تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد

تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد

تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد احسان بیدی پیروز شدعاطفه نادعلیان، وکیل دعاوی، انجمن نجات، مرکز تهران، پانزدهم اوت 2020:… احسان بیدی اکنون در کشور آلبانی آزاد است و مقامات آلبانی هم از وی عذرخواهی کرده اند اما این تازه شروع کار است. گفتنی ها را خود وی در فرصت های مناسب حتماً مفصلاً خواهد گفت. البته ناگفته نماند که فرقه رجوی از هول حلیم در دیگ افتاد و آنقدر از کار عناصر فاسد رشوه گیر در دستگاه امنیتی آلبانی مطمئن بود که پیشاپیش خبر اخراج غیر قانونی احسان بیدی از آلبانی را منتشر کرد و به خورد رسانه های مواجب بگیرش داد. جا دارد علاوه بر آقای احسان بیدی و مقاومت بی نظیر یک ساله اش، از فعال سیاسی آقای اولسی یازچی، خبرنگار آقای جرجی تاناسی، و وکیل دعاوی خانم میگنا بالا و بسیاری دیگر از سیاستمداران و خبرنگاران و وکلای آلبانی که در این مسیر تلاش نمودند تقدیر و تشکر به عمل آید . تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد

حقوق انسانی احسان بیدی . تسلیم نامه اعتراضی به سفارت آلبانی در پاریساحسان بیدی قربانی دسیسه های مجاهدین خلق و رژیم فاسد آلبانی

تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد

مریم رجوی تصور می کرد که احسان بیدی هم یک دیپلمات یا خبرنگار ایرانی است

انجمن نجات مرکز تهران 25 مرداد 1399

تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد احسان بیدی پیروز شد

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعلیان وکیل دعاوی

همدستی عناصر فاسد در دستگاه امنیتی و دولت آلبانی و فرقه تروریستی رجوی با دخالت سفارت آمریکا بر کسی پوشیده نیست. بارها با استناد به اطلاعاتی که منشأ آن ها صرفاً سازمان مجاهدین خلق بوده است دیپلمات ها و خبرنگاران ایرانی به دلایل ظاهراً امنیتی از کشور آلبانی اخراج شده اند که صرفاً سوژه تبلیغی فرقه رجوی شده و ترامپ هم مراتب خرسندی خود را به دولت آلبانی ابلاغ نموده است.

مریم رجوی که خود را در انجام این گونه توطئه ها موفق می دید و به این بهانه افراد ناراضی در تشکیلات خود را نیز سرکوب می کرد و هر انتقاد و مخالفتی را به وزارت اطلاعات ایران و مسائل امنیتی ربط می داد، این بار برنامه اش را روی یک پناهجوی عضو سابق مجاهدین خلق یعنی احسان بیدی پیاده کرد.

عناصر فاسد در پلیس امنیتی آلبانی که به راحتی حتی قتل های انجام شده توسط فرقه رجوی در اردوگاه سوم در این کشور را لاپوشانی کردند این بار به سراغ یک عضو سابق که دست به افشاگری زده بود و دیگر اعضای جداشده را ترغیب به افشاگری می کرد رفتند تا صدای او را ساکت کنند.

احسان بیدی حدود 7 سال قبل در عراق از سازمان مجاهدین خلق جدا شد و تلاش نمود تا خود را به اروپا برساند که در کشور مصر به زندان افتاد و بالأخره با دخالت کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان به عنوان پناهنده وارد کشور آلبانی شد.

تبانی علیه احسان بیدی . دولت آلبانی و فرقه رجوی

او در آلبانی انواع و اقسام فشارها که منشأ همه آن ها فرقه تروریستی رجوی بود را تحمل نمود و حتی مورد تهدید و آزار و اذیت مزدوران فرقه رجوی قرار گرفت اما دست از فعالیت برنداشت و عزم جزم کرده بود تا ماهیت ضد انسانی رجوی را بر همگان آشکار سازد.

بالأخره در مرداد ماه سال گذشته احسان بیدی که دارای اقامت ده ساله و اجازه کار بود توسط عناصر فاسد در دستگاه امنیتی و دولت آلبانی بدون تفهیم اتهام به صورت غیرقانونی بازداشت شد. هدف، اخراج وی از آلبانی و فرستادن وی به ایران بود و تلاش می شد تا احسان بیدی وادار به امضای چنین درخواستی بشود تا به راحتی این کار انجام گردد، اما او “بیدی نبود که با این بادها بلرزد”.

مریم رجوی تصور می کرد که احسان بیدی هم یک دیپلمات یا خبرنگار ایرانی است که بتواند به راحتی برایش پاپوش بدوزد و با دادن رشوه های کلان به عناصر فاسد و به میدان آوردن سفارت آمریکا او را هم از آلبانی اخراج نماید و فریاد پیروزی سر دهد.

احسان بیدی در آلبانی – اعتراض خانواده ها به نقض حقوق بشر

کشور آلبانی برای حل و فصل مشکلات فزاینده اقتصادی مصرانه خواهان پیوستن به اتحادیه اروپاست و متقابلاً اتحادیه اروپا خواستار اینست که دولت آلبانی فساد فعلی در دستگاه قضایی و پلیس و دولت را حل نماید و خود را به استانداردهای مطلوب اروپا نزدیک کند.

یک سال گذشت و موضوع احسان بیدی مورد توجه بسیاری از محافل حقوقی و حقوق بشری قرار گرفت. فرقه رجوی در این یک فقره نتوانست توطئه خود را عملی سازد و کار برایش به مراتب سخت تر شد. دولت آلبانی به دلیل ملاحظاتی که در اروپا دارد مجبور به عقب نشینی گردید.

احسان بیدی اکنون در کشور آلبانی آزاد است و مقامات آلبانی هم از وی عذرخواهی کرده اند اما این تازه شروع کار است. گفتنی ها را خود وی در فرصت های مناسب حتماً مفصلاً خواهد گفت. البته ناگفته نماند که فرقه رجوی از هول حلیم در دیگ افتاد و آنقدر از کار عناصر فاسد رشوه گیر در دستگاه امنیتی آلبانی مطمئن بود که پیشاپیش خبر اخراج غیر قانونی احسان بیدی از آلبانی را منتشر کرد و به خورد رسانه های مواجب بگیرش داد.

جا دارد علاوه بر آقای احسان بیدی و مقاومت بی نظیر یک ساله اش، از فعال سیاسی آقای اولسی یازچی، خبرنگار آقای جرجی تاناسی، و وکیل دعاوی خانم میگنا بالا و بسیاری دیگر از سیاستمداران و خبرنگاران و وکلای آلبانی که در این مسیر تلاش نمودند و البته مورد توهین و تهمت و تهدید فرقه رجوی قرار گرفتند و همچنین جداشدگان فعال در آلبانی و خانواده ها در اروپا تقدیر و تشکر به عمل آید که بدون تلاش های خستگی ناپذیر آنان توطئه رجوی خنثی نمی شد.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

حقوق بشر احسان بیدی ، فرقه بدنام رجوی و وظیفه ما

تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد

***

زندانی کردن احسان بیدی در آلبانی بی دلیل، Albanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/توطئه-علیه-احسان-بیدی-نمونه-ای-از-معضل-ا/

توطئه علیه احسان بیدی نمونه ای از معضل اتحادیه اروپا با آلبانی است

توطئه علیه احسان بیدی نمونه ای از معضل اتحادیه اروپا با آلبانی استادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، دوازدهم نوامبر 2019:… اینها را نوشتم تا برسم به بازداشت دوستمان آقای احسان بیدی که چند روز پیش توسط پلیس آلبانی بدون هیچگونه توضیح و بدون هیچ دلیلی بازداشت شد، بازداشت وی بدون هیچگونه توضیح صورت گرفته و وی را به محلی نامعلوم انتقال داده اند تا دسترسی به وکیل هم نداشته باشد، البته بایستی گفت این یک توطئه از قبل طراحی شده توسط فرقه روبه زوال رجوی با پلیس کشوری است که درخواست ورود به اتحادیه اروپا را نموده و همین یک فقره توطئه که با رشوه گیری انجام شده نهایتآ مقامات آلبانی را مجبور خواهد کرد تا در این مورد توضیح دهند. برای فرقه مجاهدین هیچ اهمیت نداشته و ندارد که کشور میزبانش با آبروریزی بین المللی روبرو شود، و یا اینکه برای گند زدن فرقه درخواست ورود به اتحادیه اروپا رد شود، فرقه رجوی حتی مبارزه با رژیم ایران هم برایش در اولویت نیست، برای این فرقه شیطانی مهم این است تا با هر کثافت کاری که در آستین چرکین خود دارد یک منتقد و یک مخالف را در اروپا از سر راه خود بردارد توطئه علیه احسان بیدی نمونه ای از معضل اتحادیه اروپا با آلبانی است 

توطئه علیه احسان بیدی نمونه ای از معضل اتحادیه اروپا با آلبانی استEhsan Bidi has lived in your country for 6 years, has a 10-year residency permit from the Albanian government and is a refugee by all international standards. He, as a human being, has the right to know why and with what legal authority and with what permission and for what crime he has been arrested, and he has the right to a fair trial and to defend himself.

توطئه علیه احسان بیدی نمونه ای از معضل اتحادیه اروپا با آلبانی است

مجاهدین آلبانی را هم ویران خواهند کرد

تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد

وبلاگ ادوارد 11/11/2019

آلبانی کشوری است کوچک که در جنوب شرقی قاره اروپا قرار دارد، آلبانی دارای اقوام گوناگونی است که در کنار هم بطور صلح امیز زندگی می کنند، جمعیت آلبانی کمی بیشتر از ۲۸۰۰۰۰۰۰۰۰ نفر می باشد، این کشور با اکثریت مردم مسلمان و سپس مسیحی کشوری است اسلامی در قاره اروپای مسیحی که برای ورود به اتحادیه اروپا در آوریل ۲۰۰۹ اقدام کرده، کشور آلبانی دارای کشاورزی و دامداری است و دارای منابع ذغال سنگ و کروم مس و نیکل، این کشور در تاریخ خود با فراز و نشیب های گوناگونی مواجه بوده و بیگانگان سالهای سال بر این کشور که قبلآ کشوری پهناور بوده مسلط بوده اند، بگذریم هر کشوری هم در تاریخ خود این فراز و نشیب ها را طی کرده، اما کشوری که برای ورود به اتحادیه اروپا پیش قدم می شود بایستی شرایطی را در کشور خود آماده کند و اساسنامه اتحادیه اروپا را به اجرا بگذارد و خود را با اتحادیه اروپا هم قدم سازد.

به عنوان نمونه زندان های کشوری که می خواهد به این اتحادیه بپوندد بایستی با استاندارد بین المللی همخوان باشد، اعدام را بایستی برچیند، در درون دولت با دزدی و فساد و رشوه خواری بایستی بطور جد برخورد شود و برای این هم لازم است تا قوانین تازه ای برای مبارزه و جلوگیری از فساد دولتی برقرار شود و صدها مهم دیگر که کشورهای درخواست دهنده برای ورود به این اتحادیه بایستی اجرا کنند.

اما کشور آلبانی که در سال ۲۰۰۹ این درخواست را کرده از زمان ورود فرقه مجاهدین به این کشور احتمالآ این شانس را از دست خواهد داد، چرا که مجاهدین در هر کجا که باشند تلاش می کنند تا بساط شیادی خود را در دل دولت آن کشور پهن کنند و افکار دیکتاتوری و عقب مانده خود را به هر نحوی به دولت و مردم آن کشور تحمیل کنند، برای این کار هم در درون دستگاه های دولتی همیشه به دنبال حلقه ضعیف هستند تا با پول و رشوه طرف مقابل را به سمت خود و اعمال کثیف خودشان بکشانند، در درون جامعه هم با پول دادن و خریدن مردمی که اساسآ نمی دانند عاقبت کار چیست و با چه کسانی طرف هستند تلاش می کنند تا با مصاحبه هائی در حمایت از فرقه یا شرکت دادن مردم در تجمعات فرقه ای البته با پرداخت پول وغیره مردم را با فریب به سمت خود جلب کنند، نمونه، تجمعات پاریس که طی سالیان با وعده گردش در پاریس و پول تو جیبی و غذای مجانی پناهندگان از دنیا بیخبر را از سرتاسر اروپا به پاریس می بردند ( چه خوب شد که فرانسه درب ویلپنت را گل گرفت) یا درست مانند دورانی که درعراق بودند و تمام تلاششان این بود که نظر عشایر عرب را با توضیع کردن غذا در قالب نذری به خود جلب کنند.

اینگونه در جامعه نفوذ می کنند خصوصآ اگر جامعه ای فقیر باشد و همین نفوذ می تواند زمینه را برای دخالت در امور داخلی کشور مهیا سازد، مثل انتخابات محلی ووو، در کشور کوچک آلبانی هم مجاهدین همان سیاست نفوذ که درعراق اجرا می کردند را دنبال می کنند و مطمعنآ با این کار اگر برخورد قانونی نشود و اگر دولت و مشخصآ نخست وزیر آلبانی جلوی اعمال مخرب این گروه را نگیرد اینان آلبانی را هم ویران خواهند کرد.

اینها را نوشتم تا برسم به بازداشت دوستمان آقای احسان بیدی که چند روز پیش توسط پلیس آلبانی بدون هیچگونه توضیح و بدون هیچ دلیلی بازداشت شد، بازداشت وی بدون هیچگونه توضیح صورت گرفته و وی را به محلی نامعلوم انتقال داده اند تا دسترسی به وکیل هم نداشته باشد، البته بایستی گفت این یک توطئه از قبل طراحی شده توسط فرقه روبه زوال رجوی با پلیس کشوری است که درخواست ورود به اتحادیه اروپا را نموده و همین یک فقره توطئه که با رشوه گیری انجام شده نهایتآ مقامات آلبانی را مجبور خواهد کرد تا در این مورد توضیح دهند.

برای فرقه مجاهدین هیچ اهمیت نداشته و ندارد که کشور میزبانش با آبروریزی بین المللی روبرو شود، و یا اینکه برای گند زدن فرقه درخواست ورود به اتحادیه اروپا رد شود، فرقه رجوی حتی مبارزه با رژیم ایران هم برایش در اولویت نیست، برای این فرقه شیطانی مهم این است تا با هر کثافت کاری که در آستین چرکین خود دارد یک منتقد و یک مخالف را در اروپا از سر راه خود بردارد، این به این معناست که اگر اینان دارای قدرت در درون کشور باشند بیدرنگ تمام مخالفین خود را به چوبه دار خواهند سپرد، به این معناست که اگر در دوران حاکمیت این پلیدان تظاهراتی ضد دولتی به راه افتاد تمام مردم را به گلوله خواهند بست زیرا تحمل هیچگونه منتقد و مخالف را ندارند، برخورد با خانواده های اعضای خودشان در مقابل زندان اشرف در عراق خود گویاترین نمونه دیکتاتوری این فرقه و سرانش می باشد، و به این معناست که افشاگری های اعضای جدا شده و منتدین به فرقه دیکتاتوری رجوی اثرات خود را گذاشته و سران فرقه را تا جائی برده که بر علیه یک منتقد هم خودشان وارد منجلاب شوند و هم بلیس کشور میزبان خود را با خود به درون منجلاب بکشانند، البته که مقصر بوجود آمدن چنین منجلاب ها خود سران فرقه هستند.

پلیس آلبانی که این عمل ناشایست را با همکاری فرقه رجوی انجام داده بداند که هم دمکراسی را زیرپا گذاشته و هم کشور خود را در مقابل ملل دنیا ضایع نموده و هم سدی در راه پیوستن به اتحادیه اروپا بوجود آورده، بازداشت دوستمان اگر قانونی بود و اگر پلیس مدرکی در دست داشت بایستی طبق قانون بین المللی ایشان ازادانه به وکیل دسترسی داشته باشد تا بتواند از خود دفاع کند، بردن فرد بازداشت شده به مکان نامعلوم یک عمل غیرقانوی است و هیچ توضیحی هم آنرا توجیه نمی کند.

دوستان جدا شده و اعضای سابق فرقه رجوی بایستی با اتحاد بیشتر و در اتحاد با احسان بیدی دست در دست هم تا جائی که می توانند افشاگری کرده و این حرکت غیرقانونی در آلبانی را محکوم کنند تا فرقه رجوی گمان نبرد که با شانتاز و زدوبند می تواند دهان منتقدین را آنهم در اروپا ببندد.
با درود به احسان بیدی دوست گرامی و عزیز و تمام دوستانی که از افشاگری واقعیت هائی که از درون فرقه رجوی می دانند باز نمی ایستند.

توطئه علیه احسان بیدی نمونه ای از معضل اتحادیه اروپا با آلبانی است

تعریف رجوی از بیدی غلط از آب در آمد 

لینک به منبع

***

احسان بیدی: مفهوم ” کپسول زمان ” در فرقه مجاهدین خلق از نگاه نشریه آلمانی اشپیگلاحسان بیدی: مفهوم ” کپسول زمان ” در فرقه مجاهدین خلق از نگاه نشریه آلمانی اشپیگل

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/واکنش-رجوی-به-خانواده-های-اعضای-گرفتار/

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانیعاطفه نادعلیان، وکیل دعاوی، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و نهم ژوئیه 2020:… در این برنامه همچون تمامی برنامه های از این دست ابتدا یک پیش فرض بدون دلیل و مدرک مطرح شده که گویا “انجمن نجات = رژیم ایران” و بعد خانواده هایی که خواستار ارتباط و کسب اطلاع از عزیزانشان در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستند را هم در این پیش فرض تماما “مزدوران رژیم” معرفی کرده که مدام در حال “توطئه تروریستی” هستند و آنگاه تعجب کرده است که چرا وزارت اطلاعات که همه چیز را به انجمن نجات دیکته می کند خبر ندارد که آلبانی بیابان ندارد. آیا همین تناقض دلیل بر باطل بودن پیش فرض اولیه نیست؟ با وجود این تناقض که خود فرقه رجوی آن را کشف کرده است همچنان اصرار دارد که بگوید هر کلمه ای که خانواده ها می گویند و هر اقدامی که انجمن نجات انجام می دهد مو به مو دیکته شده توسط وزارت اطلاعات است. واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی 

خانواده ها چالش فرقه رجویخانواده ها چالش فرقه رجوی

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

نمونه ای دیگر از واکنش عصبی و البته غیر منطقی فرقه رجوی به درخواست خانواده ها

فرقه رجوی ممنوعیت ارتباط با خانواده را چگونه توجیه می کند؟

انجمن نجات مرکز تهران8 مرداد 1399

فرقه رجوی در برنامه ی موسوم به “پرونده” با عنوان “نمایش وزارت اطلاعات در انجمن نجات آذربایجان غربی” به تاریخ 7 مرداد 99 عملا به افشای ماهیت فرقه ای خود پرداخت و نشان داد که تا چه اندازه اعضا را در ناآگاهی و به دور از دنیای واقعی نگاه داشته است.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

تصویر سیاه و سفید شده گزارش سایت راه نو. البته جماعت رجوی مستقیم مسئولیت هفت تیر را نمیپذیرند ولی اگر خانواده ها این جنایات را محکوم کنند آن را علیه خود میدانند!!ا

در این برنامه همچون تمامی برنامه های از این دست ابتدا یک پیش فرض بدون دلیل و مدرک مطرح شده که گویا “انجمن نجات = رژیم ایران” و بعد خانواده هایی که خواستار ارتباط و کسب اطلاع از عزیزانشان در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستند را هم در این پیش فرض تماما “مزدوران رژیم” معرفی کرده که مدام در حال “توطئه تروریستی” هستند و آنگاه تعجب کرده است که چرا وزارت اطلاعات که همه چیز را به انجمن نجات دیکته می کند خبر ندارد که آلبانی بیابان ندارد. آیا همین تناقض دلیل بر باطل بودن پیش فرض اولیه نیست؟

با وجود این تناقض که خود فرقه رجوی آن را کشف کرده است همچنان اصرار دارد که بگوید هر کلمه ای که خانواده ها می گویند و هر اقدامی که انجمن نجات انجام می دهد مو به مو دیکته شده توسط وزارت اطلاعات است. البته شاید مسئولین فرقه رجوی حق داشته باشند چرا که دستگاه مجاهدین خلق به همین شکل عمل می کند و کسی بدون اذن رهبر فرقه آب هم نمی خورد و به قول مریم عمده انرژی مسعود صرف طراحی برنامه و بیانیه و اطلاعیه و غیره علیه جداشدگان و خانواده ها می گردد.

عاطفه نادعلیان

خانم عاطفه نادعیان – وکیل دعاوی

یک استدلال سخیف که فقط به درد اعضای مانیپوله شده داخل فرقه می خورد اینست که گفته شده سهم آذربایجان غربی در امضای طومار خانواده ها 500 نفر بوده است در حالی که تعداد شرکت کننده در گردهمایی خیلی کمتر از این است. آیا فرقه رجوی انتظار داشت که در شرایط گسترش بیماری ناشی از ویروس کوید-19 و محدودیت هایی که برای تجمعات اعمال می شود تمامی کسانی که طومار را امضا کرده اند شغل و کار و زندگی را رها کنند و در این گردهمایی حاضر شوند؟ قطعاً جاهلیت موجود در چنین برداشت و استدلالی بسا مضحک تر از اینست که کسی نداند آلبانی بیابان ندارد.

جالب است که گفته می شود برخی از افراد که بستگان آنان برای کسب اطلاع از آنان نامه نوشته اند سال ها قبل فوت کرده اند و بعد می پرسد که آیا می شود که خانواده واقعی این افراد اطلاعی از این موضوع نداشته باشند؟ اتفاقاً درد هم همین است که این مسأله با توجه به ایزوله بودن مجاهدین خلق و ممنوعیت ارتباط با دنیای خارج کاملاً امکان پذیر است و به همین دلیل نگرانی خانواده ها نسبت به وضعیت عزیزانشان خصوصاً در شرایط فعلی بیماری ناشی از ویروس کوید-19به مراتب بیشتر گردیده است. مگر خانواده ها دائماً اراجیف و خزعبلات مضحک فرقه رجوی را رصد می کنند که بدانند چه اتفاقاتی در درون آن ها افتاده است؟

سپس برنامه مسخره فرقه رجوی با به صحنه آوردن بهمن محمد نژاد و عبدالله مقدسی دو تن از قربانیان محبوس در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی ادامه می یابد.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

آقای بهمن محمدنژاد اسیر مجاهدین آلبانی. اعترافات اجباری در تلویزیون فرقه رجوی

بهمن محمدنژاد اظهار می کند که وزارت اطلاعات برادرش محمد رضا محمدنژاد را بازیچه قرار داده است و بعد بر اساس روش جاری فرقه ای عنوان می کند که “شرم دارم اسم برادر روی او بگذارم” و او را “به اصطلاح برادر” می خواند. آقای بهمن محمدنژاد بر این باور است که 39 سال مبارزه کرده و از ابتلائات بسیاری عبور نموده است. او مدعی است که فریب نخورده و به اراده خود در فرقه رجوی حضور دارد اما پاسخ نمی دهد که پس چرا او را در اردوگاه های بسته و ایزوله در عراق و آلبانی محبوس کرده و سالیان سال است ارتباطش با دنیای خارج را قطع نموده اند؟ آیا آقای بهمن محمدنژاد دسترسی آزاد به دنیای خارج دارد یا با اعمال انواع ممنوعیت ها و محدودیت ها منبع اطلاعات او طی سالیان صرفاً سازمان مجاهدین خلق بوده است؟

ای مرگ بر این رجوی که آدم ها را این چنین از انسانیتشان تهی می کند.

سپس در ادامه برنامه عبدالله مقدسی کاملاً ماهیت دستگاه فرقه ای رجوی را با اظهاراتش برملا می سازد. او دقیقاً تعریف فرقه های مخرب کنترل ذهن که به راحتی می توان در اینترنت جستجو کرد را در خصوص خانواده می دهد. از نظر او خانواده کسی است که با مجاهدین خلق و در ساحل آنان است و عملاً این شعار فرقه ای را سر می دهد که “هر کس با ما نیست بر ماست”.

به زعم بیانات دیکته شده به آقای عبدالله مقدسی، هر کس در خارج از فرقه رجوی که با این فرقه همراه نیست با عنوان “رژیم” معرفی شده و مطرود است و بین فرقه رجوی و رژیم (طبق تعریفی که فرقه می دهد) یک دریا خون قرار دارد. در این تعریف سیاه و سفید کردن فرقه ای، ساحلی به غیر از ساحل مجاهدین خلق و ساحل رژیم به رسمیت شناخته نمی شود. اگر این خانواده ها با مجاهدین خلق نیستند پس با رژیم هستند و باید آنان را مزدور و تروریست خطاب کرد.

همین استدلال آقای مقدسی برای اثبات فرقه مخرب بودن سازمان مجاهدین خلق کافی است که می گوید خانواده اش حتی اگر همخون او باشند و با هم بزرگ شده باشند هیچ ربطی به او ندارند. در دستگاه فرقه ای عواطف و احساسات صرفاً باید نثار رهبران فرقه شود و اگر غیر از این باشد و اگر ذره ای عشق و علاقه به غیر از رهبر فرقه وجود داشته باشد تأثیرات مغزشویی تماماً از بین می رود.

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی - پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

آقای عبدالله مقدسی اسیر مجاهدین آلبانی. اعترافات اجباری در تلویزیون فرقه رجوی

جالب است که آقای مقدسی از این که از جانب خانواده اش همچنان عزیز خطاب می شود تعجب می کند. او حق دارد، چرا که فرقه رجوی هرگز چنین آزادی عملی به او نداده و هرگز او را مجاز نمی داند که حتی بدون الفاظ رکیک از خانواده خود نام ببرد.

باز یک پیش فرض گذاشته می شود که به اصطلاح “رژیم” در ترس و وحشت از مجاهدین خلق است و دلیل آن را هم تلاش و اصرار خانواده ها برای کسب ارتباط با عزیزان خود به قصد توطئه های تروریستی بیان می کند. بعد تعجب می کند که چرا یک کارشناس در بیانات خود مجاهدین خلق را مشتی سالخورده که در آلبانی گیر کرده اند معرفی کرده است. آیا لازم نیست به جای تعجب به اصل تناقض برگشته و پیش فرض خود را اصلاح نمایید؟

تعجب آقای مقدسی از این که خانواده اش او را عزیز خطاب کرده و یک فرد دیگر آنان را تروریست می داند واقعاً جای تعجب دارد. مگر کشور ایران هم مثل سازمان مجاهدین خلق اداره می شود که حرف اول و آخر را یک نفر بزند و همه مثل رباط فقط جملات دیکته شده رهبر فرقه را تکرار کنند؟ بله از نظر حاکمیت و عموم ملت ایران سازمان مجاهدین خلق به بزرگترین خیانت ملی شناخته شده یعنی همکاری با دشمن متجاوز به میهن دست زد و مسئول قتل بیش از 17 هزار نفر افراد بی گناه، که عمدتاً هیچ گونه مسئولیتی نداشتند، بوده و اکنون به عمله دست چندم دشمنان ایران و ایرانی تبدیل گشته است. اما با این وجود خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق بستگان خود را عزیز خطاب کرده و از گل نازک تر هم به آن ها نگفته اند. آیا چنین آزادی عملی در درون فرقه رجوی هم وجود دارد؟
حرف های بی ربط زدن از ویژگی های مسعود رجوی بود که به این بازماندگانش هم به ارث رسیده است. به دنبال منطق در حرف هایشان نباشید.
سپس یک سایت آلبانیایی و مسئول آن که البته او هم به زعم فرقه حتماً در آن سوی ساحل دریای خون قرار دارد، چون بدون اجازه سران فرقه خواست خانواده ها را منعکس کرده است، مورد توهین و تهدید قرار می گیرد.

از آقای بهمن محمدنژاد باید پرسید که در خصوص محقق و نویسنده و استاد دانشگاه و فعال مدنی و حقوق بشری آقای اولسی یازچی چقدر می داند و آیا به غیر از مجاهدین خلق منبع مستقلی را در این خصوص در اختیار داشته است یا صرفاً مطالب دیکته شده فرقه را تکرار می نماید؟

آقای محمدنژاد تعجب می کند که اولسی یازچی چگونه رد خانواده او را پیدا کرده است. جهت اطلاع ایشان، این خانواده وی و مشخصاً برادر زاده اش که به زبان انگلیسی مسلط است بود که رد آقای یازچی را با زحمت بسیار و از طریق جداشدگان در ایران و بعد در آلبانی پیدا کرد و از وی درخواست نمود تا صدای برادر و دیگر اعضای خانواده را منعکس نماید. اگر این کار صورت نمی گرفت الآن چشمان خانواده به جمال بی مثال بهمن بعد از سال های سال روشن نمی شد.

جالب است که سفر یک خارجی به ایران هم از نظر فرقه رجوی جرمی نابخشودنی است که همین کار موجب می شود که فرد مربوطه در جرگه به اصطلاح “رژیم” قرار بگیرد و به آن طرف ساحل دریای خون منتقل گردد. در ضمن آقای محمدنژاد و کلاً این برنامه، اطلاعاتی را بیان می دارند که تاکنون به غیر از سازمان مجاهدین خلق منبع دیگری نداشته است.

جهت اطلاع، مردم ایران و از جمله خانواده ها کاملاً در جریان هستند و شک ندارند که سازمان مجاهدین خلق همراه با آمریکا و اسرائیل و سعودی و فیس بوک و توییتر در یک جبهه هستند و تلاششان نابودی ایران است و مطلع هستند که هر کس هم که در این جبهه امپریالیستی و ضد مردمی نیست جمیعاً “رژیم” نام دارد و باید از میان برداشته شود.

این برنامه، ایران تحت حاکمیت مجاهدین خلق را به خوبی ترسیم می کند. اگر یک نفر در رسانه ای حرفی بزند که مورد تأیید فرقه رجوی نباشد بدون دلیل و مدرک تحت عنوان توطئه تروریستی و مزدوری برای دشمن سرکوب می شود. میزان تحمل این فرقه در برابر حرف مخالف و میزان بهایی که برای مردم و مقدمتاً خانواده قائل است ماهیت آن را به خوبی آشکار می سازد.

استدلال آقای مقدسی فوق العاده جالب است و بیانگر میزان ایزوله بودن و دور بودن این جماعت از واقعیات است. از نظر وی این که خانواده اش خواهان یک تماس از جانب او شده اند به این مربوط می شود که رژیم در بن بست و در حال سرنگونی است و به این وسیله آنان می خواهند رژیم را نجات دهند.

تا جایی که به خانواده های محمدنژاد و مقدسی برمی گردد با مشاهده تصاویر عزیزان خود و کسب خبر سلامتی آنان، فارغ از هر بحث و فحص اعتقادی و سیاسی، غرق در شور و نشاط شدند. البته آنان به خوبی آگاه هستند که عزیزانشان نمی توانند حرف دل خود را بزنند وگرنه قطعا عواطف و احساسات شخصی آنان نسبت به خانواده و بستگانشان نمرده و از بین نرفته است.

اگر این آقایان چند جمله محبت آمیز ولو به ظاهر نسبت به خانواده هایشان ابراز نمی دارند و ظاهرا درد و رنجی که در فراقشان تحمل کرده اند را درک نمی کنند و این قدر بی رحمانه خانواده خود را آماج حملات قرار می دهند صرفا به این دلیل است که اسیر و گرفتار هستند و جز این چاره دیگری ندارند.

به هر حال کسانی که این گونه برنامه ها را مشاهده می کنند قضاوت خود از ماهیت مجاهدین خلق و نحوه برخورد آنان با مردم را خواهند داشت. اگر چه مخاطب این گونه برنامه ها هرگز مردم ایران نبوده و نیستند و جلب حمایت همان جبهه ای که فوقا عنوان گردید مد نظر است.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی – پخش اعترافات اجباری از زندان آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/گامی-فراتر-از-صدام-حسین/

گامی فراتر از صدام حسین!

گامی فراتر از صدام حسین!عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژوئیه 2020:… رژیم صدام حسین را همه به عنوان تنها حامی دولتی سازمان مجاهدین خلق می شناختند. مسعود رجوی در خرداد 1365 بعد از دیدار با طارق عزیز وزیر امور خارجه و معاون رئیس جمهور وقت عراق به این کشور رفت و نیروهای خود را نیز به آنجا منتقل نمود و ارتش آزادیبخش ملی را به عنوان بخشی از نیروهای نظامی صدام حسین تشکیل داد. از آن زمان عراق جایگاه اصلی و صدام حسین تنها حامی مسعود رجوی و نیروهای مسلحش گردید. رجوی فعالانه در جنگ ایران و عراق، البته در طرف دشمن متجاوز و علیه مرزبانان و مدافعان میهن، وارد گردید و به دلیل همین خیانت ملی بزرگ، در منظر مردم ایران فوق العاده منفور گشت. او تتمه پایگاه مردمی خود را در ازای کسب حمایت مادی صدام حسین برای کسب قدرت در ایران به باد داد. گامی فراتر از صدام حسین!

گامی فراتر از صدام حسین!حضور مجاهدین خلق در آلبانی مذاکرت پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را دچار مشکل کرده است

گامی فراتر از صدام حسین!

( واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی )

انجمن نجات مرکز تهران21 تیر 1399

رژیم صدام حسین را همه به عنوان تنها حامی دولتی سازمان مجاهدین خلق می شناختند. مسعود رجوی در خرداد 1365 بعد از دیدار با طارق عزیز وزیر امور خارجه و معاون رئیس جمهور وقت عراق به این کشور رفت و نیروهای خود را نیز به آنجا منتقل نمود و ارتش آزادیبخش ملی را به عنوان بخشی از نیروهای نظامی صدام حسین تشکیل داد.

از آن زمان عراق جایگاه اصلی و صدام حسین تنها حامی مسعود رجوی و نیروهای مسلحش گردید. رجوی فعالانه در جنگ ایران و عراق، البته در طرف دشمن متجاوز و علیه مرزبانان و مدافعان میهن، وارد گردید و به دلیل همین خیانت ملی بزرگ، در منظر مردم ایران فوق العاده منفور گشت. او تتمه پایگاه مردمی خود را در ازای کسب حمایت مادی صدام حسین برای کسب قدرت در ایران به باد داد.

این وضعیت تا حمله نیروهای ائتلاف به عراق و سقوط صدام حسین ادامه داشت و مسعود رجوی و نیروهایش زیر چتر حمایتی کامل رژیم بعث عراق به فعالیت های تروریستی در داخل خاک ایران ادامه می دادند. سقوط دیکتاتور بغداد تغییرات دراماتیکی را برای مجاهدین خلق رقم زد. تاریخ مصرف مسعود رجوی به پایان رسید و کنار گذاشته شد و لاجرم ناپدید گردید. مریم رجوی به عنوان طرف حساب جدید به پاریس رفت و نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق خلع سلاح شدند.

سازمان مجاهدین خلق در زمان صدام حسین در عراق از شرایط فوق العاده مطلوبی برخوردار بود و می توانست نیروهای خود را در یک اردوگاه بسته و دورافتاده جمع نموده و ارتباط اعضا را با دنیای خارج خصوصاً با خانواده ها و دوستانشان قطع نماید.

بعد از سقوط صدام حسین تمام دولت های حاکم در عراق یکی پس از دیگری خواستار اخراج مجاهدین خلق، به عنوان یک تهدید امنیت ملی، شدند. رجوی تمام تلاش خود را کرد تا در عراق بماند و پادگان اشرف و مرز با ایران را از دست ندهد و امید داشت تا جرقه ای خورده و جنگ بین دو کشور مجدداً آغاز گردد. حتی برای حمله آمریکا به ایران و مهیا شدن شرایط ورود به کشور هم حساب باز کرده بود. بالأخره بعد از ماجراهای بسیار، باقی نفرات سازمان مجاهدین خلق در اواخر تابستان 1395 عراق را ترک کرده و بر اساس یک توافق غیر متعارف در سیستم پناهندگی وارد کشور آلبانی گردیدند. آلبانی تنها کشوری بود که آماده پذیرش آنان بود. اعضای سازمان مغایر با قوانین ملل متحد به صورت گروهی و بدون داشتن موقعیت پناهندگی پذیرفته شدند.

برخلاف عراق، سازمان مجاهدین خلق در آلبانی مقر دور افتاده و بسته ای نداشت که این وضع برای این سازمان قابل دوام نبود و ریزش نیروی روزمره را تجربه می کرد. برنامه این بود که آلبانی کشور واسط باشد و با ورود اعضای مجاهدین خلق به این کشور روند بازپروری و جذب نیروها در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی آغاز گردد. بر همین اساس حتی تعدادی از آنان توسط آمریکا پذیرفته شدند. اما با روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ و قدرت گرفتن جنگ طلبانی نظیر جان بولتن این روند تغییر کرد و آنان به یک مقر مهیا شده از جانب آمریکا منتقل شدند و به این ترتیب توانستند شیوه های کنترل نیرو را مانند پادگان اشرف اعمال نمایند. جالب است که نام این مقر فرقه ای جدید را اشرف 3 گذاشتند که یادآور پادگان بدنام و مخوف اشرف در عراق است.

رجوی و فرقه اش در عراق در زمان صدام حسین محدودیت هایی داشتند که به دلیل مسائل امنیت ملی اعمال می گردید. آن ها اجازه نداشتند از اردوگاه های خود خارج شوند. تردد آنان به خارج از اردوگاه برای امور ضروری مانند ویزیت پزشک یا مراجعه به بیمارستان صرفاً با اسکورت مأمورین استخبارات (سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای نظامی و انتظامی) امکان پذیر بود. آنان حق ارتباط با وزارت خارجه، نمایندگان مجلس، وزرا، دولت، بازرگانان، مقامات و مأمورین پلیس، شهرداری، و غیره را نداشتند. آنان محدود به ارتباط با اطلاعات وزارت دفاع و ارتش بودند. حتی با جهازالمخابرات (سازمان اطلاعات و امنیت) هم مجاز به ارتباط نبودند. آنان اجازه نداشتند به رسانه ها و شهروندان عراقی مراجعه کنند. حتی برای خرید مایحتاجشان می بایست از طریق افسران اطلاعات ارتش که در پادگان های سازمان مجاهدین خلق مستقر بوده و حضور دائم داشتند عمل نمایند. آنان حق هیچ گونه فعالیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، یا تبلیغی در داخل عراق را نداشتند و تماماً تحت کنترل اطلاعات ارتش عراق بودند. ملاقات های روال جاری مسعود رجوی و دیگر سران سازمان صرفاً با مسئولین همین ارگان بود و همه مسائل خود را از آن طریق حل و فصل می کردند. حتی برای خروج از کشور یا ورود به کشور عراق هم باید از کانال آن ها و نه از مجاری عادی و رسمی کشور اقدام می نمودند. ایرانیان بلافاصله بعد از پذیرش آتش بس بین ایران و عراق در زمان صدام حسین می توانستند به راحتی ویزا گرفته و از کشور عراق بازدید نمایند. دولت این کشور به جای محدود کردن تمام شهروندان ایرانی، مجاهدین خلق را محدود کرده بود.

اما نوع حضور مجاهدین خلق بدون هیچ یک از این محدودیت ها در آلبانی و دست بازی که ادی راما، که مشخص نیست به چه بهایی، به مجاهدین خلق در کشور خود داده و ورود ایرانیان را به آلبانی ممنوع کرده است کار را به جایی رسانده که نسبت به یک مطلب ساده سایت گازتا ایمپکت که به مذاقشان خوش نمی آید اعتراض کرده و نامه سرگشاده می دهند و بی شرمانه خواستار اقدام قضایی علیه آن سایت و مسئول آن می شوند و شهروندان آلبانیایی نظیر اولسی یازچی، مگنا بالا، و جرجی تاناسی که مطابق میلیشان عمل نکرده اند را به اسم در رسانه های خود تهدید کرده و به آن ها تهمت می زنند. آیا رجوی در برابر صدام حسین هم اجازه چنین گستاخی هایی را داشت؟

اینجاست که باید گفت دولت ادی راما نخست وزیر آلبانی در حمایت تمام عیار دولتی از فرقه تروریستی رجوی گامی فراتر از صدام حسین برداشته تا جایی که امنیت ملی کشور خود و حتی اروپا را به خطر انداخته است. اگر ادی راما اختیار امور اجرایی کشورش را دارد و مجبور به اطاعت از بیگانگان نیست لازم است قدری به فکر منافع ملی کشورش باشد و با خود بیاندیشد که چرا صدام حسین، مجاهدین خلق را تا این حد در عراق محدود کرده بود و چرا دولت های بعد از صدام حسین همگی بر اخراج مجاهدین خلق از عراق پافشاری می کردند؟ پاسخ به این سؤال قطعاً برای تنویر افکار عمومی آلبانی و روشن شدن ماهیت دولت فعلی آن، ضروری است.

عاطفه نادعلیان

لینک به منبع

گامی فراتر از صدام حسین!

( واکنش رجوی به خانواده های اعضای گرفتار در آلبانی )

***

همچنین: