تحریم انتخابات از سوی مجاهدین (فرقه رجوی) و پارادوکسهای موجود در آن

تحریم انتخابات از سوی مجاهدین (فرقه رجوی) و پارادوکسهای موجود در آن

 Iran_Election_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_2017ایران دیدبان، دهم آوریل 2017:… مهمتر از واکنش‌های بین‌المللی اما تحولات داخلی است که درست در نقطه مقابل شعار تحریم نشان از مشارکت جویی مردم در تمام آحاد آن دارد، پدیده‌ای که  دار و دسته رجوی در مواجه با آن چاره ای جز تکرار هذیان گویی‌های تکراری مانند خالی بودن صندوق‌های رأی‌گیری و اتهام همیشگی تقلب و ارائه اطلاعات دروغ … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

انتخابات ریاست جمهوری، نمایش انزوای باند رجوی 

تحریم انتخابات از سوی مجاهدین و پارادوکسهای موجود در آن

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجوی

19 فروردين 1396

باند رجوی با انواع و اقسام شیوه‌ها می‌کوشد تا نمایشی از حضور فعال و مداخله گر خود در امور سیاسی به نمایش بگذارد، گاه با برگزاری شوهایی که تنها ویژگی آن حضور برخی سخنرانان خارجی است و گاه با مصاحبه با معارضین سوری و در عین حال تکرار مواضع هر کشور و نهادی که ضد ایران سخن بگوید. اما برخلاف چنین نمایش‌هایی، صحنه سیاست ایران اعم از داخلی و بین المللی، نشانگر انزوا و از دور خارج شدن رویکرد و دیدگاه گروه تروریستی مجاهدین است. 

یکی از مهمترین رویدادهایی که این انزوا را برجسته کرده و به نمایش می گذارد، رویداد انتخابات و به ویژه انتخابات ریاست جمهوری در ایران است. باندرجوی با مواضع قبل، حین و بعد انتخاباتی خود همواره در صدد بوده است تا انتخابات در ایران را غیرآزاد، بدون استقبال مردم و غیر رقابتی نشان دهد که مردم و جامعه جهانی باید آن را تحریم کرده و از کنار آن بی اعتنا بگذرد.

اما حقیقت این است هم مردم و هم جامعه جهانی به شدت علاقمند و نگران این انتخاباتند و از آن متأثرند. مثلاً اقدام نمایندگان سنای آمریکا در خارج کردن یک لایحه ضدایرانی از روند قانونگذاری به دلیل تبعات احتمالی آن بر روی نتایج انتخابات در ایران به عنوان یک نمونه فوق العاده قابل توجه است. از دستور خارج شدن این لایحه که از سوی نمایندگان به شدت تندروی سنا و علیه برنامه موشکی و سپاه پاسداران تهیه شده بود در حالی بود که از قضا مجاهدین با سعایت‌های فراوان کوشیدند تا زمینه اقدامات ضدایرانی، آن هم در ایام انتخابات را به همین بهانه فراهم آورند.

جا دارد تا همین جا به موضع گیری سنای آمریکا در باره قرارداد شرکت هواپیمایی آسمان با شرکت بوئینگ برای خرید هواپیما اشاره کنیم که حتی از سوی ضدایرانی ترین چهره سنا یعنی سناتور مک کین که مجاهدین از سمپاتیزانهای وی به شمار می روند نیز قانونی دانسته شد که طبعاً به جز آنکه خشم رهبری مجاهدین را برانگیخت، نشانی از انزوای رویکرد آنان است. 

بازگردیم به موضوع انتخابات و این موضوع قابل طرح که در عین حال که مجاهدین تبلیغات فراوانی می کنند تا نشان دهند هیچ جناح میانه رویی در صحنه انتخابات ایران وجود ندارد، جهان و به ویژه اروپا با نگاهی واقع بینانه اعتقاد راسخ دارد که نه تنها جناح میانه رو در سیاست ایران وجود دارد، بلکه بایستی از سیاستهایی که آن را تضعیف می‌کند پرهیز نمود که به معنای بی اعتنایی به رویکرد مجاهدین و نادیده گرفتن دیدگاههای نامعقول آن است، تا آنجا که باندرجوی ناگزیر از تفسیر «سراب استعماری» در مقابل نگاه غرب است! 

مهمتر از واکنش‌های بین‌المللی اما تحولات داخلی است که درست در نقطه مقابل شعار تحریم نشان از مشارکت جویی مردم در تمام آحاد آن دارد، پدیده‌ای که  دار و دسته رجوی در مواجه با آن چاره ای جز تکرار هذیان گویی‌های تکراری مانند خالی بودن صندوق‌های رأی‌گیری و اتهام همیشگی تقلب و ارائه اطلاعات دروغ در باره میزان شرکت کنندگان از سوی نهادهای نظارتی نخواهد داشت.

جالب این که دستگاه تبلیغاتی باندرجوی با وجود کانالیزه کردن همه مطالب و درج دهها مطلب کلیشه ای و تکراری در رسانه اش نیز نتوانسته است بر واقعیت حضور و مشارکت مردم در انتخابات سرپوش بگذارد و ناگزیر از اعتراف به آن شده است. به عنوان نمونه نگاه کنید به مطلبی مندرج در سایت همبستگی ملی با عنوان « رژیم میخواهد شما ابرویش را بزک کنید، چشمش را کور کنید.» به قلم حسین پهلوان که در آن برخلاف تمام دروغهای دستگاه تبلیغاتی مجاهدین، به نقش مردم در انتخابات اذعان شده است. به گوشه ای از آن که هم مبین توجه بین المللی و هم مشارکت مردم در انتخابات است توجه کنید:

چرا جو گیر می‌شوید ای ملت شریف؟

مگر این باندهای دزد همیشه در حاکمیت چه فرقی باهم دارند؟… روحانی هم مثل اسلاف خود ملت ایران را چهار سال سر کار گذاشت که دوره‌اش این روزها سر می‌رود. او قرار بود ” 100 روزه معضلات کشور را اعم از اقتصادی و بیکاری و حقوق بشر… را سر سامان دهد “؛ و حالا هم دارد خود را برای چهار سال دیگر با تبلیغات و آمار سازی‌های جعلی با وعده برجامهای جدید شق‌القمر کند.

حالا مانده ملتی که هم رهبر و هم رئیس‌جمهورش از خود سلب مسئولیت می‌کنند. رأی دادن به درد چی می‌خورد؟

درواقع برگزاری این خیمه‌شب‌بازی برای جبهه مماشات و استعمار از شام شب واجب‌تر است چون ماه‌ها سنگ برجام که اکنون به سم در جام تبدیل شده را بر سینه زدند و بر طبل توخالی ” اعتدال ” کوبیدند تا قراردادهای میلیاردی با رژیم را برای مردم کشورهای خود، مشروع جلوه دهند…اما برای گرم نگه‌داشتن تنور انتخابات مثل تنور جنگ بقول شیخ روحانی “باید هیجان و شوق مردم ایجاد کرد “. نتیجه رأی‌گیری هرچه باشد از کوزه همان تراود که نیاز جبهه مماشات و رهبر در اوست. درنهایت  با ضریبی چند برابر نتیجه انتخابات را بر روی میز مماشات گران می‌گذارد تا تضمین امنیتی از غرب دریافت کند البته با مقداری ناچیز چند تریلی دلار و طلا.»

سرانجام اعتراف می کند که صحنه انتخابات در ایران متکثر و آزاد است و مردم نیز در آن شرکت می کنند، ـ تا آنجا که از پشت عینک باندرجوی آن را ریسک بود و نبود می‌داند و می‌نویسد :

«رژیم می‌داند که برای داغ کردن تنور انتخابات باید چند چهره را وارد میدان کند. اگر نکند که می‌داند کسی برای رأی دادن نمی‌آیند تاکنون هم رژیم با همین بازی “رأی اعتراضی” تعدادی را به میدان نمایش انتخابات البته به کمک رادیوتلویزیون‌های بیگانه آورد؛ اما چاره‌ای ندارد باید برای ماندن در حکومت این ریسک بودونبود را بپذیرد تا تضمین امنیتی یک دوره دیگر را دریافت کند.»

و سر آخر از مردم عاجزانه می خواهد که در این انتخابات شرکت نکنند و در خانه خود بمانند: « کار بسیار آسان اینستکه در روز نمایش انتخابات هر کاری را انجام دهید به‌جز رأی دادن. مطمئن باشید در تغییر دوران این بزرگ‌ترین و راحت‌ترین کاراست.»

به هر روی این بار نیز همانند گذشته انتخابات ریاست جمهوری با شوق و شور فراوان و با شرکت گسترده مردم برگزار خواهد شد و دنیا نیز انجام و نتایج آن را مشتاقانه تعقیب خواهد کرد و باردیگر دار و دسته رجوی منزوی تر خواهند شد. طبیعی است که چنین رویدادی منشاء هرچه بیشتر مشروعیت و ثبات حاکمیت ایران در عرصه بین المللی باشد و بنابراین مخالفان آن را به شدت بی اعتبار و نامشروع سازد.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28890

افسر سابق سیا: مجاهدین، فرقۀ تروریستی منفور در ایران 

 ایران دیدبان به نقل از نشنال اینترست، بیست و نهم مارس ۲۰۱۷:… یک افسر سابق سیا، مجاهدین را جزئی از افسانه های افراطی دربارۀ ایران دانست که خصوصاً مربوط به سیاست آمریکاست و میگوید تغییر رژیم انقلابی در ایران یک احتمال قابل توجه در آینده نزدیک است. پل پیلار از افسران ارشد سیا است که در سال‌های گذشته در اندیشکده‌های مطرح آامریکایی … 

No matter how anti-Iran, the US Govt will never openly support the Mojahedin Khalq cult

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

افسر سابق سیا: مجاهدین، فرقۀ تروریستی منفور در ایران

۰۸ فروردین ۱۳۹۶

یک افسر سابق سیا، مجاهدین را جزئی از افسانه های افراطی دربارۀ ایران دانست که خصوصاً مربوط به سیاست آمریکاست و میگوید تغییر رژیم انقلابی در ایران یک احتمال قابل توجه در آینده نزدیک است.

پل پیلار از افسران ارشد سیا است که در سال‌های گذشته در اندیشکده‌های مطرح آامریکایی فعالیت دارد. وی در مقاله اخیر خود در مجلۀ نشنال اینترست نوشت: این افسانه همچنین میگوید که جمهوری اسلامی با یک فشار اندک از بیرون، فرو میریزد و با رژیمی که مورد پسند ما باشد جایگزین خواهد شد.

این توهم تقریبا در تمام دورۀ جورج دبلیو بوش حاکم بود و این دولت نهایتاً سیاست رد توافق با ایران را پیش گرفت و به جای آن در جهت منزوی کردن و اعمال فشارهای اقتصادی از طریق تحریم ها تلاش کرد. نرسیدن به نتایج مطلوب در مقابل تحریمهای روزافزون پس از چند سال، نشان از بیهودگی این سیاست داشت.

تحریمها تنها زمانی به کار آمد که دولت بعدی در آمریکا اقدام به مذاکره با ایران کرد. در این زمان بود که تحریم ها به عنوان یک برگ برنده برای به نتیجه رساندن مذاکرات استفاده شد.

پیلار در ادامه نوشت: این افسانه غالباً با این اعتقاد در ارتباط است که گروه های تبعیدی ابزاری برای تغییر سریع و کامل رژیمها هستند. بسیاری از آنهایی که امید به تغییر رژیم در ایران دارند، بر همین اساس به مجاهدین خلق امید بسته اند، فرقۀ تروریستی که هیچ محبوبیتی در ایران ندارد.

این نویسنده افزود: امروزه افسانه های دیگری دربارۀ ایران به گوش میرسد که حاکی از تغییر رژیم است. این افسانه ها در میان اعضای کابینه ترامپ در کاخ سفید و کارکنان شورای امنیت ملی دست به دست میشود. این افراد معتقدند که افزایش فشارها از بیرون میتواند نتایج مثبتی در ایران به همراه داشته باشد.

پیلار این باور را اشتباه خواند و گفت اینها توجیهی است برای اینکه این افراد میخواهند ایران را برای همیشه منفور و منزوی نگه دارند.

وی ادامه داد: ایران به هیچ وجه نزدیک به یک تحول سیاسی که در قالب یک انقلاب جدید یا ضدانقلاب تعریف شود، نمی باشد، حتی اگر فشارها از بیرون بیشتر شود. در عرصۀ سیاست ایران، مخالفتها و تعارضات بسیاری وجود دارد که احتمالاً به تغییر سیاسی بیانجامد. ولی اکثر مردم ایران انگیزه ای برای یجاد یک انقلاب جدید ندارند.

هم ملت و هم دولت ایران نشان دادند که در مقابل سختیهایی شدیدتر از تحریمهای آمریکا تحمل میکنند و آن را در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق ثابت کردند. لذا قطعاً اگر فشارها و تنبیهات از سوی یک قدرت خارجی بر این کشور اعمال شود، هم مردم و هم دولت از خود مقاومت سرسختانه ای نشان میدهند.

*** 

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2Wesley Martin at a paid gathering of Mojahedin Khalq Rajavi cult promoting Saddam’s Private Army

NEW YORK, NY - JANUARY 11: President-elect Donald Trump speaks at a news cenference at Trump Tower on January 11, 2017 in New York City. This is Trump's first official news conference since the November elections. (Photo by Spencer Platt/Getty Images)

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28791

مجاهدین خلق هنوز آماده مبارزه هستند (اعتصاب غذای نمادین و شاهین قبادی)ا 

 Michael-Ware-Shahin-ghobadi-Mojahedin-Khalq-MEKایران دیدبان به نقل از نشنال جئوگرافی، پانزدهم مارس ۲۰۱۷:… او به همراه تیم خود به برلین می رود با این امید که آن دختران را در آنجا ببیند. شاهین قبادی هم به آلمان سفر می کند و آنها را به تماشای یک «اعتصاب غذای نمادین» مجاهدین می برد. ویر این برنامه را جزئی از جنگ تبلیغاتی مجاهدین می خواند که هدف آن جذب اعضای جدید و حمایت است. ویر معتقد … 

محمد شریفی تحت تعقیب امریکا در قرارگاه رجوی در پاریسMojahedin Khalq (MEK, NCRI) fugitive Mohamad Sharifi inadvertently filmed at Maryam Rajavi’s HQ

Michael Ware with MEK Mojahedin Khalq Rajavi cult NCRIMichael Ware discovers Mojahedin Khalq, MEK hasn’t abandoned belief in armed struggle 

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

مجاهدین خلق هنوز آماده مبارزه هستند

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویMichael Ware’s Journey To Find Members Of The MEK He Interviewed More Than A Decade Ago Takes Him

مایکل ویر، روزنامه‌نگار استرالیایی که در دوران جنگ آمریکا در عراق خبرنگار جنگی مجلۀ تایم بود، در اروپا به دنبال موضوع مجاهدین خلق رفته است.

مایکل ویر که اکنون برای نشنال جئوگرافی کار می کند، یک مجموعه مستند ۸ قسمتی برای این شبکه تهیه کرده است. وی در یک قسمت از این مجموعه به موضوع مجاهدین خلق پرداخت. او به دنبال اعضایی از مجاهدین می گردد که در سالیان ابتدایی جنگ آمریکا در عراق با آنها ملاقات کرده است.

در سال ۲۰۰۵ که مایکل ویر به عنوان یک خبرنگار جنگی در عراق حضور داشت، سری به کمپ اشرف زد که در آن زمان تحت کنترل ارتش آمریکا بود. وی از آنجا فیلم گرفت و با تعدادی از زنان مجاهد مصاحبه کرد. او هم اکنون پس از ۱۲ سال در پی آن است که ببیند مجاهدین چه می‌کنند، چه هستند، چه تعداد از آنها باقی مانده و چه کسی از آنها حمایت می کند. او همچنین می خواهد دخترانی را که در سال ۲۰۰۵ در اشرف دیده، بار دیگر ملاقات کند.

مایکل ویر سفر خود را از پاریس آغاز کرد و به تعقیب یک حلقه جاسوسی ایرانی در اروپای غربی پرداخت. او ۶ روز متوالی تلاش کرد تا با یکی از اعضای گروه ارتباط برقرار کند و نهایتاً موفق شد دیداری را با شاهین قبادی، سخنگوی مجاهدین، هماهنگ کند و از این طریق راهی به درون اورسورواز پیدا کرد و با نمایندگان سازمان به گفتگو نشست.

سؤال اصلی ویر از نمایندگان مجاهدین دربارۀ شیوۀ آنها برای سرنگونی دولت ایران است. ولی مجاهدین چیز زیادی افشا نکردند و در عوض تلاش فراوانی کردند که به سوال او جواب ندهند.

مایکل ویر در پایان از آنها خواست محل زندگی دخترانی را که در اشرف ملاقات کرده به او بگویند. مجاهدین می گویند که آنها در آلمان هستند. این روزنامه نگار استرالیایی پس از این دیدار به این نتیجه می رسد که اعضای این سازمان هنوز هم حاضرند برای انقلاب مبارزه کنند.

او به همراه تیم خود به برلین می رود با این امید که آن دختران را در آنجا ببیند. شاهین قبادی هم به آلمان سفر می کند و آنها را به تماشای یک «اعتصاب غذای نمادین» مجاهدین می برد. ویر این برنامه را جزئی از جنگ تبلیغاتی مجاهدین می خواند که هدف آن جذب اعضای جدید و حمایت است.

ویر معتقد است در آلمان خبری از آن دختران نیست و در واقع مجاهدین می خواستند او را منحرف کنند.

مجاهدین خلق او را از رفتن به آلبانی برحذر داشته و به او گفته بودند که اگر به آلبانی برود کمکی به او نخواهند کرد. با این حال او به آلبانی رفت و در کمال تعجب شاهین قبادی هم به آنها پیوست تا مطمئن شود همه چیز طبق روال پیش می رود.

ویر و گروهش به کمپ مجاهدین در تیرانا راه پیدا کرد ولی «همان چیزهایی را دید که شاهین می خواست. شاهین یک در را باز می کرد و در دیگری را می بست.»

او در نهایت با آن دختران دیدار کرد، دخترانی که انگیزه کافی برای مبارزه دارند. ویر در انتها خاطر نشان کرد: قطعاً مجاهدین خلق هنوز هم به هدف خود پایبند است و آنها جانشان را با رضایت در این راه می دهند.

*** 

https://youtu.be/w9YFo2w4Ngg

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28482

انگلی به نام “منافقین” نمی‌تواند به ترامپ کمکی کند 

President-Elect Donald Trump Holds Press Conference In New Yorkایران دیدبان، چهاردهم فوریه ۲۰۱۷: …  این خنده دار است که سازمان مجاهدین خلق همواره مانند یک انگل، سرنوشت خود را به هر طرفی که تصور می کرد طرفِ پیروز باشد، گره زده است. با این حال، انتخاب حامیان مجاهدین خلق دیگر چندان هوشمندانه به نظر نمی رسد.آیت‌الله خمینی (ره) به سرعت دست مجاهدین خلق را که می خواستند در قدرت در ایران شریک شوند … 

NEW YORK, NY - JANUARY 11: President-elect Donald Trump speaks at a news cenference at Trump Tower on January 11, 2017 in New York City. This is Trump's first official news conference since the November elections. (Photo by Spencer Platt/Getty Images)

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

لینک به منبع

انگلی به نام “منافقین” نمی‌تواند به ترامپ کمکی کند

هافینگتون پست:
۲۶ بهمن ۱۳۹۵

یک پایگاه اینترنتی آمریکایی نوشت: دولت جدید آمریکا نباید سیاست خارجی خود را با هوس‌های یک گروه تروریستی (منافقین) همسو کند، زیرا این به معنای دشمنی دولت آمریکا با مردم ایران است، که عمیقاً از این گروه متنفر هستند.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، پایگاه اینترنتی روزنامه آمریکایی هافینگتون پست در مقاله‌ای نوشت: می‌گویند صدایِ عمل بلندتر از صدای گفتار است. نگاهی ورای طوفان تویتری که در واقع تأثیری منحرف‌کننده برای پنهان نگه داشتن نیت‌های حقیقی دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا دارد، این حقیقت را کاملاً روشن می‌سازد که برای دولت ترامپ، ایرانیان اولین هدف در خط آتشِ آمریکا هستند.البته این به خودی خود، غیر منتظره نیست.ترامپ در خلال مبارزات انتخاباتی‌اش تهدید کرده بود که توافق هسته‌ای ایران (برجام) را پاره خواهد کرد.از اینرو، پیشتر نیز روشن بود که وی طرفدار ایرانیان نیست.اولین اقدام او به عنوان رئیس جمهور آمریکا، صدور چالشی مستقیم و خصمانه علیه ایران بود.

وی ایران را جزء هفت کشوری که مسلمانانِ آن‌ها از ورود به آمریکا منع شده‌اند، قرار داد و سپس به علت آزمایش موشک بالستیک ایران که این کشور اعلام کرده است دفاعی است، به ایران هشدار داد.این به وضوح نشان می دهد که ایران هدفِ ترامپ و تیمش قرار دارد.شواهد و مدارکِ دیگری نیز وجود دارد.یکی از معیارهای دقیقی که به‌خوبی نشان می‌دهد آیا یک شخص یا حتی یک دولت، رویکردی تهاجمی علیه ایران دارد یا نه، حمایتِ آن از سازمان مجاهدین خلق (گروهک منافقین) است.

نویسنده این مقاله افزود: این سازمان همچنین با عنوان «فرقه‌ی رجوی» نیز شناخته می‌شود.این گروه مدت سه دهه است که مروج ایده‌ تغییر خشونت‌آمیز رژیم در ایران بوده است.حامیانِ آن در شک و تردیدند که آیا این فریادِ قشون‌کشی برای جنگی به رهبری آمریکا است.حتی پیش از روی کار آمدن ترامپ، کارشناسان امور سیاست خارجی نگران این موضوع بوده‌اند که مشاوران و مقاماتِ بالقوه‌ دولت ترامپ از حامیان فرقه تروریستی مجاهدین خلق (گروهک منافقین) هستند.

گذشته‌ کثیف مجاهدین خلق شامل قتل‌های شش آمریکایی به دست این گروه است، که در ایرانِ پیش از انقلاب، صورت گرفته است.سازمان مجاهدینِ خلق (گروهک منافقین) ، بعدها در سرودها و اعلامیه‌های خود این قتل‌ها را ستوده و از ارتکاب آن‌ها ابراز خرسندی کرده است.اعضای خانواده سرهنگِ نیروی هوایی آمریکا، به نام جک ترنر، که به دست اعضای این گروه کشته شده است، گفته‌اند: «ما اولین قربانیان تروریسم بودیم، حتی پیش از آن‌که جنگی علیه تروریسم اعلام شود.»این خانواده هنوز هم به دنبال شکایت و دریافت غرامت در خصوص کشته شدن سرهنگ جک ترنر به دست گروه مجاهدین خلق (گروهک منافقین) است.

سرهنگ پل شیفر نیز یکی دیگر از نظامیان آمریکایی بود که در ایرانِ قبل از انقلاب به دست گروه مجاهدین خلق (گروهک منافقین) ترور شد.با این حال، به نظر می‌رسد که رئیس جمهور جدید آمریکا این مسائل و نگرانی‌ها را نادیده و تصمیم گرفته است که دستیاران، مشاوران و اطرافیان خود را از میان کسانی انتخاب کند که مبلّغ سازمان مجاهدین خلق بوده‌اند.

ترامپ با محکوم نکردن سازمان مجاهدین خلق، چند حرکت انجام داده است: نخست این علامت را داده است که دشمنی وی با «ایران» نیست، بلکه با «ایرانیان» است. مردمِ ایران در داخل و خارج از این کشور، از میان تمام گروه‌های مخالفِ ایران، از سازمان مجاهدین خلق بیشترین و عمیق‌ترین تنفر را دارند. ترامپ با محکوم نکردن سازمان مجاهدین خلق این علامت را نیز می‌دهد که خصومت وی با (گروه تکفیری صهیونیستی) داعش نیست، بلکه با کشور ایران است.
یکی از علل پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا این بود که او وعده داده بود با گروه داعش دربیفتد و آنرا شکست دهد.این در حالی است که داعش قابل شکست نیست، مگر از طریق نیروهای ائتلافی که شامل ایران باشد.حقایقِ روی زمین در سوریه و عراق به صورتِ کاملاً نامبهم نشان می‌دهد که نیروهای داعش در حلب و موصل بیش از هر علت دیگر، به دلیل مداخله‌ ایران شکست خوردند.این به وضوح نشان می دهد که ترامپ اصلاً قصد شکست داعش را ندارد.

کمک گرفتن دولت آمریکا از گروه مجاهدین خلق (گروهک منافقین) نشان می دهد که جعبه جنگ آمریکا تقریباً به طور کامل خالی شده است. به غیر از مشتی تحریم های ضعیف و ناکارآمد، وارد کردن مجاهدین خلق در این معادله، بدین معنا است که نه تنها آمریکا هیچ چوبدستی برای تکان دادن و تهدید ایران ندارد، بلکه بسیار احمقانه به نظر می‌رسد که به علت شور و هیجان ایدئولوژیک، آنچنان گیج و مبهوت شده است که می خواهد سرنوشت خود (دولت آمریکا) را با بد اقبال ترین و بد یُمن ترین گروهی که تاکنون وجود داشته است (گروهک منافقین) گره بزند.

این خنده دار است که سازمان مجاهدین خلق همواره مانند یک انگل، سرنوشت خود را به هر طرفی که تصور می کرد طرفِ پیروز باشد، گره زده است. با این حال، انتخاب حامیان مجاهدین خلق دیگر چندان هوشمندانه به نظر نمی رسد.آیت‌الله خمینی (ره) به سرعت دست مجاهدین خلق را که می خواستند در قدرت در ایران شریک شوند خواند و آنان را از ایران تبعید کرد.گامِ بعدی آنان (منافقین) اتحاد با صدام حسین علیه ایران در خلال جنگ ایران-عراق (جنگ تحمیلی) بود.این حرکت مجاهدین خلق، آنچنان خیانت‌بار بود که هیچ ایرانی تا ابد آن را فراموش نخواهد کرد.

پس از سقوط صدام، مجاهدین خلق تصور می کردند که هرج و مرج ایجاد شده در عراق که منجر به ظهور القاعده در عراق شد، آنان را نیز پیش خواهد برد.مجاهدین خلق حتی به این ایده نیز فکر کردند که از داعش و ارتش آزاد سوریه حمایت کنند تا شاید در خلافت جدید، جایی به آن ها نیز داده شود.به جای آن، مجاهدین خلق از پایگاه خود (در عراق) رانده و به آلبانی تبعید شدند.با این حال، آلبانی هیچ دلیلی برای مخالفت با ایران ندارد.
از حامیان دیرینه‌ مجاهدین خلق، اسرائیل است که مأموران این سازمان را گسیل داشت تا دانشمندان هسته‌ای ایران را ترور کنند.یکی دیگر از حامیان مجاهدین خلق عربستان سعودیِ ضد شیعی است.این در حالی است که اسرائیل و عربستان سعودی اکنون درگیر مشکلات داخلیِ خاص خود هستند.

از اینرو، سازمان مجاهدین خلق اکنون امیدوار است روابط خود را با دولت ترامپ گرم کند.دولت (باراک) اوباما (رئیس جمهور پیشین آمریکا) فاصله ی خود با مجاهدین (گروهک منافقین) را حفظ می کرد و هرگز از این گروه مستقیماً حمایت نکرد.هنگامی که دولت عراق آمریکا و سازمان ملل را مسئول اخراج مجاهدین خلق از عراق و انتقال آن به کشوری ثالث دانست، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، وادار شد که توافق کند نام این گروه را از فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا حذف کند تا کشوری ثالث بتواند به طور قانونی این گروه را در قلمرو خود پذیرا شود.

از سال ۲۰۰۱ به این طرف، تمام همتایان سابق ترامپ سامانه های دفاعی قوی برای آمریکا برپا و تلاش های خود را به ویژه برای مقابله با تهدید داعش برای آمریکا و اروپا تشدید کردند.اکنون این احتمال می رود که این همه تلاش ها به دست دولتی که بیشترین تنفر را از ایران دارد، به هدر رود.دولت ترامپ، به جای درک راهبردی منافع همکاری با کشورهایی مانند ایران و عراق در جنگ جهانی علیه تروریسم، ترجیح می دهد مردم ایران را با ترور و وحشت مواجه کند.با این حال،‌ بزرگترین توهم و خیالِ باطل این خواهد بود که سازمان مجاهدین خلق (گروهک منافقین) را همکاری قابل اعتماد و مؤثر (برای آمریکا) در هر زمینه ای بدانیم.

اگر دونالد ترامپ در طرز عملکردِ خود کمترین بصیرت و مآل اندیشی داشته باشد، دستورهای ضد و نقیض صادر نکند و از پذیرش نقد (های سازنده) امتناع نورزد – وی به طور مستقیم و واضح خواهد دید که سازمان مجاهدین خلق چگونه (مانند یک انگل) عمل می کند.همسو کردن سیاست خارجی آمریکا با هوس های یک فرقه‌ کنترل‌کننده‌ افکار (پیروانش) باعث تضمین پیروزی (آمریکا) بر ایران نخواهد شد.در عوض، این رویکرد باعث تنزل شأن و جایگاه آمریکا در جهان خواهد شد و یقیناً دنیا را به مکانی بهتر و امن‌تر تبدیل نخواهد کرد.

*** 

مزدور مریم رجوی شادمانی برای ترور عربستان سعودیرزومه مجاهدین برای استخدام دائم

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27366

بلاهت بی پایان دار و دسته رجوی؛ مجاهدین یک شبه طرفدار ترامپ شدند!ا 

 Massoud Rajavi and Saddam Hussainایران دیدبان، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۶:… دار و دسته رجوی باید به جای این همه سال آویزان ماندن به دامان آمریکا که آنها را مثل پرکاه جابجا می کند، فکری به حال خود کنند، وضعشان را تغییر دهند و از غلطی که ۳۵ سال پیش کرده اند توبه کنند و با اعلام توقف فعالیتهای باندشان، کار و کسب دیگری پیشه خود سازند؛ در همین زمینه انتقال مهاجران و قاچاق انسان، برگزاری کنسرت … 

Massoud Rajavi and Saddam HussainThe Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

National Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

لینک به منبع

بلاهت بی پایان دار و دسته رجوی؛

مجاهدین یک شبه طرفدار ترامپ شدند!

باندرجوی که در طول مبارزات انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده مسحور هیلاری و شعارهای انتخاباتی‌اش شده بود، امید فراوانی داشت که وی به ریاست جمهوری آمریکا برسد تا با قاطعیت علیه ایران، به ویژه در سوریه زمینه های تضعیف ایران را فراهم آورد. جالب آن این هیلاری همان بود که بزگترین رکب را به مجاهدین زد و آنقدر آنها را تحت فشار قرار داد که دودستی اردوگاه اشرف را خالی کردند و در ازای یک اقدام نمایشی دولت آمریکا، بزرگترین پایگاه استراتژیک خود را به دولت عراق واگذار کردند، با پیروزی ترامپ مجاهدین هم مانند بسیاری دیگر دچار سرخوردگی شدند، اما از آنجا که نه بضاعت و توانی در گروه خود و نه ریشه ای در ایران دارند، تا سیاست مستقل و اقدام در عرض کمتر از ۲۴ ساعته عقربه حمایتشان را به سمت ترامپ چرخاندند و چه شادیها که نمی‌کنند !

اما ترامپ، از آن زاویه که با اصلی ترین ایده‌های کلینتون، به خصوص در باره دخالت در سوریه در طول مبارزات انتخاباتی مخالف بود، چگونه می‌تواند اسباب شادی دار و دسته رجوی را فراهم آورد؟!
این البته سئوالی است که پاسخی جز چند اظهار نظر ضدایرانی ترامپ نمی توان برای آن پاسخی یافت، اما وزن آن اظهارات کجا و وعده همکاری ترامپ با روسیه برای مبارزه علیه داعش به جای تمرکز بر جنگ علیه اسد کجا؟

وانگهی رویکرد ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی نشان داد که وی قائل به حفظ چارچوبهای سنتی در حل و فصل مسائل دیپلماتیک می‌باشد و به جای بکارگرفتن گروهها به نقش آفرینی قدرتهای رسمی و دولتها اعتقاد دارد و مثلاً به جای تسلیح گروههای کرد شورشی نظیر پ ک ک در سوریه که سیاست اوباما بود، خواستار دخالت اقلیم و یا دولت عراق است.

ترامپ البته در مبارزات انتخاباتی اش وعده پاره کردن برجام را داد، اما پس از پیروزی مشاورانش تلویحاً آن را یک شعار انتخاباتی اعلام کردند و خود ترامپ نیز اذعان کرد که تمرکز بیشتر بر مسائل داخلی آمریکا مانند تأمین اجتماعی و مهاجران خواهد داشت. در فعالیتهای انتخاباتی نیز سیاستهای طرف مقابل را به دلیل امکان برپا شدن جنگ جهانی سوم زیر ضرب می گرفت، بنابراین اگر هم بخواهد شدت عملی علیه ایران به خرج دهد با مدنظرداشت این اعتقاد است که جنگی نباید برپا شود، فلذا جایی برای امیدواری دار و دسته به گل نشسته رجوی نیست.

اما پاسخ اصلی این است که چه ترامپ که عملا نماینده هیچ حزبی نیست، چه کلینتون دمکرات و چه سایر احزاب و وابستگان به آنها، نمی توانند رؤیاهای برباد رفته رجویها را تعبیر کنند، مگر حکومت خشمگین نئوکانها که صدام را به زیر کشید، توانست رؤیای حمله به ایران را تعبیر کند که ترامپ بتواند، مگر فشارهای حداکثری تحریم ها که همچنان نیز ادامه دارد، سبب شد که شرایط اجتماعی به نقطه بحرانی برسد که انفجار در پی داشته باشد که ترامپ با پاره کردن برجام چنان شرایطی را قم زند!

دار و دسته رجوی باید به جای این همه سال آویزان ماندن به دامان آمریکا که آنها را مثل پرکاه جابجا می کند، فکری به حال خود کنند، وضعشان را تغییر دهند و از غلطی که ۳۵ سال پیش کرده اند توبه کنند و با اعلام توقف فعالیتهای باندشان، کار و کسب دیگری پیشه خود سازند؛ در همین زمینه انتقال مهاجران و قاچاق انسان، برگزاری کنسرت و نمایش های پر زرق و برق که فی الحال در آن صاحب تجربه می باشند، به تجارت مشغول شوند و چند صباح باقی مانده از عمر خویش را در همان کشورهای اروپایی پشت سربگذارند.

***

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشاین روزهای سیاه فرقه رجوی

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

Rudi Giuliani with Maryam Rajavi

National Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26757

بعد از اتمام جشن انتقال چه بر سر اعضای مجاهدین خواهد آمد؟ 

 Mojahedin Khalq Baghdad airportایران دیدبان، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۶:… از هم اکنون و با این جشن پیروزی آشکار است که نیروهای بدبخت بایستی تاوان گزافی را بپردازند و خود را مدیون رهبری خاص الخاص خود بدانند که از خود مایه گذاشته و آنها را به اروپا آورده است، بنابراین آنها بایستی شکرگزاررهبری باشند که نیستند و حتی از فهم آن عاجز هستند!  دوم این که نیروها باید در یک پروسه طولانی به انتقاد از خود بپردازند که چرا حاضر شدند از عراق خارج شوند !!  … 

مریم رجویچرا اصرار دارید خودتان را مضحکە کنید؟

محمد حنیف نژادعلی غلامی: میراث حنیف نژاد ،طاهر اقبال و نسل نو مجاهدین خلق؟

لینک به منبع

بعد از اتمام جشن انتقال چه بر سر اعضای مجاهدین خواهد آمد؟

در باره پیروزی جدید باندرجوی

قراربود عراق سکوی پرتابی باشد که مجاهدین را با عملیات سرنگونی در ایران به قدرت برساند، اما دار و دسته رجوی کوچکتر از آن بودند که حتی با حمایت صدام و سایر قدرتها بتوانند به چنین هدفی دست پیدا کنند. ۳۲ سال گذشت تا این واقعیت برای اعضا و هواداران فرقه اثبات شود و بفهمند که رجوی هیچ چیز، نه از سیاست و نه از تعادل قوا سردر نمی آورد، به همین مناسبت است که امروز رهبری مجاهدین در عین کراهت و دشواری پذیرش اخراج از عراق، نیازمند برگزاری شویی تحت عنوان انتقال پیروزمندانه مجاهدین به آلبانی است!

یادآوری این واقعیت که اگر ابعاد فضیحت خروج از عراق را در مقایسه با ادعاهای باندرجوی در باره توانمندیها و ویژگیهای سازمانی، تشکیلاتی و سیاسی این گروه بررسی کنیم، بایستی آن را سنگین ترین شکست در خط و استراتژی قلمداد کرد که برای همیشه باید تبعات آن را با خود حمل کنند.

اما اگر وضع حاضر را مشابه وضعیت شکست خفت بار مجاهدین در عملیات فروغ جاویدان بدانیم که صرفنظر از ابعاد نظامی اش، از نظر ماهیت بسیار شبیه آن و ابعاد شکست به مراتب از آنچه در آن تاریخ اتفاق افتاد گسترده تر است بایستی منتظر گربه رقصانی جدید رجوی برای نیروهای مضمحل این گروه باشیم که با افزودن بندی جدید به سلسله بندهای انقلاب ایدئولوژیک همراه خواهد بود.
از هم اکنون و با این جشن پیروزی آشکار است که نیروهای بدبخت بایستی تاوان گزافی را بپردازند و خود را مدیون رهبری خاص الخاص خود بدانند که از خود مایه گذاشته و آنها را به اروپا آورده است، بنابراین آنها بایستی شکرگزاررهبری باشند که نیستند و حتی از فهم آن عاجز هستند!

دوم این که نیروها باید در یک پروسه طولانی به انتقاد از خود بپردازند که چرا حاضر شدند از عراق خارج شوند !!

ته ذهن آنها چه بود که دوست داشتند از اردوگاه خارج شوند، چرا با چنگ و دندان ایستادگی نکردند و راضی شدند سوار هواپیما شوند، چرا خود را به آتش نکشیدند و چرا باعث سرشکستگی رهبری شدند؟

باید اقرار کنند که هوس اروپا داشتند، باید اقرار کنند که ته ذهنشان دیدزدن زنان اروپایی بوده است، باید اقرار کنند که از مرگ می هراسیدند….

با این وصف کار نیروها برای مدت طولانی در اردوگاه آلبانی در آمده است و در این میان با بالا رفتن سن و سالها و بیمارهای گوناگون باید یک به یک منتظر فرارسیدن لحطه مرگشان باشند.

*** 

مجاهدین خلق فرقه رجوی فرودگاه بغدادبیشتر افراد این گروه از زنان مجاهدین بیش از پنجاه ساله به نظر می رسیدند و همه شان در حالیکه منتظر پایان انجام امور اداری مربوط به فرودگاه برای خروج از پایتخت عراق بودند چهره های اخم کرده و گرفته ای داشتند

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

*** 

همچنین:

 رجوی مجاهدین خلق اسرائیلایران دیدبان، پنجم ژوئیه ۲۰۱۶:…  اما نکته جالب توجه واکنش مجاهدین به خبر فوت ویزل بود. مریم رجوی ویزل را « پیام آور انسانیت و دوست مردم و مقاومت ایران و مجاهدان اشرفی» خواند و فوت وی را به خانواده اش و مدافعان حقوق‌بشر و مردم جهان تسلیت گفت. از آنجا که سیاست گروه تر

 Mojahedin Khalq Baghdad airportایران دیدبان، پانزدهم ژوئن ۲۰۱۶:…  کمیساری پناهندگی ملل متحد در گزارشی که دیروز از وضعیت نقل ‌و انتقال پناهندگان در سراسر دنیا منتشر کرد به انتقال ساکنان کمپ لیبرتی در طی سال ‌های ۲۰۱۳، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ از عراق به آلبانی نیز اشاره کرد. بر اساس این گزارش ۱۹۷ نفر از مجاهدین در سال ۲۰۱۳،

 Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultایران دیدبان به نقل از  Agenzia Nova، نهم ژوئن ۲۰۱۶:… نخست وزیر آلبانی ادی راما اعلام کرد که دولت آلبانی انتظار دارد تا پایان سال جاری میلادی ۱۹۰۰ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق را که مخالف رژیم شیعی ایران و در حال حاضر در کمپ پناهندگی لیبرتی در نزدیک بغداد هست

 Mojahedin Khalq court caseایران دیدبان، بیست و چهارم می ۲۰۱۶:…  همین مسعود رجوی را با ماشین گشت می‌بردم تو خیابان که آدرس نشان بدهد. خانه‌‌ محمد حنیف‌نژاد رهبر مجاهدین به اتفاق محمد حیاتی که الان در لیبرتی است را او لو داد. من رنگ در خانه دقیق یادم هست. من در دستگیری حنیف نژاد شرکت داشتم. به خاطر همین ه