تحلیلگر تازه به دوران رسیده مجاهدین خلق

تحلیلگر تازه به دوران رسیده مجاهدین خلق

پیام م مسعود رجوی رهبر ایدئولوژیک مجاهدین خلق ایرانراه نو، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۹:… در واقع، در متدولوژی (روش شناسی) مسیر مبارزاتی مجاهدین با استفاده از مدارک دست دوم مارکسیستی مانند آثار فلسفی مائو، اصول مقدماتی فلسفه ژرژ پولیتسر و ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی استالین، روش شناخت دیالکتیک،  مورد بحث و آموزش قرار گرفت . بدین ترتیب مجاهدین خلق با پذیرش این مباحث به عنوان اصول شناسایی دینامیک به مثابه علم، زمینه تجزیه و تحلیل آنان از اسلام بر اساس دیدگاهی مارکسیستی بوجود آمد. 

پیام م مسعود رجوی رهبر ایدئولوژیک مجاهدین خلق ایرانمریم رجوی بجای مسعود رجوی. ترکی الفیصل بجای صدام حسین. مجاهدین خلق ایران اینبار در استخدام در موساد

لینک به منبع

«تحلیل گر سیاسی» تازه به دوران رسیده مجاهدین خلق

سایت آفتابکاران وابسته به مجاهدین خلق در تاریخ ۹۸/۰۲/۰۸ مقاله ای تحت عنوان « آلترناتیو در صحنه عمل» به قلم فردی به نام سعید آحمدی را درج کرده است.

این  مقاله با توجه به محتوای بکار گرفته شده ، حکایت  از بی سوادی و البته ناشی بودن نویسنده آن دارد.

یعنی این مقاله بیشتر از اینکه یک متن سیاسی جدی باشد بیشتر به یک طنز سیاسی شبیه است که با عجله تعدادی کلمات در قالب جمله در کنار هم چیده شده است.

نویسنده در این متن تلاش کرده است بدون نام بردن از آلترناتیو مورد نظرش  یعنی مجاهدین،  ویژگیهایی آن را بر شمارد تا از نظر مخاطب شخص بی طرفی به حساب آمده باشد.

ایکاش آقای سعید احمدی همان اراجیفی که مجاهدین در وصف خود بعنوان آلترناتیو بر می شمارند را نگارش نمی کرد.  تا این شکلی باعث مضحکه و خنده مخاطبین نشود.

وی در شروع مقاله اش به علم سیاست متوسل شده  و برخی کلمات را به اجبار از کتاب های آمورشی به آریه  گرفته تا نشان دهد  آنچه که می خواهد در ادامه به زبان بیاورد پایه های علمی هم دارد.  ولی خیلی زود و بشکل ناشیانه و بی ربطی بحث علم سیاست را به موضوع آنچه که وی آنرا «قیام گسترده دیماه ۹۶» می نامد وصل می کند؟؟!!

ایشان میگوید: «در علم سیاست نیروی آلترناتیو تعریف و ویژگیهای خاص خود را دارد. همچون تمامی علوم دیگر اگر یک عنصر مثلا در اینجا یک حکومت ، شرایط و ویژگیهای مشخص و معینی را داشته باشد آنرا دمکراتیک یا دیکتاتوری و یا مثلا الیگارشی یا غیره مینامند. پس از قیام گسترده دیماه ۹۶ که با قیامهای مرداد ۹۷ پیوند خورده و اکنون در اغاز دیماهی دیگر با اعتصاب گسترده گارگران نیشکر هفت تپه و دور دیگر اعتصابات کامیونداران و کارگران فولاد اهواز و بازنسشتگان و معلمان درسراسر ایران جلوه دیگری یافته است . . . ».

بنظر میرسد ایشان تحت تاثیر چرندیات ۴۰ ساله رهبر مجاهدین که هر روز سرنگونی جمهوری اسلامی ایران را وعده میداده  تلاش میکند از بهم بافتن چند موضوع بی ربط بهم یک تحلیل سیاسی ارائه دهد.

وی سپس ویژگیهای آلترناتیو مورد نظرش را اینطور مطرح میکند:

«نیرویی که میخواهد در مقابل یک رژیم دیکتاتوری مثلا حاکمیت ولایت فقیه بایستد در وهله اول باید خواهان تغییر بنیادی رژیم و سرنگونی آن با تمامی جناحهای به اصطلاح مخملیآن باشد.»

«دومین ویژگی نیروی الترناتیو جامع و مانع بودن ان است یعنی باید از یک سو در بر گیرنده نمایندگان طیفی وسیع از طبقات و اقشار جامعه مثلا دانشگاهیان ، کارگران بازاریان ورزشکاران و هنرمندان وقومیتهای موجود کشور مانند کرد، لر، بلوچ تا آذری و مازندرانی و گیلانی و فارس وغیره باشد. و ازسویی دیگر وپژگی مانع بودن ان است که باید مراقبت نماید تا نیروهای مخالف براندازی که نه در اساس و بنیاد بلکه تنها در برخی ازسیاستها با دیکتاتور اختلاف نظر دارند نتوانند خود را به عنوان نیروی آلترناتیو جا بزنند.»

«سوم انکه نیروی الترناتیو باید مجموعه متشکل و منسجمی باشد که به طورحرفه ای و مستمر و علمی به امر مبارزه با دیکتاتوری بپردازد. »

باید به این الدنگ و آلت دست مجاهدین که هیچ آشنایی با ایدئولوژی مجاهدین ندارد گفت: مجاهدین از همان روز نخست و حتی زمانیکه هنوز شاه سقوط نکرده بود دنبال جمعآوری سلاح از پادگانهای بلاصاحب بودند. چرا که ایدئولوژی رجوی ایجاب میکرد که آنان صرفا بدنبال بدست آوردن قدرت سیاسی باشند.

در واقع، در متدولوژی (روش شناسی) مسیر مبارزاتی مجاهدین با استفاده از مدارک دست دوم مارکسیستی مانند آثار فلسفی مائو، اصول مقدماتی فلسفه ژرژ پولیتسر و ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی استالین، روش شناخت دیالکتیک،  مورد بحث و آموزش قرار گرفت . بدین ترتیب مجاهدین با پذیرش این مباحث به عنوان اصول شناسایی دینامیک به مثابه علم، زمینه تجزیه و تحلیل آنان از اسلام بر اساس دیدگاهی مارکسیستی بوجود آمد.

بدین ترتیب خشونت به بخشی جدایی ناپذیر از ایدئولوژی مجاهدین تبدیل گشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نیز سازمان خود را قطب و محور انقلاب می دانست و اعتقاد داشت نیروهای انقلابی حاکم، قادر به رهبری مبارزه ضد امپریالیستی؟؟!!  نیستند و بنابراین مردم تنها باید از سازمان مجاهدین خلق پیروی کنند.

دلیل همه اینها هم به رویکرد مارکسیستی – اسلامی این گروه  بر میگشت که  شاه هم آنان را به همین نام خطاب میکرد.

آقای احمدی می دانم تا اینجا هیچ نفهمیدی. بیشتر توضیح می دهم.

بعد از پیروزی انقلاب در حالی که نظام و متولیان قیام ۵۷ از انقلاب، تحت عنوان انقلاب اسلامی نام می بردند  مجاهدین از آن تحت عنوان اسلام انقلابی نام می برد.  بدین صورت تفاوت خود را در ماهیت با انقلاب اسلامی نشان میداد.

انقلاب اسلامی یعنی راهی که هدف آن، اسلام و ارزش های اسلامی است . و انقلاب و مبارزه صرفا برای برقراری ارزش های اسلامی انجام میگیرد. و به بیان دیگر در این راه مبارزه هدف نیست ، وسیله است. ولی از نظر مجاهدین  انقلاب و مبارزه هدف بود  و اسلام  وسیله ای است برای مبارزه.

این فکر که مبارزه اصل است ، ناشی از تفکری است که مجاهدین مثل مادیون در مورد جامعه و تاریخ دارند. به اعتقاد آنان، تاریخ و طبیعت، جریانی به اصطلاح دیالکتیکی را طی کرده و طبیعت زندگی و جامعه جنگ است و جنگ .  و هر کسی علیه وضع موجود مبارزه کند مترقی است و متکامل.

نتیجه اینکه در قدم اول مشکل در جمهوری اسلامی نبود. یعنی اگر بجای جمهوری اسلامی هر جمهوری دیگری هم سرکار می آمد که دموکراتیک هم می بود بازهم رجوی  اگر قدرت سیاسی را در دست نداشت با آن مخالفت میکرد و آنرا دیکتاتور می خواند.  چرا که از نظر مجاهدین بدست آوردن قدرت هدف است و برای رسیدن به این هدف استفاده از هر وسیله ای موجه است.

به همین دلیل رجوی طی چهل سال گذشته  با وقاحت تمام که در تاریخ معاصر بی سابقه است، تمامی مرز سرخ ها را عبور کرد و به هر کثافت کاری و مزدوری دست زد و این همه هزینه و کشت و کشتار و ترور را بر جامعه ایرانی تحت لوای «مبارزه با جمهوری اسلامی» صرفا برای بدست گرفتن قدرت تحمیل کرد.

آقای احمدی ادامه میدهد: «آلترناتیو باید حداقل مرزبندی روشنی با دو دیکتاتوری شاه و شیخ و تمامی جناحها و باندهای به اصطلاح اصلاح طلب و استمرار طلب را دارا باشد. «

«چهارمین ویژگی داشتن سابقه مبارزاتی و تلاش سیاسی واقعی با مرزبندی های روشن و در عرصه عمل اجتماعی برای براندازی حاکمیت دیکتاتوری است.»

بنظرم ایشان فراموش کرده اند بگویند آلترناتیو باید مستقل بوده و هیچ سابقه جنایت و مزدوری و وابستگی به کشورهای بیگانه نداشته باشد. و در جنگ، یک کشور بیگانه را  بر علیه مردمش همراهی نکند. ویژگی که نویسنده به عمد آنرا فاکتور گرفته است تا گند کار بیشتر از این درنیاید.

به این تحلیل گر تازه به دوران رسیده که صرفا حرفهای مجاهدین را نشخوار می کند باید گفت؛ پناه بردن به صدام حسین و جنگیدن در کنار سربازان عراقی، فعالیت های جاسوسی و تبدیل شدن به ارتش خصوصی صدام ، خیلی وقت است که جایگاه  مجاهدین را از یک آلترناتیو ادعایی به سطح یک گروه تبهکار و تروریست در نزد ملت ایران تنزل داده است.

اشتباه نکنید معیارهای یک آلترناتیو چرندیاتی نیست که شما ارائه می دهید بلکه واقعیت های سرسختی است که در ارتباط با مجاهدین طی بیش از ۴۰ سال گذشته در سینه تاریخ ایران ثبت شده است.

بنابراین پاک کردن صورت مسئله دردی از دردهای بی درمان مجاهدین را حل نخواهد کرد.

نامه مسعود رجوی به گورباچف و درخواست وام سیصد میلیون دلاری از او، یکی از رویدادهای شگفت انگیز سازمانی است که از زمان بنیانگذاری در سال ۱۳۴۴ مدعی میهن پرستی، استقلال و نبرد علیه استعمار غرب و شرق بود. این نامه در تاریخ پنجشنبه پنجم دی ماه ۱۳۶۴ برابر با بیست و ششم دسامبر ۱۹۸۵ نگاشته شد و توسط رابطین خاص مجاهدین به دست گورباچف رسید. اما اتحاد جماهیر شوروی به رهبری گورباچف که در مسیر فروپاشی قرار داشت، نه تنها به نامه مسعود رجوی پاسخی نداد، بلکه آن را به آرشیو حزب کمونیست شوروی سپرد و این نامه سال‌ها بعد از فروپاشی شوروی و جزء مجموعه اسنادی است که از طریق اسناد حزب کمونیست شوروی علنی شده است و متن نامه در آرشیو دانشگاه استنفورد موجود است.

بعد هم رفتن مخفیانه به به فرانسه برای دریافت کمک جهت باصطلاح مبارزه با جمهوری اسلامی و . . .

آقای احمدی در ادامه افاضاتشان پنجمین  ویژگی  آلترناتیو را «آمادگی برای هزینه و بها پرداختن در مسیر این مبارزه نام برد»؟؟!!

باید به این بی سواد آلت دست گفت کدام بها؟ اینکه مشتی جوانان  مظلوم و بی خبر از اهداف شوم این فرقه را  از جاهای مختلف جمع کنی و به عراق ببری و یا جوانان ایرانی جویای کار در کشورهای همجوار را که به امید پیدا کردن کار شهر و دیار خود را ترک کرده اند فریب بدهی و بجای اروپا روانه قرارگاه اشرف کنی و هم دوش  سربازان عراقی  در جبهه های جنگ به کشتن شان بدهی،  میشود پرداخت بهاء؟

وی مقاله خود را اینطور به پایان می رساند: «نکته دیگر وزن سیاسی یک نیرو در عرصه داخلی و منطقه ای و بین المللی میباشد. شاید این نکته را باید پذیرفت که بدلیل شدت اختناق و دیکتاتوری حاکم اساسا بسیار سخت است که بتوان در باره وزن سیاسی گروهها و جریانات مختلف اپوزیسیون در داخل کشور نظر داد.»

باید گفت نه خیلی سخت نیست.  طی چهار دهه گذشته بیشتر از هرکسی خود مجاهدین می دانند که بدلیل جنایات بی شمارشان و آلت دست شدن بیگانگان،  از عراق و شیخ سعودی گرفته تا آمریکا و اسرائیل، مردم ایران نه تنها آنان را بعنوان آلترناتیو نمی شناسند بلکه خواهان مجازات آنها بعنوان یک گروه تروریستی که  سال ها نام شان در لیست گروه های تروریستی آمریکا، اروپا و استرالیا  نیز گنجانده شده بودند، هستند.

توصیه آخر  بنده به آقای احمدی اگر وجود خارجی داشته باشند،  این است که دنبال شغل دیگری بروید.  سرنوشت خود را با این دار و دسته جنایتکار و منفور گره نزنید.

اردوگاه آلبانی با اعضای محصور در آن با انواع بیماریها و کمرهای خمیده که هر از چندگاهی سنگ مزار یکی از آنها سفارش داده می شود. محصول بیش از ۴ دهه مزدوری و  خیانت به مردم ایران است. که اینچنین سران مجاهدین تقاص آن را پس می دهند.

«تحلیل گر سیاسی» تازه به دوران رسیده مجاهدین خلق
نویسنده : سعید پارسا
منبع خبر : سایت راه نو

*** 

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_تهدید مجاهدین خلق (فرقه رجوی) برای اعضای خودشان بیشتر از تهدیدشان برای جمهوری اسلامی است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/همسوئی-فرقه-رجوی،-مجاهدین-خلق،-با-اقدا/

همسوئی فرقه رجوی، مجاهدین خلق ایران، با اقدامات ضد ایرانی آمریکا

همسوئی فرقه رجوی، مجاهدین خلق ایران، با اقدامات ضد ایرانی آمریکاراه نو، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۹:… مشروعیت بخشی هرگونه اقدامات ضد ایرانی آمریکا ، اسراییل و عربستان تا برجسته سازی خنده آور عبارت «سپاه عامل سیل است» در شبکه های مجازی بخش مهمی از وظایف محوله مریم رجوی در گرم کردن تنور تهاجم علیه سفره مردم کشورمان بشمار می آید. ریاکاری مریم رجوی هیچ کمک و مساعدتی برای بهبود جایگاه تروریستی آنان حتی نزد اربابان آمریکایی نخواهد نمود.  شناسایی و دستگیری اندک مهره های مورد سوءاستفاده شده در داخل نشان از آن دارد که چنین تشکیلات ۵۰ ساله

همسوئی فرقه رجوی، مجاهدین خلق ایران، با اقدامات ضد ایرانی آمریکا
حدف “فارس” از نام “خلیج فارس” توسط مریم رجوی

لینک به منبع

همسوئی فرقه رجوی، مجاهدین خلق، با اقدامات ضد ایرانی آمریکا

روند نامتعادل، و البته بی نتیجه ولی پرهزینه آشوب سازی از سوی دونالد ترامپ و تیم جنگ طلب وی علیه مردم ایران بی وقفه ادامه دارد.

تصویب گسترده ترین تحریم های ناعادلانه حتی در مسیر دارو و سایر  احتیاجات پزشکی،  تماس مداوم با سران فاسد و دیکتاتور عرب منطقه خاورمیانه برای بزرگنمایی در پیشبرد اهداف ایران هراسی، تحریک اسرائیل در تجاوز بر علیه مردم بی دفاع فلسطین و کشور سوریه، قرار دادن سپاه پاسداران در لیست گروههای تروریستی و افزایش هرچه بیشتر فشارهای سیاسی بر علیه کشورمان از اقدامات و نقشه راه  اصلی امریکا بشمار می آید.

مسائل اجتماعی و مشکلات  اقتصادی ناشی از سیل در کنار دیگر عوامل یاد شده شرایطی را بوجود آورد تا پیاده نظام جبهه شر و زور یعنی فرقه تروریستی مجاهدین به ایفای نقش همواره تاریخی و مخرب خود بر علیه مردم ایران بپردازد.

اکنون مدتی است تشکیلات اورسورواز و «داروس»  آلبانی  مجاهدین با استناد به سختی های واقعه سیل و اثرات تخریبی آن بر امکانات زندگی و رفاه مردم، درصدد بلوا و بی ثبات سازی فضای اجتماعی – سیاسی  شهرهای سیل زده برآمده اند.

واقعیت این هست دهها برابر چنین اتفاقاتی با حجم بسیار بزرگتر در کشورهایی همچون آمریکا و چین و دیگر کشورها به وقوع می پیوندد. همین آوارگی و کشته شدن انسانها و بی خانمانی بر زندگی مردم همان مناطق نیز سایه می افکند و دولتها نیز مطابق تجارب میدانی و راهکارهای تعریف شده به کمک افراد حادثه دیده می شتابند.  ولی در این میان چرا مریم رجوی و گروه بدنام رجوی به مصادره احساسات لحظه ای کلیپ های منتشر شده  معدود مادران و پدران غم دیده و اظهارات آنان در بیان مشکلات زندگی محل حادثه می پردازند؟  اصلا مردم ایران کدام سیگنال مشخصی را برای جایگاه نداشته شما نشان داده اند که داعیه مردم خواهی شما را برانگیخته کرده است؟

صدور بی حاصل اطلاعیه های کلیشه ای مریم رجوی برای رسیدگی به مردم سیل زده !!! در کنار دیگر ادعاهای خشونت طلبانه و خصمانه وی برای حمله به نیروهای نظامی و مردمی اعزام شده جهت مداوای حادثه دیدگان و بهسازی محل و محیط زندگی آنان این روزها چهره کریه و غیرقابل تحمل این عناصر بد ذات را نمایان ساخته است.

نمایش های پر مضحکه مریم رجوی در قرار گرفتن سپاه پاسداران در لیست گروههای تروریستی آمریکا،  یا دعوت وی از سیاستمداران مواجب بگیر انگلیسی در اضافه کردن سایر نهادهای نظامی و امنیتی یک کشور مستقل و عضو ملل متحد در لیست گروههای تروریستی،  و التماس وی از آنان جهت حمله به ایران !! دیگر بار خیانت های این جماعت بی آبرو و تروریست را در اذهان مردم شریف و رنجدیده ایران بیش از پیش برملا نمود.

اینک براستی وجهه وطن فروشی، جاسوسی و ضدمردمی فرقه رجوی چنان شرایطی را بر محور اقدامات بیرونی این گروه تروریستی ایجاد نموده که مقایسه چنین عملکردی یا ادعاهای رهبران آن در دادگاههای محمدرضا شاه همخوانی ندارد.

مشروعیت بخشی هرگونه اقدامات ضد ایرانی آمریکا ، اسراییل و عربستان تا برجسته سازی خنده آور عبارت «سپاه عامل سیل است» در شبکه های مجازی بخش مهمی از وظایف محوله مریم رجوی در گرم کردن تنور تهاجم علیه سفره مردم کشورمان بشمار می آید.

ریاکاری مریم رجوی هیچ کمک و مساعدتی برای بهبود جایگاه تروریستی آنان حتی نزد اربابان آمریکایی نخواهد نمود.  شناسایی و دستگیری اندک مهره های مورد سوءاستفاده شده در داخل نشان از آن دارد که چنین تشکیلات ۵۰ ساله ولی بغایت غیرمردمی چگونه ذلیلانه و با التماس و حتی گفتار درمانی های !! گاها ۲۰ روزه برای ارسال یک تصویر مثلا توهین به نهاد و شخصیت های کشور آنهم نوشته شده با خودکار در یک برگ کاغذ کوچک و با پرداخت فلان مبلغ  وجه پول تلاش کرده است. شاید اطلاع رسانی وزیر اطلاعات ایران در دو روز گذشته بیشتر از این داد و فغان های بعدی این فرقه نکبتی را بلند کند ….

همسوئی فرقه رجوی، مجاهدین خلق، با اقدامات ضد ایرانی آمریکا

نویسنده : سیامک جم
منبع خبر : سایت راه نو

*** 

همسوئی فرقه رجوی، مجاهدین خلق ایران، با اقدامات ضد ایرانی آمریکاسیل طوفان سونامی و زلزله محملی برای ارتزاق فرقه رجوی در مجامع سیاسی

همچنین:
مریم رجوی و آرزوی صفی تا تهران

مریم رجوی و آرزوی صفی تا تهران

مجاهدین خلق مریم رجوی دوستان امریکا نیستندراه نو، بیست و یکم آوریل ۲۰۱۹:… یکی از زشت ترین و وقیحانه ترین عمل  رهبران مجاهدین که همانا از خصوصیات گروههای فرقه ای بشمار میرود،  رو در رو قرار دادن اعضای خانواده است . تا بدین ترتیب مرز فرقه مجاهدین با دنیای آزاد، که خانواده ها در صف مقدم آن هستند، را بیش از پیش مستحکم تر سازد. علی‌اکبر کلاته نیز از این ددمنشی مجاهدین رهایی نداشت.

همسوئی فرقه رجوی، مجاهدین خلق ایران، با اقدامات ضد ایرانی آمریکامیکل روبین: مجاهدین خلق دوست امریکا نیستند. حتی ایرانیان ضد رژیم هم رجوی را نمیخواهند

لینک به منبع

مریم رجوی و آرزوی صفی تا تهران

در سحرگاه روز دوشنبه ۲۶فروردین ۹۸ عضو محصور شده دیگری از تشکیلات مجاهدین در اردوگاه منز آلبانی  بنام علی اکبر کلاته در سن ۵۴ سالگی بر اثر سرطان  جان باخت.

بدین ترتیب با مرگ علی اکبر کلاته بار دیگر دستگاه تبلیغاتی مجاهدین بکار افتاد تا با عرضه جسد بی جان این نگونبخت در بازار مکاره این گروه، دمی بر عمر ناپاک این تشکیلات اضافه کند.

اطلاعیه مربوط به علی اکبر کلاته نیز با اطلاعیه های قبلی مجاهدین در خصوص مرگ اعضای ساکن در لیبرتی و اکنون در آلبانی تفاوت چندانی نداشت. اعلام خبر مرگ این نگونبخت نیز تنها وسیله ای برای تکرار همان اراجیف گذشته و بهره برداری سیاسی توسط رهبران این گروه بود.

بنابراین تنها احساسی که با خواندن اینگونه اطلاعیه ها در ذهن و ضمیر آدمی نقش می‌بندد، مظلومیت اعضای ساکن در آلبانی از یک سو و اوج بی شرمی، پستی و رذالت رهبران این گروه از سوی دیگر است که چگونه علیرغم اینکه خود، عامل اصلی مرگ اعضای ساکن در آلبانی  هستند، ولی از آنان اینچنین در مسیر اهدافشان سواستفاده می‌کنند.

یکی از زشت ترین و وقیحانه ترین عمل  رهبران مجاهدین که همانا از خصوصیات گروههای فرقه ای بشمار میرود،  رودررو قرار دادن اعضای خانواده است . تا بدین ترتیب مرز فرقه مجاهدین با دنیای آزاد، که خانواده ها در صف مقدم آن هستند، را بیش از پیش مستحکم تر سازد. علی‌اکبر کلاته نیز از این ددمنشی مجاهدین رهایی نداشت.

رهبران مجاهدین وقتی احساس کردند که در پشت دیوارهای بلند فرقه قلب هایی هست که هنوز بخاطر علی اکبر می تپد، تیرهای زهرآگین خود را بسوی خانواده این فرد با بی شرمی تمام روانه کردند. و  چه لجن هایی که در نشریه موسوم به «مجاهد» شماره ۷۴۸ مورخ ۱۰خرداد ۱۳۸۴  با وقاحت بی حد و حصر از زبان علی اکبر بر سر خانواده وی نریختند. و چه توهین هایی که علیه خانواده وی نکردند. زهی بی شرمی که از آن با افتخار هم یاد می کنند.

حال سوال اینجاست اگر اعضای ساکن در آلبانی در چنین وضعیت وخیمی بسر میبرند، و نیاز به انبوه رسیدگی های پزشکی و درمانی دارند آیا این نقض حقوق اولیه انسان ها نیست که آنان همچنان در قرنطینه رهبران مجاهدین نگه داشته شوند و  از حداقل درمان های پزشکی محروم باشند؟  آیا رهبران مجاهدین می توانند پاسخ  دهند که در مورد علی اکبر کلاته چه پروسه درمانی را طی کرده اند؟

عملکرد تناقض آمیز رهبران مجاهدین، یعنی قرنطینه کردن اعضای در اردوگاه این گروه در منز آلبانی از یک سو و  ادعای پوچ در درمان آنها از سوی دیگر قابل پذیرش نیست.

مانع از تردد آزادانه اعضا توسط رهبران مجاهدین حتی برای درمان،  نشان از یک واقعیت تلخ تاریخی دارد و آن اینکه برای آنان مرگ این افراد بمراتب سود بیشتری از درمان شان در دیگر کشورهای اروپایی دارد. بهترین راه ، بسته شدن پرونده هر عضو ساکن در اردوگاه آلبانی نهایتا با مرگ در  یکی از بیمارستان های عقب مانده این کشور است.

بدین ترتیب  باید گفت در ورای همه خیمه شب بازی ها و جست و خیزهای میمون وار و مشمئزکننده رهبران مجاهدین چه در پهنه تشکیلات و چه در عرصه جهانی، آنچه واقعیت امروز مجاهدین است نه شعار «صفی تا تهران»، «کانون های شورشی» و انبوه ادعاهای دیگر، بلکه واقعیت تلخی بنام صفی تا قبرستان است که هر روز با آن دسته و پنجه نرم می کنند.

ضمنا یادآوری این نکته هم به رهبران مجاهدین خالی از لطف نیست؛ اگر  آنان تاکنون مرگ را تنها برای اعضای این گروه نسخه پیچی می کردند. اکنون شرایط برای رهبران این گروه نیز علیرغم داشتن زندگی اشرافی فراهم است. چهره ی چروکیده و  چشمان گود افتاده مریم رجوی نشان از این دارد که آفتاب عمر او نیز بر لب بام است و چه بسا زودتر از بقیه در آلبانی نوبتش فرا رسیده و مفقودالاثر شدنش اعلام شود. تا در اوج تنفر مردم ایران،  خاک سرد دیار بیگانگان را تجربه کند.

نویسنده : سعید پارسا
منبع خبر : سایت راه نو

*** 

همسوئی فرقه رجوی، مجاهدین خلق ایران، با اقدامات ضد ایرانی آمریکامریم رجوی و قتل خاشقجی، لابی های اجاره ای و توهم ریاست جمهوری

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Bolton_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Payed

John Bolton – Defender Of Zion, Promoter Of MEK Terrorism – Fees Revealed

همچنین: