تبعیض مثبت یا منفی سر وته یک کرباس هستند

تبعیض مثبت یا منفی سر وته یک کرباس هستند

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیست و هشتم سپتامبر 2017:…  اقای رجوی که هژمونی ورهبری را درخطردید ، انقلاب وتبعیض مثبت رابمیان کشید تا مثل اخوندها نیمی ازجامعه راسرکوب وقدرت خود راحفظ کند . درجای خودش به سرکوبها اشاره خواهم کرد . ما که دردرون مناسبات بودیم ازتبعیض مثبت چیزی جزجنگ روانی وفشاروشکنجه روحی 24ساعته نصیبمون نشد . جواب این …

مجاهدین خلق فرقه رجوی تبلیغ تروریسم و جنایت از تیرانا آلبانینمایش “مسئول اول” در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)!

لینک به منبع

تبعیض مثبت یا منفی سر وته یک کرباس هستند .

خانم مریم رجوی درسخنرانی خود بعد ازانتخابات درونی مجاهدین گفت بعد از این انتخابات ما رژیم راسرنگون وتبعیض را درایران ازبین خواهیم برد !!؟ دراین مقاله به تبعیض میپردازیم ببینیم امکان دارد ؟ ایا شدنی است؟ باکدام تفکرو کانیزم ؟ ایا باتفکر اقای رجوی میشود تبعض را ازبین برد وتفکررجویها چه تفاوتهایی با تفکرحاکمیت دینی یعنی اخوندها درایران دارد ؟ بعد فهم تفاوتها ونقاط مشترک میشود قضاوت کرد.

با زبان ساده اخوند میگه من به زنها میدان نمیدهم چونکه ورود انها به جامعه وکارو….باعث فساد اخلاقی میشود . چون زن درجه دو وعقلش ناقص است درتنیجه نمیتواند درسهم سیاسی نقش داشته باشد . اینطوری زنان میهن ما را طرد ودرحق انها اجحاف وسیاست تبعیض را نهادینه وکلاه شرعی برای ان درست کرده وزنان راسرکوب میکند.هدف چیزی جزحفظ حاکمیت وقدرت نیست .

اما اقای رجوی چی میگه .میگه چون ما انقلابی وطرازمکتب واسلام ناب رامعرفی میکنیم . چپ مارکسیسم هستیم . قصد حل مشگل زنان را داریم، مشگلی که تابحال هیچ کس قادرنبوده ان راحل وشهامت ورود به انرانداشته است. حتی اگه شوروی میخواست خودش را ازفروپاشی نجات بده راه حلش این بود که مشگل زنان وتبعیض جامعه راحل میکرد . دراینصورت فرونمی پاشید یعنی حل مسایل فرهنگی وسیاسی وایدئولوژیک واقتصادی شوروی دراینصورت امکان پذیر بود . انهایی که دردرون مناسبات مجاهدین بودند بارها این سخنان را درنشستها ازاقای رجوی شنیده اند ، حرفهای بنده نیست اینجانب فقط درحال ساده سازی بحث ها هستم ، برای اینکه این تضاد راحل کنیم . درست رودرروی اخوندها باید زنها را درراس کارقرارداده وتبعیض مثبت را درپیش بگیریم ! (دقت کنید میگه تبعیض مثبت ) پس خودش قبول داره واذعان میکنه که درحال تبعیض است یعنی زنها را درراس همه امورقرارداده ومردها هیچ کاره ودست دو شدند . بیان دقیقتروکلمات اقای رجوی هژمونی ورهبری با زنان وشورای رهبری ازاینجا سرچشمه میگیره که بحث انقلاب خودش مثنوی هفتاد من است . ما دراینجا فقط با کلمه تبعیض کارداریم حال شما بگویید تبعیض مگه مثبت ومنفی دارد؟ تبعیض درهرحال ودررابطه با هرجنسی غلط وغیرقانونی ست ان یکی زنها رابه حاشیه میراند این یکی مردها را . ان یکی میگه زنها درجه دو هستند این یکی میگه مردها . ان یکی مردها را ژن خوب واین یکی زنها را ژن خوب قلمداد میکند؟ د رهرحال هردودردستگاه جنسیت ونگرش نژادیست که ازتوی ان ودرزیرمیزهرفسادی که بخواهی شکل گرفته وانجام میشود . دیدیم که درماهیت ودرمحتوا هر دونگرش یکیست ، فرقی باهم نداردند . گرچه درشکل ضد هم هستند ایا میشود با این تفکرات نژادی با بندرول وروبان خوش رنگ تبعیض مثبت اقای رجوی، تبعیض منفی وبدشکل وذق وزننده اخوندی را ازبین برد، خانم رجوی ادعای ان رادراین سخنرانی کرد .

حال اززاویه دیگری این داستان رابررسی میکنیم قصد اوردن قران وحدیث ونهج البلاغه …..راندارم دردرون مجاهدین هرجا لازم بود میاوردم تا نتونند حرفی بزنند . ولی دراینجا فعلا لازم نیست طبق قران که اقای رجوی بسیارمدعی فهم وتفسیران بود وهیچ تفسیردیگری راقبول نداشت . همه را اخوندی وباطل میدونست؟ میگه پوشاندن حق وحقیقت و انکار ان کفر است . ایا درتبعیض مثبت ومنفی ازهردو طرف پوشاندن وانکارنیمی ازجامعه ونادیده گرفتن جایگاه وحل تضاد اجتماعی انها چه فکری فرهنگی وسیاسی واقتصادی کفر نیست . اگه هست پس چطورکافرمیخواهد عدالت برقرارکند درثانی قران میگوید دوگانگی درهرچیزی بخصوص فکری وعملی وپرستش شرک است . ایا تبعیض مثبت ومنفی دوگانگی وتقسیم جامعه به دوجنس شرک نیست واقعیت این است که اقایان بعد عملیات فروغ حرفهای بسیارداشتند . اقای رجوی که هژمونی ورهبری را درخطردید ، انقلاب وتبعیض مثبت رابمیان کشید تا مثل اخوندها نیمی ازجامعه راسرکوب وقدرت خود راحفظ کند . درجای خودش به سرکوبها اشاره خواهم کرد . ما که دردرون مناسبات بودیم ازتبعیض مثبت چیزی جزجنگ روانی وفشاروشکنجه روحی 24ساعته نصیبمون نشد . جواب این سوالات راباید اقای رجوی بعنوان رهبراعتقادی وطراح چنین دیدگاهی بدهد . البته اگه زنده باشد نفرحکومت عرعرستان که سال گذشته گفت فوت کرده . سازمان مجاهدین هنوز پاسخی به ان نداده است، ولی درانتخابات درونی هم خانم مریخی وهم خانم رجوی اول تبریک را به اقای مسعود رجوی گفتند به بیان دیگرهمان موضع گیری بود. البته دیپلوماتیک یعنی زنده است که خیلی خوبه پس میتونه جواب بده . ماهم منتظریم اگه نه خانم رجوی بعنوان همردیف ومسئول انقلاب وپیش برد ان جواب بدهد .

درتوضیح بگویم باشناختی که بنده ازاقای رجوی دارم اگه زنده بود بخاطرانبوه مسایل یک دقیقه هم سکوت نمیکرد. بخاطر یک هزارم حتی بخاطر یک گزارش ساده نشست یک ماهه درکال کنفرانس میگذاشت . چطور الان سه ساله سکوته مگر اینکه ما بپذیریم زنده است واربابان درعرعرستان اجازه نمیدهند . با کودتا وتوطئه کنارودرحبس خانگی البته با همدستی واوکی خانم رجوی نگهش داشته اند.

واما حرف بنده چی بود که دراینده مقاله ای بنام تقدم تخصص برتشکیلات که نام گزارشی بود نوشتم مفصل خواهم نوشت ولی مختصرکه بحث نیمه تمام نمونه بنده معتقد بودم انچیزی که جایگاه هرکسی را مشخص میکنه فارغ ازاعتقاد صلاحیت وظرفیت وتوان حل تضاد مشکلات است. نه زن بودن یا مرد بودن زن ومرد انحرافی وباطل است کارراباید بقول قدیمیها به کاردان سپرد

علی شیرزاد : اروپا

*** 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبین حرمسراداری و خط دادن به دانش آموزان چه رابطه ای برقرار است !ا

مجاهدین خلق مریم رجوی فرقه تروریستی داعش ISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran

Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Regime_ChangePssst, Whisper It, Even Iran’s Enemies Don’t Want Regime Change

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31541

آوردن اسیران جنگ ایران و عراق به اشرف 

 علی شیزاد، فریاد آزادی، بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۷:… خلاصه اش این بود اگه اسیران جنگی را بیاورید فاتحه سازمان مجاهدین خونده شده ومناسبات به فساد وتباهی کشیده خواهد شد وازاینها برای سازمان نیروی جنگی که درنمی اید هیچ بلکه انرژی همه ماها راهم باخودشون میبرند . درجواب گفته شد ما شما راصدا زدیم که درجریان باشید تصمیم گرفته شده . رهبری خودش بهتر از … 

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

محمد رهبر، روز آنلاین: ابریشمچی و زندگی در پیله

لینک به منبع

آوردن اسیران جنگ ایران و عراق به اشرف

درسال۶۸اقای رجوی به چند دلیل تصمیم گرفت با دولت عراق وارد مذاکره واسیرانی را که خودشون مایل بودند رابه اشرف بیاورد.

اول: تموم شدن جنگ :جنگ زمینه فکری وسیاسی ومشروعیت امدن به عراق رافراهم میکرد حالا که جنگ نیست امدن به عراق نامشروع شده بود ودیگرکسی حاضر نبود بیاید

دوم : اتش بس وبسته شدن راه اوردن نیرواز داخل ایران ، صدام دیگراجازه ورود نیروی جدید ایرانی را نمیداد .چون دنبال مذاکره بود نیروی خارج کشوری وهوادارهم که نمی ا مد عمرش را دربیابانهای عراق وفشارها تلف کند .

سوم : چشم اندازسرنگونی ازبین رفته بود ودیگرامکان تهاجم جبهه ای وجود نداشت. رکود برای سالیان حاکم شده بود .

چهارم : رفسنجانی امده وبازی میانه روی ونزدیکی به غرب شروع شد . برای خودش مشروعیت بین المللی خریده وهمه چیز را بگردن خمینی انداخته وجهانی را باخودش برده . سیاست مماشات شروع ومجاهدین ادم بده شده بودند این فضا امکان امدن نیروی جدید را ازبین برده بود

پنحم: دوسوم مجاهدین درجنگ کشته شده بودند . نیروی کمی دراشرف بود ودولت عراق بهایی برای ان بعد شکست درفروغ قائل نبود زیرا اون دیدگاه کلاسیک نظامی داشت

چطوری می شد اینهایی که گفتم راجبران کرد اوردن نیروی جدید انهم درحجم انبوه که فقط ازاسیران جنگی میشداین میزان نیرو را بدست اورد

دراین شرایط یک روز بما افراد قدیمی گفتند بیایید نشست. رفتیم وانجا بحث اوردن اسیران جنگی رامطرح وبرای اولین بارشنیدم شش نفرمخالفت کردیم پنج نفر رسما گفتد اگه اسیران جنگی رابیاورید ما میرویم ورفتند دنبال زندگی خودشون اما بنده ازاین حرفها نزدم ودلیل اوردم ( دراین مقاله وارد دلایل نیمشوم چون درست نیست ) خلاصه اش این بود اگه اسیران جنگی را بیاورید فاتحه سازمان مجاهدین خونده شده ومناسبات به فساد وتباهی کشیده خواهد شد وازاینها برای سازمان نیروی جنگی که درنمی اید هیچ بلکه انرژی همه ماها راهم باخودشون میبرند . درجواب گفته شد ما شما راصدا زدیم که درجریان باشید تصمیم گرفته شده . رهبری خودش بهترازهرکسی میدونه چکارکنه ما نظرشما رانمیخواهیم . گفتم پس چرا به نشست اوردید وچرا میگویید نظرتون چیه خب توسط فرماندهان میگفتید اسیران جنگی می ایند . اسیران را اوردند وازسازمان مجاهدین سابق هیچ چیزی غیر ازیک اسم نموند . انهایی که بودند میدونند چی میگویم گرچه اگر کسی مدعی باشد ان رابازخواهم کرد انهایی که بنده دیده وشاهد یا درجریانش هستم حداقل ۲۰ مقاله میشود اگر کامل بنویسم که کتاب قطوری را خواهیم داشت

دراینجا خوب است به اوردن نیروی جدید که فرزندان خودشون بود هم اشاره کنم . بهشون میگفتند میلیشیا ! عین قبلی تکرار شد وبنده مخالفت کرده وعلاوه بردلایلم تجربه اسیران جنگی راهم یاداوری کردم . گفتند تواپوزیسیون رهبری وسازمان نشد .ایا می شود یک تصمیم گرفته شود وتومخالف نباشی ؟ همه چیزتوزیرعلامت سوال است ! ومعلوم نیست اینجا چکارمیکنی ؟! راستش را اگه بخواهید چون بچه های خودشون بودند حرفهایم بدجوری سوزاند وبعد ها چیزهایی که دیدند وخوندند وشنیدند . هزاربرابربیشترازحرفهای بنده مسوُلین سازمان را سوزاند درنتیجه ادمی فکرمیکرد درخیابونهای شهرقدم میزنه وزندگی میکنه وچیزی بنام سازمان وارتش ونیروی انقلابی رنگ باخته وازیادها رفته است. برای بنده بعنوان نیروی قدیمی که بیش از سه دهه عمرم راصرف وفدای ان کرده بودم بسیار دردناک وکشنده بود . همیشه بخاطراین دومخالفت زیرتیغ بودم وتا تقی به توقی میخورد میگفتند تو تناقض اوردن نیروی جدید راهرگز حل نکردی ، ضدیت ودشمنی بارهبری میکنی . اخرین بار تحریک کردن نفرات بر علیه من واحتمالا کتک زدن بنده پیش اسیران جنگی ومیلیشیاها درنشست از این مسله اب خورد . گفتند ببینید این علی شیرزاد ازروزاول مخالف اوردن شما به سازمان بود هنوز هم هست وبا انقلابی شدن ونجات شما ازجامعه وفسادهای ان ضدیت دارد .هیچ وقت هم اشتباه خودش را نپذیرفته وکماکان روی اشتباه خودش پافشاری میکند. همه که میدونستن حرفهایم درست بوده وهست اینگونه سم پاشی وزهرپراکنی وخنجر زدنها به بنده اثری نمیکرد . کسی رابرعلیه بنده نمیشوراند وفقط خودرا رسوا میکردند . بنده هم درنشستهای مسولین وبا گزارش جواب میدادم خب اگر راست میگویید ازروزاول دلیل میاوردید . هیچ دلیلی بردرستی این دو تصمیم ندارید واگر میخواهید گرچه بیشترازمن میدونید میتوانم هزارفاکت ونمونه بردرستی حرفهای روز اول وفهم درستم بیاورم . انهایی باید اشتباهات رابپذیرند وجوابگوی ان باشند که ما انها رابه خطرات واینده اشنا کردیم . ولی درخود خواهی ونخوت وتکبر نپذیرفتند وفکرکردند که سازمان یعنی خودشون درصورتی که سازمان ماییم . ان رابه هزاربدبختی وشکنجه وقطعه قطعه شدن وصرف روح وروان چند دهه ، عمرودارونداربه اینجا رسوندیم ، ولی یه عده ان رابخود منتسب ومصادره کردند و میکنند. بله واقعیت اینها بود که سالیان گفتیم ونوشتیم وخودراکشتیم ولی مرده که روح نداشت وحالا هم خواهان جوابم جواب درستی حرفها واشتباهات یه عده دیدید درست میگفتم وشمایان درعالم هپروت وکودکانه خود سیر میکردید. نگفتم وننوشتم که شمایان کوتوله های سیاسی هستید دیدید هستید که دراینده کوتوله ها را بیشترخواهیم شناخت…..

ادامه دارد

علی شیرزاد: اروپا

*** 

Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult -Camp Ashraf june 2011

http://youtu.be/2mRG-zoGnAo?list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31479

جمع بندی فروغ 

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیست و یکم سپتامبر ۲۰۱۷:… ما نفهمیدیم چطور درعملیات افتاب وچهلچراغ با نصف جمعیت فروغ ان همه ضربه به دشمن زدیم !؟ میلیارها دلارضرر ودومیلیارد دلار غنایم جنگی اوردیم ، کلی اسیر وکشته ازدشمن با دادن ۴۵ کشته گرفتیم . ذهن ما ها درصحنه جنگ دنبال زن نبود؟ یک دفعه چه اتفاقی افتاد که به فاصله چهل روز ما گرفتار زن شدیم انهم درسرنوشت … 

فروغ جاویدان مجاهددین خلق مسعود رجوی مریم رجویفروغ خاموش جاویدان

انتصاب زهرا مریخی بعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق چگونه و با چه روندی؟ 

لینک به منبع

جمع بندی فروغ

بعد ازچند ماه بلاخره جمع بندی عملیات فروغ شروع شد . دراینجا باجمع بندی نظامی وسیاسی ان کارنداریم درسایت هاشون هست . هرکس خواست میتونه خودش بخونه ،اما یک جمع بندی ایدئولوژیک تشکیلاتی داشت . دران جمع بندی اقای رجوی جواب گزارش بنده وهرکسی که مثل بنده فکر میکرد را اینطوری داد گفت : اگه ما بتهران نرسیدیم دلیلش نظامی وتاکتیکی نبود بلکه به این دلیل بود که شمایان پشت زنهاتون گیر کردید ! نه پشت تنگه چهارزبر وحسن اباد . خداوند هم یقه مرا گرفته وگفت بازن نمیشه برگرد طلاق بده ، خود را صاف وصادق کن ناخالصی ها را دوربریز تا صلاحیت رسیدن بتهران را کسب کنی . دراینجا کمی وارد تحلیل وتوضیح میشم تا براکسانی که اشنایی ندارند قابل فهم وساده بشود .

یک : اقای رجوی اشکال نظامی وتاکتیکی راقبول نکرد چون اگر میپذیرفت میبایست جواب خیلی چیزها رامیداد . ایشون همیشه توسط مسولین وخانم رجوی میگفت رهبری که نباید به ما جواب بده . اوجوابش رابه بالای خودش که خدا باشد میدهد !! چطوری ما که درعرض ۳۵سال نفهمیدیم چگونه یک ادم زمینی به خدایی که بقول خودش وحی را هم قطع کرده است . جواب کارهای روزانه واشتباهات کلان راپس میدهد !؟ اگر کسی میدونه بنده راهم راهنمایی وازتناقض سالیان نجات بدهد . ولی فقیه چی میگه من نماینده خدا هستم وکسی نمیتونه منو انتخاب کنه درنتیجه به اسمان وباد هوا حساب پس میدهم شما این دو حرف راکنارهم گذاشته اگه فرقی دیدید بما هم بگویید که دو دیدگاه وبقول اقای رجوی دواسلام متضاد ورودرروی هم چطوری حرفاشون درمحتوا یکیست خلاصه حساب بی حساب .

دو: خودش که حساب پس نمیدهد هیچ تازه طلبکارما هم هست ! که درگیری ذهنی شما با زن وبقول خود اقای رجوی ان چیزی که در شما ها ول ول میخورد نگذاشت ما پیروز شویم . درنتیجه خدا یقه من گرفته که برگرد !! مگه تو نمیگویی ولی فقیه وخمینی ضد بشر است وضد انقلابی ترین حاکم تاریخ ایران است . عمق چاه باطلش تا بینهایت است ونابود کننده ایران وووووو وخود را انقلابی ترین درجهان ،تنها کسی که ایستاده . و نماینده امام زمان ، نزدیک ترین بخدا بدلیل تقوایی که داری . پاکترین وازجان گذشته ترینها درتشکیلات تو هستند وووو این چه خداییست که یقه تورا بخاطر ذهن ما که درصحنه جنگ به زنهامون فکر کردیم ، ۹۰ درصد ما هم که زن نداشتیم گرفته ، میگه برگرد حق نداری بری وظالم وضد بشر را سرنگون وملتی رانجات بدهی . ایا این خدا با این اوصاف حامی ونگهدار ظالم وضد بشر نیست ودرمقابل دشمن نیروی انقلابی ومردم نیست اگه هست پس چرا میپرستیش واگر نیست این حرفها وتوجیهات چیست !؟

ما نفهمیدیم چطور درعملیات افتاب وچهلچراغ با نصف جمعیت فروغ ان همه ضربه به دشمن زدیم !؟ میلیارها دلارضرر ودومیلیارد دلار غنایم جنگی اوردیم ، کلی اسیر وکشته ازدشمن با دادن ۴۵ کشته گرفتیم . ذهن ما ها درصحنه جنگ دنبال زن نبود؟ یک دفعه چه اتفاقی افتاد که به فاصله چهل روز ما گرفتار زن شدیم انهم درسرنوشت سازترین جنگ ، بودونبود. تو باید جواب بدهی که مجاهدین تو چه ریل پس پسکی ایدئولوژیکی را درعرض چهل روزطی کردند . ازاسمان به قعرچاه افتادند ؟ توبعنوان رهبر متوجه این پس رفت وحشتناک وضد انقلابی نشدی ؟ اگر بخواهم تناقضات دستگاه را بشمارم زیاد است ولی واقعیت این است اقای رجوی: درتاکتیک وطراحی اشتباه کرد ! وبجای پذیرش اشتباهات بحث زن را بوسط کشید تا حساب پس ندهد ، جلوی ریزش وفروپاشی رابگیرد که خودش بارها گفت اگه انقلاب نبود فرو می پاشیدیم!! بنده که حرفم را زده بودم ویکبارهم قبل و بعد حمله امریکا گفتم که به انهم خواهیم رسید کاری که بعد سی سال به ان تن داد وبه اروپا امد

درجمع بندی انواع مارکها واتهامات را نصیب وحواله ما کرد، که شورایی ها و تعدادی که ضربه خورده هستند ودلشون هوای خارجه کرده میگویند عراق راول کن برو اروپا.اما ما مثل گروه ها واشخاص دیگری نیستیم که صحنه جنگ راترک ودرکناررود سن بنشینیم قهوه خوری ومزخرفات ببافیم ، هرکس میخواهد برود وبریده وکم اورده وبرای مزدوری ورژیم دلش تنگ شده برود .خارجه یعنی رژیم وبس ! یعنی الان طبق گفته خودت خارجه اومدی رژیمی هستی .!؟.ودرضربه تحلیل نداریم ! همه شما ضربه خورده هستید ، یعنی اینکه حق تحلیل ندارید . هرکس هم که می ماند باید وارد انقلاب شده وانقلاب کند . منهم اشتباه کردم دیربه حرف مریم گوش دادم . انقلاب راهم درمقدمه گفتم روح وروان وعشق وعلاقه باید نابود شود . جایش را رهبر بگیرد! که دراینده بیشتربا روح وروان انقلاب کرده اشنا خواهیم شد. بعدا گزارشی نوشته وبارها هم شفاهی به مسولین گفتم بنده حق تحلیل دارم وان راحق خودم میدونم . ازحق خودم هم کوتاه نمیایم اگه کسی خوشش نمیاید رسما بگوید ، فلانی توازتحلیل وفهم عمق مسایل محروم هستی که چنین حرفی راهم نمیتونستند بزنند. من که درپشتیبانی بودم ، بقول خودشون چون ادم ایدئولوژیکی بودم . که قبلا گفتم کشکیات بود، صدا زده وگفتند اینجا بدلیل اینکه ایدئولوژیک تنظیم نمیکنی میروی یگانهای رزمی . اینطوری دوباره مسولیت افتابه لگنی را که بما داده بودند گرفتند . دریگانهای رزمی بدون مسولیت شروع بکارکردم اینها فکرمیکردن اگب با سیاست هویج وچماق تنظیم کنند بقول خودشون بنده که مثل گاو هفت من شیرمیدهم. یک دفعه بایک لگد همه را زمین میریزم ازحرفهای حقم دست برداشته ،مثل گاو عموحسن همیشه شیرم را با دولا شدن ودست به سینه ویا زانو زدن میدهم وهرکاری کنند ازگلویشون بیرون نمیکشم…..  

ادامه دارد

علی شبرزاد : اروپا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31447

بیماری وانتقال به پشتیبانی 

علی شیرزاد، فریاد آزادی، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… دوم نوشتم ازاین ببعد ما درعراق هم نظامی وهم سیاسی قفل وکاری نمیتونیم بکنیم . چون راه جنگ بسته وبا اوردن نمونه حرفهای امریکایی ها درباره صدام که درایران شنیده بودم نتیجه گرفتم که درنهایت امریکا صدام راسرنگون وما ضررمیکنیم . بهترین راه برای ما این است تا دیرنشده خودرا ازعراق بیرون کشیده … 

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) (گزارش کامل بعلاوه پیوست ها)

لینک به منبع

بیماری وانتقال به پشتیبانی

بخاطر فشارها واسترس معده ام به خونریزی افتاد وبه بیمارستان منتقل شدم ۱۶٫روزدربیمارستان بودم یک نفربه ملاقات من نیومد درصورتی که پشت سرهم به ملاقات سایرین با انواع خوراکی ها میامدند . کمی حالم خوب شد به مقربرگشتم . بعد از چند روزمراصدا زدند ، گفتن چون ادم ایدئولوژیک هستی وسازمان هرکسی رابه پشتیبانی نمی فرستد، ما تصمیم گرفتیم که تو را به پشتیبانی بفرستیم. ازطرف دیگه تونفرفنی هستی ودرانجا تضادهای بشتری حل میکنی پس تو را به سیستم پشتیبانی منتقل می کنیم . من هم میدونستم که بحث ایدئولوژیک حرف کشکی است، ولی فنی راقبول داشتم گفتم بحالم فرقی نمیکند ، هرجا تشخیص میدهید که مفید هستم میروم . من برای کمک وخدمت به مبارزه اومدم .به قسمت پشتیبانی رفتم اینهم برایم واضح وروشن بود که بخاطردرگیریها مرا ازصحنه نظامی دورمیکنند، چون اعتماد ندارند . وقتی رفتم متوجه شدم افرادی مثل بنده ازجمله علی زرکش وتعدادی ازفرماندهان قدیمی ونیروهای زمان شاه که خلع رده تشکیلاتی شده بودند درستاد پشتیبانی هستند .عملیات فروغ شروع شد ، تاکتیک جنگ شهاب واربود. همان شب اول ما نیروهای پشنیبانی را باانبوهی کارگفتند ول کنید وبروید به صحنه ، نمیدونستم چرا وقتی رفتم خبرهائی که میدادند این بود که نیروها درحال وارد شدن به شهرهمدان هستند! شب بود وما بی اطلاع هوا که روشن شد دیدم صحنه طبق خبرها نیست به فرمانده گفتم ماالان درچه نقطه ای هستیم ؟ اگه درحال وارد شدن به همدانیم چرا نیرویی که باید وارد همدان بشود هنوز دراسلام اباده است ؟ دوما صحنه چرا اینقدربهم ریخته است گفت راه بیافت باید بریم صحرای حسن اباد ! رفتیم وباانبوهی کشته ازدوطرف و کلی مجروح وخودروهای بمباران شده وسوخته روبرو شدم ! رفتیم جلو دیدم ارتش گیرکرده ودرحال تلاش برای بازکردن راه ازطریق جاده است . اززمین وهوا گلوله وموشک وبمب می بارد .نیروهای رژیم ازدوطرف درحال محاصره هستند به فرمانده گفتم اینکه خیلی روشنه که حرکت شهاب وارتاکتیک شکست خورده است ، وقتی جاده بسته خب ازدوطرف تنگه حمله ودشمن رادوربزنیم ومحاصره رابشکنیم . گفت برای ما خط وخطوط مشخص نکن تاکتیک رهبری درسته ! ما هم براساس ان میجنگیم وگفتم مشخص نمیکنم ، شما به بالا پیشنهاد بده چند نفری هم گفتند ولی گوش بازی وجود نداشت . درنهایت شکست خورده به اشرف برگشتیم ، دراشرف فهمیدم خیلی ازنفرات همین حرف مرا درتیپهای دیگرگفته اند ولی کسی گوش نکرده است . گزارشی بالا بلند با انواع دلایل برای اقای رجوی نوشتم وروی دو موضوع انگشت گذاشتم .

یک اشتباه بودن تاکتیک شهاب وار ونیزه ای ! که خالق ان خود اقای رجوی بود. گفتم من شک ندارم اگه تاکتیک را درهمان ساعات اولیه تغیروتاکتیک گسترش درمیدان جنگ ودورزدن تنگه را درپیش میگرفتیم الان درتهران بودیم . دلیل شکست تاکتیک غلط نظامی واصلاح نکردن ان درصحنه جنگ بود . یعنی خود اقای رجوی وتاکتیکش راعامل شکست معرفی کردم

دوم نوشتم ازاین ببعد ما درعراق هم نظامی وهم سیاسی قفل وکاری نمیتونیم بکنیم . چون راه جنگ بسته وبا اوردن نمونه حرفهای امریکایی ها درباره صدام که درایران شنیده بودم نتیجه گرفتم که درنهایت امریکا صدام راسرنگون وما ضررمیکنیم . بهترین راه برای ما این است تا دیرنشده خودرا ازعراق بیرون کشیده ، درخارج ازعراق فعالیت سیاسی کتیم بهترمیتوانیم بارژیم بجنگیم .مشروعیت بین المللی هم داریم ببینید چه غوغا ودردسری برای بنده پشت این گزارش خوابید…ادامه دارد

علی شیرزاد :اروپا

***

Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Regime_ChangePssst, Whisper It, Even Iran’s Enemies Don’t Want Regime Change

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31408

کتک زدن اسیر جنگی 

علی شیرزاد، فریاد آزادی، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…بعد از مدتی ازانجا به اشرف رفتیم وعملیات افتاب شروع شد ، درعملیات درکنارفرمانده بودم که سربازی رابعنوان اولین اسیربه قسمت ما اوردند . فرمانده شروع کرد اسیرجنگی رابا فحش ومشت ولگد کتک زدن ! با دیدن این صحنه شوکه شدم که مجاهد خلق بااسیرجنگی اینطورتنظیم میکند ؟ رفتم جلو وسربازرا از دست فرمانده نجات دادم واعتراض به فرمانده که چرا میزنی … 

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsپشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

لینک به منبع

کتک زدن اسیر جنگی

وارد اموزشها ی اولیه شده وبه قرارگاه دیگری نقل مکان کردیم . درانجا همه رابرای نشست صدا کردند وبمن نگفتند که موضع چی هست … وهیچ توضیحی هم ندادند ، که کل قرارگاه کجا میرود تو میمونی . دوستی درگردان داشتم یواشکی بهم گفت میخواهیم برویم نشست برادر( مسعود رجوی) ، منهم که جدید رفته بودم طبعا خیلی علاقه داشتم بعد سالها رهبرم راببینم ولی مرا نبردند. دراسایشگاه نشسته بودم یکی از افرادی که درقراگاه بود به من مراجعه کرد . اورابرای اولین با ر میدیدم امده وگفت فرماندهانت فرصت نکردن بگویند یا توجیح کنند ! من مسئول حفاظت قرارگاه هستم تازمانی که برگردند من فرمانده توهستم . برویم درمقرما مستقر می شوی . چهارروزبعد افراد از نشست برگشتند . بعدا فرماندهان که خبرش را یکی از هم محفلی هایم بهم داد ، گفته بودند اشتباه کردیم علی را نبردیم اینطوری او را ازسازمان دورکردیم درست میگفتند با این برخورد بین من وسازمان ورهبریش که همه چیزم بود زمانی ! کیلومترها فاصله افتاد . این برخورد اولین عکس العمل مادی صحبتها وگزارشهایی بود که نوشته بودم .اینطوری انتقام گرفتند ومرابعنوان کسی که با سازمان اختلاف دارد معرفی کردند . کسانی که دردرون مناسبات بودند میدونند چه ایزولاسیونی برای نفر درست میشود . بعد از مدتی ازانجا به اشرف رفتیم وعملیات افتاب شروع شد ، درعملیات درکنارفرمانده بودم که سربازی رابعنوان اولین اسیربه قسمت ما اوردند . فرمانده شروع کرد اسیرجنگی رابا فحش ومشت ولگد کتک زدن ! با دیدن این صحنه شوکه شدم که مجاهد خلق بااسیرجنگی اینطورتنظیم میکند ؟ رفتم جلو وسربازرا از دست فرمانده نجات دادم واعتراض به فرمانده که چرا میزنی اولا ما مجاهد خلقیم ، دوما اواسیرجنگیست ،سوما طبق قران واسلام که بهش معتقدیم مجار به این کار نیستمی . وچهارم طبق قوانین بین المللی اجازه چنین کاری را نداریم . برگشتیم به قرارگاه همان روزاول گزارش نوشته وصحنه را بازگو واعتراضم را دوباره مطرح و انتقاد کردم . فردای انروز دیدم تعدادی بهم گفتند دستت دردنکنه مزدوررژیم راخوب حالشوجا اوردی ! درحقیقت ازبالا کتک زدن اسیر را منتسب به بنده کرده هم فرمانده را دربردند هم بنده را مقصرقلمداد کردند! که این دستت درد نکنه ها تبلیغات منفی برعلیه بنده بود . نشست تیپ شروع شد بلند شده هم به عمل فرمانده اعتراض کردم ،هم به افرادی که با تکه انداختن دستت درد نکنه را میگفتند . افرادی که شاهد صحنه بودند را مخاطب قرارداده گفتم مگه شما انجا نبودید چرا حرفی نمیزنید ؟ اوضاع خرابترازاین حرفها بود که من تازه وارد فکرش رامیکردم وما زیرفشاربیشتررفتیم وبیشترایزوله شدیم …..

ادامه دارد

علی شیرزاد:اروپا

***

همچنین:
 https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31364

اولین انتصاب مسئول اول واعتراض به اقای مسعودرجوی

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، دوازدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… گزارشی برای اقای رجوی نوشتم که این چه شیوه کاراست چند ماه به انتخاب مونده شما درهرنشست ومسئولین ۲۴ساعته درحال تبلیغات برای خانم اروانی هستید شما بگوئید دستورتشکیلاتی وایدئولوژیک است خانم اروانی مسئول اول بنده هیچ حرفی ندارم وتماما اطاعت میکنم ولی وقتی صحبت ازانتخابات است معنی ومفهوم خودرا دارد و ریل … 

مریم رجوی خشونت ترور قتل و جنایت از تیرانا آلبانی نمایش “مسئول اول” در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)!ا

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRICouncil of Foreign Relations, 2014: Mujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

لینک به منبع

اولین انتصاب مسئول اول و اعتراض به اقای مسعودرجوی

علی شیرزاد

آقای علی شیرزاد

 چون دردرون مجاهدین مسئول اول انتخاب کردند بهتراست به ان پرداخته بعدا داستان خود راادامه میدهم گفتند چون کارهای خانم رجوی زیاد است میخواهیم یکی راانتخاب کنیم تا خانم رجوی تماما وقتش صرف انقلاب شما وارتش بشود .درهمین راستا درنشستها طرف حساب اقای رجوی خانم فهیمه اروانی بود وتعریف وتمجید ازاو ، مسئولین هم درمیان نیروها کارشون همین بود یعنی درحال جا انداختن مسئول اولی اروانی وخط دادن به نیروها که چه کسی باید مسئول اول بشود وشما هم به کی باید رای بدهید بنده یک گزارشی برای اقای رجوی نوشتم که این چه شیوه کاراست چند ماه به انتخاب مونده شما درهرنشست ومسئولین ۲۴ساعته درحال تبلیغات برای خانم اروانی هستید شما بگوئید دستورتشکیلاتی وایدئولوژیک است خانم اروانی مسئول اول بنده هیچ حرفی ندارم وتماما اطاعت میکنم ولی وقتی صحبت ازانتخابات است معنی ومفهوم خودرا دارد و ریل کاراینه چندنفررامعرفی میکنند انها هم امده وتضادها ومشکلات رامیگویند وراه حل میدهند ونیروها شنیده ودرروزرای گیری هرکی ازنظرخودشون صلاحیت بیشتری داشت انتخاب میکنند این شیوه که شما درپیش گرفتیدانتصابات است نه انتخابات چون بنده هیچ گونه شناختی روی خانم اروانی وبقیه ندارم ونمیدونم چه تضادهایی راحل کرده اند که مسئول اول بشوند درنتیجه بنده به هیچ کس رای نمیدهم ولی بخاطر اینکه فضا خراب نشود همراه باجمع شرکت کرده ورای سفید به صندوق میاندازم شما بعنوان رهبردرجریان باشید اصول فکری واخلاقی بنده ایجاب میکنه که شما را درجریان همه مسایل خود قراربدهم وهمیشه همین کارراکردم وباز میکنم گزارش را فرستادم درنشست بعدی اقای رجوی برای اینکه مخالفت دردرون مشخص نشود جواب مرا اینطور داد وگفت تعدادی ازاعضای شورا خواهان انتخابات مسئول اولی شدند بنده به انها میگویم من هرگزتن به انتخابات دردرون سازمان نمیدهم وبعدهم شروع کرد طبق معمول ازلنین وکارهای او واینکه لنین چطوری با زور و ضرب توانست درانتخابات رهبری بلشویکها برجناح منحرف درون حزبی پیروز شود ما سرنوشت مردم وسازمان رابه انتخابات نمی سپاریم شورا بهانه وشلیک به سمت بنده بود وهمانجا خود رابرای تحمل فشارهای بیشتراماده کردم که بعدا مسئولیتی که ارزش افتابه وقیف نفت راهم نداشت وبه بنده داده بودند که دیگران مسئله دارنشوند راهم ازما گرفتند وفشارها رابیشترکردند که درجای خودش اشاره خواهم کرد چون مجموعه بهم پیوسته است ونمیشود فشارها راجدا جدا نوشت بله انتخابات درسازمان کشک وپوشالی بیش نیست همه چیزازبالا اماده ودیکته میشود وپایین بدون هیچ حقی فقط باید اجراکند ویا اینکه پی همه چیز را به تن ناقابل که مال رهبریست بمالد کسانی دربیرون مجاهدین این حرفها راباوروبخورد دیگران میدهند که پول میگیرند مثل شورایی ها وسیاستمداران ازرده خارج که این حرفها منبع درامدشونه ما که دردرون خانه بودیم فقط اش دهانمون رامیسوزوند

علی شیرزاد: اروپا

*** 

فروغ جاویدان مجاهدین خلق مسعود رجوی مریم رجویاگر اشرف را می شناختند، قدم به آنجا نمی گذاشتند!ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31198

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است / اما چه سود حاصل گلهای پرپر است (قسمت اول از سوم)

علی شیرزاد، فریاد آزادی، چهارم سپتامبر ۲۰۱۷:… بنده درسال۵۰با اسم سازمان مجاهدین اشنا شدم درسال۵۳بایکی ازنفرات تماسم برقرارشد که درسال۵۴دردرگیری کشته شد درتظاهرات ضدسلطنتی با اکیپ های سازمان بودم سال ۶۱دستگیروسال۶۶ازطریق ترکیه با خودسازمان به عراق رفتم وسال۹۳ازسازمان خارج شدم دراخرین نشست به مسولین گفتم میروم با من کارنداشته باشید منهم کارندارم ولی اگه …

لینک به منبع

شرم از نگاه بلبل بی دل نمی کنید / کز حجر گل نوای فغانش به حنجر استگیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است / اما چه سود حاصل گلهای پرپر است

از آن زمان که آیینه گردان شب شدید / آیینه ی دل از دم دوران مکدر است

فردایتان چکیده امروز زندگی است / امروزتان طلیعه ی فردای محشر است

وقتی که تیغ کینه سر عشق را برید / وقتی حدیث درد برایم مکرر است

وقتی ز چنگ شوم زمان مرگ می چکد / وقتی دل سیاه زمین جای گوهر است

وقتی بهار وصله ناجور فصلهاست / وقتی تبر مدافع حق صنوبر است

وقتی به دادگاه عدالت طناب دار / بر صدر می نشیند و قاضی و داور است

وقتی طراوت چمن از اشک ابرهاست / وقتی که نقش خون به دل ما مصور است

وقتی که نوح کشتی خود را به خون نشاند / وقتی که مار معجزه ی یک پیمبر است

وقتی که برخلاف تمام فسانه ها / امروز شعله، مسلخ سرخ سمندر است

از من مخواه شعر تر، ای بی خبر ز درد / شعری که خون از آن نچکد ننگ دفتر است

ما با زبان سرخ و سر سبز آمدیم / تیغ زیان برنده تر از تیغ خنجر است

این تخته پارها که با آن چنگ می زنید / ته مانده های زورق بر خون شناور است 

….. 

(بخشی از غزل مثنوی امیرحسین خوشنویسان سبزواری متخلص به “بیداد خراسانی”)

چندنوشتار رابه مقدمه اختصاص میدهم وسعی میکنم درسه نوشتارتمام بشود وبعد وارد مسایل اصلی میشوم بنده درسال۵۰با اسم سازمان مجاهدین اشنا شدم درسال۵۳بایکی ازنفرات تماسم برقرارشد که درسال۵۴دردرگیری کشته شد درتظاهرات ضدسلطنتی با اکیپ های سازمان بودم سال ۶۱دستگیروسال۶۶ازطریق ترکیه با خودسازمان به عراق رفتم وسال۹۳ازسازمان خارج شدم دراخرین نشست به مسولین گفتم میروم با من کارنداشته باشید منهم کارندارم ولی اگه کارداشته باشید منهم عکس العمل نشون میدم دراین سه سال انواع اذیتها راکرده است درصورتی که یک کلمه بر علیه انها ننوشتم وتماما سکوت کردم ولی دیگه شورشو دراورده ومرامجبور به جواب دادن کرد

فیس بوکهای بنده موجود هست که تماما برعلیه حاکمیت دینی حاکم برایران است دراولین انقدرپیج های خودشون راروی صفحه میگذاشتند ازهواداران تا شورا تا ازکارانداختن صفحه که کلا بمدت یکسال واندی فیس بوک راتعطیل کردم الان هم که شش ماه پیش دوباره راه اندازی کردم چند بارفیس واینستاگرام راهک وازکارانداختند که هربارجدیددرست کردم وتوسط هوادارانش اذیت میکنه

ادامه دارد

علی شیرزاد : اروپا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31228

اخلال در ریل کار پناهندگی با شیوه هویچ و چماق (قسمت دوم از سوم)

علی شیرزاد، فریاد آزادی، ششم سپتامبر ۲۰۱۷:… پلیس درخروجی هواپیما مراد ستگیر کرد دربازجویی اولیه اسم واقعی را نگفتم بهم گفتند ببین اسم تو اینه ازفلان کشورمیایی وقبلا هم جزمجاهدین بودی ما از روی لباسها ونوع ساکی که داشتی واطلاعات تورا داده بودند دستگیرکردیم…یک نفرازهمان کشوربامترجم امده ودوباره پیشنهاد هواداری رامطرح وگفتند پناهندگی راخیلی زود درست میکنیم البته باحقوق ماهیانه … 

لینک به منبع

اخلال در ریل کار پناهندگی با شیوه هویچ و چماق

 به یکی از کشورها ی اروپایی که وارد شدم پلیس درخروجی هواپیما مرادستگیر کرد دربازجویی اولیه اسم واقعی رانگفتم بهم گفتند ببین اسم تو اینه ازفلان کشورمیایی وقبلا هم جزمجاهدین بودی ما از روی لباسها ونوع ساکی که داشتی واطلاعات تورا داده بودند دستگیرکردیم نمیگویم کارمجاهدین بوده ولی مسایل بعدی مرابه شک میاندازد ازانجاخارج وغیرقانونی به کشوردیگری رفتم درانجا چند بار دوستانه توسط تعدادی بهم پیشنهاد دادند که دوباره بعنوان هواداربامجاهدین کارکنم وانها پناهدگی مرا درست کرده وخرج ومخارج مرا میدهند بنده قبول نکردم وقتی این کارها افاقه نکردتوسط یک نفرازهمان کشوربامترجم امده ودوباره پیشنهاد هواداری رامطرح وگفتند پناهندگی راخیلی زود درست میکنیم البته باحقوق ماهیانه گفتم اگه قبول نکنم چی جواب داد مجاهدین انقدرقدرت دارند که نگذارند درهیچ کشوراروپایی پناهندگی بگیری منهم جواب دادم اگه انقدرقدرت داشته باشید که مرایک میلیون بارتکثیر کنید وهرکدام را ازپایتخت اینجاتا میدان ازادی ایران به تیر چراغ برق اویزان کنیدویا اگه مجبورباشم اب جوی اروپا رانوشیده وازسطل زباله غذا پیدا کرده نوش جون میکنم ودرخیابونها میخوابم ودرنهایت اگه مجبورباشم برمیگردم ایران وباافتخارمیروم بالای دارولی هرگزبدلیل خیانتهای سالیان مجاهدین به خودم دیگرنزدیک مجاهدین نمیشوم وطرف راروی صندلی میخکوب کردم طرف هم گفت ازکشورما قطعا بیرونی امیدوارم بتونی جای دیگری پناهندگی بگیری وبادست روی شونه ام زد وگفت خوشم اومدازاستواری وایستادگیت وبکشوردیگری رفتم دراینجا هم توسط هواداراش مستمرتلفن وپیامهای مختلف درکدام کشوروشهری پناهندگی چی شدماهم جواب سربالا دادیم تا اینکه مدتیه شروع کرده توسط هواداراش پیام میده ومیخوادازطریق چت بامن کارسکسی کنه واحتمالا بخیال خودش درشبکه های اجتماعی پخش کنه ماهم بهشون گفتیم خدا خیرتون راجای دیگه بده وجدیدا هم شروع کرده پیغام میده که ادرس بهت میدیم بیا با مارابطه سکسی برقرارکن که هربارگفتیم بروید دنبال کارتون به این دلایل که مارادرسه سال گذشته بحال خودمون ول نکرده وبدتربه کارسکس روی اورده ومیخواد ازان استفاده سیاسی کنه منهم براساس صحبتی که باخودشون کردم ازاین ببعد باهاشون کاردارم اقایون درعصرحجرزندگی میکنند وگرنه درکجای دنیا سکس جرمه وزشت الا درکشورها وسازمانهای مرتجع مثل خودشون وایران وعربستان که همه باهم یک قماشند البته زیرچادر وروسری هزارکارانجام میشودبنده هم باقسمت سیاسی واستفاده ابزاری ان کارداشتم ونوشتم نه بخاطرپیشنهادات…

ادامه دارد 

علی شیرزاد . اروپا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31289

فهم دو ضد ارزش درون مناسبات مجاهدین درابتدای ورود (قسمت سوم از سوم)

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، نهم سپتامبر ۲۰۱۷:… یک دعوای اساسی وکلا تنظیم رابطه ها فرق کرد طوری که احساس کردم اینها جای مرا با دشمن عوض کرده واشتباه گرفته اند وبعنوان مجاهدی که امده تا جانش رافدا کند نگاه نمیکنند ومیدونستم بخاطرجوابهای ترکیه وسوالات است شب اکیپی که باهم رفته بودیم را صدازدند مسئول نشست طوری صحبت میکرد که دیدم هیچ روح وروانی وقلبی دراین ادم نیست گفتم … 

لینک به منبع

فهم دو ضد ارزش درون مناسبات مجاهدین درابتدای ورود (قسمت سوم و آخر)

۱)نظرت درباره بنی صدرچیست :جواب بنده اوراقبول نداشته وندارم وخط حمایت ازاودربرابرخمینی بخاطر شقه رژیم را هم درفازسیاسی برای سازمان نوشتم که درست نمیدانم وعلی رغم دستور تشکیلاتی به بنی صدرهم رای ندادم والان هم همان نظر سابقم رادارم ازایران به ترکیه رفتم شب اول مرا صدا کرده وگفتند یک اکیپ ۱۸نفره میروید به عراق که مسولیت این اکیپ با تو است گفتم قبول گفتند ولی شرط وشروط داره وانهم اینه که باید سبیلهایت رابزنی گفتم اولا سبیلهایم همیشه انکادر شده ومرتب است دوما مسولیت درسازمان براساس صلاحیت است نه شکل وشمایل باشکلم چکاردارید طرف که دراروپا زندگی کرده ونمیدونست که بنده هفتاد من کتاب خونده هستم وفکرمیکرد با ادم پشت کوهی طرفه گفت لنین گفته منم حرفش راقطع کرده جواب دادم اولا ما بلشویک نیستیم دوما شرایط ما با شوروی فرق داره سوما بنده تروتسکی نیستم که بخواهم دامن پوشیده به عراق بروم طرف که ازجوابم جا خورده بود گفت باشه پس بعدا صحبت میکنیم فراصبح مرا صدا زد ، گفت تومسئول اکیپ نیستی وبعنوان یک نفر میروی گفتم هدفم خدمت به مردم است ودنبال فرماندهی وامثالهم نیستم اینجا اولین چیزی که به ذهنم زد این بود که خیلی ارزشها درسازمان جای خودرابه چیزهای دیگه داده که بنده ازانها خبرندارم این فقط یک نمونه است خدا اخرش را بخیرکنه رفتم عراق انجا یک برگه جلوام گذاشتند که چند سوال داشت که به دوسه تا ازسوالات اشاره میکنم

۲)نظرت درباره صدام حسین:صدام حسین رامتجاوز وشروع کننده جنگ ودست اوبه خون ملت ایران الوده است وخمینی درپناه همین جنگ ودرپرچم عراق ما مجاهدین را پیچونده وتیرباران میکرد وعامل اصلی کشتار ما عمل کرددولت عراق است واگراین جنگ نبود وضعیت ما الان طوردیگری بود واگه منهم به عراق اومدم فقط بخاطرمبارزه واستفاده اززمین است نه چیز دیگر

۳)نظرت درباره انقلاب ایدئولوژیک:چون میدونستم اگه بنویسم داستانها خواهم داشت ازجواب طفره رفته وبرای بعد گذاشتم ونوشتم چون درایران بودم وخبرندارم بماند وقتی اگاه به ان شدم انوقت نظرم را میدهم

مرا صداکرده ویک دعوای اساسی وکلا تنظیم رابطه ها فرق کرد طوری که احساس کردم اینها جای مرا با دشمن عوض کرده واشتباه گرفته اند وبعنوان مجاهدی که امده تا جانش رافدا کند نگاه نمیکنند ومیدونستم بخاطرجوابهای ترکیه وسوالات است شب اکیپی که باهم رفته بودیم را صدازدند مسئول نشست طوری صحبت میکرد که دیدم هیچ روح وروانی وقلبی دراین ادم نیست گفتم ببخشید اینطور که شما صحبت میکنید احساس میکنم ما نباید روح وروان داشته باشیم ادمی درلحظه اول که ازمادرمتولد میشه دنبال مادرشه ودرسینه اونه که ارامش میگیره وازشیر اون میخوره وخدا انسان راطوری خلق کرده که ازمادروخانواده جدایی ناپذیره ماچطوری عشق به خانواده را ازوجودمون پاک کنیم من میتونم کما اینکه امدنم به عراق هم همینه بخاطرمردم ازهمه چیزدل بکنم ولی نمیتونم عشق به خانواده را ازبین ببرم اگه بتونم دیگه عشق بمردم بی معنی وبراچی باید جانم رافدای مردمی بکنم که احساس نسبت به انها درمن ازبین رفته ووووومسئول مربوطه درجواب گفت روح وعشق بخانواده ازبین میرود بدرک به جهنم ما رهبری را داریم وهرچیزی غیر ازاین حرام است ومنهم سکوت کرده وفردای انروز نوشتم اینطوری نمیتونیم درکنارهم زندگی کنیم لطفا مرا با فلانی که قراره به شهرما بره به ایران بفرستید منهم تا رسیدم دوبرابرمخارجتون رامیدهم فلانی براتون میاره دو روز بعد بجای ایران مرا به یکی ازقرارگاهها فرستادند وما هم ان را دلیل برحسن نیت تلقی کرده وموندگار شدم ولی چیزی که ازانموقع درذهنم شکل گرفته اینه که عشق وعواطف درمجاهدین نابود شده است ودلیل انهم چیزی جزانقلاب ایدئولوژیک نیست قبلا اگه یکی سرش دردمیکردبقیه میمردند ان ارزشها دیگه نیست این دومین اثارمنفی بود که دردرونم شکل گرفت

اینکه میشنوید بخانواده میگویند الدنگ ومزدورنه بخاطر الان ودرخواست دیدن فرزندان است این ریشه درانقلاب دارد که دربالا اشاره کردم اینها ازابتدا دنبال خشکوندن روح وعاطفه وعشق بخانواده بودند حرف مسئول مربوطه خیلی واضح وروشنه بدرک وجهنم دراینده به بی روحی وبی عاطفگی این جماعت یعنی مسئولین بالای سازمان بیشترخواهیم پرداخت…ادامه دارد 

علی شیرزاد : اروپا

*** 

مصاحبه آقایان احسان بیدی و منوچهر عبدی، نجات یافتگان فرقه رجوی در تیرانا با کانال ایمپکت در آلبانی

IMPAKT 90 – MKO organizate demokratike apo sekt diktatorial

https://youtu.be/gF77NmR6a9U

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31146

زمینه سازان و جاده صاف کنهای واقعی کشتارها در اشرف و لیبرتی 

end-of-mojahedin-khalq-in-iraq-bbc-8قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، پاریس، اول سپتامبر ۲۰۱۷:… عباس داوری گزارشهای جاسوسان و مزدوران عراقی سازمان در بغداد را در مورد زمان و مکان حملۀ احتمالی به آمریکاییها و محل و موقعیت و مشخصات افراد مقاومت عراق را به من می داد و من آنها را به فارسی ترجمه می کردم که بعد فهمیدم آنها را می دادند به بخش کاویان (روابط با آمریکاییها) که آنها را به انگلیسی ترجمه می کردند و آنها را برده … 

رجوی نفرات را در لیبرتی به قصد به کشتن دادنگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

فاجعه کمپ اشرف نوزدهم فروردیدرگیری های ۱۰ شهریور ۹۲ در پادگان اشرف

لینک به منبع

به مناسبت سالگرد کشتار تروریستی و جنایتکارانۀ ۱۰ شهریور سال ۹۲ اشرف

زمینه سازان و جاده صاف کنهای واقعی کشتارها در اشرف و لیبرتی:

مخالفین ومنتقدین یا مسئولین سازمان مجاهدین؟

نقش روابط خارجی مجاهدین در عراق در زمینه سازی کشتارها با دشمن تراشی و تحریک و بهانه دادن به تروریستها و با دخالتهای مستمر در امور عراق

به قلم: قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین در عراق

در چهارمین سالگرد کشتار تروریستی و جنایتکارانۀ اشرف در دهم شهریور ۱۳۹۲ در رابطه با زمینه سازان واقعی این کشتار خونین باید بگویم: معصومه ملک محمدی که از ۲۵ سال پیش تا کنون مسئول بخش روابط خارجی و در زمان صدام حسین مسئول ارتباط با دولت عراق بود، بعد از سرنگونی صدام حسین نیز همچنان به عنوان مسئول روابط خارجی سازمان در اشرف یعنی روابط با عراق و عراقیها و آمریکاییهای اشغالگر باقی ماند و همراه با دستیار و مشاورش عباس داوری (رحمان) مشغول دخالت روزانه در امور عراق و تلاش برای ایجاد تفرقه و بهم زدن اوضاع عراق و تقویت دسته بندیهای ضد دولت عراق و جلوگیری از هرگونه ائتلاف و وحدت برای تشکیل دولت آشتی ملی و دامن زدن به اختلافات و درگیریهای داخلی و جاسوسی علیه مقاومت عراق در برابر آمریکاییها به سود آمریکایی ها و دادن اطلاعات مقاومت عراق به آمریکاییها و جعل اطلاعیه و بیانیه به فارسی ترجمه شده به عربی!! به اسم عراقیان و درست کردن امضاهای تقلبی و جعل آمار و ارقام دروغین مبنی بر حمایت ۵ میلیون و ۳ میلیون عراقی و… از باقی ماندن سازمان در عراق که بعد با اخراج از اشرف معلوم شد هیچ حمایتی نداشته اند به علاوۀ گروه سازیها و ایجاد جمعیتها و تشکلهای موهوم عراقی که مطلقا وجود خارجی نداشتند و تبلیغ پولی آنها با بیانیه های جعلی حمایت از باقی ماندن در عراق در مطبوعات آن کشور وو… بودند، و همین دخالتها و کارهای جعلی به اسم عراقیان که مردم و دولت و حتی اپوزیسیون آن کشور خوب می دانستند که این حرفهای سازمان مجاهدین است و نه مردم عراق (مانند درخواست باقی ماندن ارتش آمریکا در عراق و پروژۀ تألیف و ترجمۀ کتابهای داستان و پخش آنها در میان نوجوانان و جوانان عراق بوسیلۀ آمریکایی ها مبنی بر اینکه حمله به آمریکاییها تروریسم و کار رژیم ایران می باشد و آمریکایی ها می خواهند کشورتان را از نفوذ رژیم ایران نجات بدهند و باید در عراق بمانند وو…) و پی بردن عراقیان به این اقدامات خائنانه و کثیف بود که آنها  بویژه دولت و نیروهای عراقی را دشمن مجاهدین و از آنها بیزار کرد بطوریکه کار به جلسۀ پارلمان عراق در اعتراض به این دخالتها و نشان دادن نشریۀ مجاهد عربی در تلویزیون توسط سخنگوی دولت عراق کشید که طی آن با خواندن عناوین نشریه مبنی بر خیمه شب بازی خواندن انتخابات عراق و دخالتهای دیگر در امور عراق و نشان دادن عددها و حروف فارسی و رد پای اصطلاحات مجاهدین خاص فرهنگ ایرانی و فارسی در بیانیه های صادر شده به اسم عراقیان که در مطبوعات عراق آگهی پولی کرده بودند و… فضای دشمنی و ضدیت با حضور سازمان در عراق به علت کارهای خلاف قوانین آن کشور که از رهبری سازمان سر می زد ایجاد شد و دست تروریستها را برای کشتار مجاهدین و جنایتهایشان در این ده سال بویژه کشتار اخیر در اشرف باز نمود. خودخواهی ها و توهینهای معصومه ملک و معاونش عباس داوری در بخش روابط حارجی به شعور عراقیان در این ده سال اخیر بود که اینهمه دشمن در عراق برای مجاهدین تراشید بطوریکه موقع اخراج از اشرف و اینهمه کشتارها و جنایتها علیه افراد سازمان و ساکنان اشرف مطلقا از دفاع و حمایت عشایر و قبایل و شیوخ و رؤسای آنها به عنوان همسایه های اشرف که اکثرا هم مسلح هستند خبری نشد علیرغم اینکه آنهمه سالها در اشرف تغذیه شدند و مهمانیها و جشنهای پرخرج و پولهای هنگفت به آنها داده شد با انبوهی وقت و انرژی زنان و مردان اشرف و با کارهایی شاق و پر رنج و زحمت برای عشایر و شیوخ آنها که بعضیهایشان نیز به زنان اشرف طمع می کردند.

لذا دست رهبری سازمان مجاهدین با خط و خطوط وسیاستهای یاد شده اش در رابطه با عراق و تحولات و دولت آن بویژه مسئولین بخش روابط خارجی آن و در رأس آنها معصومه ملک محمدی نیز بر خونهای ریخته شده در اشرف آغشته است زیرا کار این بخش به مسئولیت معصومه ملک محمدی که در حالی مسئول امور عراق در سازمان شده بود که به اعتراف خودش در صحبتهایش با ما در لیبرتی کوچکترین اطلاعی نه از زبان عربی و نه از فرهنگ عراق و مردم عراق و عرب ندارد همراه با دستیارش عباس داوری کارشان دشمن تراشی و عامل برافروختن کینه ها و دشمنیها در میان عراقیان و نیروهای آنها و دولت عراق علیه مجاهدین بوده و با توهینهایشان به عراقیان و پروژه های دخالت روز مره شان در امور عراق و تلاشهایشان و اعلام بسیجهایشان برای سرنگون کردن دولت عراق (از جمله پروژه سین چهل یعنی سرنگونی دولت مالکی در چهل روز!!! در سال ۱۳۸۶) و جاسوسیهایشان علیه عراقیان به سود نیروهای آمریکایی تماما به دستور شخص رجوی و در اجرای رهنمودهای او و اصرار رجوی و رهبران سازمان بر باقی ماندن در عراق و در اشرف و عدم تخلیۀ کامل اشرف به بهانۀ «اموال»!! زمینه را برای حملات فرقه ها و گروههای مذهبی تروریستی در عراق علیه مجاهدین در اشرف و لیبرتی و کشتار مجاهدین ساکن آنها هموار کرد.

اینجانب که به مدت ۲۵ سال در قرارگاههای مختلف سازمان در عراق و بیشتر در اشرف و بغداد در بخش روابط خارجی سازمان بودم بارها در این ده سال اخیر یعنی بعد از سرنگونی دولت سابق عراق و اشغال این کشور توسط ارتش آمریکا نتایج و آثار منفی این پروژه های ضد عراقی و دخالتهای آشکار و با مباهات!! در امور داخلی و کشمکشها و اختلافات مذهبی و ملی و سیاسی عراق بر روی سرنوشت مجاهدین و تبدیل شدن این تقلبها و گروه سازیها و تبلیغات و فعالیتهای غیر قانونی مداخله جویانه بر ضد خود ما یعنی ساکنان اشرف آنهم از نوع و با سبک همان تبلیغات که در اروپا و آمریکا می کردند و تبلیغ عربی حمایتها از مجاهدین توسط سران اروپا و آمریکا بویژه جنایتکاران جنگی ارتش و اطلاعات آمریکا که در میان ملت عرب بویژه عراقیان به علت جنایتهایشان در حق آنها منفور هستند را به خانم معصومه ملک محمدی و مسئول بخش روابط خارجی و دستیارش آقای عباس داوری یادآور می شدم و با نامه های متعدد حتی به خود مسعود رجوی خطر این نوع دخالتها و نامه ها و بیانیه ها با فرهنگ مجاهدین و به سبک تبلیغات غربی یعنی دشمنان عرب و عراق و برگزاری مراسم و جشنها به مناسبتهای مذهبی شیعی و دعوت شیعیان عراق به اشرف و راه انداختن سینه زنی و نوحه خوانی آنها در مسجد اشرف و خواندن زیارت عاشورا در برابر آنها توسط مجاهدین آنهم با بلندگو که صدایش را مردم اطراف تا کیلومترها می شنیدند زیارتی که آشکارا ابوبکر و عمر و عثمان در آن مورد لعن قرار می گیرند و به هیچوجه خود شیعیان عراق به علت حضور سنی ها این زیارت را نمی خوانند و به خلفای راشدین لعنت نمی فرستند، و دامن زدن به اختلافات بین شیعه و سنی با دعوت از سنی ها از سوی دیگر و در مناسبتهای مذهبی و تشویق آنها به نماز خواندن در پشت امام شیعه یا بر عکس در مسجد اشرف!! به عنوان ایجاد وحدت بین شیعه و سنی در عراق!! وو…

بله خطر این کارها بر روی جان و مال مجاهدین در اشرف را یاآور می شدم و حتی یک بار در نشست داخلی پنجاه نفرۀ روابط خارجی در اشرف بلند شده ضمن اعتراض به معصومه ملک محمدی که حرف مسعود رجوی مبنی بر اینکه عراقیان وحشی هستند و همان عربهایی هستند که دخترانشان را زنده به گور می کردند و… تکرار می کرد  خطر این کارها و دخالتها و جعلیات فریبکارانه به اسم عراقیان و توهین به آنها و به شعور آنها را یادآور شدم ولی در جواب و به جای توجه به انتقادهایم با داد و فریادهای رایج معصومه ملک محمدی و عباس داوری و دشنامهایشان  در همان نشست روبرو شدم.

عباس داوری گزارشهای جاسوسان و مزدوران عراقی سازمان در بغداد را در مورد زمان و مکان حملۀ احتمالی به آمریکاییها و محل و موقعیت و مشخصات افراد مقاومت عراق را به من می داد و من آنها را به فارسی ترجمه می کردم که بعد فهمیدم آنها را می دادند به بخش کاویان (روابط با آمریکاییها) که آنها را به انگلیسی ترجمه می کردند و آنها را برده وبه آمریکاییها می دادند تا آنها را از خطر مرگ برهانند و به نیروهای مقاومت عراق هم ضربه بزنند!!. اما کثیفترین پروژه در خوشخدمتی به آمریکاییها که من خودم شاهد آن بودم در تابستان سال ۸۵ بود که ماهها طول کشید و آن نوشتن قصه ها به عربی در سه گروه سنی کودکان و نوجوانان و جوانان عراقی مبنی بر تروریست نشان دادن حمله کنندگان به آمریکاییها و اینکه آنها مزدوران رژیم ایران هستند و تبلیغ اینکه اشغالگران آمریکایی نجات دهندگان آنها از رژیم ایران می باشند و باید در عراق باقی بمانند و مهربان و خادم نشان دادن آمریکاییها برای چاپ و توزیع این قصه ها توسط آمریکاییها در مدارس و دانشگاهها و ورزشگاهها و مراکز جوانان عراق بود. این قصه ها با پولهای کلان طبق محورهایی که آمریکاییها تعیین کرده بودند توسط دو نویسندۀ عراقی نوشته می شد و متن عربی آنها را به من می دادند  تا آنها را به فارسی ترجمه کنم (حتی در یک ماهی  که در آنموقع در بیمارستان اشرف بستری بودم با آوردن کامپیوتر به بیمارستان که ممنوع بود مرا به کار ترجمه این قصه های عربی به فارسی و قصه هایی هم که در این راستا و برای این پروژه توسط آرمان نفیسی با نقاشی نوشته می شد از فارسی به عربی بدون اجازۀ پزشکان وادار می کردند حتی شب با بیدار ماندن تا صبح علیرغم اینکه قرصهایی که می خوردم خواب آور بود تا کار سریع و در مدتی که به آمریکاییها قول داده بودند تمام شود)، من مسأله دار شده بودم و غر می زدم که چه نیازی به ترجمۀ این قصه ها به فارسی هست، بعدا توسط بچه های بخش سیاسی (قسمت رابطه با آمریکایی ها) مطلع شدم که این ترجمه های من به آنها داده می شود و آنها این قصه ها را از فارسی به انگلیسی ترجمه می کنند و حسین مدنی که رابط سازمان با آمریکاییها بود آنها را برای چک و اوکی (تأیید) به آمریکاییها می دهد تا ضمنا از کیفیت کار سران فرقه در خدمت به آنها مطلع شوند! ولی سر انجام به علت مخالفت داخلی و کارشکنی مخفیانۀ من و چند نفر از بچه های ضد رجوی در داخل سازمان که هنوز هم آنجا هستند و خودداری نویسندگان عراقی از ادامۀ همکاری در نتیجۀ افشاگری مخفیانه که ما در نزد آنها کردیم و هدف و سیر این پروژه را به آنها گفتیم (علیرغم پولهای کلانی که سران فرقۀ رجوی به نویسندگان عراقی می دادند) و قطع همکاری ناشر عرب طرف قرارداد در خارج که با خواندن مضمون قصه ها به هدف آنها پی برده بود این پروژه شکست خورد و به انجام نرسید.

بنابراین از رهبری سازمان مجاهدین و بویژه نوچه هایش در خارجه که مخالفان سیاستهای رهبری سازمان و منتقدینش را زمینه سازان کشتارهای اشرف و لیبرتی وانمود می کنند باید پرسید با توجه به این دخالتهایتان در امور داخلی عراق و پروژه های ضد عراقی و دشمن تراشیهایتان در عراق آیا زمینه سازان و جاده صاف کنهای واقعی برای کشتار مجاهدین شما بودید و هستید که سالها بر نگهداری عزیزان مردم ایران در جهنم عراق اصرار داشتید و یا مخالفان و منتقدین همین خط مشیهای غلط و ضد مجاهدی و سیاستهای دشمن تراشی شما در عراق کدام؟!.. آنهم منتقدین و مخالفانی که پیگیرانه خواستار و تلاشگر انتقال افراد گرفتار در عراق بحران زده وقتلگاه روزانۀ خود شهروندان عراقی،بوده اند و انواع تهمتها و دشنامهایتان را به جان خریدند.

Résultats de recherche d'images pour « ‫کشتار 10 شهریور اشرف‬‎ »

*** 

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

همچنین:

  •  علی شیرزاد، فریاد آزادی، نهم سپتامبر ۲۰۱۷:… یک دعوای اساسی وکلا تنظیم رابطه ها فرق کرد طوری که احساس کردم اینها جای مرا با دشمن عوض کرده واشتباه گرفته اند وبعنوان مجاهدی که امده تا جانش رافدا کند نگاه نمیکنند ومیدونستم بخاطرجوابهای ترکیه وسوالات است شب اکیپی که باهم رفته بودیم را صدازدند مسئول نش

     فریاد آزادی، هفتم سپتامبر ۲۰۱۷:… مگر میشود که کسی که بخواهد خودش را نجات دهد نتواند از حصارها خودش را درببرد . فرقه در اشتباه کامل ونادانی کامل بسر میبرد وقتی چشم خیلی ها با دنیای بیرون وواقعیتهای بیرون باز شده دیگر نمیشود آنها را در قوطی به قول خودشان استریلیزه نگه داشت . دنیاش جبر فرقه بر نفرات وانسانهای بیگناه به پایان رسیده ، حتی 

    علی شیرزاد، فریاد آزادی، ششم سپتامبر ۲۰۱۷:… پلیس درخروجی هواپیما مراد ستگیر کرد دربازجویی اولیه اسم واقعی را نگفتم بهم گفتند ببین اسم تو اینه ازفلان کشورمیایی وقبلا هم جزمجاهدین بودی ما از روی لباسها ونوع ساکی که داشتی واطلاعات تورا داده بودند دستگیرکردیم…یک نفرازهمان کشوربامترجم امده ودوباره پیشنهاد هواداری رامطرح وگفتند

     فریاد آزادی، پنجم سپتامبر ۲۰۱۷:… شیوه کار ارگان جنگ سیاسی که بعضا با اسم ستاد داخله و….  چنین است ،یک نفر میفرستند به محل کارت و شروع به احوال پرسی میکنند بعد میگویند میدانی رژیم چقدر در رابطه با افراد داخل مناسبات دروغ میگوید . میگویند ما آزادی فردی نداریم . ما تحت فشار تشکیلات هستیم و فشار روحی برما زیاد است وووووو،اگه همانجا بیان ب

    Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesفریاد آزادی، چهارم سپتامبر ۲۰۱۷:… از فروشگاهک فرقه در لیبرتی یک شلوار و تی شرت خریده بودم که وقتی آن را پوشیدم دیدم که همه مسئولین دارند چپ ،چپ نگاه می کنند پس از چند لحظه به دفتر احضارم کردند و با لحن خیلی بدی بهم تذکر دادند که این فرم ارتش نیست و نباید بپوشی گفتم که فرم ارتش را

     فریاد آزادی، اول سپتامبر ۲۰۱۷:… اری ،چرا اعضا حاضر به ادامه وهمکاری ودادن تعهد مجدد نیستند ؟ چرا بایستی خود رهبر فرقه وارد شود ؟ با مشخص کردن زمانبندی از آنها در خواست کند . از طرف دیگر خود ملکه نیز با گذاشتن نشستهای کوچک با اعضای رده پایین ! و متوسط بدون حضور فرمانده هان ، خود وی تک به تک بدنبال این افراد باشد . اینها سئوالاتی است که هر

    فریاد آزادی، سی و یکم اوت ۲۰۱۷:… رجوی راستی صبح به صبح خودتو توی آیینه اصلا نگاه میکنی ؟ چی میبینی ؟ غیر از هیولا چیز دیگری میبینی ؟ میگن آدم توی تنهایی جلوی آیینه با وجدان خودش حرف میزنه گرچه من بعید میدونم تو اصلا وجدان داشته باشی . منظورم وجدان و شرافت است . گرچه به قول خودت دستگاه تو مرد سالاره هیج کدوم رو نداری 

    فریاد آزادی، نوزدهم اوت ۲۰۱۷: ….هر کجا که برادر مجاهدی در کنارشان بود وا می ستادند میگفتند من ۳ تا لحظه داشتم یا اینکه ۱۰ لحظه داشتم . مهم نبود نفر چه کسی همراهش می باشد . مثلا برای خود من پیش آمده بود صد مرتبه که نفرات بالای ۴۰ سال سابقه دارد میامدند میگفتند ما لحظه داشتیم ، من از خجالت آب میشدم که نفری که ۴۰ سال سابقه دارد بیاید جلوی من این 

     فریاد آزادی، هفتم اوت ۲۰۱۷:… این سازمانی که دم از جامعه بی طبقه توحیدی میزند که من هم چند صباحی باور میکردم ، میگفتم که مسئولین بیشترین عذاب را میکشند ، شاید هم شرایط انها بدتر از ما باشد . یک روزدر محوطه ایستاده بودم ، دیدم که یکی ازمسئولین کیسه زباله شان را آورد در مکان ذباله دانی خالی کرد . بعد که رفت گفتم چک کنم ببینم ما الان بادمجا

     فریاد آزادی، چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:… مگر شما نیستید که به نفرات پول می دهید، مقاله ها را جلوی آنها می گذارید و از آنها سوال  می کند که اینها را کی نوشته هر که بگوید جایزه دارد ! اگر دروغ است پس این بازی ها چی هست . روزی که از فرقه بیرون آمدم با خودم عهد کردم واقعیت را بیان کنم به هیچ عنوان مطالبی به دروع نگویم . بدلیل اینکه سالیان که درون تشکیل

    alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviسعید زمانی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در حیرت این بودیم که چه شده  نفر مهمی به این سطح یک دفعه از فرقه کشید بیرون دلیل این بود که این علامه که به سخن خودش فریب حرفهای زیبای آنها را خورده است واینکه از هر که میپرسیده دل از شکوه وشکایت از این رهبران خودکامه فرقه میزند واینک