جامعه بسته {فرقه } و جامعه باز (جنگ، جنگ، جنگ)

جامعه بسته {فرقه } و جامعه باز (جنگ، جنگ، جنگ)

احمد. م خ. اروپا، دوم فوریه 2014: …  یکی دیگر از ویژه گی های جامعه بسته که به شکل بسیار کهنه آن در قبیله ها یافت می شود جنگ طلبی و دشمن فرضی درست کردن در اذهان اعضای قبیله است تا افراد گیر کرده در این محیط بسته سر گرم جنگ ذهنی باشند و با دشمن خیالی در حال جنگ باشند . لطف به تعدادی از کلمات یا جملات رئیس قبیله رجوی کوتوله توجه کنید که طی بیست پنج سال شاهد شنیدن این واژه جنگ از دهان این مردک …

(با تشکر از آقای احمد.م خ،  نجات یافته جدید الورود به اروپا، دریافت شد)

لینک به قسمتهای قبلی
جامعه بسته{فرقه} جامعه باز
جامعه بسته{ فرقه} و جامعه باز (قسمت دوم) – عشیره رجوی
جامعه بسته {قبیله} و جامعه باز. تفاوت سازمان یا حزب سیاسی با قبیله
جامعه بسته  و جامعه باز (اصول تشکیلاتی، سانترالیسم دمکراتیک)
جامعه بسته {قبیله } و جامعه باز (ویژگی قبیله ها)
جامعه بسته {قبیله}و جامعه باز (از افلاطون تا رجوی)

جامعه بسته {فرقه } و جامعه باز (جنگ، جنگ، جنگ)

یکی دیگر از ویژه گی های جامعه بسته که به شکل بسیار کهنه آن در قبیله ها یافت می شود جنگ طلبی و دشمن فرضی درست کردن در اذهان اعضای قبیله است تا افراد گیر کرده در این محیط بسته سر گرم جنگ ذهنی باشند و با دشمن خیالی در حال جنگ باشند .

لطف به تعدادی از کلمات یا جملات رئیس قبیله رجوی کوتوله توجه کنید که طی بیست پنج سال شاهد شنیدن این واژه جنگ از دهان این مردک بودم و بعد ببینیم که چگونه از نیاکان غار نشین و قبیله نشین خود الهام گرفته ودر قرن بیست ویکم بکار برده و می برد برای همین خودش در غاری پنهان شده و هنوز به اسیران لیبرتی و حتی البانی و سراسردنیا و یگانهای رهای بخش در ایران فرمان جنگ جنگ جنگ صادر میکند .

-می روم تا بر فروزم آتشها.

من جنگ صد برابر می خواهم.

در دوران جنگ ایران عراق شعار میداد صلح کنید بعداز قبول آتش بس شعار داد کاری کنیم که دوباره بین ایران و عراق جنگ شود و خط کارجرقه جنگ را داد که خود داستانی دارد با خمپاره زنی و موشک زدن از مرز عراق به ایران طرفین را دوباره تحریک کند برای جنگ .

_ مجاهدین یا در جنگ هستن یا در حال جشن گرفتن پیروزی های جنگ خود .

_ هر عضوی را از روی جنگش در مبارزه با خودش و درونش می توان درجه صلاحیتش را مشخص کرد .

چرا نجنگ شدین { در برابر ابهامات استراتژیکی یا ایدولوژیکی اعضا این حربه رئیس قبیله بود }

_ هر کس در انقلاب {مبارزه با غریزه جنسی }بیشتر جنگ کند در صحنه عملیات هم جنگنده تر است .

ما عنصر نجنگ نمی خواهیم .

بیرون این سیاج {قبیله خودش } همه در حال اضمحلال هستن , همه گروه ها در برابر دولت ایران وا رفتن بجز ما که همواره در ذهنمان در حال جنگ با دشمن هستیم اول دشمن درونی که غریزه است و بعد خارج از سیاج همه دشمن هستن .

_ دشمن در خارج سیاج هست .

خانواده دشمن هست که پشت سیاج برای دیدار بچه هایشان آمدن .

با هرگونه تمایل به تشکیل خانواده و زن بچه در درونتان بجنگید تا بتوانیم مهر تابان را به تهران ببریم .

_ در جنگ است که ما {قبیله ما} سر پا است .

عنصر ایدولوژیک یعنی عنصر جنگنده .

_ هر کس به خواهر مسئول توجه نکند فرامینش را انجام ندهد نجنگ هست و وادادگی ایدولوژیکی دارد.

و…………….. نجنگ و اهل جنگ

_ خلاصه در کوچکترین اشتباه کاری یا خستگی یا بی خوابی که معمولا فرد کم انرژی میشد زود نیاز به استراحت یا تغذیه خوب داشت تا دوباره انرژی بگیرد بجای رفع مشکل فرد و باسازی انرژی از دست رفته اش او را می بردن در نشست جمعی و می گفتن جنگ را ول کردی نجنگ شدی .

الان هم طی چند سال اخیر همه دنیا شاهد بودن که چه فرصت های بین المللی فراهم شد که افراد اسیر این قبیله از عراق خارج شوند و بی خود و بی جهت در یک جنگ بی دلیل با دولت عراق تلف نشوند اما فکر و اندیشه عقب افتاده کوتوله رجوی مال دوران افلاطون و هگل هست و از آنها تقلید می کند به همین منظور برای بقای قبیله که خودش هم در راس آن باشد ولی در سوراخ قایم باشد در ذهن افراد قبیله دشمن فرضی درست کرده و در محیط و ظرف جغرافیای قبیله هم با دولت عراق سر جنگ دارد که اصلا هیچ ربطی به چیزی به اسم مبارزه با رژیم ایران نداره ولی نیاز این کوتوله برای بقای حرمسرایش و به بند نگاه داشتن اسیران لیبرتی می باشد .

ببینم و بخوانیم که نظر هگل و افلاطون در مورد تعزیه و جنگ طلبی چیست و چه سودهای می بردند .

هگل : افکار عمومی همانقدر که شایسته احترام است مستوجب تحقیر نیز هست .. پس نخستین شرط کامیابی در هر کار بزرگ استقلال از افکار عمومی است …و یقین است که افکار عمومی بعدها کامیا بیهای بزرگ را تشخیص خواهد داد و خواهد پذیرفت مختصر انکه همیشه آنچه بحساب می آید موفقیت است .دورغ موفقیت آمیز دروغ نیست زیرا مردم را در باره بنیاد گوهرینشان فریب نداده .

هگل : جنگ دارای این معنای عمیق است که حافظ سلامت اخلاقی یک ملت است و هدفهای متناهی و محدود او را از ریشه بر می کند… جنگ مردم را از فسادی که در نتیجه صلح دائم گریبانگیرشان می شود محفوظ می دارد .

هگل :مراحلی در تارخ دیده می شود که نشان میدهد جنگ تا چه حد در جلوگیری از ناآرامیهای داخلی موفق بوده است …

چنین ملتهای که به ستیزه جوییهای داخلی {انتقاد از درون } گرفتار شده بودند آرامش درونی را در نتیجه جنگ خارجی بدست آوردند .

بانزه: { دانشمند علوم نظامی } جنگ به معنای تشدید تمام قوای روحی یک عصر به اعلا درجه و منتهای مجاهدت روحی مردم … و بهم پیوستن روح و عمل است جنگ پایه ای فراهم می کند که بر آن مبنا جان آدمی بتواند افراشته قامت تر از همیشه نمایان گردد …هیچ کجا مانند جنگ اراده یک نژاد قادر نیست اینچنین یکپارچه به هستی قیام کند .

ماکس شلر : {فیلسوف مشهور اهل اصالت ماهیت } جنگ یعنی دولت {قبیله } در حالت بیشترین رشد و برخاستگی بالفعل جنگ یعنی سیاست. .هگل : جنگ شر و آفتی عادی نیست که بوفور پیدا شود؛خیری گرانقدر و کمیاب است .

هراکلیتوس : جنگ گروهی را به مشتی برده مبدل می سازد و گروهی دیگر را به سروری می رساند و از این راه ثابت میکند که گروه نخست انسانهای ضعیفی بیش نیستند و گروه دوم خدایانند ..جنگ حق است

بله هم وطنان این بود گوشه بسیار کوچک از ریشه های فکری رجوی کوتوله که دشمن آزادی و تحولات اجتماعی بشکل درست و منطقی در کشور عزیزمان ایران می باشد .

افکاری از این دست توتالیتاریسم و فبیله پرستی افلاطونی و نظریه خواجگی و بندگی که با نعره های جنگ طلبی انسانها را به مدتهای زیاد سرگردان کردن رهبرانی که خود وتشکیلات ودولت خود را معاف وآزاد از هرگونه تعهد اخلاقی می دانند در اندیشه این اشخاص مثل رجوی ها دورغ پردازی تبلیغاتی و تحریف حقیقت مجاز است \ تصور اخلاقی پنداشتن پدیده جنگ و کشتار جان انسانها بنام جنگ تمام عیار و جمعی .

هگل و رجوی یک صدا می گویند مطلوبترین خیرها جنگ و تقدیر ونام بلند است نقش خلاق رجل کبیر یا شخصیت جهان تاریخی {اصل رهبری عقیدتی } آرمان زندگی قهرمانی است {شو خطر کن} در مسیر ناکجا آباد {جامعه بی طبقه توحیدی }

ادمه دارد……

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsدر زیر سایه ملکه تروریست ها!

مردان ما در ایران؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

در مورد مرگ ناصر محمدی در قبیله اشرف

احمد. م خ. اروپا، شانزدهم ژانویه ۲۰۱۴: …  با شناختی که از رک گویی ناصر داشتم و صراحت همراه با طنز   می دانستم این نقطه نظراتش به مزاج رئیس قبیله خوش نمی آید و ناصر موی دماغش هست و نمی گذارد دیگران را کله پزی کند  و به ترتیبی می خواهد از دست این تیپب افراد خلاص شود . ما بقی داستان را دوست گرامی

حمایت از کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث

احمد. م خ. اروپا، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۴: … در شرایط حساس دلم می خواست که همه متمرکز این موضوع بشویم و خودم هم دل دماغی برای نقد این قبیله را نداشتم  فکر کردم مدتی کار نوشتن وافشاگری  دیدهایم از درون قبیله  فرقه رجوی را متوقف کنم تا تعیین تکلیف وضعیت اسیران لیبرتی  اما دیدم که دقیقا هدف  رجوی

حکایت آی دزد دزد را بگیرید، حکایت نفوذی خواندن مسعود دلیلی است.

احمد. م خ. اروپا، چهارم ژآنویه ۲۰۱۴: … یادم هست در همان ایام مسعود دلیلی هم از فرقه جدا شده بود و به بغداد آمد و ما هم خوشحال شدیم فردی با سوابق قدیمی و در موضع حفاظت رجوی جدا شده و به جمع ما می پیوندد اما او  به هیچ طریق رازی نشد به جمع ما بپیوند و حتی جواب نامه های ما جدا شدگان را که توسط نیروهای