تهديدات ترامپ و خوش رقصى رجوى

تهديدات ترامپ و خوش رقصى رجوى

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم فوریه 2017:… اين خيانت رجوى گواه يك واقعيت است كه رجوى و دار و دسته اش نه تنها ايرانى نيستند و دشمن ملت ايران به حساب مى آيند، بلكه دشمن بشريت و انسانيت و حريت انسانى هستند و هيچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بويى از انسانيت برده اند. در باطن از هيچ اصول و پرنسيب انسانى در … 

چرا در برابر نقض حقوق پناهندگان ایرانی توسط اربابتان آمریکا سکوت کرده اید؟ (سخنی با مریم رجوی)ا

مریم رجوی داعش تروریسم رضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا 

لینک به منبع

تهديدات ترامپ و خوش رقصى رجوى

عبدالکریم ابراهیمی

عبدالکریم ابراهیمی

 با آمدن دونالد ترامپ بر مسند قدرت در آمريكا بعلت سياستهاى تند روانه و ناشيانه خود جهان را به سمت بحران پيش خواهد برد، البته وجدانهاى آگاهى در آمريكا وجود دارند كه مانع تندروى آقاى ترامپ گردند همانطور كه قاطعانه دستگاه قضا و قضات با انصافى جلوى حكم ترامپ در ممنوعيت ورود اتباع هفت كشور عمدتا مسلمان به بهانه تروريسم به خاك آمريكا را موقتاً سد كردند. اما سؤال اصلى اين است كه آيا هدف دونالد ترامپ از اين شلم شنگول بازيها جلوگيرى از نفوذ تروريسم به آمريكاست؟

مسلماً كه هيچكس اين نيت را در اعمال دونالد ترامپ نمي بيند زيرا كه معلوم است تروريستهاى اسلامى از كجا و چه كشورهايى هستند! پس چرا تروريست و تروريست پرور را ول كرده و به ملت بزرگ ايران توهين مي كند.

آيا منطقى غير از قلدرى و ناشيگرى در تصميمات او وجود دارد؟

 اما بدتر از آقاى دونالد ترامپ، به زوج خيانتكار رجوى بنگريد كه چگونه در يوزگى رفته و با آويختن به دامن سگهاى هار در هيئت حاكمه آمريكا براى تحريم و جنگ با ملت ايران، چه خوش رقصى مي كند و با دم خود براى اسراى بدبخت در ليبرتى گردو مي شكند كه رژيم با آمدن دونالد ترامب، سرنگون مي شود.

اين خيانت رجوى گواه يك واقعيت است كه رجوى و دار و دسته اش نه تنها ايرانى نيستند و دشمن ملت ايران به حساب مى آيند، بلكه دشمن بشريت و انسانيت و حريت انسانى هستند و هيچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بويى از انسانيت برده اند. در باطن از هيچ اصول و پرنسيب انسانى در وجودشان خبرى نيست و ظاهراً براى حفظ بقا، خود را مدافع حقوق بشر و عدالت اجتماعى جلوه مي دهند اما در درون جلادانى خون ريز و قصى القلب هستند كه گروه تروريستى داعش در جنايت عليه بشريت به گرد پاى سران سازمان رجوى نمي رسند.

امروزه كه يك تازه به دوران رسيده بر منصب رياست جمهورى آمريكا نشسته كه چهره واقعى و شيطانى و نيات پليد اين جهانخوار را به جهانيان نشان داده و نفرت عموم را از راه و روش او برانگيخته و براى ملت متمدن و فرهنگ غنى ايران زمين خط و نشان مي كشد و تحريم هاى ناجوانمردانه بر عليه مردم ايران به تصويب مي رساند، زوج خيانتكار رجوى و سرانش به دامن جنگ طلبان آمريكا و حاميان نتانياهوى وحشى و درنده خوى، افتاده كه شايد ملت ايران را بيشتر زير فشار اقتصادى ببرند و با استخاره كه آمريكا با ايران درگيرى نظامى ايجاد نمايد و رجويها از اين پفيوزى و خيانت خود در حق مردم ايران چند روزى هلهله و شادى سر دهند و با آن أسيران در زنجير خود را تغذيه نموده و بيشتر آنها را مغزشويى و برده و بنده خود كنند.

واقعيت اين است كه اين دستور دونالد ترامپ در منع اتباع ايران براى سفر به آمريكا، يك توهين بزرگ است كه هر انسان شريف و متمدن ايرانى با نفرت به بانيان آن نگاه كرده و موضعى كاملا بر ضد آن دارند و كسى كه براى منافع خود با آن همخوان شود، خائن به تمام معناست و نمي شود بر آن نام  ايرانى نهاد زيرا كه بويى از تمدن ايرانى و فرهنگ آن نبرده است، چون كه اين ملت ايران است كه حق سرنوشت خود را رقم خواهد زد نه با زور اسلحه بيگانه كه آنهم حتى براى يك ابرقدرتى مثل آمريكا مقدور نخواهد بود كه با ملتى با اين تمدن و فرهنگ كهن در بيفتد و نعره پيروزى سر دهد.

مردم ايران، در برابر تجاوز خارجى در هر صورتى متحد خواهند بود و اصلا مسائل و مشكلات داخل كشور خودشان را به كسى بند نخواهند كرد و براى تغيير در مملكت خودشان از بيگانه يارى نخواهند خواست و در برابر هر تجاوزى از خارج، دوشادوش هم بر عليه متجاوز خواهند جنگيد و اين را در تجاوز رژيم بعث به خاك ميهن خود، به اثبات رساندند و تضاد داخلى را به نفع جنگ با متجاوز در اولويت خود گذاشتند و چه جانفشاني هايى كه صورت ندادند و مطمئنا اگر اقاى دونالد ترامپ حرف و نيت خود را در رويارويى با ملت ايران عملى نمايد، آنوقت است كه سيلى محكم از ملت ايران دريافت خواهد كرد و با افتضاح كاخ سفيد را ترك خواهد نمود و آنوقت است كه رجوى و رجوى صفتان، ديگر پشيمانى از خيانتشان در حق مردم ايران فايده ندارد و كاملا مات و پوسيده خواهند شد و سرانجام شان با نفرين و نفرت مردم ايران خاتمه خواهد يافت.

„پایان“

*** 

کلنل ترنر و شیفر بدست مجاهدین خلق کشته شدند

The US follows a new version of policy by delisting the convicted murderers of Americans
(Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult)

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult)’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28202

راه اندازی فاز سرنگونى، شیادى رجوى و خانمش 

 Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۷:… واقعیت این است که رجوى با حربه سرنگونى، بسیارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ایران را به عراق کشاند و به کشتن داد و با وعده هاى دروغین، تشکیل ارتشى تحت امر و مزدور یک دیکتاتورى که هزار برابر جنایتکارتر و سبوع تر در حق مردم خودش و همسایگانش نسبت به آخوندها بود تشکیل داد و خودش را غلام … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

لینک به منبع

راه اندازی فاز سرنگونى،  شیادى رجوى و خانمش

رجوى این جرثومه جهل و جنایت و خرافات و این شیطان مجسم دوران، با حربه „سرنگونى“ از سال ۶٢ تا الان، آن هم با شیوه قهرآمیز و مسلحانه، بر شیپور تبلیغاتى خود می دمد و هیچوقت استراتژى غلط شیوه مبارزه را تصحیح نکرده و نخواهد کرد و می بینیم حال که پشم و پیله اى برایش نمانده و نیرویى در ید اختیار ندارد و به قول خودش در جوار خاک میهن تشریف ندارند و کانون و ظرف استراتژى سرنگونى و سلاح که به ناموس مجاهد خلق تشبیه کرده بود، از دست داده و آواره فقیرترین کشور اروپایى شده است،  باز همان „شکرخورى“ همیشگى را نعره میزند. باز جیغ سرنگونى و مرحله و فاز آن، عبارتى بس شیرین و دلنشین براى برانداختن ریشه ظلم و بیدادگرى و دیکتاتورى، اما این کلمه براى رهبرى فرقه رجوى یک حربه خاص و بخصوصى است. شاید فکر کنید که هدف نابودى دیکتاتورى در ایران است! اما با تأسف و هزاران تأسف باید یک واقعیت را گفت که خود به مدت بیست و پنج سال در درون این تشکیلات به خوبى با پوست و گوشت خود آن را چشیده و دیده و درک کرده ام. واقعیتى که وقتى اسم آن را می شنوم نفرت و انزجار تمامیت وجودم را از رجوى و به میان کشیدن بحث سرنگونى، فرا می گیرد. شاید فکر کنید که به قول رجوى من هم مزدور وزارت اطلاعات هستم و خواهان سرنگونى نیستم، اما صبر داشته باشید و بعد قضاوت کنید.

واقعیت چیست؟ واقعیت این است که رجوى با حربه سرنگونى، بسیارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ایران  را به عراق کشاند و به کشتن داد و با وعده هاى دروغین، تشکیل ارتشى تحت امر و مزدور یک دیکتاتورى که هزار برابر جنایتکارتر و سبوع تر در حق مردم خودش و همسایگانش نسبت به آخوندها بود تشکیل داد و خودش را غلام حلقه بگوش آن کرد تا در این رهگذر، چون می دانست در میان ملت ایران جایگاهى ندارد،  زندگى نکبت بار خود را در زیر حمایت آن سپرى کند، با تمام توان به مزدورى براى آن پرداخت و خائن به تمام معنا نسبت به ملت و مردم خود شد، بطورى که اطلاعات کشور خود را در اختیار دستگاه اطلاعات و جنگ صدام حسین قرار داده و باعث کشتن مردم عادى و تخریب اقثصاد و زیربناى  میهن خود شد.

 این قدم اول رجوى بود، قدمى نامیمون و بسا ناجوانمردانه که در تاریخ آینده این مرز و بوم به نفرت از آن یاد خواهد شد و فراموش شدنى نخواهد بود. اما أصل قضیه حربه ی سرنگونى این بود که رجوى نیاز داشت براى بقاء خود و تداوم مزدوری اش، می باید نیرو در دست و پاى خود داشته باشد تا هم حیات خائنانه داشته و هم اریکه قدرت و رهبریش را تثبیت کند و با پول هاى مزدورى و باد آورده، شاهانه طى طریق نماید و بر عده اى از جوانان صادق و زن و مرد ایران زمین که تشنه آزادى بودند و براى سرنگونى این انتخاب را داشتند، حکمرانى داشته و آنها را مطیع و برده و بنده خود سازد تا جایى که خود را نائب خدا و رهبر بلامنازع و خانم مکارش را در قیاس حضرت مریم عذرا، دیده و رئیس جمهور خود خوانده قرار می دهد تا با این روش کذایى از حرص قدرت ارتزاق شود.

چرا رجوى در هر سر فصلى از سال، مثلا شش ماهه و پایان هر سال  وعده حتمى سرنگونى به نیرو می داد، ولى بجاى سرنگونى حلقه اسارت و بردگى و فشار و جو پلیسى در تشکیلات را بالا میبرد و در درون تشکیلات به شیوه هاى ناجوانمردانه، رعب و وحشت براه انداخته تا افراد با تهدید و تطمیع، مطیع اوامرش باشند؟

چرا رجوى وقتى که  وعده دروغین اش براى سرنگونى محقق که نمی شد هیچ، بلکه از آن طرف رژیم بر توان و قدرت منطقه اى و نظامى خود می افزود، این شیاد قرن با گذاشتن نشستهاى طولانی مدتِ، بدهکار کردن افراد تشکیلات، تقصر را گردن کل نفرات می انداخت و مانع سرنگونى را بحث تمام عیار با انقلاب مریم نیامدن نفرات توجیه می کرد. آیا واقعا انقلاب مریم، سرنگونى را محقق می کرد یا از افراد ربات می ساخت که مانند موم در دستش باشند به هر نحوى که خواست شکل داده و در خدمت بگیرد و بر مزدوری اش براى بیگانه و سازمانهاى جاسوسى و دشمنان ملت و سرزمین ایران، ادامه دهد و همچنان از آنها در این مسیر خیانت سود ببرد تا بیشتر بر عمر کثیف خود بیافزاید؟

چرا رجوى با وجود اینکه از عراق با خفت و خوارى بیرون رانده شده و چشم اندازى براى تصلیح به تجهیزات نظامى براى جنگیدن و مبارزه ندارد، باز بر شعار مبارزه مسلحانه و سرنگونى اصرار دارد؟

علت اینکه رجوى خودش را به هر اتفاقى قلاب میکند که نعره سرنگونى سر دهد، چیست؟ مثلا همین الان خود را می خواهد با جنگ طلبان کابینه آقاى ترامپ، وفق دهد و از لابیهاى دلارى اش در این راستا سود ببرد و در دستگاه تبلیغاتی اش آن را هوا هوا کند، براى چیست؟

چرا با این شیادى افراد تشکیلاتش را در آلبانى با بحثهاى سیاسى و ایدئولوژیکى خود در این راستا مشغول کرده  و آنها را همچنان مثل گذشته فریب داده و سرگرم میکند؟

رجوى براى بقاء زندگى کثیف و خائنانه خود و خانمش، نیاز به این همه دریوزگى و شیادى دارد تا با اغفال افراد تشکیلات و مغزشویى آنها و در اسارت نگه داشتن شان بتواند به خودفروشى و مزدورى ادامه دهد و صباحى بر عمر رئیس جمهور خود خوانده و کذایى و رهبرى موش همیشه خوابیده در سوراخ، یعنى خودش بیفزاید ولا غیر.

نتیجه، در یک کلام این همه مزدورى و خود فروشى و شیطان سازى و فریب با ترفند سرنگونى فقط و فقط براى حفظ بقاء رهبرى این تشکیلات است و لاغیر و رجوى نهایت هدفش هم براى تحقق این زندگى خفت و نکبت است، نه یک حرف اضافه و نه یک حرف کم.

حتى در صورت انقلابى دیگر در ایران رجوى و رجوى صفتان بخاطر خیانت شان در حق ملت و نفرت مردم هیچ جایگاهى در آینده ایران نداشته و نخواهند داشت. بگذارید با این ترفند چند صباحى دیگر دل خوش کنند اما خوب می دانند تشکیلات در بورژوازى، طناب گردن رهبران آن است، دور نیست آن روز.

„پایان“

*** 

مریم رجوی در حال مزخرف گوییبازهم حرف مفت و بی مالیات مریم رجوی! 

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28030

روشهاى سرکوب در درون تشکیلات مجاهدین 

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم ژانویه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد جنس و شیطان صفت بود که با کُک کردن آنها خواسته او … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

لینک به منبع

روشهاى سرکوب در درون تشکیلات مجاهدین

 سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد جنس و شیطان صفت بود که با کُک کردن آنها خواسته او را اجرا کنند. همانند داعش که کودکان انتحارى را تربیت میکند و به میان انسانهاى بى گناه میفرستد و حمام خون راه میندازد. رجوى هم دقیقا مربى و استاد ابوبکر البغدادى است در تربیت تروریست.

رجوى براى نگهداشتن افراد تشکیلات روشهاى متفاوتى بکار میبرد و در مواقعى که ناامیدى و یأس در درون تشکیلات سازمان موج میزد و به اصطلاح همه گیر و فراگیر میشد، اینجا بود که بحران تشکیلاتى و زنگ خطر بوجود میامد و رجوى خائن با اهرم هایى از قبیل پیش کشیدن عملیات داخله، نشست به اصطلاح دیگ و چسپاندن مارکهاى ناروا به اعضاء در نشستهاى جمعى، بحث ایدئولوژیکى اپورتونیسم در تشکیلات و درگیر کردن افراد در این رابطه، بحث دروغین نفوذى به میان کشیدن و بدهکار کردن، جداکردن زنها و مردها تا مدتى که از دید همدیگر بدور باشند و به هیچ عنوان در دید هم قرار نگیرند، تجمع و اختلاط مجدد زن و مرد در یک جا براى ارتزاق شدن، مشغولیت به کارهاى طاقت فرسا و فشار جسمى بیش از اندازه وارد کردن و کم خوابى، در مقاطعى بحث دزدى به میان کشیدن و تهمت به افرادى که کشش تشکیلات دروغین را نداشتن و با این ترفند زهر چشم گرفتن از بقیه و مشغولیت دادن آنها به پروژه نویسى و خواندن در جمع و تحقیر و تهمت هاى ناروا، قرارگاهى که احساس میشد بحث محفلى دور از انظار مسئولین شدت پیدا کرده است، نفرى که خواهان ماندن در تشکیلات نبود را سوژه جمعى میکردند و براى زهر چشم گرفتن از بقیه به اسم تعیین و تکلیف سوژه، حتى به مدت بیست ساعت بدون وقفه، نشست جمعى برگذار و چنان نفر را زیر ضرب تهمت و ناسزا میبردند که ترس وجود همه را میگرفت، با وجود اینکه مجبور بودى بر خلاف درونت در نشست  سر سوژه موضع بگیرى و بد و بیراه بگوئى. سرگرم کردن افراد به بندهاى متعدد انقلاب خود خوانده مریمى که چیزى جز تهى کردن افراد از هویت انسانى خود نبود و برده کردن و در زنجیر اسارت نگه داشتن نفرات و غیره که اکثراً نقش نسرین جلاد( مهوش سپهرى) در پیشبرد این خطوط بارز بود و این جلاد شخصا مسئولیت اجرائى آنها را بر عهده داشت و چنان بى وجدان و سنگ دل بود که در قصى القلبى حرف نداشت و روى جلادان داعش امروزى را سفید میکرد. نمونه زیر یکى از قصاوت قلبى این زن شکنجه گر در تشکیلات است که خلاصه اش را مى آورم،

عصر قبل از شام که همه از سر کار برگشته بودیم، گفتند که لایه، ام جدید سریعا بیاید سالن غذاخورى خواهر فرزانه، کار دارد. ما هم در سالن حاضر شدیم. فرزانه گفت، فردا صبح با خواهر نسرین نشست دارید. وقتى اسم این زن میامد همه میدانستند که چه خبر است و خود را آماده زد و خورد کلامى و حتى فیزیکى میکردیم.

صبح همه لایه ی ام، در سالن اجتماعات روى صندلیهاى مشخص شده که براى مراکز مختلف در نظر گرفته شده بود، نشستیم و ردیف جلو طبق معمول تمام زنان مسئولین مراکز و سلیطه هاى مجرى اوامر رهبرى نشسته بودند و سکوتى سنگین حکفرما بود. همه ترس و دلهره داشتند. بعد از یک ساعت انتظار کشیدن، جلاد وارد شد و همه از روى صندلى بلند شدیم. با شروع صحبت نسرین همه نشستیم. بدون مقدمه نسرین شروع به کوبیدن لایه ی ام جدید کرد و به همه سرکوفت زد که به اصطلاح اول همه را بدهکار خانم مریم بکند. سپس ش . هـ، را پشت میکرفون آورد و شروع کرد به تهمت دزدى زدن به این بنده خدا و تحقیر کردن و ناسزاهاى رکیک گفتن که همه اش لایق شخص نسرین و رهبرى مفلوک و بى ریشه او یعنى مسعود و مریم رجوى بود، در این بین اوباش همیشه آماده رجوى پشت میکروفن صف بستند و هزاران تهمت دروغ بار این انسان آزاده کردند که آدم از گفتن آنها شرم دارد. اینقدر این شخص را تحقیر کردند که حد و حساب نداشت و همین نشست شش ساعت طول کشید تا نفر را از روى اجبار به تسلیم شدن وادار کردند و در آخر، نسرین همه را موظف به پروژه نویسى کرد که این نشستها ادامه پیدا کند و بدین وسیله با این ترفند خفقان و سرکوب خود را پیش برد تا برده و بنده براى رجوى درست کرده و به قول خودشان مجاهد صیقل زده و گوهر بى بدیل که به معناى واقعى همان انسان بى هویت و اسیر خرافات است، تربیت کند و از بحران نارضایتى این لایه و کشیده شدن به سمت محفل، سد نماید. اما داستان ش . هـ، این بود که این آقا واقعا مرد شریفى بود، آزارش به مورچه هم نمیرسید، آدم روشنفکرى بود و معلومات عمومى خوبى داشت و براى همه دوست داشتنى بود. هرگز اعتقادى به این خرافات ایدئولوژى رجوى  نداشت و به همین دلیل مجاهد هم نبود، اما در درون تشکیلات واقعا زجر کشید. نسبت به بندهاى انقلاب به اصطلاح درونى مجاهدین بى تفاوت بود. سر همین، مورد کینه و نفرت رجوى و مسئولینش بود. اما براى اکثر نفرات تشکیلات دوست داشتنى و مهربان بود. یک روز اتفاقى من تنها در پارک اشرف بودم که ش.هـ، را آنجا دیدم. رفتم پیشش و درباره آن نشست و قضیه آن از او سؤال کردم در جواب گفت، من دو سال است که در خواست رفتن داده ام، ولى بعد از آن هر دو هفته یکبار چنین کارهایى سر من میآورند و من هم نمیخواهم توى این مناسبات دروغین و خفقان مطلق باشم. یکبار قصد خودکشى داشتم که دوباره غیرتم اجازه نداد که خودکشى کنم. من هم آدمى نیستم که بخواهم فرار کنم و انسانیتم اجازه نمیدهد که با نامردى مثل اونا تنظیم کنم.

من مقدارى دلداریش دادم و چون کرد بود، غیرت کرد بودن را برایش یادآورى کردم که باید صبور باشد و سپس از هم جدا شده و دیگر او را ندیدم تا اینکه بعد از سرنگونى صدام، شنیدم از سازمان جدا شده و رفته تیف پیش آمریکائیها، هر جا هست الان برایش آرزوى موفقیت دارم و امیدوارم که جنایات رجوى در حق خود و دوستان و یارانش را هرگز به فراموشى نسپارد.

„پایان“

*** 

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27815

خودکشى سعید صید مراد در آخرین مأموریتهاى راهگشایى

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سعید صید مراد، یکى از افراد زبده و قدیمى سازمان بود که در نقش أفسر اطلاعات و عملیات و در طراحى آتش توپخانه اى ارتش به اصطلاح آزادیبخش، نقش اساسى داشت و در عملیاتهاى موسوم به راهگشایى، یکى از بهترین فرماندهان تیم هاى اعزام کننده بود و مأموریتهاى مهم عبور از مرز به او سپرده می شد … 

مهوش سپهری (نسرین) زندانبان مجاهدین خلق و قاتل نسرین احمدی

افشای مزدوران و شکنجه گران مخابرات صدام، سازمان مجاهدین خلق، فرقه رجوی

لینک به منبع

خودکشى سعید صید مراد در آخرین مأموریتهاى راهگشایى

سعید صید مراد، یکى از افراد زبده و قدیمى سازمان بود که در نقش أفسر اطلاعات و عملیات و در طراحى آتش توپخانه اى ارتش به اصطلاح آزادیبخش، نقش اساسى داشت و در عملیاتهاى موسوم به راهگشایى، یکى از بهترین فرماندهان تیم هاى اعزام کننده بود و مأموریتهاى مهم عبور از مرز به او سپرده می شد. سال ١٣٧٩ آخرین مأموریتهاى داخل یعنى ترور و بمبگذارى و خمپاره زنى، در شهرها بود. سعید آن شور حال و رمق و توان گذشته را نداشت و همیشه در خود و گوشه گیر شده بود. دیگر با نفرات پائین تر تشکیلات گرم نمی گرفت و در یک کلام متناقض تمام عیار شده بود و کسى هم از این سِر خبرى نداشت که چرا سعید صید مراد، به این وضعیت افتاده است. او که همه چیز برایش فراهم بود و سازمان روى او حساب ویژه باز میکرد و در چشم همه هم به اصطلاح „نامبر وان“ قرارگاه حبیب در بصره در تشکل یک فرمانده واحد عملیاتى که مأموریت اصلى و  خطرناک عبور از مرز به او سپرده می شد، بود.

یک روز ظهر من در پست نگهبانى ضلع شمال شرق قرارگاه حبیب بودم و تازه پستم شروع شده بود که یک نفر آمد و گفت، من جاى شما آمده ام، شما بروید مثل اینکه کارت دارند. وقتى رفتم سمت اتاق کار، یوسف نبى پور داشت می آمد تا مرا زودتر ببرد و بدون سلام و علیک گفت، برویم اتاق خواهر پروین (پروین صفایى) فرمانده قرارگاه حبیب، یک ماموریت مهم داریم که تیم سعید صید مراد را باید از میدان مین عبور دهیم. یاد آورى اینکه یوسف نبى پور، فرمانده یگان مهندسى مرکز ما بود و مسئولیت داشت واحد عملیاتى را از میدان من عبور دهد. وقتى وارد اتاق فرمانده قرارگاه شدم، واحد سعید توجیه شده بود و فقط من را به خاطر یادآورى مهم این مأموریت خواسته بودند که به همراه یوسف نبى پور، تیم سعید را از میدان مین عبور دهیم و برگردیم.

از آماده سازیها که دو ساعت فرصت داشتیم تا از قرارگاه حرکت کنیم، معلوم بود که یک مأموریت فوق العاده مهمى است.

هنگام حرکت با دو تا خودروی واز، می رفتیم که من راننده یکى از وازها بودم. قبل از استارت زدن خودرو یک دفعه سر و کله جلاد مهوش سپهرى، معروف به نسرین خون آشام که در جایگاه مسئول اول سازمان قرار داشت  و از روز قبل براى نظارت و فرماندهى و توجیه واحد به قرارگاه حبیب آمده بود، پیدا شد  و  مأمویتهاى مهم را مستقیما زیر نظر خودش انجام می داد. آنجا پروین صفایى، زرى که افسر عملیات قرارگاه بود و واحد سعید،  یوسف و من  دیگر کسى نبود،  نسرین خطاب به سعید تأکید کرد که این مأموریت را فقط به این خاطر به سعید سپردم که سازمان و رهبرى تأکید زیادى روى دقت عمل و انجام تام و تمام آن دارند و باید صد در صد و بدون شکاف، با موفقیت انجام شود و اگر این مأموریت لو برود و موفق نشوید، هیچ کدامتان حق برگشت به قرارگاه را ندارید. من خودم واحد سعید را کاملا توجیه کردم و به مأموریتشان واقف هستند. تیم یوسف هم باید از زبان خودم این تأکید را می شنید و الان هم سوار شوید و حرکت کنید، واحد پشتیبان دیرتر حرکت می کنند و موقع برگشت از طریق بیسم اطلاع داده می شود که به آنها محلق شوید.  سپس ما سوار شدیم که مجدداً به سعید گفت، مأموریت با موفقیت انجام نشود بر نگردید.

ما با دو خودروى واز حرکت کردیم.  مستقیما تا خط یک عراق با واز رفتیم. هوا تاریک شده بود. در مختصات مورد نظر پیاده شده و منتظر واحد پشتیبان شدیم که وازها را تحویل بگیرند. بعد از یک ساعت، واحد پشتیبان رسید. همه به جز سعید از خاکریز یک عراق رد شدیم و نفرات پشتیبان را ندیدیم. سعید آخرین هماهنگى را با تیم پشتیبان کرد و به ما ملحق شد.

مأموریت از معبر „D12“ شمال جاده شلمچه انجام می شد، شب مهتابى بود و دید خوبى داشتیم. از خط یک عراق تا میدان مین نزدیک به هفتصد متر فاصله بود،  نرسیده به میدان مین، یک کانال آب قرار داشت که سمت غرب کانال یعنى سمت عراق، چند لإیه سیم خاردار حلقوى و موانع کند کننده وجود داشت. از این موانع به سلامت رد شدیم. از کانال هم عبور کردیم که تا بالاى زانو آب داشت، میدان مین بعد از کانال آب به فاصله چهل مترى شروع می شد. زمین دشتى و هموار بود. ما به لبه جلویى میدان مین رسیدیم. دنبال پیدا کردن گذرگاه بودیم که از سمت جنوب کنار کانال آب صداى دو نَفَر شنیده می شد که با هم صحبت می کردند و به سمت شمال مى آمدند. سعید فرمان داد، در جایمان بنشینیم. فرصتی وجود نداشت. زمین هموار بود. اگر بیست متر دیگر جلو مى آمدند، ما را می دیدند. لذا سعید گفت، بلند شوید و از کنار کانال به سمت شمال برویم تا ما را پیدا نکردند شاید جلوتر خاکریز یا گودالى پیدا شود و در حین راه رفتن گفت، لو رفتن مرز سرخ است. همچنان که می رفتیم، دو نفر هم به سمت شمال مى آمدند. ما رسیدم به یک سیم خاردار که نم یشد جلو رفت. باید می رفتیم روى بلندى کانال که آن وقت دیده می شدیم. لذا سعید گفت، همینجا توى سینه کش خاکریز کانال دراز کشیدیم. بعد از یک دقیقه نشده دو نَفَر گشت رسیدند بالاى سرمان و ایست دادند که خود سعید بلافاصله شلیک کرد و درگیرى شروع شد. همه شروع به شلیک کردیم. یکى از گشتى ها تیر خورد و همانجا افتاد. رفتیم بالاى خاکریز دیدیم فقط یک نَفَر است. نَفَر دوم سالم در رفته است. یک دفعه سعید داد زد، شما برگردید قرارگاه الان شما را محاصره می کنند. بعد از چند ثانیه خودش افتاد روى زمین. ما فکر کردیم تیر خورده است. در همین حین که با جسد سعید کلنجار می رفتیم که چطور برگردانیم و از کانال عبور بدهیم، ذهن همه مشغول و درگیر بود من و یکى دیگر از بچه هاى تیم به اسم پرویز دو تا پوتین او را گرفته و از لبه کانال بالا کشیدیم. سعید سنگین بود نمی شد حمل کرد. با هر زورى بود او را از کانال عبور دادیم. یوسف مسئولیت تماس با قرارگاه و نیروى پشتیبان را داشت و اصلا به مشکل ما توجهى نکرد. به موانع خاردا که رسیدیم، شلیک از چپ و راست شروع شد. سعید را همانجا گذاشتیم و پانزده متر از موانع آنطرف تر یک خاکریز کوتاه بود. پشت آن موضع گرفتیم که تیر و ترکش آر پی جى، به ما اصابت نکند و منتظر فرمان از قرارگاه و تعیین تکلیف بودیم. قرارگاه اصرار داشت که حتما باید جسد را با خودمان برگردانیم. اما شدنى نبود. من با سینه خیز آخرین بار بالاى جسد برگشتم، جى پى اس و نقشه و ….. از داخل جلیقه اش در آوردم. هر چى براندازش کردم، جایى خون نبود و زخمى در بدن نداشت. نیروهاى ایران داشتند به ما نزدیک می شدند که پرویز داد زد، برگرد الان أسیر می شوید که بلافاصله برگشتم. یوسف وضعیت را از من پرسید گفتم، من هرچى بدنش را گشتم نه خونى و نه زخمى نه دیدم که یوسف عصبانى شد و همینطور که با قرارگاه در تماس بود و از آنها اصرار که جسد را برگردانید، یوسف گفت، کریم هم از کنار جسد آمد پیش ما الان ماهم درگیر می شویم تا شهید شویم. بالاخره اتاق عملیات قرارگاه، قانع شد بدون درگیرى عقب بکشیم و جسد سعید را همانجا جا گذاشتیم و عقب نشینى در میان آتش گلوله و آر پی جى، شروع کردیم و خوشبختانه به هیچ کدام از ما در حین عقب نشینى آسیبى نرسید و به عقب برگشتیم.

در خط یک یوسف  گفت، هیچکس حق ندارد در این باره با هم حرف بزند و حتى کسى حق ندارد موضوع را به نفرات پشتیبان بگوید. من خودم هستم نیاز باشد جواب می دهم.

صبح به قرارگاه رسیدم. همه از این حادثه ناراحت و بهم ریخته بودیم. همینکه از خودرو پیاده شدیم، زنهاى ستادى أحاطه کردند و گفتند سلاح ها و تجهیزات را داخل خودرو بگذارد سریعا بروید اتاق ستاد، ما هم همین کار را کردیم. در اتاق ستاد نشستیم  و زرى که أفسر عملیات بود، آنجا پیش ما نشسته بود که با هم حرف نزنیم. بصورت تکى و جداگانه،  صدا میزدند که پیش پروین برویم. وقتى نوبت من شد، وارد شدم. نسرین با پروین بودند، من روى یک صندلى نشستم و شرح ماجرا را از من خواستند، من هم جریان را از الف تا یا، توضح دادم و جریان بررسى بدن و عدم وجود خون و زخم را گفتم که نسرین برآشفت و گفت، تیر توى دهنش خورده و از پشت در آمد و در جا شهید شده، من گفتم، خواهر من پشت سرش را کاملا دیدم و لمس کردم، چنین نیست که به من گفت، تو اشتباه میکنى و فعلا بروید استراحت کنید،  حق ندارید اصلا به هیچکس حتى همین خواهر پروین بگوئید، پیش من حرف زدید تمام و دیگر نیازى نیست جایى حرفى بزنید، فقط بعد از استراحت حتما گزارش را مفصل بنویس، من امشب می روم باید تا شب به دستم برسد و پس فردا هم توى همین قرارگاه مراسم با شکوهى براى سعید می گیریم که در شأن او باشد.

مراسم واقعا با شکوهى گرفته شد و زندگى نامه مبارزاتى سعید و نحوه شهادتش را خواندند. واقعا سرم صوت کشید. از این دروغ بزرگ که سعید چندین نفر از پاسدارها را کشته و خودش سرفرازانه با تیر دشمن به شهادت رسید. یادش بخیر و راهش پر رهرو باد!

همین دروغ بزرگ ذهن من را گرفته بود و سخت مشغولم کرده بود. واقعیت این بود که سعید تیر نخورده اما کشته شد، چون وی عنصر تشکیلاتى بود و نسرین تأکید کرده بود که اگر مأموریت لو برود خودتان هم برنگردید، سعید قرص سیانورى که از خط یک زیر زبان گذاشته بودیم، در دهان خود شکاند و خودکشى کرد و این جنایتکاران و سران سازمان نم یخواستند کسى متوجه این قضیه بشود و این تناقض همچنان مرا اذیت می کرد تا یک روز با یکى از این مسئولین که زیاد با سعید چفت بود، بحث را باز کردم، زیرا او هم مسأله دار شده بود و وضعیت تشکیلاتى خوبى نداشت و در جواب به من گفت، خیلى ها از جمله مرحوم سعید، از عملیاتها و ترور در داخل ناراضى بودند که این چند سال وقت سازمان صرف این مأموریتها شد، ولى حاصلى جز پس رفت براى ارتش نداشته است و سعید درگیر همین مسأله بود و به همین دلیل خودش را راحت کرده است. بعد به من گفت، مواظب خودت باش و این موضوع را به کسى نگویید که درز پیدا کند و آنوقت مرگ ناخواسته خودت را رقم بزنید.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27753

آزادى حلب از دست تروریست ها مبارک

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۶:… روزنامه گاردین به نقل از یک منبع نظامی آگاه در حلب اعلام کرد تمامی خطوط دفاعی تروریست‌های تکفیری در این شهر در هم شکسته است و تا ساعاتی دیگر بزرگترین پیروزی نیروهای دولتی سوریه در برابر مخالفان رقم خواهد خورد. با وجود آنکه آزادسازی کامل حلب هنوز به طور رسمی اعلام نشده است؛ گزارش‌ها حاکی … 

مریم رجوی داعش اسرائیل غزهحرکات میمون وار رجوی برای این بار برای شیوخ مرتجع

لینک به منبع

آزادى حلب از دست تروریست ها مبارک

روزنامه گاردین به نقل از یک منبع نظامی آگاه در حلب اعلام کرد تمامی خطوط دفاعی تروریست‌های تکفیری در این شهر در هم شکسته است و تا ساعاتی دیگر بزرگترین پیروزی نیروهای دولتی سوریه در برابر مخالفان رقم خواهد خورد. با وجود آنکه آزادسازی کامل حلب هنوز به طور رسمی اعلام نشده است؛ گزارش‌ها حاکی از آن است که مردم حلب با حضور در خیابانها، پیروزی این شهر را جشن گرفته اند.

مردم  شهر حلب پس از حدود ۴ سال، شب گذشته را بدون حضور تروریست‌ها به صبح رساندند

بنابر این، شکست و به کورنر بردن داعش در سوریه و آزادى حلب و همچنین آزادى موصل در آینده اى نزدیک از زیر یوغ بعثى – داعشى بر تمامى ملتهاى آزاده جهان بخصوص مردم مظلوم دو کشور سوریه و عراق، مبارک باد. راستى مریم رجوى این مادرخوانده داعش و بعث که  شکستهاى پى در پى  بر پیکره پیر و فرتوت خود و شوهرش را می بیند و آمال و آرزوهایشان به نیستى تبدیل میشود  وضعیت و حال زارش چگونه خواهد بود!؟

کسى که تروریستهاى آدم کش در حلب را مبارزان آزادى خطاب میکرد و براى مردم حلب اشک تمساح میریخت و آنچه که در چنته داشت از مظلوم نمایى براى حلب و برپا کردن شوى تبلیغاتى و گردآورى سران تروریست در اورسورآواز فرانسه تا اختصاص کامل دستگاه شیطان سازى تبلیغاتى فرقه در این زمینه و مصاحبه هاى فریبکارانه از تروریستها و جا زدن به اسم مردم غیر مسلح حلب، همه و همه آتش درونى و شعله ور این خانم پیر و فرتوت براى یک روز اضافه نمودن بر عمر خود و شوهر بى ریشه اش بود  و کسى که با وصل کردن خود به تروریستهاى آدم کش می خواست بعد از سرنگونى اربابش صدام حسین، فضا و تنفسى تازه بیابد و اسب تروریستى فرقه اش را مجددا به جولان در آورد. اما باید گفت این رجوى نحوست عجیبى دارد با هر کس دست داد و به معاشرت پرداخت بدون شک به خاک سیاه نشانده  شده و خواهد شد و از دور خارج می شود

تجربه بنى صدر، حزب دمکرات کردستان و شخص قاسملو، دیکتاتور عراق صدام حسین با حزب بعث اش و همین عربستان که پشتیبان اصلى تروریستها در سوریه و عراق بود و در أوج قدرت سیاسى می خواست کشور بزرگ و متمدن ایران را جولان داعش نماید و همچنین در أوج سرمستى به تشکیل ائتلاف عربى دست زد تا نیات پلید خود را در خاورمیانه پیاده کند و از این بابت دست دوستى به سمت رجوى وطن فروش و خائن به مملکت خود، دراز کرد، الان در چه نقطه ضعفى قرار داشته که هر روز از خواسته هاى شیطانى خود عقب نشسته تا جایى که انشاءالله روزى برسد مردم مظلوم یمن با دست خود حق این جانیان را در کف دستشان گذاشته و خون مظلومین به زمین ریخته این کشور فقیر، گریبانگیر خداى قدرت و ثروت این مرتجعین گردد

همچنین، حقوق بگیرانش در همین کشورهاى اروپایى مانند آلخو کوادراس، آقاى استیونسون و…..   که وقتى بناى معاشرت با این زوج شوم و نحوست گذاشتند، چگونه بالاخره از أوج خود به زیر کشیده شده و از صحنه حذف شدند یا همین لابیهاى رجوى در آمریکا از اینکه پرشان به رجوى خورده است، چگونه بخت خود را در انتخاب دولت جدید از دست می دهند

البته براى آزادگان و وجدانهاى انسانى بسى جاى شعف دارد که عدالت بر شقاوت و کینه توزى و تروریسم پیروز می شود و این حق است که به کرسى خواهد نشست و روسیاهى براى مسعود و مریم رجوى است، خوار و ذلیل باد این زوج تروریست که عده اى از نفرات تشکیلات را همچنان  در اسارت خو در کشور آلبانى محبوس و دور از اجتماع در این کشور نگهداشته است و براى آنها نسخه پوسیده انقلاب مریم تروریست می پیچد.

واقعیت تلخى است وقتى شنیده میشود که مریم رجوى به آلبانى میرود که حصار تشکیلاتى و به اصطلاح عقیدتى – ایدئولوژیکى، تنیده تر کند و همچنان به مزخرف گویى روى آورده و بنام انقلاب درونى مجاهدین و رهبر عقیدتى، درون ذهن افراد را  تسخیر کرده و مغزشویى نماید و دم از سرنگونى و فاز جدید بزند.

 آخر کسى نیست به این عجوزه پیر حالى کند که دوران شما  و شوهر بى ریشه ات به سر آمده و تروریست پرورى هم دیگر از شما زوجین شیطان صفت دردى دوا نخواهد کرد.

دوستانى که جدیداً از این سازمان جدا شده اند و در هتلها جا گرفته اند، وضعیت فشارهاى سران رجوى بر تشکیلات و محبوس کردن هر چه بیشتر ذهنى این افراد را یادآور شده و تقلاى تمام رهبرى و مسئولین این فرقه راه  به جایى نبرده است و تشکیلات با بحرانى از طلبکارى افراد مواجه است و سران سعى دارند با گذاشتن نشستهاى مداوم سر افراد شیره مالیده و آنها را به کارهاى آموزشى سرگرم نمایند و نهایت مخفیکارى رجوى و ترس از جانش بالاخره او  مجبور شد که پس از مدت مدیدى که ابهامات در باره او به أوج رسید و نفرات تشکیلات که در بایکوت خبرى و رسانه اى و ارتباطى مطلق، هستند نیز متناقض کرده تا جایى که مرز سرخ ایدئولوژیکى – تشکیلاتى را زیر پا گذاشته و ابهامات خود را در مورد سرنوشت مسعود رجوى براى مسئولینشان بیان کرده اند. رجوى خود با پیام صوتى باز افراد را توصیه به اجرا کردن بندهاى انقلاب مریم میکند که خود این براى افراد تناقض بیشتری به همراه داشته و همچنان ریزش در صفوف پوسیده تشکیلات مریم رجوى ادامه دارد

به امید نابودى کامل هر چه جرثومه تروریسم در جهان

„پایان“

*** 

Maryam Rajavi terrorist syriaگروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27564

شوى“ مریم رجوى یا کابوس نابودی اش“ 

 Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۶:… مریم رجوى در افاضات خود به دولت هاى ١۶ سال گذشته آمریکا، تاخت و سیاست آنها را به باد انتقاد گرفت که چرا خاک ایران را به توبره نکشیده اند! این عجوزه پر خط و خال، نگفت که در این سالیان مورد نظر ایشان سیاست تحریم، مردم ایران را به شدت زیر فشار زندگى روزمره برد و اربابانش در این مدت از هیچ رذالتى … 

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینبی بی سی: رامنی، جولیانی یا کاندیدای سوم: چه فرقی می کند؟

Nothing to celebrate – MEK leader Maryam Rajavi pretends forced move to Albania is a great victory

لینک به منبع

شوى“ مریم رجوى یا کابوس نابودی اش“

روز شنبه ٢۶ نوامبر، مریم رجوى این عجوزه شیطان صفت، فریبکار و تروریست در فرانسه یک „شوى“ تبلیغاتی و دجالگرایانه برگذار کرد. تعدادى از لابیهاى مزدبگیر خود و همچنین شمارى از آمران تروریستى در خاورمیانه در آن شرکت داشتند.

مریم رجوى در افاضات خود به دولت هاى ١۶ سال گذشته آمریکا، تاخت و سیاست آنها را به باد انتقاد گرفت که چرا خاک ایران را به توبره نکشیده اند! این عجوزه پر خط و خال، نگفت که در این سالیان مورد نظر ایشان سیاست تحریم، مردم ایران را به شدت زیر فشار زندگى روزمره برد و اربابانش در این مدت از هیچ رذالتى در حق مردم ایران کوتاهى نکردند و بیشتر از این دیگر در توان نداشتند که به مقابله ملت بزرگ ایران برخیزند، حال براى دم تکان دادن براى رئیس جمهور جدید آمریکا، با این موضع گیرى، سرسپردگى و مزدورى خود و شوهر مفقود شده اش را در ید اختیار دولتمردان جدید آمریکا قرار داده و میخواهد بگوید در جاسوسى از ملت ایران، مزدور و سرسپار تمام عیار خواهیم بود.

مریم رجوى، خطاب به دولت آمریکا داد سخن رانده و میگوید: „همکاری با آخوندها برای مقابله با داعش فاجعه‌بار است، باعث تقویت رژیم ایران و تروریسم ناشی از آن و تغذیه سیاسی و اجتماعی داعش می‌شود.“

این مادرخوانده تروریسم از جدیت ائتلاف روسیه  در نابودى داعش به هراس افتاده و ترس از نابودى داعش در عراق و سوریه، رعشه بر اندامش انداخته و به تکاپو و مزدورى انداخته است.  شکست داعش در عراق و بالطبع آن در سوریه، همانگونه که شاهد هستیم با جبهه بندیها در خاورمیانه و قرار گرفتن مصر در کنار ملت و ارتش عربى سوریه، ائتلاف عربستان حامى اصلى داعش و فتنه مذهبى در خاورمیانه را به حاشیه برده و به شدت در حال تضعیف شدن است، آمریکا تا الان هم که بعنوان موتور محرک تروریستها، بخصوص داعش عمل کرده است. الان اگر آقاى ترامپ  به وعده هاى انتخاباتى اش عمل نماید و در جبهه ضد داعش با روسیه متحد شود، آنگاه است که عربستان و …. با مریم رجوى در دومینه خاورمیانه که فتنه گرى و تروریسم پرورى بود، قافیه را بأخته اند و آن وقت است که راه تنفس این زوج تروریسم یعنى مسعود مرحوم یا مفقود شده و مریم رجوى، مسدود خواهد شد و سرمایه گذارى سى ساله به اصطلاح مبارزه شما بخوانید تروریسم و مزدورى، بر باد رفته و نابودى تمام عیار خود را می بینند.

مریم رجوى، با برگذارى چنین جلساتى و آوردن تروریستها بر سر سفره خودش و اینکه براى تروریستهاى حلب سینه چاک میدهد و به زمان و زمین ناسزا میگوید که چرا حمایت از تروریسم رها شده است و چرا نور چشمى هاى مریم رجوى همانهایى که آنها را انقلابیون و عشائر عراق و انقلابیون سوریه می نامید، تنها مانده و دارند به درک واصل می شوند و امید رجوى بر باد میرود. این عجوزه تروریست فکر میکند با اینکار میتواند مرهمى بر زخم داعش و امثالهم بگذارد و براى حلب شیون و زارى و آه و ناله می کند. اما بداند جنایاتى که خود و شوهر مفقود شده اش در حق مردم ایران و عراق و نیروهاى منتقد خود انجام داده اند هرگز به فراموشى سپرده نشده و نخواهد شد و باید تاوان آنرا  پس بدهد، دنیا بى حساب و کتاب نبوده و نخواهد بود، روزهاى خوش در دامن صدام و رهروان آن دیکتاتور بسر آمد، منتخبان ملت عراق با رأى بر حقوق حشد الشعبى و قانونى بودن این تشکل مهم،  تقویت بنیه نیروى نظامى و انتظامى عراق را بیش از بیش در مواجهه با تروریسم، مهر کرد و دیگر بازماندگان صدام و داعش جایى در عراق نداشته و این براى رجوى به مثابه حکم مرکش است و سرمایه گذاریش روى تروریسم در عراق، به کابوس نابودى خودش تبدیل شده است و جنب و جوش مریم رجوى در این راستا، نوش دارو بعد از مرگ محسوب می شود.

„پایان“

*** 2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpg

مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

رودی جولیانی مجاهدین خلق مریم رجوی تروریسمرادیو امریکا: مصائب رودی جولیانی برای کاندیداتوری تصدی وزارت خارجه دولت آینده آمریکا

رودی جولیانی مواجب بگیر سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویرادیو فردا: ارتباط جولیانی با گروه‌های خارجی برای تصدی وزارت خارجه «مشکل‌ساز» است

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَعادل اعظمی: تو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

رودی جولیانی و دونالد ترامپ مجاهدین خلف قرفه رجویAmbassador Daniel Benjamin: I was at State when we took the MeK (Mojahedin Khalq, Saddam’s Private Army) off the terrorist list. But team Trump’s ties to the group still worry me.


(Massoud Rajavi and his pay master Saddam Hussein)
 

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

*** 

همچنین:

توافق هسته ای اضمحلال فرقه رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… ناراحتی مسعود و مریم رجوى از توافق هسته ای به خاطر موجودیت تشکیلاتشان است، چرا که این توافق در کل منطقه اثراتش را خواهد گذاشت و منطقه در تعادل قبلى که رجوى آنرا هوا هوا میکرد و جو ضد رژیم بود، از بین میرود و رابطه ها ا

فلسفه روزه و سوء استفاده رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:…  در فرقه رجوى سوء استفاده از مقدسات و شعائر اسلامى از جمله روزه گرفتن، یک دسیسه و نیرنگ بیش نیست که رجوى بصورت فرمالیستى با اجبار کردن افراد تشکیلات به انجام آن، آنها را برده و بنده خود میکند. سوء استفاده رجوى از روزه 

خانواده، آنتى تز ایدئولوژى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم می ۲۰۱۵:…  راستى چرا رجوى و سران تشکیلاتش اینقدر از خانواده و اسم آن میترسند؟ دلیل این همه رذالت رجوى و سران تشکیلاتش در حق این پدر و مادرهاى پیرى که با بجان خریدن تهدیدات امنیتى به امید دیدار عزیزانشان به عراق میروند، اما با رفتا