر ترتیب خارج میشود را باز میخواهید در چنگال خود اسیر کنید از خنجری بنام پول بر گلوی جدا شده ها استفاده میکنید آخر شما چه انقلابی هستید که با تهدید میخواهید حرف خود را به کرسی بنشانید ؟

بله گذر زمان  همه چیز را مثل روز روشن میکند و زشتیها را عیان میکند . شما که در سال ۱۳۵۸ می‌گفتید ای حسین ما صدای تو را به گوش مظلومان در هر کجای دنیا که باشند می‌رسانیم ولی دیدیم در گذر زمان شما مظلوم کش شدید همان کسانی که خود گوهر بی بدیل نام گذاری کردید و همان افرادی که شبانه برای اجرای دستورات شما در ظلمات شب پا در میدان‌های مین بجا مانده از جنگ گذاشتند . همین انقلابیون سابق با اهرم پول در برابر مزدوری و یا بهتر پول در برابر پنهان کردن تمام اشتباهات رجوی در این چند دهه گذشته . براستی این اهرم فشار تا چه اندازه میتواند روی افراد تاثیر گذار باشد لاجرم این تیر به سمت خود فرقه برمیگرددو گریبان آنها را میگیرد . اگر از توطئه‌های فرقه علیه جدا شده ها هر چه  بگویم کم گفته ام از برچیدن کمیساریا و رمسا و درخواست از دولت برای دستگیری افراد جدا شده در آلبانی و هزاران توطئه دیگر با هزینه‌های هنگفت ولی با این همه تاثیری نداشته .

بله رجوی که خود را  روزی ضد استثمار و غیره می‌دانست حالا ببینید چه سان با خنجری بنام پول افراد را استثمار میکند و با شعار هر که با ما نیست بر ماست فشار را بر افراد میآورد . ولی رجوی طرفی از این کار بی حاصل نخواهد بست و شکست محتوم و اضمحلال این فرقه در چشم انداز می‌باشد.

لینک به منبع

خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مسلمان-شدن-مسعود-رجوی/

مسلمان شدن مسعود رجوی

مسلمان شدن مسعود رجویمالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، دهم سپتامبر 2020:… در چنین شبهایی ما رو جمع میکنند ونوار مسعود را میگذاشتند وبعدش اخر شب میگویند شما برید یکی یکی با اقای خودتون خلوت بکنید وتعهد را به رهبر عقیدتی بدهید وبخصوص در ایام محرم خیلی مهم برای سلامتی ایدولوژیکی خودتان است .وما رو به تعهد نامه نوشتن میکردند ومسعود این تعهداتی دا که نوشتیم اسمشو گذاشته شناسنامه ی مجاهد خلق .وحتی در شبهای قدر ماه رمضان هم همین بساط را داشتیم وهروقت میگفتیم اخر هرزگاهی باید تعهد نامه بنویسم اگه اعتما د ندارید وشک دارید خلاصم کنید وبفرستید بیرون که راحت بشیم . مسلمان شدن مسعود رجوی

مسلمان شدن مسعود رجویماه رمضان در عراق و آلبانی

مسلمان شدن مسعود رجوی

مالک بیت مشعل، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 08.09.2020

با  عرض سلام خدمت هموطنان

انشالله که در این ایام محرم حسینی اجری که مستحق وشایسته ی آن هستید     الهی امین نصیبتان بشه

مالک بیت مشعل تیرانا آلبانی نجات یافته از مجاهدین خلق

آقای مالک بیت مشعل

میخوام این بار از محرم وعاشورای حسینی که فرقه از آن هم سواستفاده میکرد ومغزها رو شستشو میداد و منافع کثیف خودش را پیش میبرد .در این روزها قبل هرچیز اسم این ایام را به اسم خودشون گذاشتند ومیگویند عاشورای مجاهدین وفقط عزاداری ما بر حق ودرست است وهیچ کس مثل ما نزدیک به امام حسین نیست .ومسعود رجوی دوست اقا امام زمان است .ما ال علی هستیم واین را رهبر عقیدتی مجاهدین گفته .وبرای رهبر عقیدتی رجوی ملعون چنان  نشستی گذاشت که نوارهاشو من دیدم .بخاطر اینکه خودشو رهبر عقیدتی وکیش شخصیتی خودش را تحمیل بکنه وهمه رو گول بزنه وقبولش کنند .که نگو.اینقد این بشر حیله گر هستش که حد وحساب نداره .جلوی ما ودر نشستها طوری حرف میزد که ما انگار میتونیم هر حرفی یا انتقادی یا شکی یا شبه ای داشته باشیم راحت بگیم ولی وقتی نشستش تمام میشد میدیم صد ضابطه گذاشتند وجدید .بگذریم هم میدونن که او کیه ویک شیاد بتمام معنا هستش.یکی روز در همین روزهای محرم بود که با یکی از مسولین برای آماده سازی تزئینات محرم رفته بودیم .من که خلاصه مغز شستشو شده وبه قول خودش مغز نو وجدید بودش که خیلی  تاثیرات خودش گذاشته بود وهمه چی من شده بود مسعود رجوی ملعون بود.بهش گفتم واقعا این خوشبحال ما که این ایام .ایام مجاهدین هستش یه نگاهی به من کرد ولبخندی زد من درلحظه فهمیدم که این  از اونایی که حرف زیاد داره ولی سکوت در پیش گرفته ونمیتونه حرفی بزنه .ازش گفتم لبخندی که زدی خیلی حرفا داره منم لحظه ام را شکار کردم وازش پرسیدم مثل اینکه با حرف من کمی مخالفی .گفت راستشو بخوای اره ولی بین خودمون باشه خوب نیس کسی بشنوه هی باید بری نشست وصدات بزنن وپروژه بنویسی وهی آدما سرت حرف بزنن .گفتم خیالت راحت باشه من ازاون آمادیی نیستم که حرف ببرم وخبر بدم .گفت ایولله .به من گفت اخه برادر عزیز کی گفته این عاشورا ومحرم مال مجاهدین هستش .این همه مسلمان وشیعه وعاشق حسین وهمه کار دارن میکنند کار نداریم که خوب باشه یا بد هر چه باشه بخاطر نیت پاکی که امامشون دارند انجام میدند .اخه مگه تعفه ی نطنزیم که این ایام بزرگ وفرخنده مال مجاهدین باشه .گفتم خب برادر مسعود رهبر عقیدتی گفته .گفت برادر عزیز رهبر عقیدتی همه چی میگه وقرار نیس باور کنیم ودرست باشه راحت بهت بگم اصلا من یکی قبول ندارم به عنوان رهبر عقیدتی ولی سیاسی قبولش دارم .بخاطر همین حرفاشو قبول ندارم .چون حرفهایی که میزنه وربطش مید

ه به ایدولوژِی وآخرش به انقلاب خواهر مریم وچیزهای دیگه اصلا قبول ندارم .ایام محرم چکار به انقلاب مریم داره که وچه سنخیتی  با محرم داره که اینها رو باید قبول کنم .محرم وعاشورا از قدیم الیام وچندین سال است که ادم وعالم دیوانه ی او هستند حالا من بگم این ایام مال من است .با عرض معذرت این کشک گفتن است .

در چنین شبهایی ما رو جمع میکنند ونوار مسعود را میگذاشتند وبعدش اخر شب میگویند شما برید یکی یکی با اقای خودتون خلوت بکنید وتعهد را به رهبر عقیدتی بدهید وبخصوص در ایام محرم خیلی مهم برای سلامتی ایدولوژیکی خودتان است .وما رو به تعهد نامه نوشتن میکردند ومسعود این تعهداتی دا که نوشتیم اسمشو گذاشته شناسنامه ی مجاهد خلق .وحتی در شبهای قدر ماه رمضان هم همین بساط را داشتیم وهروقت میگفتیم اخر هرزگاهی باید تعهد نامه بنویسم اگه اعتما د ندارید وشک دارید خلاصم کنید وبفرستید بیرون که راحت بشیم .واونها شروع میکردند به توضیحات وخلاصه کلی حرفای ایدولوژیکی گفتند که آدم به نقطه ای میرسید ومیگفت عجب غلطی کردم که اینو گفتم .

وهرسال ما بجای واقعا سینه زنی ومحرم گرفتن وعزداری نشست میذاشتند وفقط روز اخر سینه زنی میکردیم وآن هم در سالن ویا محوطه شلوغ وبدبختی که اکثرا هم از بس خسته میشدند وکسل کننده بود میرفتند یه گوش می نشستند وبرای همدیگه تعریف میکردند.وحتی روی سن رفتن مداحها همه مشخص بود واگه توجه کسی بکنه کلیشه ای هستش وهیچ جذابیتی نداره وداد میزنه که بهری سیاسی فقط میخواهند ببرند وبعدش میگویند ما میخواهیم این را از دست رژیم در بیاریم وسالم نگه داریم در حالیکه خودشون از کلی برای منافع کثیف خودشون دارند سو استفاده از این  ایام میکنند .باور کنید که هرچه زمان بگذره هم بیشتر دارم شرم میکنم وهم بیشتر به فاجعه ی این فرقه پی میبرم که خدا آن روز را نیاره که پاشون به قدرت برسه باور کنید خدامیدونه که چه بلایی که سر ایران وایرانی نیارنند .ما که با اینها بودیم وعمرمون دودستی تقدیم کردیم این نصیب ما شد وبه جز آوارگی وبدبختی وعقب موندن از زندگی وهمه چی .چیزی عایدما نشد .

مسلمان شدن مسعود رجوی

تبعیض در تشکیلات رجوی 

***

***

Ghasam Kolyaii MEK AlbaniaIn Albania MEK has ceased all financial support for some of its former members. MEK used to give small payments to some of those who abandoned the cult on condition they do not speak about their experiences in the cult and/or to perform certain activities, such as spying on other former members

حسن حیرانی میهمان تلویزیون مردم تی ویاحسان بیدی فرقه رجوی را افشا می کند. (اگزیت نیوز، آلبانی)

احسان بیدی فرقه رجوی را افشا می کند چرا مریم رجوی به محاق رفته است؟ تاثیر آزادی احسان بیدی بر روابط دولت آلبانی با مجاهدین خلق

Maryam Rajavi AlbaniaOpen Letter to the Negotiators for Albania’s Accession to the EU

همچنین: