تظاهرات مردم عراق و نقش فتنه گرى فرقه رجوى

تظاهرات مردم عراق و نقش فتنه گرى فرقه رجوى

تظاهرات مردم عراق و نقش فتنه گرى فرقه رجوىعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، شانزدهم اکتبر 2019:… یكى از اين مهره هاى حلقه بگوش و تروريست و مزدور بيگانه و از اضداد ميهن و مردم ايران، مريم و مسعود رجوى است كه خود و فرقه اش را تماماً در اختيار بيگانه قرار داده و بر ضد پيشرفت كشور و مردم خود نهايت خباثت و پلشتى را بكار ميبرد. من صحنه هايى از تظاهرات کشور عراق كه از تلويزيون هاى من و تَو و اينترنشنال، صداى آمريكا و بى بى سى، پخش مي شد را ديدم كه در آن عده اى با بلند كردن پلاكاردى بر ضد ايران شعار مي دادند، ياد زمانى كه در قرارگاه اشرف در عراق بودم افتادم آن زمان هم مسئولين تشكيلات خط تفرقه و جنگ مذهبى در عراق را پيش مي بردند بدين صورت كه با آوردن افراد بعثى و طرفداران صدام به داخل قرارگاه اشرف آن ها را كارمند خود كرده و پول هاى هنگفتى به آن ها مي دادند . تظاهرات مردم عراق و نقش فتنه گرى فرقه رجوى 

تظاهرات مردم عراق و نقش فتنه گرى فرقه رجوىعملیات فروغ جاویدان . رجوی ، صدام و مجاهدین خلق

تظاهرات مردم عراق و نقش فتنه گرى فرقه رجوى

التهابات مردمى عراق با موضع گيرى به حق و درست مرجعيت دينى آن كشور فروكش كرد و جلوى سوء استفاده و بهره بردارى شيادانه آمريكا و اسرائيل و سران عقب مانده عربستان سعودى براى بر هم زدن اتحاد و همبستگى ملى احاد ملت عراق گرفته شد.

مردم مظلوم عراق براى مطالبات به حق خود به خيابان ها ريختند و عليه فساد و وضعيت بد اقتصادى تظاهرات كرده و خواستار بركنارى عوامل فساد و سپردن آن ها به دست عدالت و بهبود وضعيت معيشتى خود شدند. اما در اين بين فتنه گران و كسانى كه منافعى در بهم ريخته گى اوضاع امنيتى عراق و منطقه خاورميانه، على الخصوص بهم خوردن ارتباطات دينى، برادرى و خونى دو ملت ايران و عراق سود مي برند ناجوانمردانه و با شيطان صفتى تمام در بين تظاهرات مردمى عراق رخنه كرده و مي خواستند با شعارهاى انحرافى بين دو ملت ايران و عراق اختلاف انداخته و از آب گل آلود ماهى صيد كنند. البته اهداف اصلى جريان آمپرياليستى – صهيونيستى تحت الشُعَاع قرار دادن مراسم باشكوه أربعين اباعبدالله الحسين (ع) بود كه مي رود حقانيت اين مبارزه بر عليه ظلم را عالم گير نمايد، به همين دليل منطق استكبارى و زور گويى و مظلوم كشى تاب چنين حركتى ندارد و براى بر هم زدن و إخلال در اين مسير پرشكوه نوچه ها و مهره هاى خود را به ميدان مي فرستد.

يكى از اين مهره هاى حلقه بگوش و تروريست و مزدور بيگانه و از اضداد ميهن و مردم ايران، مريم و مسعود رجوى است كه خود و فرقه اش را تماماً در اختيار بيگانه قرار داده و بر ضد پيشرفت كشور و مردم خود نهايت خباثت و پلشتى را بكار ميبرد.

من صحنه هايى از تظاهرات کشور عراق كه از تلويزيون هاى من و تَو و اينترنشنال، صداى آمريكا و بى بى سى، پخش مي شد را ديدم كه در آن عده اى با بلند كردن پلاكاردى بر ضد ايران شعار مي دادند، ياد زمانى كه در قرارگاه اشرف در عراق بودم افتادم آن زمان هم مسئولين تشكيلات خط تفرقه و جنگ مذهبى در عراق را پيش مي بردند بدين صورت كه با آوردن افراد بعثى و طرفداران صدام به داخل قرارگاه اشرف آن ها را كارمند خود كرده و پول هاى هنگفتى به آن ها مي دادند و با دادن آموزش هاى لازم در ميان مردم عراق به نيروگيرى پرداخته كه خط رجوى را پيش ببرند.

آن زمان يادم هست كه چقدر انرژى روى پلاكارد نويسى و پارچه نويسى مي گذاشتيم و شعارهاى ضد ايرانى و ضد شيعى نوشته مي شد و به سر شبكه ها داده مي شد و هماهنگى هاى لازم انجام مي گرفت تا تظاهرات تفرقه افكنانه بين شيعه و سنى، انجام گيرد و ايران را مقصر جلوه دهند.

دقيقا صحنه هايى كه اضداد و دشمنان ملت و كشور ايران از اين تظاهرات نشان مي دادند همان شعار و همان خط گذشته بود و شكى وجود ندارد كه شبكه هاى ارتباطى – اجتماعى رجوى با پرداخت پول هاى بادآورده به پس مانده هاى صدام چنين تصاويرى روى آنتن مي برند تا به اصطلاح به نيت پليد خود و اربابان شان نزديكتر شوند و مزد مزدورى خود را افزايش دهند.

پیام نحس مجاهدین خلق و رهبران حاضر و غایب آن

حال خطابم به مريم و مسعود رجوى و سران تروريست آن این است كه، ببينيد آمريكا و اسرائيل از شما بر ضد منافع كشور خودتان استفاده مي كند و خواهد كرد تا زمانى كه منافع اش اقتضا كند، اما از روزى بترسيد كه همين ارباب دست شما را توى حنا گذاشته و چتر حمايتى خود را از سر شما بردارد.

نگاه كنيد به كردهاى سوريه كه اين روزها چگونه با خيانت به دولت خودشان و مزدورى كردن براى اسرائيل و  النهايه، ارباب چگونه آن ها را تنها گذاشت و به دست گرگ سپرد، وضعيت كنونى أكراد سوريه را برايتان يادآورى مي كنم و بدانيد كه ارباب هميشه شما را بر وفق مراد خود نخواهد ديد يك روزى خواهد آمد كه با پشت كردن ارباب تاوان مزدورى و وطن فروشى خود را پس دهيد.

وضعيت زارى كه الان با پشت كردن آمريكا به كردها و چراغ سبز دادن به ترک ها بوجود آمده بسيار رقت انگيز و ناراحت كننده است اما چه مي شود كرد „خود كرده را تدبير نيست“ آقاى بشار أسد سال گذشته به اكراد يادآورى كرد كه با دولت خود همپيمان شويد به اردوى دشمن نرويد، آمريكا از شما تا جايى استفاده و حمايت مي كند كه منافع اش ايجاب نمايد بعد از آن شما را ول خواهد كرد، اما صد افسوس كه سران اكراد گوش شنوا نداشتند و امروز تاوان اعمال اشتباه خود را مي پردازند و مطمئناً رجوى به اين زودي ها تاوان مزدورى و خودفروشى  خود را در حق مردم ايران و منطقه، خواهد پرداخت و سزاى همه جنايت و خيانت خود را خواهد ديد. آن وقت است كه انسان هاى وطن دوست و آزاده با هم و با يك صدا به اين خائنين و وطن فروشان خواهند گفت „بيلٓخ“ نوش جان كنيد، اين است تاوان جناياتتان.

„پایان“

تظاهرات مردم عراق و نقش فتنه گرى فرقه رجوى

لینک به منبع

***

بزرگترین خانه سالمندان جهان یا بزرگترین قبرستان مجاهدین خلقMaryam Rajavi’s MEK Propaganda Fightback Goes Wrong

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سالگرد-تأسيس-سازمان-مجاهدین-يا-سوء-است/

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانش

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانشعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نهم سپتامبر 2019:… در شهريور 1344 سازمان مجاهدين خلق توسط سه تن به نام‌هاي سعيد محسن، محمد حنيف‌نژاد و على اصغر بديع زادگان كه از اعضاي نهضت آزادي ايران بودند، تشكيل شد. از سوي ديگر بنيانگذاران سازمان با بررسي دلايل شكست جنبش‌هاي گذشته و پس از چند سال مطالعه و بررسي سطحي در متون ديني و چند كتاب ماركسيستي و مائوئيستي، تحت‌تأثير فضاي انقلاب مسلحانه ناشي از تجربه‌هاي دولت‌هاي كمونيستي شوروي، چين و كوبا در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه تنها راهكار مبارزه با رژيم سلطنتي، نظامي و وابسته پهلوي، پيگيري استراتژي مبارزه مسلحانه است. با وجود اين، اگر چه سازمان مجاهدين خلق ايدئولوژي اسلامي را به عنوان مكتب سازمان پذيرفت اما علمي دانستن متون ماركسيستي و بهره‌گيري وسيع از آنها بر ايدئولوژي آنان تأثير گذاشت. سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانش 

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانشسازمان مجاهدین خلق کنونی، فرقه ای ابتر که ربطی به آرمان آن بنیانگذاران ندارد (بجای تبریک تسلیت بگویید)ا

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانش

عبدالکریم ابراهیمی آلمان

عبدالکریم ابراهیمی آلمان

 در شهريور 1344 سازمان مجاهدين خلق توسط سه تن به نام‌هاي سعيد محسن، محمد حنيف‌نژاد و على اصغر بديع زادگان كه از اعضاي نهضت آزادي ايران بودند، تشكيل شد. از سوي ديگر بنيانگذاران سازمان با بررسي دلايل شكست جنبش‌هاي گذشته و پس از چند سال مطالعه و بررسي سطحي در متون ديني و چند كتاب ماركسيستي و مائوئيستي، تحت‌تأثير فضاي انقلاب مسلحانه ناشي از تجربه‌هاي دولت‌هاي كمونيستي شوروي، چين و كوبا در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه تنها راهكار مبارزه با رژيم سلطنتي، نظامي و وابسته پهلوي، پيگيري استراتژي مبارزه مسلحانه است. با وجود اين، اگر چه سازمان مجاهدين خلق ايدئولوژي اسلامي را به عنوان مكتب سازمان پذيرفت اما علمي دانستن متون ماركسيستي و بهره‌گيري وسيع از آنها بر ايدئولوژي آنان تأثير گذاشت. در واقع، در متدولوژي مسير مبارزاتي آنان كه مرحله آخر آموزش ايدئولوژيك سازمان نيز به حساب مي ‌آمد و بعدها به صورت كتاب شناخت نيز تدوين شد، با استفاده از مدارك دسته دوم ماركسيستي مانند آثار فلسفي مائو، اصول مقدماتي فلسفه ژرژ پوليتسر و ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخي استالين و…، روش شناخت ديالكتيك مورد بحث و آموزش قرار گرفت و با پذيرش اين مباحث به عنوان اصول شناسايي ديناميك به مثابه علم، زمينه تجزيه و تحليل آنان از اسلام بر اساس ديدگاهي ماركسيستي به وجود آمد. از اين رو، سازمان تحت‌تأثير رويكرد التقاطي، استراتژي خود را مشي قهرآميز در جهت سرنگوني رژيم پهلوي از طريق همگاني كردن مبارزه مسلحانه قرار داد و بدين منظور به تشكيل شبكه‌اي نظامي كه مسئوليت تدارك مبارزه مسلحانه را بر عهده داشت، پرداخت.

بر اين اساس، سازمان در سال 1347 خط‌ مشي خود را تحت ‌تأثير تجربيات انقلابيون كمونيستي، بر محور توده‌اي كردن مبارزه و ايستادگي در مقابل جوّ‌ پليسي براي شكستن سد يأس و از بين بردن ثبات سياسي رژيم از طريق عمليات مسلحانه آغاز كرد و تأكيد كرد كه پيروزي نهايي از طريق «ارتش آزاديبخش» و جنگ‌هاي چريكي امكان‌پذير است. لذا سازمان براي تدارك عمليات مسلحانه گروه‌هاي تيمي اطلاعات و تداركات تشكيل داد و براي فراگيري فنون نظامي با سازمان آزاديبخش فلسطين ارتباط برقرار كرد و در اين چارچوب برخي از اعضاي سازمان به اردوگاه‌هاي فلسطيني در كشورهاي عربي مانند سوريه، لبنان و اردن اعزام شدند. پيش از نخستين عمليات نظامي كه براي مراسم جشن‌هاي 2500 ساله شاهنشاهي تنظيم شده بود اكثر رهبران و اعضاي سازمان در شهريور سال 1350 دستگير شدند. در اين ميان تمامي اعضاي كميته مركزي سازمان به جز مسعود رجوي اعدام شدند. اين وضعيت عملاً سرآغاز دوره دوم فعاليت سازمان مجاهدين خلق يعني بازسازي و تغيير ايدئولوژي آن در خلال سال‌هاي 1354-1350 بود. در واقع اگرچه دستگيري گسترده اعضا و كادر رهبري سازمان در شهريور 1350 ضربه ‌اي اساسي به اين سازمان وارد كرد اما به‌رغم اعدام هسته‌ مركزي سازمان، در فاصله سال‌هاي 1351 تا 1354 با بازسازي سازمان با مركزيت جديد، عمليات‌هاي مختلف نظامي‌اي مانند نبرد خياباني، بمب‌گذاري در اماكن مهم دولتي و ترور شخصيت‌هاي نظامي توسط سازمان صورت گرفت. در سال ١٣٥٤سر برآوردن جريان انقلابى – ماركسيستى و شقه شدن سازمان، رجوى فرصت طلب و خونخوار با دجاليت و فريب عده اى از دوستان را در زندان حول محور خودش جمع كرد و به ترد جريان انشعابى پرداخت  و براى كسب قدرت و يدك كشيدن اسم مجاهدين  و وجهه بنيانگذاران سازمان به تسويه حساب درونى روى آورد و نسبت به همرزمان قديمى خود كه اينك انشعاب پيدا كرده بودند رويكرد مزورانه اى  داشت تا جايى كه براى هسته بيرون از زندان تكليف شده بود كه اشخاص انشعابى از سازمان هر جا كه باشند در تور پليسى ساواك انداخته و يا آن ها را به قتل برسانند.

رجوى استارت قبضه كردن و دزديدن سازمان از همان نقطه را زد و پس از پيروزى انقلاب و آزادى از زندان به دنبال كيش شخصيتى كه داشت و تشنه قدرت بود، رفت. ابتدا با آقاى خمينى نقش مريد و مرشد بازى كرد وقتى آقاى خمينى از نيات پليد او و قدرت طلبى اش آگاهى يافت او را كه خوى درندگى و تروريستى در وجودش موج ميزد از دور و بر خود طرد كرده و بيرون انداخت. رجوى كه با اين كيش شخصيت و خودبزرگ بينى خواب رهبرى انقلاب مردم را در ذهن پوسيده خود داشت وقتى كه ركبش به خمينى نگرفت و چاره ساز نشد، ماهيت اصلى خود را براى كسب قدرت نشان داد و به ترورهاى كور خيابانى روى آورد و در خيابان هاى تهران و ديگر شهرهاى بزرگ ايران حمام خون راه انداخت. خط مشى مؤسسين سازمان تا سال ١٣٥٤ دوام آورد و سپس به قهقرا برده شد. رجوى كه يك سر طيف يدك كشيدن اهداف بزرگ بنيانگذاران سازمان كه همان عدالت اجتماعى و برابرى است، بود. بعد از پيروزى انقلاب و ناكام شدن از قدرت كاملا ماهيت خود را نشان داد كه نه تنها رهرو مؤسسين سازمان نيست بلكه با سؤء استفاده از نام بنيانگذاران سازمان آن را كاملا به نفع خود مصادره و با سياست شيطانى خود صد در صد، ضد آرمان  مؤسسين اوليه سازمان قدم برداشت و با استفاده از نام آن ها با ديكتاتورى و سركوب در سازمان جايگاه خود را در رأس قدرت تثبيت كرد و با به كشتن دادن موسى خيابانى، رجوى چنان چهارنعل در پياده كردن اهداف خود به اسم سازمان  تاخت كه در نقطه اوج ارتقاع خود در رأس قدرت، در اختيار گرفتن  زن همكار خود و به چنگ آوردن او بود كه نهايت آرزوى اش يعنى بر كرسى نشاندن خود بعنوان رهبر عقيدتى موج ميزد. اين نقطه فرو رفتن رجوى در باتلاق خيانت، مزدورى، خودفروشى و وطن فروشى بود و با اين اهرم هر جنايت و خيانت و ترورى را توجيه و قدرت خود را تثبيت كرد.

حال رئيس جمهور خود خوانده  در نبود شوهر ترسو و بزدل خود هر ساله سالگرد تأسيس سازمان مجاهدين حنيف بزرگ را به اسم مسعود خيانت پيشه جشن مي گيرد! راستى فلسفه اين همه دروغگويى و خرج هاى هنگفت در اين روز براى چيست؟

واقعيت اين است كه تشكيلات در دل بورژوازى و به قول خودشان مستقر در اشرف ٣ در آلبانى طناب دور گردن رهبرى و مسئولين جنايتكار و تروريست اين فرقه شده اند و با هر ترفندى كه بكار ببرند نخواهند توانست جلوى فروپاشى آن را بگيرند. به همين دليل به هر دستآويزى چنگ مي زنند كه بتوانند شايد چند صباحى ذهن افراد اسير در چنگال خود را آرام سازند و قدرت طغيان و فرار را از آن ها بصورت موقت بگيرند. به همين دليل به هر خاشاكى چنگ مي زنند و از كاهى به نفع خود به دروغ كوهى مي سازند.

مراسم سالگرد امسال با زرق و برق خاص ترى نسبت به سال هاى گذشته برگزار كردند. با حضور مريم رجوى و سخنرانى ديكته شده زهرا مريخى مسئول اول فرقه و چرنديات تكرارى هزار باره و ادعاهاى فوق سنگين در حمايت مردمى و كانون هاى شورشى ادعايى سران رجوى كه تداعى سرنگونى كذايى را در ذهن مخاطب خود كه همان اسيران در آلبانى هستند جا بيندازند و موقت بر آلام خود ناشى از فروپاشى مرحمى نهند اما بدانند كه نوش دارو بعد از مرگ سهراب بي فايده است و تشكيلات در دل بورژوازى محتوم به فروپاشى خواهد بود. به اميد نابودى تفكر ترور و تروريسم در ایران و همه جای جهان.

„پایان“

سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین يا سوء استفاده فرقه رجوی از بنيانگذارانش

***

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهرانترور مهندسان آمریکایی کمپانی راکول اینترنشنال توسط سازمان مجاهدین خلق

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsTehran Was Always America’s And Thus The ISIS Final Destination (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult a proxy)

همچنین: