ثریا عبداللهی مادری که چهار سال است نام فرزندش امیر اصلان را از پشت سیم های خاردار فریاد می زند

ثریا عبداللهی مادری که چهار سال است نام فرزندش امیر اصلان را از پشت سیم های خاردار فریاد می زند

.

الف. مینو سپهر، پنجم مارس 2013: … ازسکوت این رسانه های امریکایی که بگذریم بی عملی سازمان های مدافع حقوق بشر درمورد انعکاس این تحصن و اعتراض به این نقض فاحش حقوق اعضای اسیر درچنگال فرقه رجوی بسیار قابل تامل است _ علل سکوت سازمان های مدافع حقوق بشر همانند عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر وو در اعتراض به این اقدام ضدانسانی سران اینگروه راباید در نفوذ عوامل این فرقه دراین سازمانها وکمک های دست ودلبازانه ماهیانه به این نهاد های ظاهرا بیطرف جستجو کرد _ وقتی دلارهای سرازیر شده خونین صدام به جیب سیاسمتداران امریکایی واسرائیلی باعث خط خوردن نام این گروه تروریستی از لیست های ترور امریکا واروپا می گردد_ دادن حق السکوت به اینگونه سازمان های دروغین مدافع حقوق بشر کار چندان دشواری برای این گروه تروریستی نیست …

الف. مینو سپهر، پنجم مارس 2013
http://www.banafsheh707.blogfa.com/post-336.aspx

بیش از چهارسال است گروهی از خانواده اسیران گروه تروریستی رجوی درمقابل پادگان مخوف سابقا اشرف به تحصن نشسته وخواهان ملاقات با فرزندان اسیر خود هستند .

طی این چهارسال بست نشینی این خانواده ها موفق به دیدار فرزندان اسیرخود نگردیده اند _ تداوم تحصن خانواده ها درجلوی اسارتگاه اما ضربات ستگینی به تشکیلات درحال تلاشی کامل فرقه رجوی وارد آورد بطوریکه سرکرده این فرقه ازنهان گاه خود ضمن ابراز ترس ووحشت از این حضور خانواده ها آنها را مزدوران ارتجاع ! لقب داد .

طی این چهارسال صدها پدر ومادر وفرزند وبرادر اسیران از شهراستانهای مختلف ایران به عراق سفر کرده ودراین تحصن شرکت نمودند _ بنابراخبار منتشر شده جمعی از این پدران ومادران بیمار وکنهسال بدون اینکه موفق بدیدار فرزندانشان گردند فوت کرده اند _ از میان همه این خانواده ها اما ثریاعبداللهی مادر امیراصلان اسدزاده که بعنوان سخنگوی صدها تن از اعضای خانواده ها به شمار می رود اما از جمله زنان مصممی است که با فریادهایی اعتراضی خود مدافعان ظاهری حقوق بشر را به چالش می کشد.

اولین گفتگوی خانم ثریا عبداللهی دردومین سال تحصن

http://www.saharngo.com/fa/story/1672

آخرین فریاد های اعتراضی خانم عبداللهی

http://www.farsnews.com/media.php?nn=13910926000382

درمیان اعضای اسیر درچنگال گشتاپوی فرقه رجوی دو گروه را می توان از دیگران مجزا کرد _ اول _ اسیران جنگ عراق وایران ودوم _ ربوده شدگانی که به امید زندگی بهتر از ایران خارج شد ودرکشورهای ترکیه وپاکستان وامارات وکویت توسط عوامل اینگروه مورد فریب قرارگرفته وبه اسارت درآمده اند _ فرزند خانم عبداللهی درشمار این ربوده شده گان است .

تشکیلات فرقه ای رجوی درپی تلاش های این مادر دوبار امیراصلان را به تلویزیون فرقه آورده تا نامبرده ضمن توهین به مادرش درخواست ملاقات با اورا ردکند ! _( لازم بیاد آوری است که اصلان تنها پسر وفرزند بزرگ خانم ثریا عبداللهی می باشد .)

کشتن عاطفه واحساس اسیران درفرقه رجوی

برخورد زشت وتوهین آمیز اصلان با مادرش که بیش از دهسال است کوچکترین ارتباطی با او نداشته است گرچه درظاهر بسیار شگفت انگیز وغیرقابل باور می نماید ولیکن درچهارچوب تشکیلات فرقه ای این گروه امریست عادی چراکه اعضای این فرقه دریک پروسه شستشوی مغزی باید کلیه وابستگی های عاطفی خودرا طلاق گفته وهمه واکنش های عاطفی خودرا به روی پرستش رهبری فرقه متمرکز نمایند _ بنابراین برای اصلان عضو فریب خورده تشکیلاتی کلماتی چون مادر _ مهرمادری _ تعهد خانوادگی _ مسئولیت وغیرو معنا ومفهومی ندارند و تشکیلات همه این ارزش های انسانی را دروجود او کشته ودفن کرده است وبهمین خاطر است که علل برخورد ناشایست وتعجب انگیز این فرد با مادرش را باید درچهارچوب مناسبات ضدانسانی تشکیلات تعریف ومعنا نمود .

نامه خانم عبداللهی به کلینتون وزیر امورخارجه امریکا

http://www.saharngo.com/fa/story/1381

خاطرات خانم عبد اللهی با مهر

http://www.mehrnews.com/mobi/NewsDetail.aspx?NewsID=1760159

تحصن چهارساله خانواده ها وبی عملی وسکوت رسانه ها

طی چهارسال گذشته تنها اعضای سابق این فرقه ومدافعان مستقل حقوق بشر این تحصن را پوشش خبری داده اند _ رسانه BBC تا یک سال ونیم بعد از این بست نشینی درمورد این تحول سکوت پیشه کرده بود و رادیو فردا علیرغم داشتن دفتر وخبرگزاری درکشورعراق تا دوسال پیش کوچکترین خبری دراین مورد منتشر نکرده بود _ صدای امریکا (VOA) که اصولا باتوجه به حضور عوامل نفوذی این گروه دراین رسانه درمقابل این بست نشینی به سکوت خفقان آور روی آورده است .

علل سکوت مجامع مدافع حقوق بشرچیست ؟

ازسکوت این رسانه های امریکایی که بگذریم بی عملی سازمان های مدافع حقوق بشر درمورد انعکاس این تحصن و اعتراض به این نقض فاحش حقوق اعضای اسیر درچنگال فرقه رجوی بسیار قابل تامل است _ علل سکوت سازمان های مدافع حقوق بشر همانند عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر وو در اعتراض به این اقدام ضدانسانی سران اینگروه راباید در نفوذ عوامل این فرقه دراین سازمانها وکمک های دست ودلبازانه ماهیانه به این نهاد های ظاهرا بیطرف جستجو کرد _ وقتی دلارهای سرازیر شده خونین صدام به جیب سیاسمتداران امریکایی واسرائیلی باعث خط خوردن نام این گروه تروریستی از لیست های ترور امریکا واروپا می گردد_ دادن حق السکوت به اینگونه سازمان های دروغین مدافع حقوق بشر کار چندان دشواری برای اینگروه تروریستی نیست .

اسیران فرقه رجوی محروم ترین زندانیان درهمه جهان .

حقیقت این است که طی این چهارسال صدها مادر وپدر وفرزند بدون هیچ نگرش سیاسی ویا حزبی وتنها با درخواست دیدار فرزندانشان درجلوی این اردوگاه تروریستی تحصن کرده اند _ خواست این افراد دریک جمله دیداری یک ساعته با فرزندانشان خارج از این اردوگاه تروریستی می باشند _ حال اگر این افراد را زندانی هم فرض کنیم طبق قوانین وکنوانسیون ها ی بین المللی ملاقات خانواده ها با این زندانیان کم ترین حقوق برسمیت شناخته شده زندانیان است _ حال باتوجه به این حقیقت تلخ که این اسیران تشکیلاتبی این فرقه از کوچکترین حقوق انسانی جهت ارتباط با دنیای خارج محرومند این سئوال درذهن جای می گیرد که علت جلوگیری وممانعت ومخالفت سران فرقه رجوی بااین درخواست اندک خانواده ها چیست ؟

ارتباط پیوندهای عاطفی وبرانگیختگی فرار از تشکیلات

سران این فرقه با تنها با منزوی کردن ومحرومیت ارتباط اعضای خود با دنیای خارج موفق به ساخت حصار پیرامون ذهنییت و تحرک فیزیکی این افراد گردیده اند – این حصارها وسیم خاردار ها وممنوعیت ها وسدهای ظاهرا محکم اما زمانی درهم می شکند که عضو اسیر با اعضای خانواده خود ملاقاتی حتی درکوتاه ترین مدت ممکن به دور از سلطه تشکیلاتی داشته باشد _ گرایش و پیوند های عاطفی را گرچه می توان درچهارچوب مقررات تشکیلاتی سرکوب نمود ولیکن نمی توان این پیوندها رابرای همیشه از روان وذهن افراد پاک کرد _ وبهمین دلیل بنابرسوابق موجود طی شده احساسات و کشش های عاطفی این افراد پس از رودرویی با اعضای خانواده خود فوران نموده و فرد درحالتی بین خواب وبیداری قرارمی گیرد ودرست درهمبن جاست که این اسیران با دیدن چهره مادر وپدر وفرزند وو…. از خواب عفلت بیدار شده _ بهوش می آیند ودریک مقایسه ترجیهی بین خانواده وتشکیلات خانواده را مقدم می شمارند وهمین تمیز دهی باعث جدایی آنها از تشکیلات می گردد واین همان نکته ایست که سران فرقه از آن ترس ووحشت دارند _ چراکه دورشدن وترک هرفرد گریخته وجداشده از تشکیلات درست به مثابه پرتاب تیری برقلب تشکیلات است _جدایی وفرار هراسیر وتعریف خاطرات توسط او همچنین می تواند برگی بر پرونده سنگین تبهکاری این فرقه بیافزاید _ واین دقیقا آن حقیقتی است که قبول آن برای سران فرقه تلخ ودردآور ومهلک است وگرنه وجود سه هزار اسیر که عموما کهنسال وبیمار ومعلول واز کارافتاده هستند دراردوگاهی محصور وتحت مراقبت درعراق روزمرگی را می گذرانند فاقد کوچکترین ارزش نظلمی _ تروریستی بوده ودرهیچ معادله ای بحساب نمی آید

خانواده اسیران رجوی عنصرکلیدی در جدایی قربانیان

بست نشینی 4 ساله خانواده ها اما بسیار سازنده وکارساز بوده است بطوریکه طی این مدت متجاوز از صد نفر از اسیران رجوی موفق شده اند از کمپ سابقا اشرف و کمپ حریه گریخته وخودرا به دنیای آزاد برسانند و_ پس بجاست تا سازمانهای حمایتی وامداد رسانی از جمله صلیب سرخ جهانی وکمیساریای سازمان ملل درامور پناهندگان ودولت عراق ازعامل سازنده ورهایی بخش خانواده ها در رهایی اسیران از چنگال فرقه رجوی استفاده نمایند _ کوشش برای ایجاد ارتباط خارج از تشکیلات اسیران با اعضای خانواده ها می تواند بعنوان یک راه حل اثربخش در بن بست ایجاد شده توسط سرکرده فرقه نتیجه بخش باشد …

به امید آزادی همه اسیران از تشکیلات ضدانسانی گروه رجوی بویژه آزادی اصلان و خرسندی ثریا عبداللهی این مادر مقاوم واستوار که بافریادهای رسای خود باعث ایجاد شکاف بیشتر در تشکیلات پوسیده فرقه رجوی گردیده است .

الف .مینو سپهر_ تلاشگرحقوق بشروزنان 2013/03/04
کدشناسه متن
PSCODE.IBN.NR:445898/03/2013/488AF

————

همچنین
https://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14045

روایتی دردناک از انتظار چهار ساله یک مادر پشت حصارهای آهنی

(مادر موافق و مخالف نمیشناسد. فرزندش را می شناسد)

.

… به ما گفتند آمریکایی ها اجازه نمی‌دهند که بروید آنجا. بعد از20 روز گفتند شما بروید جلوی در و از آنجا داد بزنید و بچه هایتان را صدا کنید خانواده کرمانشاهی ها که قبل از ما به اشرف رفته بودند، گفتند ما قبلا جلوی در رفتیم و این کار را کردیم، اما کسی نیامد. ما هم رفتیم این کار را کردیم و هیچ خبری نشد. چهار روز این کار را تکرار کردیم و بعد عراقی ها یک بلندگوی کوچک قرمز رنگی به ما دادند و گفتند اسم بچه هایتان را صدا کنید؛ اما بازهم خبری نشد. عبداللهی ادامه داد: بعد از چند هفته به ما گفتند شما باید اینجا را ترک کنید خانواده کرمانشاهی ها می خواستند بروند، اما من با یک خانواده کرمانشاهی و دو خانواده اردبیلی می خواستیم بمانیم و بالاخره با ماندمان موافقت کردند که یکماه دیگر هم بمانیم و از آن طرف هم آمریکایی ها …

 


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)


(Washington backed Maryam Rajavi in terrorist cult’s HQ in Paris)

 

 

فارس نیوز، دیالی، عراق، هفدهم دسامبر 2012
http://www.farsnews.com/media.php?nn=13910926000382

خبرگزاری فارس: مادر سیاست نمی‌شناسد، جنگ و گلوله نمی‌شناسد،‌ موافق و مخالف و منافق هم نمی‌شناسد، مادر فرزندش را می‌شناسد، جگرگوشه‌اش را، تمام هستی‌اش را…

لینک به ویدئو

——–

همچنین
https://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=14030

خاطرات مادر یکی از اسرای دربند منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) از 4 سال زندگی در کنار نرده‌های اشرف

.

… به ما گفتند آمریکایی ها اجازه نمی‌دهند که بروید آنجا. بعد از20 روز گفتند شما بروید جلوی در و از آنجا داد بزنید و بچه هایتان را صدا کنید خانواده کرمانشاهی ها که قبل از ما به اشرف رفته بودند، گفتند ما قبلا جلوی در رفتیم و این کار را کردیم، اما کسی نیامد. ما هم رفتیم این کار را کردیم و هیچ خبری نشد. چهار روز این کار را تکرار کردیم و بعد عراقی ها یک بلندگوی کوچک قرمز رنگی به ما دادند و گفتند اسم بچه هایتان را صدا کنید؛ اما بازهم خبری نشد. عبداللهی ادامه داد: بعد از چند هفته به ما گفتند شما باید اینجا را ترک کنید خانواده کرمانشاهی ها می خواستند بروند، اما من با یک خانواده کرمانشاهی و دو خانواده اردبیلی می خواستیم بمانیم و بالاخره با ماندمان موافقت کردند که یکماه دیگر هم بمانیم و از آن طرف هم آمریکایی ها …

خبرگزاری مهر، بغداد، پانزدهم دسامبر 2012
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1760159

مادر یکی از اسرای دربند منافقین گفت : دیدگاه خانواده ها نسبت به منافقین بد است اکثرا کسانی که امروز در اشرف هستند با در جنگ و یا از راه ترکیه و آلمان دزدیده شدند. به فرزندانمان قول زندگی بهتر دادند و گفتند شما را می بریم به جاییکه زندگی راحتی داشته باشید.

ثریا عبداللهی مادر امیر اصلان اسدزاده یکی از اسراء در بند گروهک تروریستی منافقین که چهار سال در کمپ آزادی در حاشیه پادگان اشرف حضور دارد تا به حداقل خواسته خود از رهبران منافقین برسد. دیدار کوتاه با فرزندی که سالهاست او را ندیده حداقل خواسته این مادر رنج کشیده است. عبداللهی که خود به همراه چند نفر دیگر از خانواده های اسرای در بند منافقین کمپ آزادی (محل استقرار خانواده های اسرای در بند منافقین) را تاسیس کرده است، پس از چهار سال تلاش هنوز به خواسته انسانی و قانونی خود نرسیده است.

گفتگوی خبرنگار مهر با ثریا عبداللهی را در کمپ آزادی می خوانید.

ثریا عبداللهی در تشریح چگونگی پیوستن پسرش به این گروهک تروریستی، گفت: پسرم در خرداد 81 به همراه دوستش به ترکیه رفت و پس از استقرار در ترکیه طی تماسی به من گفت برای بهبود کارم می خواهم به آلمان بروم. ازآن زمان تا چند سال از او بی خبر بودم و چون تنها پسرم هم بود از لحاظ روحی بسیار آشفته شدم.

وی افزود: تا اینکه پسرم پس از سال ها از آلمان به محل کارم زنگ زد و گفت من این مدت در کمپ بودم و وقتی که از وضعیتش پرسیدم گفت “وضعیتم خوب است در این جا باشگاهی با 200 شاگرد دارم ، مربی هستم خانه و زندگی دارم و می خواهم شما را پیش خودم بیاورم.”

عبداللهی با بیان اینکه پس از چند سال دوستی پسرش که به همراه او به ترکیه رفته بود به ایران بازگشت ، توضیح داد: سال 85 یا 86 بود که دوست امیر را دیدم و گفتم: تو اینجا چه کار می کنی؟ پس امیر کجاست؟ چرا پیش امیر در آلمان نماندی؟ گفت : “ما آلمان نبودیم ما اشرف بودیم.” اما متاسفانه هیچ اطلاع از اشرف به من نداد.

وی با بیان اینکه بعد از مدتی به اردبیل رفت و آنجا با خانواده اش زندگی کرد، ادامه داد: زمانی که در اردبیل زندگی می کردم، به من گفتند” امیر در اشرف است و یکسری از خانواده ها برای دیدار فرزندانشان عازم عراق هستند ، اگر شما هم می خواهید پسرتان را ببینید باید به عراق بروید”. اما یکی دو سال طول کشید تا ما به نجف برویم .

مادر یکی از اسرای در بند منافقین گفت: به دلیل اینکه امیر پسری مومن ، باخدا ، اهل هیئت و نماز شب بود فکر می کردم پسرم در نجف خادم شده است وحتما تاکنون برای خود خانواده هم تشکیل داده است ، با این فکر من حتی برای عروسم هم سوغاتی برداشتم .

در ادامه این گفتگو عبداللهی با اشاره وضعیتش بعد از رسیدن به عراق ، بیان داشت: با اتوبوس عازم عراق شدیم و به ما گفتند آماده شوید بروید بچه هایتان را ببینید ، وقتی اینجا رسیدیم من دنبال گنبد می گشتم ومنتظر بودم به نجف اشرف برسم اما آوردنمان در این بیابان و جلوی ماشین های نظامی پیاده شدیم.

وی گفت: به ما گفتند عکس های فرزندانتان را برای شناسایی بدهید، ساعاتی بعد خبر دادند فردا بچه ها را می بینیم . ارتشی ها گفتند اینجا پایگاه منافقین است و جنایت های این گروه را شرح دادند و اینکه فرزندانمان پیش رجبی هستند و من تازه فهمیدم پسرم اینجا اسیر است .

وی با بیان اینکه بعد از گذشت یک هفته از سفرشان به عراق هنوز نتوانسته بودند فرزندانشان را ملاقات کنند ، توضیح داد: یک هفته گذشت و خبری از بچه ها نشد ، به ما گفتند آمریکایی ها اجازه نمی‌دهند که بروید آنجا. بعد از20 روز گفتند شما بروید جلوی در و از آنجا داد بزنید و بچه هایتان را صدا کنید خانواده کرمانشاهی ها که قبل از ما به اشرف رفته بودند، گفتند ما قبلا جلوی در رفتیم و این کار را کردیم، اما کسی نیامد. ما هم رفتیم این کار را کردیم و هیچ خبری نشد. چهار روز این کار را تکرار کردیم و بعد عراقی ها یک بلندگوی کوچک قرمز رنگی به ما دادند و گفتند اسم بچه هایتان را صدا کنید؛ اما بازهم خبری نشد.

عبداللهی ادامه داد: بعد از چند هفته به ما گفتند شما باید اینجا را ترک کنید خانواده کرمانشاهی ها می خواستند بروند، اما من با یک خانواده کرمانشاهی و دو خانواده اردبیلی می خواستیم بمانیم و بلاخره با ماندمان موافقت کردند که یکماه دیگر هم بمانیم و از آن طرف هم آمریکایی ها به ما اجازه دادند که چند قدم به در پادگان نزدیکتر شویم.

مادر یکی از اسرای در بند منافقین افزود: ما هر روز می رفتیم پشت نرده ها و بچه ها را صدا کردیم، اما آنها هم که بلندگوهای زیادی بر روی درختان گذاشته بودند و شروع می کردند خانواده ها را فحش دادن؛ و این موضوع باعث می شد ما بر خواسته مان مصر تر شویم و تصمیم گرفتیم اینجا بمانیم.

وی با اشاره به وضعیت و امکانات رفاهی خانواده ها در عراق گفت: ما در کانکس زندگی می کردیم و هیچ امکاناتی حتی آب هم نداشتیم ولی با این وضعیت ماندیم تا اینکه در ایران از اوضاع ما باخبر شدند و انجمن هایی که در ایران بود گفتند یکسری از خانواده ها جلوی پادگان اشرف تحصن کردند و ارتش عراق هم به آنان کانکس داده و آنجا مانده اند. لذا این خبر جرقه ای در ایران شد و به ما اطلاع دادند که یکسری دیگر از خانواده می خواهند به اشرف بیایند و ارتش و دولت عراق هم به ما امکانات ماندن داد.

عبداللهی با بیان اینکه صدور بیانیه ها از سوی کسانیکه از پادگان اشرف فرار کرده بودند سرآغازی بود برای پی بردن به ماهیت کثیف منافقین توسط خانواده ها گفت: وقتی که دیگر بیانیه ها آمد ما پی به ماهیت کثیف این سازمان بردیم که بچه های جوان ما کجا گیر کرده اند؟ و از آن زمان بود که مصمم به ماندن شدیم و یک هفته تبدیل به چهار سال شده ؛ اما هنوز نتوانسته ام بچه ام را ببینم.

وی یا تاکید براینکه کسانیکه درون خود سازمان هستند از جنایت های رجبی بااطلاع نیستند، عنوان کرد: خوشبختانه کسانیکه از این سازمان فرار کردند در راس کار بودند و از خیلی از جنایت های رجبی بااطلاع بودند و خانواده ها را در جریان گذاشتند. خودشان حضوری آمدند در کنار خانواده ها این جنایات را شرح دادند و گفتند باید شما این جنایت ها را گوش به بچه هایتان برسانید، اما ما کمبود بلندگو داشتیم؛ اینقدر بلندگوهای پادگان زیاد بود که صدای ما به آنان نمی رسید؛ بلاخره خوشبختانه دولت عراق به ما بلندگو داد.

عبداللهی گفت: یک روز به ما خبر دادند خانواده های دیگری هم قصد آمدن به اینجا را دارند؛ بنابراین ما شرایط را برای آمدن خانواده های جدید فراهم کردیم و در اینجا خیلی به ما کمک شد خانواده هایی که آمدند در میان آنان خطاط بود، بنرهایی نوشتیم و جلوی در زدیم و دولت عراق بازهم به ما کانکس داد.

مسئول کمپ آزادی افزود: متاسفانه این قضیه در تلاطم اتفاقات عراق افتاد و 9 ماه درتلاطم بودیم و در این مدت هیچ اتفاقی نیقتاد. بعد از آن خوشبختانه دولت جدید که سر کار آمد همکاری خوبی با ما داشت و کانکس هایمان افزایش پیدا کرد و ما اینجا برای خودمان شهرک درست کردیم و اسمش را گذاشتیم “شهرک آزادی”.

وی با تشریح اقدامات منافقین برای تاثیرگذاری بر روی افکار اسرای در بند آنان تصریح کرد: ما در تابستان و زمستان کارمان این شده بود که برویم جلوی در پادگان اشرف و با فرزندانمان از طرق بلندگو صحبت کنیم ؛ اما آنان فرزندانمان را به طرف سیاست های خودشان سوق می دادند و به بچه ها می گفتند” این ها بسیجی و یا اطلاعاتی هستند.” الان می فهمم که چرا دوست پسرم به من چیزی در مورد اشرف نگفت؛ او خودش وقتی به ایران آمده بود، ترس داشت و خانواده شوهری من که او را می شناختند می گفتند هیچ وقت در جمع نیست و همیشه هراس دارد.

وی با بیان اینکه قبل از ورود شان به عراق خانواده ها می توانستند با فرزندانشان ملاقات کنند گفت: گروهی که قبل از ما به اینجا می آمدند وقتی که با فرزندانشان دیدار کردند بچه هایشان دیگر برنگشتند و با خانواده ها به ایران می رفتند و از همان موقع ملاقات‌ها کات شد.

مادر یکی از اسرای در بند منافقین افزود: منافقین که در این مدت بچه ها را به اسارت گرفته عشق، عاطفه، محبت اینها را سوزانده است و اینها روی افکار بچه ها کار کردند و امروز پسرم بر می گردد می گوید من مادر ندارم چراکه 30 سال رجبی روی این کار کرده در نشست های 24 ساعته و 48 ساعته اش گفته که پدر و مادر نگو، پدر تو من و مادر تو مریم است.

مسئول کمپ آزادی گفت: آنها به بچه های ما گفته اند خانواده ام الفساد است و اسم خانواده را گذاشتند ام الفساد و گفته اند هر کس که بیاید اینجا بدان که می خواهد تو را ببرد تحویل اطلاعات بدهد و تو را بکشد و یا اینکه اینقدر زندانی کند تا آنجا بمیری و در اصل خانواده تو ما هستیم.

وی با بیان اینکه پسرش خواهان دیدن او نیست اظهارداشت: این اواخر امیر من چند بار آمده در نشست من را تخریب کرده و حرف هایی که نباید می گفته گفته چراکه عشقش به خانواده را از بین برده اند و مریم برایش کادوهای آن چنانی فرستاده و اینجا فرمانده اش کرده تا پسر من علیه من باشد.

عبداللهی افزود: بچه من ذهنش متمرکز شده به حرف های آنها چراکه از واقعیت‌های بیرون خبر ندارد برای اینکه تلویزیون، نشریه و روزنامه ای در کار نیست اگر اینها باشد بچه من می فهمد که مادر برای چه آمده اگر عشق برای دیدار باشد بچه من آنجا نمی ماند ولی اینها در اشرف ممنوع است. حقوق داشتن، ازدواج کردن، خانه داشتن، بچه داشتن در اشرف ممنوع است فکر کردن و حتی خواب دیدن ممنوع است. کسی که خواب می بیند باید روی کاغذ بنویسد دیگران ببینند تف بندازند و تیغ بکشند و بعد هم عذرخواهی کند تا دیگر این خواب ها را نبیند پس بچه من دیگر نمی تواند بیاید بیرون چرا که چهار ستون بدنش محاصره است.

مسئول کمپ آزادی با اشاره به برخی از جنایت های منافقین گفت: همه می دانند آنها چه جنایت هایی کردند؟ چه کشتارهایی کردند؟ مجلس سال 61 را بمب گذاری کردند، دیدگاه خانواده ها هم نسبت به منافقین بد است اکثرا کسانی که امروز در اشرف هستند با در جنگ و یا از راه ترکیه و آلمان دزدیده شدند. به فرزندانمان قول زندگی بهتر دادند و گفتند شما را می بریم به جاییکه زندگی راحتی داشته باشید و وقتی انسان به مسائل مادی احتیاج داشته باشد ممکن است به این دام بیفتد و به قول معروف آن که انسان را روباه مزاج می کند احتیاج است، احتیاج است، احتیاج.

وی گفت: وقتی که این احتیاج وجود دارد می آیند سوء استفاده می کنند و به پسر من می گویند تو آمدی ترکیه بیا ببریمت آلمان تو در آنجا بهترین زندگی را خواهی داشت زن برایت می گیریم خانه می گیریم فردا خانواده ات را هم بیاور پسر من هم جوان و جاهل است و یک پسر 18-19 ساله با پذیرش این پیشنهاد فکر می کند برد کرده و این به دلیل عدم آگاهی در ایران است، وقتی در این زمینه هیچ آگاهی وجود ندارد که جوان ها را آگاهی ندادند این اتفاق رخ می دهد بنابراین این موضوع تقصیر خانواده ها نیست و باید بگردیم اصل ریشه را پیدا کنیم.

مادر یکی از اسرای در بند منافقین، در پایان خاطرنشان کرد: امروز که چهار سال از اقامت و تحصن ما در اشرف می گذرد، همچنان در بایکوت رسانه ای هستیم. اینکه کجا رفتیم چه کار کردیم؟ ما خانواده ها به این که به ما بگویند خانواده منافق حساس هستیم؛ چراکه ما وطن پرست هستیم ما وطن، هموطن و خاکمان را دوست داریم.

 

———–

 

|