تقاضای مریم رجوی برای ویزا چالشی برای مواضع امریکا در قبال تروریسم

تقاضای مریم رجوی برای ویزا چالشی برای مواضع امریکا در قبال تروریسم

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، اول می 2014: … الینا راس لهتینن مشخصا وعده ها و پیشنهادات مختلفی به جان کری وزیر خارجه امریکا داده بود که در صورتی که این ویزا از طرف وزارت خارجه صادر شود پوئن هایی را در زمینه های دیگر به وی بدهد ولی وزیر خارجه امریکا مجبور است به سخنان دیگری هم گوش بدهد. مشخصا نظراتی که از دیگر کشورهای پنج بعلاوه یک بگوشش میرسد. این صدور ویزا به …

Anne Singleton from Iran-Interlink
visits Camp New Iraq (Formerly Ashraf)
in wake of violence by loyalists of the Rajavi cult

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

تقاضای مریم رجوی برای ویزا چالشی برای مواضع امریکا در قبال تروریسم

این روزها شایعاتی بگوش میرسد که مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق بدنبال ارزیابی وضعیت شخصی خودش افتاده. وی که از سال 2003 و اشغال عراق مخفی است هنوز نتوانسته تصمیم بگیرد که بالاخره بیرون آمدن از سوراخ برایش خطرناک است یا نه. ولی همسر وی مریم رجوی خیلی به این موضوع فکر نمی کند. وی بیشتر بدنبال گسترش دامنه فعالیت های خودش است.

بنابر اخبار رسیده از منابعی از داخل سازمان مجاهدین خلق، برخی از رابطین و حامیان مجاهدین خلق از مریم رجوی خواسته اند که یک بار دیگر و مجددا فرم درخواست ویزا برای مسافرت به ایالات متحده امریکا را پر کند. مریم رجوی در حال حاضر در مرکز مجاهدین خلق در دهکده اور سور اواز در بیرون پاریس مقیم است. مجاهدین خلق از این قرارگاه حمایت و برنامه ریزی برای تحرکات خشونت آمیز خود را فرماندهی می کنند. این تحرکات خشونت آمیز کمک و پشتیبانی از گروههای تروریستی در عراق را نیز شامل می گردد. از طرف دیگر شاهدیم که وی توانسته است با استفاده از همین قرارگاه مرکزی و از طریق سوء استفاده از ساختار نو پای پارلمان اروپا و بخصوص عدم وجود یک سیستم نظارتی دولتی بر آن (قطعنامه های پارلمان اروپا غیر الزامی است بر خلاف جلسات تجمع دول اتحادیه اروپا است که تصمیاتش الزام اور است) به سیاستمداران ضد ایرانی بروکسل وصل شده و استخدام شده و بعنوان وسیله و ابزاری در جهت بر هم زدن هر گونه رابطه بین دول غربی و ایران مورد استفاده قرار گیرد. البته نقش و استفاده دیگر این وسیله (مریم رجوی) در راستای منافع اسرائیل در دامن زدن به خشونت و بحران در سراسر منطقه است.

لابی اسرائیل و نومحافظه کاران سالهاست که با توجه به کمبود ابزار شدیدی که با آن موجه هستند از مجاهدین خلق بصورت غیر مستقیم و با واسطه و به شکلی که دستانشان کثیف نشود استفاده کرده و می کنند. نقش اصلی مجاهدین خلق البته طبق معمول دامن زدن به تنفر و انزجار و تولید بی اعتمادی و دشمنی بین طرفین (غرب و ایران) با استفاده از تمامی امکانات مشروع و غیر مشروع ممکن است. از جمله این ماموریت ها برنامه هایی برای تحریک واکنش با اجرای عملیات ایذایی و تحرکات تروریستی است. (این تحرکات لابی اسرائیل و نو محافظه کاران را می توان بصورتی با تحرکات واکنش بر انگیز حساب شده رئیس جمهور سابق ایران احمدی نژاد مقایسه کرد. هر دو طرف مشغول بازی مشابهی بوده ولی البته ابزار و مشروعیت ابزار مورد استفاده آنها کاملا متفاوت است)

امروز دستور رابطین به مریم رجوی برای پر کردن فرم ویزای امریکا را در چنین فضایی باید ارزیابی کرد. فضایی که در آن خواسته روئسای جنگ طلب رجوی ایجاد و پخش فضایی از دشمنی و کینه و تنفر است تا شاید بتوانند جلوی پیشرفت راه حل غیر خشونت آمیز را بگیرد.

میدانیم که پارلمان اروپا (و قطعنامه های مرتبط با آن) تا حدود زیادی در رابطه با سیاست خارجی اتحادیه اروپا بی قدرت و بقولی بدون چنگ و دندان است ( بیانیه ها ی غیر الزام آور آن در زمینه مسائل بین المللی بیشتر تبلیغی است) و به همین خاطر است که مریم رجوی اکنون بیش از یک دهه است که بشدت بدنبال گرفتن ویزای بریتانا بوده تا همین دستور فوق را از طریق ورود به لندن (لابی اسرائیل در لند) اجرا کند. وی در مراحلی حتی دلیل تقاضای ویزایش را “درمان و لزوم بستری شدن در بیمارستان” در انگلستان ذکر کرده است که باز هم با شکست مواجه شده. بنظر میرسد که یا کنترل مرزی بریتانیا از آنچه که در اذهان ما هست سخت تر و دقیق تر است و یا این که دولت بریتانیا واقعا مریم رجوی را بصورت جدی در لیست “افراد غیر قابل قبول” خود قرار داده است. در هر صورت تا کنون که کسی از ایده ورود مریم رجوی به خاک بریتانیا استقبال نکرده است.

از طرف دیگر می بینیم که تمامی فعالیت های دیگر مجاهدین خلق و نمایندگان و لابی هایی همچون استراون استیونسون نیز با شکست مواجه شده است. مذاکرات موفقیت آمیز پنج بعلاوه یک با ایران در نوامبر سال 2013 باعث شد تا ادامه مذاکرات و راه حل سیاسی با همه سختی های آن مجددا در دستور کار قرار گیرد. این پیشرفت راه حل سیاسی و شکست جنگ طلبان باعث شد تا فعالان، مشوقین و بازار یابان ضدیت با ایرانیان مجبور شوند بدنبال راه حل جدید تری رفته، تاکتیک عوض کنند. یکی از راه حل های جدیدی که این روزها شاهد سرمایه گذاری روی آن هستیم سوار شدن این جماعت بر مسئله، سابقه و کارنامه حقوق بشری ایران است.

در این تغییر تاکتیک لابی اسرائیل و جنگ طلبان می بینیم که همین ابزار و همین مجاهدین خلق باز در ردیف اول وسائل مورد استفاده قرار گرفته اند. البته آماده سازی ها برای استفاده از این ابزار در مسیری متفاوت از قبل (متفاوت با زمان استفاده در دوران صدام) مدتها قبل شروع شده است.

حضور این گروه در امریکا از سال 2009 به بعد و با دستور اخراج آنها از کشور عراق بصورتی مدیریت شده در دستور کار قرار گرفته است. حرکتی همآهنگ و با بودجه ای بسیار سنگین سفید شویی سابقه ننگین این گروه در مطبوعات و اذهان را بعهده گرفت تا بتواند در فرصتی مناسب آن را بعنوان یک نیروی آپویسیون فمینیستی و دموکراتیک به خورد مردم بدهد. خوشبختانه پشتیبانان غربی مجاهدین خلق فقط توانستند خودشان را به قبول چنین مزخرفاتی قانع کنند. البته همین مقدار قانع شدن هم مخارجی هنگفت روی دستها گذاشت. مزد سخنرانی ها برای این تحرکات از بیست و پنج هزار تا شصت هزار دلار برای هر سخنرانی متغیر بوده است.

در سپتامبر 2012، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آن زمان امریکا به توافقی با مجاهدین خلق دست یافت تا در ازای پایان اشغال غیر قانونی خاک کمپ اشرف در عراق، امریکا این گروه تروریستی را از لیست تروریستی دولتش حذف کند. در اوایل سال 2013 مجاهدین خلق مجددا دفتر خودشان را در واشنگتن تحت نام جعلی “شورای ملی مقاومت” بعنوان یک “گروه لابی!!” به ثبت رساندند. جالب است که در ثبت این گروه لابی اعلام کرده اند که این لابی از هیچ کشور خارجی پولی دریافت نمی کند. و این سوال که پس مخارج این لابی عظیم از کجای خاک ایالات متحده امریکا تامین میگردد از همان روز تا کنون هنوز پاسخ داده نشده است. البته ادعای غیر عملی و مضحکی که میگوید “ثروتمندان ایرانی مقیم امریکا” مخارج را میدهند نه هیچ وقت بصورتی جدی و با مدرک و دلیل همراه بوده و نه اساسا از طرف کسی جدی گرفته شده است.

اما امروز ما می توانیم با نگاه دقیق تری به جایگاه مجاهدین خلق در ساختار سیاست خارجی امریکا و با ربط دادن عملکردها و ماموریت های سابق این گروه که در فوق توضیح داده شده است شکل واقعی تر و کامل تری از این تابلو را ببینیم. الینا راس لهتینن، کسی که ریاست زیر کمیته افریقا و خاورمیانه در کنگره امریکا را بعهده دارد یکی از حامیان پشت پرده قدیمی و سابقه دار مجاهدین خلق است که اخیرا هم پرده ها را کنار زده و اعلام نمود که دوست و رفیق عزیزش مریم رجوی “فعال حقوق بشری!!” است. توصیفی که برای تمامی ایرانی امریکایی ها و کسانی که اندکی در جریان باشند مزخرفی بیش نیست.

سرسختان (منظورم همان نومحافظه کاران است) امریکا که بشدت بدنبال بر هم زدن هر گونه برنامه و احتمال نزدیکی و راه حل سیاسی هستند هدفشان رد کردن مریم رجوی از مرز و رو کردن وی در واشنگتن همزمان با دور بعدی مذاکرات تخصصی در هفته آینده (4 تا 9 ماه می) بود. این حرکت البته در چهارچوبی برنامه ریزی شده بود که شاهد تنش های ناشی ازعدم ارائه ویزای امریکا برای نماینده ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک هستیم. نومحافظه کاران امیدوار بودند که بعد از آن تحریکات که به نتیجه مطلوبشان نرسیده است این ویزا برای مریم رجوی بتواند باعث بر انگیختن خشم ایرانیان شده و مذاکرات را تحت الشعاع قرار دهد. الینا راس لهتینن مشخصا وعده ها و پیشنهادات مختلفی به جان کری وزیر خارجه امریکا داده بود که در صورتی که این ویزا از طرف وزارت خارجه صادر شود پوئن هایی را در زمینه های دیگر به وی بدهد ولی وزیر خارجه امریکا مجبور است به سخنان دیگری هم گوش بدهد. مشخصا نظراتی که از دیگر کشورهای پنج بعلاوه یک بگوشش میرسد. این صدور ویزا به این مفهوم بود که امریکا بعد از صدام حسین تنها کشوری در سراسر جهان خواهد بود که بعنوان یک دولت مستقیما از سازمان مجاهدین خلق حمایت کرده است. این بدین مفهوم است که دیگر اعضای گروه بشدت واکنش نشان داده از سیاستها و اهداف ایالات متحده امریکا فاصله بگیرند که النهایه این بدین مفهوم است که ایران در ارزیابی نهایی چیزی بدست آورده و امریکا چیزی از دست خواهد داد.

خوشبختانه این بار مقامات دولت ایالات متحده در دامی که راس لهتینن برایشان گسترده بود نیافتادند ولی دفعات بعد چه اتفاقی بیافتد کسی نمیداند.


http://youtu.be/2W17BX3t4GI

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi ‘No Exit’ – Human Rights Abuses Inside the Mojahedin Khalq Camps – Human Rights Watch, May 2005

Ileana ros lehtinen Mojahedin Khalq terrorism MKO MEK SaddamIleana Ros-Lehtinen thinks her pal Maryam Rajavi is a human rights advocate

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=8344

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

آن خدابنده (سینگلتون)، نهم دسامبر ۲۰۱۳: … واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر و محبت انسانی مریم رجوی کجا رفته؟ چرا این فرد هیچ واکنش و مهرو محبتی نسبت به …

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

شاهدیم که این روزها برخی از پشتیبانان سازمان مجاهدین خلق که در کشورهای غربی زندگی می کنند بصورتی علنی به آنها پشت کرده و برخی از فعالیت های این سازمان را به زیر سوال می برند (البته بیشتر این افراد قبول ندارند که کاملا از این سازمان فاصله گرفته اند و انتقاداتشان را درونی میدانند).

این افراد این روزها در شوک بسر می برند و باورشان نمی شود که چگونه توسط دستگاههای مختلف سازمان مجاهدین بصورتی وحشیانه مورد حمله قرار گرفته اند. آنها وقتی در داخل سازمان بودند واقعا معتقد بودند که این نوع حملات کاملا قابل قبول است و حرکات سازمانشان واقعا مبارزه ای بر علیه ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است. امروز اما خودشان را تحت همین حملات یافته اند و کم کم متوجه می شوند که این اتهامات نه تنها بی پایه و بنیان هستند که مشخصا اعمال می گردند تا بتوانند با تولید وحشت از گسترش انتقادات جلوگیری کرده منتقدین را ساکت کنند. البته من شکی ندارم که این افراد با استوار ماندن بر شجاعت درونی شان به راهشان ادامه خواهند داد و از حق و حقیقت فاصله نخواهند گرفت.

رجوی ها البته سالهاست مدعی هستند که هر کس علیه آنها کلمه ای صحبت کند و بخصوص اگر آن فرد عضو سابق هم باشد حتما توسط جمهوری اسلامی ایران استخدام شده و ماموریتش هم هر بار در چهار چوب نقشه ای مخوف است برای از بین بردن سازمان و رهبرانش آن یعنی باز مسعود و مریم رجوی. ولی راستی دلیل و مدرک این ادای رجوی ها کجاست؟

منتقدین به مجاهدین و شخص رجوی، بارها به این نکته اشاره کرده اند که بیشترین صدمات به مجاهدین خلق را رهبران فرقه یعنی مسعود و مریم رجوی وارد کرده اند. واضح است که آنها بودند که دستور خودسوزی ها را صادر کردند و آنها بودند که جلوی رسیدن دارو را گرفتند و آنها بودند که نفرات را جلو انداختند تا در درگیری کشته شوند و البته در آخرین دستور العمل آنها هستند که با جمع کردن غذا و ادعای “اعتصاب غذای داوطلبانه” این بار در حال کشتن افراد از طریق گرسنگی هستند.ولی و از طرف دیگر همه شواهد و گفتار و کردار منتقدین نشان میدهد که این افراد قبل از هر چیز نگران سلامت و حقوق انسانی افراد هستند. بنابراین رجوی باید بداند که پیامها و رفتار و گفتارش بشدت متناقض هستند.

مشکل اینجاست که،  اگر آنطور که مریم رجوی تمام دستگاه فرقه و داستانش را روی آن سوار کرده،  رژیم ایران غایت شر و حامی تروریسم و غیره است پس گفتار و کردار این ماموران و مستخدمین نگران وزارت اطلاعاتش که هیچ چیزی خواسته ای جز خیر و محبت و آزادی برای افراد گرفتار در مجاهدین خلق (در هر سطحی) ندارند و نشان نمیدهند را چگونه باید توجیه کرد؟

تا بحال ندیده ایم که حتی یکی از آنها خواستار مرگ اعضا بوده باشد. در واقع و بالعکس همه ما نشان داده ایم که همگی صرفا بدنبال کمک به این افراد هستیم تا کرامت، انسانیت و شخصیت آنها به آنها باز گردانده شود. کرامتی و انسانیتی و شخصیتی که توسط مریم رجوی از آنها دزدیده شده است. منتقدین مسعود و مریم رجوی، رهبران مجاهدین خلق، ده ها سال است که مشغول افشای جنایت ها و فساد این دیکتاتورهای کوچک هستند. و البته همگان دیده اند که سالهاست که در این راه هر گونه فحاشی، ترور شخصیت و حتی حملات فیزیکی را هم به جان خریده اند. فحاشی ها، ترور ها و حملات فیزیکی که البته مستقیما بدستور و تحت فرماندهی این دو فرد تبهکار صورت گرفته است.

هر کسی که کوچکترین ارتباطی با موضوع مجاهدین خلق در رابطه با هر موضوعی، در هر برهه زمانی و در هر کجا یی که داشته باشد و با اعضای سابق این سازمان برخورد کند در اولین تماس متوجه خواسته ساده و قابل درک و بی خم و پیچ آنها می شود که نگران دوستان و همراهان و خانواده خود هستند. همه در اولین قدم و برخورد متوجه می شوند که هیچ هدف مخفی و پنهانی در میان نبوده و نیست.

مجاهدین خلق در هر وضعیتی و به هر ترفندی بدنبال نشان دادن دولت ایران بعنوان دولتی ذاتا شر و ستمکار هستند. حال اگر به همین منطق مجاهدین پایبند بمانیم، ناظرین حق دارند از رجوی ها سوال کنند که پس این همه مهر و محبتی که اینها نثار اعضای گرفتار فرقه می کنند از کجا سر در آورده است؟ این وزارت اطلاعات حکومتی ستم گر و ذاتا شر چرا تبدیل به بنیاد خیریه و کمک رسانی شده است؟

واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر و محبت انسانی مریم رجوی کجا رفته؟ چرا این فرد هیچ واکنش و مهرو محبتی نسبت به نفرات خودش نشان نمی دهد ولی در مقابل تمام انرژی و وقت و پولش را صرف جنگیدن علیه کسانی می کند که چنین مهر و محبتی را دارند و بدنبال راه حل هستند؟

رجوی میگوید خواسته اعتصاب غذای اجباری آنها بازگشت هفت نفری است که ناپدید شده اند. ولی وی هنوز هیچ مدرک و سندی ارائه نکرده که این افراد حتی زنده هستند یا مرده چه رسد به این که کجا هستند و این که چرا هیچ خبری از آنها نیست.

کسانی که می توانند در این رابطه گره گشا باشند نه نمایندگان سازمان ملل هستند و محققین دولت عراق. این کلیدهای گشایش مسئله، ۴۲ نفری هستند که در این جریان کشته شدن ۵۳ نفر در کمپ اشرف توسط مهاجمینی نامشخص شاهد بوده اند. اما این ۴۲ نفر که اکنون به کمپ لیبرتی منتقل شده اند در قرنطیه رهبران و فرماندگان سازمان مجاهدین نگهداری می شوند و هیچ امکان ارتباطی با آنها وجود ندارد. چرا؟ آیا جز این است که اینها اطلاعات مشخصی از آن واقعه، در آن کمپ اشرف و در آن روز مشخص دارند؟

تا زمانی که فاکت ها وشواهد قابل دسترس نبوده و علنی نشوند، اعتصاب غذا حرکتی بغایت بی معنی است و صرفا ایجاد درد و رنجی بی حاصل و غیر لازم. و در این حرکت بی معنی اگر انتهایی وجود نداشته باشد که ندارد، تا کی باید ادامه بدهند؟ بنظر می رسد که باز هم ما شاهد نوع دیگری از ظلم و ستم رجوی ها هستیم علیه انسانهایی مجبور.  و باز در کمال خونسردی و بی تفاوتی.

همچنین:

خانواده‌ها تضمین کننده امنیت، حفاظت و آینده ساکنین کمپ لیبرتی در عراق هستند

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۳: … وقتی به این نتیجه برسیم که ساکنین کمپ لیبرتی افراد و اشخاصی با حقوق فردی خودشان هستند و اجسامی برای پشت ویترین گذاشتن یا از بین بردن نیستند و وقتی که سران مجاهدین مجبور شوند تا حقوق اولیه و آزادی‌های اولیه این افراد را نقض نکنند

مونا حسین نژاد : نامه سرگشاده دیگری خطاب به خانم مریم رجوی

کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشورهای ثالث، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۴: …  من آذر(مونا) حسین نژاد، نوزاد ده روزۀ سی و یکسال پیش، که از آغوش و سینه مادر با گریه و شیون بی امان، جدا گشتم، دختر کوچک شهید “فریده کریم زاده” ( طیبه) و خواهر “زینب

یاسر عزتی: وصیتنامه دروغین از مادرم جعل کردند تا دست به اسلحه ببرم

یاسر عزتیخبرگزاری مهر، تهران، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۴: …  پس از بازگشت دوباره به جمع منافقین هر هفته در میتینگ های سازمان شرکت می کردیم. در آن زمان من با پاسپورت جعلی به آلمان فرستاده شدم و در پانسیونی در شهر کلن که از آن منافقین بود مستقر شدم. در این بین هر از گاهی در تظاهرات های مختل