تحلیل امنیتی ادعای عجیب برنامه ریزی حمله به منافقین؛ اگر چند عامل ایرانی یک یازده سپتامبر دیگر رقم زدند، تعجب نکنید!

تحلیل امنیتی ادعای عجیب برنامه ریزی حمله به منافقین؛ اگر چند عامل ایرانی یک یازده سپتامبر دیگر رقم زدند، تعجب نکنید!

MEK_Maryam_Rajavi_Mehdi_Abrishamchi_Terrorism_Europe_2تابناک، پنج ژوئیه 2018:… پس از آنکه سست بودن پایه‌های سناریوی متهم کردن ایران به اقدام مسلحانه علیه گروه تروریستی منافقین با لو رفتن سوابق عاملان این سناریو عیان گشت، این نگرانی بیش از پیش تشدید شد که شاهد طراحی سناریوهای خطرناکی برای متهم کردن ایران به اقدامات تروریستی باشیم و بدین ترتیب، مسیر تحت فشار گذاشتن ایران ـ که با مقاومت جامعه بین الملل … 

هادی روشن روان (هوشنگ)اهادی روشن روان (هوشنگ) نفر اطلاعاتی صدام/رجوی، تنها منبع متهم کردن ایران به بمب گذاری آرژانتین 

لینک به منبع

تحلیل امنیتی ادعای عجیب برنامه ریزی حمله به منافقین؛
اگر چند عامل ایرانی یک یازده سپتامبر دیگر رقم زدند، تعجب نکنید!

پس از آنکه سست بودن پایه‌های سناریوی متهم کردن ایران به اقدام مسلحانه علیه گروه تروریستی منافقین با لو رفتن سوابق عاملان این سناریو عیان گشت، این نگرانی بیش از پیش تشدید شد که شاهد طراحی سناریوهای خطرناکی برای متهم کردن ایران به اقدامات تروریستی باشیم و بدین ترتیب، مسیر تحت فشار گذاشتن ایران ـ که با مقاومت جامعه بین الملل مواجه شده ـ برای آمریکا و وابستگان منطقه‌ایش هموار شود.

به گزارش «تابناک»؛ همزمان با سفر مهم حسن روحانی، رئیس جمهور ایران به سوئیس و اتریش، خبر بازداشت یک زوج بلژیکی ایرانی‌تبار به ظن «طراحی حمله» به همایش شورای ملی مقاومت گروه منافقین در حومه پاریس منتشر شد و در فاصله اندک، دادستانی فدرال بلژیک در بیانیه‌ای اعلام کرد، یک دیپلمات ایرانی که در سفارت ایران در اتریش کار می‌کند، نیز در آلمان به اتهام ارتباط با آنها دستگیر شده است.

محمدجواد ظریف بلافاصله واکنش نشان داد و به کنایه گفت:این حرکت در راستای تحت الشعاع قرار دادنِ سفر رئیس جمهور ایران به اروپاست؛ سفری که در دوران اوج تلاش منسجم وزارت امورخارجه، وزارت خزانه داری و دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا برای منزوی کردن ایران در صحنه بین الملل، یک «نه» بزرگ به آمریکا محسوب می‌شود و باید به آخرین سفر روحانی در دوران ریاست جمهوری‌اش به اروپا و دیدار با همتایانش در قاره سبز تبدیل می‌شد و در همین راستا یک سناریوی تروریستی طراحی شد.

آنچه باعث شد اصالت این سناریو به چالش کشیده شود، هویت دو بلژیکیِ ایرانی تبار است. «امیر سعدونی» 38 ساله و «نسین نومنی» 33 ساله، جزو عناصر شناخته شده ی منافق هستند که سال‌های متمادی در تمامی برنامه‌های این گروه حضور داشته‌اند و رابطه نزدیکی با مهدی ابریشم‌چی، نفر دوم گروه تروریستی منافقین داشتند. این نوع روابط از نظرها پنهان نیست و حجم بالایی از تصاویر این مراودات وجود داشته است.

مریم رجوی مهدی ابریشمچی تروریسم مجاهدین خلق اروپا امریکا

بنابراین اگر بپذیریم این عده به عنوان مأمور ایران قصد حمله به منافقین را داشته‌اند، چرا نباید بپذیریم که ابریشم‌چی و حتی مریم رجوی، کارمند جمهوری اسلامی ایران هستند و چرا دولت آمریکا به سادگی فریب کارمندان ایران را می‌خورد؟! با توجه به مستندات موجود، این دو شخص که پس از دستگیری به مأمور شدن برای حمله به منافقین توسط دیپلمات ایرانی اعتراف کرده‌اند، نمی‌توانند واقعاً مأمور ایران باشند و چنین ارتباطی فاقد منطق امنیتی است و حتی اگر کشوری قصد داشته باشد، چنین کاری کند، سراغ چنین اشخاصی نمی‌رود.

اگر دستگاه امنیتی کشوری قصد چنین حمله‌ای را داشته باشد، می‌تواند به چند نفر از چند هزار توریست و پناهجویی که با آگهی گردشگری و با کمک هزینه سازمان منافقین به پاریس رفته بودند، چند هزار دلار می‌داد و چند تن از این پناهجویان، اقدام مسلحانه انجام می دادند، نه دو عنصر سطح بالای منافقین.

رصد فعالیت‌های امنیتی دستگاه‌های اطلاعاتی ایران توسط دستگاه‌های اطلاعاتی غربی و همچنین بخش عیان این فعالیت‌ها که برای عموم نیز قابل رصد است، نشان می‌دهد در سال‌های طولانی هیچ اثری از حذف فیزیکی گروه‌های تروریستی در اروپا توسط عناصر ایرانی یا وابسته به ایران نبوده و چنین سیاست امنیتی در ایران وجود ندارد و قطعاً اگر کوچک‌ترین اثری بود، جنجال‌هایی به مراتب بزرگ‌تر از آنچه اکنون شاهدش هستیم، توسط غربی‌ها رقم زده می‌شد.

یک تله امنیتی برای دیپلمات ایرانی؟

هنوز جزئیات اتهام‌زنی به ایران و دیپلمات ایرانی به عنوان آمر چنین اقدامی مشخص نیست اما در بدترین سناریوی قابل تصور، این دو شخص در مکانی با دیپلمات کشورمان ملاقات داشته‌اند و بسته‌ای نیز رد و بدل شده و از این تبادل توسط سازمان منافقین یا از طریق دوربین‌های مداربسته تصاویری ثبت شده است. این محتمل‌ترین سناریو برای متقاعد کردن دستگاه‌های اطلاعاتی کشورهای اروپایی برای طراحی یک حمله توسط دیپلمات ایرانی می‌تواند بوده باشد و طبیعتاً همین تصاویر به همراه اعتراف این دو ایرانیِ دارای رده بالا در منافقین، برای محکوم کردن دیپلمات ایرانی کفایت می‌کند.

بر فرض که چنین تله امنیتی خطرناکی برای دیپلمات ایرانی گذاشته شده باشد، دور از تصور نیست که این دو عضو گروه تروریستی منافقین با این دیپلمات تماس گرفته و از آمادگی‌شان برای همکاری با ایران یا جدا شدن از منافقین گفته‌اند و دیپلمات ایرانی در همین راستا با این اشخاص مواجهه داشته و بدین ترتیب گام اول برای طراحی این سناریو برداشته شده است.

در گام بعدی، این اشخاص یک بسته انفجاری آماده و به نحوی عمل کرده‌اند که دستگاه‌های اطلاعاتی غربی متوجه تحرکات آنها شده و دستگیرشان کنند و سپس آنها به برنامه ریزی برای حمله تروریستی با آمریت دیپلمات ایرانی اعتراف کنند. البته ممکن است رویه دیگری در پیش گرفته و به گونه‌ای پای دیپلمات ایرانی به این ماجرا کشانده شده باشد و سپس این دو عضو منافقین خود را در معرض دستگیری قرار داده‌اند و به چنین طرحی با هدایت دیپلمات ایرانی اعتراف کرده‌اند.

این اقدام طبیعتاً منجر به زندانی شدن این دو شخص برای دوره طولانی می‌شود اما در عین حال به تبعاتی که می‌تواند به لحاظ تبلیغاتی علیه دیپلماسی فعال ایران در این مقطع داشته باشد، می‌ارزد. با توجه به فضای فرقه‌ای منافقین و اقدام‌های به مراتب انتحاری‌تر منافقین برای حفظ مریم رجوی، چنین عملیاتی کاملاً مشهود است.

نباید فراموش کرد، پس از آنکه مریم رجوی به همراه 150 تن از اعضای سازمان منافقین توسط پلیس ضدتروریستی فرانسه در 17 ژوئن سال 2003 میلادی بازداشت شدند، در یک دستور سازمانی از عوامل این سازمان خواسته شد در منظر عمومی دست به خودسوزی بزنند که در پی این دستور سازمانی، ده‌ها تن از منافقین خود را به آتش کشیدند؛ بنابراین، اقدام اخیر به عنوان دستور سازمانی رجوی کاملاً با سوابق این سازمان قابل تطبیق بوده و قابل قبول ترین سناریوست.

مریم رجوی مهدی ابریشمچی تروریسم مجاهدین خلق اروپا امریکا

از سناریوی ناشیانه منافقین تا سناریوهای خطرناک آمریکا

پس از یازده سپتامبر، برخی مقامات امنیتی آمریکا به دولتمردانِ وقت آمریکا پیشنهاد کرده بودند که یک درگیری غیرواقعی یا یک حمله تروریستی مصنوعی و خودساخته علیه مواضع آمریکا رقم زده و بدین ترتیب، فضای لازم در سطح افکارعمومی برای تقابل نظامی با آمریکا فراهم شود. اکنون بخشی از همین طیف خطرناک، نه تنها در سی آی ای قدرت را به دست گرفته‌اند و علیه ایران طراحی می‌کنند، بلکه در دستگاه‌های سیاست خارجی و سایر نهادهای تصمیم ساز برای رئیس جمهور آمریکا مستقرند.

آنچه از سناریوی ناشیانه منافقین ـ که حتماً با هماهنگی آمریکا پیاده سازی شده ـ خطرناک‌تر است، تلاش عده‌ای از افسران اطلاعاتی آمریکا برای رقم زدن یک حمله علیه مواضع آمریکایی یا اروپایی است، به گونه‌ای که موضع ایران در سطح جهان تضعیف شده و دولت ترامپ بار دیگر به قدرت ائتلاف سازی علیه ایران دست یابد. این مدل خطرناک می‌تواند به شدت به منافع ایران ضربه بزند و با توجه به سوابق مورد اشاره و موضع ضعیف آمریکا در مواجهه با ایران در این مقطع، بعید نیست چنین طرح‌های خطرناکی در دستور کار آمریکایی‌ها قرار گیرد.

بنابراین در این شرایط که ایران به شدت به دنبال ثبات است و هرگونه ماجراجویی با منافع ایران تطابق ندارد، اگر انفجار یا حمله‌ای رخ داد و در نهایت عنوان شد عوامل آنها توسط دولت ایران اجیر شده‌اند، نباید تعجب کرد. واقعیت این است در دوران کنونی که خطرناک‌ترین عناصر ماجراجوی اطلاعاتی در دولت مستقر ایالات متحده گرد هم آمده‌اند، باید برای بدترین سناریو در راستای تخریب چهره ایران در سطح بین‌الملل آماده بود؛ سناریوهایی که سناریوی جعلی منافقین در مقابل آنها، یک شوخی است.

*** 

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلIsraeli, Western agencies collaborated with Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) to assassinate Iranian Scientists

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30602

آنها که در پاریس برج ایفل را ندیدند 

 Mehdi Khoshal Baghdadمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  از نگاه فرقه ای به ویژه فرقه ای که ۳۶ سال در پاریس رحل اقامت گزیده است و از روز اول تا امروز مرغ شان یک پا دارد، دید و نظرشان به برج ایفل که هرگز آن را در پاریس ندیده و نخواهند دید، به نظرگاه ساخت و بافت فرقه ای خودشان نزدیک است. آنان برج ایفل را مشتی آهن و فولاد و رنج و خون می بینند، همان طور که بنای پنجاه ساله خود را از طریق خون مقدس چند بنیانگزار … 

مریم رجوی قاتل ندا حسنی و دیگر قربانیان ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳

لینک به منبع

آنها که در پاریس برج ایفل را ندیدند

سالهایی که در دریا کار می کردم، جهت رفتن به دریا نیازمند شاخص بودم و برای بازگشت نیز شاخصی در زمین احتیاج داشتم، حالا هم هر وقت به پاریس می روم و چون شهر و خیابانها را بلد نیستم، هر گاه از دالانهای تو در تو و پر از ازدحام به خیابان می رسم و نفسی می کشم، سعی می کنم برج ایفل را ببینم و بدانم در کجای پاریس هستم. برج ایفل، زمانی که در پاریس هستم برای من نقش شاخص را دارد.

 مطمئنم کسانی هستند که سالها و دهها سال در پاریس زندگی می کنند و از برکت دیدن برج ایفل غافل هستند. آنها گاه خود را به نفهمی و گژ فهمی می زنند و می پندارند، ساز و کار غربی، بی بند و باری، برآمده از دنیای بورژوازی و طبقاتی و جنسیت، به همین دلایل، نزدیکش نمی شوند، چه رسد به این که بالایش بروند و آلوده فرهنگ و مناسبات غربی بشوند.

اینان که چنین می پندارند، اعضای فرقه ای و هواداران فرقه هستند. یک آدم سالم و مسافر، وقتی به پاریس می رسد و چون برج ایفل نماد عظمت و زیبایی در پاریس است و هر ساله میلیونها نفر را از نقاط مختلف جهان به پاریس می کشاند، نگاه و برداشت دیگری از برج ایفل دارد به ویژه این که وقتی از طریق آسانسور برج از زمین فاصله می گیرد و بالاتر می رود، آهسته آهسته واقعیتهای زمینی را بیشتر درک می کند. درک می کند و می بیند، در ارتفاع بالاتر ماشینهای خوب و بد و تازه و کهنه، شبیه هم هستند و آدمهای فرانسوی و خارجی و زن و مرد و کودک و سیاه و سفید، شبیه هم هستند و تفاوتهای زمینی از نقطه ای بالاتر از بین رفته اند و تنها زیبایی و عظمت است که به چشم می خورد.

با این وجود اما، منظورم از نوشتن این مقاله، دیدن از دو منظر فوق نیست بلکه دیدن از نوع دیگری است. به هر حال، برج ایفل نیز مانند اشیاء و پدیده های دیگر، از نگاه مردمی که تخصص و ذوق دیگری دارند و از زاویه و جنبه های دیگر می بینند، ممکن است تعاریف و معانی مختلف داشته باشد و هر کس به گونه ای تحلیل و تعریف کند و یکی هم مثل من ممکن است از برج ایفل به مثابه شاخص گم شدن استفاده کند.

واقعیت این است، برج ایفل توسط سازنده اش گوستاو ایفل، از سال ۱۸۸۷ و به مدت دو سال و دو ماه و توسط ۸۵۰ کارگر و به ارتفاع ۳۲۴ متر در میدان شان دو مارس و کنار رودخانه سن در پاریس، ساخته شد که در عصر خود بلندترین سازه و تا به امروز پر بازدید کننده بنا و بیش از دویست ملیون نفر از آن بازدیده کرده اند. این بنا ظاهراً از جنس آهن و فولاد است.

از نگاه فرقه ای به ویژه فرقه ای که ۳۶ سال در پاریس رحل اقامت گزیده است و از روز اول تا امروز مرغ شان یک پا دارد، دید و نظرشان به برج ایفل که هرگز آن را در پاریس ندیده و نخواهند دید، به نظرگاه ساخت و بافت فرقه ای خودشان نزدیک است. آنان برج ایفل را مشتی آهن و فولاد و رنج و خون می بینند، همان طور که بنای پنجاه ساله خود را از طریق خون مقدس چند بنیانگزار و توسط خون ۱۲۰ هزار قربانی دیگر، البته به زعم خودشان، ساخته و همواره به جنس و ماهیت و هدف سازه خود مباهات می ورزند.

اگر سازه فرقه مجاهدین از جنس خون و رنج ۱۲۰ هزار قربانی بی گناه است و هر ساله در ویلپنت پاریس برای گرامیداشت خون و جنون، مقاومت می کنند، باید دانست که بر خلاف جنس و سازه آنان، جنس و ساخت برج ایفل از آهن و خون و رنج نیست، بلکه از نوع فکر و ایده و رویاست. سپس این فکر بوده که بدل به ماده و آهن و فولاد شده و بعد به نماد ایستادگی و عظمت و زیبایی و رونق و تماشا، بدل شده است.

فرقه جهت نشان دادن ماهیت و هدف و مقاومتش، ناچار است سالانه حداقل یک بار در ویلپنت پاریس ساز و کارش را به رخ اربابان خود بکشد و برای هر مهمان هزینه گزاف مالی و سیاسی بپردازد، در حالی که مردم جهت دیدن برج ایفل روزانه قبول زحمت کرده و پرداخت می کنند و دیدن و رویت برج ایفل را جزو خاطرات خوب و به یاد ماندنی خود تلقی می کنند.

تفکر فرقه ای که از جنس رنج و خون است، هیچ گاه برج ایفل را ندیده و به شناخت آن نرسیده و تحلیل و تفسیر نکرده که چرا مردم این همه به آهن و فولاد عشق می ورزند و چرا به خون و رنج و مقاومت، بی توجه و بیزارند. چه حکایتی در کار است؟!

فرقه ای که بنایش را توسط رنج و خون قربانیانش ساخته و در هر نظرگاه و تحلیلی به جمجمه مردگانش مراجعه می کند و از آنها الهام می گیرد و به صدها سال قبل استعلام می کند و همواره در حال انتقامگیری و نفرت پراکنی و مقاومت علیه دشمنان واقعی و خیالی اش  است، همواره سازه و بنایش بی رونق و بی بازدید و بدون مشتری است. به راستی چه حکمتی در کار است؟!

کسی که در سال ۱۳۶۴ در توجیه زن گرفتن، ادعا داشت، خودم و سازمانم را از بلندی آبشار نیاگارا به پایین پرتاب کردم، اولاً، او بی هیچ شک و شبهه ای جرئت چنین کاری را نداشت و جرئت رفتن به ارتفاع را نداشت و مفاهیم و قواعد و ماهیت ارتفاع و آب و آبشار و حیات را نمی فهمید و حاضر نبود از پیله خود تنیده اش خارج شود دوماً، کسی هم نبود به او بفهماند که هر آنچه می فهمی و می گویی، در اصل توجیه ساز و کار فرقه ای و بنای سست و بی بنیاد فرقه ات است که تنها با خون و رنج و دلار، سر پا می ماند. ای کاش، او سازمانش را از آبشار نیاگارا پرتاب می کرد و به قعر جهنم پرتاب نمی کرد.

فرقه مجاهدین، اگر برج ایفل این بنای محکم و بلند و زیبا و برآمده از فکر و رویا، را ندیده و درس عبرت نگرفته، حتی رودخانه سن در جوار برج ایفل را هم ندیده که بی هیچ مقاومتی همواره نیل به دریا دارد. اگر رودها و آبها که بزرگترین نیروی جهان هستند، به زعم فرقه، می خواستند مقاومت کنند، همواره می بایست پشت سد و سدهای بزرگتر به مرداب بدل می شدند و هیچگاه به دریا راه نمی یافتند. اگر راه و راهگشایی از طریق خشونت و رنج، همواره می شد، درختان قادر به رویش و زندگی در جنگل نبودند. درختان، بدون درگیری و نزاع و حتی رنج بردن، قادر به تعامل با دیگران و رشد و باروری و زیبایی و حیات هستند، در حالی که فرقه هر چه مقاومت و رنج و خون و نفرت بیشتر بکارد، همواره رنج و محنت و نفرت بیشتر درو می کند و النهایه هر روز بیشتر از روز قبل از زمان عقب تر می ماند؛ تا روزی که فرقه بتواند فهم و درک کند، زندگی بازی است و مقاومت نیست.

حال که صحبت از دیدن برج ایفل پیش آمد، بد نیست نمونه دیدن دون خوآن را نیز یاد کنم که آنان در عرفان سرخپوستی در مکزیک اشیاء و ماهیت آن را چگونه می دیدند و تجربه و تحلیل می کردند.

در سراسر کتابهای کارلوس کاستاندا، که بالغ بر ده جلد می شود بحت „دیدن“ و نه دیدن، مطرح است. دیدن، نه با چشم سر بلکه دیدن با چشم جان و بصیرت و حس و حال جادوگری و سالکی. دیدنی که اشیاء و حیات را ماده نمی بیند، بلکه انرژی و هاله ای از انرژی می بیند. دون خوآن ماتیوس، که خود استاد و ساحر این نوع آموزه و روش سالکی از مکزیک بود، همواره به شاگردانش که کارلوس نیز یکی از آنان بود، طی سالها کوشش و ممارست و آزمایشات سخت تزکیه نفس، آموزش می داد تا شاگردانش بر خلاف مردم عادی که همه چیز را با چشم سر و ظاهری می بینند، همه چیز را با چشم جان و انرژی ببینند.

این تفاوت دو نگاه است. یکی بنای پنجاه ساله فرقه ای است و همه چیز را رنج و خون و نفرت و مقاومت، می بیند و از جمجمه مردگانش آیه و حدیث استنتاج می کند تا به دیگران بقبولاند که او راست می گوید و حقیقت مطلق است، دیگری اما برج ظاهراً بی جان و بی روح و بی ادعای ایفل است که ابتدا از فکر و رویا، خلق شد و مابقی که آهن و فولاد بودند، خود به خود فراهم شدند و بر روی یکدیگر قرار گرفتند و اوج گرفتند و سر به فلک گذاشتند تا مسافر خسته و انسان تشنه زیبایی و عظمت را درس عبرت بدهند که به غیر از نگاه ظاهری و فرقه ای، نگاه دیگری است که سرشار از زندگی و زیبایی و معناست.

„پایان“

*** 

علیرضا نوری زاده: خانم رجوی! چرا بچه های عضو را برای شرکت در کارناوال نیاوردید؟ ترسیدید؟ 

https://youtu.be/hLpUSEubkKA

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27940

تبخیرشدگان فاز تهاجم سیاسی 

kolahi_motamed_voaمهدی خوشحال، ایران فانوس، سوم ژانویه ۲۰۱۷:… فاز تهاجم سیاسی در فرقه مجاهدین که از چند ماه قبل آغاز شد، بنا بر سنت همیشگی، قربانیانی داشته و خواهد داشت. نیروهایی که با سرعت از پایین می برند و رها می شوند، اما در بالا فرق می کند. رهبران جدید، در این مرحله و جهت تطبیق دستگاه با مرحله جدید یعنی فاز تهاجم سیاسی، می بایست اطلاعات و نیروهای مسئله دار … 

کشمیری کلاهیهفت تیر، سی سال پس از بمب گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsپشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

لینک به منبع

تبخیرشدگان فاز تهاجم سیاسی

کلاهی معتمد صدای امریکاطبیعی است جاده سیاسی که عوض می شود و قطارش ناچار به تعویض ریل می شود، فشار زیادی به ریل و قطار وارد می شود که طبق رسوم، عده ای از قطار پیاده می شوند و عده ای زیر ریل قرار می گیرند و تا قطار بخواهد دوباره به مسیر و ریل جدید عادت کند، تلفات و قربانیانی به دنبال دارد که این بار اول نیست و نخواهد بود.

فاز تهاجم سیاسی در فرقه مجاهدین که از چند ماه قبل آغاز شد، بنا بر سنت همیشگی، قربانیانی داشته و خواهد داشت. نیروهایی که با سرعت از پایین می برند و رها می شوند، اما در بالا فرق می کند. رهبران جدید، در این مرحله و جهت تطبیق دستگاه با مرحله جدید یعنی فاز تهاجم سیاسی، می بایست اطلاعات و نیروهای مسئله دار و مسئله ساز را که با دستگاه سیاسی جدید، سازگاری ندارند را بسوزانند و از میان ببرند.

در کتاب تبخیرشدگان که محصول سه سال کار تحقیقی و از سال ۱۳۸۴ آغاز شد، چنان که شرحش رفت و لینکش در پایین می آید، تعدادی توان سازگاری با دستگاه نظامی در عراق را نداشتند. این نیروها اکثراً جزو نیروهای پایین بودند و بندرت نیروهای بالا در این میان دیده می شوند. این نیروها، اطلاعات چندانی نداشتند و یا اگر داشتند، به مرور زمان سوخته و خود نیز به زعم فرقه، کارتهای سوخته بودند. در کتاب تبخیرشدگان، به ۱۷ مورد از قربانیان فرقه رجوی پرداختم که آن نیروها قادر نبودند خود را در شرایط فاز نظامی و شرایط فوق اختناق آن ایام، وفق دهند و ناچاراً با روشهای مختلف از سر راه برداشته شدند.

http://www.iran-fanous.de/books/Tabkhir.pdf

فاز جدید فرقه مجاهدین که تهاجم سیاسی نام دارد، نوع قربانیانش فرق می کند. اگر در فاز نظامی نیروهای پایین مستحق قربانی شدن بودند، در فاز سیاسی جدید این نیروهای بالا و دارای اطلاعات بالا هستند که باید قربانی شوند و از سر راه برداشته شوند.

پس از سناریوی مرگ مسعود رجوی که برای اولین بار در گردهمایی مجاهدین در پاریس از زبان ترکی الفیصل یکی از مسئولان اطلاعاتی عربستان سعودی، جاری شد و تقریباً مقاصد سنارونویسان بر آورده شد و دارد آب ها از آسیاب می افتد، نوبت بعدی قربانی دیگری است که طی هفته قبل اعلام شد. محمدرضا کلاهی، عامل انفجار ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در ایران، سال گذشته و در هلند به دست باندهای مافیایی ترور شده است.

http://news.gooya.com/didaniha/archives/2016/12/222023.php

در این مصاحبه تلویزیونی که از صدای آمریکا و توسط مجری مهدی فلاحتی پخش شد، شخص راوی و افشاگر، مرتضی صادقی نام دارد که ساکن هلند است و معلوم نیست که ایشان عضو سازمان اکثریت است و یا هوادار فرقه رجوی. چون که ایشان مرتضی صادقی، تمامی اطلاعات ناقصش و سمت و سویش در ارتباط با تبخیرشدن محمدرضا کلاهی با اسم مستعار علی معتمد، در راستای فاز جدید سیاسی فرقه رجوی است. مطالبی متناقض و سانسور شده و سناریویی که انگار کسی دیگر آن را نوشته و آقایان مرتضی صادقی و مهدی فلاحتی، مجری آن سناریو می باشند.

در این سناریو، همچنین مرتضی صادقی به حمایت از خط جدید فرقه رجوی، تاکید دارد که سناریو محرمانه و قتل مشکوک و فضا سنگین و خطرناک است و لازم است تا بینندگان و خوانندگان، فقط گوش کنند و باور کنند و صلاح نیست تا کسی دنبال قضیه را بگیرد و کش بدهد.

طبیعی است وقتی که جنگ است و پای عراق و اشرف و دلار و اربابان جنگ طلب، در میان است، کسانی چون مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری و سایر بازیچه ها، می بایست به مثابه قهرمانان و نمادهای جنگ و خشونت، زنده باشند و ارج و قرب داشته باشند و نیروهای تحت امر نیز با شنیدن نام و آوازه همین ها به کار خود ادامه دهند. اما زمان که عوض شد و مرحله و فاز تغییر کرد، نیروهای دارای اطلاعات نظامی و تبعات حقوقی، که هر کدام مجری سناریوهای جنجالی و بازار گرم کن سابق بودند، این بار به جد مزاحم راه و فاز جدید هستند، به ویژه و به قول سران فرقه، قهرمانان عملیاتهای ویژه دارای اطلاعاتی هستند که به سهولت قادر به تشویش افکار و خراب کردن راه و روش جدید هستند. بنابراین، در فاز جدید که تاریخ مصرف قهرمانان عملیاتهای ویژه به پایان رسیده است، می بایست در ملاء هواداران و اربابان جدید، به گونه ای از اسم و آوازه بیافتند و به فراموشی سپرده شوند و حتی اطلاعاتشان که از همه مهم تر است، سوزانده شود تا راه جدید بهتر باز شود و نیروهای پایین و این بار مجریان خط سیاسی، دوباره و مجدداً راه جدید را بی مانع و بی پرسش، طی طریق کنند.

در این فاز جدید مبارزه یا معامله، مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و دیگران که هزینه زیادی پایشان رفته و هر کدام صدها جان انسان را سیبل اهداف و آرمان و تمرین تیر و ترکش خود قرار داده بودند، تا زنده بودند نان شان را مریم قجر و ابریشم چی و اربابان قدرت، می خوردند و مردم نامحرم بودند. حال که پهلوان پنبه های سابق تنها به دلایل اطلاعات نظامی و مشکوکی که در اختیار داشتند بایست از دور خارج شوند، مجدداً می بایست نان مرگ شان را مریم قجر و ابریشم چی و اربابان قدرت بخورند.

اگر محمدرضا کلاهی عامل انفجار ۷ تیر و بزرگترین ترور تاریخ ایران بود، در این صورت می بایست کسانی که او را عضوگیری کرده، اعتماد کرده، ساپورت کرده، اطلاعات در اختیارش گذاشته، مهمات و ابزار و فرمان انفجار و دلار و راه فرار و غیره در اختیارش گذاشته اند نیز  پایشان گیر باشد، چرا چنین نیست؟

اگر محمدرضا کلاهی عامل انفجار ۷ تیر بود، می بایست آن قدر قدرت و اعتماد به نفس داشته باشد که بعدها بتواند از مواضع و حقوق خود در مقابل آمران انفجار ۷ تیر، دفاع کند و از جایگاهش حفاظت کند و از اربابان قدرت و کسانی که نانش را می خوردند بخواهد تا همچنان وی را حراست و ساپورت کنند.

اگر محمدرضا کلاهی که پس از سالیان در کشور هلند زندگی کرد و به گذشته و عمل خود فکر و تامل کرد و پشیمان شد، می بایست آن قدر توان و دانش داشته باشد تا از مردم و قربانیان اقدام خود عذر تقصیر بخواهد.

محمدرضا کلاهی که سناریوی ۷ تیر سال ۱۳۶۰ پای او نوشته شد، چرا هیچ کدام از گزینه های فوق را عمل نکرد؟ نه از عمل خود دفاع کرد و نه آن را نفی کرد؟ بنابراین او خودش نبود. همان طور که مسعود رجوی خودش نبود، بلکه هر چه بود، منافع اربابان قدرت بود. چون که مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و دیگران، قهرمانان پوشالی و  ساختگی و مترسکانی برای جو گیر شدن قربانیان و ایجاد قربانگاه و افزایش قربانیان بیشتر بودند تا همواره نان جنگ شان را اربابان قدرت بخورند.

قهرمانان پوشالی چون محمدرضا کلاهی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی و مسعود کشمیری عامل انفجار دفتر نخست وزیری و سایرین، تنها مجری سناریوها و اقدامات نظامی و قربانیان آن عملیاتها نبودند، بلکه آنان با عمل و اقدامات خود باعث جوگیرشدن و تشویق و مرگ هزاران تن دیگر شده اند که این دومی، جرمی و خسرانی کمتر از اولی نیست.

مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و دیگران که جزو چهره های پوشالی و مترسکان و سالها پرده نشین و منتظر بودند، امروز زنده و یا مرده بودن شان ارزشی ندارد، بلکه این اطلاعات راست و دروغ شان است که ارزش دارد و می تواند تجربه راه آیندگانی باشد که دیگر اشتباه این نسل را مرتکب نشوند.

تبخیرشدگان فاز جدید فرقه رجوی که حال به فرقه مریم قجر بدل شده است، همچنان ادامه خواهد داشت چون که هنوز در داخل فرقه کسانی هستند که اطلاعات شان مانع جدی بر سر راه فاز جدید، تهاجم یا معامله سیاسی، است و قربانیان این فاز نشان از آن دارند که فاز قبلی مبارزه مسلحانه، برگشت پذیر نیست و اربابان جدید حاضر نیستند از فرقه مجاهدین به مثابه گذشته استفاده نظامی بکنند.

„پایان“

***

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker,

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلتد پو: مجاهدین برای ما و سیا سنگ تمام گذاشته اند. رجوی: بنام مجاهد شهید آلبرتو نیسمان

Maryam Rajavi terrorist syriaننگ سر بریدن مردم در عراق و سوریه توسط مجاهدین خلق و داعش تا ابد بر پیشانی مریم و مسعود رجوی باقیست

تکفیری‌ها بهانه جدید مک کین

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در گزارش سالانهی تروریسم ۲۰۰۷ امریکا

آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

مریم رجوی قاتل ندا و فروغ حسنی

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی دو دهه قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

داعش چگونه خلق شد

  •  Mehdi Khoshal Baghdadمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  از نگاه فرقه ای به ویژه فرقه ای که ۳۶ سال در پاریس رحل اقامت گزیده است و از روز اول تا امروز مرغ شان یک پا دارد، دید و نظرشان به برج ایفل که هرگز آن را در پاریس ندیده و نخواهند دید، به نظرگاه ساخت و بافت فرقه ای خودشان نزدیک است. آنان بر

    Mehdi Khoshal Baghdadمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… اولین بار سال ۱۳۷۶ بود که طی مقاله ای به نام „خطر فرقه های سیاسی/ مذهبی“ در شماره اول و سال اول ماهنامه پیوند، موضوع خطر فرقه ها در جهان و ایران را مطرح کردم. آن روز پرداختن به چنین مسایلی کمی ذهنی و غیر ضروری بود، ولی امروز خطر فرقه ها و

     Massoud_Rajavi_Maryam_Rajavi_ISIS_ISIL_Terrorismایران فانوس، دهم ژوئن ۲۰۱۷:…  عملیات مشترک تهران، در حالی انجام گرفت که در بخشی از عملیات سیانور و زن و مقبره آیت الله خمینی، وجود داشت که دقیقاً مجاهدین خلق غیر مستقیم می خواستند نیات و آرمانهای خود را وارد عملیات کرده و به مقامات جمهوری اسلامی برسانند که آنان هنوز دارای توانمندی

     ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsایران فانوس، هجدهم آوریل ۲۰۱۷:… در ایران تروریستهای زیادی در تاریخ وجود داشتند که به دنبال اهداف سیاسی و ایدئولوژیک، بودند و در مسیر سوژه خود را از مسئولین انتخاب می کردند. از فرقه حسن صباح گرفته تا فرقه مجاهدین خلق، از تروریسم به عنوان ابزار و وسیله ای برای رسیدن به قدرت استفاده کردند. اما ت

    Massoud_Rajavi_Maryam_Rajavi_ISIS_ISIL_Terrorismایران فانوس نهم آوریل ۲۰۱۷:… یک تروریست، ممکن است در طول عمرش حتی یک نهال نکاشته باشد، ولی تا توانسته هزینه مادی از هم نوعانش گرفته و طلبکار مطلق و مستعد ویرانی خود و دیگران باقی مانده است. فرقه رجوی، سازمان تروریستی ای که عمر ۵۰ ساله دارد، در پایین نشریه اش شعار جالبی دارد، خون شهدا

    Iran_Fanous_Persian_New_Year_2017ایران فانوس، بیستم مارس ۲۰۱۷:… در آخرین ساعات سال ۱۳۹۵ خورشیدی، تعدادی از اعضای کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس، از فرصت پایانی سال استفاده کرده و گرد هم جمع شدند تا ضمن ارسال پیام نوروزی به مردم ایران همچنین آرزوی نجات و آزادی برای اسرای فرقه رجوی در آلبانی کرده باشند. د

     مهدی خوشحال، ایران فانوس، پنجم مارس ۲۰۱۷:… جورج اورول رهبری این حزب را که برادر ارشد نام دارد، چنان توصیف می کند که در اصل وجود ندارد و کسی او را ندیده است اما کارکردش صد در صد است و در گفتار و تبلیغات وجود دارد و نگهبان کار و فکر همه اعضاست. تلویزیون، که در همه جا نصب شده و همیشه روشن است، معمولاً هنگام غذاخوردن به پخش اخبار

     ایران فانوس، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۷:…  به بهانه مرگ دروغپرداز بزرگ فرقه رجوی محمدعلی جابرزاده، که ابتدا قرار بود طبق سنت جنگ چریکی، شش ماه و یا به قول مهدی ابریشم چی، حداکثر تا دو سال زنده  بماند، ولی به رسم جنگ صد برابری که از رهبرش مسعود رجوی، آموخته بود ۶۸ سال زندگی کرد و ۴۴ سال در رکاب رهبرش با تبلیغات دروغ و کذا جان هزارا

     مهدی خوشحال، ایران فانوس، هفدهم فوریه ۲۰۱۷:… به راستی، چه کسی معضل مفقود شدن و گم شدن و بی هویتی یک ایرانی در عراق و آلبانی، و نیست و نابود شدن خانواده اش را به بهانه هیچ و پوچ، رقم زده است تا جایی که فرزند، وجود مادرش را باور نکند؟ به همین دلیل، خواستم مطلب کوتاهی را در این رابطه جهت آگاهی عموم بنویسم و توضیح بده

    Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_History_3مهدی خوشحال، ایران فانوس، ششم فوریه ۲۰۱۷:… پس از پیروزی انقلاب که احمد از خدمت منقضی شده بود، از فرصت استفاده کرد و نزد کدخدای ده رفت و جملگی سلاحهای پاسگاه را که شامل بر هفده قبضه بودند، تحویل گرفت و با تعدادی از جوانان محل کمیته انقلابی به راه انداخت. احمد زمانی ک

    kolahi_motamed_voaمهدی خوشحال، ایران فانوس، سوم ژانویه ۲۰۱۷:… فاز تهاجم سیاسی در فرقه مجاهدین که از چند ماه قبل آغاز شد، بنا بر سنت همیشگی، قربانیانی داشته و خواهد داشت. نیروهایی که با سرعت از پایین می برند و رها می شوند، اما در بالا فرق می کند. رهبران جدید، در این مرحله و جهت تطبیق دستگاه با مرحله جدید یع

    ایران فانوس، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۶:… زشت، مسعود رجوی از ناکجا آباد است. ایشان پس از ۵۰ سال جنگ و جدل بی نتیجه و بی ثمر، در این سال ناچاراً نیروهای خود را از عراق به آلبانی منتقل کرد و استراتژی مبارزه مسلحانه و جنگ را به تعلیق انداخت. ایشان پس از ۵۰۰ سال جنگ و آدمکشی که در انتها می بایست مسئولیت قبول می کرد و پاسخگو می شد، خود را به

     مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، سیزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… رهبران مجاهدین اگر خود و دستگاه را تغییر دهند و مدرن کنند، اولین هزینه تعمیر و تنظیف دستگاه، حذف رهبران سنتی از هرم قدرت سازمانی خواهد بود. بدین مناسبت رهبران تا زنده اند، اجازه اصلاح و تغییر مناسبات درونی و استراتژی بیرونی را

     مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، پنجم دسامبر ۲۰۱۶:…  سایت اینترنتی افشاگر وابسته به مجاهدین خلق، اخیراً ویدئویی را منتسب به مسعود رجوی که تنها صدا دارد و تاریخ ۷ اسفند سال ۱۳۹۱ را قید کرده است، با آب و تاب روی سایت قرار داده است. این ویدئو „مسعود رجوی ـ نامه ای از سردار جنگل“ نام دارد و به مدت ۱۹ دقیقه است. مسعود رجو

    iran-fanoose-nov-2016ایران فانوس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… سیاستهای کشور آمریکا همیشه تهاجمی نیستند. آنان زمانی که در جنگهایی چون ویتنام و افغانستان و عراق و جاهای دیگر، کم می آورند، ناچاراً به تغییر سیاستهای تهاجمی ـ از میان احزاب دموکرات و جمهوریخواه فرقی نمی کند ـ ناچاراً کسی را نامزد و حمایت می کنند تا

    maryam-rajavi-against-american-president-for-isisمهدی خوشحال، ایران فانوس، دهم نوامبر ۲۰۱۶:…  نویسنده در اینجا آرزو و ادعایش را پنهان نمی کند؛ چون هیلاری کلینتون یک زن است و مریم رجوی نیز زن است، لذا او با تروریسم و جنگ هم میانه بدی ندارد و در ایام وزارتش فرقه مجاهدین را از لیست تروریستی وزارت خارجه ب

    مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، هشتم اکتبر ۲۰۱۶:…  مدتی بعد از این مقاله و نظر، با سه تن از اعضای قدیمی و کسانی که در رابطه با فرقه مجاهدین، صاحبنظر و باصطلاح کارشناس بودند گفتگویی داشتم، آنان جملگی و بدون تردید اذعان داشتند که این طور نیست. این تشکیلات را مسعود رجوی به راه انداخته و مریم قجر، خدمه ای بیش نیست و ح

     ایران فانوس، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۶:…  اگر جان کری لطف بزرگ و ده ساله ای که به مجاهدین کرده است به ازای سرویسی بود که بعد از سقوط صدام حسین، مجاهدین به آمریکاییها داده اند، این چه سرویسی بوده و چرا آمریکا از نوع و مدل همکاری مجاهدین با آمریکا، طفره می رود؟ ـ آیا جان کری نمی داند که کمک و همکاری

     مهدی خوشحال، ایران فانوس، هفدهم اوت ۲۰۱۶:…  پس از پخش فایل صوتی منتسب به آیت الله منتظری که ابتدا در وب سایت خودش سپس در اکثر شبکه های مجازی بازنشر یافت و مورد تحلیل و تفسیر مجدد قرار گرفت و رسانه های مجاهدین این بار نیز گرد و خاک به راه انداخته و از جانب محمد ملکی در تهران، آمار قربانیان آن سال

     التماس رجوی به نیروهاایران فانوس، هفتم اوت ۲۰۱۶:… اولین هزینه ای که رهبری مجاهدین برای رفتن به خاک عراق پرداخته است، تلاشی شورای ملی مقاومت بود. زیرا بسیاری از اعضای اولیه شورا حاضر به نوکری و مزدوری برای صدام حسین نبودند. بدین سبب و از همان ابتدا عطای مجاهدین را به لقای شان بخشیده و راهشان را جدا

     مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و یکم ژوئیه ۲۰۱۶:… مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین طی ۵۰ سال مبارزاتش در هیچ صحنه خطرناکی حضور فعال نداشت و حاضر نبود. او از سال ۱۳۵۱ در زندان که سمبه ساواک را پر زور می دید، یا غش و ضعف می کرد و یا نقشه و کروکی خانه همرزمانش را می کشید و دست ساواک می داد.