جامعه بسته{فرقه} جامعه باز

جامعه بسته{فرقه} جامعه باز

احمد. م خ. اروپا، بیست و پنجم دسامبر 2013: … در پنج سال آخر که به دلیل موقعیت ای که در گارگاه های تعمیرات در کمپ داشتم توانستم یک رادیو بسیار کوچک و قدیمی و  کاملا تکه تکه شده را پیدا کنم و با ابتکار  رادیو را با سازی کنم  چون  گوش کردن به رادیو ممنوع بود و  شبها بعد از ساعت  2330 که چراغ آ سایشگاه ها خاموش می شد در زیر پتو رادیو را باز کرده و به دنیای  آزاد ارتباط برقرار می کردم  و این بود …

(با تشکر از آقای احمد.م خ،  نجات یافته جدید الورود به اروپا، دریافت شد)

جامعه بسته{فرقه} جامعه باز

با سلام خدمت خواننده گان محترم  مطلبی که من  که تصمیم دارم از این پس  بنویسم و در معرض اطلاع رسانی افکار ایرانیان بگذارم و تجربه بیست و پنج سال زندگی ام درفرقه سازمان مجاهدین { کمپ اشرف در عراق } به اطلاع مردم و بخصوص نسل جوان قرار بدهم .

تجارب من بر گرفته از کتاب  نوشته شده توسط  پرفسور ریموند پوپر بنام “جامعه باز و جامعه بسته ” می باشد چرا که فکر می کنم و یقین دارم بهترین صورت بندی فلسفی و جامعه شناسی را در شرایط فعلی جهانی که عصر ارتباطات و تنکنولوژ هستیم و روز به روز  با ابزار و امکانات آشنا می شویم و متخصصین در اختیار مان قرار میدهند بخواهیم نخواهیم هر انسانی را از پیله تکی و فردی خودش خارج کرده و در ارتباط با دیگر انسانها قرار میدهد  همینطور در ابعاد دیگر  شهر و کشور و جهان های دیگری را بهم نزدیک  می کند و از یک محیط بسته  به جامعه بازتری هدایت میکند واین سرآغازی نوین و تحولی بزرگ برای فرد و جامعه می باشد .

به همه هموطنان اگر درد وطن دارند و یا نگران آینده فرزندانشان هستند که در آینده جذب دنیای سیاست و گروه ها  احزاب نشوند و عمرشان را بیهوده تلاف نکنند توصیه می کنم حمتا این کتاب پر فسور ریموند پوپر را بخوانند . من در کمپ اشرف به مدت بیست و پنج سال  بودم و تهد شستوشوی مغزی قرار گرفتم که در یک دنیای کوچک همه اعضا رانگاه داشته بودن و به هیچ وجه مطلقا با دنیای اطراف و بیرون از سیم خاردار های فرقه و عشیره  و قبیله  رجوی  ارتباط نداشتیم و حق فکر کردن هم به بیرون از سازمان را برای لحظه ای نداشتیم .

در پنج سال آخر که به دلیل موقعیت ای که در گارگاه های تعمیرات در کمپ داشتم توانستم یک رادیو بسیار کوچک و قدیمی و  کاملا تکه تکه شده را پیدا کنم و با ابتکار  رادیو را با سازی کنم  چون  گوش کردن به رادیو ممنوع بود و  شبها بعد از ساعت  2330 که چراغ آ سایشگاه ها خاموش می شد در زیر پتو رادیو را باز کرده و به دنیای  آزاد ارتباط برقرار می کردم  واین بود اولین روزنه خارج شدن من از جامعه بسته به جامعه باز بعد ها که در یکی از برنامه های نقد کتاب رادیو فردا  با کتاب جامعه باز جامعه بسته  آشنا شدم  مشتاق بودم هر چه سریعتر  به این کتاب دست رسی پیدا کنم و النهایت  پس سه سال توانستم این کتاب را به دست بیاورم که خود داستان جداگانه ای دارد و به ترتیبی که سران فرقه همواره مزاحم مطالعه من بودن موفق شدم  این کتاب را بخوانم  وبه قدری تهد تاثیر این کتاب قرار گرفتم به سرعت مرا از دینای کهنه و بسته و عشیره و قبیله رجوی  بیزار کرد و به شناختی علمی و منطقی رسیدم که تمام  وابسته گی های که هم خود ساخته بودم و هم تحد القاعات رجوی { کوتوله}  در ذهنم شکل گرفته بود رنگ باخته  واین جسارت و شهامت را گرفتم که به هر نحو خود را از فرقه و عشیره  قبیله رجوی جدا کنم و خودرا درجامعه باز   باز بیابم   و همواره کسب آگاهی  و جسارت و شهامت  جداشدن فرقه رجوی را مدیون  زنده یاد پرفسور پوپر هستم.

در متن های آینده  که خواهم نوشت تماما تلاش خواهم کرد قستمی از کتاب ذکر شده را بنویسم و برای اثبات  نظریه  گفته شده در کتاب  بخشی خلاصه از خاطرات خودم را از درون عشیره رجوی بنویسم تا خواننده گان مطلع  شودند که ماهیت رهبر قبیله رجوی چیست و  ریشه تفکرات این کوتوله  از کی و از چه مکتبی  است و آبشخور و تفکرات عشیره ای و قبیله ای او که طی سالها به اسم اصالت جمع به خورد ما اعضا از دینا بیرون و جهان آزاد بی خبر میداد  چیست و رهبرفکری او  چه کسانی بودن  البته باید یاد آور شوم قصد من دفاع از نظریه های آقای پوپر نیست و قطعا هر کتابی و یا نظریه ای  قابل نقد می باشد قسمتی از نظریه ها در دنیای  واقعیتها اثبات نمی شود و آنهای هم که با واقعیت منطبق  می شوند  در دوره دیگر جای خود را به نظریه های بهتر می دهند . همواره در این کتاب یک شاه بیت دارد که اگر رهبر عشیره  رجوی فقط و فقط یک بار و یک دقیقه  در طول حیات کثیف سیاسی اش و یا در مدت زمانی که من در فرقه بود م و شاهد بودم به این جمله پوپر عمل میکرد قطعا  امروز وضع فلاکت بار و مزدور اجنبی نمی شد و سرا پا به رذالت کشیده نمی شده.

پوپر : انتقاد پذیری یک فضیلت است  و انتقاد ناپذیری یک رذلیت است

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsدر زیر سایه ملکه تروریست ها!

مردان ما در ایران؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

شستشوی مغزی بخش دهم: احساس گناه در خدمت شستشوی مغزی

2013/12/06 by

مسعود بنی صدر، انستیتوی تحقیقات در مورد فرقه های مخرب،  دوازدهم نوامبر ۲۰۱۳: …  قبل از شروع بخشهای بعدی و توضیح آخرین ویژگی فرقه های مخرب، یعنی روشهای مخدوش سازی ذهن )یا شستشوی مؽزی( توسط آنان، لازم است توضیح مختصری بدهیم که اولا” مؽز چگونه کار میکند و ثانیا” نقاط ضعؾ و قوت آن چیست؟ […]

درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران (۱۴) ـ «تیف» و برشی از«درون»

2013/12/07 by

هادی افشار (سعید جمالی) هفتم دسامبر ۲۰۱۳: … آنکه باید شرمنده باشد آنانی هستند که با پذیرش کثیف ترین اعمال و رفتارها به دامان آمریکاییها آویختند تا به آنها اجازه داده شود تا در بیت عنکبوتی شان باقی بمانند و مدام زیر بار این خفت و خاری به هر کار کثیفی تن بدهند. من از […]

چهل و دو تن شاهد وقایع کمپ اشرف کجا هستند؟

2013/12/16 by

مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۳: … مسعود رجوی و همسرش مریم به پیروانشان دستور داده اند که اعتصاب غذا کنند. اعتصاب غذایی که بصورتی غیر واقعی و تعجب بر انگیزی اکنون از مرز صد روز نیز گشته است. خواسته آنها بازگرداندن این هفت نفری است که درست مثل خود مسعود رجوی هیچ […]