تناقض فرقه رجوی با جهان امروز

تناقض فرقه رجوی با جهان امروز

تناقض فرقه رجوی با جهان امروزمنصور نظری، ایران اینترلینک، چهارم می 2021:… اما در گوشه ای از این جهان ،علیرغم همه پیشرفت هائی که بشر در زمینه علم و فناوری و مناسبات اجتماعی بدست اورده است ، گروهی وجود دارند که نه تنها هیچ دسترسی به علم و دانش وفناوری ندارند، بلکه تلاش شده است تا این گروه از مردم به این دانش و فناوری دست پیدا نکنند آری سازمان مجاهدین خلق نزدیک به دوهزار نفر را در محلی حصار کشیده شده درکشور آلبانی محصور کرده و مانع ارتباط  آنها با جهان پیرامون خود میشود. تناقض فرقه رجوی با جهان امروز 

تناقض فرقه رجوی با جهان امروزبرده داری رجوی در آلبانی . جلادهای دیروز صدام هشتگ سازان امروز ترامپ

تناقض فرقه رجوی با جهان امروز 

منصور نظری 2021

آقای منصور نظری، پاریس

سیر رشد و توسعه  درجهان امروز آنچنان سریع است که با کوچکترین درنگ وغفلت از قافله عقب خواهیم ماند ، پیشرفت های دنیای نوین از علم وفناوری به گونه ایست که هرکدام مقدمه رشد در زمینه مناسبات اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، ونظامی را فراهم میکند ، به عبارتی تنها رمز موفقیت در جهان امروز رشد وپیشرفت مداوم است که میتواند کلید پیروزی تلقی شود ، این موضوع  دربرگیرنده همه مردم جهان است  وهمه ما خواسته یا ناخواسته باید خود را با علم ودانش وفناوری همسان سازیم .

اما در گوشه ای از این جهان ،علیرغم همه پیشرفت هائی که بشر در زمینه علم و فناوری و مناسبات اجتماعی بدست اورده است ، گروهی وجود دارند که نه تنها هیچ دسترسی به علم و دانش وفناوری ندارند، بلکه تلاش شده است تا این گروه از مردم به این دانش و فناوری دست پیدا نکنند آری سازمان مجاهدین خلق نزدیک به دوهزار نفر را در محلی حصار کشیده شده درکشور آلبانی محصور کرده و مانع ارتباط  آنها با جهان پیرامون خود میشود.

تناقض فرقه رجوی با جهان امروز

تناقض فرقه رجوی با جهان امروز

سازمان مجاهدین خلق تلاش میکند با در اختیار قرار دادن تعدادی کامپیوتر به شدت کنترل شده در دست بخشی از این قربانیان، از ۀنها برای جنگ روانی استفاده کند. علیرغم دسترسی این بخش از قربانیان به کامپیوتر و اینترنت اما هیچکدام از آنها هرگز امکان دسترسی به خارج از محدوده ای که سازمان مجاهدین مشخص کرده است را ندارند. این بدین معناست که قربانیان فقط و فقط زمانی به کامپیوتر و اینترنت دسترسی پیدا میکنند که در راستای جنگ روانی سازمان دهی شده قرار داشته باشند وهیچ دسترسی دیگری وجود ندارد .

سرلشگرهای ارتش آزادیبخش آنلاین در آلبانی – فرقه رجوی دوران ترامپ و انتخابات امریکا

فرقه رجوی در تناقض آشکار با جهان امروز در قرن بیست و یکم میکوشد قربانیان گرفتارش را همچنان با دروغ ها و وعده های پوشالی در یک منطقه محصور شده به دور از جامعه حفظ کند اما واقعیت این است فشارهای وارده به قربانیان آنها را تبدیل به فنرهای فشرده ای کرده است که هر لحظه ممکن است رها شوند. 

چند ده سال پیش زمانی که سازمان مجاهدین خلق در عراق و تحت حمایت صدام حسین برای خود پادشاهی میکرد هنوز دنیای فناوری و ارتباطات به نقطه امروز نرسیده بود اما سازمان مجاهدین هیچگاه امکان ارتباط از طریق نامه نگاری یا تلفن های نسل قدیم خطوط باسیم را به قربانیان نمیداد. با گذشت زمان در دهه هفتاد شمسی برابر با دهه نود میلادی یعنی در سال 1991 اولین گوشی موبایل با برند نوکیا وارد بازار جهانی شد ومورد استقبال همه مردم جهان قرار گرفت اما اخبار مربوط به این پیشرفت تکنولوژیک در زمینه ارتباطات را مخفی کردند و هیچ کسی از قربانیان نمیدانست که جهان با آمدن گوشی موبایل درحال متحول شدن است. همچون برق که به جهان روشنائی داد گوشی های تلفن پرتابل جهان را به سوی دانش پرتاب کردند اما دریغا که سازمان مجاهدین خلق که خود را درنوک تکامل می دید این مهم را از قربانیان گرفتار مخفی کردند و نگذاشتند تا قربانیان بدانند که جهان با سرعتی شگرف در حرکت است و آنکه میخکوب شده است سازمان مجاهدین خلق است که از این دایره پیشرفت به بیرون پرتاب شده است. سازمان مجاهدین در تمام زمینه ها نیز همین کار را کرده است و قربانیان نگونبخت را از دانش و فناوری و دنیای ارتباطات محروم کرده و بجای آن با نشست های ضدانسانی غسل هفتگی وعملیات جاری ودیگ و دهها مزخرفات دیگر قربانیان را مشغول کرده تا کسی فکر نکند که در بیرون از سازمان مجاهدین چه خبر است. و البته یکی از دلایل ضدیت هیستریک فرقه رجوی و شخص رجوی با خانواده ها به همین خاطر است که قربانیان فرقه ندانند که در بیرون از مناسبات عقب افتاده سازمان مجاهدین خلق چه میگذرد. 

موبایل در مجاهدین خلق -قسمتهای اول و دوم

از اینها که بگذریم پس از آمدن قربانیان از عراق به آلبانی چشم و گوش قربانیان کمی نسبت به قبل بازتر شده و فنرهای نیمه فشرده به بیرون از سازمان مجاهدین پرتاب شدند و در چند موج متوالی نزدیک به ششصد نفر تا هفتصد نفر از سازمان مجاهدین خارج شدند. اما سرنوشت باقیمانده نیز همین خواهد بود. موج های خروج از سازمان مجاهدین خلق قطعا و طبیعتا ادامه خواهد داشت. اگر اعتقاد به تکامل داشته باشیم هیچ پدیده ای نمیتواند جلوی رشد و تکامل را بگیرد، حتی غول خفته در بطری مسعود رجوی. 

سازمان مجاهدین خلق یک نیروی ارتجاعی وعقب افتاده که هیچ انطباقی با جهان امروز ندارد محکوم به فناست. در برابر رشد و تکامل و تطابق با جهان هستی یا درمدار تکامل قرار میگیریم ویا حذف میشویم این منطق جهان هستی است. سازمان مجاهدین خلق با اندیشه های ارتجاعی وعقب افتاده و ضد بشری در هر دو انتخاب محکوم به فروپاشی است. 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

منصور نظری، پاریس

تناقض فرقه رجوی با جهان امروز 

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سرنوشت-محتوم-فرقه-ها-از-جمله-مجاهدین-خل/

سرنوشت محتوم فرقه ها از جمله مجاهدین خلق

منصور نظری - سررنوشت محتوم فرقه ها از جمله مجاهدین خلقمنصور نظری، ایران اینترلینک، بیست و هفتم مارس 2021:… مسعود رجوی تا سی خرداد 1360 تا میتوانست نیرو جذب کرد وپس از شروع جنگ مسلحانه وکشته شدن هزاران نفر از هر طرف اعلام کرد باید همه هوادارانش از ایران خارج شوند وبه سرزمین موعود عراق روانه شوند وسپس مسعود رجوی در بیابانهای عراق شهر رویائی خود را ساخت با حصارهائی که از درون وبیرون زنجیر شده بود ونامش را گذاشت اشرف ، برگردیم به گویانا جائی که جیم جونز برای خودش حکمرانی میکرد ، مدتی از تاسیس این شهر میگذشت اما قربانیان نمیتوانستند هیچ ارتباطی با بیرون برقرار کنند تمام کسانی که از امریکا برای ملاقات فرزندانشان به گویانا میرفتند با در بسته مواجه میشدند وهیچ کس حق ملاقات نداشت. سرنوشت محتوم فرقه ها از جمله مجاهدین خلق 

تجدید چاپ کتاب “فرقه ها در میان ما”ا تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

سرنوشت محتوم فرقه ها از جمله مجاهدین خلق

در طول تاریخ فرقه ها همیشه یکی از معضلات اجتماع وانسانها بوده اند ، از انجا که ساختار فرقه ها بسیار پیچیده و ازطرفی دسترسی شفافی به ماهیت ومناسبات حاکم بر تشکیلات فرقه ها وجود ندارد شناخت واقعی از انها با پیچیدگی های زیادی مواجه بوده است ، ازسوئی دیگر مهمترین چالش فرقه ها نیزدور نگه داشتن قربانیان از جامعه وخانواده است تا بدین ترتیب  حلقه اتصال وارتباط قربانیان با دنیای بیرون از فرقه قطع شود و در مقابل همه این محدودیت ها  با شعارهای ارمان خواهانه وعشق به رهبرمعنوی فرقه ، قربانیان را درپایگاه های فرقه میخکوب کنند ، وباخلق تابو ،قربانیان را از جامعه و خانواده بهراسانند .

نکته بسیار شگفت انگیز اینجاست که تمام فرقه ها از یک الگوی رفتاری پیروی میکنند و ساختار مناسبات و تشکیلات آنها دقیقا با هم برابری میکند. برای مثال در اینجا فرقه جیم جونز را با مجاهدین خلق مقایسه میکنیم ،

جیم جونز رهبر یک گروه مذهبی در ایالت ایندیانا در امریکا بود. در شرایطی که جامعه امریکا از تضاد بین سیاه و سفید رنج میبرد و تبعیض نژادی بیداد میکرد، جیم جونز با شعار برابری سیاه و سفید توانست تعدادی از مردمی که از این تبعیض نژادی به تنگ امده بودند را جذب خود کرده و این گروه کوچک را کم کم بزرگتر کند. او با سخنرانی در ایالت های دیگر توانست بخشی از مردم را جذب افکار به ظاهر مترقی خود کند. بستر  وشرایط  اجتماعی حاکم به وی کمک میکرد تا جذب قربانیان با اشتیاق خود قربانیان صورت گیرد.

منصور نظری - سررنوشت محتوم فرقه ها از جمله مجاهدین خلق

اما گذری بیاندازیم به رفتار مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب ایران، در شرایطی که انقلاب ایران به پیروزی رسیده بود و تازه از ستم سلطنت پهلوی خلاص شده بود، مجاهدین خلق با شعار آزادی وعدالت و مبارزه با امپریالیزم بستر مناسبی یافتند تا با این شعارها  شیفتگان آزادی وعدالت و مبارزه با امپریالیزم را در بستر فراهم شده جذب خود کنند. بخش زیادی از جوانان ایرانزمین از جمله من قربانیان این جریان بودیم . تا اینجای کار جیم جونز و رجوی از هوش ضد انقلابی خود بهره جستند و قربانیان نخستین خود را جذب کردند اگر چه شعار جیم جونز و رجوی با هم تفاوت میکند اما محتوای حاکم برانها یکیست.

منصور نظری

آقای منصور نظری پاریس

جیم جونز پس از جذب تعداد زیادی از عاشقان عدالت وبرابری سیاه و سفید اعلام کرد که دیگر این سرزمین جای ما نیست باید به سرزمین موعود برویم واز همانجا مهاجرت به سرزمینی دیگر در امریکای جنوبی در در کشوری کوچک به نام گویانا آغاز گشت. همه هواداران وعاشقان جیم جونز بار سفر بسته و خود را به جنگل های گویانا رساندند و سپس جیم جونز درحصار جنگل ها سرزمین موعود خودش را ساخت و به دور ان حصار کشید  و نامش را جونز تاون گذاشت .

مسعود رجوی تا سی خرداد 1360 تا میتوانست نیرو جذب کرد و پس از شروع جنگ مسلحانه و کشته شدن هزاران نفر از هر طرف اعلام کرد باید همه هوادارانش از ایران خارج شوند و به سرزمین موعود عراق روانه شوند و سپس مسعود رجوی در بیابانهای عراق شهر رویائی خود را ساخت با حصارهائی که از درون وبیرون زنجیر شده بود و نامش را گذاشت اشرف.

برگردیم به گویانا جائی که جیم جونز برای خودش حکمرانی میکرد. مدتی از تاسیس این شهر میگذشت اما قربانیان نمیتوانستند هیچ ارتباطی با بیرون برقرار کنند. تمام کسانی که از امریکا برای ملاقات فرزندانشان به گویانا میرفتند با در بسته مواجه میشدند وهیچ کس حق ملاقات نداشت وهیچ کسی هم حق خروج از این منطقه را نداشت. بر اثر فشار خانواده های قربانیان به دولت وقت امریکا که چرا اجازه ملاقات با اعضای خانواده شان در کمپ یا شهر جونز تاون داده نمیشود، دولت امریکا تسلیم فشارخانواده ها شده و یک سناتور به نام رایان را به همراه تعدادی خبرنگار به گویانا یا شهر جیم جونز میفرستد. سناتور رایان وخبرنگاران پس از دیدار از شهر ساخته شده جیم جونز اعلام میکنند که همه نفرات حاضر در کمپ یا شهر جونز تاون میگویند بودن در شهر جیم جونز یک رویاست و از آنجا راضی هستند.

به یاد داشته باشیم که رجوی بارها اعضای شورای باصطلاح مقاومت را با خبرنگاران از پیش مشخص شده به دیدار اشرف می آورد اما با حفاظت کامل و بدون آنکه خبرنگاران بتوانند با قربانیان ملاقات خصوصی داشته باشند و ماحصل چنین خیمه شب بازیهای رجوی نیز جنبه نمایشی داشته و میخواستند فشار خانواده ها را برای ملاقات از بین ببرند و به خودشان و حضورشان در عراق در شهر رجوی اعتبار بدهند و این در حالی بود که چند هزار قربانی مستقر در اشرف هیچ تماسی با خانواده شان نداشتند و بسیاری از خانواده ها از سرنوشت فرزندانشان بی اطلاع بوده اند. برگردیم به گویانا.

خانواده های قربانیان فرقه جیم جونز حاظر به پذیرش سخنان سناتور رایان فرستاده امریکا نمیشوند و تحت فشار خانواده ها دولت امریکا می پذیرد که پس از چند ماه دوباره سناتور رایان را به همراه خبرنگاران به شهر جیم جونز بفرستد اما این بار برخلاف دور اول دیدار تعدادی از قربانیان دست نوشته هائی را بصورت مخفیانه به سناتور رایان و خبرنگاران میدهند. زمانی که سناتور رایان وخبرنگاران قصد خروج از گویانا را داشتند توسط باندهای مخوف ترور جیم جونز به رگبار بسته شده و کشته میشوند. ساعتی پس از این واقعه جیم جونز تمام قربانیان را در اردوگاه و یا شهر جونز تاون جمع میکند و میگوید … با شرافت بمیرید، زندگی تان را با شرافت از دست بدهید، زندگی تان را با اشک وعذاب از دست ندهید، مرگ بهتر از ده روز زنده ماندن در این دنیاست ………اول کودکان و بعد خودتان سیانور بخورید تا با هم بمیریم.

منصور نظری - سررنوشت محتوم فرقه ها از جمله مجاهدین خلق

پس از دو ساعت شهر جیم جونز مملو از جنازه شده بود هشتصد انسان  کوچک و بزرگ در کنار هم آرمیده بودند تا رویاهای یک بیمار روانی محقق شود.

اما ما نیز باید بیاد بیاوریم زمانی که مسعود رجوی میتوانست پس از سرنگونی صدام حسین همه قربانیان را از عراق خارج کند اما اینکار را نکرد تا نزدیک به بیش از دویست کشته و هزار مجروح و معلول به جای بگذارد و خودش از معرکه بگریزد و البته از یاد نمیبریم پدران ومادرانی که وقتی برای ملاقات فرزندانشان به شهر رجوی رفتند چگونه با سنگ و فلاخون به جان خانواده ها افتادند و تعدادی از آنها را مجروح کردند.

نوشته حاظر بصورت خیلی فشرده و خلاصه نوشته شده است بسیاری از سخنان جیم جونز برای قربانیان وجود دارد که دقیقا با کمی پس و پیش با سخنان مسعود رجوی برابری میکند.

آنچه ما می آموزیم این است. وقتی بستر فراهم شود هر بی سر پائی که حتی از عهده خودش هم بر نمی آید میشود رهبر. همچون مسعود رجوی که تمام عمرش را از زمانی که وارد دنیای سیاست و مبارزه شده همیشه در حال فرار بوده است. بنگیریم چگونه یک بیمار روانی همچون جیم جونز یا رجوی  دهها هزار نفر را به کشتن دادند و بسیاری از خانواده ها را متلاشی کردند.

به امید روزی که قربانیان فرقه رجوی بتوانند به سلامت به جامعه بازگردند و طعم شیرین زندگی  و آزادی را دوباره احساس کنند.

منصور نظری، پاریس

سرنوشت محتوم فرقه ها از جمله مجاهدین خلق 

***

فرقه ها در میان ابراهیم خدابندهتجدید چاپ کتاب “ فرقه ها در میان ما ”ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ضدیت-رجوی-با-خانواده-با-هدف-تخریب-هویت-ا/

ضدیت رجوی با خانواده با هدف تخریب هویت ایرانی

ضدیت رجوی با خانواده با هدف تخریب هویت ایرانیمنصور نظری، ایران اینترلینک، نهم مارس 2021:… 37 سال از آن سالها میگذرد و به چشم میبینیم که مسعود رجوی با یک شم روانشناسانه ضد انقلابی چگونه دست روی عنصر خانواده گذاشت و با فرو پاشاندن خانواده هویت افراد را از آنها گرفت به گونه ای که افراد باقیمانده در کنار مجاهدین آنچنان بی هویت شده اند که بین خانواده شان و یک رهبر گم و گور شده که هر روز به خانواده شان فحش و ناسزا میدهد همراهی میکنند. به این میگویند ویرانی هویت. به تعبیری ساده تر اگر بگوئیم وقتی سازمان مجاهدین خلق خواستار بمباران ایران توسط جنایتکاران جنگی امریکائی میشود، وقتی مجاهدین خواستار تحریم های ضد انسانی که مردم را نشانه رفته میشود و این افراد باقیمانده همراه مجاهدین مثل آدم آهنی سکوت میکنند و دم برنمی آورند به این میگویند هویت برباد رفته. کسانی که میدانند بمب برسرخانواده خودشان هم فرود خواهد آمد. کسانی که میدانند تحریم همه مردم را حتی خانواده آنها را هم نشانه رفته است و دم برنمی آورند، به این میگویند هویت از دست رفته  و بی نشانه.  ضدیت رجوی با خانواده با هدف تخریب هویت ایرانی 

انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق ، جنایتی تاریخیانقلاب ایدئولوژیک در فرقه رجوی

ضدیت رجوی با خانواده با هدف تخریب هویت ایرانی 

چرا دشمنان مردم ایران خانواده را هدف قرار میدهند ؟

سی و هفت سال پیش وقتی مسعود رجوی اعلام کرد که قصد دارد با مریم قجر عضدانلو زن رفیقش مهدی ابریشمچی ازدواج کند. بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین دچار شوک ناشی از این تصمیم ابلهانه شدند ، همچنین جامعه ایرانیان آنرا حرکتی ضد اخلاقی تلقی کرده و به اشکال مختلف آنرا محکوم کردند. مسعود رجوی  کسی که بهغایت ضد انقلابی و در عین حال بسیار هوشمند عمل میکند ، میدانست چه میکند. او با یک برنامه ریزی دراز مدت تصمیم داشت  بنیاد خانواده را از هم بپاشد و در این ویرانی و فروپاشی هویت افراد را تصاحب کند. در حقیقت با ویران کردن هویت افراد آنها را برای همیشه اسیر و برده خویش سازد. 

چهار سال پس از انقلاب ایدئولوژیک ، مسعود رجوی برگ جدیدی را رو میکند. طلاق اجباری برای همه حتی مجردها  و از هم پاشیدن خانواده ها  اغاز میشود. کودکان از پدر و مادر جدا میشوند و به خارج از عراق فرستاده میشوند. از سال شصت وهشت بدین سو در طی دو سال نشست های موسوم به  انقلاب ایدئولوژیک ، مسعود رجوی موفق میشود با ضرب و شتم و سرکوب وموجی از وحشت همه افراد را مجبور به اطاعت کند و در کنار آن هرکسی را که اطاعت نکرد به وحشیانه ترین روش ها سرکوب  کرده و در بهترین حالت آنها را روانه اردوگاه رمادی کرده یا در زندانهای درون اشرف زندانی کند. این داستان تا به همین امروز که این مطلب نوشته میشود همچنان به شکل های مختلف در درون سازمان مجاهدین روش جاریست. 

ضدیت رجوی با خانواده با هدف تخریب هویت ایرانی

ضدیت رجوی با خانواده با هدف تخریب هویت ایرانی

اینک 37 سال از آن سالها میگذرد و به چشم میبینیم که مسعود رجوی با یک شم روانشناسانه ضد انقلابی چگونه دست روی عنصر خانواده گذاشت و با فرو پاشاندن خانواده هویت افراد را از آنها گرفت به گونه ای که افراد باقیمانده در کنار مجاهدین آنچنان بی هویت شده اند که بین خانواده شان و یک رهبر گم و گور شده که هر روز به خانواده شان فحش و ناسزا میدهد همراهی میکنند. به این میگویند ویرانی هویت. به تعبیری ساده تر اگر بگوئیم وقتی سازمان مجاهدین خلق خواستار بمباران ایران توسط جنایتکاران جنگی امریکائی میشود، وقتی مجاهدین خواستار تحریم های ضد انسانی که مردم را نشانه رفته میشود و این افراد باقیمانده همراه مجاهدین مثل آدم آهنی سکوت میکنند و دم برنمی آورند به این میگویند هویت برباد رفته. کسانی که میدانند بمب برسرخانواده خودشان هم فرود خواهد آمد. کسانی که میدانند تحریم همه مردم را حتی خانواده آنها را هم نشانه رفته است و دم برنمی آورند، به این میگویند هویت از دست رفته  و بی نشانه.  چرا که خانواده مقدس ترین نهاد یک اجتماع است و بدون خانواده  یعنی انسانهای سرگردان در ناکجا آباد که قبل از هر چیز هویت شان را از دست داده اند .

جامعه ایران با چند هزار سال تاریخ و تمدن وعلیرغم تمام کاستی های آن  توانسته خانواده را همچون گوهری نایاب در جهان امروز حفظ کند و اتفاقا مهمترین برتری جامعه ایران نسبت به کشورهائی همچون امریکا همین است. تاریخ و فرهنگ و تمدن پرشکوه ایران که تجلی آن در ارزشهای جامعه و خانواده نهفته است بیانگر یک هویت ملی است که همچون سدی قوی در برابر دشمنان خارجی قد علم میکند و اتفاقا این همان دلیلی است که کشورهای فروپاشیده از نظر اخلاقی و خانوادگی همچون امریکا جرات جسارت به ایران را ندارند.

دشمنان ایران سالهاست که برای فروپاشی ایران نفشه ها کشیده اند. از سناریوها و طرحهای تجزیه طلبان تا جنگ عراق علیه ایران تا تحریم های ضد انسانی که مردم را هدف گرفته اند تا تروریسم کور و انواع توطئه ها توسط سربازان اصلاح طلبشان، ولی آنها به زمین سفت برخورده اند و به بن بست رسیده اند.

اما آنها هیچگاه از دشمنی دست برنمیدارند. تجربه این همه شکست آنها را به این نتیجه رسانده که باید ریشه را بزنند. یعنی فروپاشی هویت ملی ایرانیان. با نابود کردن مناسبات اجتماعی و بطور اخص خانواده .

 

با پیشرفت تکنولوژی و دنیای مجازی تغیرات شگرفی در جهان صورت گرفته است. پیشرفت تکنولوژی به مردم جهان کمک کرده تا دانش را با تمام مردم جهان به اشتراک بگذارند اما متاسفانه با همین تکنولوژی فرهنگ ها و تمدن ها را به نابودی میکشانند. لازم به ذکر است کشور ما ایران در نوک حمله  همه دشمنان ایران قرار دارد. صدها تلویزیون و رسانه بصورت بیست و چهار ساعته مشغول تبلیغات ویران کننده هستند که همه آنها اساسا ساختار خانواده و اجتماع را هدف قرار داده اند. انیستیتوهائی  امریکائی که 24 ساعته تحولات ایران را رصد میکنند و یا سازمانهای مرتبط با این نهادها هزینه هنگفت مالی را با هدف ویران سازی ساختارهای اجتماعی و خانوادگی بکار گرفته اند. برای نمونه القای رفتارهای ضد اخلاقی توسط خواننده های خریداری شده و برنامه ریزی شده همچون ساسی مانکن نمونه کوچکی از آن است.

دشمنان ایران پس از شکست در تمام حوزه ها، سالهاست موزیانه در حال شکستن ساختارهای اجتماع و خانواده هستند و متاسفانه تا اندازه ای موفق شده اند و دولت های فاسدی که تابحال  بر سرکار آمده اند هیچ کدام قدمی برای مواجهه با آن برنداشته اند. دشمنان ایران صدها موسسه و سازمان و یا نهاد را برای فروپاشی تمدنی و فرهنگی مردم ایران بکار گرفته اند اما دریغ از حتی یک موسسه  موفق در ایران که بتواند مانع فروپاشی اجتماعی وساختاری شود.

دشمنان تاریخی ایران با برنامه ریزی های طولانی مدت و ریز به ریز در صدد نابود کردن تمدن وفرهنگ ایرانی هستند و حتی باورهای مذهبی مردم ایران. آنها دریافته اند برای ویران کردن یک کشور کافیست هویت  مردمان  ان کشور را بگیرند  و این میسر نمیشود جز با فروپاشی اخلاقی وفرهنگی وساختاری جامعه وخانواده.

متاسفانه تکنولوژی مانند تیغی است که در دست یک دکتر و جراح جان انسانها را نجات میدهد وهمان تیغ در دست تبهکاران میتواند ویران کننده باشد.

البته مردم ایران هوشیار هستند وهمه توطئه های رنگ و وارنگ دشمنان  ایران را نقش بر آب میکنند .

منصور نظری

ضدیت رجوی با خانواده با هدف تخریب هویت ایرانی

***

همچنین: