همراه با چاشنی غلیظ دروغ، تکرار مکررات دوای درد مریم نیست – قسمت دوم و نهایی

همراه با چاشنی غلیظ دروغ، تکرار مکررات دوای درد مریم نیست – قسمت دوم و نهایی

تکرار مکررات دوای درد مریم رجوی نیستصابر تبریزی، ایران اینترلینک، شانزدهم نوامبر 2020:… مماشاتی که شما همواره مطرح میکنید، طی این 40 سال تقریبا وجود خارجی نداشته که اگر داشت با تحریم اقتصادی ، تحمیل جنگ ودست زدن به انواع کودتاها وهمچنین دادن اطلاعات بشما که چه کسانی ازرهبران جمهوری اسلامی را  چگونه ترور کنید ، اتفاق نمیافتاد. ضمنا، آمریکا نهضت های رهائی بخش را تروریست وازنوع بدش میداند وزمانی که درعراق با شما دمخور شد، دریافت که شما ازجنس دیگری هستید و شایسته است که شما را ازلیست تروریست های ” بد ” خارج کرده ودر لیست تروریست های قرار دهد که ” خوب ” هستند و غالبا این نوع تروریست ها ازدست سازهای خودش بوده وبا کمک های مالی عربستان وشیوخ مرتجع دیگر تجهیز وتسلیح شده اند. همراه با چاشنی غلیظ دروغ، تکرار مکررات دوای درد مریم نیست 

سازمان حنیف و مسعود ؟ تکرار مکررات دوای درد مریم نیستسازمان حنیف و مسعود ؟ جمع بی ربط دو متضاد

همراه با چاشنی غلیظ دروغ، تکرار مکررات دوای درد مریم نیست!

قسمت دوم ونهائی

26/08/1399

لینک به قسمت اول:

همراه با چاشنی غلیظ دروغ، تکرار مکررات دوای درد مریم رجوی نیست – قسمت اول

مریم رجوی درادمه ی پیام خود میگوید :

” آخوندها برای خروج از مخمصه سرنگونی راه‌حلی ندارند. آن‌ها بی‌صبرانه در انتظار تغییر سیاست در آمریکا هستند و در این خیال‌ها سیر می‌کنند که از این نمد برای خود کلاهی بدوزند. غافل از این‌که حالا دیگر به نقطه‌یی رسیده‌اند که این، بالمآل بر بحران‌هایشان از سر تا پای رژیم خواهد افزود و گرهی از مشکلات نظام پوسیده و فاسد ولایت فقیه باز نمی‌کند. هم‌چنان‌که وقتی زمان سرنگونی رژیم شاه فرا رسیده بود به‌رغم این‌که تحریمی هم در کار نبود و پول و حمایت کامل آمریکا و اروپا را هم داشت، در برابر قیام مردم ایران یارای ایستادگی نداشت “.

تکرار مکررات دوای درد مریم رجوی نیست

فعلا تصور عاقلانه ای برای سرنگونی حکومت به لحاظ جمیع شرایط وجود ندارد.

ضمنا، سیاست های کلان آمریکا توسط دولت پنهان ( کارگزاران حداکثر117 شرکت انحصاری) تعیین میشود و نقش رئیس جمهور بعنوان یک پارامتر مستقل چندان تعیین کننده نیست وما این مسئله را درمورد ترامپ که گاها درمقابل این دولت پنهان سربه هوایی میکرد ودرنهایت شکست میخورد ، مشاهده کردیم.

تمام تجارب تاریخی و همچنین توازن قوای جهانی ومنطقه ای نشان میدهد که سرنوشت ایران همراه به زیگزال هایی که وجود خواهد داشت، درداخل خود ایران تعیین خواهد شد و حکومتیان که اطلاعات بمراتب گسترده تری ازمن وتو دارند ، به مسئله واقف تر بوده و مطمئن باشید که کارهایی خواهند کرد تا هم مشکلات مردم را بطور تدریجی حل کنند وهم احتیاجی به سرنگون شدن نداشته باشند وازاین روست که آنها ضمن نگاهی  طبیعی به تحولات خارجی ، ترجیحا درصدد انجام کارهایی برای تمشیت امور خواهند بود.

سرنگونی شاه هم خلق الساعه نبود و ماحصل تغییر دوران که بنفع اش نبود وطی تلاش های شبانه روزی دو ساله ی مردم ایران اتفاق افتاد.

تلاش هایی که بسیار گسترده بود ومثل حالا به اعتراضات مدنی پراکنده که همگرایی لازم را باهم نداشته وازقدرت تعیین کنندگی برخوردار نیستند ، نبود.

دوباره :

” به نظر ما و مردم ما زمان سرنگونی دیکتاتوری دینی فرا رسیده است. و آن‌چنان که مسعود رجوی یکبار از قول ویکتور هوگو گفت هیچ چیز قوی‌تر از آرمانی نیست که زمانش فرا رسیده باشد.

سیاست مماشات دیگر تکرار شدنی نیست و دردی هم دوا نمی‌کند. آخوندها فراموش نکرده‌اند که بزرگ‌ترین ضربات در عرصه بین‌المللی را از همین مقاومت در دوران دلپذیر! مماشات دریافت کردند؛ از جمله خروج سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت و ارتش آزادیبخش از لیست‌های تروریستی آمریکا و هم‌چنین بیرون کشیدن مجاهدین از چنگال دژخیمان عراقی همین رژیم. دو ضربه‌یی که بعد از گذشت سال‌ها رژیم هم‌چنان از درد آن به خود می‌پیچد “.

نظر شما بجای توجه دقیق به واقعیات، به اراده گرایی موهوم متکی بوده وصائب نیست.

یعنی جریان اینطور نیست که وقتی شما با تبعیت ازتوهمات و رویاهای دست نیافتنی خود تصمیمی گرفته اید که سخت خیال پردازانه است ، جریانی مجبور به اتفاق افتادن باشد واز این حیث مسئله ی شما که صورت آن غلط است، حل نشدنی میباشد!

مماشاتی که شما همواره مطرح میکنید، طی این 40 سال تقریبا وجود خارجی نداشته که اگر داشت با تحریم اقتصادی ، تحمیل جنگ ودست زدن به انواع کودتاها وهمچنین دادن اطلاعات بشما که چه کسانی ازرهبران جمهوری اسلامی را  چگونه ترور کنید ، اتفاق نمیافتاد.

ضمنا، آمریکا نهضت های رهائی بخش را تروریست وازنوع بدش میداند وزمانی که درعراق با شما دمخور شد، دریافت که شما ازجنس دیگری هستید و شایسته است که شما را ازلیست تروریست های ” بد ” خارج کرده ودر لیست تروریست های قرار دهد که ” خوب ” هستند و غالبا این نوع تروریست ها ازدست سازهای خودش بوده وبا کمک های مالی عربستان وشیوخ مرتجع دیگر تجهیز وتسلیح شده اند.

آیا شما میخواهید باین سرنوشت نکبت بار خود افتخار کنید؟؟!!

سپس :

” حرف آخر را مردم ایران می‌زنند. سرنوشت را پیشتازان، شورشگران و ارتش آزادی‌ستان می‌نویسند. ما خود نویسندگان سرنوشت خویشتن و خلق و میهنیم “.

و بهمین جهت است که شما جایی درمعادلات داخل ایران نخواهید داشت از آنرو که ازخلق جدا شده اید.

زمانی که آن برخوردهای زشت و خصمانه  را با خانواده های اعضای خود با ممانعت از یک تماس تلفنی ویک ملاقات ساده ی خانوادگی که این حق برای جانیان زندانی درایران برسمیت شناخته شده میکنید که طبعا باید نزدیک ترین اقشار خلق بشما باشند، تکلیف خود با خلق را روشن کرده وخود را ازبهره برداری هرتحولی که درداخل ایران بیافتد، خلع ید کرده اید.

پایان

صابر  تبریزی

همراه با چاشنی غلیظ دروغ، تکرار مکررات دوای درد مریم نیست

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائیاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ترامپ-بازنده-انتخابات-آمریکاست-علیرغ/

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاستصابر تبریزی، ایران اینترلینک، هفتم نوامبر 2020:… باند رجوی درمیان این دسته از جریانات ایرانی قرار داشت که ضد مردمی ترین مواضع را هم آنها اتخاذ نمودند والبته شانس با آنها همیار نبود که فکر میکردند بنفع شان است که ترامپ دوباره انتخاب شود و حرف های جنجال برانگیز او اقلا ازنقطه نظر ساکت نگه داشتن اسرای خود کمکی به او کرده باشد که مثل همیشه  نکرد! علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست! البته از تیتر این نوشته نباید دچار این اشتباه شد که من طرفدار انتخاب یا شکست یکی ازدونامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بوده وهستم. 

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاستفرقه رجوی مجاهدین خلق ایران و دوستان ترامپی

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست!

17/08/1399

البته از تیتر این نوشته نباید دچار این اشتباه شد که من طرفدار انتخاب یا شکست یکی ازدونامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بوده وهستم.

سالیان زیادی است که من درآموختن از روشنفکران مردمی ونکته سنج ایران وجهان باین نتیجه رسیده ام که درآمریکا دوحزب با ماهیت تقریبا همگون برسر کارند ودراصل این دوحزب بال های آمریکا برای سیطره ی بیشتر درجهان عمل میکنند و مجموعا نقش یک حزب را دارند با دو بال راستگرا و دشمن محرومین آمریکا وجهان!

دهه هاست که برنامه های حزب دموکرات آمریکا با حمایت آبکی از کارگران لغو شده ودرمواردی بدتر از حزب جمهوریخواه عمل میکند.

استارت محکم  تحریم های دولت آمریکا برعلیه مردم ایران ، در زمان اوباامای دموکرات؟؟!! روی داد وهم او بود که با هکاری تنگاتنگ با هلاری کلینتون که نقش عمده ای در نابودی لیبی بعنوان پناهگاه مردمان بومی آفریقا بعهده داشت ، لشکر کشی های زیادی به خاک دیگر کشورها کرد وضمن ویران سازی آنها ، مردم آنجاها را به خاک وخون کشید و تریلیون ها دلار از پول مردم ومالیات دهندگان آمریکا را بر باد داد و این ابرقدرت بی همتا ودر عین حال در افول را دچار بی حیثیتی زیادی کرد .

مسئله ی جمهوریخواهان بحدی روشن است که من خواننده را محتاج به معرفی کارهای آنها نمیکنم وتنها این موضوع را یادآوری میکنم که ریگان با وارد کردن ضربات هولناکی به اتحادیه ها وسندیکاهای کارگران، چه پدری ازاینها درآورد و اینقدر ضعیف وناتوانشان کرد که قادر نشدندد به حزب دموکرات فشار آورند که فردی مانند برنی سندرز کم استخوان را که برنامه های نسبتا عاقلانه ای ارائه میداد ، درعرصه ی انتخابات ریاست جمهوری  وآنهم در دو دور نگه دارند.

من شخصا اکثریت مردم آمریکا را مسحور شده ی دستگاه های تبلیغاتی عظیم امپریالیستی- صهیونیستی دانسته و سطح آگاهی آنها را درسطح نازلی میبینم که اگر اینطور نمیشد، اجازه نمیدادند برنی سندرز به کنار گذاشته شده وجو بایدن که دستان خونینی درحمله به افغانستان، عراق و … وکودتای فاشیستی اکراین دارد را درعرصه ی رقابت نگه دارند.

بازهم مایل نیستم درباره ی ترامپ که فردی است تاجر صفت، نژادپرست وزن ستیز و فاشیستی کلاسیک وسنتی  ( فاشیست غیر انگلا ساکسون) که رک گویی های بیشرمانه اش چهره ی کریه وضد بشری اش را بما شناساند ، حرف زیادی بزنم.

آنچه درگیرودار این انتخابات عجیب وغیر طبیعی بود ، مشغولیت زیاد ایرانیانی بود که با خام خیالی  ویا احساس منافع حقیر شخصی خود ازنتایج انتخابات آمریکا بود که با کمال شرمندگی نشان دادند که راه غلبه برمشکلات کشور را درانتخاب این یا آن کاندیدا جستجو کرده و توجه به خود مردم ایران درتحلیل های اغلب آبکی و زمانی مغرضانه ویا دربهترین حالت خوش خیالانه ی آنها غایب بود: … آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد!!

باند رجوی درمیان این دسته از جریانات ایرانی قرار داشت که ضد مردمی ترین مواضع را هم آنها اتخاذ نمودند والبته شانس با آنها همیار نبود که فکر میکردند بنفع شان است که ترامپ دوباره انتخاب شود و حرف های جنجال برانگیز او اقلا ازنقطه نظر ساکت نگه داشتن اسرای خود کمکی به او کرده باشد که مثل همیشه  نکرد!

یک کارشناس مردمی وبرجسته ی آمریکا نظر صائب وجالبی دال بر افول امپراطوری آمریکا ارائه داده که من بهتر دیدم که این نظر را منعکس کرده ورسوبات منفی وفریبکارانه ی تبلیغات رجوی ها وسایر کار شناسانی که واقعا حرف حسابی برای مطرح کردن نداشتند ، ازذهن خوانندگان این یاد داشت کوتاه بزدایم تا آنها متوجه آلترناتیو هایی باشند که دربرابر تلویزیون های لس آنجلسی وسیمای ضد آزادی رجوی وجود دارد :

” پیام پرفسور ریچارد دی ولف اقتصاددان برجسته ی امریکایی در باره انتخابات: حقیقت آن است که ایالات متحده باخت.

آن چه پیروز شد سیاست های منقبضی بود که با محدوده بین حزب های جمهوری خواه و دموکرات ، با ترامپ و بایدن تعریف می شود. رای دهنده ها دو توهم همانند را انتخاب کردند که با دواسم از هم متفاوت می شوند: بازگشت به “عظمت” در مقابل بازگشت به”وضع عادی(نرمال)” . چقدر مضحک که عظمت ترامپ و وضع عادی بایدن هر دو تاریخ اخیر را توصیف می کنند که امریکا را به شرایط ترسناک کنونی کشاند. در این انتخابات که بیش از همیشه  بازی سرزنش یک دیگر رایج بود، سیاست های امریکا واقعا به ” بد از دو بدتر” تبدیل شد.

اکنون پرسشی بنیادی پیش روی امریکا است. آیا سرمایه داری امریکا درپایانه نزول در میان صعود چین است؟ ما چگونه می توانیم بهتر از سرمایه داری عمل کنیم در حالی که سیستم اقتصادی ما نابرابری ها، بی ثباتی ها، و شکست های ریشه ایش را به حفاظت سلامت عمومی نسبت می دهد؟ ما چگونه می توانیم آسیب سرمایه داری به محیط زیست را به بهترین شکل خنثی کنیم؟ چه چیزی واقعا می تواند بر قرن ها آسیبی که برتری سفید پوستان به افریقایی تبارها و دیگر مردم بومی و رنگین پوستان وارد کرده است غلبه کند؟ به چنین پرسش های اساسی، حزب های بزرگ این انتخابات و نامزدها هیچ علاقه ای نشان نمی دهند، چه رسد به پاسخ.

انتخابات ریاست جمهوری 2020 یک بار دیگر درسی اساسی را می آموزد. هر انتخاب سیاسی واقعی نیازمند رقابت (گفتگو و بحث واقعی) بین حزب های متعدد با مواضع متفاوت واقعی نسبت به سرمایه داری امریکا و رابطه آن با پرسش های بنیادی است. تنها در آن زمان است که این چنین پرسش ها و پاسخ هایی که احزاب آلترناتیو به آن هامی دهند  می تواند به محور گریز از سیاست های امریکا وموضوعی برای تصمیم گیری های دموکراتیک تبدیل شود.

نه موسسات کنترل کننده حزب جمهوری خواه و دموکرات ، نه در راس آن ها ترامپ و بایدن، خواهان رقابت حزبی واقعی نیستند. آن ها برای  حفظ انحصار دو حزبی خود و حفظ تقسیم 100 درصدی قدرت بین خودشان تلاش می کنند.

آن ها بخش های به هم پیوسته ای از یک سیستم درحال نزول هستند، سیستمی که ما می خواهیم به فراتر از آن حرکت کنیم .

با همبستگی – ریچارد دی ولف”

صابر  تبریزی

علیرغم تمایل شدید رجوی، ترامپ بازنده انتخابات آمریکاست!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/بزرگداشت-روز-کوروش-و-مجاهدین-خلق/

بزرگداشت روز کوروش و مجاهدین خلق استحاله یافته

بزرگداشت روز کوروش و مجاهدین خلق استحاله یافتهصابر تبریزی، ایران اینترلینک، سوم نوامبر 2020:… هدف من عریان کردن چهره ی سازمان مجاهدین استحاله یافته است که مدت زمانی – تقریبا تا سالهای دهه ی 1360 با اعلام التزام به جامعه ی بی طبقه ی توحیدی ، از هر چه شاه بود – چه خوب وچه بد – اظهار برائت ونفرت میکردند و دستگیری تمام رهبران آنها مصادف بود با برگزاری جشن های 2500 ساله ی شاهنشاهی که مجاهدین آن کار را یک ولخرجی تمام برای تداوم نظام شاهنشاهی و ممانعت از  پیشرفت کشور ارزیابی کرده و در جریان تدارک برهم زدن این مراسم پرهزینه، با انجام خرابکاری در نیروگاه های برق ، به تور ساواک افتادند و … بزرگداشت روز کوروش و مجاهدین خلق استحاله یافته 

بزرگداشت روز کوروش و مجاهدین خلق استحاله یافتهسالگرد تاسیس سازمان مجاهدین – مدعیان نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند

بزرگداشت روز کوروش و مجاهدین خلق استحاله یافته

کوروش خوب یا یک جهانگشا یک مسئله و فرصت طلبی باند رجوی مسئله ی دیگر!

08/08/1399

تا کنون آموخته بودیم که یک پادشاه میتواند مقتدر و مدیر باشد و حتی بما گفته بودند که انوشیروان ساسانی عادل است که بعد از سالها اندک اندک درمتون تاریخی آلترناتیو خواندیم که توانگری خدمت بزرگی باو کرده بود و وزیر او درخواست کرده بود که دربرابر این خدمت بزرگ این تاجر، اجازه دهد که پسر او سواد یاد بگیرد.

این درخواست وزیر مورد خشم زیادا نوشیروان قرارگرفته و به وزیر خود گفته بود که اگر خدمات بی شمار تو نبود، همین حالا دستورمیدادم بخاطر این سنت شکنی ات گردنت زده شود.

لازم به ذکر است که آن موقع فقط درباریان ومغان حق تحصیل داشتند ودیگران حتی درسطح یک عمده التجار اجازه ی این کار را نداشت.

با این وجود من درک نمیکنم که چرا عده ای از هموطنانم در سالهای اخیر اصرار بر دموکرات بودن بعضی از پادشاهان دارند و اتفاقا عده ای ازاین دسته هموطنان، حسن نیت هم دارند و در حالت خصوصی میگویند که میدانند که شاهان نمیتوانند ماهیتا وتاریخا دموکرات و طرفدار عدالت اجتماعی باشند ولی با استفاده از افسانه هایی که برای شاهان ساخته شده، ایجاد غرور درمردم کرده و به وحدت ملی کشور کمک میرسانند؟!

مسئله ی کوروش و حقوق بشری که رعایت اش را با و نسبت میدهند و من بخاطر رعایت حال آن دسته از هم میهنانی که گفتم چگونه فکر میکنند، نمیخواهم به روند علمی تطورات تاریخ پرداخته و بگویم که کوروش بد یا خوب بوده و اساسا دراین نوشته ی کوتاه  طرح این مسائل به چیزی کمک نمیکند.

بزرگداشت روز کوروش و مجاهدین خلق استحاله یافته

بزرگداشت روز کوروش و مجاهدین خلق استحاله یافته

هدف من عریان کردن چهره ی سازمان مجاهدین استحاله یافته است که مدت زمانی – تقریبا تا سالهای دهه ی 1360 با اعلام التزام به جامعه ی بی طبقه ی توحیدی ، از هر چه شاه بود – چه خوب وچه بد – اظهار برائت ونفرت میکردند و دستگیری تمام رهبران آنها مصادف بود با برگزاری جشن های 2500 ساله ی شاهنشاهی که مجاهدین آن کار را یک ولخرجی تمام برای تداوم نظام شاهنشاهی و ممانعت از  پیشرفت کشور ارزیابی کرده و در جریان تدارک برهم زدن این مراسم پرهزینه، با انجام خرابکاری در نیروگاه های برق ، به تور ساواک افتادند و …

بازمانده های این جریان که ابدا مثل گذشته فکر نمیکنند ، اینک با فرصت طلبی زیاد درصد استفاده ازاین یا آن کار فلان پادشاه درآمده وحالا که میبینند طرفداری درمیان مردمی که بجای نظام شاهنشاهی به جمهوری ارجحیت میدهند بوده تا اقلا افرادی را که طرزتفکر باستان گرایی دارند را بسوی خود بکشند و مهمتر اینکه این سلاح را که سلطنت طلبان در دست دارند، ازدست آنها خارج کنند.

گردانندگان سازمان استحاله یافته ی مجاهدین خلق باید به اعضای  خود توضیح دهند که طبق کدام تحلیل میخواهند از کوروش و شاید درآینده از مشابهین او که در گذشته  سخت برعلیه آنها بودند ، استفاده ی سیاسی کنند.

این خط مشی سازمان مجاهدین رجوی ، درکدام کنگره ی سازمانی به تصویب رسیده واینک بطور روزافزونی ازان تبعیت میکنند؟

عوامفریبی دراین سطح و اندازه فقط از باند رجوی ماکیاولیست بر میآید.

صابر  تبریزی

بزرگداشت روز کوروش و مجاهدین خلق استحاله یافته 

***

همچنین: