تشدید اختلافات درونی و پیروزی های عجیب رجوی!

تشدید اختلافات درونی و پیروزی های عجیب رجوی!

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و نهم سپتامبر ۲۰۱۴: … اما مهم ترین بخش که مجاهدین با فعال شدن آن به شدت گزیده می شوند، روند اعتراض و جدایی اعضا و کادرهای اصلی از بدنه تشکیلات سازمان مجاهدین در عراق و اروپا است. افراد مهم و بسیار تاثیر گذاری در دهه گذشته از مجاهدین جداشده و پی زندگی خود رفته اند. از سال ۲۰۰۳ میلادی تا سال ۲۰۱۴ نزدیک به …

سوال از رهبری سازمان مجاهدین در باره گزارش یونامی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از کمپ لیبرتی

لینک به منبع

تشدید اختلافات درونی و پیروزی های عجیب رجوی!

abrishamchi-mohaddesin-barayi-tohidi--ashraf-terrorisme-pmoi

ردیف اول از راست به چپ؛ مهدی ابریشمچی،محمد سید المحدثین،مهدی براعی،محمد علی توحیدی

جدایی آقایان قصیم و روحانی از تشکیلات شورا، رهبری مجاهدین را تحت تاثیر فعل و انفعالات بی بازگشت درونی قرار داد. خاصه اینکه علاوه بر شورا، در بین مسئولین طراز اول سازمان همانند محمد سید المحدثین و… نیز جریان داشته و دامنه آن به خانواده های هوادار مجاهدین در اروپا و آمریکا نیز کشیده شده است. این مسئله نشان داد که حتی موثر ترین، قسم خورده ترین و وفادارترین افراد نیز نتوانستند در برابر حقایق، واقعیت های روزمره جهان خارج، قوانین غیر دموکراتیک حاکم بر تشکیلات و روند دگردیسی غیر اخلاقی سازمان، مقاومت نموده و بر جهل مرکب تکیه نمایند.مانیفست آنان نیز چیزی جز آزادی و دموکراسی نبود!

گمگشتگانی که پس از ۳۴ سال خدمت به دستگاه رجوی، خود را بازیافتند، فوران آزاد سازی نیروی عظیمی را به نمایش گذاشتند. تحولی که تشکیلات مجاهدین را دچار سردرگمی و حیرانی بیش از حد نمود.

بعنوان مثال آقایان قصیم و روحانی در استعفا نامه خود دلایل جدایی از شورا را اعلام کرده اند. سرکوب و فشار درون تشکیلاتی، اشتباهات سیاسی، ایدئولوژیک و استراتژیک که هم اکنون نیز در جریان است و با واکنش های بعدی مجاهدین، نمی توان باور نمود پیام آقایان جداشده را گرفته باشند!

این روند در طیف دیگری از پشتیبانان خارج کشوری مجاهدین رخ داد. ایرج مصداقی، اسماعیل وفا یغمایی، ایرج شکری و … از این دسته اند.

اما مهم ترین بخش که مجاهدین با فعال شدن آن به شدت گزیده می شوند، روند اعتراض و جدایی اعضا و کادرهای اصلی از بدنه تشکیلات سازمان مجاهدین در عراق و اروپا است. افراد مهم و بسیار تاثیر گذاری در دهه گذشته از مجاهدین جداشده و پی زندگی خود رفته اند. از سال ۲۰۰۳ میلادی تا سال ۲۰۱۴ نزدیک به ۱۰۰۰ تن جداشده اند. از محافظان شخصی مسعود رجوی گرفته تا کادر های متخصص، قدیمی و غیر قابل جایگزین، که هضم آن از طرف یک تشکیلات بسته دشوار و تقریبا غیر ممکن بوده است.

هر چند وقت یکی از جایی به رهبری و تشکیلات مجاهدین پشت پا زده و لب به اعتراض و جدایی می گشاید. تعهداتش را پس می گیرد و از سرگذشت دردناک خود می نویسد.از زندان، شکنجه و قتل های درون گروهی و نداشتن اختیار می گوید. از نبود آزادی، توتالیتاریسم و اجبارهای همگانی سخن می راند و از ظلم هایی که در تشکیلات مجاهدین بر او وارد شده افشاگری می کند. این اتفاقات همانند یک زخم بسیار بزرگ و غیر قابل ترمیم، هنوز ادامه دارد و همچنان در حال گسترش می باشد.

مسعود رجوی هر صدای معترض و جدایی خواه را به «رژیم» منسوب می نماید. به عبارتی تئوری های غلط، فاصله گرفتن از مردم ایران، مشارکت فعال با دشمن خارجی مانند صدام حسین، استراتژی معیوب، شکست ها و افول خود را به حکومت ایران نسبت می دهد. اما با آنچه که تا کنون روی داده و آنچه پس از این در انتظار مجاهدین می باشد، باید منصفانه رفتار کرد و هر حقیقتی را با چوب رجوی سرکوب ننمود. چرا که فرار از واقعیت ها نه تنها مسائل را حل نمی کند، بلکه ناگزیر از بکارگیری ترفند های غیر انسانی شده، گمراهی بیشتر را به همراه خواهد داشت.

فاز اول افول مسعود رجوی و سازمان مجاهدین از خرداد سال ۱۳۶۰ و عملیات مسلحانه شروع شد. بیماری که به سرعت امکان درمان داشت، با ترورها، انفجارها و عملیات های چریکی به غده ای چرکین و سرطانی مبدل گشت. با فاز دوم یعنی انقلاب ایدئولوژیک و با فاز سوم یعنی رفتن به عراق و مشارکت در جنگ صدام حسین با مردم ایران، به اوج و مرحله بی بازگشت رسید.

فصل های مربوط به دوران انقلاب ایدئولوژیک سال ۶۴ شمسی و همکاری نظامی با صدام حسین، موجب شکاف در هرم رهبری سازمان و جدایی برخی احزاب و گروه های ایرانی از آنان شد. حکم اعدام علی زرکش توسط مسعود رجوی، محاکمه پرویز یعقوبی و جدایی برخی از کادرهای ارزنده سازمان در آن ایام، گرچه برای رجوی تزکیه و پیروزی ایدئولوژیک محسوب می شد، اما برای کل تشکیلات و سازمانی که ادعای تنها آلترناتیو فراگیر را می کرد، جز شکست و انحطاط محصول دیگری نداشت.

به عبارتی انقلاب ایدئولوژیک و انتخاب مریم رجوی بعنوان همردیف و جانشین مسعود رجوی، جدا از همه انحراف ها، نارضایتی را به راس کادر مرکزی و دفتر سیاسی سابق سازمان کشاند. گرچه ابعاد نارضایتی ها و اختلافات بسیار عمیق بود، اما رجوی با کنترل مکانیکی چنین مواردی، بحران را همانند یک بیماری مسری به درون و پایه های تشکیلات سوق داد. بدون آنکه جز اعمال قدرت، سرکوب و انتقاد ناپذیری، پادزهر واقعی برای چنین ویروس عظیم الجثه ای فراهم نموده باشد.

این مسئله پس از خروج و فرار مخفیانه مریم و چند صد تن از کادرهای مهم سازمان به فرانسه، نمود جدیدی پیدا کرد. مریم رجوی در یازده سال گذشته به جای توجه به مشکلات عظیم درون تشکیلاتی و یافتن راه حل مناسب، به غوغاگری های افسانه ای پرداخت و بیش از پیش اعضا و کادرهای رده بالای سازمان را در بحران های درونی گرفتار ساخت. عدم ترمیم زخم های درون، فاصله گرفتن از مرزبندی ها و چارچوب های تشکیلات و ایجاد حائل خارجی با لابی های غربی که گذار و وابستگی تمام عیار به قدرت خارجی می باشد، بحران های درونی را لاعلاج نمود. در استعفانامه آقایان کریم قصیم و محمد رضا روحانی به شکل سیاسی دقیقا به این موارد اشاره شده است.

بدون هیچگونه تردیدی، مریم رجوی در دهه گذشته، جز در وابستگی تمام عیار به قدرت های خارجی و جنگ طلب، از ناموفق ترین ها بود. آنقدر که با فراموش نمودن مشکلات درونی، مجددا تضادها، مشکلات و اختلافات را در قالب نارضایتی های درونی به راس فرماندهان سازمان کشاند. طوری که بیش از دو سال است محمد سید المحدثین و تعدادی دیگر اعتراضات همه جانبه ای را نسبت به رویکردها و سیاست های مریم رجوی داشته اند. اما باز هم بجای یافتن راه کار و توجه کافی به آنچه روی داده و آنچه که در انتظار مجاهدین می باشد، غضب های درون تشکیلاتی و استفاده از شیوه های سرکوب درونی، تنها چیزی است که رهبری مجاهدین را راضی نگاه داشته است. خبرهای بسیاری در رابطه با وضعیت نا مطلوب محمد سید المحدثین و تعدادی دیگر وجود دارد که نشان از عدم درک صحیح شرایط بسیار بغرنج اعضا و فرماندهان سازمان، توسط رهبری مجاهدین می باشد.

در سی و چند سال گذشته، محمد سید المحدثین نفر شماره ۳ سازمان بوده و همیشه در طراز با مهدی ابریشمچی قرار داشته است. نارضایتی های درون تشکیلاتی امثال محمد سید المحدثین، زنگ خطری است که در هرم رهبری مجاهدین گوش شنوا ندارد. بنگالی کردن و تحت برخورد قرار داشتن محدثین ، برکناری او از فعالیت های سابق که در راس کمیسیون خارجه شورا قرار داشت، یکی از نشانه های اعمال غیر دموکراتیک در درون تشکیلات می باشد که منتقدین بسیار ذکر نموده اند.

از طرفی عدم حضور فیزیکی مسعود رجوی در سلسله مراتب فرماندهی، مواضع غیر اخلاقی او در قبال انتقاد و منتقدین، سپردن کنترل کامل اوضاع به مریم رجوی، از نمودهای بارز تشدید بحران های درونی می باشد. گسستگی و ترک برداشتن در سطح اول رهبری مجاهدین، نشانه مناسبی برای ادامه بقا و تحقق ادعاهای ۴۰ سال گذشته نیست.

رویدادهای پر از شکست و ناکامی سی و چند سال گذشته مجاهدین نیز موید همین نظریه است. چرا که اگر غیر از این بود، حداقل در برخی موارد باید پیروزی های واقعی کسب می کردند. رهبر یک سازمان مدعی که خود را طراح سرفصل ها و پیشرفت های مجاهدین و تنها آلترناتیو رژیم می داند، در سه دهه گذشته کدام پیروزی واقعی را شامل حال مجاهدین و شورا نموده است؟

حرکت از بطن مردم ایران به جبهه دشمن و بازگشت به نقطه زیر صفر با انبوهی هزینه جانی، مالی و وابستگی تمام عیار به سرویس های غربی، چگونه می تواند پیروزی در داخل و برای مردم محسوب گردد؟

در جدایی نزدیک به ۱۰۰۰ مجاهد و نارضایتی های درون تشکیلات، امثال محمد محدثین چطور؟ چه راه کار مناسب در اینگونه موارد به اجرا گذارده شده است؟ آیا آویزان شدن از لابی های جنگ طلب و فاصله عمیق از مردم ایران، درد امثال محدثین را حل خواهد کرد؟

آیا محقق نشدن استراتژی جنگ آزادیبخش در عراق، سقوط صدام حسین، دربدری اعضای سازمان، اخراج، جدایی های بیشمار، ترک اشرف ، از دست دادن نیرو و امکانات و وعده هزار اشرف در اروپا، پیروزی محسوب می گردد؟

پیروزی یا شکست را نه در شعر و شعار، بلکه باید در کارنامه، رقم و بیلان قابل استناد جستجو نمود.برای هر گروه یا سازمان سیاسی – نظامی تکیه گاه و محک واقعی مردم و آرای آنان می باشد. مجاهدین پاسخ دهند چه محصولی از آنان در سی و چند سال گذشته نصیب مردم ایران شد؟ به عبارتی پاسخ بدهند، کدام وعده مسعود رجوی در سی و چند سال گذشته برای مردم ایران محقق گردید!؟

۲۹ سپتامبر ۲۰۱۴

جواد فیروزمند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13074

یازدهم سپتامبر و تلاش برای گندزدایی از چهره «ضد امپریالیستی» مجاهدین!

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مسعود رجوی می گفت؛ عاملان انتحاری گرچه حامل اندیشه عقب افتاده از اسلام هستند، اما در مسیر مبارزه با امپریالیسم خونخوار، کار انقلابی کردند. او با اشاره به عملیات های انتحاری اعضای مجاهدین در ایران مانند کاظم افجه ای، هادی علویان،مجید نیکو،ابراهیم زاده، گوهر ادب آواز ، ابراهیمی ، … و شاخ و شانه کشیدن برای آمریکا می گفت پس از بردن مریم …

داعش رجوی تروریسم عراق

کفتارها در پاریس سرود آزادی می خوانند!

لینک به منبع

یازدهم سپتامبر و تلاش برای گندزدایی از چهره «ضد امپریالیستی» مجاهدین!

rajavi_pmoi_terrorism_11sep2001

سیزده سال از حادثه دلخراش و فاجعه انسانی در یازدهم سپتامبر می گذرد. روزی که در قرارگاه باقرزاده، مسعود و مریم رجوی فروپاشی «امپریالیسم آمریکا» را جشن گرفتند، شیرینی پخش کردند و به شادی و رجز خوانی علیه آمریکا پرداختند!

پخش مستقیم فیلم برخورد هواپیماها از پرده نمایش سالن و کف زدن های ممتد ۴۰۰۰ مجاهد، جای هیچ گونه شک و تردیدی در حمایت سازمان از یک جنایت بین المللی باقی نگذاشته بود. عمل وحشیانه القاعده علیه مردم بی دفاع نیویورک و تقدیر مجاهدین از یک جنایت ضد بشری، آنها را به شراکت فکری و عملی واداشته بود. پرده ها در افتاده و «اسلام انقلابی» رجوی در حال نمایش قدرت بین اعضای داخلی سازمان بود.

در میان آن همه هیاهو، لحظات آن قدر کند شده بودند که صدای ضربان قلب کنار دستی و نفس های به شماره افتاده دیگران قابل شنیدن بود. برج های دوقلو در آتش انفجار می سوختند، افراد زنده زنده از پنجره خود را به پایین پرتاب کرده، تکه تکه می شدند و خبرنگار سی ان ان و … که لحظه به لحظه به صورت زنده گزارش می دادند، در حال بهت و گریه بودند.

اما در زیر سایه حکومت صدام حسین و روی سن سالن باقرزاده، مریم رجوی که گاهی روی صندلی اش می چرخید و جابجا می شد، با لبخندی بر لب احساس رضایت داشت. مسعود رجوی در زیر پرده نمایش قدم می زد و با اشاره به برج های در حال فروپاشی تکرار می کرد، هنوز گوهران بی بدیل و انقلاب کرده مریم را ندیده اند. باش تا صبح دولت انقلاب مریم رهایی از آسمان تهران طلوع کند، آنوقت فرق بین آن خلبان انتحاری، القاعده و عنصر مجاهد خلق را خواهند فهمید!

حمله انتحاری اعضای گروه تروریستی القاعده به شهروندان بی دفاع در روز یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ ، نزدیک به ۳۰۰۰ کشته و ۶۳۰۰ مجروح بر جای گذاشت. روزی که مردم سراسر جهان در بهت فرو رفتند، اشک ریختند و از اینکه نمی توانستند جلو قربانی شدن همنوعانشان را بگیرند، عذاب وجدان داشتند.

اما در سازمان مجاهدین و محل جلسه مسعود و مریم رجوی در غرب بغداد، سرود مجاهد، شهادت،… پخش می گردید، بن لادن و تروریست های القاعده ده ها بار مورد تحسین مستقیم رهبران مجاهدین قرار می گرفتند و از عاملان انتحاری بعنوان شهید یاد می شد.

مسعود رجوی می گفت؛ عاملان انتحاری گرچه حامل اندیشه عقب افتاده از اسلام هستند، اما در مسیر مبارزه با امپریالیسم خونخوار، کار انقلابی کردند. او با اشاره به عملیات های انتحاری اعضای مجاهدین در ایران مانند کاظم افجه ای، هادی علویان،مجید نیکو،ابراهیم زاده، گوهر ادب آواز ، ابراهیمی ، … و شاخ و شانه کشیدن برای آمریکا می گفت پس از بردن مریم به «پایتخت شیرو خورشید- تهران» نوبت آمریکا و اروپا است تا قدرت عنصر مجاهد خلق انقلاب کرده را دریابند!

برای من که بیش از بیست و پنج سال از عمرم را در سازمان گذرانده و جز مسئولین سیستم پشتیبانی مجاهدین محسوب می شدم، صحنه ها و حرف ها آنقدر دلخراش و تاسف آور بود که همانموقع برای هزارمین بار آرزو کردم؛ ای کاش هیچ وقت پایم را در سازمان نگذاشته بودم، و ای کاش هیچ وقت چنین سازمانی وجود نمی داشت!

چگونه می شد برای تکه تکه شدن کودکان، زنان و مردانی در چند هزار کیلومتر آن طرف تر شادی و رجزخوانی کرد؟ چگونه می شد عمل ضد انسانی یک مشت تروریست بین المللی را عمل انقلابی قلمداد نمود؟ و در نهایت اینکه چگونه می شد خود را از لباس مجاهد مسعود و مریم رجوی خلع نمود و از قید و بند یک فرقه رهایی یافت؟

جانم را بر کف دست گرفتم تا برای هزار بار هم که شده از این فرقه فرار کنم. از آن پس یک جمله کوتاه ورد زبان و قلب ام بود، «یا مرگ یا رهایی!». بالاخره فرار کردم.اما دستگیر، زندانی، شکنجه و به مرگ محکوم شدم. باز هم نقشه فرار چیدم و باز هم فرار…، تا اینکه در سال ۲۰۰۳ به کمپ نیروهای آمریکایی فرار کرده و از دست مجاهدین به آنان پناه بردم و برای همیشه از حاملان و عاملان جنگ، خونریزی، سلاح، عملیات مسلحانه و … خداحافظی نمودم.

جالب است بدانید نمایندگان سازمان مجاهدین از جمله مهدی براعی، حسین مدنی و … به سئوال افسران نیروهای آمریکایی که می پرسیدند چرا این افراد از دست شما فرار می کنند و به ما پناهنده می شوند؟ جواب داده بودند، اینها افرادی هستند که مخالف خلع سلاح بوده و به دنبال راهی برای جنگ با نیروهای آمریکایی و دیگر کشورهای اروپایی هستند.در بین آنها کسانی هستند که در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ از بن لادن و القاعده حمایت کرده اند. بسیاری از آنان خطرناک ترین افرادی بودند که داخل سازمان نفوذ کرده و اگر راهی کشورهای غربی شوند خطر زیادی متوجه مردم و دولت آنها خواهد شد.آنها فرار نکرده اند، بلکه ما آنها را به سمت شما اخراج کردیم تا شما تکلیف تان را با آنان روشن کنید.همین بهانه باعث شد جداشدگان به مدت پنج سال زیر شدید ترین شرایط در کمپ نیروهای آمریکایی باشند!

زمان گذشت و امروز سیزده سال از آن حادثه دلخراش و فاجعه انسانی می گذرد.رهبران مجاهدین و بخصوص مسعود و مریم رجوی هیچ وقت بن لادن، القاعده و فاجعه یازدهم سپتامبر را تا سال ۲۰۰۴ محکوم نکردند.در چنین سالگردی نگاه کنید به مواضع، رابطه و جلسات رهبران مجاهدین با لابی های آمریکایی، فریب افکار عمومی و تلاش برای گندزدایی از چهره ظاهرا «ضد امپریالیستی» مجاهدین در گذشته!

یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱۴

جواد فیروزمند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=11412

حمایت رجوی از تروریست های داعش در عراق

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، چهاردهم ژوئن ۲۰۱۴: … گروه رجوی و فرماندهانش در ده سال گذشته و در مخالفت با خروج از عراق، به هر کاری دست زدند، نشریه و تلویزیون عراقی راه انداختند، حزب و گروه عربی تاسیس نمودند، بازماندگان صدام را سازماندهی و علیه دولت وقت عراق بسیج نمودند تا هر چه می توانند انجام بدهند و به پادگان اشرف بازگردند. داعش، محصول عملکرد چنین تضادهایی در صحنه سیاسی و اجتماعی …

لینک به منبع

حمایت رجوی از تروریست های داعش در عراق

از چند روز پیش که حملات گروه تروریستی داعش به شهرهای غربی و شمالی عراق گسترش یافته و دو شهر بزرگ موصل و تکریت سقوط نمودند، رجوی در حمایت از اقدام این گروه تروریستی، همه ملاحظات سیاسی را کنار گذارد. گروه مجاهدین و رسانه های وابسته با انتشار اخبار روزمره ،اقدام آنان را عمل مردمی و”عشایر انقلابی” عراق علیه نوری المالکی و ایران نامیدند. “عشایر”ی که شهر به شهر نیروهای “ارتش مالکی” را درهم شکسته و قرار است عراق را از وجود مالکی و نیروهای قدس پاکسازی نمایند.

همه این ها در حالی است که گروه تروریستی داعش اقدام به توئیت تصاویر عملیاتی از موصل و تکریت نموده و مستقیما مسئولیت عملیات هایش را بر عهده گرفته است.همزمان خبرگزاری های بین المللی نیز اخبار عراق را در صدر قرار داده و ضمن گزارش لحظه به لحظه پیشروی داعش در شهرهای عراق ،به تفسیر و خبررسانی در باره بحران های فعلی عراق می پردازند. اما اخبار مغرضانه گروه رجوی روند دیگری دارد.

گوشه ای از اخبار منعکس شده در رسانه های مجاهدین؛

.درگیری عشایر مسلح عراق و نیروهای مالکی در رمادی

.افراد مسلح عراقی از سربازان محاصره شده در یک پادگان نظامی خواستند خودشان را تسلیم کنند

.انقلابیون عراق بخشهای وسیعی از موصل را تصرف کردند و فرماندهان امنیتی مالکی را فراری دادند

.تسخیر شهرستان تلعفر و فرار یکانهای ارتش مالکی از سایر شهرهای استان نینوا

.تسخیر کامل شهر موصل توسط انقلابیون و عشایر عراق

.تسخیر موصل، شکست تکان دهنده مالکی

.پیشروی گروه های مسلح در شهرستان الحویجه

.تسخیر کامل منطقه عظیم عراق توسط نیروهای مسلح

.سقوط موصل یک سیلی به تلاشهای دولت بغداد است

.نیاز به آلترناتیو دیگری غیر از مالکی است

.مردم موصل می گویند شهر نجات یافته و آزاد شده است

.جنگجویان عراق به سمت جنوب با هدف رسیدن به بغداد حرکت کردند

اینها نمونه ای از اخباری است که هر روز از رسانه های مجاهدین در فرانسه و اروپا درباره عراق منتشر می گردد. همانطور که ملاحظه می کنید، نامی از “داعش” یا ” دولت اسلامی عراق و شام” در انعکاسات خبری مجاهدین یافت نمی شود. بالعکس تلاش می گردد، “عشایر مسلح”، “مخالفان مالکی”و”نیروهای مردمی” جایگزین تیتر یا متن اصلی متعلق به جنایات داعش در عراق گردد.چرا؟

با گذشت چند روز از وقایع اخیر، تقریبا هیچ دولت و رسانه ای در جهان، بحران فعلی را جنگ “نیروهای مردمی” علیه “ارتش نوری المالکی” بیان نمی کنند. بالعکس بنا بر اخبار موثق و بر اساس اخبار محلی و بین المللی منتشر شده، آن را بحرانی بزرگ و امنیتی علیه مردم عراق،اکراد و کشورهای منطقه می دانند که توسط داعش رقم زده شده است.گروهی که بنا به گفته سرویس امنیتی آلمان و آمریکا توسط عربستان سعودی حمایت می گردد.

پس چرا رجوی اصرار می ورزد، اینها “نیروها و عشایر انقلابی” بوده و قصد آزاد سازی عراق را دارند؟ اگر فرض کنیم، همه شهرهای عراق توسط گروه تروریستی داعش اشغال گردد، چه نفعی برای رجوی خواهد داشت؟ رجوی برای چه کسانی اخبار را تحریف و اذهان را منحرف می نماید؟ آیا تیتر و محتوای “انقلابی مآبانه” اخبار اشغال شهرهای عراق توسط داعش در رسانه های مجاهدین ، مواضع مشترک و ایدئولوژیک رجوی و بی رحم ترین گروه تروریستی جهان نیست؟

به گواهی تحلیلگران بین المللی، گروه داعش توسط ابوبکر البغدادی ، بازماندگان صدام حسین و سلفی های وابسته به القاعده تشکیل شده است.گروهی که پیش از این در سوریه به جنایات زیادی دست زد و توسط سازمان مجاهدین، نیروهای تحت امر سپاس قدس و بشار اسد معرفی شد. تا شاید اخبار سربریدن مردم سوریه با چاقوی “دولت اسلامی عراق و شام” به نام دشمناش ثبت گردد. با اینحال ترفند رجوی راهگشا نبود و اگر اخبار عراق را دنبال کرده باشیم، متوجه می شویم که مجاهدین تا چند ماه پیش، داعش را جزو تروریست های وابسته به نوری المالکی و ایران تبلیغ می نمودند. اما اکنون زبان را بر گزارشات و تحلیل های سابق بسته و از آنها تحت عنوان “عشایر انقلابی” و “نیروهای مردمی” یاد می کنند. نیروهایی که اگر به دروازه های بغداد و کمپ لیبرتی برسند با قوانینی که پیش از این وضع و اعمال نموده اند، معلوم نیست با آن ۳۰۰۰ نفر چه خواهند نمود!

قوانین وضع شده توسط داعش

قوانین گروه تروریستی داعش در اجرای احکامی که می گوید اسلامی است؛(منبع، ویکی پدیا)

داعش پس از تسلط بر رقه، قوانینی را وضع کرد که عدول از آنها مستوجب مجازات سنگین می‌باشد.

فهرست این قوانین ممنوعه به شرح زیر هستند:

پوشیدن شلوار جین (برای زنان)

پوشیدن شلوار جین توسط مردان کمر باریک

کوتاه کردن مو

نمایش لباس‌های زنانه در ویترین و کار کردن مردان در فروشگاه لباس زنانه

ورود مردان به مغازه‌های لباس خیاطی زنانه

تبلیغ آرایشگاه‌های زنانه

استفاده از کلمه داعش

مراجعه زنان به دکتر زنان و زایمان

شانه کردن موی سر و صورت (برای مردان)

کشیدن سیگار و قلیان

نشستن زنان بر صندلی

مردم رقه نیز برای اینکه این مجازات‌ها گریبانشان را نگیرد بجز در موارد ضروری از خانه خارج نمی‌شوند.

آینده گروه رجوی و پیش فرض ها

گروه رجوی و فرماندهانش در ده سال گذشته و در مخالفت با خروج از عراق، به هر کاری دست زدند، نشریه و تلویزیون عراقی راه انداختند، حزب و گروه عربی تاسیس نمودند، بازماندگان صدام را سازماندهی و علیه دولت وقت عراق بسیج نمودند تا هر چه می توانند انجام بدهند و به پادگان اشرف بازگردند. داعش، محصول عملکرد چنین تضادهایی در صحنه سیاسی و اجتماعی عراق است.در این راستا اگر نوری المالکی از آنان یا درخواست هایشان موافقت می کرد، حتما که نخست وزیر منتخب و انقلابی عراق بود و فحاشی های رجوی درباره مالکی نیز وجود نمی داشت.

اگر به پیام اخیر مسعود رجوی توجه گردد، سخنی از بیرون رفتن و آزاد سازی نفرات کمپ لیبرتی نیست.این پیام گرچه به بهانه های مختلف و ظاهرا برای افراد درونی تدوین و پخش شده اما پیام اصلی به حکومت ایران است که اگر حلقه ها تنگ تر گردد، کسی برایش باقی نخواهد ماند که به خارج رفته و به نفع او به افشاگری بپردازد! رجوی گفته است؛ “بگذارید ما آزمایش تاریخی مان را در لیبرتی و اشرف به پایان برسانیم…! او در این پیام خود را با رهبر تاریخی و مذهبی شیعیان یعنی امام علی نیز مقایسه نموده و گفته است که در رزمگاه کوتاه نخواهد آمد. و خلاصه اینکه یا مرگ یا عراق!

اگر از تبلیغات بی مایه رجوی بگذریم، وجه مشترک بسیاری بین ایدئولوژی به گل نشسته او و گروه تروریستی داعش وجود دارد. مسائل امروز عراق نشان می دهند که گروه مجاهدین و رهبرانشان نه تنها از افکار تروریستی دست برنداشته اند، بلکه با نام و اسم و رسم دیگری تلاش می نمایند به جنایات بی نظیر یک گروه تروریستی، وجهه ملی و انقلابی بدهند. همان هایی که پس از بازگشت از سوریه، عراق یا افغانستان، اسلحه به دست گرفته و به کشتار کودکان و شهروندان فرانسوی، بلژیکی و … می پردازند. از این جهت رجوی و فرماندهان مجاهدین که در اورسوراواز نشسته اند، در جنایات تروریستی فرانسه و سایر کشورهای اروپایی شریک داعش و القاعده می باشند.

آنها در این برهه تاریخی، پیوستن به یک گروه تروریستی بین المللی را به دست برداشتن از اعضای محصور در کمپ لیبرتی ترجیح داده اند تا شاید زیر پرچم مفروض داعش در عراق به ضدیت یا جنگ با مردم ایران بپردازند و اگر بتوانند به دوران قبل از سقوط صدام حسین بازگردند. رجوی در چنین مسیری اخبار را وارونه و اذهان را منحرف می نماید تا شاید فرجی حاصل گردد.

مجاهدین با تحریف و انعکاس وارونه اخبار عراق ، انفجار و تخریب شهرها و آوارگی چند صد هزار عراقی توسط داعش، آنها را “عشایر انقلابی” معرفی می نمایند. “عشایر انقلابی” که پس از غلبه بر نوری المالکی قرار است به مرزهای ایران حمله ور شوند و ایران را از شر دشمنان رجوی راحت نمایند.

از طرف دیگر استراتژی و ایدئولوژی رجوی در چهل سال گذشته روی “وسیله” و “ابزار” سوار بوده است. “وسایل” و “ابزارهایی” مانند صدام حسین که در خارج از ایران مهیا گردیده و امروز شاید برای او ستون هایی از فرج بنا نمایند و او در چرخه یک ستون با ستون دیگر زمان بخرد و ماندگاری ۳۰۰۰ تن از اعضای گروه اش را در تشکیلات در بسته عراق تحکیم بخشد. یا شاید با قرار گرفتن در بن بست مطلق، و به کشتن دادن همه آنان در عراق، “آزمایش تاریخی” او همانطور که پیش بینی نموده، به پایان برسد و دفتر مجاهدین را برای همیشه ببندد. رجوی در حمایت تلویحی و علنی از تروریست های داعش تحت عنوان “عشایر انقلابی عراق”، خطای بزرگ استراتژیکی مرتکب گردید که تاوان آن را به زودی پس خواهد داد.

قمار بر روی پیروزی داعش و سقوط دولت مرکزی عراق، بسیار کوتاه مدت بوده و نتیجه مثبتی برای رجوی نخواهد داشت.چرا که مجددا قانون و آرامش به عراق بازخواهد گشت. لباس داعش نیز آنطور که رجوی می خواهد، برای تجاوز به قد و قامت مردم ایران دوخته نشده است. از طرفی اثرات چنین روندی و پشتیبانی تلویحی از تروریست های سلفی، حتی به طور موقت و کوتاه مدت پیش روی رجوی و بازماندگانش در کمپ لیبرتی، دریچه های سیاه بیشتری را به نمایش خواهد گذارد. نمایش ترکیبی از شکست های گذشته و اوهام آینده با حکومت داعش در عراق. اما تاثیرات مخرب و شدت عمل بسیار بیشتری نسبت به قبل برای او و اعضای محصور در کمپ لیبرتی به ارمغان خواهد آورد. چیزی که رجوی نیز آن را به خوبی درک نموده و بهتر از دیگران می داند، اما ظاهرا راهی جز انتخاب فعلی و حمایت آگاهانه از گروه تروریستی داعش تحت عنوان “عشایر انقلابی” برایش باقی نمانده است.اقدامی که بسیاری از حواشی را با موضوعات اصلی پیوند زده و او را به لبه پرتگاه نزدیک تر خواهد نمود. و سئوال آخر اینکه، آیا رجوی به خطرات در کمین نشسته و آینده پس از این بحران نیز فکر کرده است!؟

۱۴ ژوئن ۲۰۱۴

جواد فیروزمند

Ileana ros lehtinen Mojahedin Khalq terrorism MKO MEK SaddamIleana Ros-Lehtinen thinks her pal Maryam Rajavi is a human rights advocate


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)

Using cult leader Maryam Rajavi to derail nuclear talks backfirese

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIبزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

فرقه رجوی و خط کار آینده

Maryam Rajavi terrorist syriaIntroducing Maryam Rajavi as a human rights activist is the wrong tool for the wrong job

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

همچنین:

مرگ های مشکوک و نابهنگام اعضای مجاهدین در تشکیلات رجوی

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، شانزدهم می ۲۰۱۴: … من راضیه کرمانشاهی،رویا درودی، حمید شاکری، محمد بابایی، بهروز رحمیان، محمد نجفی و بسیاری از قربانیان دیگر … را از نزدیک می شناختم. سالیان زیادی یا در کنار آنها بودم یا از وضعیت شان مطلع. همه این افراد که امروز رجوی تحت عنوان “محاصره ظالمانه کمپ لیبرتی” و سابقا ” پادگان

روز جهانی کارگر در فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، اول می ۲۰۱۴: … این اطلاعیه که امسال نیز به نام “کمیسیون کار شورا – عباس داوری” منتشر گردیده، اگر بخواهد جدی گرفته شود، باید به چند سئوال کوتاه جواب بدهد. از آقای رئیس کمیسیون باید پرسید، با چهل و پنج سال عضویت در سازمان، چه کارنامه پر محصولی برای رفع مشکلات

وحشت از فروپاشی، آخرین پیام رجوی!

زوج مزدور مسعود و مریم رجویجواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۴: … مسعود رجوی در نشست های درونی می گفت؛ “صدای ما باید بصورت یک آهنگ انقلابی و کر هماهنگ شده به گوش برسد.ما به این دلیل از شورایی ها حمایت می کنیم که صدای ما را منعکس نمایند.پول

مرگ اسرار آمیز«مسعود دلیلی»، مجاهد مجهول الهویه

جواد فیروزمند، آریا ایران، ششم ژانویه ۲۰۱۴: …  مرگ مشکوک محافظ شخصی مسعود رجوی،با بقیه قتل های درون سازمانی تفاوت دارد. به همین دلیل باید بازبینی نموده و در حد امکان  با استفاده از اسناد در دسترس،زوایای تاریک آن را شکافت.چرا که رجوی مدعی است؛”مسعود دلیلی مقر مخفی او را لو داده و اگر او نبود، مجاهدین حالا حالا در پادگان اشرف