علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاستصابر تبریزی، ایران اینترلینک، هفتم نوامبر 2020:… باند رجوی درمیان این دسته از جریانات ایرانی قرار داشت که ضد مردمی ترین مواضع را هم آنها اتخاذ نمودند والبته شانس با آنها همیار نبود که فکر میکردند بنفع شان است که ترامپ دوباره انتخاب شود و حرف های جنجال برانگیز او اقلا ازنقطه نظر ساکت نگه داشتن اسرای خود کمکی به او کرده باشد که مثل همیشه  نکرد! علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست! البته از تیتر این نوشته نباید دچار این اشتباه شد که من طرفدار انتخاب یا شکست یکی ازدونامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بوده وهستم. 

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاستفرقه رجوی مجاهدین خلق ایران و دوستان ترامپی

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست!

17/08/1399

البته از تیتر این نوشته نباید دچار این اشتباه شد که من طرفدار انتخاب یا شکست یکی ازدونامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بوده وهستم.

سالیان زیادی است که من درآموختن از روشنفکران مردمی ونکته سنج ایران وجهان باین نتیجه رسیده ام که درآمریکا دوحزب با ماهیت تقریبا همگون برسر کارند ودراصل این دوحزب بال های آمریکا برای سیطره ی بیشتر درجهان عمل میکنند و مجموعا نقش یک حزب را دارند با دو بال راستگرا و دشمن محرومین آمریکا وجهان!

دهه هاست که برنامه های حزب دموکرات آمریکا با حمایت آبکی از کارگران لغو شده ودرمواردی بدتر از حزب جمهوریخواه عمل میکند.

استارت محکم  تحریم های دولت آمریکا برعلیه مردم ایران ، در زمان اوباامای دموکرات؟؟!! روی داد وهم او بود که با هکاری تنگاتنگ با هلاری کلینتون که نقش عمده ای در نابودی لیبی بعنوان پناهگاه مردمان بومی آفریقا بعهده داشت ، لشکر کشی های زیادی به خاک دیگر کشورها کرد وضمن ویران سازی آنها ، مردم آنجاها را به خاک وخون کشید و تریلیون ها دلار از پول مردم ومالیات دهندگان آمریکا را بر باد داد و این ابرقدرت بی همتا ودر عین حال در افول را دچار بی حیثیتی زیادی کرد .

مسئله ی جمهوریخواهان بحدی روشن است که من خواننده را محتاج به معرفی کارهای آنها نمیکنم وتنها این موضوع را یادآوری میکنم که ریگان با وارد کردن ضربات هولناکی به اتحادیه ها وسندیکاهای کارگران، چه پدری ازاینها درآورد و اینقدر ضعیف وناتوانشان کرد که قادر نشدندد به حزب دموکرات فشار آورند که فردی مانند برنی سندرز کم استخوان را که برنامه های نسبتا عاقلانه ای ارائه میداد ، درعرصه ی انتخابات ریاست جمهوری  وآنهم در دو دور نگه دارند.

من شخصا اکثریت مردم آمریکا را مسحور شده ی دستگاه های تبلیغاتی عظیم امپریالیستی- صهیونیستی دانسته و سطح آگاهی آنها را درسطح نازلی میبینم که اگر اینطور نمیشد، اجازه نمیدادند برنی سندرز به کنار گذاشته شده وجو بایدن که دستان خونینی درحمله به افغانستان، عراق و … وکودتای فاشیستی اکراین دارد را درعرصه ی رقابت نگه دارند.

بازهم مایل نیستم درباره ی ترامپ که فردی است تاجر صفت، نژادپرست وزن ستیز و فاشیستی کلاسیک وسنتی  ( فاشیست غیر انگلا ساکسون) که رک گویی های بیشرمانه اش چهره ی کریه وضد بشری اش را بما شناساند ، حرف زیادی بزنم.

آنچه درگیرودار این انتخابات عجیب وغیر طبیعی بود ، مشغولیت زیاد ایرانیانی بود که با خام خیالی  ویا احساس منافع حقیر شخصی خود ازنتایج انتخابات آمریکا بود که با کمال شرمندگی نشان دادند که راه غلبه برمشکلات کشور را درانتخاب این یا آن کاندیدا جستجو کرده و توجه به خود مردم ایران درتحلیل های اغلب آبکی و زمانی مغرضانه ویا دربهترین حالت خوش خیالانه ی آنها غایب بود: … آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد!!

باند رجوی درمیان این دسته از جریانات ایرانی قرار داشت که ضد مردمی ترین مواضع را هم آنها اتخاذ نمودند والبته شانس با آنها همیار نبود که فکر میکردند بنفع شان است که ترامپ دوباره انتخاب شود و حرف های جنجال برانگیز او اقلا ازنقطه نظر ساکت نگه داشتن اسرای خود کمکی به او کرده باشد که مثل همیشه  نکرد!

بلومبرگ: حمایت وکیل ترامپ رودی جولیانی از مجاهدین خلق (فرقه رجوی)، رسوایی آشکار است

یک کارشناس مردمی وبرجسته ی آمریکا نظر صائب وجالبی دال بر افول امپراطوری آمریکا ارائه داده که من بهتر دیدم که این نظر را منعکس کرده ورسوبات منفی وفریبکارانه ی تبلیغات رجوی ها وسایر کار شناسانی که واقعا حرف حسابی برای مطرح کردن نداشتند ، ازذهن خوانندگان این یاد داشت کوتاه بزدایم تا آنها متوجه آلترناتیو هایی باشند که دربرابر تلویزیون های لس آنجلسی وسیمای ضد آزادی رجوی وجود دارد :

” پیام پرفسور ریچارد دی ولف اقتصاددان برجسته ی امریکایی در باره انتخابات: حقیقت آن است که ایالات متحده باخت.

آن چه پیروز شد سیاست های منقبضی بود که با محدوده بین حزب های جمهوری خواه و دموکرات ، با ترامپ و بایدن تعریف می شود. رای دهنده ها دو توهم همانند را انتخاب کردند که با دواسم از هم متفاوت می شوند: بازگشت به “عظمت” در مقابل بازگشت به”وضع عادی(نرمال)” . چقدر مضحک که عظمت ترامپ و وضع عادی بایدن هر دو تاریخ اخیر را توصیف می کنند که امریکا را به شرایط ترسناک کنونی کشاند. در این انتخابات که بیش از همیشه  بازی سرزنش یک دیگر رایج بود، سیاست های امریکا واقعا به ” بد از دو بدتر” تبدیل شد.

اکنون پرسشی بنیادی پیش روی امریکا است. آیا سرمایه داری امریکا درپایانه نزول در میان صعود چین است؟ ما چگونه می توانیم بهتر از سرمایه داری عمل کنیم در حالی که سیستم اقتصادی ما نابرابری ها، بی ثباتی ها، و شکست های ریشه ایش را به حفاظت سلامت عمومی نسبت می دهد؟ ما چگونه می توانیم آسیب سرمایه داری به محیط زیست را به بهترین شکل خنثی کنیم؟ چه چیزی واقعا می تواند بر قرن ها آسیبی که برتری سفید پوستان به افریقایی تبارها و دیگر مردم بومی و رنگین پوستان وارد کرده است غلبه کند؟ به چنین پرسش های اساسی، حزب های بزرگ این انتخابات و نامزدها هیچ علاقه ای نشان نمی دهند، چه رسد به پاسخ.

انتخابات ریاست جمهوری 2020 یک بار دیگر درسی اساسی را می آموزد. هر انتخاب سیاسی واقعی نیازمند رقابت (گفتگو و بحث واقعی) بین حزب های متعدد با مواضع متفاوت واقعی نسبت به سرمایه داری امریکا و رابطه آن با پرسش های بنیادی است. تنها در آن زمان است که این چنین پرسش ها و پاسخ هایی که احزاب آلترناتیو به آن هامی دهند  می تواند به محور گریز از سیاست های امریکا وموضوعی برای تصمیم گیری های دموکراتیک تبدیل شود.

نه موسسات کنترل کننده حزب جمهوری خواه و دموکرات ، نه در راس آن ها ترامپ و بایدن، خواهان رقابت حزبی واقعی نیستند. آن ها برای  حفظ انحصار دو حزبی خود و حفظ تقسیم 100 درصدی قدرت بین خودشان تلاش می کنند.

آن ها بخش های به هم پیوسته ای از یک سیستم درحال نزول هستند، سیستمی که ما می خواهیم به فراتر از آن حرکت کنیم .

با همبستگی – ریچارد دی ولف”

صابر  تبریزی

خوشحالی رجوی دامی نداشت و ما قبلا گفته بودیم

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/دولت-آلبانی-مجاهدین-خلق-،-فشار-ترامپ-و-ت/

دولت آلبانی مجاهدین خلق ، فشار ترامپ و ترس اروپا

دولت آلبانی مجاهدین خلق ، فشار ترامپ و ترس اروپاابراهیم خدابنده، انجمن نجات، پانزدهم فوریه 2020:… دولت آلبانی ظاهراً منافع کوتاه مدت مقابله با ایران و حمایت از مجاهدین خلق را به منافع دراز مدت رابطه با اروپا و دنیا ترجیح می دهد. سازمان مجاهدین خلق دیگر یک تهدید امنیتی یا حتی یک تهدید سیاسی برای ایران نیست، این سازمان بیشتر یک مشکل حقوق بشری است. ولی مجاهدین خلق می توانند یک تهدید برای آلبانی و همچنین کل اروپا به حساب بیایند. اعضای مجاهدین خلق بدون مدارک سفر به آلبانی آورده شدند لذا هیچ موقعیت قانونی در این کشور ندارند و بی وطن به حساب می آیند و آنان در حال حاضر در دستان رهبری فرقه در شرایط برده داری نوین زندگی می کنند. در حال حاضر صدها تن از اعضا در آلبانی از این فرقه جدا شده اند و هیچ گونه حمایت قانونی و مالی ندارند. هزاران خانواده از ارتباط با عزیزان خود در داخل اردوگاه سازمان محروم می باشند. دولت آلبانی مجاهدین خلق ، فشار ترامپ و ترس اروپا 

دولت آلبانی مجاهدین خلق ، فشار ترامپ و ترس اروپاحضور مجاهدین خلق در آلبانی مذاکرت پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را دچار مشکل کرده است

دولت آلبانی مجاهدین خلق ، فشار ترامپ و ترس اروپا

انجمن نجات مرکز تهران26 بهمن 1398

لینک به متن انگلیسی 

در شگفتم که دولت آلبانی با حمایت از یک فرقه تروریستی، که در سال 2016 بعد از این که از عراق اخراج شدند در خاک خود مستقر نمود، راه به کجا می برد؟

دولت آلبانی مجاهدین خلق ، فشار ترامپ و ترس اروپاملاقاتی برای جبران ضربه سنگین ترامپ

سوابق مجاهدین خلق

ابراهیم خدابنده تسنیم دسامبر 19 2

ابراهیم خدابنده، مدیر عامل انجمن نجات

سازمان مجاهدین خلق (شورای ملی مقاومت، ارتش آزادی بخش ملی، یا بهتر است گفته شود فرقه رجوی) یک پادگان نظامی در عراق داشت که توسط صدام حسین تجهیز گردیده بود و این فرقه به صورت فعال علیه کشور خود و در طرف دشمن در جنگ هشت ساله ایران و عراق (1980 تا 1988) شرکت نمود.
این عمل مکمل اقدامات تروریستی در داخل ایران در اوایل دهه 80 میلادی بود که 12000 قربانی گرفت. آنان همچنین همراه با ارتش صدام حسین در سرکوب قیام 1991 در شمال و جنوب عراق شرکت نمودند.
این فرقه همچنین دارای سوابق فجیع نقض حقوق انسانی علیه اعضای خود می باشد که آنان را مغزشویی کرده و در یک اردوگاه بسته و دور افتاده، ابتدا در عراق و سپس در آلبانی، نگهداری می نماید.
صدام که همیشه دشمن ایران و ایرانی بود از مجاهدین خلق تروریست برای پیش برد عملیات خرابکارانه در داخل ایران تا زمان سقوطش توسط اشغالگران آمریکایی در سال 2003 استفاده نمود.

انتقال مجاهدین خلق به آلبانی

بعد از سقوط دیکتاتور بغداد در سال 2003، دولت های عراقی یکی بعد از دیگری مصرانه خواهان اخراج مجاهدین خلق، که آن را یک تهدید امنیت ملی به حساب می آوردند، از کشورشان بودند. مشکل در این بود که هیچ کشوری آمادگی پذیرش آنان را نداشت تا این که آلبانی به خاطر منافع کوتاه مدت برخی سیاستمدارانش نسبت به این موضوع تمایل نشان داد.
در حال حاضر دولت آلبانی خدماتی مشابه صدام حسین در گذشته در اختیار این فرقه قرار می دهد.

دولت آلبانی مجاهدین خلق ، فشار ترامپ و ترس اروپایک عضو جدا شده از فرقه رجوی خطاب به رئیس جمهور آلبانی نوشت: بازدید شما به عنوان رئیس جمهور کشورآلبانی از مقر فرقه رجوی در حومه تیرانا و حتی ملاقات شما با سرکرده این فرقه، نه نفعی به حال مردم ایران دارد و نه نفعی برای اعضای ساکن در آلبانی، تنها کسانی که از این بازدید نفع می برند همانا مریم رجوی و رهبری فرقه است.

ترامپ از دولت آلبانی به خاطر تقابل با ایران تشکر کرد.

در 15 ژانویه 2020 اعلام شد که “آلبانی دو دیپلمات دیگر ایران را هم اخراج نموده است.” وزیر خارجه آلبانی گنت کاکاج این تصمیم را در صفحه فیس بوک خود اعلام نمود. او نوشت که “از دو نماینده جمهوری اسلامی خواسته شد تا خاک جمهوری آلبانی را ترک نمایند.” کاکاج توضیح بیشتری در این خصوص ارائه نداد.

رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ، از آلبانی به خاطر اخراج دو دیپلمات ایرانی ظاهراً به دلایل امنیت ملی تشکر نمود. طبق اعلام سفارت آمریکا در تیرانا، ترامپ از نخست وزیر ادی راما در نامه ای به خاطر “کوشش های مستمر برای تقابل با ایران” تشکر کرد.

دشمنی دولت ترامپ با ایران و ایرانی بر کسی پوشیده نیست، و رئیس جمهور آمریکا تصور می کند که ممکن است به نحوی بتواند از تروریست های مجاهدین خلق علیه ایران استفاده نماید. این دلیل حمایت آمریکا از این گروه است و لذا سعی می کند تا جلوی فروپاشی آن را علی رغم نقض اولیه ترین حقوق انسانی اعضا بگیرد.

نقش دولت آلبانی در این راستا بیش از دنباله روی کورکورانه از رهنمودهای واشنگتن نیست، حتی اگر به این معنا باشد که بهای آن از دست دادن عضویت در اتحادیه اروپا باشد که البته خیلی مشتاق آن است.

روابط اتحادیه اروپا و آلبانی

آلبانی کاندید عضویت در اتحادیه اروپا می باشد و پیشرفت قابل توجهی در سال های اخیر برای رسیدن به معیارهای سیاسی و اهداف مرتبط با پنج اولویت کلیدی برای باز کردن باب مذاکرات در این خصوص داشته است. در هر صورت، دولت آلبانی نیاز دارد تا موانع چالشی باقی مانده را با یک روش پایدار، جامع و ملموس، خصوصاً وقتی به مقابله با فساد در تمامی سطوح، مقابله با جرائم سازمان یافته، ارتقای نقش قانون و اصلاح سیستم قضایی، حمایت از اقلیت ها و برقراری روابط خوب با همسایگان بر می گردد، از میان بردارد.

حال آلبانی، برای خوشنودی خط دهندگان آمریکایی، یک فرقه تروریستی را در خاک اروپا با هر وسیله ممکن مورد حمایت کامل قرار می دهد. جداشدگان از مجاهدین خلق تحت فشارهای شدید برای وادار کردن آنان به بازگشت به داخل فرقه قرار می گیرند، و اعضا از ارتباط با دنیای خارج، خصوصاً خانواده شان، محروم هستند. دولت آلبانی از ورود خانواده های اعضای مجاهدین خلق که برای دیدار عزیزان خود می روند ممانعت به عمل می آورد.

آلبانی ها به دنبال چه هستند؟

دولت آلبانی ظاهراً منافع کوتاه مدت مقابله با ایران و حمایت از مجاهدین خلق را به منافع دراز مدت رابطه با اروپا و دنیا ترجیح می دهد. سازمان مجاهدین خلق دیگر یک تهدید امنیتی یا حتی یک تهدید سیاسی برای ایران نیست، این سازمان بیشتر یک مشکل حقوق بشری است. ولی مجاهدین خلق می توانند یک تهدید برای آلبانی و همچنین کل اروپا به حساب بیایند.

اعضای مجاهدین خلق بدون مدارک سفر به آلبانی آورده شدند لذا هیچ موقعیت قانونی در این کشور ندارند و بی وطن به حساب می آیند و آنان در حال حاضر در دستان رهبری فرقه در شرایط برده داری نوین زندگی می کنند.

در حال حاضر صدها تن از اعضا در آلبانی از این فرقه جدا شده اند و هیچ گونه حمایت قانونی و مالی ندارند. هزاران خانواده از ارتباط با عزیزان خود در داخل اردوگاه سازمان محروم می باشند.

ترسم از این است که آلبانی ریسک بالایی را در پیروی کامل از سیاست خصمانه ترامپ در قبال ایران و ایرانی بپذیرد. حمایتی که دولت آلبانی از اقدامات آمریکا می کند در جهان منحصر به فرد است و به هیچ وجه آنان را به اروپا نزدیک تر نخواهد کرد.

ابراهیم خدابنده

دولت آلبانی مجاهدین خلق ، فشار ترامپ و ترس اروپا

ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست

لینک به منبع

***

مجاهدین خلق ایران، فرقه مریم رجوی در آلبانیمجاهدین خلق ایران، فرقه مریم رجوی در آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/موشک-ها-به-کجا-اصابت-کردند؟/

موشک ها به کجا اصابت کردند؟

موشک ها به کجا اصابت کردند؟ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، مرکز تهران، دوم فوریه 2020:… هر یک از این موشک ها به هر کجا اصابت کرده و هر آثار و تبعاتی داشته باشند قطعاً اول به سر و مغز مسعود رجوی خورده و کارآیی او را از هر نظر زیر علامت سؤال برده است. خاصیت رجوی برای امپریالیسم اقدام به ترور مقامات ایرانی، ایجاد بهانه برای جنگ و سیاست تغییر رژیم، و پیشقدم شدن در تبلیغات کاخ سفید علیه ایران بود که هر سه در مدت پنج روز در دی ماه امسال عدم کارآیی خود را نشان داد. حالا رجوی مرده یا زنده چه تفاوتی دارد؟ از نظر غرب او مرده ای بیش نیست که مورد تنفر ملت ایران هم می باشد. او می تواند از گور خود آن هم صرفاً به فارسی پیام بدهد و تلاش نماید تا چند مدت دیگر نیروهای روحیه باخته اش را حفظ کند و در اسارت نگاه دارد. رجوی و فرقه اش به پایان راه رسیده اند. هیچ چشم اندازی در پیش رو ندارند. به غیر از نشاندن عده ای پشت کامپیوتر و تولید اراجیف مضحک در شبکه های اجتماعی کار دیگری انجام نمی دهند . موشک ها به کجا اصابت کردند؟

موشک ها به کجا اصابت کردند؟مسعود رجوی قبر گمشده اش را ترک کرد تا چه بگوید و چرا؟ 

موشک ها به کجا اصابت کردند؟

انجمن نجات مرکز تهران ۱۰ بهمن ۱۳۹۸

در دی ماه امسال وقایعی اتفاق افتاد که هر کدام ابعاد و تبعات بسیاری داشت که به حد کافی به آن ها در رسانه های مختلف داخلی و بین المللی پرداخته شده است. در این مقاله قصد بر این است که سه نمونه از این وقایع، در ارتباط با فرقه رجوی و آثار و تبعات آن بر استراتژی مجاهدین خلق، مورد بررسی قرار گیرد.

یکم. ترور سپهبد قاسم سلیمانی در بغداد

ایران یکی از کشورهایی است که در دهه های اخیر بالاترین آسیب را از تروریسم دیده است. این ترورها توسط گروه های مختلف در نقاط مختلف کشور یا حتی خارج از کشور انجام شده اند. سردار قاسم سلیمانی، یکی از فرمانده هان سپاه پاسداران، روز جمعه 13 دی ماه 98 در فرودگاه بغداد هدف موشک های هوا به زمین نیروهای آمریکایی قرار گرفت و آمریکا مسئولیت آن را مستقیماً پذیرفت. جدا از تمامی آثار و تبعات ذکر شده، این واقعه تروریستی پیامی هم برای فرقه رجوی داشت. پیام این بود که دیگر نیازی به فرقه تروریستی رجوی نیست و آمریکا ترورهایش را هم مجبور است خود رأساً انجام دهد. اصلی ترین کارآیی فرقه رجوی برای امپریالیسم، یعنی ترور و سوء قصد، حالا دقیقا ناکارآمدی خود را به اثبات رسانده است. این اولین بار است که آمریکا خود برای یک اقدام تروریستی علیه ایران وارد شده و مسئولیت آن را به عهده می گیرد.

دوم. موشک باران پایگاه نظامی آمریکا در عراق

متعاقب ترور سردار قاسم سلیمانی، پایگاه نظامی آمریکا موسوم به عین الاسد در عراق در ۱۸ دی ۱۳۹۸ مورد تهاجم موشک های زمین به زمین سپاه پاسداران قرار گرفت. جدا از این که آثار و تبعات این تهاجم چه بود، به هرحال ایران مستقیماً مسئولیت این اقدام نظامی علیه آمریکا را پذیرفت و ترامپ هم نفس تهاجم را رد نکرد. کارآیی یا خاصیت بعدی فرقه رجوی تولید بهانه برای آغاز جنگ و تبلیغ برای سیاست تغییر رژیم بود. رجوی روی استراتژی جرقه و جنگ خیلی حساب باز کرده بود و تلاش داشت تا نقش چلبی در عراق را برای آمریکا در ایران بازی کند. آیا بهانه از این بهتر برای آمریکا وجود داشت که پایگاه نظامی اش هدف موشک باران مستقیم قرار گرفته و ایران هم مسئولیت آن را پذیرفته است؟ یعنی به وضوح ثابت شد که آمریکا، حتی تحت حکومت نومحافظه کاران جنگ طلب هم، اهل جنگ با ایران نیست و رجوی این مدت آب در هاون می کوبید. این موضوع بیش از هر زمان نشان داد که سیاست تغییر رژیم مسعود رجوی هیچ جایگاهی ندارد و کسی چشم اندازی برای آن تصور نمی کند. این اولین بار بود که ایران یک پایگاه نظامی آمریکا را مستقیماً مورد اصابت قرار می داد.

سوم. سقوط هواپیمای اوکراینی در تهران

یک هواپیمای مسافربری اوکراینی در ۱۸ دی ۱۳۹۸ در تهران سهواً هدف موشک های زمین به هوای پدافند هوایی سپاه پاسداران قرار گرفت و سقوط کرد. این موضوع هم حواشی بسیاری در رسانه ها داشت. اما یک موضوع تا جایی که به فرقه رجوی برمی گردد حائز اهمیت است. اطلاعات موضوع مستقیماً توسط خود آمریکا و بدون واسطه برملا گردید. به یاد داریم که اطلاعات فعالیت های هسته ای ایران ابتدا به مجاهدین خلق داده شد تا افشا گردد. یعنی کارآیی سوم مجاهدین خلق که قرار گرفتن در خط مقدم تبلیغات کاخ سفید علیه ایران باشد نیز دیگر منتفی شده و آمریکا مجبور است از هر نظر تمامی کارهایش را خودش انجام دهد و نیازی به امثال رجوی ندارد.

هر یک از این موشک ها به هر کجا اصابت کرده و هر آثار و تبعاتی داشته باشند قطعاً اول به سر و مغز مسعود رجوی خورده و کارآیی او را از هر نظر زیر علامت سؤال برده است. خاصیت رجوی برای امپریالیسم اقدام به ترور مقامات ایرانی، ایجاد بهانه برای جنگ و سیاست تغییر رژیم، و پیشقدم شدن در تبلیغات کاخ سفید علیه ایران بود که هر سه در مدت پنج روز در دی ماه امسال عدم کارآیی خود را نشان داد. حالا رجوی مرده یا زنده چه تفاوتی دارد؟ از نظر غرب او مرده ای بیش نیست که مورد تنفر ملت ایران هم می باشد. او می تواند از گور خود آن هم صرفاً به فارسی پیام بدهد و تلاش نماید تا چند مدت دیگر نیروهای روحیه باخته اش را حفظ کند و در اسارت نگاه دارد.

رجوی و فرقه اش به پایان راه رسیده اند. هیچ چشم اندازی در پیش رو ندارند. به غیر از نشاندن عده ای پشت کامپیوتر و تولید اراجیف مضحک در شبکه های اجتماعی کار دیگری انجام نمی دهند و به این ترتیب اعضا در اسارت عینی و ذهنی روزگار می گذرانند. این مجازات اتودینامیک و محتوم نیروهایی است که به هیچ اصلی پایبند نیستند. خداوند هیچ کس را مایه عبرت دیگران قرار ندهد.

لینک به منبع

موشک ها به کجا اصابت کردند؟

ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست

***

صدای جنازه مسعود رجوی در سایتهای مجاهدین خلقجناب رجوی ، ضیافتی در کار نیست ، خر داغ می کنند !

همچنین: