تلاش رجوی برای مشروعیت بخشیدن به انتخابات “شاه” در سالگرد چهارم خرداد (+ این را نگویید اعضا دق می کنند)ا

تلاش رجوی برای مشروعیت بخشیدن به انتخابات “شاه” در سالگرد چهارم خرداد (+ این را نگویید اعضا دق می کنند)ا

 انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و هشتم می 2017:… تا زمانی که کنگره، پلنوم وسیع وانتخابات آزادی دردرون تشکیلات رجوی درکار نباشد و حتی اعضاء مجبور باشند که بگویند همه چیز ما- ازجمله خانواده و همسر وفرزندان ما- متعلق به رجوی است ، صحبت از آزادی وآزادگی ، بسیار مشمئز کننده است! ظاهرا شما فرق بین استحاله وقهقرا را با پیش روی واعتلاء درک نمیکنید ویا دستور دارید که درک نکنید! سازمان مجاهدین خلق سابق، در … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

شاهزاده رضا پهلویشاهزاده رضا پهلوی، آوریل 2017: ساختار سازمان مجاهدین خلق “فرقه ای” است

تراب حق شناسمهدی اصلانی، کیهان لندن: تراب حق‌شناس؛ مردی خلاصه‌ی خود که معتقد بود اصطلاح «مارکسیست اسلامی» پربیراه نبود
تراب حق‌شناس از «بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران» و «سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر»

این حرف ها را که نزنند، اسیران رجوی دق میکنند!!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

ازآنجا که جواب های خوبی به نوشته های انتخاباتی رجوی ها داده شده ، من بیمورد دانستم که حرف های منسوب به آقای صادق کیهان را که در رسانه های رجوی منتشر شده ، تکرار کرده وجوابی بدهم!
اما اودرقسمتی ازاین نوشته اش ، مسائل دیگری هم مطرح کرده که لازم دیدم با نقل آنها ، به بررسی اجمالی این حرف های ناشی ازتب های هذیان آلود بپردازم.

او یا وکیل او- با اطلاع یابدون اطلاع او- چنین نوشته است :

” … البته برای همه مشخص است ما مجاهدین با طیب خاطر و از سر منتهای آزادی و اختیار خود این راه را برگزیده‌ایم و همین رویکرد داوطلبانه است که تشکیلات ما را این‌چنین ممتاز و برجسته ساخته و از آن کیفیتی غیرقابل‌چشم‌پوشی درآورده است زیرا ذره‌ای تحمیل و اجبار در آن جایی ندارد درحالی‌که هرکس و در هر شرایطی به‌راحتی می‌توانسته و می‌تواند آن را ترک کند و حتی به اردوی دشمن بپیوندد. همین منش آزادی‌خواهانه آن را قادر ساخته که در سخت‌ترین شرایطی که می‌توان برای یک جنبش متصور کرد و باوجود همه کینه‌ورزی‌های ارتجاعی، استعماری و خائنان خودفروش به دشمن ضدبشری، در نیم‌قرن گذشته نه‌تنها منسجم مانده که در پیشروی و اعتلای مستمر هم بوده است، …البته خانواده من هم مختار هستند که بین من و رژیم آخوندها یکی را انتخاب کنند اما اگر در کنار این رژیم جنایتکار ایستادند باید بدانند که برای من قبل از هر چیز مرزبندی‌های سیاسی اهمیت دارد و هرکس را که در کنار دشمن مردم ایران قرار بگیرد را مانند جد آرمانی‌ام ابراهیم خلیل‌الله، دشمن خود می‌دانم و برعکس هر کس که با من نسبت خونی هم نداشته باشد ولی اگر در کنار و در مسیر آزادی مردم ایران باشد عزیزتر از جان خود می‌دانم و برایش تمام هستی خودم را خواهم داد کما اینکه در دهه‌های گذشته با گذشتن از تمامی امکانات، تحصیل و مواهب مادی در یک مسیر بسیار پرخطر و ریسک این را در عمل به اثبات رسانیده‌ام من برای گذران زندگی به اینجا نیامده‌ام بلکه برای آماده‌تر شدن هر چه بیشتر و هر چه بالاتر بردن شعله جنگ به آلبانی آمده‌ام …”.

یعنی شما با طیب خاطر پذیرفته اید که به غلام حلقه بگوش رجوی بوالهوس تبدیل شوید؟!

من فکر میکنم که شما بخاطر بوی کبابی به باند رجوی پیوستید که البته ممکن است که خیلی هم فرصت طلبانه نباشد وبراستی هم ممکن است قصد خدمت به “خلق قهرمان ” هم داشتید!

اما وقتی به فرقه ی رجوی پیوستید دانستید که بوی به مشام رسیده از داغ کردن خری که برای نشانه گذاشتن برروی آن انجام میدهند، متسع بوده است!!

با ماهیت این جریان مخرب آشنا شده وحسرت به دل ماندید که چگونه خود را از انسان آزاده ای به برده ای تبدیل کردید که نه راه پس داشتید ونه پیش وحالا هم برای حفظ موقعیت خود و بدست آوردن نان وآبی که در دست رجوی است ، مجبورید این حرف ها را بزنید تا مجبور به حضور درنشست های دیوانه کننده ی متعددی نباشید که دراین گروه رایج است و شاید هم اصلا ازنام شما استفاده کرده و این حرف ها را خود رهبران – نزدیک ترین مریدان رجوی وهم جرم های او- نوشته اند!

درهرصورت ، شما درپیوستن به این فرقه ی مخرب وکنترل کننده ی ذهن ، ازآزادی کم وبیشی برخوردار بودید ولی وقتی وارد شدید ، عنان سرنوشت خودتان را ازدست دادید!!

ابتدا ازاختیار استفاده کردید وسپس دردامن جبر خرد کننده گرفتار شدید!!

کسی که ازباند رجوی رها میشود، خیلی باید خوش شانس وکم وبیش باجرات باشد و به دروغ نگویید که هر لحظه میتوانید از انجا جا کن شوید!

مگر سرنوشت چند صد جدا شده درآلبانی را نمی بینید که برای جلب رضایت رجوی ، مجبورند که کاری برخلاف خواسته های غیر انسانی او نکنند؟!

حفظ تشکیلاتی با یک رهبر ومالک وسه هزار اسیر که آزادگی و … نیست!

تا زمانی که کنگره، پلنوم وسیع وانتخابات آزادی دردرون تشکیلات رجوی درکار نباشد و حتی اعضاء مجبور باشند که بگویند همه چیز ما- ازجمله خانواده و همسر وفرزندان ما- متعلق به رجوی است ، صحبت از آزادی وآزادگی ، بسیار مشمئز کننده است!

ظاهرا شما فرق بین استحاله وقهقرا را با پیش روی واعتلاء درک نمیکنید ویا دستور دارید که درک نکنید!

سازمان مجاهدین خلق سابق، دراستحاله ی تمام وکمال خود به فرقه ی رجوی ، بازنده ترین سازمان سیاسی تاریخ معاصر ایران بوده وصحبت از استعلا و … درمورد این سازمان، خنده آور است!!

شما با وجود قبول این چنینی مناسبات موجود درفرقه ی رجوی ، نمیتوانید دوست مردم ایران وتمام خلق های زحمتکش وستمدیده باشید و بیشتر به درد استقبال از ترکی الفیصل ها و جان مکین های ضد بشرمیآیید بنابراین، لطف کرده و کاسه لیسی جنایتکاران را به حساب آزادی وبشردوستی نگذارید!!

بلی سازمان مجاهدین به یک سازمان انترناسیونالیستی تبدیل شده واعضای این انترناسیونالیزم جهانی ، نئو کان ها ونئولیبرال های آدمکش ونماینده ی یک درصد ازمردم جهان میباشند که البته شما هم مختارید به سازمان تان بخاطر قرار گرفتن دراین موقعیت افتخار کنید!!!

البته من نمیدانم که شما جزء دسته ی کاریابان دراروپا بوده اید که به دام رجوی افتاده اید یانه!

اگر اینطور نباشد، حتما ایده وانگیزه ای برای پیوستن داشتید که وقتی وارد شدید ، عکس تصورات ذهنی خود را دراین مناسبات دیدید و با طی مراحل مغز شوئی، دنیای دیگری بجز چهارچوب تنگ تشکیلات رجوی را فراموش کردید و اینگونه نگریستن به مسائل برای شما امری طبیعی است!

یکی از خانواده های قربانی مناسبات رجوی

تبریز- ایران

– 

مشروعیت دادن به انتخابات شاه از طرف فرقه ی رجوی !

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

دشمنان مردم ایران ، ازطیف های متعددی تشکیل شده اند که رذل ترین آنها سازمان مجاهدین رجوی وسلطنت طلبان میباشند! 

سلطنت طلبان که انتظار ایجاد این حماسه ی بزرگ را ازطرف مردم ایران نداشت ، عصبی هستند وبرخوردهای بدی با مردم دارند!

حتی اینجانب در صف خرید نان دیدم که یکی دوتن ازاین پیرو پاتال ها به مردم میگفتند که رضا شاه نفت را ملی کرد؟؟!! اما جمهوری اسلامی دراین 40سال هیچ کاری نکرده است !

البته با صدای بلند ودرجواب این پیر خرفت گفتم که ای مردم بدانید وآگاه باشید که نام اصلی رضاخان ، مصدق بوده است!!

سوی دیگر قضیه ، مجاهدین رجوی هستند که البته دررسانه های خود فعالند وشب وروز ندارند تا علیه این انتخاب بزرگ مردم ، لجن پراکنی کنند!

عزیز پاک نژاد یکی از مریدان مشهور رجوی است ودر مقاله ای با تیتر ” مخلوط کردن رنگ و ننگ در مهندسیِ انتخابات ” نوشته است :

“مهندسیِ انتخابات رژیم حاکم بر ایران، امری است که قدمت آن به ظهور نابجای بنیانگذار آن، خمینی، برمی گردد “.

من بدون اینکه قبول کنم که انتخابات اخیر مهندسی شده است ، این ادعای مرید فوق الذکر رجوی را تحریف تاریخ وکسب برائت برای رژیم ستم شاهی میدانم که وکلای مجلس به توصیه ی فرماندهان ارتش انتخاب میشدند!

آقای پاک نژاد درقسمت دیگری از سخنانش آورده است :

” و نیز هدف اینست که تبلیغ کنند، در میان کشورهای منطقه، آنها در امر رعایت «دمکراسی» و لابد اعمال اراده و خواست مردم ایران، پیشرفته تر از بسیاری از کشورهای عربی هستند. اکثر دیپلمات های رژیم در محافل مختلف این «حرف» را همواره فریاد می کنند تا بعنوان یک مولفه، در پیشبرد سیاست خارجی آن در نظر گرفته شود. این ترفند رژیم، در سالهای حاکمیتِ «سیاست مماشات» بر عرصه بین المللی، طرفدارانی داشت که توسط آنها بدور از پرنسیپ های انسانی، بر علیه مردم ایران به کار گرفته می شد “.

نه ما ونه خود حکومتگران ایران ادعا ندارند که همه چیز درایران روی ریل دموکراتیک وکامل است ، اما با این وجود ازشما می پرسم:

آیا دراینکه انتخابات ایران بسیار پیشرفته تر ودموکراتیک تر ازکشورهای عربی است ، شکی دارید؟!

ندارید وتنها مجبورید دروغ بگویید ونعل وارونه بزنید!

دردوران صدام ، اویگانه کاندید ریاست جمهوری میشد وبا بیش از99درصد آرا انتخاب میگردید!!

عربستان، کویت و … که ازاین مسائل دور هستند ، درمصر که دهه ها حکومت نظامی بود و …

درمورد نحوه ی برخورد غرب با انتخابات ایران باید گفت که آنها میلی به برگزاری دموکراتیک این انتخابات ندارند و تصور هم نمیکنم که منافع شان هم دراین راستا باشد!!

اگر این اتنخابات را مهم میدانند ، ازنظر ” توانستن ” های دولت وحکومت است یعنی غرب نتایج لازم را از شرکت مردم درانتخابات گرفته و رفتارش را با این تحلیل خود میزان میکرد ومیکند و مماشات و ازاین چیزها جایی دراین محاسبات سران غرب نداشت و ترامپ هم علیرغم قول های انتخاباتی ، درمقابل نئولیبرالیست ها – با وجود چموشی کم وبیشی که  هنوز نشان میدهد – زانو زده واگر نئولیبرالست ها مماشاتگر بودند، ترامپ نیز چنین خواهد بود با تفاوت هایی که طبعا میتواند باشد واین تفاوت ها عمده نخواهد بود!!

درادامه :

” آنهایی که در مقام اپوزیسیون رژیم، با ادعای سخیف حفاظت از «ایران و ایرانی» منافع مادی خود را در آشتی با این نظام ضد انسانی می جویند و «خطر جنگ» و حفظ «منافع ملی» را نشخوار می کنند، خائنانی هستند که در جنگ با مردم ایران، رژیم و ارگانهای سرکوبگرش را انتخاب کرده اند و در آن صف قرار دارند “.

درست هم همین است!

اگر ما چهره و طرز تفکر فردی در دولت یا حاکمیت را دوست نداریم وحتی کلیت اش را، حق برباد دادن منافع ملی را نداریم و محق بدان نیستیم که ازنیروهای متجاوز خارجی دعوت کنیم که با حمله ی نظامی وتحریم های گسترده ی خود، کشورمان را دچار تنگناهای خطرناک بکنند!

منافع ملی وحفظ کشور ، مقدم برهر حکومت و رژیمی است و اگر کسی – ولو درلباس اپوزیسیون – این موارد را رعایت میکند، کار درخور احترامی انجام میدهد و اقلا وطن فروش نیست!!

ونیز :

“… جوانان و دانشجویان و دیگر اقشار مردمی که با شعارهای روشن در طرد همه باندهای رژیم، در تلویزیونها و شبکه های اجتماعی، در خیابانها و مراکز مختلف، بعد از اتمام این نمایش به میدان آمدند، دروغها و دغلهای ولی فقیه را رسوا کردند “.

این به خیابان آمدنها ، نشانگر شور وشوق جوانان وبرگزاری جشن های گسترده بخاطر برگزاری شورانگیز وامید آفرین انتخابات بود وشما که دستی ازدور برآتش دارید، نمیتوانید ما شاهدان عینی را باین باور برسانید که چشمان ما جریان انتخابات را درست ندیده است!!!

پاک نژاد بنحو بی شرمانه ای مطرح میکند :

” برگزاری چنین نمایشی با این نتیجه، نه تنها مردم ایران را فریب نمیدهد، بلکه مایه ریشخند صاحبان «سیاست جهانی» نیز شده است. جواب دندان شکن و خصمانه ای که «شرکای» سابق بین المللی او بلافاصله در ابعاد گوناگون به او دادند، تلخی این شکست را چند برابر کرده است “.

مردم بلحاظ حضور عملی و وسع شان ، بهتر از شما از نتایج درخشان این انتخابات باخبرند وفریبی درکار نیست زمانی که خودشان هم بصورت رای دهنده وهم درشکل ناظران و برگزار کنندگان صدها هزارنفری این انتخابات حضور داشتند!

دیگر اینکه منظور نویسنده از شرکای سابق ابدا روشن نیست تا جواب دندان شکنانه ی آنها مورد بررسی قرار گیرد!

بنظر می رسد که این عزیز خان  ما، بخاطر لنگیدن پای منطق اش ، دراین مورد حرفی مفت زده و پشتوانه ای نداشته این حرفش!!

صابر

(پایان)

*** 

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

عملیات مشترک موساد و مجاهدین خلق در ترور اساتید دانشگاههای ایران


محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

مسعود رجوی دادگاه شاه بتول سلطانی: ۳۰ فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29224

من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!ا 

سیروس غضنفری، ایران اینترلینک، تبریز، آذربایجان شرقی، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۷:… در همین رابطه شاهد بودم که یک یگان توپخانه و تانک در سه راهی کیفری مستقر بودند وقتی شورشیان و مردم کرد به سمت شهر سلیمان بک حرکت کرده بودند آنها را به توپ و گلوله بستند و آنان را قتل عام کردند فردی به نام سعید منوچهری یکی از اعضای با سابقه فرقه با آب و تاب برایمان تعریف می کرد، ما به فرمان فرماندهان به سمت … 

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

https://iran-interlink.org

من شاهد زنده وزخمی کرد کشی های رجوی بودم!

۰۹/۰۲/۱۳۹۶

سیروس غضنفری

سیروس غضنفری

فرقه ی رجوی درواکنشی هیستریک به تذکرات سفیر ایران درآلبانی که وظیفه اش دفاع ازمنافع ملی کشور واتباع ایرانی که درآلبانی میباشد ، نوشته است :

” واکنش دیوانه‌وار سفارت آخوندها در آلبانی به‌دنبال دیدار سناتور مک‌کین با رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت- سفیر رژیم آخوندی، که یک عضو وزارت اطلاعات، مافیای ترور و شکنجه آخوندهاست، با تکرار چرندیات همیشگی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران بیهوده تلاش می‌کند رابطه مجاهدین با مردم و نهادهای آلبانی را مخدوش کند… این تبلیغات مسخره برای مردم آلبانی که ۴سال است سازمان مجاهدین خلق ایران را از نزدیک تجربه کرده‌اند کمترین ارزشی ندارد و فقط بر نفرت آنها از رژیم پلید آخوندی می‌افزاید. مردم ایران رژیم آخوندی را پدرخوانده داعش و جامعه جهانی آن را بانی و حامی اصلی تروریسم بین‌المللی می‌شناسند”.

این فرد، طبق قوانین بین المللی ، سفیر رسمی ایران درآلبانی است ووظیفه دارد هرجا که لازم دانست ، دخالت کرده ومثلا به حضور جان مک کین جنگ طلب در کمپ ایرانی های اسیر دست رجوی که بمنظور حمایت از مریم رجوی بعنوان سر زندانبان این اسرا بوده تا زنجیر اسارت را برگردن این دوستان مفلوک من تنگ تر کند ، اعتراض نماید.

سفیر این حق را دارد که به دولت آلبانی تذکر دهد که جان مک کین حق ندارد درخاک شما ، حرف هایی درمورد سرنگونی عنقریب جمهوری اسلامی وحضور او درمیدان آزادی تهران داده ودخالت خشنی درامور دیگر کشورها بنماید!!

همچنین دادن تذکرات لازم به دولت مربوطه و آگاه کردن آن دولت به خطراتی که روابط فی مابین را خدشه دار نماید ، ازوظایف ذاتی یک سفیر است وموضوعی است کاملا طبیعی وغیر قابل اعتراض!

مثلا سفیر ایران درآلبانی باید طبق وظیفه ی خود ، اطلاعات لازم را درمورد سوابق باند رجوی دراختیار دولت آلبانی قرار داده واز خطرات  احتمالی حضور این چنینی باندی که سابقه ی سیاهی درکشور عراق دارد ، حرف بمیان آورد وهشدار دهد و …

اما یک خبر بشدت دروغی هم دراین اطلاعیه – که این بار مهر سازمان محاهدین خلق را خورده – آمده است :

” چهارده سال پس از اشغال عراق، در حالی‌که مزدوران رژیم ایران در این مدت مناصب کلیدی را در عراق در دست داشته‌اند حتی یک سند مبنی بر مشارکت سازمان مجاهدین خلق ایران در سرکوب مردم این کشور یافت نشده است…”.

من که جزو زخمی های این عملیات ضدبشری بودم وجای گلوله هنوز دربدنم قابل مشاهده است، با مراجعه به خاطرات کتبی پراکنده ام ، مختصری ازاین وقایع را بازگو کرده واین دروغ بزرگ رجوی ها را افشا میکنم:

” شروع جنگ کرد کشی با نام جلوگیری از حمله رژیم ایران: ساعت ۸شب ستون ها به اشرف رسیدند وگفته می شدکه سازمان بجز امکانات استقراری تمام وسایل ها را آورده بود اما رجوی دیدکه اگر به اشرف بیاد وبه صدام کمک نکند فردا دیگر درعراق ماندن سخت خواهد بود به همین خاطر یک مرتبه رهبران سازمان در جاده بازی که کرد ها برای تردد دراختیار سازمان  سازمان گذاشته بودند ، چه در شهر طوز و چه در ۳راهی کیفری وچه کلار وغیره درگیری راه انداختند ، این درگیریها آنقدر سنگین بود که هزاران نفر از اهالی روستا و شهر که نه سلاح داشتند و نه چیزی . توسط تانک و نفربرهای زرهی ما به توپ بسته شد و از ۳راهی کیفری تا سلیمان بک اطراف جاده و شهرها جسد کنار جسد بود ! بما گفتند که امروز با نیروهای قدس و سپاه پاسداران در ۳ راهی کیفری و طوز ، سلیمان بک درگیر شده ایم …

عملیات مروارید یک و دو:

 بعد از ۲ ساعت یک فرمان ازمسعود به تمام نیروها خوانده شد که از کیفری تا خانقین از سمت شمال قرارگاه واز جنوب شرقی از خالص – بعقوبه – مقدادیه , نیروها باید این منطقه را امننگه دارند و همین طور هم شد یک ستون از شهر طوز شروع کرد تا جلولا برای پاکسازی و یک ستون هم از سمت مقدادیه شروع کرد (مقدادیه همان جاست که مرکزفیلق دوم بود که آنجا را سازمان اشغال کرد و منطقه فیلق دوم به دست سازمان افتاد ) و مسئول استخبارات قرارگاه اشرف آن زمان تمام دستورات را به اینهامی داد و به هر ستون یک استخباراتی داده بودند که در مسیر اگر نیروهای ارتش عراقی جلو سازمان را گرفت بگویند که از طرف استخبارات هستند . در همان روزاز اشرف تا سه راهی کیفری حدود ۲۰۰ عراقی کشته و حدود ۵۰۰ نفر دستگیر شدنداما صحنه های دلخراش در سه راهی کیفری این بود که حدود ۵ نفر از مردم عادی که نیرو های سازمان را دیده بودند و فرار کرده بودند که با نفر برآنها را زیر گرفته بودند و در درگیری روزهای اول سازمان با نیروهای یه تکی ( نیروهای طالبانی) از سه راهی کیفری تا سه راهی اشرف که ۳ روز طول می کشید یک دستگاه مینی بوس شهروندان عراقی را که از آنجا می گذشتند با توپ  وتانک هدف قرار دادند که همگی یکجا کشته شدند و در یک نقطه هم به مینی بوسی ایست داده بودند  وراننده نگهنداشته بود، ولی بدون توجه به اطاعت راننده، با نفر برB.M.P1 زده شده و تمام نفرات کشته شده بود و ازاطراف که فیلم برداری کرده بودند بعداً در نشست به خاطر پیروزی گذاشتهبودند و مسعود می گفت اینها پاسداران رژیم هستند که به فرمان مریم زیر نفربر و تانکهای شما زیر گرفته شده اند و به این کار افتخار می کرد.
در شهر طوز سازمان به قبرستان هم رحم نکرد و کل شهر را زیر آتش گرفت . یکی از بچه ها تعریف می کرد که صحنه شهر دلخراش بود شاید همین کارسازمان باعث شد که این فرد بعد ازآمدن به قرارگاه از سازمان جدا شود . می گفت حادثه ی مینی بوس را شایداز یاد ببرم و بگویم اشتباه بوده ولی شهر طوز زیرآتش توپ و تانک گرفته شده را اشتباه حساب میکنم… بعد از ۳ ساعت توپ باران شهر , ریش سفیدان کردآمده با محمودقائم شهر و پری مذاکره کردند و در ورودی و خروجی شهر ایست بازرسی زدند وبعد از چند روز نوبت حمله به شهر کلار بود که یک ستون برای پاکسازی رفته بود وبعد از چند ساعت درگیری در شهر کلار مردم مقاومت کردند و سازمان یک ستون درآنجا کشته داد و در پیام به نیروها اعلام کرد که حدود ۱ لشکر از رژیم درکلار کشته شده است.

در یک ایست بازرسی که زنان سازمان در ورودی شهر سلیمان بک گذاشته بودند به یک خودروی در حال عبور ایست دادند که خودرو به حرکت خود ادامه داد که ناگهان به دستور فرماندهان سازمان توپچی نفربر زرهی به سویش با توپ شلیک کرد و نفرات داخل آن آتش گرفتند و سوختند و سپس به دستور فرماندهان با نفربر زرهی از روی خودروی سواری عبور کردند که تمامی سرنشینان به طرز فجیعی کشته شدند.
درگیری بعدی در خانقین یا محور ۵ آن وقت بود که از مقدادیه شروع شده و دراطراف شهرجسدها روی زمین باقی بود و چون آن موقع نیروهای یگان مهندسی را به فرماندهی داده بودند ما ۴ نفر ه یک اکیپ بودیم ( اسکورت فرمانده ها) بودیم و حالا از آن ۴نفر دو نفر زنده است …

در درگیری اطراف جلولا که از روز عید همان سال شروع شد من از حفاظت فرماندهی به یگان رفتم ، یک تراکتور را دیدیم از مردم همان منقطه بود از بالادستور آمدکه آنها نیروهای رژیم بودند و برای شناسایی آمده بودند که بچه ها درگیر شده و آنها را کشتند و همان روز منطقه را زیر توپ قرار دادند و ازاطراف هم که روستاییان فرار می کردند بین راه در وسط جاده با گلوله توپ کشته می شدند ..

در همین رابطه شاهد بودم که یک یگان توپخانه و تانک در سه راهی کیفری مستقر بودند وقتی شورشیان و مردم کرد به سمت شهر سلیمان بک حرکت کرده بودند آنها را به توپ و گلوله بستند و آنان را قتل عام کردند فردی به نام سعید منوچهری یکی از اعضای با سابقه فرقه با آب و تاب برایمان تعریف می کرد، ما به فرمان فرماندهان به سمت ارتفاعات طوز حمله کردیم وقتی کردها عقب نشینی می کردند یکی از کردها که زخمی و عقب تر از بقیه حرکت می کرد را دنبال کردیم و با ام تی ال بی از روی سرش رد شده بودیم و اینها سند افتخارات رزمندگان و فرماندهان رجوی درجریان  همان داستان کردکشی بود که مریم می گفت برای این ها (کردها) ازگلوله استفاده نکنید با تانک ونفربر از روی آنها رد شوید تا درسی شود برای تک تک افراد !!!

البته بعد از ۱ ماه روشن شد که اینطور نبوده وخود مسعود گفت صاحبخانه باید به شما بنازد و چرا که اگر شما نبودید الان عراق از دستش خارج شده بود .دراین ماجرا سازمان به نیروهای خود هم رحم نکرد و هر کس که بدون اجازه به جایی می رفت ، می زدند که چند مورد داریم که الان یکی هم در ایران هست …سران مجاهدین خلق خطاب به نیروهای خود گفتند: گوهران بی بدیل ( تکه پاره کنید کردها را ) که این افتخار شما مجاهدیان درآینده می باشد …

یک سری نیرو برای آزادسازی شهر کلار وارد شهر شدند که در همانجا کشته شدند و مسعود رجوی در یک پیام گفت مسیر را اشتباه رفته بودند و در آنجا گرفتار شده اند …از تعداد کشته های آن شهر نفر خبر دقیقی ندارم اما از افراد سازمان حدود ۱۲ الی ۱۳ نفر می باشد که عکس های آن را در زیر می آورم ” .

واین هم کشته های سازمان درآن زمان که دروغ بودن ادعای فوق الذکر باند رجوی را برملا میسازد:

قتل عام مردم کردستان عراق توسز مجاهدین خلق فرقه رجویَ

قتل عام مردم کردستان عراق توسز مجاهدین خلق فرقه رجویَ

سیروس غضنفری- عضو نجات یافته از فرقه ی رجوی- تبریز- ایران

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28982

فرقه ی رجوی طاقت ازدست داده!ا

Cluster Munition Yemen MEK Rajavi Saudi Arabia3سیروس غضنفری، ایران اینترلینک، تبریز، آذربایجان شرقی، دوازدهم آوریل ۲۰۱۷:… فقط ما مطرح کرده ایم که دوسوم این موشک ها به هدف نخورده وگم وگور شده و اعتبار نظامی آمریکا وبازار اسلحه اش را کمی خراب کرده ومتعحب ازاین هستیم زمانی که شما که ازاین موشک ها ندارید، چرا ازگم وگور شدن این ۳۶ موشک آمریکائی ناراحتید؟؟ آیا ازاین بابت ضرری متوجه شما شده است؟؟!! یا آن ضرب المثل ترکی درستی خود را … 

چرا مریم قجر در مورد حمله شیمیایی حلبچه و سردشت سکوت کرده بود؟

https://iran-interlink.org

فرقه ی رجوی طاقت ازدست داده!

چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ شمسی   

بازهم فرقه ی رجوی سایت یاران شیطانی خود را بکار انداخت تا دربرابر کسانی که ازروش های تشکیلاتی، سیاست های داخلی وخارجی این گروه ضدملی، مستبد وتمامیت خواه انتقاد میکنند ، با استفاده ازادبیات منحصر بفرد خود موضعگیری ولجن پراکنی کنند.

درقسمتی ازاین موضعگیری آمده است :

” حالا که این مزدوران از جمله شعبانی علی اکرامی ،پوراحمدی وخدابنده وصالحی وغضنفری ووحید همه ریل رذالت خیانت وقتل وکشتار وشکنجه را با مردم مجاهدین وخانواده های آنها رفته اند ،ولی هنوز اعتقاد والتزام عملی به ولایت فقیه را آنطور که وزارت وولایت میخواهند اثبات نکرده اند ، سپاه ووزارت اطلاعات امثال هادی شعبانی را به جبهه سوریه کشانده اند تا پوتینهای ودستان بشار اسد را لیس بزنند وجویده های روحانی وقاسمی سخنگوی وزارت خارجه ولمپن پاسدار شمعخانی وقاسم سلیمانی را در مورد بشار اسد ودولت خونریزش نشخوار کنند “.

البته افرادی که متعلق به استان ما نیستند، خودشان تصمیم میگیرند که موضعی دربرابر این نوشته بگیرند ویانه!

اما من صلاح دانستم به آن قسمت از اتهام ها ودروغ پراکنی ها که مربوط به استان آذربایجان شرقی باشد ، جواب مختصر ومفیدی داده باشم.

راه وروش دست بقلم های ما مخصوص خود بوده وما استانی هستیم که بیانیه ها واخبار باند رجوی را نقل کرده وبه نقد مستدل، مودبانه و مستند آن می پردازیم!

یعنی ما زمانی به مسائل مثلا سوریه وارد می شویم که فرقه ی رجوی درمورد آن موضع ضد بشری گرفته وحرف دشمنان بشریت را برعلیه دولت وملت سوریه نشخوار میکنند وگرنه ما هرگز نوشته های خارج از عرف موجود نمیزنیم وزمانی قلم بدست میگیریم که با افشای دوستان واربابان خارجی باند رجوی ، ماهیت این گروه دغلکار را روشن کنیم و الاهیچ دوستی یادشمنی خاصی با بشار اسد و … نداریم ومثل تمامی انسان های صلح طلب ، آرزوداریم که مردم سوریه درآرامش کامل وبه دور ازسرنیزه ی تروریست های تکفیری وسلفی ، درپای صندوق های رای، سرنوشت بشار اسد را تعیین کنند ونه دیگران  بعنوان دایه ی بهتر ازمادر!

یاران شیطان رچوی می نویسند:

” امثال هادی شعبانی اکرامی ووحید گماشته های اطلاعات سپاه ووزارت اطلاعات از پاچه گیری به کاسه لیسی ولیسدن پوتین ها ودستهای خونین اسدارتقاءیافته اند … “.

افشای جنایت های فرقه ی رجوی و معرفی کردن دوستان جهانی آن ، ازوظایف ذاتی تشکل ماست وما دراین مورد هرچه را که درست ومستند باشد ، مطرح میکنیم.

شما بهترازما می دانید که برقراری روابط انسانی درمناسبات رجوی ، علت وجودی تشکل ما را ازبین می رود وبنابراین اگر میخواهید حرفی درنقد مواضع تان زده نشود ، این مناسبات را برقرار کنید ودست ازحمایت تکفیری ها، ارتجاع جهانی ومنطقه ای بردارید!!

این رسانه ی رجوی درادامه ی دروغ بافی هایش می نویسد:

” هم شعبانی واکرامی وهم وحید که اخیرا برای لیسیدن دستان وپوتینهای اسد به صحنه آورده شده اند،  همگی جنایتکاران شکنجه گر خانواده ها وعضو انجمن نجات شعبه پوشش وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه اند آنها بصورت کلیشه ای جویده های روحانی ، شمعخانی وقاسمی سخنگوی روحانی شیاد را نشخوار کرده اند آنها به فرموده ولایت ووزارت واطلاعات سپاه نوشتند. – نفس بمباران شیمیائی مشکوک است – کارگاه وانبار تروریستها که شیمیای داشت را جت های اسد زده است. –  با گفتن یک خط در میان ارتش سوریه ارتش سوریه پوتین ها ودستان اسد جنایتکار را لیس میزدند. در حالی تمامیت جوامع متمدن  جهانی بجز اسد وخامنه ای کشتار شیمیائی کودکان سوری توسط خامنه ای واسد را بشدت محکوم واز هدف قرار دادن پایگاهی که این بمباران شیمیائی را انجام داداست را تائید وحمایت کردند ” .

ما هرسخنی را که ماهیت باند رجوی را بهتر افشا کند ومردم را نسبت به سرنوشت حدود سه هزار اسیر چنگال او حساس سازد، مطرح میکنیم!

گفته های ما معمولا متکی به مستندات وحتی نوشته های خود باند رجوی است ورعایت اصول ژورنالیستی شیوه ی ما بوده ودر تضاد کامل با نوشته های باند رجوی است که مشحون از فحاشی، جعل کلام دیگران وجنجال آفرینی است!

البته  نگاه ما به جوامع متمدن درتعارض با نگاه شماست وصریحتر آنکه ، شما دولت های سلطه گر رابجای مردم جوامع نشانده اید که ما چنین نمیکنیم وفریب مردم را کاربسیار زشت ارزیابی میکنیم!

ما هرگز هیئت های حاکمه ی صد ساله ی آمریکا را که به ۷۰ کشورجهان حمله ی نظامی نموده ویا درآنها کودتای نظامی ضد مردمی براه انداخته، متمدن نمیدانیم که اگر میدانستیم ، صفوف شما را ترک نمی کردیم! 

همچنین :

” الان که اوباما رفت وآرزوهای همگان در حاکمیت ولایت فقیه به باد رفته وحشت سراپای کل نظام را گرفته است.این ترس ووحشت که تنها با ۵۹موشک که بقول این مزدوران به هیچ هدفی اصابت نکرد. در صورتی روزنامه های دیکتاتور سوریه تعداد شکته ها وخسارت وارده را اعتراف کرده اند “.

کسی نگفته که تعدادی ازاین ۵۹موشک به هدف نخورده ، فقط ما مطرح کرده ایم که دوسوم این موشک ها به هدف نخورده وگم وگور شده و اعتبار نظامی آمریکا وبازار اسلحه اش را کمی خراب کرده ومتعحب ازاین هستیم زمانی که شما که ازاین موشک ها ندارید، چرا ازگم وگور شدن این ۳۶ موشک آمریکائی ناراحتید؟؟

آیا ازاین بابت ضرری متوجه شما شده است؟؟!!

یا آن ضرب المثل ترکی درستی خود را ثابت کرده است که میگوید : ” آغانین مالی گئدیر، نوکرین جانی چیخیر= مال ارباب تلف میشود ونوکر برای آن جان میدهد “!

اما برای اینکه زیاده ننویسیم ، توجه خوانندگان محترم را به یک خبر تکان دهنده از رسانه های نسبتا صلح طلب آمریکائی نقل میکنم تا چهره ی باند رجوی واربابان ریز ودرشت اش را بهتر بشناسند :

” کودکانی که قربانی توطئه حمله موشکی به سوریه شدند – گلوبال ریسرچ- گلوبال ریسرچ در گزارشی نوشت: ممکن است تصاویری که از کودکان کشته شده در حملات شیمیایی شرق دمشق پخش شد، وحشتناک ترین دروغ تاریخ باشد. «جولی لیوسک» و پروفسور «مایکل شسودوفسکی» در گزارشی در گلوبال ریسرچ تأکید کردند: دلایل و مدارک فراوانی نشان می دهد که مخالفان شمار زیادی از کودکان سوری را ربوده، کشته و سپس با اجساد آنها تصاویری تهیه کرده اند؛ تا اینگونه وانمود شود که این کودکان در حملات شیمیایی ارتش سوریه کشته شده اند. هدف از این کار این بود که دولت سوریه مسئول حمله شیمیایی شناخته شود، و خشم افکار عمومی زمینه را برای جنگ جدید به رهبری آمریکا در منطقه آماده کند. یافته های دو گروه فعال در زمینه کمک های بشر دوستانه به نام «مادر اگنس مریم» و گروه «حمایت بین المللی آشتی در سوریه» نشان می دهد که تصاویر ویدئویی که آمریکا و هم پیمانانش به آنها به عنوان دلیل و مدرک حمله شیمیایی در سوریه اتکا می کنند، صرفا نمایش رسانه ای است. نزدیکان و خانواده های کودکان ربوده شده در سوریه با این گروه ها تماس گرفته و کودکان ربوده شده خود را در این تصاویر شناسایی کرده اند. این دو گروه پس از بررسی های دقیق بدون هیچ شکی به این نتیجه رسیده اند که این کودکان از سوی گروه های مسلح ربوده و کشته شدند تا از اجساد آنها نمایشی به نام حمله شیمیایی در حومه دمشق تهیه شود. در بررسی تصاویر متعددی که از کودکان قربانی این حملات منتشر شده می توان به این نتیجه رسید که عاملان و تهیه کنندگان این تصاویر اجساد کودکان را در چندین منطقه گرد هم آورده و از انها فیلم برداری کرده اند. وجود چندین مکان برای فیلمبرداری باعث شده تا برخی از جنازه ها در چند مکان دیده شوند. یعنی جنازه یک کودک با لباسی خاص در چند فیلم وجود دارد که این نشان بی دقتی تهیه کنندگان این تصاویر است. مهدی داریوش ناظم رعایا کارشناسی که این یافته ها را با دقت بررسی کرده می گوید: از اجساد کودکان کشته شده به گونه ای تصویربرداری شده که خشم افکار عمومی را برانگیزد و ادعاهای آمریکا علیه دولت سوریه را تایید کند. علاوه بر این چند خبرنگار از جمله دیل گافلک خبرنگار آمریکایی آسوشیتدپرس در مقاله ای که در سایت مینت پرس منتشر شد اطلاعاتی را ارائه کرده اند که نشان می دهد “بندر بن سلطان” رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان وارد کننده عمده تسلیحات شیمیایی در سوریه برای شورشیان است. پس از انتشار این مطلب گافلک تهدید شد و از وی خواسته شد این مقاله را تکذیب کند. یک مقام ارشد سازمان ملل مرتبط با مسائل سوریه بدون اینکه بخواهد نامش فاش شود سخنان گافلک را تایید کرده و می گوید: دولت سوریه با حمله ادعایی شیمیایی در منطقه غوطه ارتباطی ندارد و دستگاه اطلاعاتی عربستان پشت این حمله است. اما کسی جرات گفتن این حرف را ندارد. – خلاصه شده به نقل از مجله هفته. “  پایان نقل قول

سیروس غضنفری

عضو جدا شده از سازمان مجاهدین رجوی

تبریز- ایران

*** 

بمب های خوشه ای در یمن توسط عربستان سعودی و مجاهدین خلق فرقه رجویسیاست های جهانی و باند رجوی را بهتر بشناسیم!ا

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

عربستان سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسمWorld knows Saudi Arabia is source of terrorism

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28896

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت اول و پایانی 

 کمپ بدنان اشرف تعطیل شدانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی ام مارس ۲۰۱۷:…  تمامی تلاش های سازمان بر ادامه ی حضور درعراق بود وحتی زمانی که ازاشرف به لیبرتی نقل مکان کرد، تصور سردرآوردن خود ازآلبانی را نمیکرد ونمیدانست که فشار خانواده ها وسایر عوامل ، چنین سرنوشت ناخواسته ای را برای او رقم خواهد زد. شعار محوری سازمان ” انقلاب نوین ایران توسط … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی تیراناتبخیرشدگان فرقه رجوی در آلبانی

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت اول

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

 سیروس غضنفری و خانوادهس- با تبریک آغاز سال نو ، ازاینکه دوباره حاضر شدی که وقت ات را صرف جواب دادن به سئوال های ما بکنی ،  سپاسگزاریم.

ج- با عرض تبریک متقابل ،این وظیفه ی من است که تجربیات خود را با هموطنان خود به اشتراک گذاشته تا  درحد خود نگذارم سرنوشتی مانند امثال من ومخصوصا اسرای هنوز درزنجیر رجوی نداشته باشند.

س- سال گذشته سپری شد . بنظر شما کارهای سازمان دارای چه دستآوردهای منفی ومثبت برای آن داشت؟

ج- اطلاع دارید که درسالیان گذشته ، تمامی تلاش های سازمان بر ادامه ی حضور درعراق بود وحتی زمانی که ازاشرف به لیبرتی نقل مکان کرد، تصور سردرآوردن خود ازآلبانی را نمیکرد ونمیدانست که فشار خانواده ها وسایر عوامل ، چنین سرنوشت ناخواسته ای را برای او رقم خواهد زد.

شعار محوری سازمان ” انقلاب نوین ایران توسط ارتش آزادیبخش ” بود و آنهم درداخل ظرفی بنام عراق تعریف شده بود.

درهمان دوران بود که مسعود رجوی شعار داد : ” اگر کوه ها بجنبند، اشرف نمی جنبد ” که  چگونگی این پیش بینی داهیانه ؟؟!! را درعمل شاهد بودیم.

حضور خانواده ها در درب اشرف وسپس لیبرتی ، غیر عملی بودن این شعار را بزودی نشان داد وسران فرقه که درلاک دفاعی رفته بودند ، صرفا به خریدن زمان پرداختند تا شاید دری به تخته بخورد وفرجی حاصل گردد!!

رجوی با پذیرفتن خلع سلاح توسط نیروهای آمریکائی، عملا ارتش آزادی بخش خود را ازدست داده بود وطرح مکرر نام آن چیزی جز تعارف وانهم درراستای مصرف درون تشکیلاتی نداشت!
اما رجوی بیدی نبود که ازاین بادها بلرزد وبا کمال وقاحت مطرح کرد که آمریکائی ها سرفرصت لازم سلاح هایی بغایت پیشرفته بما تحویل خواهد داد!

واقعه ی انتقال به لیبرتی نشان داد که خبری ازاین سلاح ها وحمایت ها نیست و رهبران این باند برای جلوگیری ازطرح سئوال مربوطه، موضوع بحث را عوض کرده و بجای آن، مدام  مقامات عراقی را متهم می کردند که در انتقال اعضای سازمان به خارج ، کارشکنی میکند تا بدینوسیله افرا د را دلخوش سازد که به اروپا خواهند رفت ومیتوانند جدا شوند ویا زندگی بهتری را درآنجا ودردرون تشکیلات اروپایی شده تجربه خواهند کرد!!

انتقال به آلبانی ، مانند انتقال به لیبرتی هم حالت ترانزیتی داشت وقرار بود که این اعضای تیره بخت مدتی دراردوگاه تیرانا بمانند وپس از معالجه ی روحی ، آموزش زبان و کسب تخصص های لازم لازمه ی  زندگی در اروپا و … ، پناهندگی سیاسی کسب کنند.

اما سران فرقه ازهمان ابتدای انتقال زیر قول خود زده و به گروگان های خود چنین تلقین کردند که اردوگاه آلبانی محل زندگی دائمی آنها خواهد بود!!

برای تثبیت این سیاست ( اقامت دائمی در یک اردوگاه ) – که به معنی کنترل دائم اعضاء وجلوگیری ازآزادی نسبی آنهاست – مریم رجوی راسا چندین سفر محرمانه به آلبانی انجام داد ودرسرانجام کار که وضع را آشفته دید ، سفر خود به آلبانی را علنی  وپر جار وجنجال تر کرد وغافل ازتغییر دوران، تصور نمود که باشبیه سازی مراسمی که مسعود درعراق برگزار میکرد و شور وشوق موقتی برای ماندن ایجاد میکرد ، میتوان تشکیلات را سرپا نگه داشت وجلوی استعفاهای وسیع را گرفت !!

نظر من باتوجه به سوابق ذهنی زیادی که ازفرقه ی رجوی و روانشناسی آن دارم ، این تلاش ها ببار نخواهد نشست وازهمین روست که با قبول پرداخت حقوق جدا شده ها بشرط انجام ندادن کاری برعلیه فرقه ی رجوی موافقت شده تا بطور موقت از افشا گری آنها جلوگیری شود!

این اولین باجی است که سازمان به ناراضیان خود میدهد و مسلما که موضوع به همین سادگی فیصله نخواهد یافت وزندگی نشان خواهد داد که این مسکن تجویز شده توسط مریم رجوی، دوامی طولانی نخواهد داشت!

س- پس شما امسال را که چند روزی است آغاز شده، سال خوبی را برای رهبران فرقه پیش بینی نمی کنید؟

ج-  البته باید باین اصل مهم توجه داشت که حقیقت ازکنار هم قرار دادن واقعیت ها روشن می شود ومن اخبار زیادی در این مورد دراختیار ندارم که با تحلیل آنها، نظر قاطعی دراین مورد ارائه دهم .

اما شواهد موجود به اندازه ایست که درکنار تجربیات شخصی خودم از سازمان ، بمن اجازه دهد که بگویم که سال خوبی برای مریم رجوی وشرکا نخواهد بود وگسست فعلی درون تشکیلاتی ، ابعاد وسیع تری خواهد یافت.

س- درمورد سیاست های خارجی- دوستان ودشمنان باند رجوی- مختصر توضیحاتی ارائه دهید.

ج- دراین مورد کافی است که به برنامه های سیمای باصطلاح  آزادی توجه کنید و جشن وشادی ای که از سقوط قذافی وبهم ریختن اوضاع سوریه براه انداختند !

حالا این فرستنده به سخنگوی شبانه روزی گروه های تروریستی سوریه تبدیل شده و عملا خود را درکنار رسانه های آمریکا، اسرائیل، عربستان  و… قرار داده است. کشورها وجریاناتی که

مخالف سرسخت هرگونه عدالت اجتماعی ولزوما ” جامعه ی بی طبقه ی توحیدی ” میباشند!!

بنابراین با مشاهده ی این دوستان واربابان خارجی و وضع آنها، میتوان فهمید که فرقه ی رجوی ، سازمان مجاهدین سابق را درچه منجلابی فرو برده است!

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت دوم و پایانی

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

س- اگر حرف های دیگری هست که لازم میدانید مطرح شود، مطرح فرمایید.

ج- هنوز آثار خروج این فرقه ازعراق ، به تمامی عیان نشده و کمی بیشتر باید منتظر بود تا شاهد نتایج ملموس تری شد .

ادامه ی حیات سیاسی درآلبانی احتیاج به برنامه های روشن وواقع بینانه ای دارد که من به تجربه این راست اندیشی را در رهبران فرقه نمی بینم. آنها همواره ناکامی های خود را به حساب دیگران گذاشته و خود را تبرئه میکردند وما میدانیم که اتخاذ این رویه اگر بطور مقطعی هم موفقیتی داشته باشد، درتحلیل نهائی ، موریانه وار تشکیلات را ازدرون خورده و ازبین می برد!

رجوی شکست قیام ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ رابه گردن فدائیان و … انداخت .

شکست هایش درفرانسه را معلول هیئت اجرائیه ی ضعیف دانست .

رسوائی سنگین عملیات فروغ جاویدان را به حساب حمل عواطف خانوادگی و جنسی ازطرف رزمندگان خود گذاشت و ابدا قبول نکرد که درارزیابی اوضاع، چقدر ازمرحله پرت بوده است!
هم اکنون نیز خانواده ها متهم می شوند که از رژیم خط میگیرند وبه ملاقات خویشان خود می روند تا به آنها بگویند سررشته ی زندگی خود را بدست بگیرند!

ازنظررجوی ، انسان مستقل و بدست گیرنده ی سرنوشت خود توسط خود، انسانی خائن بوده و نمیتواند دردستگاه سلطه وتابعیت وی حضور داشته باشد وازاین روست که این زن وشوهر هرجرقه ی کوتاه ازطرف خانواده ها به اسرای خود را خیانت ودرحکم آغاز مرگ خود محسوب کرده وآنها را بدترین دشمن خود میداند وجدا شدگان حامی این خانواده ها را هم از این قاعده مستثنی نمیکند!

سیاست های باند رجوی ، باری به هر جهت است!

این باند دورافتاده ازمردم ایران ، تنها منتظر حوادث غیر مترقبه ایست که به کمک اش بشتابد وگرنه برنامه ای مدون – اعم از کوتاه وبلند مدت – ندارد.

چشم وگوش اش درحال پاییدن سخنان این یا ان سخنگوی قدرت های استعماری است وبنابراین مانند گذشته خریدن زمان تا وقوع این حوادث غیر مترقبه است !

بلی این تشکیلات که عمر طولانی ای هم ازمن برباد داده ، چشم امید  به قسی القلب ترین دشمنان بشریت دوخته و میخواهد که همواره درمد نظر آنها باشد!!

بنظرمی رسد که رجوی درزمان سقوط صدام ، میتوانست گزینه ی بهتری داشته باشد وآن انتقال اعضایش به اروپا بود که لااقل درسی میخواندند و مانند اعضای سایر احزاب ، بطور نیمه وقت دراختیار تشکیلات قرار گرفته و این انسان های تحصیلکرده ، کمک بیشتری میتوانستند به سازمان بکنند.

اما رجوی که می دانست که با توسل به کدام شیوه های محیلانه ، گوش به فرمانانی صم وبکم را بخدمت شخصی خود درآورده ، اعتمادی باین افراد نیمه رها شده نداشت وازطرف دیگر ، حمله ی خارجی به کشور را در دسترس میدید ونمی خواست مرزهای کشور را ترک کند تا چلبی وار به قدرت برسد!

اودرطول زندگی اش هرگز اصل مهم ” تحلیل مشخص از شرایط مشخص” را درک نکرد وپنداشت که ایران همان عراق است ، گذشت سال ها شرایط را تغییر نمیدهند و او همان چلبی است!!!

 با عطف نظربه اطلاعات پراکنده ی موجود ، بنظرمی رسد که این دوستان وهمکاران من درتشکیلات رجوی ،  براین امر واقف شده اند که لازم نیست که مانند عراق مطیع محض باشند ومسلما قدر آزادی جزئی بدست آمده درآلبانی را بتدریج درک خواهند کرد.

دیگر اینکه افراد سازمان پیر شده اند وباتوجه به ممنوعیت داشتن همسر وفرزند ، سازمان درسال های آتی دچار بحران کمبود نیرو خواهد شد و …

خلاصه اینکه ، سازمانی که از یک تماس تلفنی عضوش با خانواده ی مرتبط اینهمه بترسد ، نمیتواند خود را یک سازمان سیاسی – که عمده فعالیت اش زیستن درمیان مردم است – معرفی کند!

درست تر آنست که فرقه ی رجوی فقط وفقط منتظر معجزاتی است که  گویا سلطه گران بوجود خواهند آورد واو هم به نان ونوائی خواهد رسید!

اشکال این نظریه درآنست که نمیتوان یقین کرد که این معجزات فرضی باین زودی روی دهد!

س- چه پیامی برای کسانی که میخواهند از تشکیلات رجوی رها شوند، دارید؟

ج- مشکل اساسی دراین است که این افراد کاملا ایزوله شده، تحلیل نسبی هم ازفردای پس ازجدا شدن ندارند وبنابراین ترس مبهمی وجود آنها را فرا گرفته است .

ترس ، نتیجه ی جمود وحرکت نکردن است و اگر آنها حرکت کنند، ترس شان تدریجا ازبین می رود.

البته شرایط آلبانی بمراتب مناسبتر ازعراق برای این افراد هست.

با این وجود این انسان های منفرد شده وبی اطلاع ازاوضاع ، احتیاج به کمک هایی مخصوصا ازطرف خانواده ها دارند که با فعال شدن مجدد ” بنیاد خانواده ی سحر ” ، میتوان امیدوار بود که این کمک های عاطفی به همراه آوردن فشار به دولت آلبانی وسازمان های جهانی ذیربط جهت اعمال فشارهای قانونی به مریم ودست نشاندگانش ، به ثمر برسد.

کار این هم بندان ودوستان سابق من چندان آسان نیست ولی سرانجام آنها دراکثریت خود موفق خواهند شد که سررشته ی زندگی خود را راسا دردست بگیرند.

من برای فرا رسیدن این مرحله روز شماری کرده وآرزوی توفیق برای این دوستان هنوز دربندم دارم.

س- باسپاس بخاطر وقتی که دراختیار ما گذاشتید.

ج- من نیز بنوبه ی خود این زحمات شما را پرفایده دانسته و ازاین بابت کمال تشکر را از شما دارم.

مصاحبه کننده :فرید

*** 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsThe Iranian MEK in Albania: Implications and Possible Future Sectarian Divisions (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult) 

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیAlbania: Toxic Waste, Cannabis and the Iranian Mojahedin Khalq (Rajavi cult) are part of the same equation under the devilish Justice Reform

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28074

منوچهر هزار خوانی، چه سئوالاتی از ساکنان کمپ تیرانا کرد؟!

سیروس غضنفریسیروس غضنفری، تبریز، دوازدهم ژانویه ۲۰۱۷:… ضمن اینکه می پذیرم که سربه نیست کردن اعضای ناراضی درآلبانی بسادگی سربه نیست کردن آنها در عراق نیست ، از دکتر هزار خوانی سئوال میکنم که آیا تحقیق کرد تابداند کلاس های تنویر افکار!! ومغزشوئی الی الابد رجوی ها تعطیل شده که درگزارش سفرش نیآمده است ؟! آیا او ازاقدامات دولت آلبانی که عهد کرده بود که این اسرا را … 

بسیروس غضنفری: ا فشار خانواده ها، اسرای فسیل شده منتقل شدند و شیری در کار نبود!

ایرج شکری کریم قصیم منوچهر هزارخانیچرا با دکتر هزارخانی گفتگو نکردم. بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا

(با تشکر از آقای غضنفری دریافت شد – ایران اینترلینک)
https://iran-interlink.org 

منوچهر هزار خوانی، چه سئوالاتی از ساکنان کمپ تیرانا کرد؟!

۲۳/۱۰/۱۳۹۵

دکتر منوچهر هزار خوانی که در دوران رژیم شاه بعلت دوستی با نام آوران کانون نویسندگان ایران، اسم ورسمی بهم زده بود ، بعد ازانقلاب ودرجریان نبرد ” که برکه “، پیچیدگی های زمان را درک نکرد وسرانجام سرازچاهی درآورد که مسعود رجوی خودشیفته بر سر این روشنفکران سطحی کنده بود!

او دراوایل کار وزمانی که ما هنوز در کمپ اشرف بودیم، احترامی داشت و  باند رجوی تلاش می کرد که موقع ورود او به اشرف ، وضع را طوری ترتیب دهد که این مدعی آزادیخواهی ، از کلاس های شستشوی مغزی آگاهی نداشته باشد وروابط درون تشکیلاتی فرقه ی رجوی را دموکراتیک ببیند و داستان های حماسی اززندگی ما اسرای رجوی بسازد!

به تک تک ما سفارش عدم تماس و طرح مسائل با او میدادند واورا بعنوان یک فردی غیر مجاهد بما معرفی کرده ومیگفتند که سری را باو درمیان ننهاده وحتی ازوضع معیشتی مان درکمپ اشرف ، صحبتی نکنیم!

بطور کلی در زمان بازدید او ازاشرف، اوضاع را طوری ترتیب می دادند که او با ماهیت واقعی کمپ اشرف آشنا نشود!

قبل از ورود هزارخوانی به اشرف ، به همه ی ما توصیه می شد که برخورد رسمی و تشریفاتی با او داشته وتنها حرف هایی بزنیم که سازمان از ما میخواست وازبرخورد صمیمانه وخودمانی با او پرهیز کنیم!

درغیاب او، مسعود ومریم همواره بما القا میکردند که دکتر هزارخوانی را دوست صمیمی به حساب نیآوریم و همواره این مطلب را مدنظر داشته باشیم که نمیتوان اعتماد کاملی باو نمود !

اما  ظاهرا حالا ورق برگشته وهزارخوانی به آلبانی هم برده شده تا ضمن تهیه ی سفرنامه ای ازاین مسافرت ، به خواننده القا کند که اگر درمورد فرستادن کمک مالی به اشرف مشکلی داشتید و واهمه وشک وتردیدی ، درمورد کمپ تیرانا این سوء ظن ها را کنار گذاشته و کمک های مالی تان را به این جهان آزاد ؟! سرازیر کنید وبدانید  که صرف توسعه ی دموکراسی و نزدکی ایام سرنگونی رژیم گردد!

آقای هزارخوانی که معتقد است که آلبانی جهان آزادی است ، آیا تحقیق وبررسی کرده است که ساکنان کمپ تیرانا که گروگان های رجوی باشند، چه میزان ازمزایای این جهان آزاد برخوردارند؟

من ضمن اینکه می پذیرم که سربه نیست کردن اعضای ناراضی درآلبانی بسادگی سربه نیست کردن آنها در عراق نیست ، از دکتر هزار خوانی سئوال میکنم که آیا تحقیق کرد تابداند کلاس های تنویر افکار!! ومغزشوئی الی الابد رجوی ها تعطیل شده که درگزارش سفرش نیآمده است ؟!

آیا او ازاقدامات دولت آلبانی که عهد کرده بود که این اسرا را بعد از روان درمانی و آموزش زبان وایجاد مهارت به جامعه ی آلبانی ویا سایر کشورهای جهان منتقل کرده تا راسا امکان زندگی آزادانه و تعیین مقدرات خود بدست خودشان را بدست آورند؟!

اگر پرسیده، چرا این موضوع باین مهمی را درسفرنامه ی خود که رسانه های رجوی منتشرش کرده ، نیآورده است؟!

اگر هم نپرسیده ، عذر بدتر ازگناه کرده و درادعای خود دایر به حمایت ازاسرای رجوی دروغگویی نشان داده وتزویر کرده است!

بنظر می رسد که بردن صوری او به کمپ آلبانی وگرفتن شهادت دروغ اززبان او ، صرفا برای موجه نشان دادن کارزاری است که باند رجوی براه انداخته وهدف ازاین کارزار نشان دادن این مسئله است که مخارج عظیم سازمان رجوی ازمحل کمک های مردمی تامین میشود ودست مرئی حکومت استبدادی ووابسته ی عربستان ودستان نامرئی دیگران نیستند که این هزینه ها را متقبل میشود!

درهر صورت ، آقای هزار خوانی دلال یک معامله ی شرم آوری است ومن بسیار متاسفم به حال او که میتوانست سرنوشت شرافتمندانه ای داشته باشد که نخواست واراده ی لازم را نداشت که چنین شود وبا سنی که دارد ، بزودی به گمنامان خواهد پیوست وچه بسا که تاریخ عنوانی مانند ” عمله ی شیطان ” باو بدهد!

سیروس غضنفری

عضو نجات یافته ی دستگاه رجوی

تبریز- ایران

داعش رجوی تروریست 2حیات خفیف و خائنانه (هشدار به آقای منوچهر هزارخانی)

نقدی بر مصاحبه منوچهر هزارخانی (در دفاع از رهبری مجاهدین)

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton

https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

***

همچنین:

نامه سرگشاده ۵۹ تن از رها شدگان و منتقدین سازمان مجاهدین خلق ایران به خانم هال لوت

فریاد آزادی، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۴: … خانم هال لوت , شکستن حصارهای فرقه ای و تشکیلاتی پایه و اساس و مقدمه رهایی و نجات و خروج اعضای گرفتار در عراق است , سازمان با این حصارها اجازه فکر کردن و تصمیم گرفتن را از آنان سلب کرده است ….سازمان مجاهدین خلق به دلیل کیش شخصیت

انتقال مجاهدین به رومانی و انفعال حامیان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

حامیان امریکایی ترویسم مجاهدین خلق فرقه رجویبهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۴: … واقعیت این است که اگر این حامیان به واقع درد حقوق بشر و نگران جان اعضای سازمان هستند حداقل تا اینجا می توانستند با تلاش های فردی و گروهی شمار زیادی از آنها را از عراق خارج و به کشورهای خود

پنجاه و سه امضا به آنتونیو گوترز: رهبران مجاهدین خانواده ها را از اسامی مجروحین کمپ لیبرتی مطلع کنند

پنجاه و سه امضا، وبلاگ کرمی، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۴: … همچنین ما از درخواست خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی مبنی بر سرعت بخشیدن به پروسۀ انتقال ساکنان این کمپ از جهنم عراق، که هر روز شاهد کشتار مردم بیگناه خود این کشور با اعمال تروریستی و درگیریهای فرقه ای داخلی است، به کشورهای ثالث بویژه

کشتن مسعود دلیلی آن روی سکه «رأفت رهبری»

نامه وارده، م. کرمی، وبلاگ باند رجوی، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۴:…  ما یعنی کسانی که در تشکیلات با هم رابطه «محفلی» داشتیم از این موضوع خبردار شده بودیم و حتی فرار او را در شهریور ۹۰ هم می دانستیم و با هم در این باره صحبت می کردیم. افرادی مثل علی ک و محمود ش و غیره. اما آنچه که بعد در مورد

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت های ۳۶ و ۳۷

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  نشست مهمی تحت عنوان ” شرم ” هشت ماه پس از آزادی مریم در اشرف ترتیب داده شد . این نشست هشت روز مانده به عید نوروز سال ۸۳ برگزار شد . موضوع نشست این بود ، چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند؟!! نشست شرم یکی از افتضاحات تاریخی سازمان بود که در

شستشوی مغزی یا کنترل ذهن

فرزاد ظروفچی، باشگاه علوم اجتماعی، به نقل از ویکیپدیا: شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:… درمان قربانیان زورگویی از تنوع چشمگیری برخوردار است، و به پیشینه خاص آنها، شرایطی که درگیر آن بوده‌اند، و فضای درخواست کمک بستگی دارد. با اینکه هیچ مطالعه سازمان یافته‌ای در این زمینه انجام نشده است، و

رجوی از”هلهله در شهادت سردار همدانی” تا “حمایت از سلمان رشدی”

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسممجاهدین دات کام، تهران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  انتشار خبر شهادت این امیر سرافراز با ابراز شادمانی برخی رسانه های منطقه ای وابسته به جریان تکفیری مثل العربیه نیز همراه بود. گروهک تروریستی منافقین نیز از لحظه انتشار خبر شهادت سردار همدانی در سوریه هلهله کنان اخبا