تشکیل حرمسرا و نمایش 8 مارس مریم رجوی

تشکیل حرمسرا و نمایش 8 مارس مریم رجوی

حامد صرافپور، پنجم مارس 2015:… باز هم هشتم مارس روز جهانی زنان فرا رسید و نمایش های مضحک مریم رجوی آغاز گردید تا خود را مدافع حقوق زنان جا بزند و با اشک ریختن برای زنان داخل ایران، مروج آشوب و بلوا گردد. بگذریم که این زن جنگ افروز و سرکوبگر (که یک قلم، مثله کردن صد زن مجاهد، تشکیل حرمسرا برای مسعود رجوی و قتل چندین زن را در پرونده سیاه خود داشته و تعدادی زن و …

مریم رجوی، حجاب اجباریBehind the deceptive face of Maryam Rajavi’s Women’s Day meeting in Berlin

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

تشکیل حرمسرا و نمایش 8 مارس مریم رجوی

باز هم هشتم مارس روز جهانی زنان فرا رسید و نمایش های مضحک مریم رجوی آغاز گردید تا خود را مدافع حقوق زنان جا بزند و با اشک ریختن برای زنان داخل ایران، مروج آشوب و بلوا گردد. بگذریم که این زن جنگ افروز و سرکوبگر (که یک قلم، مثله کردن صد زن مجاهد، تشکیل حرمسرا برای مسعود رجوی و قتل چندین زن را در پرونده سیاه خود داشته و تعدادی زن و دختر را هم به خودسوزی و خودکشی کشانیده) هیچ پایگاه اجتماعی در داخل ایران ندارد و دچار ریزش شدید هواداران خارج کشوری هم گردیده، هرگز نخواهد توانست با چنین نمایش هایی به مردم فریبی مشغول شود، اما طبعاً هنوز کسانی هستند که در خارج ایران با هر شعر و شعاری مجذوب شده و در دام می افتند. همچنانکه تعدادی از اروپائیان هم که هنوز از ماهیت فرقه ای (و ضدزن) او مطلع نیستند در این باتلاق گرفتار می شوند. به همین علت می بایستی هموطنان عزیز در شهرهای مختلف اروپایی و آمریکایی، چهره اصلی این بانوی قاتل زنان را در انظار خارجیان آشکار سازند تا بیش از این نتواند با برانگیختن احساسات آنان، زمینه را برای کشتار و سرکوب زنان بازمانده در لیبرتی مهیا سازد و همچنین موفق نشود به اسارت زنان در قرارگاه های آلبانی و اورسوراواز ادامه دهد.

هشت مارس روز زن مریم رجوی

یادآور می شوم که برخی از زنان عضو سابق مجاهدین، ده ها و صدها فقره از جنایات مریم رجوی و چند زن ارشد شورای رهبری این فرقه را افشا نموده و باعث رسوایی جهانی آنها شده اند که می توان به نمونه های متعددی که خانمها: بتول سلطانی، زهرا معینی، نسرین ابراهیمی، مریم سنجابی، زهرا میرباقری، حمیرا محمدنژاد و… مطرح نموده اند اشاره کرد.

در این میان می توان به افشای: “صدها نمونه عقد اجباری زنان با مسعود رجوی در حرمسرای بدیع زادگان، صد فقره بیرون آوردن رحم و تخمدان زنان، قتل مشکوک چندین زن و دختر مجاهد که در ادامه نام آنها آورده خواهد شد، وادار کردن زنانی چون صدیقه مجاوری و ندا حسنی به خودسوزی جهت نجات مریم قجر، تهدید به قتل زنان معترض در داخل تشکیلات و همچنین در آشکارترین نمونه می توان به توهین های چاله میدانی و لمپنیزم مسعود رجوی و چماقداران وی به خانم عاطفه اقبال” اشاره نمود.

می باید با یاد و خاطره زنان معترضی چون مینو فتحعلی، مهری موسوی، مرجان اکبری، هما بشردوست، آلان محمدی،‌ معصومه غیبی پور و… از مریم قجرعضدانلو بخواهیم به این نمایش های مسخره پایان داده و نگران حال صدها زن مجاهدی باشد که در لیبرتی اسیر سیاست های جنایتکارانه مسعود رجوی گشته اند و هر روز به اشکال مختلف به دلیل فشارهای روحی جان خود را از دست می دهند.

مریم رجوی روز جهانی زن هشت مارس

مریم رجوی باید به این سرکوب ها خاتمه دهد و جلوی تلاش های سازمان ملل جهت انتقال سریع زنان مجاهد از عراق به کشورهای اروپایی سنگ اندازی نکند. بازی های مختلفی که وی در این رابطه براه می اندازد دیگر هیچ کسی را فریب نمی دهد و ما مصرانه از سازمان های حقوق بشری و مدافع زنان خواستاریم که مریم قجر را برای اینهمه جنایت علیه زنان و علیه بشریت، محکوم نموده و خواستار رسیدگی به این وضع شوند.

در همین رابطه، از خانم ها شادی صدر، شیرین عبادی، مسیح علینژاد، فریبا داوودی مقدم، نازنین افشین جم (و آنهایی که مسئله حقوق بشر و حقوق زنان را به عنوان یک وسیله امر معاش قرار داده اند) درخواست دارم همچنان که نگران حقوق زنان در داخل ایران هستند، نگران حقوق صدها زن اسیر در فرقه رجوی که زیر شدیدترین سرکوب ها قرار داشته و جان شان در خطر است نیز باشند و بدانند که آنها هم “زن” و “ایرانی” هستند. اگر زنان هموطن ما در داخل ایران این توان را دارند که صدای خود را به گوش همگان برسانند، زنان مجاهد همین امکان را هم ندارند و در زیر یکی از وحشیانه ترین سرکوب های تاریخ میهنمان قرار داشته و صدایشان به طور مستقیم به گوش کسی نمی رسد. مریم قجرعضدانلو که خود را قیم آنان می داند، به هیچیک از زنان تشکیلات اجازه تماس با بیرون از مناسبات را نداده و نمی دهد جز اینکه یکی از سرسپردگان تمام عیار خودش بوده باشد.

اگر این خانم ها “به بهانه ایرانی بودن” نگران هزاران زن کرد ایزدی اسیر شده در دست داعش نبودند، اگر نگران وضعیت زنان در عربستان نیستند، اگر نگران حقوق زنان در فلسطین اشغالی نیستند، بدانند که “زنان اسیر در فرقه رجوی” همگی “ایرانی” بوده و نیازمند کمک می باشند، و مسبب اصلی همه جنایت هایی که علیه آنها صورت گرفته کسی جز “مریم قجرعضدانلو”‌ که براحتی در اروپا تردد دارد نیست. اگر این خانم ها از اعدام یک زن که (درست یا نادرست) به جرم قتل اعدام می شود در تب و تاب می افتند و همه رسانه های غربی را از موج محکومیت خود پر می کنند، لطف کرده و بخاطر آن صدها زن اسیر در عراق نیز حداقل یکبار این بانوی ترور و سرکوب را محکوم نمایید (مریم رجوی هم هرگز نگران زنان عربستانی، ایزدی و فلسطینی نبود چرا که خود را با داعش، ملک عبدالله و نتانیاهو همسو و همپیمان می دید).

مریم رجوی روز جهانی زن هشت مارس

با درود به همه زنانی که بخاطر رفع تبعیض ها و در مسیر رهایی جهان از چنگال استعمار و استثمار (در هر نوع آن)، دمی آرامش نداشته و برای رسیدن به حقوق انسانی خویش رنج های زیادی را بر خود هموار ساخته اند… و با درود به همه مردانی که زنان را در این مسیر پرتلاش تنها نگذاشته و نمی گذارند… روز زن بر همگان خجسته باد!

حامد صرافپور

4 مارس 2015

***

مزدور مریم رجوی روز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16666

این شورایی و آن شورایی- مدیحه سرایی برای مردگان

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۵:…  کاش شورایی ها پند می گرفتند و به چند دلار پول این زوج ریاکار دل خوش نمی کردند. به آندرانیک گوشزد کردیم و بدانید که فردا نوبت شماست. رجوی مرده شما را دوست دارد و زنده شما را تنها برای سوء استفاده های تبلیغی طلب می کند و افسار بردگی را با چند دلار پول به گردن شما آویخته است. بیدار شوید که فردا نوبت شماست. زنده یا مرده …

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

این شورایی و آن شورایی- مدیحه سرایی برای مردگان

بالاخره آقای آندرانیک آسطوریان دارفانی را وداع گفت. چندروز قبل از مرگ پیامی برای ساکنان لیبرتی ارسال کرده بود و با تملق گویی برای مسعود و مریم رجوی، تلاش داشت تا به فرمان رهبری مجاهدین به منتقدان ضربه وارد آورد. نمی دانم حقیقتاً در دل او چه می گذشت. بیشترین احتمال این است که در بستر بیماری نیازمند به کمک های بشردوستانه رجوی شده و تحت فشارهای روحی ناچار به موضعگیری به نفع ایشان گردیده است.

هرچه بود وی به دیار باقی شتافت و خود می داند آفریدگار خویش… کاری جز تسلیت به بازماندگان وی نمی توان کرد. کاش در بستر مرگ بیشتر به آنچه گفته بود فکر می کرد…

سخن بر سر مریم قجرعضدانلو است. وی پیام پرطمطراقی برای مرگ وی ارسال کرده و او را چنان ستوده که گویی فرشته ای از جهان پرواز نموده است. یک هفته پیش این شخص برای مریم مداحی می کرد و الان بعد از مرگ مریم است که برای او مدیحه سرایی می کند. این کار همیشگی مریم است که برای مردگان مدیحه سرایی کند. او جز مسعود برای کسی مدیحه سرایی نمی کند الا مردگان. هراس مریم از این است که مبادا زنده ای را بستاید و فردا منتقد ایشان شود. دیدیم که چه بر سر دکتر قصیم و آقای روحانی و… آورد. آقای وفایغمایی یکی از مدیحه سرایان او بود با کتابی تحت عنوان “در امتداد نام مریم” و دیدیم که با اولین نقد چه به روزگارش آورده شد. این حکایت غم انگیز و پندآموزی از مریم قجر و مسعود رجوی است.

آندرانیک آساطوریان فرقه رجوی

کاش شورایی ها پند می گرفتند و به چند دلار پول این زوج ریاکار دل خوش نمی کردند. به آندرانیک گوشزد کردیم و بدانید که فردا نوبت شماست. رجوی مرده شما را دوست دارد و زنده شما را تنها برای سوء استفاده های تبلیغی طلب می کند و افسار بردگی را با چند دلار پول به گردن شما آویخته است. بیدار شوید که فردا نوبت شماست. زنده یا مرده وقتی ارزش دارید که افسار به گردنتان آویخته باشد یا برگه ذلت را به امضا رسانیده باشید و به دیار عدم رفته باشید.

به پیام مریم قجرعضدانلو خوب بنگرید اما بدانید که این پیام بعد از مرگ شما خوانده خواهد شد و جز لعن مردم ایران را به همراه ندارد!. بعد هم به فراموشی سپرده خواهید شد. مردم ایران به اساتید بزرگی دل بسته اند که در کنارشان سختی های زمانه را متحمل شده اند. کافی است چشم بگشایید و اوج شکوفایی هنر در سخت ترین شرایط ممکن ایران را ببینید. آقای آندرانیک تجسم نیم قرن هنر و موسیقی ایران نبود، شما در غار بسر می برید، ببینید مردم ایران چه کسانی را تجسم هنر و موسیقی ایران می خوانند!.

حامد صرافپور

۲۳ فوریه ۲۰۱۵

هیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانتباند رجوی بدنبال عوض کردن جای طلبکار با بدهکار؛ پرونده مالی، خط سرخ رجوی

رجوی داعش 5The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy: Methods of Information Manufacture

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15830

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

حامد صرافپور، بیست و ششم ژانویه  ۲۰۱۵:… این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها …

چرا اصرار دارید خودتان را مضحکە کنید؟

رجوی علیه یغماییاطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا

لینک به منبع (صفحه فیسبوک)

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

مسعود رجوی در یک حرکت ناشیانه اقدام به انتشار ده ها فیش حقوقی متعلق به آقایان: اسماعیل وفایغمایی، دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی، سه عضو مستعفای شورای ملی مقاومت تحت عنوان “فراخوان مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد مرگ های مشکوک، طلاق های اجباری و کلاهبرداری مالی” نموده است:

حمله رجوی به منتقدین

این اسناد به پیوست یک بیانیه از سوی شورای ملی مقاومت (نام مستعار مسعود رجوی)، انتشار یافته و در گوشه هایی از آن چنین نوشته شده:

حمله رجوی به منتقدین

(((اما سرویس‌های رژیم ولایت بیکار ننشسته و برای مقابله با فضیحت، اکنون از طریق ”دریچه زرد“ (اسماعیل یغمایی) با انتشار خزعبلات و الفاظ رکیک که تماماً در دستگاه بازجویان اطلاعات آخوندی است، مدعی کلاهبرداری مالی مجاهدین و مقاومت ایران از یک زن انگلیسی شده‌اند که یغمایی سالها پیش با دوز و کلک و معرفی خود به‌عنوان شاعر مقاومت ایران، با او ازدواج کرده است. یغمایی با این خانم انگلیسی که از سالها قبل از آن به مقاومت ایران کمک می‌کرد و یغمایی را هم نمی‌شناخت طرح دوستی ریخت و نهایتاً با او ازدواج کرد.

یغمایی در خرداد ۹۲ دقیقاً به موازات و پا به پای اطلاعات بدنام آخوندها، مدعی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ در درون مجاهدین شده بود که با جواب دندان شکن خانم اکرم حبیب خانی (مجاهد اشرفی در زندان لیبرتی) که از سوی یغمایی سوژه این توطئه قرار گرفته بود، مواجه شد….

اکنون اطلاعات بدنام آخوندها از طریق دریچه زرد، ”احساسات انسانی“ اش به جوش آمده و ”کلاهبرداری مالی“ از یک زن انسان‌دوست انگلیسی را هم بر دعاوی ”مرگهای مشکوک“ و ”طلاقهای اجباری“ از جانب یک مداح منفور نظام (اسماعیل یغمایی) افزوده است….)))

این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها اثر گذار باشد، اما در آینده گریبان رجوی را با شدت بیشتر خواهد گرفت، همانگونه که نشست سرکوب دسته جمعی طعمه -یکسال و نیم بعد از برگزاری- معضل جدی رجوی شد و دشمنان زیادی برای او در درون مناسبات تولید کرد. به جرأت می توان گفت همین الان هم درج چنین اسنادی یک ضربه بر دکان عوامفریبی شخص رجوی است که طی سال های متمادی در صدد بود تعدادی مواجب بگیر را تحت عنوان ” اعضای شورای ملی مقاومت” به خورد مردم ایران و دولتمردان خارجی بدهد.

طی سال های گذشته، جداشدگان این واقعیت را برای مردم آشکار نمودند که همه این افراد تنها به دنبال منافع شخصی هستند و حضورشان در شورای رجوی جز برای پر کردن جیب نیست، اما امروز این خود رجوی است که اذعان می کند این افراد جز کاسب کارانی حقیر که حقیقت را به بهایی نازل فروخته اند نیستند.

اگرچه آقای کریم قصیم تا سه سال قبل جداشدگان منتقد فرقه را با شدت تمام می کوبید و برای دفاع از مریم قجرعضدانلو رگ گردن بیرون می زد، اما امروز با فاصله گرفتن از این باند تبهکار شاهد چهره اصلی رجوی است که به هیچ منتقد و مخالفی رحم نمی کند و برای کوچکترین انتقادی، چنگ و ناخن (و سلاح) نشان می دهد و با این کار عملاً بر نمایش “راه حل سوم” مریم قجرعضدانلو و “شیوه های دمکراتیک” او لگد می زند و خوی تروریستی خویشتن را در معرض تماشا می گذارد و اثبات می کند که جداشدگان بدرستی ایشان را در مورد بازی های دمکراتیک در عرصه سیاسی متهم به دغلکاری نموده و آنرا یک حرکت سیاسی جهت برون رفت از لیست تروریستی برخواندند که امروز صحت آن بر همگان آشکار شده است.

در هر صورت، چنانکه در متن بیانیه مشاهده می شود، وی اسماعیل وفایغمایی و سایت “دریچه زرد” ایشان را به “سرویس های رژیم” پیوند زده و در مورد “طلاق های اجباری و مرگ های مشکوک” به دروغگویی متهم کرده است. باید پرسید به فرض که ایشان به دستور و خواست سرویس های امنیتی جمهوری اسلامی این واقعیت های تلخ را بیان نموده باشد، با صدها جداشده که تأیید کننده این واقعیت تلخ هستند چه می کنید؟ با هزاران عضو فرقه خود که گروه گروه دارند از شما فاصله می گیرند چکار می کنید؟ آیا مرگ های مشکوک و طلاق های اجباری را اولین بار آقای یغمایی افشا کرد که امروز می خواهید با تهمت و تهدید آنرا نفی کنید؟

عجبا که نوشته اید یغمایی با این زن انگلیسی که از او شناختی نداشت طرح دوستی ریخت و ازدواج کرد… مگر شما در سلسله “ازدواج های اجباری” سال ۱۳۶۷، آدم ها را با شناخت از هم به ازدواج یکدیگر در می آوردید؟ مگر همه ازدواج ها با دستور و خواست تشکیلات و به اجبار نبود؟ چطور دو نفر در کشورهای غربی می توانند بدون شناخت از همدیگر دوستی کرده و با همان عدم شناخت که ادعا می کنید با یکدگر ازدواج کنند؟ شما آنقدر در تنگنای بحران های مختلف گرفتار شده اید که هر خزئبلاتی را علیه منتقدان به هم می بافید…

در گوشه دیگری از همین بیانیه گفته شده:

(((کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا در قبال دعاوی رژیم و کاربرانش، موارد زیر را خاطرنشان می‌کند:

۱-اسماعیل یغمایی که اکنون در آستان بوسی و چاکری ولایت از اشعار و سروده‌های پیشین خود سراپا نادم شده و مدعی است که مجاهدین ”جیب زنی“ کرده‌اند، در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تأمین کلیه مخارج زندگی و سرودن شعر و ترانه و سفرهای متعدد و متنوع، حتی پول توجیبی، از مجاهدین دریافت کرده است که نمونه‌هایی از اسناد آن ضمیمه است.

۲-کریم قصیم و محمدرضا روحانی نیز که اکنون مدعی مجاهدین و همسنگر مداح منفور نظام، علیه مقاومت ایران شده‌اند، در مجموع یک میلیون و ۲۰۰هزار دلار از مجاهدین گرفته‌اند که آخرین دریافت آنها ماه می‌۲۰۱۳ (قبل از استعفای ۵ژوئن ۲۰۱۳) بوده است. مبلغ واقعی البته با محاسبه هزینه‌های مجاهدین برای سفرها و چاپ کتاب و کمترین کاری که این دو برای شورا کرده باشند، بسیار بیشتر است. اینهم که هزینه‌هایی که سه دهه توسط مجاهدین تأمین می‌شد، اکنون چگونه و با چه ما به‌ازایی جایگزین شده است، موضوع بحث جداگانه‌ای است. اما اقتضای ندامت از تمامی مواضع پیشین و پیدا کردن منابع مالی جدید، در هر مرام و مسلک انسانی، برگرداندن مبالغ دریافتی از مجاهدین بود که در حقیقت دسترنج و پول خون رزمندگان آزادی مردم ایران است.)))

از رجوی باید پرسید شما به چه حقی دسترنج و پول خون قربانیان فرقه خود را طی ده ها سال به جیب شورایی ها ریخته اید؟ به چه دلیل ده ها نفر باید به اسم حضور در شورای دست ساز شما پول های هنگفت به جیب زده و در کشورهای غربی به سیر و سیاحت بپردازند و تنها وظیفه آنها امضا کردن پای بیانیه های شما باشد؟ مگر فرقه شما گداخانه و یا خیریه بود که هرکسی نیازمند وام، پول توجیبی و درمان بود بدان مراجعه کند؟ چرا این بودجه ها را صرف بیماران اشرف و لیبرتی نکردی که امروز بدلیل حاد شدن بیماری دچار مرگ و میر نشوند؟

مگر هیاهوی تبلیغی علیه جداشدگان براه نینداختید که یک میلیون دلار برای ساکنان “تیف” هزینه کرده اید تا به آنها کمک مالی! بدهید؟ پس چرا برای دو تن از اعضای شورای صوری خود یک قلم یک میلیون و دویست هزار دلار خرج کرده اید و هیچ هیاهویی تا زمان استعفای ایشان در میان نبود؟ از همین الان بگویید برای مهدی سامع، زینت میرهاشمی، منوچهر هزارخانی، امیر آرام، محمد شمس، مسلم اسکندر فیلابی، پرویز خزائی، عزیز پاکنژاد و دیگر اعضای شورا چند میلیون دلار هزینه کرده اید و ماهانه چقدر از دسترنج و خون قربانیان فرقه را به کام آنان ریخته اید که در اروپا و آمریکا به تفریح مشغول باشند؟ شما به عمد این اسناد را رو کرده اید تا افسار دیگر اعضای شورا محکم تر شده و به طور غیر مستقیم تهدید شوند که اگر کوچکترین خطایی از آنان علیه شما سر بزند همه فیش های مالی آنها را افشا خواهید کرد.

واقعیت این است که بازی های موش و گربه آقایان یغمایی، قصیم و روحانی با رجوی طی چند سال گذشته او را جری تر ساخته تا حمله را شدیدتر کند. اگر این آقایان در این سه سال چند قلم از جنایت ها و خیانت های جدی رجوی و دیگر اعضای شورا را افشا نموده و با بهانه اینکه فلان افشاگری به نفع جمهوری اسلامی خواهد شد، خود را نفریفته بودند، رجوی ترسوتر از آن بود که بخواهد زیر نقاب فیش مالی به آنان حمله کند. بارها به این آقایان هشدار دادیم که کجدار و مریز نمی توان با رجوی بازی کرد اما متأسفانه در این بازی خود را سرگرم کردند تا شاید رجوی را به ملایمت با خود وادار کنند غافل از اینکه وی یک مرز سرخ دارد و آن انتقاد شدن است. مهم نیست این انتقاد سطحی باشد یا اساسی، چون در هرحال طرف مقابل را دشمن خواهد انگاشت. اما انتقادات سطحی و صوری به جری تر کردن وی خواهد انجامید. اینک مشخص می گردد که چرا برخی از اعضای شورا با وجود جدایی از رجوی همچنان سکوت پیشه کرده و جمله ای از آنچه در شورا گذشت بر زبان نمی آورند. جای تأسف است که آقا و خانم متین دفتری در این سالیان سکوت کردند و اجازه دادند رجوی ها هر روز بیش از پیش در این فضا به جنایت ها و خیانت خود ادامه دهند.

اینکه آقای یغمایی بعد از یک عمر حمد و ثنای مریم و مسعود اینگونه مورد “مرحمت!” قرار می گیرد جای شگفت نیست، اما رجوی نمی گوید اگر به اعضای شورا که در دنیای آزاد زندگی کرده و یک روز هم در اسارت فرقه نبوده اند و حساب های بانکی آنان همیشه دایر بوده اینگونه حاتم بخشی کرده است، چطور کسی که سال ها در داخل تشکل مافیایی ایشان از همه چیز خود دست کشیده نباید در صورت خروج از مناسبات مورد حمایت مالی قرار گیرد تا بتواند زندگی از دست رفته خود را سر و سامان بدهد؟ ضد انسانی ترین اقدام در این جریان، نه حمله به قصیم و روحانی، که حمله و رو کردن سند برای چند دلار هزینه زندگی یغمایی می باشد که سال ها از عمر خود را در مناسبات مجاهدین از دست داده و لاجرم وظیفه سران فرقه بود که زندگی او را تأمین نمایند و این هزینه ها نه از جیب مسعود و مریم که حاصل بخش اندکی از عمر تلف شده یغمایی (که به شکل دلار به رهبری فرقه رسید) می باشد که رجوی ها از یغمایی به یغما برده اند. البته در ابتدا اشاره شد که مسعود رجوی پیش از این نیز بر سر برخی جداشدگان که چند دلار در جیبشان نهاده شده بود منت گذاشت که یک میلیون دلار برایشان هزینه کرده است!. او یادش رفته یک میلیون دلار یک هزارم بیگاری هایی که آنان طی ده ها سال کشیده بودند هم نیست و قطره ناچیزی از صدها میلیون دلاری است که صدام حسین به اسم اعضای فرقه بدیشان داد.

این قضیه، ضمن رسوایی برای رجوی و افشا شدن مسائل پشت پرده شورای دستساز ایشان، پند بزرگی برای بازماندگان شورای افلیج رجوی است تا در آن سرنوشت محتوم خود را مشاهده کنند. بی تردید روزی همگی آنان باید در پیشگاه ملت ایران حساب شراکت در جنایت و خیانت رجوی را پس دهند.

حامد صرافپور

۶ بهمن ۱۳۹۳

۲۶ ژانویه ۲۰۱۵

***

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

فرقه رجوی وهنرمندان پیوسته و گریخته _ از الاهه ومرضیه تا مرتضی برجسته و شاهپور باستان سیر

همچنین:

تبعیض کینه توزانه مریم و مسعود رجوی در رابطه با قربانیان «از مهین افضلی ها تا میرزا آقا پاک نیت»

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  همانطور که در متن خبر دیده می شود، مریم قجر بزعم خود این پیرمرد را (با بغض و کینه عجیب) تحقیر و بعد از ۲۶ سال بیگاری کشیدن، به “همکاری با مزدوران و پاسداران” متهم کرده و با “منت گذاری” مدعی شده که بعد از “گریختن” وی به ترکیه و درخواست “پناهندگی اش از مجاهدین!”، او را “به ع�

انتقاد از موضع ضعف یا اقتدار؟ «نقدی به مقاله اسماعیل وفایغمایی»

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقای یغمایی گرامی! باید بگویم که متأسفانه شما همچنان در اسارت ذهنی “تشکل مافیایی-تروریستی” رجوی قرار دارید. هرچند تصور می کنید از این فرقه رها گشته اید اما به شدیدترین وجه زنجیری نامرئی برپای خویشتن داشته و همچنان خود را اسیر “ابهت” رجوی می دانید. حکایت موضعگیری ها

حمله مستأصلانه رجوی به منتقدان همزمان با درخواست سلاح

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هشتم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقای تقی پور از اعضای قدیمی و مسئول سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) می باشد که دو تن از اعضای نزدیک خانواده ایشان عضو “شورای رهبری” است. اما رجوی جرأت نکرده به این مسئله اشاره کند و در عوض تا توانسته برای وی سند و مدرک جعلی تولید نموده تا ایشان را تحقیر کرده و یک شخصیت بریده

پرده برداری از خوی تروریستی رجوی

مریم رجوی داعش صدام حسین تروریسمحامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هفتم ژانویه ۲۰۱۵:…  شعار امروز سایت شما جز اینکه خوی تروریستی و هدف شوم شما برای قتل عام بازماندگان اشرف و لیبرتی را به نمایش می گذارد، چه معنایی دارد؟ به چه علت دیروز درخواست بازپسگیری سلاح می کردید و امروز شعار مسل