ترفند اعلام “شورای مرکزی” توسط فرقه رجوی

ترفند اعلام “شورای مرکزی” توسط فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، سی ام اکتبر 2014: …  سازمان مجاهدین خلق مجددا تشکیل ارگانی با نام “شورای مرکزی” را اعلام نموده و مسعود رجوی در یک حرکت نمایشی به مناسبت 30 مهر، سالروز انتصاب مریم رجوی به سمت ریاست جمهوری مادام العمر ایران، این موضوع را تبریک گفته و جالب اینجاست که عنوان نموده که خودش هم از دیدن این اطلاعیه شوکه شده است. رجوی گفته که هرچه باشد مریم حتما همه جوانب …

زهره اخیانی شکنجه گر رجویحامد صرافپور: انتخاب “شورای مرکزی” بازی جدید مریم رجوی برای سرگرم کردن ساکنان لیبرتی

لینک به صفحه فیسبوک آقای خدابنده

ترفند اعلام “شورای مرکزی” توسط فرقه رجوی

سازمان مجاهدین خلق مجددا تشکیل ارگانی با نام “شورای مرکزی” را اعلام نموده و مسعود رجوی در یک حرکت نمایشی به مناسبت 30 مهر، سالروز انتصاب مریم رجوی به سمت ریاست جمهوری مادام العمر ایران، این موضوع را تبریک گفته و جالب اینجاست که عنوان نموده که خودش هم از دیدن این اطلاعیه شوکه شده است. رجوی گفته که هرچه باشد مریم حتما همه جوانب را سنجیده و اظهار امیدواری نموده که این شورا چیز خوبی از آب در خواهد آمد.

ظاهرا این موضوع ابتدائا قبل از اعلام علنی در لایه های بالاتر سازمان مطرح و به بحث گذاشته شده و آماده سازی های لازم در سطوح مختلف صورت گرفته است. توجیهی که مسئولین سازمان ارائه داده اند اینست که این کار موجب ارتقای سطح تشکیلاتی سازمان خواهد شد و در برابر این سؤال که چرا در حال حاضر ارگانی با نام شورای مرکزی مجددا تشکیل میشود توضیح داده شده که شورای رهبری کارش را انجام داده و ادامه کار به عهده شورای مرکزی است و این اقدام تطابق با قوانین تکامل می باشد.

اینکه در ظاهر مسعود رجوی خودش هم بعد از مشاهده اطلاعیه پی به این موضوع برده و حتی شوکه شده از آن ترفند های فرقه ایست که قطعا مقصود و منظوری در کار است. خودم و دیگران شاهد بوده ایم که مریم رجوی بارها و بارها اظهار داشته که بدون اجازه مسعود آب هم نمیخورد چه برسد به اینکه چنین تصمیم بزرگی را بدون اطلاع مسعود اعلام نماید. سؤالی که مطرح میشود اینست که چرا مسعود در این رابطه سعی داشته نقش خود را کمرنگ جلوه دهد.

اما موضوع اصلی اینست که بعد از افشاگری های مربوط به برنامه های رقص رهائی و فراموشخانه ای که رجوی با عنوان شورای رهبری که تماما زنان هستند تشکیل داده بود، سؤالات بسیاری حتی از جانب حامیان خارجی سازمان مطرح شد و سازمان برای پاسخگوئی به شدت تحت فشار قرار گرفت. رجوی و مسئولین فرقه اش تاکنون هیچ موضعی نسبت به تکذیب این افشاگری ها که روزبروز آثار آن ابعاد گسترده تری به خود میگیرد اتخاذ نکرده اند.

ادعاهای سازمان در خصوص آزادی و برابری زنان از یک سو و بهره کشی جنسی به شکلی که مطرح شده است از سوی دیگر مسعود رجوی را در بن بست مهلکی قرار داده که راه برون رفت از آنرا اعلام پایان مأموریت شورای رهبری (تماما زنان) و اعلام تشکیل شورای مرکزی (مرکب از زنان و مردان)، البته بدون دخالت مستقیم خودش، دانسته است. واقعیت این است که موضوع افشاگری های زنان شورای رهبری رجوی را به یک چالش جدی کشانده بود.

در درون فرقه رجوی هیچگونه انتخابات آزاد و حق انتقاد و حتی پرسیدن سؤال وجود ندارد و ارگان هائی مانند شورای رهبری یا شورای مرکزی تماما صوری هستند و تصمیمات تنها از جانب شخص مسعود رجوی اتخاذ میشود و حتی مریم خود بارها اذعان داشته که هنرش تنها این بوده که بیش از بقیه سرسپرده فرامین مسعود رجوی بوده است.

آنچه مسلم است اینست که با این ترفندها نمیتوان بن بست ها و چالش های پیش روی فرقه رجوی را چاره نمود و سازمان مجاهدین خلق باید به فکر راه حل های اساسی تری باشد. اگر بقای سازمان و ادامه کار آن مد نظر است باید دست به اقدامات بسیار ریشه ای تری زده شود که این کار از بررسی بنیادین عملکرد سازمان در سالهای بعد از انقلاب اسلامی و کنار رفتن شخص مسعود رجوی از رهبری سازمان، به صورت واقعی و نه کمرنگ کردن نمایشی نقش او، شروع میشود. همگان میدانند که این گونه رفرم ها قطعا دردی از دردهای بی درمان سازمان مجاهدین خلق را دوا نمیکند.

ابراهیم خدابنده

4 آبان 1393

***

ابراهیم عاطفه خدابندهمصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

شحمانی خدابندهدیدارها و مصاحبه های ابراهیم خدابنده در بغداد

Ebrahim Khodabandeh in Baghdad

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13226

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت چهارم (مرگ عضو ربطی به مریم ندارد ولی خواب عضو را باید گزارش کرد؟)

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، هفتدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  همین هوادار که با تعدادی از زنان سازمان در پاریس در ارتباط کاری می باشد ایمیل دیگری فرستاده و از قول یکی از آنان نوشته است: “این روزها بند ج در رابطه با زنان در اردوگاه لیبرتی تشدید شده و زنان را موظف کرده اند تا: ساعت ها وقت خود را صرف کنند تا صدای خود را از زن بودن به مرد بودن تغییر دهند. رنگ پوست خود را با زیر آفتاب ایستادن و در معرض …

کدام بنیادگرائی؟ کدام دستاورد تاریخی؟

لینک به صفحه فیسبوک آقای خدابنده

لینک به قسمت اول:
جریان مسئله داری در سازمان مجاهدین خلق و سخنی با هواداران (چو می بینی که نابینا و چاه است ..)
لینک به قسمت دوم:
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – ادامه (شماره دو)

لینک به قسمت سوم:

جریان مسئله داری در فرقه رجوی (قسمت سوم)

جریان مسئله داری در فرقه رجوی (قسمت چهارم)

“اگر یک عضو سازمان در حال مرگ باشد هیچ ارتباطی به مریم رجوی ندارد، اما خواب شب او قطعا به مریم ربط دارد و باید فورا گزارش نماید که چه خواب دیده و چقدر با ارزش های سازمان زاویه داشته است”.

ابراهیم خدابنده

در قسمت قبل (قسمت سوم) اشاره کردم که یکی از هواداران سازمان مجاهدین خلق در فرانسه ایمیلی برایم فرستاده بود مبنی بر تضادی که بین تعدادی از زنان عضو سازمان با تشکیلات پیدا شده و آن اینکه از یک طرف ادعای حکومت بر مبنای جدائی دین از دولت و همچنین عدم دخالت در امور شخصی و اعتقادی افراد میکنند و از طرف دیگر در درون مناسبات به تفتیش عقاید پرداخته و بالاترین محدودیت های ممکن را، خصوصا برای زنان، اعمال می نمایند.

همین هوادار که با تعدادی از زنان سازمان در پاریس در ارتباط کاری می باشد ایمیل دیگری فرستاده و از قول یکی از آنان نوشته است:

“این روزها بند ج در رابطه با زنان در اردوگاه لیبرتی تشدید شده و زنان را موظف کرده اند تا:

ساعت ها وقت خود را صرف کنند تا صدای خود را از زن بودن به مرد بودن تغییر دهند.

رنگ پوست خود را با زیر آفتاب ایستادن و در معرض گرد و خاک قرار گرفتن عوض کنند.

به هیچ وجه خودشان را در معرض دید مردان قرار ندهند.

هیچگونه اشعه ای از خود در مقابل مردان ساطع ننمایند.

در بحث معروف به بند ج ضوابطی به اجرا گذاشته میشود که زنان را موظف می نماید آنها را برای به اصطلاح مقابله با حس زنانه “جلب توجه” به دقت و به صورت کامل بکار ببندند. برخی از این ضوابط عبارتند از:

سفیدی صورت خود را تغییر داده و از حالت زن بودن خارج شده و به شکل مردها در آیند.

دستهای خود را با کارهای سخت نظیر کندن زمین، پر کردن کیسه شن، سنگر سازی، کار با ماسه و سیمان، و غیره زبر و ضمخت نمایند.

به هیچ عنوان حق استفاده از کرم یا نظایر آن برای پوست صورت و دست های خود ندارند.

حق ندارند کفش پاشنه دار و کفشی که صدای پاشنه آن به گوش برسد بپوشند.

حق ندارند لباس های رنگی بپوشند و همه باید از فرم های یک دست استفاده کنند.

حق کار در آشپزخانه به تنهائی را ندارند و بعد از کار هم بازرسی میشوند. دلیل آن البته روشن است که از ذکر آن خودداری می کنم.”

ایمیل دیگری داشتم از یکی از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق که خواسته نام و مکانش را بازگو نکنم اما مطلبش را عینا منعکس نمایم که در زیر آورده میشود:

“من یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در اروپا بودم. با خیلی از زنان سازمان در رده های بالا ارتباط داشتم. با تعدادی گپ و گفت و به قول سازمان محفل داشتیم. آنها بعضا مطالبی در خصوص مریم رجوی به من میگفتند. مثلا در مورد کسالت و بیماری، برای آزمایش رفتن، خرید لباس و اینکه خیاط های بسیار ماهر برایش آورده میشود، خرید لوازم آرایش بسیار گرانقیمت، پخت غذای مخصوص توسط آشپز مخصوص، و غیره. عکس هائی هم در این رابطه یکی از این خواهرها به من داده است و الان هم با بعضی از آنها در تماس هستم و ارتباط دارم و بعضی مسائل را به من میگویند.

آنچه که مطلب اصلی است و میخواهم منعکس شود این است که چه شد که از سازمان جدا شدم. شنیده ام که میگویند حس کینه در زنان بیشتر از مردان است. بهرحال یک روز همینطور که به عکس هائی که داشتم نگاه میکردم یاد آن حرفهای مریم افتادم که در عراق به خواهرها میگفت که عاشق صورت های آفتاب سوخته و دستان پینه بسته زنان سازمان است، اما برای خرید لوازم آرایش خودش افراد را تحت فشار میگذاشت که حتما باید فلان مارک باشد و اگر قدری مطابق میلش نبود زمین و زمان را به هم می دوخت و پرخاش میکرد.

در شرح حال بتول سلطانی هم که میخواندم دیدم که برخوردهای تند مسئولش با وی باعث کینه به دل گرفتن و فرارش از قرارگاه اشرف شده بود. به هر صورت من هم با دیدن این تناقضات با خودم گفتم کسی که مدام دم از جامعه بی طبقه توحیدی میزند هنوز به قدرت نرسیده اینطور زنان بخت برگشته را استثمار میکند و مدل زندگی شاهانه براه انداخته است، حالا اگر به قدرت برسد چکار خواهد کرد.

موضوع دیگر اینکه در بحث به عقد رجوی درآوردن همه اعضای شورای رهبری که واسطه آن هم خود مریم بود یک مسئله غیرقانونی و خلاف شرع و خلاف عرف هم اتفاق افتاده است. اگر رجوی به آیات قرآن استناد میکند تا ازدواجش با تمامی زنان شورای رهبری را توجیه کند و زنان را به بردگی بگیرد از نظر همان قرآن ممنوعیت هائی وجود دارد که رعایت نکرده است. مثلا مادر و دختر یا دو خواهر را یکجا به عقد خود در آورده است. مثال های آن زیاد است که برای حفظ حرمت افراد نام نمی برم.

مطلبی در خصوص ازدواج و صیانت نسل در موضعگیری که ظاهرا در خصوص غزه مریم عنوان “نسل کشی” را بکار برد داشتم. موضعگیری ظاهری از این جهت گفتم که اطلاع دقیق دارم که نفرات سازمان در مناطق یهودی نشین برخی کشورها روزهای شنبه میز کتاب گذاشته و به جهت اینکه دل یهودیان را بدست بیاورند می گویند که دوست اسرائیل هستند. بهرحال کسی که مخالف نسل کشی است خودش و شوهرش طرح هائی پیاده کرده اند که مصداق عینی زوال نسل است.

در سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۳۶۸ که انقلاب ایدئولوژیک همگانی شد و تا سال ۱۳۷۲ کامل گردید خانواده وجود ندارد. البته در مواردی هم که به صورت غیرشرعی و نامعلوم بارداری اتفاق افتاده فورا با سقط جنین خاتمه یافته است.

مسعود و مریم رجوی از طلاق علی الدوام صحبت میکردند و همیشه میگفتند که حتی بعد از سرنگونی هم این روند ادامه دارد. اما مهدی ابریشم چی یک بار در یک نشست برای هواداران گفت: “چه کسی میگوید ما ازدواج و حق بچه دار شدن نداریم، با پیروزی انقلاب و رفتن به ایران ازدواج کرده و بچه دار خواهیم شد”. البته تصور نمیکنم زمانی که انقلاب پیروز شود اگر کسی باقی مانده باشد در سن بچه دار شدن باشد.

از این موضوع بگذریم. موضوع بعدی اینکه مریم که همیشه دم از مقاومت و مبارزه میزند چرا حالا یک بار برای نمونه خودش اعتصاب غذا نکرده، تحصن نکرده، دست به خودسوزی نزده، و همیشه بهترین شرایط را برای خودش فراهم میکند. اطلاع دارم که او اوقات فراغتش را با گربه اش بازی میکند. گویا سگ هم خواسته بوده که او را منصرف کرده اند. اما برای نیروهای زن در عراق تا آن زمان که در اشرف بودند و حالا که در لیبرتی هستند زندگی سنگری شبانه روزی و شرایط سخت تجویز می نماید.

مریم اوقات دیگرش را برای تفریح با شوهر سابقش مهدی ابریشمچی و دیگر دوستان به باغ و مزرعه میروند و سیب و گلابی می چینند. البته مدام هم مهمانی میدهد و همسایگان را دعوت میکند. در سازمان خانواده نداریم که همدیگر را دعوت کنند و مهمانی خانوادگی بدهند و تنها مریم است که وضع مالی خوبی دارد و میتواند مهمانی های پر خرج بدهد. اگر وقت گیر آورد و کار دیگری نداشت بازنشسته های خارجی را جمع میکند و باز ترتیب مهمانی میدهد و با آنها به اختلاط مشغول میشود. بعضا به مناسبت های ماه رمضان و سالگرد تأسیس سازمان و غیره هم برنامه هائی ترتیب میدهد و از این بازنشستگان دعوت به عمل می آورد. ایام کریسمس و نوروز و غیره هم که باشد برنامه دید و بازدید و هدیه دادن باز با همین بازنشستگان و همسایگان براه است.

مریم در پاریس زندگی اش را میکند. حالا اینکه افراد در عراق در چه وضعیتی هستند و چرا آنها را بی جهت آنجا نگاه داشته و چه کسی بیمار است و چه کسی می میرد و آینده این افراد چه میشود و غیره به ایشان ربطی ندارد. اگر یک عضو سازمان در حال مرگ باشد هیچ ارتباطی به مریم رجوی ندارد اما خواب شب او قطعا به مریم ربط دارد و باید فورا گزارش نماید که چه خواب دیده و چقدر با ارزش های سازمان زاویه داشته است.”

***

An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq


http://youtu.be/CEb5-ZBuk4k?list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ

رونمایی کتاب “گسست بندها”

ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

همچنین:

کدام تکیه گاه؟

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و سوم ژوئن ۲۰۱۴: … آورده است که: “…در مجاهدین خلق در حیطه تشکیلاتی، به تصدیق خود اعضا، تکیه گاه و شاخص عینی و مادی برای تلاش و فعالیت تشکیلاتی – مبارزاتی آنها، خانم مریم رجوی است و آنها او را تجسم مادی ارزش ها و ویژه گیهای «مجاهد» بودن میدانند…”.  این وسط

سخنی با حامیان فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، بیست و یکم اوت ۲۰۱۳: … این میزان دریدگی و بکار بردن چنین ادبیاتی، آنهم خطاب به کسانی که سه دهه از عمر و تمامی آنچه داشتند را در طبق اخلاص در اختیار او قرار دادند، تنها از یک رهبر فرقه ای بر می آید که با استفاده از تکنیک های کنترل ذهن مخرب

وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، اول اوت ۲۰۱۳: …  سران فرقه مطرح نموده اند که جدا شدن این دو بسا سنگین تر از جدا شدن فریدون گیلانی و متین دفتری از شورای رجوی بوده چرا که در مقطع بسیار حساسی که مقاومت زیر ضرب است صورت گرفته است. این “مقطع حساس” را میتوان به این گونه تعبیر کرد

استعفای روحانی و قصیم و واکنش شورا

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، هجدهم ژوئن ۲۰۱۳: …  آقایان روحانی و قصیم در نامه استعفای خود نهایت ملاحظه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت را نموده و وارد هیچگونه نقد مشخصی نسبت به عملکرد سی و چند ساله مسعود رجوی که جای انتقاد های بسیاری دارد نشده اند و تنها بر

خدابنده: ترور شهید صیاد شیرازی سفارش صدام به مجاهدین خلق (فرقه رجوی) بود

خبرگزاری مهر، تهران، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۳: …  خط اول این حرکت این فرقه برای کسب وجهه مردمی با شکست مواجه شده است و رجوی وقتی دید که این خط با شکست روبرو شده به ترور روی آورد و بعد از آن به سراغ صدام رفت. او استراتژی خود را قرار گرفتن در شکاف جنگ ایران و عراق می دید و می گفت برای کسب قدرت در ایران باید از حمایت یک ابرقدرت برخوردار باشیم و به همین خاطر ارتش آزادیبخش ملی را تشکیل داد و